پولیس پاکستان برای جلوگیری از تظاهرات، ورودیهای اسلامآباد را با کانتینر بست
رسانههای پاکستان گزارش دادند که دولت پس از پخش فراخوان تظاهرات حزب تحریک انصاف و جماعت اسلامی، برخی از ورودیهای اسلامآباد را با کانتینر بسته است.
در گزارشها آمده است که نظامیان در شهر ریختهاند و بستن جادهها باعث ترافیک سنگین شده است.
به گزارش رسانههای پاکستان، پولیس این کشور مسیرهای راولپندی - اسلامآباد را با کانتینرها بسته است.
در همین حال، حزب جماعت اسلامی از تحصن در منطقه دیچوک اسلامآباد خبر داد که سبب بسیج نیروهای پولیس در این منطقه شده است. پولیس بامداد جمعه پنجم اسد بسیاری از جادههای منتهی به منطقه سرخ و دیچوک را با کانتینر بسته است.
منابع از اسلامآباد میگویند پولیس همچنان به جاسازی کانتینرها در مسیرهای ورودی شهر ادامه میدهد. مقامات پولیس اسلامآباد برای کاهش ترافیک در جادها، برخی از مسیرهای جایگزین را برای وسایط نقلیه معرفی کرده است.
این در حالی است که حزب تحریک انصاف برای آزادی عمران خان، رهبر این حزب و دیگر مقامات حزب از زندان، فراخوان تظاهرات سراسری اعلام کرده است. پیش از این مقامات حزب تحریک انصاف در پی برائت گرفتن عمران خان در پرونده ازدواج با بشرا بی بی، از دولت خواستند که او را آزاد کند. حزب تحریک انصاف ادعا کرد که با برائت گرفتن عمران خان در این پرونده، دولت هیچ دلیل قانع کنندهای برای نگه داشتن او در زندان ندارد.
شبکه قطار سریع (تیجیوی) فرانسه بامداد جمعه پنجم سرطان در خطوط غرب، شمال و شرق این کشور مورد حمله آتشسوزی قرار گرفت.
رسانههای فرانسه نوشتند که در پی این حمله ۸۰۰ هزار مسافر تحت تاثیر قرار گرفته و مراسم افتتاح المپیک به تعویق افتاده است.
سازمان ملی قطار فرانسه (اسانسیاف) گفت شبکه قطارهای سریع در اثر «اقدامات مخرب» از جمله «حملات آتشسوزی» مورد هدف قرار گرفته که سیستم حمل و نقل کشور را مختل را کرده است.
این سازمان همچنان حمله به قطار سریع فرانسه را در مقیاس بزرگ و گسترده برای فلج کردن سیستم توصیف کرد و گفت بسیاری سفرهای تنظیم شده باید لغو شوند و وضعیت حداقل تا آغاز هفته آینده به حالت عادی برخواهد گشت.
سازمان ملی قطار فرانسه اذعان کرد که سیستم قطار این کشور یک شبه قربانی چندین اقدام مخرب همزمان شده است. به گفته این سازمان، حملات بر خطوط شمالی و شرقی کشور بیشترین تأثیر را گذاشته است. این سازمان گفت که یک اقدام مخرب دیگر را در خط جنوب شرقی خنثی کرده است.
سازمان ملی قطار فرانسه از مسافران خواست سفرهای خود را به تعویق بیندازند و از ایستگاههای قطاری دوری جویند.
این در حالی است که بازیهای المپیک قرار است روز جمعه پنجم اسد به گونه رسمی افتتاح شود.
در این بازیها دستکم ۷ هزار و ۵۰۰ ورزشکار از سراسر جهان شرکت خواهد کرد و حداقل ۳۰۰ هزار تماشاگر ویژه «ویآیپی» برای تماشای این بازیها به پاریس خواهند آمد.
صبح روز دوازده آگست ۲۰۲۲ در سالن آمفی تئاتر چاتاکوا نیویارک مرد سیاهپوشی به سمت سلمان رشدی دوید تا دستور مرگ را به اجرا دربیاورد. این هفتمین طرح ترور او پس از فتوای قارهپیمای روح الله خمینی است که نویسنده ۷۵ ساله عاقبت با آن روبرو شد.
