دیوید کامرون: افغانهای واجد شرایط، اوایل امسال از کشورهای سوم به بریتانیا منتقل میشوند
دیوید کامرون، وزیر خارجه بریتانیا گفته صدها شهروند در معرض خطر افغان هنوز در افغانستان یا کشور سوم گیر ماندهاند و منتظر انتقال به بریتانیا هستند.
آقای کامرون گفته قرار است آنهای که در کشورهای سوم هستند، اوایل امسال به بریتانیا منتقل شوند.
او تعداد کسانی را که در افغانستان ماندهاند، کمتر از ۷۰۰ نفر اعلام کرد.
وزیر خارجه بریتانیا گفت اسکان این افراد به بریتانیا بستگی به تهیه مدارک لازم برای خروج از افغانستان و ویزای کشورهای ثالث برای عبور از مرز دارد.
آقای کامرون در نامهای به آلیسیا کرنز، رئیس کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا گفته که دو پرواز وجود داشته که یکی با ۲۴۶ سرنشین ماه دسامبر به بریتانیا پرواز کرده است. او افزوده، این بدان معنا است که تقریبا همهای افراد واجد شرایط پیش از مهلت تعیین شده در ۳۱ دسامبر، پاکستان را ترک کردهاند.
او افزوده که بیش از یک سوم کسانی که قرار بود طی سه مرحله به بریتانیا منتقل شوند، پیش از پایان سال انتقال یافتهاند.
این در حالی است که تقریباً دو سوم افراد واجد شرایط برای آمدن به بریتانیا، هنوز اسکان داده نشدهاند.
در همان حال، یک موردی هم وجود داشته که یک یک پناهجوی آسیبپذیر افغان دوباره به افغانستان اخراج شده است.
پس از تسلط طالبان بر افغانستان در تابستان ۱۴۰۰ بریتانیا اعلام کرد که کسانی را که در معرض خطر هستند از افغانستان خارج میکند.
بریتانیا آن موقع گفت که تا ۲۰ هزار شهروند در معرض خطر افغان را به این کشور منتقل میکند، اما منتقدان میگویند که این روند بسیار کند پیش میرود.
رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان با اشاره به سفر آتی اش به افغانستان روز شنبه (۱۶ جدی) به خبرنگاران گفت که با تایید رهبر طالبان دعوتنامه دریافت کرده است.
مولانا فضلالرحمن گفت که در سفر به افغانستان با ملا هبتالله در قندهار دیدار خواهد کرد.
قرار است رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان هفته آینده به افغانستان سفر کند. مولانا فضلالرحمن گفته که در این سفر در مورد تحریک طالبان پاکستانی با مقامات طالبان افغانستان گفتوگو خواهد کرد. بهبود روابط طالبان و پاکستان و اعتمادسازی میان آنان از دیگر موضوعات سفر رهبر جمعیت علمای پاکستان به کابل است.
مولانا فضلالرحمان از حامیان معنوی و سرسخت طالبان است. او را به دلیل این حمایت «پدر معنوی طالبان» لقب دادهاند.
این نخستین سفر او به افغانستان از زمان تسلط دوباره طالبان بر افغانستان است. پیش از این فضلالرحمان در سال ۲۰۱۳ به کابل سفر کرده و با حامد کرزی، رئیسجمهور سابق افغانستان دیدار کرده بود.
همزمان با افزایش ناامنیها در پاکستان از سوی گروههای شبهنظامی بهویژه تحریک طالبان پاکستان، این کشور بارها طالبان افغان را به پناه دادن طالبان پاکستانی متهم کرده است. موضوعی که طالبان آن را تکذیب کردهاند.
رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان میگوید این دیدار هرچند از سوی حزب وی ترتیب داده شده، اما وزارت خارجه و مقامات دولتی پاکستان از آن مطلعاند.
او تاکید کرد که در این دیدار «منافع افغانستان و پاکستان» را مدنظر خواهد گرفت و «رهبران طالبان را از موضع حکومت پاکستان» مطلع خواهد کرد.
افزون بر آن، مولانا فضلالرحمن در پاسخ به پرسشی درباره تاثیر این سفر بر کاهش تنشها بین طالبان و پاکستان گفت که «سیگنالهای که من دریافت کردهام، نشان میدهد که پاکستان میخواهد سفر من به نتیجه برسد. طرف افغان نیز به این سفر اهمیت میدهد زیرا رهبر طالبان شخصا از من دعوت کرده است.»
