• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آیا 'پدر معنوی طالبان' روابط این گروه با اسلام‌آباد را احیا خواهد کرد؟

مصطفی مدثر
۱۸ جدی ۱۴۰۲، ۱۰:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

مولانا فضل‌الرحمان، رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان، روز یکشنبه به دعوت رهبری طالبان وارد کابل شد. این روحانی پاکستانی که در افغانستان به نام «پدر روحانی طالبان» مشهور است، پیش از این گفته قرار است با هبت‌الله آخندزاده در قندهار ملاقات کند.

این نخستین سفر مولانا فضل‌الرحمان، در راس هیئت ۱۱ نفری از چهره‌های مذهبی و بانفوذ پاکستان به کابل، پس از به قدرت رسیدن طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ است.

رسانه‌های پاکستانی به نقل از منابعی گزارش دادند که این سفر سه هدف مهم دارد: کشاندن پای تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) به میز مذاکره با دولت پاکستان، همکاری طالبان در زمینه تامین امنیت مناطق مرزی در انتخابات سراسری پاکستان که ماه آینده برگزار می‌شود و کاهش تنش میان کابل و اسلام‌آباد.

جایگاه مولانا فضل‌الرحمان در پاکستان

مولانا فضل‌الرحمان رهبر جمعیت علمای اسلام در پاکستان است. حزب او یکی از مهم‌ترین احزاب اسلامی متحد حکومت پاکستان به شمار می‌رود.

این حزب در دو ایالت پاکستان، خیبرپختواه و بلوچستان، نفوذ قابل توجهی دارد.

این روحانی دیوبندی در افغانستان به نام «پدر معنوی طالبان» معروف است. این شهرت از حمایت‌هایی می‌آید که او در حوزه عمومی از طالبان از خود نشان داده است. در بیست سال گذشته در حالی که او حامیان طالبان در افغانستان به شمار می‌رفت، اما در پاکستان طرفدار انتخابات و دموکراسی است.

این روحانی حامی طالبان، همیشه در انتخابات‌های پاکستان اشتراک فعال دارد و سابقه چندبار ائتلاف با احزاب سیاسی و نظامیان پاکستانی را دارد. او رابطه‌ای محکم و پیچیده با نظامیان و ارتش پاکستان دارد.

این روحانی پاکستانی در ائتلافی که علیه عمران‌ خان، نخست‌وزیر پیشین و رهبر حزب تحریک انصاف پاکستان ایجاد شد، نقش کلیدی داشت و شانه‌به‌شانه‌ مریم نواز، دختر نواز شریف علیه عمران‌خان شعار داد تا که حکومت او را از طریق پارلمان ساقط کرد.

سفر مولانا فضل‌الرحمان کمتر از یک هفته بعد از سفر ملا شیرین، والی قندهار به اسلام‌آباد صورت گرفته که برای کاهش تنش با مقام‌های پاکستانی دیدار کرد. اما آیا واقعاً این مهمان ویژه طالبان می‌تواند سفر پردستاوردی داشته باشد و انتظارات رهبری نظامی و حکومت غیرنظامی را برآورده می‌کند یا خیر؟

در زیر به هر سه هدف مهم این سفر می‌پردازیم.

تی‌تی‌پی، طالبان و فضل‌الرحمان

فضل‌الرحمان، به‌عنوان روحانی که عمدتا مشغول کارهای سیاسی است، در میان طالبان افغانستان در گذشته نفوذ و جایگاه مهمی داشت.

گروه طالبان در جریان جنگ بیست ساله خود علیه دولت پیشین افغانستان به فتوا و حمایت این روحانی مطرح نیاز داشت، اما در حال حاضر وضعیت تا حدی تغییر کرده است. طالبان دیگر یک گروه شورشی سرگردان نیست. این گروه عملاً رژیم و جغرافیایی را در اختیار دارد و سلسله‌مراتبی که به زیردستان امر و نهی می‌کند.

طالبان قبلاً با استفاده از عقبه‌ استژاتژیکی که پاکستان برایش فراهم کرده بود، به مدارس و ملاهای پاکستانی و فتوای‌ها و حمایت‌شان نیاز جدی داشت، اما این نیاز پس روی کار آمدن این گروه در افغانستان تا حدی کاهش یافته است.

طالبان، در این سفر تشریفات ویژه‌ای برای حضور رهبر جمعیت علمای اسلام‌ در کابل و قندهار روی دست گرفته است.

نتیجه این سفر به پاسخ این سوال بستگی دارد که آیا او قادر خواهد بود رهبران تحریک طالبان پاکستان، شاگردان سابق خود را به پای میز مذاکره بکشاند یا خیر. اگر او موفق شود تی‌تی‌پی را متقاعد سازد که از شدت حملات خود در ایام انتخابات بکاهد، به اهداف خود نزدیک خواهد شد..

تی‌تی‌پی و داعش خراسان، که در پاکستان و افغانستان فعالیت می‌کنند، هر دو مولانا فضل‌الرحمان را مفتی و ملای حکومتی می‌دانند که از نظامیان پاکستان دستور می‌گیرد.

تجمعات صلح‌آمیز و کاروان‌های او و هم‌حزبی‌هایش در ماه‌های اخیر چند بار هدف حمله قرار گرفتند. تی‌تی‌پی در گذشته در کنار طالبان علیه نظام جمهوری در افغانستان می‌جنگید. نیروهای جنگی که توانایی به چالش کشیدن حکومت پاکستان را دارد. این گروه به‌عنوان کارت مهم طالبان افغانستان برای چانه‌زنی با حکومت پاکستان به شمار می‌رود.

تی‌تی‌پی در دو ایالت هم‌مرز با افغانستان می‌تواند در روز انتخابات پاکستان در هشتم فبروری ناامنی ایجاد کند و روند رای‌گیری را عملاً با چالش مواجه کند.

رهبران ارتش پاکستان طالبان افغانستان را مقصر ناامنی در این کشور می‌داند؛ برخلاف آن طالبان افغانستان بارها گفته‌اند که نباید مسئولیت ناتوانی نیروهای امنیتی پاکستان را به دوش کابل انداخت.

هنوز یک ماه به زمان برگزاری انتخابات پارلمانی پاکستان مانده است، اما از ماه‌های گذشته تا امروز مناطق مرزی پاکستان با افغانستان شاهد ناامنی و بمبگذاری پیوسته بوده که تقریباً روزانه حملات تی‌تی‌پی و دیگر گروه‌های ضدحکومتی نیروهای نظامی پاکستان را هدف قرار می‌دهند.

آیا کاهش تنش با اسلام‌آباد اتفاق خواهد افتاد؟

براساس آماری که نهادهای پژوهشی پاکستان ارائه می‌کنند، از زمان به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان میزان ناامنی نه تنها در مناطق مرزی افزایش یافته، بلکه تا قلب اسلام‌آباد و پنجاب نفوذ کرده است.

رهبری نظامی و غیرنظامی در پاکستان بدون پرده‌پوشی می‌گویند طالبان افغانستان به رهبران و سربازان تی‌تی‌پی در افغانستان پناهگاه داده است و تا زمانی که طالبان علیه این نیروها اقدام جدی نکند ناامنی در پاکستان کاهش نخواهد یافت.

