• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

قمار سیاسی طالبان؛ آیا ممنوعیت کوکنار به افزایش مشروعیت طالبان کمک می‌کند؟

خالد خسرو
خالد خسرو

روزنامه‌نگار

۱۵ حمل ۱۴۰۱، ۲۱:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

ممنوعیت کوکنار و مواد نشئه‌آور حرکت نمایشی سیاسی طالبان برای کاهش انتقادات و دریافت امتیاز از کشورهای غربی است که واکنشی گسترده به ممنوعیت تحصیل دختران در افغانستان نشان داده اند. اما، تردید نسبت به توانایی طالبان برای تطبیق این سیاست وجود دارد.

اگر این ممنوعیت عملی شود، نه تنها منابع مالی طالبان را ضربه می‌خورد بلکه آن دسته از دهقانانی را نیز نا راضی می‌سازد که در گذشته از طالبان به طور مستقیم و غیرمستقیم حمایت کردند و حالا خود را فقیرتر و آسیب پذیرتر از گذشته می‌بینند.

رهبر طالبان در یک حرکت تبلیغاتی، با صدور فرمانی کشت کوکنار و تولید مواد نشئه‌آور را در افغانستان ممنوع کرد. رهبر این گروه گفته است که با متخلفین بر اساس «شریعت» برخورد خواهد شد.

کشت و فروش موادمخدر همواره یکی از منابع مالی عمده طالبان بوده است. حاجی بشیر نورزی، یکی از تاجران مشهور موادمخدر که اکنون در امریکا به این جرم زندانی است، از جمله حامیان مالی این گروه از آغاز تشکیل آن تا زمان دستگیری وی در سال ۲۰۰۵ بود. حالا طالبان مصرانه در پی رهایی وی توسط مقامات امریکایی است.

این دومین بار است که طالبان در طول حاکمیت خود بر افغانستان کشت کوکنار و مواد نشئه‌آور را ممنوع کرده است، اما در عین حال، مشخص نیست که چگونه این گروه به این سیاست خود پایبند می‌ماند و چطور با مخالفت و نارضایتی دهقانان، به خصوص در جنوب برخورد می‌کند که کشت کوکنار و فروش تریاک بخشی از درامد آنان به حساب می‌آید.

در طول دو دهه گذشته، کشورهای غربی منابع مالی گزافی را برای محو کوکنار به حکومت‌های پیشین کمک کردند، ولی افغانستان همیشه در صدر تولیدکنندگان تریاک بوده است. طبق آمار سازمان ملل، در حال حاضر افغانستان ۸۷ درصد تریاک جهان را تولید می‌کند که ارزش آن در داخل، بین ۱.۸ الی ۲.۶ میلیارد دالر تخمین زده می‌شود.

گروه طالبان در گذشته از مزارع کوکنار در برابر حکومت افغانستان حمایت می‌کرد که زیر فشار بین المللی برای تخریب این مزارع قرار داشت. طالبان با گرفتن عشر و زکات از زارعان کوکنار، جنگ خود علیه نیروهای غربی و حکومت مرکزی را تمویل می‌کردند.

طالبان در ۷ ماه گذشته پس از تسلط بر افغانستان، اشاره‌‌ای به ممنوعیت کوکنار در افغانستان نکرده بود.اکنون اعلام یکباره این تصمیم تا حدی غافلگیرکننده است. زیرا، افکار عمومی در داخل و خارجی بیشتر انتظار داشت که رهبر طالبان در مورد تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم تصمیم جدیدی را اعلام کند. زیرا، گروه طالبان به خاطر این تصمیم نه تنها منفورتر و منزوی‌تر از گذشته شده است، بلکه احتمال به رسمیت شناخته شدن و برقراری روابط عادی با جهان برای این گروه کمتر شده است.

از نظر سیاسی، شاید طالبان با این فرمان به دنبال ترمیم وجهه خود در نزد کشورهای غربی است که به علت ممنوعیت تحصیل دختران انتقادات شدیدی از این گروه کرده اند. اگر رژیم طالبان در اجرای این سیاست مصمم و صادق باشد، یکی از مطالبات عمده و دیرینه کشورهای غربی را برطرف کرده می‌‌تواند.

البته، روشن نیست که رژیم طالبان تا کجا به این سیاست خود پایبند مانده می‌تواند. زیرا، این گروه در بدل ممنوعیت کوکنار، هیچ سیاست معیشتی بدیل یا طرح امتیازات جایگزین برای زارعان کوکنار ارائه نکرده است. این در حالیست که این دهقانان به خصوص در مناطقی که پایگاه سنتی طالبان به حساب می‌آیند، از لحاظ اقتصادی به عواید کشت کوکنار وابسته اند.

تحقیقات معتبر نشان می‌دهد که درامد کوکنار در کاهش فقر خانواده‌های کشاورز در ولایاتی چون هلمند نقش بازی کرده است؛ خانواده‌هایی که در مقاطعی به خاطر حفظ مزارع کوکنار با طالبان علیه حکومت مرکزی و نیروهای بین المللی در افغانستان همدست شدند.

این دهقانان در کوتاه مدت منبع عایداتی جایگزین برای کوکنار یافته نمی‌توانند که به این علت برفقر و آزگاری آنان افزوده خواهد شد؛ آن هم در شرایطی که بنا به تخمین سازمان ملل، نزدیک به ۲۳ میلیون افغان در معرض خطر گرسنگی و قحطی قرار دارند.