طی ۲۷ ثانیه ضربات مرگباری به او وارد میشود که در نتیجه آن یک چشم خود را از دست میدهد و تا پای مرگ میرود. این میزبانی از مرگ دو سال بعد موضوع «چاقو»، بیست و دومین کتاب رشدی شد.
کتابی که آنطور که رشدی میگوید زبانی مانند چاقو دارد. چاقویی نه برای انتقام از جوان سیاهپوش افراطگرا، که برای نشان دادن آنچه که در این سی و سه سال پس از انتشار رمان آیات شیطانی بر او گذشته است.
رشدی که به قول خودش تقریبا کشته شده بود، زنده ماند تا از ریشههای این افراطگرایی بنویسد. افراطگراییهایی که پس از انتشار کتاب چهارم او «آیات شیطانی» در سال ۱۹۸۸ موجب ناآرامیهایی شد و واکنشهایی را در بر داشت. در شهر برادفورد انگلستان کتاب او را آتش زدند و در تهران و در روز ولنتاین سال ۱۹۸۸ فتوای قتل او اعلام شد. دولت راجیو گاندی، نخستوزیر وقت هند، کتاب را حملهای مستقیم به اسلام و خطری برای صلح مدنی نامید.
رمان ادبی سلمان رشدی در حالی از متن به رویداد تقلیل یافت که بنا به گفته دکتر صادق العظم استاد دانشگاه دمشق، «بسیاری کتاب را نخوانده بودند». رشدی که در طول دهه هشتاد پس از انتشار رمانهای «بچههای نیمه شب» و «شرم» مورد تحسین و توجه واقع شده بود و در ایران جایزه هم گرفته بود، ناگهان از مقام فرشته به شیطان تنزل مییابد و طرد میشود. کارزارهایی علیه او و رمانش آغاز میشود.
در دوصدمین سالگرد آزادی زندان باستیل که در غرب نماد آزادی است او متهم به سوءاستفاده از آزادی میشود. واکنش کارتلهای انحصارطلب معنوی به انتشار آیات شیطانی، کلیسا را نیز وادار به محکومیت رمان میکند. کاردینال اوکونر اسقف نیویارک و برجستهترین شخصیت کاتولیک در سراسر ایالات متحده و اسقف کانتربری و روزنامه رسمی واتیکان ضمن محکومیت این رمان، اعلامیههایی در مورد اهمیت تساهل و مدارا و احترام به ادیان منتشر میکنند. عبارت کفرگویی یکبار دیگر سر از متون کهن قرون وسطی سر برمیآورد، بدون آنکه هیچ اشارهای به خطر مرگی که نویسنده را تهدید میکند بشود.
اتحاد ارتجاعی علیه رمان و نویسنده باعث شد تا مرور زمان نیز باعث کمرنگ شدن و از یاد بردن وقایع اواخر دهه هشتاد میلادی نشود و الف، جوانی که سلمان رشدی او را در این رمان بدین نام نامیده است از دل چنین قضاوتی با چاقویش به سراغ نویسنده خاطی برود.
چاقو از چه میگوید؟
کتاب چاقو به دو بخش فرشته مرگ و فرشته زندگی تقسیم شده است. دو پارگی خیر و شری که ریشهاش را باید در وقایع سال ۱۹۸۹ جست. سالی که مردم دنیا در انتظار شکل تازهای از جهان بودند. روند سقوط اتحاد جماهیر شوروی شدت گرفته بود و عناوین «سال صفر» و «پایان تاریخ» زیاد به گوش میرسید. در سوی دیگر این انتظار دلهرهآور به راستی دنیای جدیدی آغاز شده بود. شورشهای متحجران علیه رمان آیات شیطانی همراه با مراسم کتابسوزان و درخواست کشتن نویسنده خاطی دنیای جدید قرون وسطایی را متصور ساخت. رشدی در پیشانی کتابش با عبارتی از ساموئل بکت نویسنده ایرلندی بر این آغاز دنیای جدید تاکید دارد: «ما دیگر همانند قبل از فاجعه دیروز نیستیم.»
