فارغان دانشگاههای افغانستان که جایشان را ملاها گرفتهاند

فارغان دانشگاههای افغانستان پس از بازگشت طالبان چه میکنند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، با شماری از تحصیلکردگان در شهرهای مختلف کشور گفتوگو کردم.

فارغان دانشگاههای افغانستان پس از بازگشت طالبان چه میکنند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، با شماری از تحصیلکردگان در شهرهای مختلف کشور گفتوگو کردم.
هنگامی که با مردی ۴۸ ساله، که در رشته فلسفه تحصیل و پیش از بازگشت طالبان مدیرمسئول یک نشریه بود، صحبت کردم، از من خواست هویتش محفوظ بماند. از او خواستم برای خود نام مستعاری انتخاب کند. او دو واژه را پیشنهاد کرد: «ویران» و «فروریخته».
نتوانستم از او بپرسم که چرا این دو نام را برگزیده است؛ اما شاید بتوان ردپایی از زندگی او و خلاصهای از سرگذشتش را در همین دو واژه دید؛ زندگیای که با تغییر شرایط در افغانستان، از هم پاشیده است.
او پیش از بازگشت طالبان، مدیرمسئول یک نشریه بود و بهصورت داوطلبانه نیز تدریس میکرد. اکنون گاهی به ویرایش متون میپردازد و گاهی کارهای روزمزدی انجام میدهد؛ اما درآمد حاصل از این فعالیتها برای تأمین نیازهای مالی خود و خانوادهاش کافی نیست. او میگوید برای تأمین هزینههای زندگی ناچار است از دوستانش قرض بگیرد.
او دستکم دو بار هم مهاجرت کرده است، اما هر دو بار ناگزیر به افغانستان برگشته است.
او با آمدن طالبان به ایران رفت و دو سال آنجا ماند. میگوید ویزایش تمدید نشد و به افغانستان برگشت. وی پس از یک سال، راه پاکستان را در پیش گرفت و یکونیم سال آنجا ماند، اما سرانجام اخراج شد.
این مرد که فارغ تحصیل دانشگاه است، میگوید که این رفتوبرگشتها فرصت درخواست برای بستهای کاری را هم از او گرفته است.
از او پرسیدم که دیروز را چگونه آغاز کرده است؟
گفت «کمی کتاب خواندم و با یک دوست دیدار کردم. کار ثابتی ندارم و ویرایش متن نیز هر روز برایم فراهم نیست.»
او میافزاید که در ۴۸ سالگی، تغییر حرفه برایش دشوار است؛ کار کردن در مشاغل کارگری را سخت و جانکاه میداند و میگوید از عهده کارهایی که به نیروی جسمی زیاد نیاز دارد، برنمیآید.
او گفت که فلسفه، پژوهشهای فرهنگی و مقاله انتقادی اکنون جایگاهی ندارند و انتقاد میتواند جان منتقد را معرض خطر قرار دهد.
او به دلیل شرایطی که طالبان به وجود آورده، نوشتن را کنار گذاشته اما طرح نوشتن یک کتاب انتقادی همچنان در ذهنش مانده است.
وحید با دو سند کارشناسی ارشد
وحید که در یکی از شهرهای بزرگ افغانستان زندگی میکند دو ماستری و تجربه کار فرهنگی و اداری دارد، اما پس از بازگشت طالبان به تجارت و کار آزاد روی آورده است.
او میگوید که مدتی کار فرهنگی کرده، اما ضعف مالی جامعه فرهنگی باعث شد به کار اداری روی بیاورد، ولی بعدا تجربه کار اداری نیز انتظار مالی او را برآورده نکرد.
وحید گفت با کار فرهنگی «پولدار نمیشوی.»
به گفته وحید، اگر زودتر به تجارت روی آورده بود، وضعیت مالیاش اکنون بسیار بهتر میبود.
او طرحهای اقتصادی متعددی را به حکومت پیشین افغانستان ارایه کرد که به گفته خودش برخی از این طرحها عملی شدند. او میگوید هنوز هم برای بهبود ادارهها ایده دارد، اما اکنون نمیتواند از دانش خود استفاده کند.
او معتقد است که اکنون «احساس مفیدیت جمعی در خودش و همفکرانش از بین رفته است.»
وحید پس از بازگشت طالبان چند بار تلاش کرد از کشور خارج شود، راههای مختلف را بررسی کرد اما نتیجه نداد. حالا که به تجارت روی آورده دست از تلاش برای خارج شدن از افغانستان برداشته است.
شهلا در خانه نقاشی میکند
«شهلا» نام مستعار دختری است که درست چند سال پیش از بازگشت طالبان از دانشگاهی در افغانستان فارغ شد. او میگوید صبح، پس از تمامکردن کارهای خانه، سراغ رنگ و قلمموهایش میرود. روزش را با نقاشی و مینیاتوری میگذراند تا ذهنش آرام باشد.
او پیشتر یک مجمتع تاریخی هرات اتاق کار داشت. این خانم میگوید آمدن خارجیها به آن محل، به فروش آثارش کمک میکرد. اما به دلیل محدودیتهای طالبان مجبور شد آنجا را ترک کند.
به گفته شهلا، از دستدادن محل کار، ضربه سنگینی به هنر و درآمدش زد. «آنجا فرصتی برای رونق هنر و دیدهشدن دختران بود.»
شهلا اکنون در خانه کار میکند. او میگوید در افغانستان فرصت کاری چندانی متناسب با رشته تحصیلیاش وجود ندارد.
آخرین درخواست کاریاش در زمستان سال گذشته، برای تدریس هنر در یک آموزشگاه بود. او گفت که هیچگاه این آموزشگاه به درخواستش پاسخ نداد.
به گفته شهلا، سفارشدهندگان اغلب کارهای بزرگ با قیمت پایین میخواهند و او بسیاری از این سفارشها را رد میکند.با درآمد اندکی که از هنرش دارد مصارف شخصی خود را تأمین میکند و اندکی از مسئولیت مالی پدرش را میکاهد.