با این حال، طالبان تاکنون برخورد جدی در برابر تی‌تی‌پی از خود نشان نداده است.

در پاکستان در حال حاضر حکومت موقت غیرنظامی بر سر کار است. هنوز مشخص نیست که سرنوشت انتخابات چه می‌شود و کدام حزب برنده خواهد شد. باور بر این است که ارتش نقش تعیین‌کننده‌ای در مسایل امنیتی دارد، اما نقش حکومت غیرنظامی و احزاب قدرتمند سیاسی مانند حزب مردم و حزب مسلم‌لیک را نمی‌توان نادیده گرفت.

تی‌تی‌پی و طالبان هم از این موضوع به خوبی آگاه‌اند که حتی اگر مذاکره‌ای هم صورت گیرد، این مذاکره به بعد از انتخابات خواهد بود. اما اینکه مذاکره نتیجه خواهد داد یا خیر پرسش دیگری است.

سفر مولانا فضل‌الرحمان شاید برای طالبان یک نمایش رسانه‌ای با تشریفاتی ویژه باشد، اما به دلایلی که در بالا مطرح شد، انتظار زمینه‌سازی برای مذاکرات حکومت پاکستان با تی‌تی‌پی، تامین امنیت مناطق مرزی و کاهش تنش اسلام‌آباد با طالبان ممکن است به سادگی امکان‌پذیر نباشد.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

'خودکشی' یک زن معترض؛ چرا زندان‌های طالبان میل به خودکشی را در معترضان ایجاد می‌کند؟

۱۷ جدی ۱۴۰۲، ۲۳:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
خالد خسرو

جنبش همبستگی زنان افغان در ۱۵ جدی تایید کرد که یک عضو این گروه پس از رهایی از زندان طالبان در قندوز، به عمر خود پایان داد. مسئولان این گروه فعال حقوق زنان گفتند که بی‌بی‌گل ۲۱ ساله در شروع حکومت طالبان زندانی شده بود و پس از رهایی از زندان «پیوسته به خودکشی فکر می‌کرد».

طالبان شکنجه زندانیان را رد کرده است اما چه برسر این زن معترض در بازداشت طالبان آمده بود که او پس از رهایی به جای ادامه زندگی، بر عمر خود نقطه پایان گذاشت؟

کابوس و تروما

خودکشی زندانیان و آسیب‌های شدید روحی پس از رهایی از حبس در کشورهای غیردموکراتیک مانند افغانستان و ایران که حقوق بشر در آنجا رعایت نمی‌شود،‌ پدیده‌ای جدید نیست. شکنجه، تجاوز و آزار جنسی، وضعیت بد زندان و پیامدهای ویرانگر روحی تحمل حبس پر مشقت در زندان‌های این کشورها می‌تواند میل به خودکشی را در زندانیان پس از رهایی ایجاد کند.

زنان معترضی که از زندان طالبان، به خصوص استخبارات این گروه رها شده‌اند، از شکنجه، لت‌و‌کوب و رفتار تحقیرآمیز ماموران طالبان با بازداشت‌شدگان روایت کرده‌اند. تمنا پریانی، یکی از این بازداشت شدگان درباره تجربه‌اش در زندان طالبان گفت: «هیچ موجودی نمی‌تواند زنی را چنان شکنجه کند. آن شب[بازداشت]، بدترین شب زندگی‌ام را تجربه کردم و هرگز نمی‌توانم فراموش‌ کنم. آن‌ها وقتی مرا با شلاق و کیبل می‌زدند، الله‌ اکبر می‌گفتند.»

او افزود که « من در زندان، بارها تصمیم به خودکشی گرفتم.»

100%

به گفته روان‌کاوان، تجربه وحشتناک زندان، اضطرابات بعدی را به وجود می‌آورد که منجر به افسردگی شدید می‌شود. افسردگی، نفرت و ناامیدی از پیامدهای «شکنجه و بی‌عزت شدن» زندانیان و بازداشت‌شدگان است.

زندانیان زن بیشتر در معرض این تروما قرار دارند. زیرا، بنا به گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری مانند عفو بین‌الملل، زندانیان زن علاوه بر بدرفتاری و شکنجه، با احتمال خطر و هراس از تجاوز و آزار جنسی در زندان قرار دارند. در این زندان‌ها از تجاوز برای سرکوب معترضان زن و خاموش کردن صدای اعتراض در جامعه از طریق وحشت استفاده می‌شود.

طالبان گزارش سازمان‌های حقوق بشری در باره شکنجه و بدرفتاری با زندانیان را رد کرده است اما یک گزارش روزنامه هشت صبح نشان می‌دهد که زنان زندانی توسط طالبان شکنجه شده و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند.

در این گزارش که بر اساس گفت‌و‌گو با قربانیان، پزشکان و منابع دیگر تهیه شده، آمده که برخی از این زنان زیرفشار شکنجه و آزار تن به سوءاستفاده جنسی طالبان داده‌اند. همچنان زندانیان شوک برقی و شلاق خوردن را نیز تجربه کرده‌اند.

شکنجه مضاعف

دیده‌بان حقوق بشر در ۹ قوس اعلام کرد طالبان همچنان زنان معترض در افغانستان را بازداشت، تهدید و شکنجه می‌کنند.به گفته این سازمان، بسیاری از خانواده‌ها با پنهان کردن دستگیری‌ آنها، امیدوارند این فعالان رها گردیده یا در زندان کمتر آزار و اذیت شوند.

یک علت این سکوت، شرم و ملامت اجتماعی‌ای است که خانواده‌های این فعالان زن احساس می‌کنند. بازداشت طولانی مدت زنان در زندان‌های طالبان که در آن شکنجه، بدرفتاری و تعرض جنسی به زنان وجود دارد، خانواده‌ها را در جامعه سنتی افغانستان تحت فشار اخلاقی و اجتماعی قرار می‌دهد.

در عین حال، زنان زندانی به خصوص زنان معترض، علاوه بر این که قربانی بدرفتاری و شکنجه طالبان اند، به علت شرکت در اعتراض‌ها از سوی خانواده و وابستگان نیز ملامت می‌شوند. به عنوان مثال، به این زنان گفته می‌شود که اگر در اعتراض‌ها شرکت نمی‌کردند، با زندان و بدرفتاری طالبان مواجه نمی‌شدند. این در حالیست که مقصر اصلی طالبان باید شناخته شود که تمام حقوق زنان و فرصت یک زندگی عادی و شرافتمندانه را از زنان گرفته است و این زنان برای حفظ حقوق خود خطر اعتراض را به جان می‌خرند.

پژوهشگران از این برخورد خانواده و جامعه، به عنوان «ملامتگری قربانیان» یاد می‌کنند که به خصوص درباره زندانیانی که مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند، یک پدیده رایج است.

زنان آسیب‌دیده پس از رهایی در مواجهه با فشار و ملامت مستقیم و غیرمستقیم خانواده و جامعه و همچنان تجربه تلخ زندان، نه تنها احساس می‌کنند که ارزش و جایگاه خود را از دست داده بلکه دیگر احتمالا نمی‌توانند به عنوان یک عضو عادی خانواده و جامعه زندگی کنند. این وضعیت، فعالان زن را بیشتر از گروه‌های دیگر اجتماعی در معرض افسردگی و تمایل به خودکشی قرار می‌دهد.