فاجعهای که بیش از سه دهه ادامه یافت و سرانجام دوازدهم آگست سال ۲۰۲۲ به وقوع پیوست. چاقونامه رشدی با شرحی از مقدمات سخنرانی وی در چاتاکوآ آغاز میشود. قرار است او درباره اهمیت حفظ امنیت نویسندگان خارجی در برابر آسیب و ایجاد فضایی امن برای آنها در امریکا صحبت کند. موضوعی که خود او به زودی تبدیل به سوژه آن خواهد شد. رشدی در هفت فصل چاقونامه زبان اول شخص را برای آن برگزیده تا درد را به شکل بهتری منتقل کند: «وقتی کسی پانزده بار به شما زخم میزند قطعا مثل اول شخص احساس میشود. این داستان من است.»
او که نام ضارب را «الف» گذاشته میگوید که با دیدن این سیاهپوش بینام به یاد فتوا میافتد. سعی نمیکند فرار کند. میایستد «اولین فکری که وقتی قاتل را دیدم که به سمتم میدوید این بود: پس تویی. آمدی.» و بلافاصله با خود میگوید چرا حالا؟ رشدی شب گذشته و روزهای پیش از آن خطر را احساس کرده. خوابها و الهامهایی که در بیداری میبیند به او میگوید که به سخنرانی نرو. اما او مجبور به رفتن است. فرار نمیکند. حتی وقتی الف با چاقویش به او ضربه میزند باز هم میایستد. «چرا مبارزه نکردم؟ چرا فرار نکردم؟ فقط آنجا ایستاده بودم و گذاشتم مرا له کند. چرا عمل نکردم؟» در حالیکه بسیاری در تالار گمان به اجرای نمایشی از پیش تدارک دیده شده داشتند ضارب بینام مشغول وارد آوردن ضربات کارد به نویسنده بود.
هنگام سقوط رشدی در استخر خونش او نگران کلیدهایش است. کلیدها که به عنوان گشاینده پناهگاهی امن برای انسان مهاجر شیءای کلیدی و حیاتی است. رشدی در این سطور بیقرار است تا از درد بزرگتری بگوید. وضعیت بغرنج پسا آیات شیطانی که علاوه بر متحجران متجددان را نیز ناخشنود کرده بود. بسیاری از آنها با ترفند زبان پیچیده٬ رمان او را نادیده گرفتند تا دچار دردسر نشوند.ایده ناخوانا بودن کتاب باعث میشود تا برخی بگویند خواندن آن غیرممکن است و تا صفحه پانزده جلوتر نمیتوان رفت. محفلی به نام باشگاه صفحه پانزده راه میافتد: «افراد برجسته غیرمسلمان و مسلمان با حملات اسلامگرایان متحد شده بودند تا بگویند من چه آدم بدی هستم. از جمله جان برجر و ژرمن گریر و جیمی کارتر و رولد دال و برخی از بزرگان بریتانیایی.» نویسنده «خاطی» عاقبت توان این را دارد که در این صفحات با صدای بلند بگوید: «من به کاری که انجام دادهام افتخار میکنم و این شامل آیات شیطانی هم میشود. این یک رمان است نه یک سیب زمینی داغ الهیاتی.»
در فصل دوم که به نام الیزا همسر اوست، رشدی باز هم زخم دهه هشتادی خویش را فراموش نمیکند و میگوید شاعران بسیار بهتر از رماننویسان هوای هم را دارند: «امکان ندارد دو نویسنده بتوانند با هم باشند مگر اینکه از آثار هم خوششان بیاید». سپس از مصائبی میگوید که در این واقعه بر الیزا واقع شده است. در فصل سوم زمانی که به هوش آمده و همزمان با دانستن درباره نابینایی یک چشمش بیانیه جو بایدن، رئیسجمهور ایالات متحده در دفاع از رشدی منتشر میشود. کلمات این بیانیه برایش دلگرمکننده است. او که پس از فتوا خود را تنها دیده حالا احساس میکند تنها نیست. در طول بیست و چهار ساعت بعدی میفهمد بهمنی جهانی از حمایت و تحسین به سمتش جاری شده است. جلسات حمایتی از او با حضور نویسندگانی همچون پل استر برگزار میشود. او بریدهبریده تشکر میکند. «احساس...قدردانی کردم...متاثر شدم...که دانستم ...زندگیام...اینقدر...اینقدر برای مردم اهمیت دارد. و...خوشحال شدم...که شنیدم آثارم را...میخوانند. در ابتدا...آن موقع...بعد از فتوا... خصومت زیادی وجود داشت، حتی از دنیای ادبیات... احساس میکنم...که شاید حالا... مردم مرا... کمی بیشتر دوست دارند.»
