حشره «کشفک» بار دیگر به کشتزارهای هرات هجوم آورده و نگرانی کشاورزان را برانگیخته است. این در حالی است که شش ماه پیش نیز کشتزارهای هرات و بادغیس با حمله گسترده این آفت روبهرو شده بودند و مقامات طالبان گفته بودند که برای مقابله با آن بودجه و امکاناتی در اختیار ندارند.
پس از شکایت کشاورزان محلی، اداره محلی طالبان از برگزاری نشستی برای بررسی این مشکل و یافتن راهحل خبر داده است.
دفتر والی طالبان در هرات روز دوشنبه، ۱۱ عقرب، اعلام کرد که نشستی به ریاست نوراحمد اسلامجار، والی این ولایت، با حضور مسئولان ادارههای زراعت و حفاظت محیط زیست و متخصصان مربوط برگزار شده است.
مقامات طالبان بدون اعلام اقدام مشخصی برای مقابله با این تهدید، گفتهاند که در این نشست بر هماهنگی میان ادارههای مربوط تأکید شده است.
مشخص نیست چه میزان از کشتزارهای هرات با این تهدید روبهرو شده و تاکنون چه تعداد از زمینهای کشاورزی در اثر حمله این حشره آسیب دیدهاند.
کشفک نوعی حشره زیانبار است که بیشتر به دانهها، برگها و ساقههای گندم و جو حمله میکند و با مکیدن شیره گیاهی آنها، به محصولات زراعتی آسیب میرساند.
این حشره نهتنها باعث کاهش وزن و میزان محصولات زراعتی میشود، بلکه کیفیت گندم و ویژگیهای آرد حاصل از آن را نیز کاهش میدهد.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان، میگوید که محدودیتهای طالبان امیدهای جوانان افغانستان برای تحصیلات عالی، یافتن شغل، دستیابی به استقلال مالی، تشکیل خانواده و خدمت به جامعه را بهشدت محدود کرده یا از بین برده است.
آقای بنت روز دوشنبه، ۱۱ عقرب، در سخنرانی خود در نشستی در حاشیه سومین کمیته مجمع عمومی سازمان ملل متحد تاکید کرد که افغانستان بدون مشارکت جوانان در آموزش، کار، رهبری و روند تصمیمگیری، نمیتواند به صلح و ثبات پایدار دست یابد.
این نشست با عنوان «جوانان افغانستان در دوراهی؛ حقوق، امیدها، چالشها و فرصتها» از سوی نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد، با همکاری انستیتوت حقوق بشر و حقوق بشردوستانه رائول والنبرگ و حمایت نمایندگیهای دایمی ایرلند و دنمارک برگزار شده بود.
ریچارد بنت به نقل از آمار صندوق جمعیت سازمان ملل متحد گفت که حدود ۳۴ درصد جمعیت افغانستان، نزدیک به یکسوم کل جمعیت این کشور، بین ۱۰ تا ۲۴ سال سن دارند و دو سوم جمعیت افغانستان ۲۵ ساله یا جوانتر هستند.
او گفت که جوانان افغان میخواهند تحصیلات عالی داشته باشند، شغل مناسب پیدا کنند، به استقلال مالی برسند، خانواده تشکیل دهند، در زندگی اجتماعی سهم بگیرند و به جوامع خود خدمت کنند، اما بخش بزرگی از این فرصتها در افغانستان بهشدت محدود شده یا بهطور کامل از بین رفته است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد تاکید کرد که جوانان تجربهها، اولویتها و خواستههای متفاوتی دارند و نیازهای آنان باید بهگونه جداگانه و متناسب با شرایطشان در نظر گرفته شود.
آقای بنت هشدار داد که نقض سیستماتیک حقوق بشر از سوی طالبان تنها بر نسل کنونی تاثیر نمیگذارد، بلکه سرنوشت نسلهای آینده افغانستان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
به گفته او، جوانان افغانستان با مجموعهای از مشکلات مرتبط با یکدیگر روبهرو هستند که تبعیض، محرومیت از آموزش و کار، فقر، دسترسی محدود به اطلاعات و آزادی بیان و کنار گذاشتهشدن جوانان از روند تصمیمگیری از جمله آنها است.
بنت افزود که پیامدهای محدودیتهای طالبان بر همه جوانان یکسان نیست، بلکه بر اساس جنسیت، قومیت، مذهب، محل زندگی، وضعیت اقتصادی، معلولیت و پیشینه آموزشی آنان متفاوت است.
