• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

وزیر داخله فرانسه: برای اخراج مهاجران افغان با طالبان «گفت‌وگوی فنی» داریم

۱۱ عقرب ۱۴۰۵، ۲۲:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

وزیر داخله فرانسه در پاسخ به پرسش نمایندگان پارلمان این کشور گفت که پاریس برای بازگرداندن شماری از مهاجران افغان فاقد اقامت قانونی، گفت‌وگوهای فنی با طالبان را آغاز کرده است. با این حال، یکی از نمایندگان مخالف حکومت، این اقدام را گامی در جهت عادی‌سازی روابط با طالبان دانست.

لوران نونیز، وزیر داخله فرانسه روز دوشنبه گفت: «تلاش می‌کنیم امکان بازگرداندن شماری از افغان‌هایی را که اقامت قانونی ندارند، فراهم کنیم. این‌ها گفت‌وگوهای فنی است.»

وزیر داخله فرانسه افزود که برخی از این افراد ممکن است تهدیدی برای نظم عمومی باشند.

گفت‌وگوهای فرانسه با طالبان با انتقاد شماری از نمایندگان پارلمان این کشور روبه‌رو شده است. لیا بالاژ ال‌ماریکی، نماینده حزب اکولوژیست‌ها، حکومت فرانسه را متهم کرد که با این اقدام، نخستین گام‌ها را برای عادی‌سازی روابط دیپلوماتیک با طالبان برداشته است.

او همچنین طالبان را به ارتکاب جنایت علیه بشریت از طریق اعمال «آپارتاید جنسیتی» متهم کرد.

پیش از این، وزارت خارجه فرانسه در پاسخ به پرسش افغانستان اینترنشنال تأیید کرده بود که پاریس برای بازگرداندن مستقیم شماری از پناهجویان افغان به کشور شان، گفت‌وگوهای فنی با طالبان را آغاز کرده است.

این وزارتخانه اعلام کرد که فرانسه، مانند برخی دیگر از کشورهای اروپایی، در تلاش است زمینه اخراج شهروندان افغان فاقد مدارک اقامت و افرادی را فراهم کند که برای امنیت عمومی خطرناک شناخته می‌شوند.

به گفته وزارت خارجه فرانسه، بازگرداندن این افراد با رعایت تعهدات بین‌المللی این کشور انجام خواهد شد و برای «تضمین امنیت شهروندان فرانسه ضروری است».

این وزارتخانه در عین حال تأکید کرد که «تحت هیچ شرایطی، پناهجویان یا زنان به افغانستان بازگردانده نخواهند شد».

  • فرانسه تایید کرد که برای بازگرداندن «افغان‌های خطرناک» با طالبان وارد گفت‌وگو شده است

    فرانسه تایید کرد که برای بازگرداندن «افغان‌های خطرناک» با طالبان وارد گفت‌وگو شده است

پربازدیدترین‌ها

فنلند جوانان مجرد را برای عشق‌یابی دعوت می‌کند
۱

فنلند جوانان مجرد را برای عشق‌یابی دعوت می‌کند

۲

ادامه بازداشت و آزار و اذیت مردم پس از درگیری در یک مراسم عروسی در شهر بزرگ بدخشان

۳

شبکه تحلیلگران افغانستان: زایمان دختران زیر ۱۸ سال در افغانستان افزایش یافته است

۴

سخنگوی ارتش پاکستان: طالبان توان تحمل مجازات ما را ندارد

۵

ترامپ و هبت‌الله در فهرست محدودکنندگان آزادی رسانه‌های خبرنگاران بدون مرز

•
•
•

مطالب بیشتر

زنان در هرات زیر حاکمیت طالبان: «حتی هوای نفس کشیدن را از ما گرفته‌اند»

۱۱ عقرب ۱۴۰۵، ۲۱:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)
100%

صنم، ۱۸ ساله‌، درباره زندگی در حاکمیت طالبان در هرات می‌گوید که «شهر هنوز سر جایش است، اما هوای نفس کشیدن را از ما گرفته‌اند.» او و شماری از زنان دیگر در گفت‌وگو با روزنامه لوموند از ترس بازداشت، آموزش مخفیانه، محرومیت از زندگی اجتماعی و امید به ترک افغانستان سخن گفته‌اند.

