
نظامالدین قیصاری، فرمانده پیشین نیروهای خیزش مردمی در ولایت فاریاب که سالها علیه طالبان در شمال جنگید، روز یکشنبه به دعوت این گروه به کابل بازگشت. او در گفتگو با رسانهها در کابل از طالبان خواست که همه اقوام از جمله پشتون، اوزبیک، تاجیک، هزاره و ایماق را شامل حکومت بسازد.
نظامالدین قیصاری، اوزبیکتبار و عضو ارشد حزب جنبش ملی به رهبری مارشال عبدالرشید دوستم است. او سالها فرماندهی خیزش مردمی در ولسوالی قیصار ولایت فاریاب را به عهده داشت و علیه طالبان جنگید. آقای قیصاری اما بعداً به دلیل اختلاف با حکومت پیشین از سوی نیروهای ارتش بازداشت و در کابل تحت نظر قرار گرفت.
آقای قیصاری در سالهای اخیر از کابل به مزار شریف رفت و بار دیگر نیروهای امنیتی در سال ۱۳۹۸ خانه او را محاصره و مورد حملات هوایی قرار داد.
او همچنین در سالهای گذشته با آقای دوستم دچار اختلاف شد و سخنان تندی علیه او مطرح کرد.
با سقوط حکومت افغانستان، آقای قیصاری از سوی طالبان در دروازه شهر مزار شریف بازداشت شد. آن زمان ویدیویی در رسانههای اجتماعی منتشر شد که نشان میداد افراد طالبان دستهای او را از پشت بستهاند.
این فرمانده پیشین پس از رهایی از چنگ طالبان، به ایران فرار کرد. او سپس در ایران نیز به اتهام جعل اسناد بازداشت شد.
آن زمان، مهدی محمودی، مدیر کل اتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخله ایران گفت که آقای قیصاری با افتتاح سه دفتر غیرقانونی در تهران، کرج و حومه پایتخت، اقدام به جعل اسناد هویتی برای مهاجرین افغان میکرد و در بدل این کار پول میگرفت.

طالبان روز شنبه از کشورهای جهان خواست تا تحریمها علیه این گروه را بردارند و داراییهای بانک مرکزی افغانستان را آزاد کنند. عبدالقهار بلخی، سخنگوی وزارت خارجه طالبان در مصاحبه با رویترز، این داراییها را «حیاتی» خواند و گفت که آنان از جهان میخواهند «حق افغانها» را بدهد.
سخنگوی وزارت خارجه طالبان گفت که این گروه «از جهان میخواهد تا اساسیترین حق افغانها را که حق حیات ست، از طریق لغو تحریمها و آزادسازی داراییها به آنها بدهد.»
پس از تسلط طالبان بر افغانستان، میلیاردها دالر ذخایر بانک مرکزی این کشور در امریکا و برخی کشورهای دیگر منجمد شده و تحریمهای جهانی سکتور بانکداری را با مشکل مواجه کرده است.
دولتهای غربی در مورد حقوق زنان و دختران برای کار و تحصیل تحت حاکمیت طالبان نگران هستند. این دولتها عادیسازی روابط با طالبان را به رعایت حقوق بشری زنان وابسته دانسته اند اما طالبان در ماه مارچ، از افتتاح مکاتب دخترانه جلوگیری کرد و قوانین شدیدی علیه زنان در افغانستان وضع کرده است.
بلخی در پاسخ به سوالی در مورد این موضوع گفت که حق افغانها به منابع مالی حیاتی باید در اولویت باشد. او افزود که جامعه بینالمللی نگرانیهای مربوط به حقوق بشر را بهطور متفاوتی اعمال میکند.
او در مصاحبه با رویترز پرسید که «۱۶ کشور جهان حقوق اقلیتهای مذهبی به ویژه مسلمانان را سلب کردهاند... آیا آنها نیز به دلیل نقض حقوق بشر با تحریم مواجه هستند؟»
در همین حال، کارین ژانپیر، سخنگوی کاخ سفید روز شنبه گفت که دولت ایالات متحده در حال کار روی «سوالات پیچیده در مورد استفاده از این وجوه مالی است تا اطمینان حاصل کند که [این پولها] به نفع مردم افغانستان مصرف میشود و نه طالبان.»