مولانا فضلالرحمن با اشاره به ممنوعیت آموزشی زنان در افغانستان گفت که «در شریعت اسلامی موضوع تحصیل دختران وجود ندارد. اما هرکشوری حق دارد سیاستهای مربوط به امور داخلی، صلح و امنیت، تجارت را اتخاذ کند.»
با اینحال پیشتر دبیرکل اتحادیه جهان اسلام گفت که تمام علمای جهان اسلام و دانشگاههای اسلامی مخالف دستور طالبان درباره منع کار و آموزش زنان در افغانستان هستند.
طالبان مانند دور نخست تسلط خود بر افغانستان، زنان را از رفتن به مکتب و دانشگاه منع کرده است. بهرغم درخواستهای جهانی برای بازگشایی مکاتب دخترانه و دانشگاهها به روی دختران، طالبان این درخواستها را نادیده گرفته است.
وزارت امور مهاجرین طالبان میگوید که به خانوادههای مهاجر وزیرستان پاکستان در ولایت خوست کمک توزیع کرده است.
طالبان گفته مواد خوراکی و نقدی را برای هشت هزار و ۶۷۱ خانواده بیجاشده وزیرستانی کمک کرده است.
این وزارتخانه افزوده است که خانوادههای مذکور قبلا توسط اداره امور مهاجرین این گروه در ولایت خوست مستحق دریافت کمک شناخته شده بودند.
براساس خبرنامه این وزارت، این کمکها شامل چهار قلم مواد خوراکی سازمان جهانی غذا و ۱۲ هزار کمک نقدی کمیساری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان است. طالبان گفته این کمک را در بدل یک ماه کار توزیع کرده است.
کمکهای نقدی در قبال یک ماه کار برای ساخت جادهها، کانال، پلچک و حفاری برای آب در دامنه کوهها در ولسوالیهای سپیری، گربز و مرکز ولایت خوست توزیع شده است.
وزیرستان از پایگاههای اصلی تحریک طالبان پاکستانی به شمار میرود و انتقال مهاجران از این مناطق به بخشهایی از افغانستان واکنشهای زیادی را به دنبال داشته است.
انتقال مهاجران وزیرستانی به افغانستان، نگرانیها را در مورد احتمال افزایش فعالیتهای طالبان پاکستانی در این کشور افزایش داده است.
پاکستان میگوید که اعضای تحریک طالبان پاکستان با عبور آزادانه در مناطق مرزی مشترک با افغانستان انجام فعالیتهای ستیزهجویانه را در پاکستان سازماندهی میکنند.
خالد زدران، سخنگوی پولیس طالبان در کابل گفته دستکم دو نفر بر اثر انفجار در دشتبرچی کابل کشته و ۱۴ تن دیگر زخمی شدند.
منابع محلی گفتند شام روز شنبه یک بس مسافربری در مربوطات ناحیه ششم شهر کابل هدف انفجار قرار گرفته است.
سخنگوی پولیس طالبان روز شنبه ۱۶ جدی در اکس نوشت که تحقیقات درباره این حادثه آغاز شده است. این مقام طالبان در مورد نوعیت این انفجار جزئيات نداده است.
تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را برعهده نگرفته است.
در ماه عقرب سال جاری دستکم دو انفجار دیگر در دشتبرچی در غرب کابل رخ داد. در چهارم عقرب، در یک باشگاه ورزشی انفجاری رخ داد که براثر آن دستکم چهار نفر کشته و نزدیک به ۱۰ نفر زخمی شدند.
یک بس مسافربری نیز در اواسط ماه عقرب در این منطقه هدف انفجار قرار گرفت. طالبان تلفات این انفجار را هفت کشته و ۲۰ زخمی اعلام کرد. داعش مسئولیت این دو انفجار را بر عهده گرفت.
ویدیوهای که از انفجار شام شنبه به افغانستان اینترنشنال رسیده نشان میدهند که مردم زخمیان را منتقل میکنند. بر اساس این تصاویر بس مسافربری در آتش انفجار میسوزد.
به گفته شاهدان، یک بس مسافربری نوع «کاستر» هدف انفجار بوده است. آنها گفتند پس از انفجار، صدای تیراندازی نیز شنیده شده است.