صنم (نام مستعار) به روزنامه لوموند گفت که بازگشت طالبان به قدرت زندگی او را دگرگون کرده است. او نخست از ادامه تحصیل در مکتب محروم شد و سپس آموزشگاه مخفی‌ای که در آن زبان انگلیسی تدریس می‌کرد، تعطیل شد.

صنم روز ۱۹ جوزای امسال همراه پدر و مادرش به محل تجمع معترضان در منطقه جبرئیل هرات رفت. این تجمع در اعتراض به بازداشت ده‌ها زن به اتهام رعایت نکردن پوشش مورد نظر طالبان برگزار شده بود. او می‌گوید که سرکوب این اعتراض بیش از هر رویداد دیگری بر زندگی‌اش تأثیر گذاشت.

او هنوز از موتر پیاده نشده بودند که تیراندازی آغاز شد. صنم به لوموند گفت: «مردم به هر طرف می‌دویدند. صدای گلوله‌ها را شنیدم و ترس را در چهره‌های مردم می‌دیدم. خیلی زود برگشتیم و به خانه رفتیم.»

مژده، خاله صنم که پیش از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از ۱۲ سال در یکی از مکاتب تدریس می‌کرد، گفت: «هنوز نمی‌دانیم آن روز چند نفر کشته و زخمی شدند. طالبان تمام اطلاعات را مسدود کرده است.»

براساس گزارش یوناما، در جریان سرکوب این تجمع یک پسر ۱۱ ساله کشته شد. کارشناسان سازمان ملل بعداً از کشته شدن یک نفر دیگر و زخمی شدن بیش از ۲۰ نفر خبر دادند.

صنم می‌گوید که سرکوب این اعتراض آخرین امیدهایش را برای بهبود وضعیت از بین برد. او افزود: «من به ناامیدترین دختر دنیا تبدیل شدم.»

پس از این رویداد، ترس بر زندگی روزمره صنم و خانواده‌اش سایه انداخته است. او که پیش‌تر با روسری، لباس بلند و ماسک از خانه بیرون می‌رفت، اکنون برای جلوگیری از جلب توجه، چادر بلند می‌پوشد.

صنم پس از محرومیت از ادامه تحصیل، همراه مادرش، خدیجه، در یک آموزشگاه مخفی در هرات تدریس می‌کرد. او زبان انگلیسی و مادرش ریاضی درس می‌داد.

برای پنهان نگه داشتن فعالیت این مرکز آموزشی، بر سردر آن تابلویی با عنوان «مکتب قرآنی» نصب کرده بودند. صنف‌ها ساعت شش صبح یا هفت شب برگزار می‌شد تا کمتر توجه دیگران را جلب کند.

اما در بهار امسال، چند مرد در اطراف آموزشگاه دیده شدند که درباره فعالیت آن از همسایه‌ها پرس‌وجو می‌کردند.

صنم گمان می‌کند که این افراد از اعضای طالبان بودند. مسئولان آموزشگاه نیز از ترس بازجویی و بازداشت تصمیم گرفتند صنف‌ها را تعطیل کنند.

صنم، نجیبه و مادران‌شان پیش‌تر تلاش می‌کردند با انتشار ویدیو در شبکه‌های اجتماعی، محدودیت‌های طالبان علیه زنان را محکوم کنند. آنان برای پنهان نگه داشتن هویت خود وانمود می‌کردند که باشندگان کابل هستند.

اما پس از سرکوب اعتراض ۱۹ جوزا، فعالیت‌های اعتراضی خود را متوقف کردند و از تمام گروه‌های واتساپی که در آن‌ها عضویت داشتند، بیرون شدند.

نجیبه، دخترخاله ۱۸ ساله صنم، به لوموند گفت که از گرفتن عکس سلفی می‌ترسد و تمام اطلاعات شخصی و مطالبی را که ممکن است برایش دردسر ایجاد کند، از تلفن خود پاک کرده است.

او می‌گوید گاهی شب پیش از بیرون رفتن از خانه خوابش نمی‌برد، زیرا نگران است که افراد طالبان در خیابان او را متوقف کنند.

صنم با یادآوری زندگی در هرات پیش از بازگشت طالبان گفت: «پیش از این هرات زنده بود. خیابان‌ها پر از دختران و زنان جوانی بود که به مکتب یا دانشگاه می‌رفتند. صدای خنده آن‌ها در پارک‌ها، رستورانت‌ها و کافه‌ها شنیده می‌شد.»