در کوتاه مدت شاید ممنوعیت کشت کوکنار قیمت تریاک را در داخل و خارج از افغانستان افزایش دهد. به این علت، سود کشاورزان و تاجران تریاک امسال افزایش خواهد یافت. اما، در بلندمدت دهقانان بیشتر از هر کسی دیگر از نظر مالی و اجتماعی آسیب خواهند دید.

با این وضعیت، اگر طالبان بتواند برای امتیاز گرفتن از غرب سیاست منع کوکنار را به شیوه معمول تطبیق کنند، نارضایتی در میان این کشاورزان بالا خواهد رفت. از این رو، سوال اینجاست که طالبان تا کجا حاضر است هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سیاست منع کوکنار در افغانستان را بپردازد؟

طالبان برای منع کوکنار به شریعت توسل جسته است، اما افزایش نارضایتی و بدترشدن وضعیت اقتصادی و معیشتی کشاورزان می‌تواند این گروه را مجبور به تجدیدنظر در این سیاست کند. به هر حال، با این که طالبان در گذشته نیز کشت و تولید موادمخدر را از لحاظ شرعی حرام اعلام کرده بود، اما در موقع ضرورت، برای رفع نیازهای سیاسی و مالی خود به تشویق و محافظت از آن پرداخته است.

رینا امیری، نماینده وزارت امور خارجه امریکا برای زنان افغانستان در آخرین مصاحبه‌اش با تلویزیون تی‌آر‌تی ترکیه گفت که عادی شدن روابط طالبان با کشورهای دیگر منوط به رعایت شروط عمده‌ای مانند حقوق اساسی مردم است.

طالبان به دلایل سیاسی و ایدیولوژیک هیچ یک از شرایط جهان را برآورده نکرده است. به این علت، این گروه با ممنوعیت کوکنار امتیاز خیلی بزرگ و سرنوشت ساز از کشورهای غربی به دست آورده نمی‌تواند؛ به خصوص که نسبت به صداقت و درایت این گروه در تطبیق سیاست‌های کلان تردیدی جدی وجود دارد.

چنانچه، یان مک‌کری، سرپرست سفارت امریکا برای افغانستان در واکنش به ممنوعیت کشت کوکنار از سوی طالبان گفت که این اقدام مثبت است اما به شرطی که در عمل اجرا شود.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

کشتی غرق شده عمران خان و آینده سیاسی پاکستان

۱۵ حمل ۱۴۰۱، ۱۷:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
حامد حیدری

در روزهای گذشته، اتفاقات و تحولات سیاسی در پاکستان خیلی سریع و غافلگیرکننده به پیش رفت؛ تحولات و رخدادهایی که منجر به سقوط کابینه عمران خان و انحلال پارلمان در این کشور شد.

به دنبال این اتفاقات، دفتر ریاست جمهوری این کشور هم اعلام کرد که عمران خان تا زمان انتصاب نخست‌وزیر جدید، به عنوان نخست‌وزیر سرپرست به کارش ادامه خواهد داد.

اما ریشه‌های بحران کنونی در پاکستان بعد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. در بعد داخلی، این بی‌ثباتی سیاسی ماهیت کمابیش سنتی دارد، اما در ابعاد بین‌المللی، بحران پاکستان برخاسته از تحولات سیاست خارجی این کشور در افزایش تمایل به چین، بحران افغانستان و روی کار آمدن طالبان با حمایت پاکستان و نیز روابط پاکستان با کشور‌های حاشیه خلیج فارس است.

در بعد داخلی، تنش‌های کنونی پاکستان را می‌توان ادامه سیر سیاست‌ورزی سنتی در این کشور دانست. از زمان تأسیس پاکستان به عنوان یک کشور، قدرت و حکومت در آن پیرامون سه محور پنجاب، سند و ارتش-سازمان اطلاعات (آی اس آی) در جابجایی بوده که به مرور زمان، قدرت ایالت پنجاب در مسلم لیگ شاخه نواز و قدرت ایالت سند در حزب مردم انباشت شده است.

بلوچستان و دیگر ایالات، گروه‌های اسلام‌گرا و احزاب کوچک‌تر نیز به رغم سهم اندک خود در سیاست پاکستان به دلیل قدرت موازنه‌گری و توانایی سنگین کردن کفه سیاست به سمت هر یک از سه قدرت اصلی همیشه حائز اهمیت بوده اند. شکل اصلی حضور ارتش در رأس حاکمیت از طریق کودتا انجام می‌شد که نام آشناترین آنان را می‌توان کودتای ضیاالحق علیه دولت ذوالفقار علی بوتو و کودتای پرویز مشرف علیه دولت نواز شریف دانست.

در سال‌های گذشته و پس از انتقال قدرت از ارتش به احزاب سیاسی و روی کار آمدن دو دولت آصف علی زرداری از حزب مردم و نواز شریف از مسلم لیگ، بار دیگر فضای تنش‌آلود سیاسی در پاکستان باعث شد تا اعتراضات و راهپیمایی‌های گسترده‌ای ـ که در پاکستان به عنوان سازوکاری شناخته و مرسوم است ـ شکل گرفته و عنصر چهارمی به نام عمران خان و حزب تحریک انصاف به سیاست پاکستان اضافه شد.

این عنصر چهارم، در حقیقت نیروی سوم سیاسی بود که با حمایت ارتش و سازمان اطلاعات و با توجه به کارنامه موفق عمران خان در ایالت خیبرپختونخوا به عنوان رئیس دولت ایالتی و شهرت وی به عنوان کاپیتان سابق تیم ملی کریکت این کشور توانست برای اولین بار قدرت را از حزب سنتی پاکستان بگیرد.