شهلا میگوید برخورد طالبان بر سر پوشش و محدودیتهای کاری، زندگی را برایش دشوارتر کرده است. او نخستین دختر خانوادهاش است که پاسپورت گرفته، اما مشکلات اقتصادی و ویزا تاکنون مانع خروجش از کشور شده است.
با وجود سختگیریها و مخالفت طالبان، شهلا هنوز حرفهاش را تغییر نداده و هر روز برای خلق اثر و زنده نگهداشتن هنر تلاش میکند.
او میخواهد روی دیوارهای دفترها و رستورانتهای هرات نقاشی کند، روی ظروف رستورانتها مینیاتوری کار کند و به دختران هنر بیاموزد. کار روی مینیاتوری سبک بهزاد نیز از طرحهای مورد علاقه اوست. این سبک در سال ۱۴۰۴ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری یونسکو ثبت شده است.
بزرگترین نگرانی شهلا این است که وضعیت اقتصادی مردم، فرصت اجرای بسیاری از طرحها و تقاضا برای چنین کارهایی را از او بگیرد.
سارا کار وکالتش را از دست داده است
سارا، فارغ رشته حقوق و علوم سیاسی، پیش از بازگشت طالبان وکیل مدافع بود. او میگوید پس از تغییر حکومت، وظیفهاش را از دست داده است.
او از تاثیر این وضعیت بر زندگی شخصی و اقتصادی خانوادهاش میگوید: «با از دستدادن وظیفهام ضربه شدید اقتصادی خوردیم و فعلاً با اولادهایم به دشواری زندگی میکنم.»
سارا میگوید که محدودیتهای اخیر او را به فکر مهاجرت انداخته و اکنون تلاش میکند به آلمان برسد.
سارا میگوید پیش از سقوط حکومت افغانستان، به دلیل شغل که داشت در میان دوستان و بستگان جایگاه ویژه داشت و آن زمان میتوانست از زنان افغان در دادگاهها دفاع کند.
فارغ تحصیل علوم سیاسی که سبزی میفروشد
«احمدولی» نام مستعار مردی است که حقوق و علوم سیاسی خوانده و در حکومت پیشین نظامی بوده است. او میگوید با تغییر حکومت، وظیفه خود را از دست داد و اکنون کراچی سیار دارد و میوه و سبزی میوه تازه و سبزی میفروشد.
او گفت که پیش از سبزیفروشی بارها شغلش را تغییر داد. مدتی شاگرد نانوایی شد، مدتی با سهچرخه مسافرکشی و بارکشی میکرد و مدتی هم پیهم دنبال شغلی بود که بتواند مخارج خانواده را تأمین کند.
به گفته احمدولی، این کارها از رشته تحصیلی و مسلک او دور است. درآمدش نیز برای گذران زندگی خانواده کافی نیست.
میگوید: «زندگی اولادهایم به سختی میگذرد.»
نرگس از فشار در محل کار میگوید
نرگس از محدود زنان افغان است که با بازگشت طالبان، هنوز شغلش را از دست نداده است، زیرا در نظام صحی افغانستان کار میکند؛ جایی که طالبان چارهای ندارند جز نگه داشتن شماری محدود از زنان.
او در یک کلینیک خصوصی پرستار است. او میگوید محدودیتهای اخیر بر وظیفهاش اثر گذاشته و باعث شده به روانشناس مراجعه کند.
نرگس میگوید: «امر به معروف بارها میآید و بیاحترامی میکند. به پوشش و حتی حرفزدن ما اعتراض میکند.»
نرگس بارها تصمیم گرفت به دلیل مداخله پیهم اداره امر به معروف، به حرفه خیاطی در خانه رو بیاورد اما ترس از این که خیاطی هزینه زندگی خودش و فرزندانش را تأمین نمیکند او را منصرف کرد.
خاطره از کار در کلینیک کنار کشیده است
«خاطره» نام مستعار زنی است که هم در رشته پرستاری تحصیل کرده و هم طراحی گرافیک.
او میگوید اکنون در خانه بیکار است و در شرایط فعلی نمیتواند در رشتههایی که تحصیل کرده است کار کند. وقتی از او پرسیدم اکنون چه کاری انجام میدهد، گفت: «کاش حال ما افسرده و بیمار و بیکار و متاثرکننده نبود.»
او میگوید تاکنون در سه فرصت کاری در رشتههایش موفق شده و مصاحبهها را نیز گذرانده است. اما به دلیل محدودیتها و شرایط موجود، از ادامه کار کنار کشیده است. او توضیح میدهد که نمیخواسته برای خودش و خانوادهاش مشکلی ایجاد شود و نگران سلامت و زندهماندن خود بوده است.
آخرین فرصت کاری او، پرستاری با نوبتهای شبانه در یک کلینیک خصوصی بود. او میگوید به دلیل محدودیتهای وضعشده، در آن محیط احساس امنیت نمیکرد.
اکنون هزینه خانواده ۹ نفره آنان را شوهرش تأمین میکند.
خاطره میگوید روزهایش در حسرت داشتن آزادی شخصی و کاری میگذرد که مانند گذشته بتواند بدون محدودیت انجام دهد.
سمیه، دختری که شب و روز اشک میریزد
داستان سمیه را که در بادغیس تحصیلات عالی کرده است، بیشتر از زبان مادرش شنیدم تا خودش. سمیه حرف زیادی برای گفتن نداشت. تنها به یک جمله اکتفا کرد: «پنج سال است که حال خوبی ندارم.»
وقتی با مادرش صحبت کردم، فهمیدم که دخترش چند بار به پایان دادن به زندگی خود فکر کرده است. مادر سمیه بارها به روانشناس مراجعه کرده، به این امید که راهی برای کمک به دخترش پیدا کند.