داوود ناجی، روزنامه نگار و فعال سیاسی شناخته شده با اشاره به خودکشی یک دختر پس از رهایی از بازداشت طالبان در کابل که هنوز رسما تایید نشده، از خانواده و جامعه در شبکه اکس خواست که قربانیان زندان‌های طالبان را «به زندگی بازگردانیم، نه اینکه با نمک‌پاشی بر زخم‌های شان جامعه را بد‌تر از زندان طالب کنیم.»

نه تنها افغانستان بلکه در کشورهای دیگر از جمله کشورهای غربی، زنان قربانی خشونت و تعرض اغلب ملامت می‌شوند، جامعه و اطرافیان شان طوری وانمود می‌کنند که این زنان زمینه خشونت و تعرض به خود را فراهم کرده‌اند.

در افغانستان که مسئله زنان با مسایل 'ناموس' و 'عزت' پیوند خورده است، وضعیت فعالان زن به مراتب پیچیده‌تر است. در افغانستان و کشورهای سنتی دیگر، ارزش و اهمیت زنان با «بکارت و دست نخوردگی جنسی» پیوند خورده است. نکته دردناک این است که زنان حتا به علت خشونت جنسی اهمیت و ارزش سنتی شان خدشه‌دار می‌شود و این احساس به آنها دست می‌دهد که یک فرد عادی دارای جایگاه همیشگی در میان خانواده، دوستان و وابستگان نیستند.

در افغانستان مانند شماری از کشورها،  نهادها و خدماتی درمانی روانکاوانه وجود ندارد تا زنان زندانی قربانی خشونت بیرحمانه طالبان مورد حمایت و درمان قرار گیرند. در نتیجه این زنان باید زیربار فشار ملامت اجتماعی، نبود خدمات و حمایت‌های درمانی بارسنگین درد، تروما و سرخوردگی‌ زندان‌های طالبان را به تنهایی به دوش بکشند که متاسفانه برخی از آنان از عهده این کار بر نمی‌آیند و مانند بی بی گل به زندگی خود پایان می‌بخشند.


جنگ غزه چطور رویدادهای انتخاباتی و سیاست جهانی را در سال ۲۰۲۴ تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

۱۷ جدی ۱۴۰۲، ۰۸:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

بحث بر سر جنگ چه در هند و چه در آلمان و امریکا، می‌تواند پیامدهایی انتخاباتی به دنبال داشته باشد. اما جنگ اسرائیل و حماس که بیش از سه ماه از آغازش می‌گذرد، چگونه بر افکار عمومی و در نتیجه سیاست جهانی در سال جاری میلادی اثر می‌گذارد؟

فارین افرز در گزارشی به بررسی آثار جنگ اسرائیل و حماس از این منظر پرداخته است.

بر اساس این گزارش، کمتر مساله‌ای مانند جنگ در اسرائیل و فلسطین هست که می‌تواند این گونه افکار عمومی جهانی را آزرده کند.

پس از حمله حماس در هفتم اکتبر به اسرائیل که بیش از هزار و ۲۰۰ کشته برجای گذاشت، مردم در سراسر جهان در واکنش‌هایی متفاوت به خیابان‌ها آمدند؛ برخی برای ابراز همبستگی با اسرائیل و برخی دیگر به منظور محکوم کردن پاسخ نظامی و تنبیهی اسرائیل در نوار غزه که منجر به کشته شدن بیش از ۲۲ هزار فلسطینی شد.

این جنگ به طور قابل توجهی موجب افزایش تنش‌ها در خاورمیانه شده و میدان نبرد را به لبنان، عراق، سوریه و دریای سرخ گستردانده است.

پیامدهای دامنه‌دار این درگیری، فراتر از خاورمیانه در سراسر جهان دیده می‌شود. پیامدهایی که منجر به مشاجره بر سر آزادی بیان، کشمکش‌های دیپلوماتیک شدید در سازمان ملل و افزایش جنایات ناشی از نفرت علیه یهودیان، مسلمانان و اعراب شده است.

همه این اتفاقات در حالی رخ می‌دهند که در سال پیش‌رو حدود ۴۰ درصد از جمعیت جهان در بیش از ۴۰ کشور به پای صندوق‌های رای خواهند رفت.

در بسیاری از این کشورها، جنگ اسرائیل و حماس در حال ایجاد یا تشدید شکاف‌هایی سیاسی است که می‌تواند پیامدهای انتخاباتی به همراه داشته باشد.

ایالات متحده

پیامدهای سیاسی جنگ، فراتر از غزه و به احتمال زیاد در ایالات متحده به شدت احساس خواهد شد. چرا که درگیری‌های اسرائیل و فلسطین از آن دسته موضوعات حوزه سیاست خارجی است که برای رای‌دهندگان امریکایی اهمیت خاصی دارد.

جو بایدن، رئیس‌جمهور کنونی امریکا، از زمان حمله هفتم اکتبر، قاطعانه کنار اسرائیل ایستاده و با افزایش کمک‌های نظامی به این کشور، به تقویت دفاع موشکی گنبد آهنین اسرائیل کمک کرده است.

بایدن در این مدت کانگرس را تحت فشار قرار داده تا بسته‌های کمکی قابل توجهی برای اسرائیل تصویب کنند و از سوی دیگر، از حق وتوی ایالات متحده برای جلوگیری از تصویب قطع‌نامه شورای امنیت سازمان ملل استفاده کرده است. قطع‌نامه‌ای که خواستار آتش‌بس فوری بشردوستانه در غزه بود.

از آن‌جایی که انتقادهای بین‌المللی و درون‌حزبی به رفتار اسرائیل در جنگ و تلفات بالای غیرنظامیان در غزه رو به افزایش است، بایدن در واکنش به آنچه او به‌عنوان بمباران «نسنجیده» اسرائیل در غزه توصیف می‌کند، موضع سخت‌تری در پیش گرفته است.

با این وجود بایدن، قاطعانه ضمیمه کردن هرگونه شرط به کمک‌های نظامی ایالات متحده به اسرائیل را به عنوان ابزاری برای تغییر تاکتیک‌های این کشور رد کرده است.

بایدن در دورانی بزرگ شد که با حقایق هولوکاست همراه بود و برای همین، حمایت از اسرائیل برای او مساله‌ای عمیقا شخصی و ریشه‌دار است. او پیش‌تر خود را فردی «قلبا صهیونیست» توصیف کرده است.

با این حال او ریاست کشور و حزبی را بر عهده دارد که بر سر چگونگی واکنش به این جنگ اختلاف دارند. حمایت تزلزل‌ناپذیر حزب دموکرات از اسرائیل به‌طور فزاینده‌ای از سوی جناح مترقی این حزب زیر سوال رفته است.

در میان رای‌دهندگان نیز، شرایط به همان اندازه پیچیده است. نتایج یک نظرسنجی که با همکاری نیویورک تایمز و موسسه تحقیقاتی کالج سی‌نا انجام گرفت و در ماه دسامبر منتشر شد، نشان داد که ۵۷ درصد از پاسخ‌دهندگان با رویکرد مدیریت بایدن در مناقشه غزه مخالف بودند.

این رقم در میان رای‌دهندگان جوان به ۷۲ درصد می‌رسید.