اما تحولات بین‌المللی به خصوص بحران افغانستان نیز بر این بحران اثرگذار بوده است. مهم‌ترین مساله چالشی برای امنیت پاکستان، مساله افغانستان است. پاکستانی‌ها سال‌هاست در مورد افغانستان روابط پیچیده و گاه دوستی گاه دشمنی را با ایالات متحده در این زمینه بازی کرده اند. در زمان جنگ سرد، آمریکا رابطه عمیق و همکاری گسترده با پاکستان را به همکاری با افغانستان و دولت محمدظاهر شاه ترجیح داد. در زمان اشغال افغانستان توسط نیرو‌های شوروی، این کشور تبدیل به جبهه مقاومت آمریکا و متحدانش در برابر شوروی شد. در زمان حمله به افغانستان و عدم رضایت پاکستان از این حمله به دلیل حمایتش از طالبان، توسط جورج بوش، تهدید به حمله نظامی شد و اکنون نیز برای خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان و استقرار دوباره طالبان نقشی کلیدی ایفا کرده است. هم‌چنان پاکستانی‌ها به رغم همه فشارهای بین‌المللی و منطقه‌ای توانستند طالبان را در رسیدن به حکومت افغانستان یاری کنند و هیچ فضایی برای همکاری با دیگر کشورها در افغانستان باز نگذاشتند.

این روابط پیچیده دوستی-دشمنی باعث شده است تا دو طرف همیشه به دیده تردید به یکدیگر نگاه کنند. اما خیزش چین و شکل خاص روابط راهبردی چین-پاکستان و اتصال دو کشور از طریق کوریدور ۶۰ میلیارد دالری سیپک، باعث شده است تا روابط پاکستان و واشنگتن اهمیت راهبردی خود را از دست بدهد. ارتش پاکستان نیز در بحران افغانستان تا جای ممکن با حمایت از طالبان شرایط را برای آمریکایی‌ها سخت کردند و توانستند چین را در پذیرش طالبان به عنوان دولت جدید در افغانستان با خود همراه سازند. تنش میان واشنگتن و اسلام‌آباد تا جایی پیش رفت که دولت ترامپ دستور توقف کمک مالی سالانه به دولت و کمک تسلیحاتی و نظامی به ارتش پاکستان را لغو کرد.

در بعد منطقه‌ای نیز روابط پاکستان و عربستان سعودی به عنوان دو شریک راهبردی سنتی دارای فراز و فرود‌های متعددی در سال‌های اخیر بوده است. عدم حمایت پاکستان از عربستان سعودی در جنگ یمن و نیز تلاش برای ایجاد یک سازمان موازی با سازمان همکاری‌های اسلامی –که محل سیادت عربستان سعودی است- و همکاری‌های گسترده با ترکیه و قطر باعث شد تا در چند مقطع روابط دو کشور به تیرگی گراییده و حتی عربستان، سخن از بازپس گیری کمک‌های مالی و وام‌های خود به پاکستان به میان آورد.

حالا که عمران خان برای کاهش فشار‌ها بر خود، پارلمان را با دستور رئیس جمهوری ملغی و دولت را برکنار کرده است، تا زمان تشکیل دولت موقت، دولت وی به فعالیت‌های خود در این مسند ادامه خواهد داد. با این حال آینده سیاسی پاکستان و کشتی شکست خورده حزب انصاف در انتخابات پیش روی مشخص خواهد شد که آیا عمران خان می‌تواند این کشتی را از ساحل غرق شده نجات دهد یا خیر؟

گزارش وال استریت ژورنال؛طالبان به دنبال کنترول بر کار موسسات امدادرسان است

۱۱ حمل ۱۴۰۱، ۲۳:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

طالبان می‌خواهد کنترول خود را بر کارهای موسسات کمک‌رسان در افغانستان افزایش دهد. به گزارش وال استریت ژورنال، طالبان در توزیع کمک‌ها و استخدام کارمندان این موسسات دخالت کرده و از آنان توقع دارد که پروژه‌های خود را بر اساس میل این گروه مصرف کنند.

به گزارش وال استریت ژورنال، در اوایل این هفته یک دستورالعمل کتبی از سوی ملاحسن آخند، رئیس الوزرای طالبان به موسسات امدادرسان داده شد. در این دستور از موسسات خواسته شده بود که پروژه‌های بشردوستانه خود را در هماهنگی با مقامات طالبان اجرا کنند.

این در حالیست که وزیر خارجه آلمان روز پنجشنبه در نشست مجازی کشورهای کمک‌کننده از طالبان خواست که در کار موسسات کمک‌رسان دخالت نکند.

کشورهای کمک‌کننده در این نشست با اعطای ۲.۴۴ میلیارد دالر برای ارائه کمک‌های بشردوستانه به افغانستان موافقت کرده اند و قرار است تمام این کمک از طریق سازمان ملل و دیگر موسسات غیردولتی مصرف شود.

این روزنامه گزارش می‌دهد که میزان دخالت طالبان در کار موسسات امدادرسان در مناطق مختلف فرق می‌کند. چنانچه، هفته گذشته والی طالبان در ولایت غور از این نهادها خواست که مسئولیت منابع مالی خود را به مقامات طالبان در این ولایت بسپارند، پروژه‌های خود بر اساس خواست آنان تطبیق کرده و کارمندان مورد تایید طالبان را استخدام کنند.