از مادرش پرسیدم چه چیزی سمیه را به این حال رسانده است، گفت: «خانهنشینی، بیبرنامگی، خستگی روحی و نداشتن زمینه تحصیل.»
مادر سیمیه گفت: «ما مشکل مالی چندانی نداریم. از پس مخارج زندگی خود برمیآییم، اما از پس خستگی روحی دخترمان نه. برایش چه میتوانیم بکنیم؟»
مادر سمیه گفت دخترش استعداد خارقالعادهای داشت. استعدادش همه را شگفتزده کرده بود. اما حالا از آن همه شوق و علاقه چیزی در رفتارش دیده نمیشود. به گفته مادر سمیه، او از وقتی خانهنشین شده، دلش به هیچ کاری نمیرود.،شب و روز گریه میکند.
مجبور شدم افغانستان را ترک کنم
حمید، نام مستعار مرد جوانی است که مدرک کارشناسی ارشد حقوق دارد و اکنون در آلمان زندگی میکند. از من خواست نام واقعیاش را در این گزارش ننویسم. او سالها درس خوانده و برای یافتن کار تلاش کرده بود. میگوید از زمان فراغت از دانشگاه، صدها درخواست کاری فرستاد تا سرانجام توانست در یک موسسه داخلی شغلی پیدا کند.
کاری که بهسادگی به دست نیامده بود و قرار بود فرصتی برای استفاده از دانش و تواناییهایش باشد.
حمید میگوید پس از چند ماه، مرحله نخست پروژه پایان یافت و قرارداد آن برای یک سال دیگر تمدید شد. اما با روی کار آمدن طالبان، مشکلات آغاز شد. طالبان به بهانههای مختلف مانع ادامه فعالیت پروژه میشد. این وضعیت هشت ماه طول کشید. به گفته او، افراد وابسته به طالبان در روند استخدام کارمندان دخالت میکردند، فهرست افرادی را برای استخدام میفرستادند که شرایط لازم را نداشتند و حتی در مصاحبههای کاری، از متقاضیان بستهای تخنیکی سوالات تجویدی میپرسیدند. در نتیجه، شماری از افراد واجد شرایط از رسیدن به شغل بازمیماندند.
برای حمید که خودش صدها بار طعم تلخ پیدا نکردن کار را چشیده بود، تحمل این وضعیت دشوار شد. او سرانجام از شغلی استعفا داد که برای به دست آوردنش مدتها تلاش کرده بود. تصمیمی که به گفته خودش، از شدت دلسردی و دخالتهای پیدرپی مقامهای طالبان گرفت.
با تغییر نظام در افغانستان، سرنوشت شهروندان به ویژه دانشآموختگان و زنان دگرگون شده است. پنج سال پس از بازگشت طالبان، بسیاری از دانشآموختگان با محدودیت فرصتهای کاری روبهرو هستند.
برای زنان، وضعیت دشوارتر است. سازمان بینالمللی کار در گزارشی در اسد ۱۴۰۵ برآورد کرد که میزان مشارکت زنان در بازار کار افغانستان به ۵.۱ درصد کاهش یافته است. این سازمان میگوید فرصتهای شغلی ایجادشده در سالهای اخیر عمدتا به مردان رسیده است.
تغییر ترکیب کارمندان ادارههای دولتی نیز فرصتهای شغلی را برای شماری از نیروهای پیشین محدود کرده است.
آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا در گزارشی در دلو ۱۴۰۴ نوشت که طالبان بهتدریج کارمندان حکومت پیشین را با افراد وفادار به این گروه جایگزین کرده است. به گفته این نهاد، بیشتر زنان کارمند دولت پس از بازگشت طالبان خانهنشین شدند و به وظایف خود بازنگشتند.
دخالت طالبان به ادارههای دولتی محدود نمانده است. دفتر بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان، سیگار، در گزارشی در اسد ۱۴۰۴ نوشت که مقامهای طالبان به موسسات کمکرسان فشار آوردهاند تا افراد مورد نظر آنان را استخدام کنند. به گفته این نهاد، در برخی موارد مقاومت موسسات در برابر چنین درخواستهایی به توقف پروژهها انجامیده است. طالبان اتهامهای سیگار درباره دخالت در فعالیت نهادهای امدادرسان را رد کرده است.
ایالات متحده امریکا در نشست وزیران خارجه گروه ۲۰ در اتلانتا، نگرانیهای پاکستان درباره فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان را تایید کرد. مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، در این نشست گفت: «ما با پاکستان موافقیم و نمیخواهیم این کشور هدف تروریسم قرار گیرد.»
این موضع از نظر دیپلوماتیک اهمیت دارد، زیرا پاکستان بارها خواستار اقدام جدی علیه گروههای مسلح فعال در افغانستان شده است.
روبیو در پاسخ به پرسشی درباره نگرانیهای امنیتی پاکستان، پذیرفت که اسلامآباد از عملکرد طالبان در جلوگیری از فعالیتهای تروریستی در خاک افغانستان ناراضی است. او بار دیگر تاکید کرد: «ما با پاکستان موافقیم. نمیخواهیم این کشور هدف حملات قرار گیرد.»
سخنان وزیر خارجه امریکا نشان میدهد که واشنگتن نگرانیهای امنیتی پاکستان را جدی میگیرد. با این حال، هنوز روشن نیست که این موضعگیری تا چه اندازه بر سیاستهای عملی امریکا در قبال افغانستان و پاکستان تاثیر خواهد گذاشت.
تروریسم فرامرزی در سالهای اخیر به یکی از مشکلات جدی امنیتی پاکستان تبدیل شده است. نیروهای امنیتی، پولیس و غیرنظامیان این کشور بارها هدف حملات گروههای مسلح قرار گرفتهاند. اسلامآباد پیوسته از طالبان خواسته است اجازه ندهد گروههای مسلح از خاک افغانستان برای طراحی، سازماندهی و اجرای حملات علیه پاکستان استفاده کنند.