منابع محلی در کابل میگویند ماموران طالبان روز شنبه، ۱۶ جدی، تعداد دیگری از مردان و زنان جوان را بهدلیل «حجاب و نوع پوشش» آنها بازداشت کردند.
به گفته منابع، این بازداشتها عمدتا در شهرکهای مهدیه و دوازده امام در غرب کابل متمرکز بوده است.
یکی از منابع گفت: «طالبان شمار زیادی از پسران نوجوان را به بهانه پوشیدن شلوار و اصلاح موی غربی به گونه گروهی از شهرک ۱۲ امام بازداشت کردند و به جای نامعلوم انتقال دادند».
برخی منابع دیگر گفتند که طالبان در «شهرک دوازده امام» هفت پسر را در یک موتر رنجر سوار کرده و بردند.
یک منبع دیگر هم گفت که ماموران طالبان چهار دختر جوان را از مربوطات شهرک مهدیه «به زور شلاق در برابر چشمانمان به بهانه بدحجابی» بازداشت کرده و با خود بردند. این منبع گفت که این دختران «محجب» بودند.
این منابع افزودند که طالبان در دشت برچی در چند محل ایست بازرسی ایجاد کرده و دختران و پسرانی را که حجاب و پوشش مورد نظر این گروه را نداشته باشند، بازداشت میکنند.
در روزهای گذشته نیز گزارشهای از بازداشت دختران در بخش غربی کابل منتشر شده است.
محمد محقق، عضو شورای مقاومت ملی برای نجات افغانستان گفته است که «ربودن دختران» به بهانه حجاب در کابل «گزینشی» است و طالبان با این کار به دنبال تحقیر قومی و مذهبی یک ملیت خاص است.
وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان نیز پیش از این به رسانهها تایید کرده بود که شماری از زنان را در غرب کابل به اتهام «بدحجابی» بازداشت کرده است. با این حال این وزارت توضیح نداد که شمار بازداشتشدگان به چند نفر میرسد.
"ابَرخشت" که در ساخت سرپناه برای زلزلهزدگان هرات بهکار رفته، روشی از خانهسازی با کیسهها (بوجیهایی) از جنس پلیپروپلین، و پرشده از خاکِ تقویتشده است.
این روش توسط نادر خلیلی، معمار ایرانی-امریکایی ابداع شده است.
هدف از بهکارگیری این کیسههای خاص (بوجیها) هم از نظر ضخامت و هم از نظر مقاومت این است تا ساختار یکنواخت و فشردهای را شکل دهد تا هرچه بیشتر در استحکام سازه موثر واقع شود.
هنگامیکه خاک تقویتشده در درون کیسهها قرار میگیرد، فشردگی مطلوب توسط کوبیدن این خاک توسط دستگاههای کوبنده دستی، حاصل میشود. در مدتزمان کوبیدن خاک، آنچه مهم است حفظ هر لایه در زاويه و موقعیت تعیین شده است.
بوجیهای انباشته شده از خاک تقویتشده به شکل یک تیوب مدور گذاشته شده و کماکان تا رسیدن به فورم و سختی مورد نظر کوبیده میشوند. این عمل، خاک تقویتشده داخل بوجی را به شکل یک خشت حلقوی در میآورد.
اما خاک تقویت شده چیست؟
در کنار اینکه نوعیت خاک بسیار مهم است، خاک باید نمناک باشد که البته نمناکی خاک اندازه خاصی دارد. مقدار مواد افزودنی مثل آهک و دیگر مواد افزودنی نیز به این خاک نمناک افزوده میشود که مقدار و استفاده از هریک از این مواد افزودنی دلایل خاص خودش را دارد.
استفاده از آهک برای شِفتهسازی بناها از قدیمالایام شهرت دارد. تجربه و مشاهدات ما نشان میدهد که خاک نمناک و تقویتشده با آهک، هنگامی که به این روش کوبیده میشود از استحکام خوبی برخوردار میشود.
کوبیدن و به اصطلاح تپککاری این خاک که توسط مواد افزودنی تقویتشده، به قدری ادامه پیدا میکند که این حلقه با دقت و ظرافت تبدیل به یک خشت حلقوی شده باشد، سپس کار ردیف بعدی آغاز میشود.