به نظر می‌رسد حمایت قاطع بایدن از اسرائیل می‌تواند به قیمت آرای گران‌بهای او در ایالت‌هایی مانند میشیگان تمام شود که دارای جمعیت زیادی عرب و مسلمان است.

حمایت ایالات متحده از اسرائیل همچنین تلاش‌های واشینگتن را برای متقاعد کردن جنوب جهانی برای ایستادن در کنار اوکراین در بحبوحه جنگ جاری این کشور با روسیه، پیچیده کرده است.

بایدن به دنبال گره زدن این دو جنگ به یکدیگر بوده و اوکراین و اسرائیل را به‌عنوان دو دموکراسی در حال جنگ با دشمنانی معرفی کرده است که به دنبال نابودی آن‌ها هستند.

او در ماه اکتبر در یک سخنرانی در کاخ سفید گفت: «تاریخ به ما آموخته است که وقتی تروریست‌ها بهایی برای اعمال و تجاوزهای خود نمی‌پردازند، باعث هرج و مرج و مرگ و ویرانی بیشتر می‌شوند.»

هندوستان

صدها میلیون هندی فصل بهار برای شرکت در انتخابات عمومی خود به‌عنوان بزرگترین دموکراسی جهان، به پای صندوق‌های رای می‌روند.

هرچند مانند ایالات متحده، بعید است که سیاست خارجی عامل اصلی در تعیین نتیجه رای این کشور باشد، اما این بدان معنا نیست که اصلا تاثیری در نتیجه آن نخواهد داشت.

هند پس از چندین دهه پرهیز از روابط دیپلوماتیک با اسرائیل، در نهایت در دهه ۱۹۹۰ به صورت رسمی روابط خود را با این کشور آغاز کرد.

روابط هند با اسرائیل در سال‌های اخیر به ویژه از زمانی که نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴ نخست‌وزیر شد و به دنبال شرکای بیشتری در خاورمیانه می‌گشت، عمق پیدا کرد، به‌طوری‌ که اسرائیل امروز دومین تامین‌کننده تسلیحات هند، پس از مسکو است.

حرکت اسرائیل به سمت ناسیونالیسم مذهبی نیز توسط برخی از پیروان مودی الهام گرفته شده است.

دانیل مارکی از موسسه صلح ایالات متحده به فارین افرز گفت: «شوونیست‌های هندو، اسرائیل را به‌عنوان یک کشور قومیتی که با تهدید وجودی تروریسم اسلام‌گرا مواجه است بسیار شبیه به هند می‌بینند.»

حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) به رهبری مودی از مدت‌ها پیش به «دامن زدن به اسلام‌هراسی در هند» متهم است. این حزب ساعاتی پس از حملات حماس به اسرائیل، ویدیویی را در شبکه اکس منتشر کرد که حاکی از مقایسه و بررسی شباهت‌هایش با مبارزه «تروریسم اسلام‌گرا» با هند بود.

استقبال حزب بهاراتیا جاناتا از اسرائیل همچنین بر یک تمایز کلیدی در سیاست خارجی با اپوزیسیون اصلی آن یعنی حزب کنگره ملی هند تاکید داشت؛ این حزب مدت‌هاست که با مبارزات فلسطینی‌ها برای تشکیل یک کشور هم‌دردی می‌کند.

حزب کنگره ملی حمله حماس به جنوب اسرائیل را محکوم کرد اما در عین‌حال به انتقاد از رای ممتنع هند در رای‌گیری ماه اکتبر سازمان ملل مبنی بر آتش‌بس فوری بشردوستانه در غزه پرداخت.

امت پاتس، مدیر عملیات دیده‌بان منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در موسسه مشاوره مدیریت ریسک «کرایسس ۲۴»، در ایمیلی به فارین پالیسی گفت: «واکنش هند به این درگیری ممکن است به اختلاف در میان رای‌دهندگان هند تبدیل شود.»

آلمان

زمانی که آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان در سال ۲۰۰۸ از اسرائیل بازدید کرد، امنیت اسرائیل را Staatsräson یا «اولویت دولت آلمان» اعلام کرد.

این عبارت به معنای بخشی از تعهد عمیق آلمان به اسرائیل به دلیل اتفاقاتی بود که در زمان رهبری هیتلر و نازی‌ها علیه یهودیان رخ داد.

با این‌حال در سال‌های اخیر، آرام آرام بحث‌هایی در این مورد آغاز شده که آیا حمایت قاطع آلمان از اسرائیل منجر به زیر پا گذاشتن آزادی بیان شهروندان آلمانی در انتقاد مشروع از دولت اسرائیل شده است یا نه.

ایالت زاکسن-آنهالت که در شرق آلمان قرار دارد از متقاضیان جدید تابعیت آلمان می‌خواهد تا به صورت کتبی حق موجودیت اسرائیل را تایید و «هرگونه تلاشی را که علیه موجودیت کشور اسرائیل انجام می‌شود محکوم کنند».

یهودی‌ستیزی و انکار حق موجودیت اسرائیل به صراحت توسط قانون اساسی آلمان ممنوع شده است و از همه شهروندان انتظار می‌رود از آن تبعیت کنند.

با این حال، روشنفکران آلمانی نامه‌های سرگشاده‌ای درباره نحوه مدیریت این کشور در جنگ مبادله کرده‌اند. صحنه هنری مشهور این کشور نیز شاهد موجی از رویدادها و همکاری‌های لغو شده بود. چراکه برخی هنرمندان به انتقاد از اسرائیل یا استفاده از کلمه «نسل‌کشی» برای توصیف اقدامات آن در غزه پرداخته بودند.

برخی میزان پوشش رسانه‌ای بین‌المللی این بحث را بیش از حد می‌دانند.

یورگ لائو، خبرنگار بین‌المللی روزنامه آلمانی دی‌سایت، گفت: «من از ارتباطی که مردم در مورد کنار آمدن با گذشته آلمان و قضاوت نادرست دولت درباره موضع مناسب در ارتباط با اقدام‌های اسرائیل در غزه ایجاد می‌کنند، خشمگینم.»

توجه به «فرهنگ یادآوری آلمان» که به یادآوری واقعه هولوکاست اشاره دارد، می‌تواند همراه با هزینه باشد. این ماجرا می‌تواند به روایت «اولویت، آلمان است» حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» کمک کند. طبق پیش بینی‌ها، این حزب می‌تواند در کنار جناح جدید چپ پوپولیست در انتخابات منطقه‌ای اواخر سال جاری پیروز شود.

لاو گفت: «این احزاب به دلایل مختلف در این عقیده اشتراک نظر دارند که ما باید محدودیت‌های گذشته آلمان را از بین ببریم.»

تونس

در اواخر اکتبر، قانون‌گذاران پارلمان تونس قانونی را ارائه کردند که طبق آن هرگونه تلاش برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل جرم‌انگاری می‌شود.

تصویب این قانون قبل از حمله حماس، در تلاش برای جلوگیری از ایجاد روابط دیپلوماتیک نزدیک بین اسرائیل و کشورهای عربی که قبل از جنگ در جریان بود در مجلس تونس مورد بحث قرار گرفت، اما با توجه به شروع جنگ با سرعت بیشتری بررسی و تصویب شد.