مقامهای پاکستانی معتقدند که دستیابی به ثبات پایدار در منطقه بدون اقدام موثر علیه این گروهها امکانپذیر نیست.
یکی از نگرانیهای اصلی اسلامآباد، توانایی و اراده طالبان برای جلوگیری از فعالیت گروههای مسلح در افغانستان است. پاکستان بارها درباره فعالیت تحریک طالبان پاکستان و افزایش حملات این گروه علیه دولت پاکستان هشدار داده است. از دید مقامهای پاکستانی، وجود پناهگاههای امن برای جنگجویان، امکان برنامهریزی و اجرای حملات را در اختیار آنان قرار میدهد.
تعهد طالبان به مبارزه با تروریسم نیز همواره با پرسشهایی همراه بوده است. اینکه طالبان تا چه اندازه توانایی و تمایل دارد مانع فعالیت گروههای مسلح در خاک افغانستان شود، موضوعی است که پیامدهای آن فراتر از مرزهای پاکستان میرود و امنیت منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد.
اگر طالبان نتواند نشان دهد که نگرانیهای امنیتی پاکستان را جدی میگیرد، احتمال تشدید اختلافها میان کابل و اسلامآباد وجود دارد. ادامه این وضعیت میتواند امنیت مناطق مرزی را نیز تضعیف کند. در مقابل، اجرای اقدامهای موثر برای مبارزه با تروریسم میتواند به کاهش خشونت و بهبود امنیت در هر دو کشور کمک کند.
اظهارات مارکو روبیو از این جهت اهمیت دارد که نشاندهنده پذیرش نگرانیهای پاکستان در سطح دیپلوماسی امریکا است. موضعگیری مقامهای بلندپایه واشنگتن میتواند زمینه تفاهم بیشتر میان دو کشور درباره مسائل امنیتی را فراهم کند.
با این حال، چنین اظهاراتی بهتنهایی نمیتواند به حملات گروههای مسلح پایان دهد. کاهش این تهدیدها به گفتوگوهای مستمر، اعتماد متقابل و اجرای اقدامهای عملی نیاز دارد. هدف این اقدامها باید جلوگیری از برنامهریزی و اجرای حملات از سوی گروههای مسلح باشد.
برای واشنگتن نیز این موضوع یک نگرانی امنیتی محسوب میشود. ثبات افغانستان با امنیت کشورهای همسایه پیوند دارد و ادامه فعالیت گروههای مسلح میتواند تلاشها برای جلوگیری از شکلگیری دوباره شبکههای تروریستی فراملی را با مشکل روبهرو کند.
ایالات متحده علاقهمند است که از خاک افغانستان برای تهدید کشورهای دیگر استفاده نشود. از این منظر، تایید نگرانیهای پاکستان با هدف گستردهتر واشنگتن برای کاهش تهدیدهای تروریستی همخوانی دارد.
با وجود این، مدیریت چنین وضعیتی به دیپلوماسی محتاطانه نیاز دارد. افغانستان و پاکستان مرز طولانی و پیوندهای گسترده اجتماعی و اقتصادی دارند. امنیت دو کشور در بسیاری از زمینهها به یکدیگر وابسته است و تشدید تنشها میتواند بر تجارت، رفتوآمد شهروندان و زندگی مردم مناطق مرزی تاثیر بگذارد.
افزایش اختلافها همچنین ممکن است شرایط زندگی ساکنان دو سوی مرز را دشوارتر کند. از همین رو، هر راهحل پایدار باید بر کنترول موثر مرزها، گفتوگوی مستقیم، تعیین تعهدات روشن و اقدامهای قابل راستیآزمایی علیه گروههای مسلح استوار باشد.
پاکستان تاکید دارد که تعهدات مربوط به مبارزه با تروریسم باید به اقدامهای عملی تبدیل شود. به باور اسلامآباد، جلوگیری از رفتوآمد جنگجویان، مختلکردن روند جذب نیرو و منابع مالی گروههای مسلح و از میان برداشتن پناهگاههای امن آنان از اقدامهای ضروری است.
همچنین باید اطمینان حاصل شود که افراد مسئول حملات پاسخگو قرار میگیرند. همکاری میان نهادهای مسئول میتواند به تحقق این هدفها کمک کند.
تایید نگرانیهای پاکستان از سوی واشنگتن ممکن است فرصت تازهای برای گسترش همکاریهای امنیتی میان دو کشور فراهم کند. این همکاریها میتواند شامل تبادل اطلاعات استخباراتی، گفتوگوهای دیپلوماتیک و حمایت از تلاشهایی باشد که هدف آن جلوگیری از استفاده شبکههای تروریستی از منطقه برای ایجاد بیثباتی است.
با این حال، هر نوع همکاری احتمالی باید متناسب با شرایط و بهصورت جداگانه بررسی شود.
نکته مهم این است که پذیرش نگرانیهای پاکستان از سوی امریکا، لزوما به معنای حمایت واشنگتن از تمامی اقدامها و سیاستهای اسلامآباد نیست.
سخنان روبیو نشان میدهد که امریکا با هدف قرار گرفتن پاکستان از سوی گروههای تروریستی مخالف است و نگرانیهای این کشور درباره فعالیت گروههای مسلح را به رسمیت میشناسد. اما این موضع به معنای امضای یک توافق امنیتی تازه، افزایش حمایتهای امریکا یا تایید تمامی ادعاها و مواضع پاکستان نیست.
با این همه، مطرحشدن علنی این نگرانیها از سوی یک مقام بلندپایه امریکایی، از نظر دیپلوماتیک اهمیت دارد.
اکنون پرسش اصلی این است که این تفاهم سیاسی چگونه میتواند به بهبود واقعی وضعیت امنیتی منجر شود.
پاکستان خواستار اقدام موثر علیه عاملان حملات است. اسلامآباد میخواهد فعالیت گروههای مسلح محدود شود، پناهگاههای آنان از میان برود و زمینه برای برقراری ثبات پایدار فراهم شود.