زمانی که این موسسات در برابر امر والی طالبان مقاومت کردند، او دستور بازداشت ۴ کارمند افغان این موسسات را به اتهام فساد صادر کرد. البته، این کارمندان پس از فشارهای این موسسات در کابل از قید طالبان در غور آزاد شده و فعلا دستور والی به طور موقت به حالت تعلیق در آمده است.

حکومت طالبان در اوایل امسال «برنامه نظارت و کنترول بر موسسات غیردولتی» را طرح کرد. به گفته مسئولان کمک رسان، اگر این طرح از سوی طالبان تطبیق شود، موسسات امدادرسان عملاً به سازمان‌های شبه حکومتی تبدیل خواهند شد. زیرا، این برنامه به مقامات طالبان اجازه می‌دهد که فعالیت‌های این موسسات را بررسی و تایید کنند.

با این که هنوز این طرح رسماً عملی نشده است، اما مسئولان موسسات به وال استریت ژورنال گفتند که طالبان اقدامات خود را برای کنترول بیشتر پروژه‌های آنان تشدید کرده است. مقامات طالبان فعلا مشخصا انتظار دارند که بر استخدام کارمندان این موسسات نظارت داشته و پروژه‌های کمکی در هماهنگی با آنان تنظیم و تطبیق شوند.

همچنان، آنان می‌خواهند بدانند که کمک‌های خیریه به چه کسانی توزیع می‌شود. آنها چندین بار تلاش کرده اند که کمک‌های خیریه به کسانی، مانند خانواده‌های جنگجویان طالب داده شود که به این گروه وفادار اند.

اخیم استینر، مدیر برنامه توسعه سازمان ملل متحد در مصاحبه با این روزنامه گفته است که فشار طالبان بر موسسات امدادرسان مایه نگرانی است و آنها می‌خواهند که این نهادها به طور مستقلانه فعالیت کنند.

او افزود: «این خیلی مهم است که در کشورهای درگیر منازعه و مناقشه، کمک‌های بشردوستانه بدون دخالت[جناح خاص] به مردم توزیع شود.»

پاکستان در افغانستان به‌دنبال چیست؟ بخش دوم: آب

۱۰ حمل ۱۴۰۱، ۱۷:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
ایلا مرضیه حسینی

آب، در کنار خاک، یکی دیگر از عناصرمناقشه برانگیز سیاست بین‌الملل و جهان است. این مایع حیات‌بخش، به طور مستقیم با امنیت ملی کشور ها مرتبط است و یکی از دغدغه های اساسی کشور های منطقه خاور میانه و جنوب آسیاست.

در حال حاضر جهان به شدت در حال توسعه با استفاده از نیروهای تجدیدپذیر برق و نیروی حاصل از شکست اورانیوم، در حال یک گذار بزرگ پارادایمیک در صنعت انرژی است.


بخوانید: پاکستان در افغانستان به‌دنبال چست؟ بخش اول: خاک

رو به اتمام بودن منابع نفت و گاز، بشر را به جایگزینی این دو ماده اساسی واداشت. این بی‌نیازی از نفت در آینده‌ای نزدیک، دغدغه بشر را به عناصر دیگر انرژی معطوف خواهد کرد، طوری که برخی ژئوپلیتسین‌ها قرن ۲۱ را سده هایدروپلیتیک می‌نامند و بر این باورند که از این پس، اغلب درگیری‌ها و منازعات در سطح بین الملل نه بر سر نفت، بلکه بر سر آب خواهد بود.

اغلب كشورهای خاورميانه و آسیا از نظر آب شيرين بسيار آسیب پذیرند. وخامت بحران آب در خاورميانه، به گونه ای است كه در ۲۰ سال آينده بسياری از كشورهای آن قادر نخواهند بود آب مورد نياز كشاورزی، صنعتی، آشاميدنی و ديگر مصارف خود را تأمين كنند.

این امر میزان بالای رقابت پذیری این مایع حیات را در مقابل طلای سیاه (نفت) می‌رساند. جایگزین شدن نفت توسط آب، به عنوان دغدغه مشترک اکثر کشور ها، کارت‌های بازی کشور‌های قدرتمند در عرصه بین‌الملل را کم کرده و نقش کشور های در حاشیه تر، مانند افغانستان را برجسته می‌سازد. به طور کلی بحران کمبود آب در جهان معاصر تاثیر زیادی در بازتعریف قدرت کشور‌های بازیگر در عرصه روابط بین الملل ایجاد می‌کند.

نزدیک به پنج دهه بحران و جنگ از افغانستان کشوری ساخته ناتوان، که حتی فرصت‌های انتصابی آن به علت سو مدیریت، چالشی است دوامدار و علی رغم قرار گرفتن در ژئواستراتژیک محصور به کشور‌های قدرتمند منطقه و جهان، کشوری‌ است فقیر، توسعه نیافته و بی‌نصیب از مزایای منابع طبیعی. البته به جز یک ماده: آب.

در مقابل، پاکستان به دلایل متعدد از جمله توزیع نامتوازن منابع آب، رشد بالای جمعیت ( ۲.۸ درصدی)، بهره برداری نامناسب و سوءمدیریت کشاورزی، تحت فشار و استرس شدید منابع آب قرار دارد.