او افزود: «غم‌انگیزترین بخش ماجرا این است که شهر هنوز سر جایش است، اما هوای نفس کشیدن را از ما گرفته‌اند.»

خدیجه، مادر صنم، نیز در توصیف زندگی کنونی زنان گفت: «ما زندانی شده‌ایم.»

به گفته این دختران، ترس از طالبان حتی به گفت‌وگوهای اینترنتی آنان نیز راه یافته است. صنم گفت: «ما از گفتن نام طالبان خودداری می‌کنیم، چون می‌ترسیم. وقتی درباره آن‌ها حرف می‌زنیم، به‌جای طالبان می‌گوییم جالبان.»

این دختر ۱۸ ساله می‌گوید که حاضر است هر زبانی را یاد بگیرد، اگر بتواند فرصتی برای ترک افغانستان پیدا کند. او با چشمانی اشک‌آلود به لوموند گفت: «همه زنان افغانستان را فراموش کرده‌اند. بورسیه‌ها و فرصت‌ها هیچ‌وقت نصیب ما نمی‌شوند.»

وقتی خبرنگار لوموند از او پرسید که دوست دارد در چه رشته‌ای تحصیل کند، بدون تردید پاسخ داد: «رشته برایم مهم نیست. فقط می‌خواهم از این کشور بروم.»

این زنان می‌گویند که دیگر اجازه ورود به بسیاری از مکان‌های عمومی شهر را ندارند. خدیجه می‌گوید که گاهی همراه دخترش به نزدیکی چهار منار مشهور هرات می‌رود، اما زنان دیگر اجازه ورود به این محل را ندارند و تنها می‌توانند منارها را از دور تماشا کنند.

نجیبه می‌گوید که دیدار با دوستانش تقریباً ناممکن شده است: «کجا می‌توانیم برویم؟ هیچ جا، جز چند رستورانت که بسیار گران هستند.»

مژده، خاله صنم و آموزگار پیشین مکتب، برای حفظ ارتباط با دوستانش راه متفاوتی پیدا کرده است. او هر دو هفته یک‌بار در قبرستانی در هرات با گروهی از زنان جمع می‌شود و درباره کتاب‌ها گفت‌وگو می‌کند.

مژده به لوموند گفت که آنان کتاب‌هایی مانند «کوری» اثر ژوزه ساراماگو و «اتاقی از آن خود» اثر ویرجینیا وولف را خوانده‌اند.

او درباره دلیل انتخاب قبرستان برای محفل کتاب‌خوانی گفت: «مرده‌ها به ما آسیب نمی‌رسانند، این زنده‌ها هستند که به ما آسیب می‌رسانند.»

کتاب هبت‌الله آخندزاده: روزی دادن تنها در اختیار خداوند است

۱۱ عقرب ۱۴۰۵، ۱۵:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)
100%

در کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان آمده است که «روزی دادن تنها در اختیار خداوند است.» در این کتاب آمده که خداوند به کسی که اراده کند روزی می‌دهد.

پیش از ملا حسن آخند، رئیس‌الوزرای طالبان نیز در سخنرانی عمومی خود گفته بود که روزی دادن کار خداوند است.

با این حال منتقدان و کارشناسان حکومتداری می‌گویند اگر روزی‌دهنده خداوند است، آیا این امر مسئولیت حکومت را در قبال فقر، بیکاری، گرسنگی و تأمین نیازهای مردم از بین می‌برد؟

در بخش دیگری از این کتاب آمده است که جهاد تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نخواهد کرد.

در صفحه ۱۳۸ این کتاب آمده است: «ما باور داریم که حج و جهاد به رهبری امیران مسلمان (چه صالح و چه ناصالح) تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نمی‌کند.»

100%
صفحه ۱۳۸ کتاب هبت‌الله آخندزاده

طالبان روز سه‌شنبه، پنجم عقرب، در مقر وزارت خارجه در کابل مراسمی برای معرفی کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، برگزار کرد.

در نسخه‌ای از این کتاب که خبرنگار افغانستان اینترنشنال بررسی کرده، آمده است که مسلمانان نباید علیه حاکمان خود شورش کنند، حتی اگر آنان مرتکب ظلم یا گناه شوند. در صفحه ۱۳۱ کتاب آمده است: «ما علیه امیران خویش بغاوت نمی‌کنیم. هرچند که آن‌ها ظلم کنند و مرتکب گناه شوند.»