از سوی دیگر، مسئولیت جلوگیری از استفاده گروههای مسلح از خاک افغانستان برای تهدید کشورهای همسایه، متوجه طالبان است. ایالات متحده و دیگر بازیگران بینالمللی نیز میتوانند با تشویق طرفها به اجرای تعهدات ضدتروریستی و حمایت از گفتوگوهای دیپلوماتیک، به کاهش خطر تشدید تنشها کمک کنند.
اظهارات مارکو روبیو نشان میدهد که نگرانیهای امنیتی پاکستان در واشنگتن شنیده شده است. اما تبدیل این موضع به همکاریهای گستردهتر، به میزان تعامل و اقدامهای بعدی دو کشور بستگی دارد.
برای پاکستان، اولویت اصلی جلوگیری از حملات، محدودکردن فعالیت گروههای مسلح و دستیابی به ثبات از راه مبارزه موثر با تروریسم است. دستیابی به صلح پایدار مستلزم آن است که تمامی طرفهای ذیربط در گفتوگوهای معنادار مشارکت کنند، به تعهدات خود پایبند باشند و برای تضمین صلح، ثبات و عاریبودن منطقه از تهدید تروریسم، با یکدیگر همکاری کنند.
افغانستان، پاکستان و رقابت بر سر آینده منطقه
روابط طالبان، مخالفان طالبان و پاکستان، در کنار نقش هند و دیگر بازیگران منطقهای، به یکی از موضوعات مهم و بحثبرانگیز درباره آینده افغانستان تبدیل شده است. در صفحه ویژه «تماس با پاکستان»، فضایی فراهم کردهایم تا چهرههای سیاسی از طیفهای مختلف، از حامیان و مخالفان طالبان تا سیاستمداران و مقامهای پاکستانی و هندی، دیدگاههای خود را درباره این مناسبات، اهداف و پیامدهای آن بیان کنند. هدف ما فراهمکردن فرصتی برای شنیدن روایتهای متفاوت و کمک به درک بهتر تحولات منطقه است. انتشار این مقالات به معنای تأیید محتوای آنها نیست و دیدگاههای مطرحشده لزوماً بازتابدهنده موضع سردبیری افغانستان اینترنشنال نیست.
بکتاش سیاوش، نماینده پیشین پارلمان افغانستان، در نشستی در پارلمان اتحادیه اروپا، از رویکرد جهان در برابر طالبان انتقاد کرد و گفت که کشورهای جهان در قبال افغانستان بهویژه زنان، معیارهای دوگانه را دنبال میکنند. او گفت اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد با مردم افغانستان است یا با طالبان.
این نماینده پیشین پارلمان افغانستان، خواهان به رسمیت شناسی آپارتاید جنسیتی در افغانستان شد و از کشورهای جهان خواست روابط و مناسبات دیپلوماتیک با طالبان را متوقف کنند و این گروه را به عنوان یک سازمان تروریستی شناسایی کنند.
او از نمایندگان کشورهای اروپایی خواست مواضع عملیتری در برابر طالبان اتخاذ کنند.
این نماینده پیشین پارلمان روز پنجشنبه ۱۴ عقرب، در نشست کمیته دادخواست پارلمان اروپا سخنرانی کرد.
بکتاش سیاوش، گفت که بیش از ۱۹۰۸ روز از آغاز سیاستهای محدودکننده طالبان علیه زنان و دختران افغانستان میگذرد؛ سیاستهایی که به گفته او میلیونها زن و دختر را از حقوق اساسیشان، از جمله آموزش، کار و مشارکت در زندگی عمومی محروم کرده است.
این سیاستمدار افزود که جامعه جهانی در این مدت عمدتاً نظارهگر وضعیت افغانستان بوده است در حالی که طالبان هر روز دامنه محدودیتها و فشارها بر زنان را گسترش میدهند، اما واکنش جهان به صدور اعلامیههای سیاسی محدود مانده است.
سیاوش همچنین طالبان را به حمایت و میزبانی از گروههای تروریستی متهم کرد و گفت این گروه فضای فعالیت سیاسی را از میان برده، رسانهها، موسیقی و سینما را سرکوب کرده و به مخالفان خود اجازه فعالیت آزادانه را نمیدهد.
او وضعیت کنونی افغانستان «آپارتاید جنسیتی»، توصیف کرد و گفت که زنان افغانستان از زندگی عادی و مشارکت در جامعه محروم شدهاند و آنچه در این کشور جریان دارد، شکلی از تبعیض سازمانیافته و ساختاری علیه زنان است.
نماینده پیشین پارلمان افغانستان همچنین از کشورهای غربی انتقاد کرد که همزمان با ابراز نگرانی درباره حقوق زنان، به مقامهای طالبان ویزا میدهند و زمینه حضور آنان را در نشستهای بینالمللی فراهم میکنند.
او گفت: «استانداردهای دوگانه جهان برای ما قابل پذیرش نیست.»
سیاوش از جامعه جهانی خواست در کنار عدالت و ارزشهای انسانی بایستد و برای حمایت از مردم افغانستان اقدامهای عملی انجام دهد.
او در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد که آینده افغانستان باید بر پایه حاکمیت مردم شکل بگیرد و این کشور به نظامی نیاز دارد که در آن شهروندان درباره آیندهشان تصمیم بگیرند.
سیاوش همچنین خواستار افزایش فشارهای پارلمانی و سیاسی علیه طالبان از سوی نهادهای اروپایی شد.
اخیرا دبیرخانه هیئت پارلمان اروپا برای روابط با افغانستان در نامهای به بکتاش سیاوش، اعلام کرد که برای پیشبرد توجه به شناسایی آپارتاید جنسیتی در پارلمان اروپا همکاری خواهد کرد. این دبیرخانه گفت پیگیریها درباره کنوانسیون جدید جنایت علیه بشریت ادامه دارد.