او وضعیت زنان و دختران را بهویژه نگرانکننده خوانده و گفت که آنان با تبعیض شدید و ساختاری روبهرو هستند که میتوان آن را آزار و سرکوب مبتنی بر جنسیت دانست.
بنت افزایش محدودیتها بر آزادی علمی و تفکر انتقادی و تاکید بر آموزشهای ایدئولوژیک را برای آینده افغانستان نگرانکننده خواند. به گفته او، جوانان برای تقویت تواناییهای رهبری و مشارکت در روند تصمیمگیری نیز فرصتهای اندکی دارند.
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد از جامعه جهانی خواست که برای ایجاد فرصتهای عملی برای جوانان افغانستان سرمایهگذاری کند.
او بورسیههای تحصیلی، برنامههای باکیفیت آموزش آنلاین، آموزشهای فنی و حرفهای، مهارتهای دیجیتالی، تجارت و فراهمکردن فرصتهای شغلی بینالمللی را از زمینههای مهم حمایت از جوانان دانسته است.
سالنامه اداره احصائیه طالبان از ثبت ۱۵۰ هزار کودک در مراکز اصلاح و تربیت اطفال خبر میدهد؛ مراکزی که بهعنوان دارالتأدیب یا بازداشتگاههای قانونی برای نگهداری کودکان متهم به ارتکاب جرم شناخته میشوند.
این ارقام نشان میدهد که شمار کودکان ثبتشده در این مراکز در مقایسه با دوره حکومت پیشین، حدود ۱۵۸ برابر افزایش یافته است.
برپایه بررسیهای افغانستان اینترنشنال، شمار کودکان ثبتشده در این مراکز از ۹۵۰ تن در سال ۱۴۰۰، به ۱۵۰ هزار و ۲۵۲ تن در سال ۱۴۰۴، پس از بازگشت طالبان به قدرت، رسیده است.
جهش ۱۵۸ برابری؛ از جمهوریت تا حاکمیت طالبان
بررسی آمار سالنامههای اداره احصائیه از ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ نشان میدهد که شمار کودکان در مراکز تربیت و اصلاح که متهم به جرم اند به گونه بیسابقهای افزایش یافته است.
در سال ۱۳۹۹ و پیش از سقوط نظام جمهوریت، وزارت عدلیه کل کودکان ثبتشده در ۳۴ مراکز اصلاح کودکان کشور را تنها ۹۵۰ تن اعلام کرده بود. با بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، ساختار ثبت آمار فروپاشید و در آن سال تنها ۶۹ کودک در کابل گزارش شد و از دیگر ولایتهای آماری در دسترس نیست؛ اما با استقرار تدریجی نهادهای این گروه، جهش آماری کودکان در بازداشتگاههای طالبان آغاز شده است.
طوری که آمار ثبتشده در سالنامههای احصائیه طالبان از سال ۱۴۰۱ با ۳۱ هزار کودک آغاز شد و با دو برابر شدنهای پیاپی در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، در نهایت در سالنامه سال ۱۴۰۴ به اوج خود یعنی ۱۵۰ هزار و ۲۵۲ کودک رسید.
به این ترتیب، مجموع پروندههای اطفال در این مراکز نسبت به دوره جمهوریت حدود ۱۵۸ برابر افزایش یافته و شمار مراکز نیز از ۳۴ به ۴۵ مرکز رسیده است.
افزایش تعداد کودکان در مراکز اصلاح تنها با ازدیاد یازده مرکز در کل کشور در دوران طالبان پرسش برانگیز است. از نوع نگهداری کودکان در این مراکز تا وضعیت صحی و آموزش و پرورش و رسیدگی به پروندههایشان، سوالهای زیادی را ایجاد میکند.
سید مسعود حسینی، وکیل مدافع پیشین، به افغانستان اینترنشنال میگوید که در دوره جمهوریت، کودکان تنها در صورت ارتکاب جرم مشهود جنایی بازداشت میشدند و رویکرد قانون بر اصلاح اجتماعی و سپردن آنان به خانواده استوار بود.
او خاطر نشان میکند که با لغو قوانین پیشین و اجرای تفسیرهای طالبان، فقر، تکدیگری و کار کودکان نیز ممکن است جرم تلقی شود و دادگاههای طالبان با کودکان مانند بزرگسالان و بر اساس مجازات برخورد میکنند.