سازمان غذا و زراعت ملل متحد به عنوان نهاد ذیربط، میزان مصونیت آب در کشور‌های مختلف را با استفاده از فرمول ثابت میزان فیصدی منابع آب برداشتی از مجموع آب تجدید پذیر محاسبه می‌کند.

بر اساس گزارش منتشر شده از سوی این نهاد، در سال ۲۰۰۲ پاکستان با ۷۱ درصد سطح فشار، در فهرست ۱۷ کشور با وخیم‌ترین سطح بحران آب در جهان قرار گرفته بود.

پاکستان، ۳۶ درصد از منابع آب مورد نیاز خود را از طریق منابع فرامرزی تامین می‌کند و در این میان افغانستان به تنهایی منبع تامین ۲۰ درصد از منابع آبِ سرزمین خشک و بحران زده پاکستان است.

بخش زیادی از منبع آب حوضه آبریز ایندوس که ۲۵ درصد ازخاک پاکستان را تشکیل می‌دهد و تامین کننده بسیاری از اقلام کشاورزی است، توسط رودخانه‌ کابل / کنر سیراب شده و حیات پاکستان را وامدار همسایه شمالی، افغانستان می‌کند.

منابع آب‌های مشترک میان کشور‌ها از طریق کنوانسیون ۱۹۹۷ سازمان ملل در حقوق بهره‌برداری از آب‌های مشترک موضوعیت می‌یابد. طبق بند‌های پنجم و هفتم این کنوانسیون، کشور‌های ذی‌نفع از یک حوضه آبریز، حقوق مشخصی بنا بر بالا یا پایین آب بودن دارند که در مذاکرات دوجانبه و متاثر از شاخص‌های مختلف از جمله جمعیت و جغرافیا تعیین می‌شود.

کشور "پایین آب"به ازای متباقی آب ورودی، ملزم به پرداخت مبلغ معین آن به کشور "بالا آب" است. رقمی که صورت محاسبه میان دو کشور افغانستان و پاکستان، سمت و سوی جدیدی به تعاملات اقتصادی دو کشور خواهد داد.

پاکستان در طول دو دهه گذشته و علی رغم فرصت‌های گسترده توسعه‌ای، هیچ‌گاه حتی حاضر به گفت و گو در خصوص امور حقوقی رودخانه کابل با افغانستان نشد و تمایل جدی دولت سابق افغانستان در مدیریت منابع آب و ساخت سد بر منابع آب خروجی از چالش‌های جدی پیش روی حکومت اسلام‌آباد بود. چرا که هر گونه توسعه مدیریت منابع آب در بالا دست رود کابل/ کنر منجر به اعمال ملاحظات حقوقی در مناسبات هایدروپالیتیک دو کشور قلمداد می‌شود.

استقرار دولت با ثبات در افغانستان منجر به مدیریت و استفاده از آب به منزله تنها مزیت نسبی این کشور در مقابل همسایگانش شده و در تضاد جدی با منافع ملی دولت اسلام‌آباد است. از این جهت استقرار دولت ضعیف و شکست خورده در افغانستان تا دهه‌های طولانی، خاطر پاکستان را از این بابت آرام کرده و فرصت استفاده از آب‌های رایگان افغانستان را به این کشور می‌دهد.

به طور کلی و در جمع‌بندی بحث، شایان ذکر است که تا کنون میان دو کشور افغانستان و پاکستان هیچ معاهده‌ای در خصوص آب‌های مشترک صورت نگرفته است. اساسی‌ترین اقدام ضروری در مقابل با پاکستان، ایجاد کمیسیون مشترک آب است. اقدامی الزامی، که به علت خلا نیروی انسانی متخصص در افغانستان، تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.

ایجاد کمیسیون مشترک آب در قدم اول، و شناخت و تمرکز بر نقاط ضعف کشور پاکستان از جمله کمبود برق و سو مدیریت کشاورزی، به منظور ابزار چانه زنی در قدم بعدی، فرصت‌های گسترده‌ای جهت بسترسازی توسعه افغانستان، به دست خواهد داد.

آیا "ملا هبت‌الله" جای پای ملا عمر قدم می‌گذارد؟

۱۰ حمل ۱۴۰۱، ۱۴:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
تاج‌الدین سروش

در دوم ماه حمل، طالبان اعلام کردند که جلسه کابینه طالبان به رهبری "ملا هبت الله آخندزاده"، رهبر این گروه در قندهار برگزار شد. به دنبال این جلسه، همه منتظر بودند تا بیبینند چه تغییراتی در کابینه طالبان رونما می شود.

اما هدف رهبری طالبان برای تشکیل این جلسه چیز دیگری بود؛ تفسیر و ابلاغ روایت حکومتداری طالبان بر اساس قرائت حاکمیت این گروه در دهه ۹۰. قرائتی که سختگیرانه‌ دانسته می‌شود و خلاف تعهدات اعضای طالبان به جهان است.

در هفت ماه گذشته، طالبان با وعده‌های میان‌تهی شان به جهان تا حدودی دل برخی کشورها را بدست آورده بودند، اما به محض برگشت اعضای کابینه طالبان از قندهاربه کابل، یک شبه، چهره طالبان عوض و تصامیم سخت‌گیرانه ذیل گرفته شد؛ مکاتب دخترانه همچنان بسته نگهداشته شود، سفر زنان بدون محرم به خارج کشور ممنوع شود، نشرات رسانه‌های خارجی قطع شود، کارمندان دولت که ریش شان کوتاه بود، اجازه ورود به محل کار داده نشود و برخی فیصله‌های افراطی دیگر که خاطره حکومتداری دهه ۹۰ طالبان را در ذهن‌ همه زنده کرد.