100%
صفحه ۱۳۱ کتاب هبت‌الله آخندزاده

در ادامه همین صفحه، اطاعت از حاکمان تا زمانی که به نافرمانی از خداوند دستور ندهند، «فرض» دانسته شده است. در متن آمده است: «ما اطاعت امیران را فرض می‌دانیم. از اطاعت دست نمی‌کشیم، مادامی که به معصیت و نافرمانی خداوند متعال امر نکنند و برای صلاح، بهبود و حفاظت آن‌ها دعا می‌کنیم.»

اعضای کابینه و والیان طالبان در سخنرانی‌های خود در پنج سال گذشته نیز بر اطاعت از امیر حتی در صورت ارتکاب ظلم، تأکید می‌کند و مخالفت و شورش علیه او را مجاز نمی‌داند؛ مگر در شرایطی که حاکم به نافرمانی از خداوند فرمان دهد.

100%
فهرست مطالب کتاب هبت‌الله آخندزاده

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان در حوت ۱۴۰۴ از چاپ کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه، خبر داد و آن را اثر مهمی در تبیین «عقیده درست» و عمل مطابق شریعت دانست.

از آن زمان تاکنون طالبان این کتاب را به‌شدت تبلیغ و تقدیس کرده‌اند. از برگزاری مراسمی در مورد این کتاب در مقر وزارت خارجه در کابل تا برگزاری مسابقه‌ای کتابخوانی در ولایت‌ها.

100%
فهرست مطالب کتاب هبت‌الله آخندزاده

امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان این کتاب را مؤثر در آموزش عقیده اسلامی دانست و به کارمندان وزارت دستور داد آن را با دقت مطالعه کنند. فقیرالله فایق، روحانی حامی طالبان در ستایش از این کتاب تا جایی پیش رفت که گفت کتاب هبت‌الله آخندزاده «پاسپورت و ویزای بهشت» است. آقای فایق که در مدرسه دینی نعمان ابن ثابت در کابل تدریس می‌کند، گفت به همه مردم لازم است کتاب هبت‌الله را بخوانند.

100%
فهرست مطالب کتاب هبت‌الله آخندزاده

در این کتاب ۹۹ نکته درباره عقاید مسلمانان اهل سنت و جامعه از نظر رهبر طالبان مطرح شده است. از جمله عقایدی که در متون اسلامی از آن به عنوان «صفات خداوند، اسلام، ایمان به ملایک، قرآن، نبوت پیامبر اسلام، ایمان به عهد ازل، لوح محفوظ، کرسی عرش و اهل قبله نام برده می‌شود.

در ادامه مباحثی درباره «تفصیل ایمان، پرهیز از اختلاف، ایمان به برزخ و قیامت، عقاید اختصاصی اهل سنت و جماعت و محبت با پیامبران و سلف صالح» آمده است.

100%
فهرست مطالب کتاب هبت‌الله آخندزاده

تشکیل اتحادیه زرشویان وزارت معادن طالبان در بدخشان واکنش‌برانگیز شد

۱۱ عقرب ۱۴۰۵، ۱۴:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)
100%

اتحادیه‌ای تحت نام زرشویان بدخشان به تازگی از سوی وزارت معادن طالبان ایجاد شده، با واکنش معدن‌کاران و باشندگی محلی روبه‌رو شده است. مسئولان این اتحادیه می‌گویند که هدف از تشکیل آن، تسهیل فعالیت‌های زرشویان، تقویت همکاری میان آن‌ها و رسیدگی به مشکلات این بخش است.

رسانه‌های طالبان روز یک‌شنبه، ۱۰ عقرب، گزارش دادند که اتحادیه زرشویان بدخشان از سوی وزارت معادن و پترولیم ایجاد شده و در مراسمی در این ولایت، رئیس و اعضای آن معرفی شده‌اند. این اتحادیه ۱۲ عضو دارد و شعیب احمد به‌عنوان رئیس آن گماشته شده است.

رئیس این اتحادیه، تشکیل آن را یکی از نیازهای مهم بخش زرشویی در بدخشان خوانده است.

با این حال، اعلام تشکیل این اتحادیه و تعیین رئیس و اعضای آن در ۲۴ ساعت گذشته با واکنش‌های گسترده باشندگان بدخشان، کارمندان ادارات طالبان، معدن‌کاران و کاربران شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است.