هم‌دردی با فلسطینیان در تونس که در دهه ۱۹۸۰ میزبان سازمان آزادی‌بخش فلسطین بود، امری عمیق و دیرینه است.

این لایحه برای محکومان مجازات‌های سختی از جمله تا ۱۰ سال حبس در نظر دارد. همچنین هرگونه تماس با شهروندان یا شرکت‌های اسرائیلی در این قانون جرم‌انگاری شده که البته به اجرا گذاشتنش، امری دشوار و سخت خواهد بود.

با این‌حال، در یک تغییر موضع شگفت‌انگیز، قیس سعید، رئیس‌جمهور این کشور که قبلا هرگونه تلاش برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل را خائنانه توصیف کرده بود، با تصویب این لایحه مخالفت کرد.

سعید که سابقه بیان اظهارات علنی یهودی‌ستیزانه را دارد، درباره دلیل مخالفت خود گفت لازم نیست در ارتباط با کشوری که تونس آن را به رسمیت نمی‌شناسد، جرم‌انگاری صورت گیرد.

با این حال، برخی از قانون‌گذاران تونس مدعی شده‌اند که چرخش سعید به دلیل دخالت ایالات متحده برای توقف این لایحه بوده است.

یکی از نمایندگان پارلمان که در این روند شرکت داشت، با اشاره به آنچه که وی «مکاتبات رسمی سفارت امریکا در تونس به وزارت امور خارجه» خواند، به لوموند گفت که ایالات متحده تهدید کرده است در صورت تصویب این لایحه، تونس را تحریم کند.

سعید بارها متهم به از بین بردن نهادهای دموکراتیک تونس شده است، بنابراین بعید است که گوشمالی غافلگیرکننده پارلمان در تصویب این لایحه بتواند بر نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری اواخر سال جاری تاثیر بگذارد.

طبق یک نظرسنجی بی‌طرف که موسسه عرب برومتر پس از حمله هفتم اکتبر انجام داد، رتبه‌بندی کشورهایی که روابطی قوی با اسرائیل دارند، با شروع کارزار نظامی تل‌آویو به شدت کاهش یافته است.

تونس تنها یکی از این کشورهاست، اما برگزارکنندگان این مطالعه در مقاله‌ای برای فارین افرز خاطرنشان کردند که این کشور از لحاظ تاریخی نماینده اصلی افکار عمومی در سراسر جهان عرب بوده است.

فاضل علیرضا، محقق غیر مقیم در موسسه خاورمیانه گفت: «این حوادث تاثیرات ماندگاری به دنبال خواهند داشت.»

او افزود: «افرادی را دیده‌ایم که جوایز دریافتی از اتحادیه اروپا و افتخاراتی که از غرب به آن‌ها داده شده را رد می‌کنند. آن‌ها معتقدند که غرب در این جنگ، شریک بوده است.»

ابَرخشت چیست و چرا برای ساختن سرپناه زلزله‌زدگان هرات به‌کار رفت

۱۶ جدی ۱۴۰۲، ۱۵:۰۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
شکیب شهابی

"ابَرخشت" که در ساخت سرپناه‌ برای زلزله‌زدگان هرات به‌کار رفته، روشی از خانه‌سازی با کیسه‌ها (بوجی‌هایی) از جنس پلی‌پروپلین، و پرشده از خاکِ تقویت‌شده است. این روش توسط نادر خلیلی، معمار ایرانی-امریکایی ابداع شده است.

هدف از به‌کارگیری این کیسه‌های خاص (بوجی‌ها) هم از نظر ضخامت و هم از نظر مقاومت این است تا ساختار یکنواخت و فشرده‌‌ای را شکل دهد تا هرچه بیشتر در استحکام سازه موثر واقع شود.

هنگامی‌که خاک تقویت‌شده در درون کیسه‌ها قرار می‌گیرد، فشردگی مطلوب توسط کوبیدن این خاک توسط دستگاه‌های کوبنده دستی، حاصل می‌شود. در مدت‌زمان کوبیدن خاک، آن‌چه مهم است حفظ هر لایه در زاويه و موقعیت تعیین شده است.

بوجی‌های انباشته شده از خاک تقویت‌شده به شکل یک تیوب مدور گذاشته شده و کماکان تا رسیدن به فورم و سختی مورد نظر کوبیده می‌شوند. این عمل، خاک تقویت‌شده داخل بوجی را به شکل یک خشت حلقوی در می‌آورد.

اما خاک تقویت شده چیست؟

در کنار این‌‌که نوعیت خاک بسیار مهم است، خاک باید نم‌ناک باشد که البته نم‌ناکی خاک اندازه خاصی دارد. مقدار مواد افزودنی مثل آهک و دیگر مواد افزودنی نیز به این خاک نمناک افزوده می‌شود که مقدار و استفاده از هریک از این مواد افزودنی دلایل خاص خودش را دارد.

استفاده از آهک برای شِفته‌سازی بناها از قدیم‌الایام شهرت دارد. تجربه و مشاهدات ما نشان می‌دهد که خاک نمناک و تقویت‌شده با آهک، هنگامی که به این روش کوبیده می‌شود از استحکام خوبی برخوردار می‌شود.

کوبیدن و به اصطلاح تپک‌کاری این خاک که توسط مواد افزودنی تقویت‌شده، به قدری ادامه پیدا می‌کند که این حلقه با دقت و ظرافت تبدیل به یک خشت حلقوی شده باشد، سپس کار ردیف بعدی آغاز می‌شود.

برای این‌که دو ردیف بوجی باهم متصل شوند، میان دو ردیف بوجی، به مقدار معینی سیم خاردار قرار می‌گیرد که نقش ملات میان دو ابَرخشت را ایفا کند و اصطکاک کافی را برای مانع شدن از لغزش‌های جانبی به وجود آورد.

شکل هندسی این سازه‌، که مدور است، ابعاد و نوع مواد مورد استفاده در ساخت این سازه، همه و همه ضمن این‌که از یک‌سو مقاومت خوبی برای این سازه می‌دهند، از سوی دیگر عایق خوبی در برابر گرما و سرما اند.

با استفاده از "ابرخشت" یا Superadobe در کشورهای مختلفی خانه‌ها و اتاق‌هایی درست شده است که هم از نظر سرعت ساخت و نیز از نظر استحکام و ایمنی نتیجه مثبتی داده است.

ما برای اولین بار در افغانستان، ابرخشت را به شکل بسیط و ساده آن طرح و تطبیق کردیم که به شکل یک پناه‌گاه اضطراری برای مردمی باشد که هنوز خانه‌های‌شان ساخته نشده است و امیدواریم در راستای توسعه و معرفی هرچه بیشتر و بهتر این طرح گام‌های بیشتری برداریم.

کشورهایی چون نیپال، ایران، شیلی، اکوادور و ... مدت‌ها می‌شود که در این عرصه فعال‌اند و طرح‌های نوی درافکنده‌اند. امیدواریم ما نیز در قسمت بومی‌سازی این طرح به‌زودی در کنار این کشورها بایستیم.