هیئت طالبان در ماه‌های گذشته در جلسات که با نمایندگان جامعه جهانی داشتند، همواره برای آنها می‌گفتند با آغاز سال تعلیمی در افغانستان، دختران دوباره به مکاتب خواهند رفت. اما وعده دهنده‌ها بی‌خبر از اینکه خودشان نمیدانستند که رهبر تصمیمی دیگری میگیرد، بدون درنظرداشت نگرانی‌های جامعه جهانی. آن طوری که منبع نزدیک به رهبر طالبان به خبرگزاری اسوشیتدپرس گفته، "ملاهبت‌الله" نگران به رسمیت شناختن طالبان توسط جهان نیست.

شباهت‌های فرمان‌های منسوب ملاهبت‌الله با ملا عمر

در سال ۱۹۹۶ زمانیکه طالبان کابل را تصرف کردند، ملا عمر یک سری از فرمان‌ها را برای معرفی چهره اصلی دولت طالبان صادر کرد که شبیه این موارد را در فرمان‌های یک هفته پیش منسوب به ملا‌هبت‌الله نیز می‌بینیم. مثلا فرمان ملا عمر در مورد عدم استفاده کودکان در صفوف طالبان: جوانان بی ریش که بخواهند به صفوف ما بپیوندند یا در جنبش من بخواهند منصبی داشته باشند به طور قاطع منع می شوند، حتی اگر یکی از اعضای خانواده آنها را همراهی کند. شریعت می گوید باید از خودمان محافظت کنیم تا متهم به استفاده از کودکان کار نشویم.

فرمان منسوب به ملا هبت‌الله با ادبیات متفاوتر هفته پیش صادر شد و در آن از اعضای طالبان خواسته شد تا از حضور کودکان در صفوف طالبان خودداری کنند. در فرمان منسوب به هبت‌الله آمده: حضور کودکان در مراکز نظامی باعث ایجاد فتنه و بدنامی نیرهای طالبان می‌شود، جدا خودداری شود.

بیتی دم نویسنده هالندی در کتاب " به دنبال دشمن" می‌نویسد، در دوره اول طالبان زمانی که کابل را تصرف کردند، شماری از نیروهای گروهای دیگر مانند حکمتیار به طالبان پیوسته بودند و آنها به باور طالبان ارزش‌های اسلامی را جدی نمی‌گرفتند. بناا ملاعمر فرمانی صادر کرد و از وزارت امر به معروف و نهی ازمنکر خواست تا در صفوف طالبان تصفیه بیارود.

حالا می‌‎بینیم که در دور دوم وقتی طالبان قدرت را به دست گرفتند، شبیه این فرمان از سوی فردی به اسم ملا هبت‌الله صادر شد. یا مثلا در دور اول، طالبان در فرمانی تقویم هجری قمری را جاگزین تقویم هجری خورشیدی ساختند. هفته پیش در فرمان منسوب به ملا هبت‌الله دوباره طالبان این کار را تکرار کردند.

این همه، نشانه‌هایست که نشان میدهد طالبان میخواهند به سمت حکومت داری‌ دهه ۹۰ بروند.

چرا طالبان مسیر افراطی گذشته را انتخاب کردند؟

طالبان به گروه‌های میانه‌رو و تندرو تقسیم بندی شده‌اند و هرکدام تعریف خاص از شکل حکومتداری طالبانی دارند. حلقه افراطی طالبان مانند ملاهبت‌الله، رهبر که هنوز کسی او را ندیده و ملا حسن آخند رئیس الوزرای این گروه که بیشتر تصمیم گیر هم هستند، باور دارند که طالبان در هفت ماه گذشته در مسیر درست روان نبوده و این گروه از خط مش که ملا عمر اعلام کرده بود، فاصله گرفته اند.

بیتی دم می‌نویسد، ملاعمر در جلسه مهم که صدها ملا در قندهار گردهم جمع شده بودند و او را امیر مومنین انتخاب کردند چنین بیانیه صادر کرد: حالا ما این جریان را بنا نهادیم، مسئولیت بزرگی داریم. اگر یک خبرنگار، یک دشمن، و یا یک شهروند عادی می‌پرسد هدف ما چه است، ما برایشان میگوییم، ما دوباره دین خدا را بر میگردانیم، ما شریعیت را دوباره می‌خواهیم.

ملا حسن در یک فایل صوتی که سه ماه پیش منتشر شد، گفت، او پیغمبر مسلمانان را درخواب دیده است که گفته از او و امت مسلمان ناراضی است. این عدم نارضایتی در حلقه تندرو طالبان حاکم است، چرا که باور دارند مردم در کابل و برخی دیگر ولایت‌ها حکم شریعت را تطبیق نمی‌کنند.

اما بعد از اعلام تصمیم‌های افراطی هفته پیش رهبر طالبان، گروهی از نسل جدید طالبان که بیشتر شان بعد از سال ۲۰۰۱ با این گروه پیوسته اند، و میانه‌روتر اند و در فکر دولت داری هستند، به طور بی‌سابقه به این تصمیم منسوب به رهبر شان حمله کردند. 

قاری عبدالستار سعید یک فعال طالبان در صفحه توییترش نوشته، اصولا، اشتباه برای اولین بار، اشتباه و برای دومین بار انتخاب دانسته می‌شود. در افغانستان بجز ما هیچ حزب و جناحی دوبار قدرت را بدست نگرفته است. اگر ما اشتباهات گذشته را تکرار کنیم، شدیدا ملامت هستیم.