شماری از معدن‌کاران گفته‌اند که هیچ اطلاعی از تشکیل این اتحادیه و ساختار آن نداشته‌اند و تنها از طریق رسانه‌ها از ایجاد آن آگاه شده‌اند. به گفته شماری از آنان، این اتحادیه با هدف افزایش فشار بر معدن‌کاران و «فراهم‌کردن زمینه باج‌خواهی غیرمستقیم از سوی مسئولان وزارت معادن» ایجاد شده است.

معدن‌کاران بدخشانی می‌گویند که در روند تشکیل این اتحادیه هیچ نقشی نداشته‌اند و نمی‌دانند اعضای آن چگونه و بر چه اساسی تعیین شده‌اند.

یک منبع گفت که اتحادیه زرشویان بر اساس حکم وزارت معادن طالبان تشکیل شده است؛ در حالی که به گفته او، تشکیل اتحادیه‌های صنفی باید از طریق انتخابات، آگاهی و توافق تمامی اعضای صنف مربوط انجام شود.

واکنش‌ها؛ ادارات طالبان و شرکت‌های استخراج بی‌خبرند

در پی اعلام تشکیل این اتحادیه، یک کارمند ریاست صنعت و تجارت طالبان با انتقاد از روند ایجاد آن گفته است که تاجران و فعالان استخراج معادن طلا و زرشویی در بدخشان، که مجوز رسمی وزارت صنعت و تجارت را دارند، در ترکیب این اتحادیه حضور ندارند.

او افزوده است که ریاست‌های معادن و صنعت و تجارت بدخشان نیز از تشکیل این اتحادیه آگاه نبوده‌اند و اعضای آن باید با آگاهی و مشارکت فعالان این صنف انتخاب می‌شدند.

مسئول یک شرکت استخراج طلا در بدخشان نیز به افغانستان اینترنشنال گفته است که از تشکیل اتحادیه زرشویان این ولایت هیچ اطلاعی ندارد. به گفته او، این اتحادیه بدون هماهنگی با شرکت‌های استخراج طلا و زرشویان بدخشان ایجاد شده است.

شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز از تشکیل این اتحادیه و تعیین مسئولان آن انتقاد کرده و به حضور افرادی از باشندگان جنوب کشور در ریاست و ترکیب آن اعتراض کرده‌اند.

کاربران بدخشانی در ساعت‌های گذشته به‌گونه گسترده به این موضوع پرداخته و نسبت به چگونگی تشکیل اتحادیه و روند تعیین اعضای آن ابراز تردید کرده‌اند. شماری از آنان تشکیل این اتحادیه را بخشی از تلاش طالبان برای افزایش نفوذ و تسلط بر معادن طلای این ولایت دانسته‌اند.

  • درگیری بر سر کنترول معدن طلا در شیوه‌ بدخشان

    درگیری بر سر کنترول معدن طلا در شیوه‌ بدخشان

تنش‌ها بر سر استخراج طلا در بدخشان

اختلاف‌ها بر سر استخراج طلا در دو سال گذشته در بخش‌های مختلف بدخشان افزایش یافته است. شماری از باشندگان این ولایت خواستار خروج شرکت‌های غیربومی از معادن شده و بارها در اعتراض به فعالیت این شرکت‌ها دست به تظاهرات زده‌اند.

درگیری‌ها بر سر تصرف و استخراج معادن در ولسوالی‌های درواز، دشت‌شیوه، شهر بزرگ و راغ‌ها نیز تلفات جانی زیادی برجا گذاشته است. این تنش‌ها با گذشت هر روز شدت بیشتری گرفته‌اند.

جنگ بر سر معادن طلا در بدخشان به یکی از چالش‌های عمده طالبان تبدیل شده است. این گروه در کنار گماشتن افراد نزدیک به حلقه رهبری خود در ریاست معادن بدخشان، یک قطعه ویژه نظامی را نیز به این ولایت اعزام کرده است.

هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، نیز فرمانی را با هدف تنظیم فعالیت‌های زرشویی صادر کرده است. این فرمان در ۲۸ ثور ۱۴۰۵ صادر شده و نسخه‌ای از آن برای نخستین‌بار از سوی افغانستان اینترنشنال منتشر شده است.