تمرکز پروندهها در پنج ولایت و جهش ۳۵۰۰ برابری دختران
بررسی دادههای ولایتی در سالنامه ۱۴۰۴ نشان میدهد که نزدیک به ۷۳ درصد کودکان ثبتشده در مراکز اصلاح و تربیت، در پنج ولایت هرات، کابل، ننگرهار، پکتیا و دایکندی متمرکزند.
هرات با ثبت ۳۴ هزار و ۸۹۶ کودک در ۹ مرکز، بالاترین آمار را دارد. پس از آن کابل با ۲۹ هزار و ۵۷۰، ننگرهار با ۲۵ هزار و ۹۷، پکتیا با ۱۱ هزار و ۱۱ و دایکندی با ۹ هزار و ۳۳۰ کودک قرار دارند.
در مجموع کودکان این پنج ولایت ۱۰۹ هزار و ۹۰۴ نفر است؛ یعنی حدود ۷۳.۱ درصد از کل ۱۵۰ هزار و ۲۵۲ کودک.
بخش قابلتوجه این آمارها، افزایش چشمگیر شمار دختران ثبتشده در این مراکز است. در حالی که در سال ۱۳۹۹ تنها ۱۸ دختر در سراسر افغانستان در مراکز بازداشت ثبت شده بودند، این رقم در سال ۱۴۰۴ به ۶۲ هزار و ۴۷۱ نفر رسیده است؛ افزایشی نزدیک به سههزار و ۵۰۰ برابر.
در ولایتهای هرات، کابل و دایکندی نیز شمار دختران ثبتشده از پسران بیشتر است.
مسئولیت میان دو اداره طالبان
مراکز نگهداری کودکان در چهار سال گذشته زیر نظر اداره زندانهای طالبان بود، اما ملا هبتالله در فرمانی به تاریخ ۲۷ عقرب دستور داد که این مراکز ظرف ۳۰ روز به وزارت عدلیه واگذار شوند. این تغییر، ابهام درباره مسئولیت نگهداری کودکان را افزایش داده و هیچیک از دو نهاد حاضر نشدهاند درباره وضعیت آنان پاسخ روشنی بدهند.
افغانستان اینترنشنال برای بررسی وضعیت کودکان و دلایل افزایش شمار آنان در مراکز نگهداری طالبان، با وزارت عدلیه و اداره زندانها تماس گرفت، اما به پرسشهایش پاسخ روشنی دریافت نکرد.
محمد نسیم لالهاند، سخنگوی اداره زندانهای طالبان، به افغانستان اینترنشنال گفت که پس از صدور این فرمان، مسئولیت این کودکان دیگر به اداره زندانها مربوط نمیشود و وزارت عدلیه باید در این باره پاسخگو باشد.
در مقابل، برکت رسولی، سخنگوی وزارت عدلیه طالبان، نیز به پرسشهای افغانستان اینترنشنال پاسخ نداد و تنها گفت که باید تا تکمیل روند واگذاری مراکز صبر کرد. به این ترتیب، در حالی که دو اداره مسئولیت را به یکدیگر ارجاع میدهند، وضعیت و سرنوشت کودکان همچنان نامعلوم است.
ثریا بهرامی، فعال حقوق زن و مددکار اجتماعی پیشین، درباره افزایش شمار کودکان، بهویژه دختران، در این مراکز به افغانستان اینترنشنال گفت که ثبت دهها هزار کودک و دختر در مراکزی که برای نگهداری افراد متهم به جرایم کیفری ساخته شدهاند، نشانهای نگرانکننده از گسترش برخوردهای تنبیهی با کودکان است.
او میگوید در شرایطی که دختران از آموزش و حضور در بخش بزرگی از جامعه محروم شدهاند، فرار از ازدواج اجباری، بدرفتاری خانوادگی، حضور در شهر بدون همراهی محرم شرعی و بازداشت به اتهام رعایت نکردن حجاب، میتواند آنان را با خطر بازداشت روبهرو کند.
به گفته بهرامی، دختران خردسال نیز به اتهام تخطی از شریعت بازداشت و به مراکزی منتقل میشوند که نه معیارهای لازم برای نگهداری و تربیت کودکان را دارند و نه نظارت مستقل و بیطرفانهای بر عملکرد آنها وجود دارد.