100%

چرا ما این طرح را ساختیم؟

در نخستین هفته‌هایی که زلزله‌‌های پیاپی هرات تا حدی فروکش کرده بود، در هنگام بازدید از منطقه زلزله‌زده، متوجه شدیم که کمک‌های فوری زیادی به مردم رسیده است، ولی آن‌چه مردم را نگران کرده، اقلیم خشن منطقه و سرمای سخت آن بود که در حال فرارسیدن بود و در عین حال به نظر نمی‌رسید تا فرا رسیدن فصل سرما مردم آسیب‌دیده صاحب خانه شوند.

در اثر سرمای هوا و زندگی در تلی از آوار در درون خیمه‌ها، بیماری‌های تنفسی در میان کودکان و افراد سال‌خورده شدت گرفته بود. مردم روستا برای حل مشکل بی‌سرپناهی‌شان از ما کمک خواستند. در مشورت با اهل فن، بهترین طرحی که به نظر می‌رسید استفاده از اَبَرخشت بود.

تصمیم بر این شد که تا یک نمونه از این اتاقک‌های اضطراری ساخته شود تا تمام ظرایف و دقایق کار اجرایی آن معلوم شود. هزینه این پول به شکل شخصی و حمایت برخی دوستان تأمین شد و اتاقک در مدت‌زمان ۱۴ روز کاری تکمیل شد.

پس از تکمیل این طرح، اهالی روستا بارها و به اصرار می‌خواستند که در هر حویلی یک اتاقک اضطراری و یا سرپناه برای درامان ماندن خانواده‌های‌شان در هنگام سرما، بادها و سیاه‌بادهای سوزان ساخته شود. با تأسف بودجه‌ای در این راستا در اختیار نبود. پس از اطلاع‌رسانی از تطبیق این طرح و مزایای آن برای مردم آسیب‌دیده، دوستان دیگری بر این شدند تا با حمایت مالی از این طرح، برای مردمی‌که هنوز خانه‌های دایمی‌شان ساخته و تکمیل نشده است، سرپناه‌های اضطراری بسازند.

این پناه‌گاه‌ها بنا بر تقاضای مردم محل در ملکیت‌های‌‌شان، و درست در کنار آوار خانه‌های‌شان ساخته شد.

ملکیت‌هایی که این پناه‌گاه‌ها در آن ساخته شده‌اند، تلی از آوار اند که تاکنون فقط در آن خیمه و تشناب‌های اهدایی توسط نهادهای سازمان ملل متحد وجود دارد و این مردم قادر نشده‌اند تا برای مصون ماندن از سرمای طاقت‌فرسای منطقه، کوچ و زمین‌شان را رها کنند و به نقاط دیگر شهر کوچ کنند.

ساخت و بهره‌برداری این پناه‌گاه‌ها رضایت عمیق و گسترده اهالی را در پی داشت.

انتشار عکس‌های غرض‌آلود از زمانی‌که ساخت این خانه‌ها هنوز تکمیل نشده بود، و ظاهر متواضعانه این پناه‌گاه‌ها واکنش‌های زیادی به همراه داشت. ما خوشبینیم که این مسئله باعث معرفی و مطرح شدن خانه‌سازی با فناوری ابرخشت در افغانستان شود.

صرف‌نظر از موج‌های موقت واکنش‌های روزمره فضای مجازی افغانستان به تطبیق این طرح، نظر اهل فن و تخصص در این زمینه باعث دلگرمی بود.

شکاف میان شهر و روستا در افغانستان ریشه درازدامنی دارد. نسخه‌پیچی‌های بورژوایی که از مأمن گرم خانه‌ای مجهز در شهر صادر می‌شود، هم‌خوانی زیادی با بافت و زندگی و طبیعت روستا ندارند. آن‌چه در این زمینه از اهمیت حیاتی برخوردار بود، رضایت کامل اهلی روستا بود.

روستاهای افغانستان طبیعت و نظم طبیعی خودشان را دارند. هرگونه مداخله در راستای تحمیل یک نظم هندسی بر یک نظم طبیعی، منجر به بیمار شدن بافت روستایی می‌شود که زندگی را برای روستانشینان دشوار می‌کند.

شکل‌یابی روستاها بر اساس مناسبات و تعاملات انسان‌ها با طبیعت است. نوع معماری روستا، نوع کشت، نوع مالداری، استفاده مواد ساختمانی و ... همه و همه در شکل‌دهی زندگیِ روستایی موثر اند. روستاها با همین مؤلفه‌ها شکل گرفته‌اند و بقا پیدا کرده‌اند.

صدور هرگونه دستور برای نوع زیستن مردم، بدون درنظرداشت تقاضا و نیاز مردم، می‌تواند از سویی سبب هدر رفتن انرژی شود و از سویی اعتماد روستاییان را به تدبیر کمک‌کنندگان کم‌رنگ کند. یکی از ملزومات کمک‌رسانی به روستاها این است که در پروسه و روند کمک‌رسانی، نه تنها این مؤلفه‌های که اشاره رفت حفظ شوند، بلکه باید تقویت شوند.

به‌عنوان مثال شکل همین پناه‌گاه‌هاست که اصولاً از معماری بومی همین حوزه الهام گرفته شده است. اگر این موضوع برای عده‌ای بهانه‌ای برای تمسخر می‌شود، این تمسخر به تمام معماری روستایی افغانستان تعمیم می‌یابد. این دید که هر خانه باید خانه‌ای شبیه نمای خانه‌های شهری با خطوط موازی و متقاطع باشند، سطحی‌نگرانه است.

خانه‌های روستایی شاید نظم هندسی نداشته باشند، اما نظم طبیعی و کارآمد برای زندگی روستایی دارند.

از سویی متأسفانه شاهد استفاده بی‌رویه و بی‌مورد از مواد ساختمانی گران‌قیمت برای خانه‌هایی هستیم که لزومی ندارد تا با آن مواد ساخته شوند. اغلب استفاده بی‌رویه از این مواد باعث شده است تا نوع اقلیم منطقه، طبیعت منطقه، نظم و بافت تاریخی منطقه، زندگی و اقتصاد بومی مردم منطقه تحت تاثیر قرار گیرد و از رونق بیفتد.

هدف ما ارائه مهارتی برای اهالی تمام قریه‌ها و روستاهای نیازمند و آسیب‌دیده است تا که بتوانند با کم‌ترین امکانات و هزینه، بدون متوسل شدن و منتظر ماندن برای شرکت‌های ساختمانی و مؤسسات و بروکراسی‌هایی که رایج و مد شده است، با در اختیار داشتن مواد ابتدایی مثل خاک، بوجی، سیم خار و آهک و ابزار ساختمانی ابتدایی، در مدت زمان ده الی پانزده روز برای خودشان سرپناهی مطمئن بسازند.

در این شکی نیست که مردم روستاهای ما فقیر اند و پولی برای خرید مصالح ساختمانی گران قیمت از قبیل سیخ گول و خشت پخته و کانکریت و ... ندارند و این مواد همیشه در دسترس و به صرفه هم نیست.

استفاده از اَبَرخشت می‌تواند این امکان را برای ما فراهم سازد تا با استفاده از موادی که در اکثر نقاط افغانستان به وفور یاد می‌شود، «خاک»، و رجوع آگاهانه به میراث نیاکان ما و بهره‌گیری از دانش نوین و تجربیات دیگر کشورها، در تمام نقاط افغانستان، به خصوص روستاهای آسیب‌دیده و آسیب‌پذیر، سرپناه‌های امن، و از همه مهم‌تر ارزان ساخته ‌شود.