  • جنگ طلا؛ رهبر طالبان فرمانی درباره زرشویی صادر کرد

    جنگ طلا؛ رهبر طالبان فرمانی درباره زرشویی صادر کرد

مستند زندگی کودک افغان برنده جایزه جشنواره فیلم جمهوری چک شد

۱۱ عقرب ۱۴۰۵، ۱۱:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
100%

مستند «محبت» ساخته جیمز لانگلی، فیلم‌ساز امریکایی، جایزه اصلی بخش مستندهای بین‌المللی جشنواره جی‌هلاوا در جمهوری چک را دریافت کرد. این فیلم درباره پسری ۱۲ ساله افغان است که پدرش در حمله پهپادی امریکا کشته شده و پس از آن با دشواری‌های زندگی در زیر حاکمیت طالبان روبه‌رو شده است.

جشنواره جی‌هلاوا از سال ۱۹۹۷ برگزار می‌شود و یکی از جشنواره‌های مهم سینمای مستند اروپا و بزرگ‌ترین جشنواره مستند مؤلف در اروپای مرکزی و شرقی است.

لانگلی که دو بار نامزد جایزه اسکار شده است، در گفت‌وگو با مجله ورایتی گفت که این مستند را با هدف آشنا کردن مخاطبان خارجی با زندگی مردم افغانستان در جریان جنگ و پس از بازگشت طالبان به قدرت ساخته است.

نام این مستند از نام شخصیت اصلی آن، محبت، پسر ۱۲ ساله افغان، گرفته شده است.

پدر محبت هنگام شکار در حمله پهپادی امریکا کشته شد. پس از مرگ او، محبت و دو برادر بزرگ‌ترش بدون سرپرست ماندند و مدتی را در یک پرورشگاه در شهر سپری کردند.

پدر محبت مردی فقیر بود که در بازاری در حاشیه کابل چای می‌فروخت و سرپرستی یک خانواده هفت‌فرزندی را بر عهده داشت.

این فیلم زندگی محبت را پس از کشته‌شدن پدرش، بازگشت او به روستای خانوادگی و تلاشش برای سازگاری با شرایط تازه دنبال می‌کند.

لانگلی به ورایتی گفت که حمله پهپادی در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ رخ داده است. او در این گفت‌وگو از مایک پمپئو نیز به‌عنوان یکی از مقام‌های مرتبط با برنامه پهپادی امریکا در آن دوره نام برد.

این مستندساز گفت در جریان جنگ ۲۰ ساله افغانستان، شمار نامعلومی از غیرنظامیان در مناطق دورافتاده کشته شدند؛ مناطقی که خبرنگاران خارجی کمتر به آن‌ها دسترسی داشتند. به گفته او، بسیاری از این قربانیان هیچ‌گاه فرصت نیافتند داستان زندگی خود را بازگو کنند.

او گفت محبت نمی‌خواست خاطره پدرش فراموش شود و به همین دلیل، در جریان دو سال فیلم‌برداری با گروه مستندساز همکاری کرد. به گفته لانگلی، محبت باور داشت که این گروه می‌تواند یاد پدرش را زنده نگه دارد.

لانگلی که پیش‌تر برای مستندهای «عراق در قطعات» و «مادر ساری» نامزد جایزه اسکار شده است، گفت هدفش از ساخت فیلم در افغانستان این است که مخاطبان غربی این کشور و زندگی مردم آن را بهتر بشناسند.

او گفت: «پس از آن‌که ۲۰ سال در کشورشان جنگیدیم، به نظرم این کمترین کاری است که می‌توانیم انجام دهیم.»

لانگلی گفت هنگام بازدید از پرورشگاه‌ها، کودکانی را دیده است که پدران‌شان در جنگ کشته شده بودند؛ از جمله فرزندان نیروهای پولیس افغانستان که در حملات انتحاری طالبان جان باخته بودند و فرزندان جنگجویان طالبان. به گفته او، با وجود آن‌که این کودکان به طرف‌های مخالف جنگ تعلق داشتند، نان خود را با یکدیگر تقسیم می‌کردند.

او گفت کودکان در افغانستان، عراق و غزه می‌توانند روایت‌گران مؤثری برای نشان‌دادن پیامدهای جنگ باشند. به باور او، مخاطبان غربی از طریق تجربه‌های کودکان می‌توانند با واقعیت زندگی در این کشورها آشنا شوند.

محدودیت فیلم‌برداری از زنان افغان

لانگلی گفت به دلیل محدودیت‌های اجتماعی و خطر پیامدهای احتمالی برای زنان، نتوانسته است از زنان افغان در این مستند فیلم‌برداری کند.