تناقض در آمار طالبان؛ سرکس سیار منبع آمار بازداشتگاههای کودکان شد
یکی از تناقضهای مهم در اسناد رسمی طالبان، در بخش منابع جدولهای آماری دیده میشود. در حالی که منبع آمار سال ۱۳۹۹ «وزارت عدلیه» و در سالهای نخست حکومت طالبان «اداره تنظیم امور زندانها» ذکر شده، اداره احصائیه طالبان در سالنامههای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، نام «مؤسسه سرکس سیار کوچک برای کودکان افغانستان» را بهعنوان منبع آمار مراکز اصلاح و تربیت اطفال درج کرده است.
مؤسسه سرکس سیار یک نهاد فرهنگی و حمایتی مستقل است که برای کاهش آسیبهای روانی جنگ، به کودکان کار و خیابانی آموزشهای نمایشی و برنامههای بازی ارائه میکند.
کارشناسان به افغانستان اینترنشنل میگویند این احتمال وجود دارد که طالبان در جمعآوری اطلاعات مربوط به کودکان از این مؤسسه کمک گرفته باشند، اما تاکنون روشن نیست که این نهاد چه نقشی در تهیه آمار مراکز اصلاح و تربیت اطفال داشته است. همچنین مشخص نیست که درج نام «مؤسسه سرکس سیار کوچک برای کودکان افغانستان» در سالنامههای اداره احصائیه طالبان نتیجه همکاری با این نهاد بوده یا اشتباه در ثبت منبع در برگه آمار.
نجیبالله انصاری یکی از کارکنان پیشین برنامههای بینالمللی حمایت از کودکان در کابل، به افغانستان اینترنشنال گفت: «سرکس سیار اطفال افغانستان یک نهاد فرهنگی و حمایتی بود که برای کاهش آسیبهای ناشی از جنگ، به کودکان کار و خیابانی آموزشهای نمایشی و روانی میداد. آوردن آمار یک پروژه تفریحی و حمایتی در جدول زندانها و مراکز اصلاحی، میتواند نشاندهنده یک اشتباه اداری و ناتوانی فنی اداره احصائیه طالبان باشد».
افغانستان اینترنشنال برای روشن شدن این موضوع به مؤسسه سرکس سیار تماس گرفته است، اما تا زمان انتشار این گزارش، پاسخی دریافت نکرده است.
هشدار درباره بازداشت و مجازات کودکان
گذشته از ابهام در منابع آماری، گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که برخورد طالبان با کودکان بازداشتی نگرانیهای جدی حقوق بشری ایجاد کرده است.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، در گزارش ۲۵ صفحهای خود برای نشست سنبله و میزان ۱۴۰۵ میگوید که پس از برچیدهشدن نظام عدلی ویژه اطفال، کودکان متهم به جرم بخشی از حمایتهای قانونی خود را از دست دادهاند.
این گزارش میگوید جداسازی کودکان از بزرگسالان در بازداشتگاهها بهطور منظم رعایت نمیشود. همچنین مواردی ثبت شده است که کودکان در کنار مجرمان بزرگسال نگهداری شده و در معرض آزار و بدرفتاری قرار گرفتهاند.
نهاد حقوق بشری رواداری نیز در گزارش تحقیقی خود درباره وضعیت زندانهای طالبان که در ثور ۱۴۰۲ منتشر شد، اعلام کرد که طالبان مرکز اصلاح و تربیت اطفال در ولایت نیمروز را بسته و دستکم ۳۱ کودک بازداشتی را به زندان عمومی این ولایت انتقال دادهاند. این کودکان در کنار زندانیان بزرگسال و بدون جداسازی سنی نگهداری میشدند.
همچنین تصویب اصولنامه جزایی محاکم طالبان، نگرانیها درباره افزایش مجازات بدنی و شلاق زدن کودکان را بیشتر کرده است.
فرید (نام مستعار ) یک باشنده شهر مزارشریف، در دور نخست حاکمیت طالبان مدتی را در دارالتأدیب بلخ در گذر بابهقنبر سپری کرده است.
او به افغانستان اینترنشنال میگوید که فضای این مراکز هیچ شباهتی به مراکز بازپروری ندارد و کودکان در خوابگاههای پرتعداد و شرایط نامناسب نگهداری میشوند.