همزمان، جنرال مبین، چهره دیگر رسانه‌ای طالبان در صفحه توییترش نوشته، چه بگویم، چند روز میشود تصمیمات عجولانه به حدی مایوسم کرده که حد ندارد. به تصور من فاصله میان ما و مردم را بیشتر و این سبب سقوط نظام می‌شود.

این نشان میدهد که نسل جدید طالبان، خیلی متفاوت فکر میکنند و بر خلاف اصول طالبان، به تصمیم‌های که خلاف میل شان است انتقاد میکنند. یکی از اعضای رهبری طالبان در تماسی به افغانستان اینترنشنال میگوید، ۹۹ درصد اعضای طالبان مخالف بسته ماندن مکاتب دخترانه است. او که به دلیل حساسیت موضوع نمیخواهد اسمش ذکر شود میگوید، مردم ما مسلمان و ستم دیده است. بجای فشار، مستحق ناز و نوازش اند.

حالا، طالبان در گروه جنگ روایت‌ها گیرمانده اند. اعتدال گرایان طالبان فکر میکنند که با وضع و شکل موجود هرگز جهان با آنها تعامل نخواهد کرد الی اینکه در شکل فعلی تغییرات جدی بیاورند. آوردن تغییرات هم در جریان مانند طالبان کار آسانی نیست.

رهبری طالبان که اکثرا چهره‌های افراطی اند باور دارند که با تغییر شکل، جریان طالبان مفهومش را از دست میدهد و آنچه شعار ملا عمر، بنیان گذار این گروه مبنی تطبیق شریعت اسلامی است، فاصله میگیرد. تا حالا از میان این دو، افراطیان طالبان برنده میدان بوده است و توانسته اند طالبان را دوباره در مسیر شریعت و انزوای جهان قرار بدهد.

قمری به جای خورشیدی؛ گروه طالبان با تغییر تقویم به دنبال چیست؟

۹ حمل ۱۴۰۱، ۲۳:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
ایوب آروین

گروه طالبان در اقدام تازه‌ای تقویم هجری قمری را جایگزین تقویم خورشیدی کرده است. اگرچه این تغییر ظاهراً در محدوده مکاتبات اداری اعلام شده، ولی باور بر این است که امر محدود به حوزه اداری نخواهد ماند.

این احتمال مطرح است که‌ این تغییر در حوزه مالی و آموزشی و سراسر امور رسمی کشیده شود – چیزی که می‌تواند جنجال‌هایی را برانگیزد.

این گمانه از آن جا ناشی می‌شود که طالبان در ۱۳۷۸ در مناطق تحت کنترل خود، با فرمان ملا محمدعمر، رهبر پیشین خود، تقویم خورشیدی را به صورت رسمی حذف و تقویم قمری را جایگزین آن کرد. در آن زمان، این امر به دلیل ادامه جنگ و محدودیت رسانه‌ها، واکنش چندانی به‌دنبال نداشت؛ ولی این بار وضعیت متفاوت خواهد بود.

چنانکه تابش فروغ فعال سیاسی و قنبرعلی تابش، شاعر و استاد دانشگاه باور دارند، اقدام تازه طالبان در ادامه حذف نوروز، حذف واژه دانشگاه و محدود کردن زبان فارسی در مکاتبات رسمی صورت گرفته است. این اقدامات بیشتر به عنوان رفتار تهاجمی طالبان در حوزه فرهنگی فارسی‌ز‌بان نکوهش شده است. این اقدامات طالبان، که در میان فارسی‌زبان‌ها پایگاهی ندارند، به نفرت بیشتری دامن خواهد زد.

100%

این گروه احتمالا برای فروکاستن سطح واکنش‌های منفی، به صدور یک نامه ساده اداری با امضای یک مقام ناشناخته رده چندمی اکتفا کرده است – نه فرمانی صادر کرده، نه حکمی داده و نه سند رسمی به امضای رهبرانش به دست مخالفان داده است. در پای این نامه شیخ نورالحق انور، معاون انسجام امور دولت و سرپرست اداره امور طالبان امضا کرده است. برای بالا بردن قدرت اجرایی محتوای این نامه، از دستور «شفاهی» منسوب به ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، و نشانی دفتر اداره امور، که زیر نظر مستقیم ملا حسن آخند، رئیس‌الوزای این گروه کار می‌کند، استفاده شده است.

با این حال، هدف طالبان در تغییر تقویم رسمی افغانستان می‌تواند بسیار مهم باشد. هدف این امر محدوده راهبردی و اجرایی آن را تعیین می‌کند. سرپرست اداره امور طالبان در نامه خود هیچ دلیلی در این زمینه مطرح نکرده و به عبارت «حسب هدایت شفاهی مقام امارت اسلامی» اکتفا کرده است. در نامه او محدوده استفاده از تقویم هجری قمری «تمام مکاتیب و مراسلات اداری» تعیین شده است.

مخالفت با تمدن خراسانی؟

مخالفان تغییر تقویم رسمی نسبت به هدف طالبان تردید دارند. نظیف شهرانی استاد مردمشناسی دانشگاه اندیانا باور دارد که طالبان ظاهراً با این عنوان که تقویم قمری اسلامی‌تر از تقویم خورشیدی است، دست به این کار زده، در حالی که به گفته او، این موضوع ربط چندانی به اسلام ندارد. اما تابش فروغ معتقد است که مبنای هر دو تقویم یکی است، ولی طالبان می‌کوشند تقویم قمری بخشی از نمادگرایی دینی قلمداد کنند.