وی افزود که اداره توسعه بینالمللی ایالات متحده در حال ارائه کمک به سازمانهای بشردوستانه در افغانستان است.
فارن پالیسی به یک گزارش داخلی یوناما دست یافته که تشدید نقض حقوق بشر از سوی طالبان از جمله آزار زنان و کودکان، خفه کردن رسانهها و هدف قرار دادن فعالان مدنی را تایید میکند. گزارش میافزاید که طالبان دست به کشتار مخالفان خود زده و تعالیم افراطی را جایگزین آموزش عمومی کرده است.
به نقل از فارن پالیسی، این گزارش که در مورد وضعیت حقوق بشر در افغانستان در ماه می سال جاری میلادی توسط یوناما تهیه شده، به جزئیات نقض حقوق بشر توسط طالبان میپردازد. گزارش روشن میسازد که با وجود تقریباً یک سال تعامل یوناما با طالبان، سازمان ملل نتوانسته است تفاوت چندانی در رفتار طالبان در راستای احترام به حقوق بشر ایجاد کند.
در مقاله فارن پالیسی آمده است که با وجود تلاش کشورهای کمککننده و سازمان ملل برای کمک به مردم افغانستان، کنترول طالبان بر سازمانهای غیردولتی محلی به این گروه امکان دسترسی به کمکها را فراهم کرده و اکثر کمکها به طرفداران و سربازان طالبان فرستاده میشود.
رئیس یک سازمان غیردولتی محلی که خواست نامش افشا نشود، گفت: «هیچ یک از سازمانهای غیردولتی محلی یا بینالمللی، ظرفیت به چالش کشیدن طالبان را ندارند.»
گزارش سه صفحهای یوناما که فارن پالیسی به آن دست یافته، به وضوح نشان میدهد که پیشرفت چندانی در بهبود شرایط عمومی در افغانستان صورت نگرفته است.
این رسانه به نقل از منابع بخش امدادرسانی مینویسد که نهادهای سازمان ملل در افغانستان بیم دارند که انتقاد آشکار از طالبان، باعث محدود شدن فعالیتهای آنان خواهد شد.
بر اساس گزارش سازمان ملل، طالبان نه تنها از موضع خود در مورد حقوق بشری زنان و سایر شهروندان عقبنشینی نکرده، بلکه دست به کشتار مخالفان خود در سراسر کشور زده است.
به نقل از فارن پالیسی، منابع داخلی و خارجی از افغانستان گزارش میدهند که طالبان در دره پنجشیر، مردم را بازداشت، لتوکوب و شکنجه کرده و شماری را نیز کشته و خانههای آنها را به آتش کشیده است. در سایر نقاط شمال نیز جنگ با روحیه «انتقامگیری وحشیانه» همراه بوده است.
گزارش یوناما نیز به «قتلهای فراقانونی، بازداشتهای خودسرانه و شکنجه و بدرفتاری» با افراد متهم به ارتباط با جبهه مقاومت ملی و همچنین وابسته به داعش اشاره میکند.
در گزارش سازمان ملل آمده است که زنان و کودکان بهطور نامتناسبی تحت تأثیر فقر شدید ناشی از سوء مدیریت اقتصادی طالبان قرار دارند. گزارش میافزاید که زنان و کودکان با خطر «قاچاق انسان، فروش کودکان، ازدواج و کار اجباری کودکان و خشونت خانگی» مواجه اند.
در این گزارش همچنین آمده است که طالبان در حال جایگزینی برخی از مکاتب دولتی با مدارسی هستند که کودکان در آنها در معرض آزار و اذیت و افراطی شدن قرار دارند. گزارش، بدون ارایه جزییات، اضافه میکند: «جلب و جذب و استفاده از کودکان توسط حاکمان فعلی همچنان گزارش میشود.»
گزارش یوناما خاطرنشان میکند که آزادیهای اساسی مردم نقض میشود و به نظریات مخالف اجازه بیان داده نمیشود.
در گزارش یوناما آمده است: «هدف قرار دادن فعالان مدنی، روزنامهنگاران و کارکنان رسانهها باعث شده است که اکثریت از خودسانسوری برای حفظ امنیت خود استفاده کنند.»