او توضیح داد که حضور یک زن روستایی در فیلم می‌توانست برای او دردسر اجتماعی ایجاد کند و باعث شود همسایگانش برای مدت طولانی درباره حضور او در یک مستند خارجی صحبت کنند.

این مستندساز گفت زنان افغان بسیاری به‌گونه پنهانی با تلفن‌های آیفون خود فیلم می‌سازند و او نمی‌خواهد کاری را که آنان انجام می‌دهند، تکرار کند.

او افزود که خود را در جایگاهی نمی‌بیند که بتواند مستندی درباره زندگی زنان افغان بسازد. به گفته او، فیلم‌سازان زن افغان نیز با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند که ساخت چنین مستندهایی را برای آنان دشوار می‌کند.

ساخت مستندی درباره روهینگیا

لانگلی در گفت‌وگو با ورایتی از پروژه بعدی خود درباره نسل‌کشی روهینگیا در میانمار نیز خبر داد.

او گفت بخش نخست این پروژه را پیش‌تر با همکاری دایان وایرمن، تهیه‌کننده فقید شرکت «پارتیسپنت میدیا»، فیلم‌برداری کرده و قصد دارد ساخت آن را ادامه دهد.

به گفته لانگلی، سال ۲۰۲۷ دهمین سالگرد عملیات نظامی میانمار علیه اقلیت مسلمان روهینگیا در سال ۲۰۱۷ است؛ عملیاتی که به کشتار گسترده و آوارگی صدها هزار نفر انجامید.

او گفت با وجود آن‌که امریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا این رویدادها را نسل‌کشی به رسمیت شناخته‌اند، تاکنون مستند بلند سینمایی درباره آن ساخته نشده است. این ارزیابی را خود لانگلی مطرح کرده است.

در ساخت مستند «محبت»، الکس گیبنی، مستندساز برنده جایزه اسکار، و محمد شریف هوتک، تهیه‌کننده افغان، با لانگلی همکاری کرده‌اند.

لانگلی گفت آشنایی هوتک با روستاها و مردم محل نقش مهمی در ساخت این فیلم داشته است. به گفته او، هوتک در نزدیکی محل فیلم‌برداری زندگی کرده و تجربه‌های مشترکی از جنگ با کودکان حاضر در مستند داشته است.

او در پایان گفت فیلم‌هایش بازتاب‌دهنده دیدگاه سیاسی شخصی او هستند؛ دیدگاهی که به گفته خودش، انسان‌محور و مخالف جنگ است.

«اسپند بلا بند»؛سهراب ۱۱ ساله که کودکی‌اش را در خیابان دود می‌کند

۱۱ عقرب ۱۴۰۵، ۰۹:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
نویده خوشبو
100%

با طلوع خورشید، کابل روز دیگری را آغاز می‌کند و این برای بسیاری از کودکان آغاز یک روز طولانی کار برای پیدا کردن لقمه‌ای نان است. سهراب یازده‌ساله یکی از آن‌هاست.

او هر بامداد به چهارراهی بره‌کی می‌رود و تا شام میان دکان‌ها، رهگذران و موترهای در حال رفت‌وآمد اسپند دود می‌کند.

سهراب به جای نشستن در صنف درس، ناچار است کار کند؛ کاری که او را از مکتب و کودکی دور نگه داشته است.

سهراب به هر دکانی که سر می‌زند، سلام می‌دهد، اسپند دود می‌کند و زمزمه‌اش را آغاز می‌کند:

«اسپند بلا بند
به حق شاه نقشبند
چشم خویش، چشم میش
چشم همسایه بداندیش
چشم خود و بیگانه
اسپند چشم حسود و دشمن را بترقانه.»

او از یک قوطی فلزی کهنه، ظرفی برای اسپند دود کردن ساخته است.

100%

دستگیره آهنی قوطی را با دست چپ می‌گیرد و با دست راست دانه‌های اسپند را از جیبش بیرون می‌کند، روی زغال می‌پاشد، قوطی را کمی می‌چرخاند و باد می‌زند. وقتی دود سفید اسپند بلند می‌شود، آن را در داخل دکان می‌چرخاند.

چند لحظه‌ای می‌ایستد. چه دکاندار پول بدهد و چه ندهد، زمزمه‌اش را تا پایان می‌خواند و سپس به دکان بعدی می‌رود.