اتحادیه اروپا بارها نسبت به وخامت وضعیت حقوق بشر در افغانستان ابراز نگرانی کرده و تبعیض و سرکوب شدید و نهادینهشده مبتنی بر جنسیت علیه زنان و دختران را بهشدت محکوم کرده است.
این اتحادیه اخیرا در کمیته سوم هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت که نقض نظاممند حقوق زنان و دختران در افغانستان ممکن است مصداق آزار جنسیتی و باشد.
طالبان اعلام کرد که نشست دوروزه گروههای کاری مبارزه با مواد مخدر، در چارچوب روند دوحه، روز پنجشنبه در شهر ترمذ اوزبیکستان آغاز شد. این نشست با حضور نمایندگان طالبان، یوناما، سازمانهای بینالمللی و کشورهای عضو روند دوحه از جمله نماینده اوزبیکستان برگزار شده است.
وزارت خارجه طالبان در بیانیهای گفت که در جریان این نشست، موضوعاتی چون معیارهای محصولات زراعتی افغانستان، صدور گواهینامه و آمادگی برای صادرات، معیشت بدیل و رشد اقتصادی فراگیر مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
یوناما تاکنون درباره این نشست چیزی نگفته است.
وزارت خارجه طالبان روز پنجشنبه ۱۴ عقرب، اعلام کرد که در این نشست، هیئتی از ادارات این گروه به ریاست سید محیالدین سادات، مقام وزارت خارجه طالبان، نمایندگان یوناما، سازمانهای بینالمللی مرتبط، کشورهای عضو روند دوحه از جمله کشور میزبان، اوزبیکستان، نمایندگان بخش خصوصی و کارشناسان حضور دارند.
طبق اعلام وزارت خارجه طالبان، قرار است اشتراککنندگان درباره راهکارهای تقویت بخش خصوصی، دسترسی به بازارها و زمینههای همکاریهای عملی تبادل نظر کنند.
این گفتوگوها تا روز جمعه، پانزدهم عقرب، ادامه خواهد داشت.
با این حال، درباره جزئیات بحثهای مطرحشده در این نشست پیرامون وضعیت کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، اطلاعات بیشتری منتشر نشده است.
چهارمین نشست گروه کاری مبارزه با مواد مخدر، سال گذشته به میزبانی دفتر معاونت سازمان ملل (یوناما) در کابل برگزار شد. طالبان در این نشست از مواد مخدر مصنوعی ابراز نگرانی کرده و گفتند که منابع این مواد در خارج از افغانستان است و اگر جلو آن گرفته نشود، به منطقه و جهان آسیب میرساند.
روند دوحه ابتکاری است که زیر نظر سازمان ملل متحد برای گفتوگو و هماهنگی میان طالبان و جامعه جهانی درباره مسائل کلیدی افغانستان ایجاد شده است.
در چارچوب این روند، گروههای کاری ویژهای از جمله مبارزه با مواد مخدر و حمایت از سکتور خصوصی فعالیت میکنند.
این نشست درحالی برگزار میشود که اخیرا دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل گزارش داد که میزان تولید تریاک در سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۱۵۰۰ تُن رسیده که نسبت به سال گذشته حدود پنج برابر بیشتر شده است.
طبق آمار سازمان ملل، تولید کل تریاک در افغانستان از حدود ۳۰۰ تُن در سال ۲۰۲۵، به نزدیک ۱۵۰۰ تن در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است. این افزایش هم ناشی از گسترش سطح کشت و هم افزایش بازدهی محصول به دلیل شرایط بارندگی بهتر بوده است.
وزارت داخله طالبان، گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد، درباره وضعیت مواد مخدر در افغانستان را «غیرواقعی» خواند و اطلاعات این گزارش را رد کرد.
سازمان گزارشگران بدون مرز هشدار داد که طالبان برای خاموش کردن صدای رسانههای افغانستان سازوکار تمام عیار مبنی بر نظارت ایجاد ارعاب و سرکوب ایجاد کرده است.
این سازمان نوشت استخبارات طالبان پنج سال پیش شعبهای خوفناکی را به نام ۰۱۵ ایجاد کرده که وظیفه آن بازداشت و شکنجه خبرنگاران، سانسور و بستن رسانهها است.
سازمان گزارشگران بدون مرز چهارشنبه، ۱۳ عقرب در گزارشی نوشت طالبان پس از بازگشت به قدرت، در پنج سال گذشته در افغانستان به راهبرد خود برای سرکوب و سانسور رسانهها، محکومیتهای خودسرانه روزنامهنگاران و تعطیلی رسانههای منتقد ادامه داده است. این سازمان تاکید کرد که اداره طالبان روزنامهنگاران را بهدلیل انجام کار حرفهای شان دشمن حکومت میداند.
به گزارش این سازمان، شعبه ۰۱۵ استخبارات طالبان مسئولیت پیشبرد جنگ تبلیغاتی در فضای آنلاین و مدیریت رسانهها را به عهده دارد. شماری از خبرنگاران افغان در گفتوگو با سازمان گزارشگران بدون مرز گفتهاند که توسط ماموران این شعبه استخبارات طالبان بهطور خودسرانه بازداشت، تهدید، بازجویی و شکنجه شدهاند.
بربنیاد گزارش، شعبه ۰۱۵ که «روزنامهنگاران افغان از آن بهشدت هراس دارند»، پس از بازگشت طالبان در اسد ۱۴۰۰ در چوکات اداره استخبارات طالبان ایجاد شده است. این شعبه در کابل و سایر ولایات مأمور دارد. آنها محتوای رسانههای افغانستان را رصد میکنند و علیه مواردی که «مشکلساز» تشخیص دهند، اقدام میکنند.
گزارش تصریح کرده که ماموران این شعبه روزنامهنگارانی را که گزارشهایشان انتقادی تلقی شود، احضار کرده و تهدید میکنند. بخش عملیاتی این شعبه در همکاری با محتسبان امر به معروف به دفتر رسانهها یورش میبرند، افراد را بازداشت و تجهیزات رسانهای را ضبط میکنند.