گزارش سازمان ملل هشدار میدهد که زیر پا گذاشتن حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم منجر به ناآرامیهای داخلی میشود. این گزارش به نقل از منابع نزدیک به طالبان گفته است که ناامیدی روزافزون از فقر شدید و گرسنگی میلیونها نفر به «نقطه اوج» رسیده است.
یک منبع نزدیک به رهبری طالبان که خواست نامش فاش نشود گفت: «طالبان اگر به نیازهای مردم رسیدگی نکند، عامل نابودی خود خواهد بود.»
این منبع افزوده است که دشمن طالبان قحطی، خشکسالی و نبود امنیت است. او هشدار داده است که ناراحتی مردم منجر به خشم میشود و اگر فقط یک درصد مردم جنگ را آغاز کنند، دیگر طالبان وجود نخواهد داشت.
وزارت امور خارجه چین روز شنبه اعلام کرد که این کشور به ارزش ۵۰ میلیون یوان (۷.۵ میلیون دالر) کمکهای بشردوستانه به آسیبدیدگان زلزله در افغانستان ارائه خواهد کرد. این وزارتخانه با نشر اعلامیهای گفت که این کمکها شامل خیمه، تخت خواب و سایر مواد مورد نیاز خواهد بود.
در همین حال، طالبان از دریافت دو محموله کمکهای بشردوستانه ازبکستان شامل مواد خوراکی، پوشاک و دوا خبر داد.
همچنین در ادامه ارسال کمک به آسیبدیدگان زلزله در کشور، ترکمنستان نیز روز شنبه یک محموله کمک بشردوستانه به افغانستان ارسال کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان میگوید که این محموله روز شنبه به کابل رسیده است و شامل مواد غذایی، البسه و دارو میشود.
شورای علمای شیعه افغانستان میگوید که مردم ملکی در ولسوالی بلخاب در معرض آسیب قرار دارند. این شورا میافزاید که غیرنظامیان نباید مورد آزار و اذیت قرار گیرند. شورای مذکور میگوید که با تشکیل هیئتی تلاش کرد از جنگ در بلخاب جلوگیری کند اما افرادی «به مشتعل شدن آتش جنگ» کمک کردند.
شورای علمای شیعه افغانستان همچنین تاکید کرده که باید زمینه بازگشت افرادی که از ترس جنگ میان جنگجویان طالبان و مولوی مهدی، یک عضو ناراضی این گروه، مجبور به ترک خانههای خود شده اند، فراهم شود.
روز گذشته گزارشهایی گزارشهایی به نشر رسید که طالبان شماری از غیرنظامیان در بلخاب را تیرباران کرده اند. گزارشها میرساند که تعدادی از خانههای مردم نیز بر اثر تیراندازی نیروهای طالبان ویران شده است.
شورای علمای شیعه افغانستان میگوید «معضله بلخاب ناشی از نارضایتی مولوی مهدی است که سالها منحیث یک قومندان در کنار طالبان» بوده است.
این شورا از طرفین جنگ خواسته هرچه زودتر به نبردهای مسلحانه نقطه پایان گذاشته، منازعات و مسائل مورد اختلاف خود را از «طریق گفتگو» حل کنند.
وزارت دفاع طالبان روز شنبه با انتشار بیانیهای برای نخستین بار تائید کرد که عملیات نظامی را از چند روز قبل در بلخاب راهاندازی کرده است. وزارت دفاع طالبان میگوید که عملیات آنان در ولسوالی بلخاب پایان یافته اما در مناطق اطراف آن هنوز هم ادامه دارد.
جنگ بلخاب ابعاد گوناگون نگاه طالبان به جنگ و قدرت را تا حدودی روشن کرد. طالبان در این جنگ با یک فرمانده ناراضی ردهمیانی خود به رویارویی پرداختهاند: مولوی مهدی مجاهد.
رویکرد جنگی و حکمرانی طالبان در سه موضوع مرتبط با این جنگ قابل بررسی است: روش جنگ، دلایل جنگ و شیوع اطلاعرسانی از جنگ.