گاهی برای رهگذران اسپند دود می‌کند و گاهی با دیدن موترهای در حال حرکت، به سوی آن‌ها می‌دود تا شاید سرنشینانش نیز از او بخواهند اسپند دود کند.

سهراب به افغانستان اینترنشنال می‌گوید که روزانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ افغانی درآمد دارد.

او از صبح تا شام در همین محل کار می‌کند و با بسیاری از مردم آشنا شده است. به گفته سهراب، هنگام چاشت، برخی دکان‌داران برایش نان و چای هم می‌دهند.

او درباره برخورد مردم می‌گوید: «بعضی‌ها چند بار سرم اسپند دود می‌کنند و دعا می‌خوانند، اما در آخر پول نمی‌دهند. بعضی‌های دیگر خوب‌اند و رفتار خوبی دارند.»

سهراب به مکتب نمی‌رود. کار روزانه و نیاز خانواده به درآمد او، فرصت درس خواندن را از این کودک گرفته است. وقتی درباره مکتب از او می‌پرسیم، پاسخ روشنی نمی‌دهد و می‌گوید: «نمی‌شود مکتب بروم. باید کار کنم، به مکتب نمی‌روم.»

سهراب تنها یازده سال دارد، اما چهره و رفتارش به مردی بزرگ‌سال می‌ماند. صدایش کودکانه نیست و به جای حرف زدن از بازی و درس، از کار، کرایه خانه و نان شب خانواده‌اش می‌گوید. گویی دشواری‌های زندگی، فرصت کودکی را نیز از او گرفته است.

او می‌گوید که خانواده‌اش یک اتاق را در یک حویلی مشترک به کرایه گرفته‌اند و پرداخت کرایه ماهانه برایشان بسیار دشوار است.

سهراب از آینده تصویر روشنی ندارد. آرزویش ساده است: «کاش صلح باشد، آرامش باشد و نان روی دسترخوان باشد.»

آرزوی این کودک، نه داشتن اسباب‌بازی است و نه رفتن به گردش؛ او فقط می‌خواهد خانواده‌اش گرسنه نماند و گاهی غذایی بهتر از نان خشک و ماست بر سر دسترخوان داشته باشند.

بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ یونیسف و یونسکو، بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن آموزش ابتدایی در افغانستان از رفتن به مکتب محروم‌اند. بر بنیاد آخرین سروی ملی نیز ۱۹.۴ درصد کودکان پنج تا ۱۷ ساله در افغانستان کار می‌کنند؛ یعنی از هر پنج کودک، نزدیک به یک کودک.

سهراب یکی از همین کودکان است؛ کودکی که به جای کتاب و قلم، هر روز قوطی اسپند و زغال به دست می‌گیرد.

او روزهایش را در خیابان بره‌کی به پایان می‌رساند؛ خیابانی که در سوم حوت ۱۳۹۹، یک کودک هشت‌ساله اسپندی دیگر در انفجاری در آن کشته شد. نام او هم سهراب بود.

سهراب کشته‌شده برای پیدا کردن نان از چاریکار به کابل آمده بود. او روزها با سه برادرش اسپند دود می‌کرد و شام‌گاهان ساجق می‌فروخت. اندکی پیش از کشته‌شدن، ۱۰ افغانی اسپند را قرض گرفته بود و به دکان‌داران گفته بود که شام وسایلش را جمع می‌کند و به خانه می‌رود؛ اما دیگر به خانه نرفت.

کوچه همان کوچه است، کار همان کار و نام هم سهراب؛ تنها کودک تغییر کرده است.

100%
سهراب ۸ ساله، کودک کارگر که در انفجاری در ۱۳۹۹ در چهارراهی بره‌کی کشته شد

حالا، با فرارسیدن شام، سهراب قوطی فلزی، زغال و باقی‌مانده اسپندش را در بیک پشتی‌اش جمع می‌کند. او پس از یک روز طولانی دود کردن اسپند، ۱۲۰ افغانی به دست آورده است؛ پولی که باید با آن برای خانواده‌اش نان بخرد.

خورشید آرام‌آرام غروب می‌کند، دکان‌ها بسته می‌شوند و کابل با کودکان کارگرش، از جمله سهراب، کم‌کم به خواب می‌رود؛ اما فردا صبح، با طلوع دوباره خورشید، روز کاری این کودکان نیز از نو آغاز خواهد شد.