فرید میافزاید: «در این مراکز بهجای برنامههای آموزشی و سوادآموزی مناسب، روحانیون طالبان ساعتها آموزشهای سختگیرانه عقیدتی میدهند، کودکان را درباره رفتارشان بازجویی میکنند و آنان را تنبیه بدنی میکنند. هدفشان نیز این است که شخصیت کودک را بشکنند و ما میبینیم که طالبان از گذشته تا امروز در رفتارشان تغییری نیامده و وضعیت این مزاکز حتما مانند گذشته است.»
فرید پس از پایان دور اول طالبان، به زندگی عادی برگشت، مکتب و دانشگاه خواند و در ادارههای دولتی کار کرد. اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، کار اداری خود را از دست داد و اکنون راننده موترهای سنگین است.
او میگوید طالبان دو بار زندگیاش را به خاک سیاه نشاندهاند؛ بار نخست با بازداشت او در کودکی و بار دوم با از دست دادن کار و زندگی اداریاش پس از بازگشت این گروه به قدرت.
نجیبالله رفیعی، روانشناس تربیتی، درباره پیامدهای این شرایط به افغانستان اینترنشنال میگوید محروم کردن کودکان از محیط خانواده و آموزش مناسب، آسیبهای جدی به رشد شخصیتی آنان وارد میکند.
او میافزاید: «وقتی نوجوانی که شاید تنها به دلیل تکدیگری یا گرسنگی از جاده بازداشت شده، در کنار مجرمان نگهداری شود یا زیر فشارهای روانی قرار گیرد، نتیجه آن میتواند نسلی آسیبدیده، خشمگین و دور از ارزشهای زندگی اجتماعی باشد.»
گزارشها و آمارهای ضدونقیض نشان میدهند که نظام رسیدگی به وضعیت کودکان در حکومت طالبان با مشکلات جدی روبهرو است. شمار کودکان ثبتشده در مراکز نگهداری بهگونه چشمگیری افزایش یافته و به دلیل نبود دادگاههای ویژه اطفال و جداسازی سنی، کودکان در کنار دیگر بازداشتیها نگهداری میشوند.
کارشناسان حقوق کودک به افغانستان اینترنشنال میگویند در چنین شرایطی، تغییر ناگهانی مسئولیت مراکز میان اداره تنظیم امور زندانها و وزارت عدلیه و پاسخگو نبودن این دو اداره، وضعیت را پیچیدهتر کرده است.
آنان میافزایند دهها هزار کودک در شرایطی نگهداری میشوند که درباره وضعیت و سرنوشتشان اطلاعات روشنی وجود ندارد و نظارت قانونی کافی بر مراکز نگهداری آنان انجام نمیشود.
شهربانو سادات، کارگردان افغان، در جشنواره بینالمللی فیلم توکیو گفت که زنان در صنعت سینما با تبعیض ساختاری روبهرو هستند.
او کمبود بودجه و ناآگاهی نهادهای تامین مالی را از عوامل اصلی نابرابری میان زنان و مردان فیلمساز دانست.
خانم سادات که اکنون در آلمان زندگی میکند، در نشستی درباره آینده سینمای زنان گفت که تبعیض علیه زنان از مراحل توسعه و تامین بودجه فیلمها آغاز میشود.
این نشست در چارچوب جشنواره بینالمللی فیلم توکیو برگزار شد و یلنا ماکسیموویچ، کارگردان صربستانی، نیز در آن حضور داشت.
خانم سادات با اشاره به موانع فیلمسازی در افغانستان گفت: «یک مافیای فرهنگی متشکل از گروهی مردان سالخورده وجود دارد که شما بهعنوان یک زن هرگز نمیتوانید وارد آن شوید.»
او افزود که زنان برای دستیابی به فرصتها و امتیازهای برابر با مردان، ناچار به تسلیم شدن و سازش هستند.
این کارگردان افغان گفت که برای ادامه فعالیت سینمایی، راه همکاری با صنعت فیلمسازی اروپا را در پیش گرفته است. با این حال، به گفته او، زنان در نظام تامین مالی سینمای اروپا نیز با نابرابری روبهرو هستند.
خانم سادات گفت: «فیلمسازی در افغانستان جرم است. در اروپا وضعیت تا این اندازه شدید نیست، اما تبعیض بنیادی است و در خود نظام وجود دارد.»
شهربانو سادات که امسال عضو هیئت داوران بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز بود، از حضور کمرنگ زنان در این رقابت انتقاد کرد.