سازمان گزارشگران بدون مرز نوشت: «این اقدامات بخشی از راهبرد سرکوب کامل روزنامهنگاری است و جایگاه هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان را بهعنوان دشمن آزادی رسانهها تثبیت میکند.»
در این گزارش، به روایت چند خبرنگار از تجربه بازداشت و شکنجه توسط استخبارات طالبان نیز اشاره شده است.
فرهاد، خبرنگاری که گزارشگران بدون مرز بهدلایل امنیتی روایت او را با نام مستعار منتشر کرده، گفته است طالبان پس از بازداشت، خریطهای سیاه بر سرش کشیدند و او را به اداره استخبارات در کابل انتقال دادند. مأموران طالبان او را به جاسوسی متهم کردند و تلفن و کمپیوترش را بازرسی کردند. او به دلیل گزارشدهی درباره زندگی روزمره مردم، به تبلیغ علیه اداره طالبان متهم شده بود.
فرهاد گفته است چند روز پس از بازداشت، به شعبه ۰۱۵ منتقل شد و دو هفته را در یک سلول کوچک و انفرادی گذراند. به گفته او، مأموران مختلف بهطور شبانهروزی او را شکنجه و بازجویی میکردند و میخواستند علیه دیگر خبرنگاران اعتراف اجباری بدهد. این خبرنگار گفت: «مرا بهشدت لتوکوب کردند. شوک برقی دادند و هنوز هم شکنجه در بدنم باقی مانده است.»
این خبرنگار یکی از ۷۷ روزنامهنگاری است که از سال ۲۰۲۱ به اینسو در جریان موجی از بازداشتها با هدف ایجاد رعب در میان کارکنان رسانهای، دستگیر و زندانی شدهاند. مدت بازداشت این افراد از یک هفته تا دو سال گزارش شده است.
در گزارش آمده است که طالبان از زمان بازگشت به قدرت، سانسور گستردهای بر رسانهها اعمال کرده است. احمد، (نام مستعار) خبرنگاری که قبلا در یک تلویزیون خصوصی کار میکرد، گفته است فشارها با ممنوعیت برخی برنامهها و خاموشکردن صدای خبرنگاران زن آغاز شد. به گفته او، رسانه محل کارش اندکی پس از بازگشت طالبان به قدرت، به وزارت اطلاعات و فرهنگ تعهد سپرد که برنامههای مختلط زنان و مردان را پخش نکند و با افرادی که با طالبان مخالفاند مصاحبه نکند.
احمد افزوده است که تهدیدها بهتدریج جدیتر شد و پس از نشر گزارشهایی که خلاف خواست طالبان بود، بارها به شعبه ۰۱۵ احضار شد. او گفت: «کار حرفهای رسانهها در واقع به معنای مخالفت با طالبان بود.» این خبرنگار در نهایت مجبور شد افغانستان را ترک کند.
عبدالله، خبرنگار دیگری که در خارج از افغانستان به سر میبرد، گفته است: «طالبان میخواهد رسانهها را به دستگاههای تبلیغاتی در خدمت رژیم تبدیل کنند؛ رسانههایی که فقط محتوای مورد نظر آنان را پخش کنند.»
به گفته این خبرنگار، مأموران هنگام احضار او به شعبه ۰۱۵ چندین بار تهدیدش کرده و گفته بودند: «حق ندارید درباره حقوق زنان، رویدادهای امنیتی یا فقر گزارش تهیه کنید. باید افرادی را در برنامهها دعوت کنید که مورد تایید ما باشند.»
گزارشگران بدون مرز میگوید به بیش از ۲۰ دستورالعمل سراسری و شمار فزایندهای از فرمانهای ولایتی دست یافته است که هدف آنها از بین بردن آزادی رسانههاست.
این سازمان همچنین پیامهای صوتی را بررسی کرده است که در آنها اعضای شعبه ۰۱۵ خبرنگاران را تهدید میکنند. آنان از خبرنگاران میخواهند به افراد «تحریککننده» که سیاستهای اداره طالبان را زیر سؤال میبرند، فرصت حضور در رسانهها را ندهند. همچنین دستور میدهند تحلیلگران مورد نظر طالبان را از فهرستی که ارائه کردهاند، به برنامهها دعوت کنند. یک خبرنگار گفت این فهرست بیش از ۵۰ نفر نیست.
یکی از مأموران در این پیامها میگوید: «همکاری ما باید متقابل باشد.» او سپس از خبرنگاران میخواهد درباره موضوعات مورد نظر طالبان «گزارش و مصاحبه» تهیه کنند.
به نوشته گزارشگران بدون مرز، تهدیدها حتی پس از خروج خبرنگاران از افغانستان نیز ادامه مییابد. در یکی از پیامها به یک خبرنگار گفته شده است: «هر جا که باشی و پنهان شوی، پیدایت میکنیم.»
شکنجه و صحنهسازی تیرباران
در بخش دیگری از گزارش، احمد، (نام مستعار) نیز از شکنجه و بدرفتاری در اداره استخبارات طالبان روایت کرده است. او گفته است یک روز بهزور به شعبه ۰۱۵ انتقال داده شد و در جریان بازجویی، مانند دیگران به جاسوسی متهم شد. او افزود: «مرا شکنجه کردند. ضربهها آنقدر شدید بود که بیهوش شدم.»
گزارش میافزاید که شعبه ۰۱۵ زندان جداگانهای ندارد و بیشتر بازداشتشدگان پس از مدتی به ریاستهای ۴۰ یا ۹۰ استخبارات منتقل میشوند.
احمد گفته است در جریان بازداشت طولانیمدتش تنها دو بار توانست خانوادهاش را ببیند. او همچنین از صحنهسازی اعدام روایت کرده و گفته است: «ساعت دو بامداد مرا به تپهای بردند. تفنگی را به شقیقهام گذاشتند و گفتند که چندین نفر مانند من را در همانجا کشتهاند.»