اول. رویکرد جنگی
روش جنگ در بلخاب در دو بخش قابل ارزیابی است: استفاده از ابزارهای جنگی و جغرافیای جنگی. جنگ بلخاب، جنگی تمامعیار است. طالبان صدها به قولی، هزاران نفر را به میدان آوردهاند. آنها جنگافزارهای باقیمانده از ارتش دولت پیشین با روش مبارزاتی خود ترکیب کردند.
الف. روش جنگ
در پایان روز نخست جنگ، طالبان به دنبال سه حمله ناکام و مرگبار (۱۳ کشته و
۲۰ زخمی) در «قم کوتل»، یک خودرو زرهی امریکایی خود را رها کردند. وقتی نیروهای مهدی مجاهد پیروزمندانه دور آن جمع شدند، یک بمبگذار انتحاری در زیر شکم این نفربر کمربند انتحاری خود را منفجر کرد. ده نفر کشته و پنج نفر زخمی شدند.
این انفجار انتحاری نشان داد که طالبان در هر فرصتی و در هر جنگی از این تاکتیک استفاده میکنند. این گروه هنوز هم یک واحد انتحاری به نام «لشکر منصوری» دارد. در ماه جدی گذشته، نیروهای این واحد انتحاری در بدخشان در میان جمعیت بهتزده مردم رژه رفتند. طالبان از انسانها به عنوان بمبهای سیار استفاده میکنند.
در روز دوم جنگ (سوم سرطان)، طالبان چرخبالهای ارتش سابق را بر فراز قم کوتل به پرواز درآوردند. آنها مواضع نیروهای تحت امر مهدی مجاهد را گلولهباران کردند. این امر نشان داد که طالبان این جنگ را تا چه حدی جدی گرفتهاند. آنها حاضر شدند هزینه سنگین حملات هوایی را بپذیرند تا ناکامی عملیات زمینی را جبران کنند.
ب. جغرافیای جنگ
اراضی بلخاب و اطرافش کوهستانی و دشوارگذار است. عبور نیروهای نظامی از هر سه راه منتهی به بلخاب بهسادگی امکانپذیر نیست: قوم کوتل از سرپل، دره صوف از سمنگان و دره چاشت از بامیان. هر سه راه اگرچه در سالهای اخیر موتررو شده، ولی موضع گرفتن در آن نیاز به نیروی چندانی ندارد. دو راه نخست گذرگاه کوهی دارند و راه سومی از میان درهای تنگ و پر از سنگلاخ و رودخانه طغیانی میگذرد.
افزون بر وضعیت اراضی، جغرافیای انسانی بلخاب و اطراف آن هم اهمیت زیادی دارد. بلخاب بخشی از منطقه هزارهنشین مرکزی افغانستان است. جمعیت منطقه «آب کلان» در شمالغرب بلخاب ترکیبی از ازبیکها و پشتونها است. احتمالاً طالبان به همین دلیل، نخواستند از یکهاولنگ و درهصوف حمله کنند و راه سرپل را برگزیدند.
گفته شده که نیروهای اعزامی طالبان را بیشتر ازبیکها، تاجیکها و پشتونها تشکیل میدهند. فرماندهی آنها هم به دست یک تاجیک است: قاری فصیحالدین، رئیس ستاد ارتش طالبان. شماری از فرماندهان ازبیکتبار جوزجانی و فاریابی از رفتن به جنگ با او خوددداری کردند.
ادعای مولوی مهدی درباره تأمین حقوق هزارهها، تردید طالبان در استفاده از مناطق هزارهنشین برای عبور به بلخاب را بیشتر کرده است. مجاهد پیشتر گفته بود که حقوق سیاسی هزارهها در ساختار حکومت طالبان تأمین نشده است. اخیراً یکی از دستیاران او در همایشی گفت که هزارهها در هیچ جای افغانستان احساس امنیت نمیکنند.
دوم. دلایل جنگ
طرفداران مهدی مجاهد ادعای تأمین حقوق سیاسی هزارهها را گسترش میدهند. اخیراً گروهی از روحانیان در پای سندی امضا کردند که او را به عنوان «مسئول عمومی امور هزارهها و شیعهها» معرفی میکرد. این ادعا، یکی از موارد اصلی اختلاف میان طالبان و مولوی مهدی مجاهد است.