به گفته او، از میان ۲۰ فیلم حاضر در بخش مسابقه ونیز، تنها یک فیلم را یک کارگردان زن ساخته بود. این فیلم با عنوان «زن ناشناس»، به کارگردانی می الطوخی، در نهایت جایزه اصلی جشنواره، شیر طلایی، را دریافت کرد.
خانم سادات گفت که برخی فیلمهای ساختهشده به دست مردان در بخش مسابقه کیفیت پایینی داشتند، اما آثار زنان فیلمساز با معیارهای سختگیرانهتری ارزیابی میشوند.
او افزود: «کارگردانان زن اجازه ندارند فیلم بد بسازند.»
به باور سادات، زنان فیلمساز باید مانند مردان فرصت تجربه کردن و حتی اشتباه کردن داشته باشند. او گفت انتظار بینقص بودن از زنان، فشار بیشتری بر فعالیت حرفهای آنان وارد میکند.
تازهترین فیلم شهربانو سادات با عنوان «مردان خوب وجود ندارند»، افتتاحکننده هفتادوششمین جشنواره فیلم برلین بود و سپس در جشنواره بینالمللی فیلم توکیو به نمایش درآمد.
او در این نشست با اشاره به وضعیت افغانستان گفت: «ما از کشوری جنگزده میآییم و مردم کشور ما کاملا درگیر زنده ماندن هستند. ما به آینده فکر نمیکنیم، به زمان حال فکر میکنیم.»
خانم سادات افزود که تغییر میتواند از اقدامهای کوچک آغاز شود و نباید برای تحولات بزرگ منتظر ماند. به گفته او، این تغییرها بهتدریج و در یک دوره طولانی شکل میگیرند.
صنم، ۱۸ ساله، درباره زندگی در حاکمیت طالبان در هرات میگوید که «شهر هنوز سر جایش است، اما هوای نفس کشیدن را از ما گرفتهاند.»
او و شماری از زنان دیگر در گفتوگو با روزنامه لوموند از ترس بازداشت، آموزش مخفیانه، محرومیت از زندگی اجتماعی و امید به ترک افغانستان سخن گفتهاند.
صنم (نام مستعار) به روزنامه لوموند گفت که بازگشت طالبان به قدرت زندگی او را دگرگون کرده است. او نخست از ادامه تحصیل در مکتب محروم شد و سپس آموزشگاه مخفیای که در آن زبان انگلیسی تدریس میکرد، تعطیل شد.
صنم روز ۱۹ جوزای امسال همراه پدر و مادرش به محل تجمع معترضان در منطقه جبرئیل هرات رفت. این تجمع در اعتراض به بازداشت دهها زن به اتهام رعایت نکردن پوشش مورد نظر طالبان برگزار شده بود. او میگوید که سرکوب این اعتراض بیش از هر رویداد دیگری بر زندگیاش تأثیر گذاشت.
او هنوز از موتر پیاده نشده بودند که تیراندازی آغاز شد. صنم به لوموند گفت: «مردم به هر طرف میدویدند. صدای گلولهها را شنیدم و ترس را در چهرههای مردم میدیدم. خیلی زود برگشتیم و به خانه رفتیم.»
مژده، خاله صنم که پیش از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از ۱۲ سال در یکی از مکاتب تدریس میکرد، گفت: «هنوز نمیدانیم آن روز چند نفر کشته و زخمی شدند. طالبان تمام اطلاعات را مسدود کرده است.»
براساس گزارش یوناما، در جریان سرکوب این تجمع یک پسر ۱۱ ساله کشته شد. کارشناسان سازمان ملل بعداً از کشته شدن یک نفر دیگر و زخمی شدن بیش از ۲۰ نفر خبر دادند.
صنم میگوید که سرکوب این اعتراض آخرین امیدهایش را برای بهبود وضعیت از بین برد. او افزود: «من به ناامیدترین دختر دنیا تبدیل شدم.»
پس از این رویداد، ترس بر زندگی روزمره صنم و خانوادهاش سایه انداخته است. او که پیشتر با روسری، لباس بلند و ماسک از خانه بیرون میرفت، اکنون برای جلوگیری از جلب توجه، چادر بلند میپوشد.