100%

انفجارهای مرگبار در ایران؛ آیا داعش به‌دنبال بازسازی اقتدار خود است؟

۱۵ جدی ۱۴۰۲، ۱۲:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
مایکل جورجی و جاناتان لندی

پس از شکست داعش در عراق و سوریه، بیشتر جنگجویان کارکشته این گروه زیر نام شاخه خراسان داعش در امتداد مرزهای افغانستان، ایران و پاکستان مستقر شده‌اند. یک عضو انجمن خاورمیانه می‌گوید انفجارهای مرگبار ایران نشان می‌دهد که داعش به دنبال بازسازی قدرت خود است.

دولت اسلامی،‌ داعش که مسئولیت حمله روز چهارشنبه در چهارمین سالگرد قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در کرمان را به‌عهده گرفت،‌ از زمانی که توسط ائتلاف بزرگ به رهبری امریکا در عراق و سوریه سرکوب شد،‌ در سایه فعالیت می‌کند.

کارشناسان می‌گویند این گروه تضعیف شده اما از بین نرفته است.

جنگجویان داعش در هسته‌های خودمختار در مناطق مختلف جهان پراکنده شده‌اند، رهبری آن مخفی است و تعداد نفرات آن به سختی قابل اندازه‌گیری است. هرچند سازمان ملل تعداد جنگجویان داعش را در مراکز اصلی فعالیت این گروه، ۱۰ هزار نفر تخمین زده است.

همه جنگجویان خارجی مهم داعش از عراق به کشورهایی مانند افغانستان، سوریه و پاکستان گریخته‌اند. بیشتر آن‌ها به شاخه خراسان داعش که در امتداد مرزهای ایران با افغانستان و پاکستان فعال است، پیوسته‌اند.

تاکتیک‌های جدید داعش در خاورمیانه

داعش پس از فروپاشی خلافتش و یک رشته شکست‌های دیگر در خاورمیانه، تاکتیک‌های خود را تغییر داده است.

این گروه زمانی که از شهر رقه در سوریه و شهر موصل در عراق به مانند یک دولت متمرکز بر بخش‌های وسیعی از دو کشور حکم می‌راند، به مناطق ناشناخته‌ دو کشور از هم گسیخته پناه برده است.

به گفته یکی از مشاوران امنیتی دولت عراق که فعالیت‌های داعش در عراق و کشورهای همسایه را دنبال می‌کند، این گروه فعالیت‌های خود را زیرزمینی کرده و هسته‌های مخفی را تشکیل داده که حملات چریکی انجام می‌دهند.

گزارش سازمان ملل در سال گذشته تخمین زد که در ایالت سینای مصر در نزیکی مرز اسرائیل، احتمالا بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ جنگجوی وفادار به داعش فعالیت دارد.

در لیبیا، جایی که زمانی داعش نواری از قلمرو در سواحل مدیترانه را در اختیار داشت، ضعیف‌تر شده، اما همچنان می‌تواند از درگیری‌های جاری در این کشور بهره‌برداری کند. در یمن نیز فعالیت داعش کاهش یافته است.

100%

آفریقا

دولت اسلامی که اغلب به صورت مخفف داعش نامیده می‌شود، در بخش‌هایی از آفریقا رد پای خود را گذاشته است.

در اوگاندا، شبه‌نظامیان نیروهای دموکراتیک متفقین که با داعش مرتبط است، در ماه‌های اخیر مجموعه‌ای از حملات از جمله قتل عام در یک مکتب شبانه‌روزی و حمله به یک روستا را انجام داده‌اند.

این گروه که در اوگاندا قد علم کرد، تا حد زیادی عملیات خود را به جمهوری دموکراتیک کنگو در همسایگی این کشور گسترش داده است.

چندین گروه دیگر نیز در غرب آفریقا و در سراسر ساحل با داعش بیعت کرده‌اند. شاخه‌های وابسته به داعش کنترول ساحات وسیعی از مناطق روستایی مالی، نیجر و شمال بورکینافاسو و شمال آفریقا را در اختیار دارند.

در جنوری ۲۰۲۳، ارتش امریکا عملیاتی را انجام داد که در آن یکی از رهبران ارشد داعش در شمال سومالیا کشته شد.

گزارش سازمان ملل متحد این نگرانی را مطرح کرد که گروه‌هایی مانند داعش می‌توانند از بی‌ثباتی سیاسی و خشونت در سودان نیز سوء استفاده کنند.

توانمندی کلی داعش

مرکز ملی مبارزه با تروریسم ایالات متحده امریکا در گزارشی که در ماه آگست منتشر شد، گفت که تهدید داعش و القاعده «با سرکوب خطرناک‌ترین عناصر این گروه، در سطح پایینی قرار دارد». اما در ادامه هشدار داد که نیمی از شاخه‌های داعش «اکنون در شورش‌های سراسر آفریقا فعال‌اند و ممکن است آماده گسترش ساحه فعالیت خود باشند.»

این اداره گفت که این گروه از اوایل سال ۲۰۲۲ کلا سه رهبر و دست‌کم ۱۳ فرمانده ارشد خود را در عراق و سوریه از دست داده است که «به از دست دادن تخصص و کاهش حملات داعش در خاورمیانه کمک کرده است».

آندریاس کریگ، دانشیار کینگز کالج لندن، گفت: «در مجموع، داعش در سال گذشته حملات بسیار کمتری نسبت به سال‌های قبل انجام داده است».

او افزود: «حملات ادعایی داعش در سطح جهان به طور قابل توجهی کاهش یافته است، آفریقا تنها منطقه‌ای است که گروه‌های وابسته (دولت اسلامی) هنوز در حال رشدند».

پیشینه داعش

دولت اسلامی، داعش در اوج قدرت خود، مدلی از حکومت وحشت و بربریت را بر میلیون‌ها نفر تحمیل کرد و مدعی کنترول بخش‌هایی از سرزمین‌های مشترک عراق و سوریه شد.

جنگجویان آن بارها ارتش‌های عراق و سوریه را شکست دادند و در ده‌ها شهر در سراسر جهان نیز حملاتی را انجام دادند یا از داعش الهام گرفتند. هر کس با الگوی اسلام این گروه مخالفت می‌کرد با بدترین نوع شکنجه و مرگ روبرو می‌شد.

ابوبکر البغدادی، رهبر داعش خلافت فرامرزی خود را از بالای منبر مسجد تاریخی النوری عراق در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد و متعهد شد که بر آن حکومت کند. البغدادی پنج سال بعد در یک حمله توسط نیروهای ویژه ایالات متحده در شمال غرب سوریه کشته شد.

خلافت داعش در سوریه و عراق، جایی که زمانی پایگاهی در فاصله ۳۰ دقیقه رانندگی از بغداد، پایتخت داشت، پس از یک لشکرکشی مستمر توسط ائتلاف به رهبری امریکا فروپاشید.

ایمن جواد التمیمی، یکی از اعضای انجمن خاورمیانه، به رویترز گفت که حمله این هفته در ایران، نشانه این است که این گروه به دنبال بازسازی قدرت و توانمندی خود است.