منابع نزدیک به مجاهد میگویند که حقوق هزارهها در گفتگوهای اخیر او و طالبان مطرح شد، ولی طالبان گفتند که اصلا بحث مشارکت را نمیپذیرند، بلکه مجاهد خود باید به عنوان یک مأمور اداره طالبان، مطابق نظر رهبران این گروه استخدام شود. ظاهرا پیشنهاد آنها معاونت وزارت شهرسازی برای مهدی مجاهد بود؛ چیزی که او آن را رد کرد.
طالبان پس از فروپاشی دولت غنی، این فرمانده ۳۴ ساله را به ریاست اداره امنیت ملی بامیان تعیین کردند. اواخر ماه جدی گذشته، در پی سفر نمایندگان کمیسیون «تصفیه» طالبان به بامیان، مهدی مجاهد به کابل فراخوانده شد. چندی بعد خبر برکناری او به رسانهها درز کرد. این امر اختلافات را جدیتر کرد.
دومین اختلاف آنها بر سر چگونگی آموزش دختران است. مجاهد بارها بر آموزش دختران تأکید کرده است. او ماه جدی گذشته به یک مکتب دخترانه رفت و گفت که هیچکسی نمیتواند جلو آموزش دختران را بگیرد. خودش به سرود دختران نوجوان گوش داد و به آنها قلم و کتابچه هدیه داد. طالبان هنوز به آموزش دختران بالاتر از صنف ششم اجازه نمیدهند.
افزون بر این موارد، فعالیتهای اجتماعی مهدی مجاهد هم مایۀ نگرانی طالبان بوده است. پایگاه اجتماعی او گسترش مییافت و قدرتش در بامیان و بلخاب بیشتر میشد. با این حال، اگرچه او از حمایت ملا عبدالغنی برادر، معاون نخستوزیر طالبان برخوردار بود، ولی مخالفت شاخۀ حقانی طالبان با پایگاه اجتماعیاش، جای پایش را در میان طالبان سست کرد.
اگرچه این اختلافها منجر به شکست گفتگوها شد، ولی مهدی مجاهد همچنان زیر پرچم طالبان فعالیت میکند. با این حال، از نظر رهبران این گروه او فردی متمرد شمرده میشود. به همین دلیل، علیه او نیروهای جنگی اعزام کردهاند. مجاهد در یک سخنرانی خود تأکید کرده که او «متمرد نیست.»
سوم. پوشش خبری جنگ
طالبان به شدت کوشیدهاند که از اطلاعرسانی درباره جنگ بلخاب جلوگیری کنند. این گروه، شمار زیادی از نیروها و سازوبرگ نظامی خود را در اطراف بلخاب مستقر کرده و فرماندهان ارشد نظامی، از جمله رئیس ستاد ارتش خود را به محل جنگ فرستاده، ولی هیچ خبری درباره آن منتشر نکردهاست.
اگرچه خبرگزاری باختر تحت کنترل طالبان خبر سفرهای قاری فصیحالدین به بامیان، بلخ و سرپل را پخش کرد، ولی هیچ اشارهای به هدف سفر او فرماندهی او در جنگ بلخاب و تنشها در این منطقه نکرد. تلویزیون ملی و دیگر رسانههای تحت کنترل طالبان جنگ بلخاب را پوشش خبری ندادند.
حتی رسانههای خصوصی و بهویژه رسانههای نزدیک به طالبان هم تحولات بلخاب را کاملا نادیده گرفتند. در دو روز اخیر هیچ خبری در وبسایتها و حسابهای کاربری آنها در شبکههای اجتماعی دربارۀ این پخش منتشر نشده است. به نظر میرسد که این رسانهها بدون اشاره طالبان، چنین سکوتی در پیش نگرفته باشند.
در نتیجه، با توجه به این سه مورد، طالبان در استفاده از نیروی نظامی برای حل اختلافات درونگروهی خود تردیدی نمیکنند. جنگ بلخاب نشان داد که در این زمینه از هلیکوپتر، تانک و بمبگذار انتحاری کار میگیرند. این جنگ همچنین آشکار کرد که ادعای مشارکت قومی را برنمیتابند. محدود کردن پوشش خبری این جنگ، بیانگر آن است که طالبان در کنترل اطلاعات هم انعطافناپذیر هستند.