صنم پس از محرومیت از ادامه تحصیل، همراه مادرش، خدیجه، در یک آموزشگاه مخفی در هرات تدریس میکرد. او زبان انگلیسی و مادرش ریاضی درس میداد.
برای پنهان نگه داشتن فعالیت این مرکز آموزشی، بر سردر آن تابلویی با عنوان «مکتب قرآنی» نصب کرده بودند. صنفها ساعت شش صبح یا هفت شب برگزار میشد تا کمتر توجه دیگران را جلب کند.
اما در بهار امسال، چند مرد در اطراف آموزشگاه دیده شدند که درباره فعالیت آن از همسایهها پرسوجو میکردند.
صنم گمان میکند که این افراد از اعضای طالبان بودند. مسئولان آموزشگاه نیز از ترس بازجویی و بازداشت تصمیم گرفتند صنفها را تعطیل کنند.
صنم، نجیبه و مادرانشان پیشتر تلاش میکردند با انتشار ویدیو در شبکههای اجتماعی، محدودیتهای طالبان علیه زنان را محکوم کنند. آنان برای پنهان نگه داشتن هویت خود وانمود میکردند که باشندگان کابل هستند.
اما پس از سرکوب اعتراض ۱۹ جوزا، فعالیتهای اعتراضی خود را متوقف کردند و از تمام گروههای واتساپی که در آنها عضویت داشتند، بیرون شدند.
نجیبه، دخترخاله ۱۸ ساله صنم، به لوموند گفت که از گرفتن عکس سلفی میترسد و تمام اطلاعات شخصی و مطالبی را که ممکن است برایش دردسر ایجاد کند، از تلفن خود پاک کرده است.
او میگوید گاهی شب پیش از بیرون رفتن از خانه خوابش نمیبرد، زیرا نگران است که افراد طالبان در خیابان او را متوقف کنند.
صنم با یادآوری زندگی در هرات پیش از بازگشت طالبان گفت: «پیش از این هرات زنده بود. خیابانها پر از دختران و زنان جوانی بود که به مکتب یا دانشگاه میرفتند. صدای خنده آنها در پارکها، رستورانتها و کافهها شنیده میشد.»
او افزود: «غمانگیزترین بخش ماجرا این است که شهر هنوز سر جایش است، اما هوای نفس کشیدن را از ما گرفتهاند.»
خدیجه، مادر صنم، نیز در توصیف زندگی کنونی زنان گفت: «ما زندانی شدهایم.»
به گفته این دختران، ترس از طالبان حتی به گفتوگوهای اینترنتی آنان نیز راه یافته است. صنم گفت: «ما از گفتن نام طالبان خودداری میکنیم، چون میترسیم. وقتی درباره آنها حرف میزنیم، بهجای طالبان میگوییم جالبان.»
این دختر ۱۸ ساله میگوید که حاضر است هر زبانی را یاد بگیرد، اگر بتواند فرصتی برای ترک افغانستان پیدا کند. او با چشمانی اشکآلود به لوموند گفت: «همه زنان افغانستان را فراموش کردهاند. بورسیهها و فرصتها هیچوقت نصیب ما نمیشوند.»
وقتی خبرنگار لوموند از او پرسید که دوست دارد در چه رشتهای تحصیل کند، بدون تردید پاسخ داد: «رشته برایم مهم نیست. فقط میخواهم از این کشور بروم.»
این زنان میگویند که دیگر اجازه ورود به بسیاری از مکانهای عمومی شهر را ندارند. خدیجه میگوید که گاهی همراه دخترش به نزدیکی چهار منار مشهور هرات میرود، اما زنان دیگر اجازه ورود به این محل را ندارند و تنها میتوانند منارها را از دور تماشا کنند.
نجیبه میگوید که دیدار با دوستانش تقریباً ناممکن شده است: «کجا میتوانیم برویم؟ هیچ جا، جز چند رستورانت که بسیار گران هستند.»
مژده، خاله صنم و آموزگار پیشین مکتب، برای حفظ ارتباط با دوستانش راه متفاوتی پیدا کرده است. او هر دو هفته یکبار در قبرستانی در هرات با گروهی از زنان جمع میشود و درباره کتابها گفتوگو میکند.
مژده به لوموند گفت که آنان کتابهایی مانند «کوری» اثر ژوزه ساراماگو و «اتاقی از آن خود» اثر ویرجینیا وولف را خواندهاند.