او گفت: «اهداف این گروه همیشه یکسان است: جهاد علیه همه دشمنان این گروه به منظور ایجاد خلافت اسلامی که در نهایت باید بر کل جهان حکومت کند.

چرا استخبارات مرکز قدرت در افغانستان می‌شود؟

۱۵ جدی ۱۴۰۲، ۰۰:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
الیاس کیان

از شواهد، گزارش‌ها و سیاستگذاری‌های اداره طالبان در دو سال و اندی بر می‌آید که وزارت دفاع و داخله این گروه برخلاف تصور ارکان اصلی قدرت را به دست ندارند و نقش و نفوذ اداره استخبارات طالبان بیش از پیش برجسته‌تر می‌شود.

در حالی که وزارت داخله طالبان بر درآمدهای ناشی از گمرکات و پاسپورت و منابع داخلی تمرکز کرده و وزارت دفاع درگیر نمایش‌های نظامی است، اداره استخبارات طالبان در سایه روز به روز قدرتمندتر می‌شود.

منابع دیپلوماتیک که به دلیل حساسیت موضع بدون افشا شدن نام‌شان ارزیابی می‌کنند که اداره استخبارات طالبان در تمام امور استخدام‌ها و سیاست‌گذاری‌های داخلی و خارجی مداخله می‌کند اما بخش‌های اصلی کار آن‌ها در این حوزه‌ها است:

اول: مبارزه با داعش

دوم: مبارزه با مخالفان سیاسی و فعالان مدنی مانند معترضان زن

سوم: مبارزه با رسانه‌های آزاد

ریاست استخبارات طالبان به عهده عبدالحق وثیق، زندانی پیشین گوانتانامو است. او در جریان شورش ۲۰ سال گذشته طالبان علیه نظام مردم‌سالار جزء اسارت، نقش مهمی نداشته است. اما آقای وثیق در دوره اول طالبان بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ معاون اداره استخبارات این گروه است. عبدالحق وثیق میانه‌رو و طرفدار تعامل با جهان و به ملا عبدالغنی برادر نزدیک است. البته او در گذشته مسئولیت هماهنگی بین طالبان و جنگجویان القاعده در افغانستان را به عهده داشته است.

اما کار روزمره و رهبری اصلی اداره استخبارات طالبان که در سرکوب داعش، مخالفان سیاسی و نظامی و برخورد با رسانه‌های آزاد در داخل و خارج کشور و کنترول اداره طالبان از درون و بیرون تعریف شده است، به دست یک استخباراتی مرموز به نام تاج میر جواد است که معاون آقای وثیق است.

تاج میر جواد از اداره استخبارات طالبان یک اداره شبیه آی‌اس‌آی پاکستان مخوف و بانفوذ ساخته است. شاید تفاوت دیدگاه او با وثیق باعث شده است که مورد اعتماد حلقه رهبری طالبان در قندهار قرار گرفته و از اختیارات زیادی برخوردار شده است. هرچند تاج میر جواد، عضو شورای رهبری طالبان، مسئول کندک انتحاری و برای شبکه حقانی موسس قطعه سرخ و فاتح زواک و والی نام‌نهاد این گروه برای ولایت پکتیا و به سراج‌الدین حقانی نزدیک بود، اکنون دیگر او خود را فرمانبردار کامل ملا‌هبت الله آخندزاده، رهبر طالبان می‌داند.

اعتماد بیشتر هبت الله به تاج میر جواد

آقای جواد در جریان مذاکرات صلح دولت سابق با طالبان در مصاحبه‌ای با نشریه «څرک» وابسته به طالبان، موضعگیری ارایه داد که خیلی نزدیک به دیدگاه امروزی ملا هبت الله آخندزاده است.

او به این نشریه گفته بود: نظام اسلامی «حاکمیت اعلی را به خداوند متعال اختصاص دادن» است. و تاکید کرده بود که برخلاف رسم تمدن امروزی «در قانون اساسیِ اداره کابل حاکمیت اعلی به خداوند متعال اختصاص داده نشده، بلکه حق مردم دانسته شده.» آقای جواد عملا حاکمیت را به خدا و نماینده او نسبت می‌دهد و جایگاه مردم در تعیین سرنوشتش را به حد صفر تقلیل داده است.

در همین مصاحبه مجله می‌پرسد که اگر مذاکرات صلح به خوبی پیش برود و دولت آینده از درون گفت‌وگو با طالبان برآید، سرنوشت دموکراسی، حقوق زنان و آزادی بیان که خط های سرخ نظام جمهوریت بود، چه می شود؟

تاج میر جواد پاسخ می‌دهد: «به نظر ما زیر هر نامی که باشد باید روی آن فرهنگ‌ها، باورها و مفکوره‌هایی اصرار نشود که افغان‌ها در یک قرن گذشته بر ضد آنها مبارزه کرده اند، همچو کمونیسم، سکولاریسم و بعضی افکار باطله دیگر.»

او می‌افزاید: «امارت اسلامی افغانستان یک نظام خالص اسلامی را برای افغانستان می‌خواهد، و تنها یک نظام خالص اسلامی می‌تواند روابط اجتماعی بین انسانها را به خوبی تنظیم کند و انسان را شایسته این بگرداند که بتواند هدف خلقت خود را بشناسد، تعقیب کند و وظایفی را که از سوی خداوند متعال به او سپرده شده به درستی انجام بدهد، فرد و جامعه هر دو را از تجاوز بر همدیگر باز داشته مشکلات ذات‌البينی شان را حل کند.»

اکنون چنین فرد در جایگاه مهم تصمیم‌گیری قرار گرفته است.

این است که اداره استخبارات به دیدگاه ملا هبت الله نزدیک و روز به روز از قدرت بیشتر برخوردا شده است. چناکه نفس کشیدن را برای مردم دشوار کرده و روایت‌های متفاوت و مخالف طالبان را به شدت سرکوب می کند.

در دوره کنونی، گزارشگران بدون مرز که تعداد کل رسانه‌ها قبل از روی کار آمدن طالبان را ۵۴۷ رسانه اعلام کرده بود، حالا می گوید در دو سال حکومت طالبان، بیش از ۸۰ درصد خبرنگاران زن مجبور به پایان دادن به کار خود در رسانه‌ها شده‌اند. انجمن حمایت از خبرنگاران افغان می‌گوید تا قبل از سال ۲۰۲۱، تعداد خبرنگاران زن و مرد در افغانستان حدود ۱۲ هزار نفر بود، اما حالا «دو سوم» آن‌ها دیگر با رسانه‌ها کار نمی‌کنند و فقط حدود چهار هزار کارمند مانده اند که بیشتر مجبور اند به مبلغان طالبان تبدیل شوند.

از سوی دیگر، صدها عضو جبهات مخالف طالبان و داعش نیز بازداشت و یا کشته شده‌اند.

به نظر می رسد اداره استخبارات طالبان که بر اندام مردم افغانستان لرزه ترس می‌گستراند، بار دیگر تاریخ خاد را زنده کرده است – تاریخی که بازداشت، شکنجه، سرکوب و کشتار به کار روزمره و عادی استخبارات به نام حفظ حاکمیت و دولت تبدیل شده بود اکنون حاکمیت و دولت نامش را به نظام خالص اسلامی داده است.