برای اینکه دو ردیف بوجی باهم متصل شوند، میان دو ردیف بوجی، به مقدار معینی سیم خاردار قرار میگیرد که نقش ملات میان دو ابَرخشت را ایفا کند و اصطکاک کافی را برای مانع شدن از لغزشهای جانبی به وجود آورد.
شکل هندسی این سازه، که مدور است، ابعاد و نوع مواد مورد استفاده در ساخت این سازه، همه و همه ضمن اینکه از یکسو مقاومت خوبی برای این سازه میدهند، از سوی دیگر عایق خوبی در برابر گرما و سرما اند.
با استفاده از "ابرخشت" یا Superadobe در کشورهای مختلفی خانهها و اتاقهایی درست شده است که هم از نظر سرعت ساخت و نیز از نظر استحکام و ایمنی نتیجه مثبتی داده است.
ما برای اولین بار در افغانستان، ابرخشت را به شکل بسیط و ساده آن طرح و تطبیق کردیم که به شکل یک پناهگاه اضطراری برای مردمی باشد که هنوز خانههایشان ساخته نشده است و امیدواریم در راستای توسعه و معرفی هرچه بیشتر و بهتر این طرح گامهای بیشتری برداریم.
کشورهایی چون نیپال، ایران، شیلی، اکوادور و ... مدتها میشود که در این عرصه فعالاند و طرحهای نوی درافکندهاند. امیدواریم ما نیز در قسمت بومیسازی این طرح بهزودی در کنار این کشورها بایستیم.
چرا ما این طرح را ساختیم؟
در نخستین هفتههایی که زلزلههای پیاپی هرات تا حدی فروکش کرده بود، در هنگام بازدید از منطقه زلزلهزده، متوجه شدیم که کمکهای فوری زیادی به مردم رسیده است، ولی آنچه مردم را نگران کرده، اقلیم خشن منطقه و سرمای سخت آن بود که در حال فرارسیدن بود و در عین حال به نظر نمیرسید تا فرا رسیدن فصل سرما مردم آسیبدیده صاحب خانه شوند.
در اثر سرمای هوا و زندگی در تلی از آوار در درون خیمهها، بیماریهای تنفسی در میان کودکان و افراد سالخورده شدت گرفته بود. مردم روستا برای حل مشکل بیسرپناهیشان از ما کمک خواستند. در مشورت با اهل فن، بهترین طرحی که به نظر میرسید استفاده از اَبَرخشت بود.
تصمیم بر این شد که تا یک نمونه از این اتاقکهای اضطراری ساخته شود تا تمام ظرایف و دقایق کار اجرایی آن معلوم شود. هزینه این پول به شکل شخصی و حمایت برخی دوستان تأمین شد و اتاقک در مدتزمان ۱۴ روز کاری تکمیل شد.
پس از تکمیل این طرح، اهالی روستا بارها و به اصرار میخواستند که در هر حویلی یک اتاقک اضطراری و یا سرپناه برای درامان ماندن خانوادههایشان در هنگام سرما، بادها و سیاهبادهای سوزان ساخته شود. با تأسف بودجهای در این راستا در اختیار نبود. پس از اطلاعرسانی از تطبیق این طرح و مزایای آن برای مردم آسیبدیده، دوستان دیگری بر این شدند تا با حمایت مالی از این طرح، برای مردمیکه هنوز خانههای دایمیشان ساخته و تکمیل نشده است، سرپناههای اضطراری بسازند.
این پناهگاهها بنا بر تقاضای مردم محل در ملکیتهایشان، و درست در کنار آوار خانههایشان ساخته شد.
ملکیتهایی که این پناهگاهها در آن ساخته شدهاند، تلی از آوار اند که تاکنون فقط در آن خیمه و تشنابهای اهدایی توسط نهادهای سازمان ملل متحد وجود دارد و این مردم قادر نشدهاند تا برای مصون ماندن از سرمای طاقتفرسای منطقه، کوچ و زمینشان را رها کنند و به نقاط دیگر شهر کوچ کنند.
ساخت و بهرهبرداری این پناهگاهها رضایت عمیق و گسترده اهالی را در پی داشت.
انتشار عکسهای غرضآلود از زمانیکه ساخت این خانهها هنوز تکمیل نشده بود، و ظاهر متواضعانه این پناهگاهها واکنشهای زیادی به همراه داشت. ما خوشبینیم که این مسئله باعث معرفی و مطرح شدن خانهسازی با فناوری ابرخشت در افغانستان شود.