او درباره دلیل انتخاب قبرستان برای محفل کتابخوانی گفت: «مردهها به ما آسیب نمیرسانند، این زندهها هستند که به ما آسیب میرسانند.»
در کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان آمده است که «روزی دادن تنها در اختیار خداوند است.»
در این کتاب آمده که خداوند به کسی که اراده کند روزی میدهد.
پیش از ملا حسن آخند، رئیسالوزرای طالبان نیز در سخنرانی عمومی خود گفته بود که روزی دادن کار خداوند است.
با این حال منتقدان و کارشناسان حکومتداری میگویند اگر روزیدهنده خداوند است، آیا این امر مسئولیت حکومت را در قبال فقر، بیکاری، گرسنگی و تأمین نیازهای مردم از بین میبرد؟
در بخش دیگری از این کتاب آمده است که جهاد تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نخواهد کرد.
در صفحه ۱۳۸ این کتاب آمده است: «ما باور داریم که حج و جهاد به رهبری امیران مسلمان (چه صالح و چه ناصالح) تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نمیکند.»
صفحه ۱۳۸ کتاب هبتالله آخندزاده
طالبان روز سهشنبه، پنجم عقرب، در مقر وزارت خارجه در کابل مراسمی برای معرفی کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، برگزار کرد.
در نسخهای از این کتاب که خبرنگار افغانستان اینترنشنال بررسی کرده، آمده است که مسلمانان نباید علیه حاکمان خود شورش کنند، حتی اگر آنان مرتکب ظلم یا گناه شوند. در صفحه ۱۳۱ کتاب آمده است: «ما علیه امیران خویش بغاوت نمیکنیم. هرچند که آنها ظلم کنند و مرتکب گناه شوند.»
صفحه ۱۳۱ کتاب هبتالله آخندزاده
در ادامه همین صفحه، اطاعت از حاکمان تا زمانی که به نافرمانی از خداوند دستور ندهند، «فرض» دانسته شده است. در متن آمده است: «ما اطاعت امیران را فرض میدانیم. از اطاعت دست نمیکشیم، مادامی که به معصیت و نافرمانی خداوند متعال امر نکنند و برای صلاح، بهبود و حفاظت آنها دعا میکنیم.»
اعضای کابینه و والیان طالبان در سخنرانیهای خود در پنج سال گذشته نیز بر اطاعت از امیر حتی در صورت ارتکاب ظلم، تأکید میکند و مخالفت و شورش علیه او را مجاز نمیداند؛ مگر در شرایطی که حاکم به نافرمانی از خداوند فرمان دهد.
فهرست مطالب کتاب هبتالله آخندزاده
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان در حوت ۱۴۰۴ از چاپ کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، خبر داد و آن را اثر مهمی در تبیین «عقیده درست» و عمل مطابق شریعت دانست.
از آن زمان تاکنون طالبان این کتاب را بهشدت تبلیغ و تقدیس کردهاند. از برگزاری مراسمی در مورد این کتاب در مقر وزارت خارجه در کابل تا برگزاری مسابقهای کتابخوانی در ولایتها.
فهرست مطالب کتاب هبتالله آخندزاده
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان این کتاب را مؤثر در آموزش عقیده اسلامی دانست و به کارمندان وزارت دستور داد آن را با دقت مطالعه کنند. فقیرالله فایق، روحانی حامی طالبان در ستایش از این کتاب تا جایی پیش رفت که گفت کتاب هبتالله آخندزاده «پاسپورت و ویزای بهشت» است. آقای فایق که در مدرسه دینی نعمان ابن ثابت در کابل تدریس میکند، گفت به همه مردم لازم است کتاب هبتالله را بخوانند.
فهرست مطالب کتاب هبتالله آخندزاده
در این کتاب ۹۹ نکته درباره عقاید مسلمانان اهل سنت و جامعه از نظر رهبر طالبان مطرح شده است. از جمله عقایدی که در متون اسلامی از آن به عنوان «صفات خداوند، اسلام، ایمان به ملایک، قرآن، نبوت پیامبر اسلام، ایمان به عهد ازل، لوح محفوظ، کرسی عرش و اهل قبله نام برده میشود.
در ادامه مباحثی درباره «تفصیل ایمان، پرهیز از اختلاف، ایمان به برزخ و قیامت، عقاید اختصاصی اهل سنت و جماعت و محبت با پیامبران و سلف صالح» آمده است.