این خبرنگار سرانجام در دادگاه طالبان محاکمه و به اتهام «تبلیغ علیه رژیم» به زندان محکوم شد. او چند ماه بعد به زندان بگرام منتقل شد.
احمد گفته است که دستها و پاهایش حتی هنگام رفتن به تشناب بسته بود و او را با آب سرد نیز مجازات میکردند. این خبرنگار پس از آزادی از زندان، افغانستان را ترک کرد.
با این حال حمدالله فطرت به گزارشگران بدون مرز گفته است: «ادارههای مربوط، از جمله شعبه ۰۱۵ اداره استخبارات، در چارچوب قانون فعالیت میکنند. با هیچکس برخورد خودسرانه نمیشود و کسی بهگونه خودسرانه بازداشت نمیشود.»
حسابهای مستعار طالبان در شبکههای اجتماعی
گزارش تصریح کرده که تلاش طالبان برای کنترل اطلاعات، تنها به سرکوب خبرنگاران محدود نمیشود و فضای آنلاین را نیز در بر میگیرد. بر اساس اطلاعات گزارشگران بدون مرز، در شعبه ۰۱۵ بخش مشخص برای نظارت بر شبکههای اجتماعی وجود دارد. مأموران محتوایی را که مشکلساز تشخیص دهند، در گزارشی ثبت میکنند.
به گزارش این سازمان، یکی از بخشهای شعبه ۰۱۵ مسئول تبلیغات، کارزارهای اطلاعات نادرست در فضای آنلاین و جهتدهی به افکار عمومی است. شعبه ۰۱۵ همچنان استدیویی دارد که در آن ویدیوهای اعترافات اجباری بازداشتشدگان ضبط میشود.
پیش از این، افغانستان اینترنشنال در ۱۹ سنبله اسنادی را منتشر کرد که نشان میداد اداره استخبارات طالبان برای تبلیغ علیه مخالفان در مجموع ۷۰ میلیون و ۷۰۰ هزار افغانی اختصاص داده است.
بر اساس این اسناد، بخشهای مختلف این برنامه از طریق هزار و ۵۰۰ حساب کاربری مستعار در شبکههای اجتماعی، رسانههای وابسته به طالبان و شماری از تلویزیونهای خصوصی اجرا میشود.
نامههای رسمی اداره استخبارات طالبان نشان میدهد که این طرح در واکنش به افزایش فعالیتهای نظامی و فکری جبهات مقاومت و دیگر منتقدان تهیه شده است. در اسناد از این برنامه با عنوان «طرح ضدتبلیغ و تدابیر استخباراتی» یاد شده است.
رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان میگوید بخشی از مبادلات تجاری میان دو کشور از مسیرهای غیررسمی انجام میشود و در آمارهای رسمی ثبت نمیشود.
به گفته او، حجم مبادلات واقعی با احتساب حوالههای مالی خانوادههای افغان، خدمات فنی و مهندسی و معاملات ثبتنشده، حدود سه تا چهار میلیارد دالر برآورد میشود.
گزارشها نیز از قاچاق دالر از افغانستان به ایران و انتقال کالا از مسیرهای غیررسمی حکایت دارد.
کمالالدین توحید، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان، گفته است که ظرفیت روابط تجارتی میان دو کشور حدود ۱۰ میلیارد دالر برآورد میشود، اما بخشی از این مبادلات بهدلیل غیررسمی بودن در آمارهای رسمی بازتاب نمییابد.
به گفته او، حجم واقعی تجارت دو کشور، با درنظرگرفتن حوالههای مالی خانوادههای افغان، خدمات فنی و مهندسی و مبادلات ثبتنشده، حدود سه تا چهار میلیارد دالر است.
او افزوده است که صادرات خدمات فنی و مهندسی خراسان رضوی به افغانستان بهتنهایی میتواند سالانه دستکم ۵۰۰ میلیون دالر باشد.
توحید گفته است که زمان انتظار و انتقال کالا در مرزها از ۱۷ روز به دو تا سه روز کاهش یافته است، اما هنوز موانعی وجود دارد و تصمیمهای گرفتهشده برای تسهیل رفتوآمد کالا باید عملی شود.
او همچنین برگزاری نمایشگاههای تخصصی در ایران و افغانستان را پیشنهاد کرده و گفته است این نمایشگاهها میتوانند به مراکز دایمی معرفی کالاها و فرصتهای تجاری تبدیل شوند.
به گفته توحید، افغانستان در بخش صادرات محصولات کشاورزی به حمایت در زمینه بستهبندی، فرآوری و دسترسی به بازار نیاز دارد و همکاری ایران میتواند در این زمینه موثر باشد.
رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان افزوده است که وزارت تجارت اداره طالبان اطلاعات فرصتهای سرمایهگذاری را آماده کرده و این اتاق میتواند زمینه آشنایی سرمایهگذاران با این فرصتها و ارتباط مستقیم آنان با طرفهای افغان را فراهم کند.
بخشی از مبادلات مالی و تجاری میان افغانستان و ایران از مسیرهای غیررسمی انجام میشود. گزارشهایی وجود دارد که دالر از افغانستان به ایران قاچاق میشود و بخشی از کالاها نیز بدون ثبت رسمی از مرزهای دو کشور عبور میکنند.
همچنین گزارشهایی وجود دارد که اداره طالبان در جریان جنگ ایران با امریکا، انتقال کالا از مسیر افغانستان به ایران را تسهیل کرده است.
پس از برهم خوردن روابط تجاری افغانستان و پاکستان و بسته شدن مسیرهای بازرگانی میان دو کشور، اداره طالبان برای گسترش روابط تجاری و استفاده از مسیرهای بدیل، به ایران روی آورده است. این وضعیت زمینه افزایش مبادلات تجاری میان ایران و افغانستان را فراهم کرده است.