صرفنظر از موجهای موقت واکنشهای روزمره فضای مجازی افغانستان به تطبیق این طرح، نظر اهل فن و تخصص در این زمینه باعث دلگرمی بود.
شکاف میان شهر و روستا در افغانستان ریشه درازدامنی دارد. نسخهپیچیهای بورژوایی که از مأمن گرم خانهای مجهز در شهر صادر میشود، همخوانی زیادی با بافت و زندگی و طبیعت روستا ندارند. آنچه در این زمینه از اهمیت حیاتی برخوردار بود، رضایت کامل اهلی روستا بود.
روستاهای افغانستان طبیعت و نظم طبیعی خودشان را دارند. هرگونه مداخله در راستای تحمیل یک نظم هندسی بر یک نظم طبیعی، منجر به بیمار شدن بافت روستایی میشود که زندگی را برای روستانشینان دشوار میکند.
شکلیابی روستاها بر اساس مناسبات و تعاملات انسانها با طبیعت است. نوع معماری روستا، نوع کشت، نوع مالداری، استفاده مواد ساختمانی و ... همه و همه در شکلدهی زندگیِ روستایی موثر اند. روستاها با همین مؤلفهها شکل گرفتهاند و بقا پیدا کردهاند.
صدور هرگونه دستور برای نوع زیستن مردم، بدون درنظرداشت تقاضا و نیاز مردم، میتواند از سویی سبب هدر رفتن انرژی شود و از سویی اعتماد روستاییان را به تدبیر کمککنندگان کمرنگ کند. یکی از ملزومات کمکرسانی به روستاها این است که در پروسه و روند کمکرسانی، نه تنها این مؤلفههای که اشاره رفت حفظ شوند، بلکه باید تقویت شوند.
بهعنوان مثال شکل همین پناهگاههاست که اصولاً از معماری بومی همین حوزه الهام گرفته شده است. اگر این موضوع برای عدهای بهانهای برای تمسخر میشود، این تمسخر به تمام معماری روستایی افغانستان تعمیم مییابد. این دید که هر خانه باید خانهای شبیه نمای خانههای شهری با خطوط موازی و متقاطع باشند، سطحینگرانه است.
خانههای روستایی شاید نظم هندسی نداشته باشند، اما نظم طبیعی و کارآمد برای زندگی روستایی دارند.
از سویی متأسفانه شاهد استفاده بیرویه و بیمورد از مواد ساختمانی گرانقیمت برای خانههایی هستیم که لزومی ندارد تا با آن مواد ساخته شوند. اغلب استفاده بیرویه از این مواد باعث شده است تا نوع اقلیم منطقه، طبیعت منطقه، نظم و بافت تاریخی منطقه، زندگی و اقتصاد بومی مردم منطقه تحت تاثیر قرار گیرد و از رونق بیفتد.
هدف ما ارائه مهارتی برای اهالی تمام قریهها و روستاهای نیازمند و آسیبدیده است تا که بتوانند با کمترین امکانات و هزینه، بدون متوسل شدن و منتظر ماندن برای شرکتهای ساختمانی و مؤسسات و بروکراسیهایی که رایج و مد شده است، با در اختیار داشتن مواد ابتدایی مثل خاک، بوجی، سیم خار و آهک و ابزار ساختمانی ابتدایی، در مدت زمان ده الی پانزده روز برای خودشان سرپناهی مطمئن بسازند.
در این شکی نیست که مردم روستاهای ما فقیر اند و پولی برای خرید مصالح ساختمانی گران قیمت از قبیل سیخ گول و خشت پخته و کانکریت و ... ندارند و این مواد همیشه در دسترس و به صرفه هم نیست.
استفاده از اَبَرخشت میتواند این امکان را برای ما فراهم سازد تا با استفاده از موادی که در اکثر نقاط افغانستان به وفور یاد میشود، «خاک»، و رجوع آگاهانه به میراث نیاکان ما و بهرهگیری از دانش نوین و تجربیات دیگر کشورها، در تمام نقاط افغانستان، به خصوص روستاهای آسیبدیده و آسیبپذیر، سرپناههای امن، و از همه مهمتر ارزان ساخته شود.