با این حال، قنبرعلی تابش به این باور است که «هدف طالبان از حذف تقویم جلالی از تقویم افغانستان ادامه مبارزه شان با مظاهر زبان فارسی دری و تمدن خراسانی است.» به گفته او، «آنان فشارهای خود را در دو بعد حذف فرهنگی و حذف فیزیکی بر فارسی‌زبانان ادامه خوهند داد و هیچ حد و مرزی در این مسیر برای خود، قایل نخواهند شد.»

به باور شماری از منتقدان، این اقدام طالبان مانند شماری دیگر از کارهای این گروه در حوزه فرهنگی، بیشتر حوزه فرهنگی زبان فارسی را هدف حمله قرار داده است. یکی از این منتقدان آقای تابش است. او هشدار می‌دهد که «صبر و تحمل فارسی‌زبانان کشور روزی به سر خواهد رسید.» به گفته او، «طالبان با این چنین اقدامات فارسی‌زبانان را مجبور به مقاومت خواهند کرد.»

اقدام تازه طالبان افزون بر چالش‌های سیاسی و فرهنگی، دشواری‌های فراوان دیگر هم می‌تواند در پی داشته باشد. در فرمان منسوب به رهبر طالبان تنها دو روز پس از رسانه‌ای شدن این موضوع، شیخ عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی این گروه به ریاست کمیته رویت هلال تعیین شده است.

تعیین روزهای اول و آخر هر ماه نخستین چالش تقویم قمری است. آغاز هر ماه باید به روش‌های پیچیده‌ای از جمله «استهلال» چند فرد "مومن" و حکم یک مقام باصلاحیت تثبیت شود.

هر ماه نیاز به استهلال است

100%

هر ماه قمری یکی در میان ۲۹ و ۳۰ روز است و یک سال قمری ۳۵۴ یا ۳۵۵ روزه دارد. آغاز هر سال این گاهشماری، اول ماه محرم است. آغاز سال قمری وابسته به تغییر فصل‌های سال نیست. یعنی آغاز سال قمری با تفاوت ده روز در تغییر است. اگر آغاز سال ۱۴۴۴ در آخر اسد بیاید، آغاز هشت سال بعد هشتاد روز پیشتر اتفاق خواهد افتاد. حدود ۳۴ سال بار دیگر در اواخر ماه اسد خواهد آمد. این تفاوت باعث شده که گاهشماری خورشیدی و گاهشماری قمری تاکنون ۴۳ سال متفاوت باشد.

به دلیل عدم دقت واضح گاهشماری قمری، کشورهای اسلامی، از جمله عربستان سعودی این گاهشماری را از امور مالی، اداری و آموزشی خود کنار گذاشته‌اند. اگرچه، در عربستان تقویم رسمی قمری است، ولی در واقع، این تقویم تنها در مناسبتهای مذهبی به کاربرد دارد. در این کشور امور اجرایی عملاً بر گاهشماری میلادی استوار است که خود خورشیدی است.

چنانکه نظیف شهرانی می‌گوید، تقویم قمری دقت تقویم خورشیدی را ندارد. به دلیل عدم دقت گاهشماری قمری، این تقویم برنامه‌ریزی امور مالی، آموزشی و اداری را با چالش روبه‌رو می‌کند. تقویمی که یک سال آن ده روز تغییر کند و آغاز و انجام هر ماهش نیاز به استهلال داشته باشد، نمی‌تواند مبنای برنامه‌ریزی و محاسبات زمانی دقیق امور مالی، آموزشی و اداری شود. چرخه کارهایی را که بر روی گردش ثانیه‌ها می‌چرخد، نمی‌توان تا رویت هلال متوقف کرد.

این چالش‌های گاهشماری قمری باعث شده است که بسیاری از کشورهای اسلامی به گاهشماری‌های خورشیدی روی آورده‌اند. بیشتر این کشورها از گاهشماری میلادی استفاده می‌کنند که خود خورشیدی است. اما در حوزه فرهنگی زبان فارسی، گاهشماری هجری خورشیدی جا افتاده که از دقیقترین گاهشماری‌های جهان است.

گاهشمار هجری خورشیدی

مبنای این گاهشماری مانند گاهشماری قمری، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه در ۶۲۲ میلادی است. به گفته آقای شهرانی، این به دستور ملکشاه سلجوقی و زیر نظر گروهی از دانشمندان، از جمله عمر خیام، شاعر، اخترشناس و دانشمند مشهور خراسانی گاهشماری در سال۴۷۱ قمری تهیه شد. از آن زمان تا اکنون تغییراتی در این گاهشماری اعمال شده، ولی بنیادش بر همان محاسبات اولیه استوار است.

در ایران، این گاهشماری در سال ۱۲۸۹ به عنوان تقویم رسمی به کار رفت و در افغانستان در پی اصلاحاتی که امان‌الله خان روی دست گرفت، از سال ۱۳۰۱ به عنوان تقویم رسمی شناخته شد. این امر، در هر دو کشور بخشی از اصلاحاتی بود که در راستای نوسازی و بهسازی امور اداری، مالی و آموزشی صورت گرفت. حالا تصمیم تازه طالبان می‌تواند پایه صدساله رسمیت این تقویم را در افغانستان به لرزه درآورد.