سلمان رشدی خودش را مانند تمام قهرمانان در تمام اسطورههای جهان میبیند که باید از تعدادی آزمون جسمی و اخلاقی بگذرند. و حالا با عبور از تمام آن مصائب به قول خودش زندگی را پیدا کرده است.
با سیل احساساتی که پس از حمله به سمتش میآید دلداری مییابد و به یاد میآورد که بعد از فتوا از انتقادات رنجیده. اینکه این بلا را خودش سر خودش آورده.
رشدی از اینکه به مدت سه دهه مورد نفرت بسیاری واقع شد در بخشهای مختلف کتاب صحبت میکند. مساله دردناک طرد شدن او از سوی مردمی که بارها دربارهشان نوشته بود و از آنها دفاع کرده بود زخمی است که مدام سر باز میکند: «آن زخم تا به امروز التیام نیافته است، باید آن طرد شدن را بپذیرم، اما سخت است. در طول آن سالها وارد یک سراشیبی دیگر شدم، و مدتی طول کشید تا خودم را پیدا کردم و شروع کردم به یافتن زبانی که با آن مبارزه کنم.»
هر چه جلوتر میرویم نشانی از خشم در او نمیبینیم. او آرام است. عاقبت دنیا با او به آشتی رسیده. در فصل چهارم که عنوان توانبخشی دارد مخاطب مراحل بهبود سلامتش را با سرعتی بالا مشاهده میکند. روح و روان عاقبت به آرامش رسیده او به بهبودی سریع وی یاری میرساند. امیدی تازه در دلش نشسته. «الف» نقطه عطف این تحول است و نویسنده قصد دارد با زبانی که چاقوی اوست دنیای از دست رفتهاش را پس بگیرد. روزهای تلخ او به پایان رسیده. امیدوار است روزی کتاب بدنام شدهاش «آیات شیطانی» هم آزاد بشود. کتابی که سوزاندن آن جامعه فرهنگی انگلستان را شوکه کرد و روزنامهها آن را عملی قرون وسطایی و شبیه اعمال رایش سوم نامیدند. آتشی که شعر هاینریش هاینه را به یاد میآورد: «جایی که کتاب بسوزانند آدمسوزی هم خواهند کرد.»
زیستن در این شرایط بحرانی به قول رشدی پیروزی او بوده است. در فصول انتهایی کتاب، رشدی میکوشد گفتوگویی خیالی با الف داشته باشد و سپس به این نتیجه میرسد که برای بهبود یافتن زخمها بهتر است چاقو را بنویسد. همزمان با روایت از بازگشت به خانه از نویسندگانی یاد میکند که آنها نیز گرفتار چاقوی بران جهالت شده بودند. از نجیب محفوظ نویسنده مصری که به خاطر رمان «فرزندان کوچه» اسیر تروریسم فرهنگی چاقوکشان شد تا ساموئل بکت که در پاریس با چاقوی قوادی تا لبه مرگ رفت. رشدی میگوید هر فاجعهای که از آن جان سالم به در ببری موجب ارتقای شخصیت٬ جایگاه و زندگیات خواهد شد و بلافاصله میگوید: «آیا واقعا چنین است؟»
استاد روایت قصههای جادویی و اساطیری چاقونامه خود را با هوشمندی خاص خود به پایان میرساند. پس از گفتوگوی خیالی با ضاربش او به همراه همسرش به زندانی میرود که هادی مطر در آن زندانی است. مخاطب در انتظار ورود او و ملاقاتش با ضارب است. مانند رمان «در کمال خونسردی» ترومان کاپوتی، ما انتظار گفتوگویی واقعی با او را داریم. اما او و همسرش به موازات دیوارهای زندان میایستند. وارد نمیشوند. او نیازی به روبرویی ندارد. همانند یک پیروز پشت دیوار زندان میایستد. او حالا قهرمانی است که برای چنین روزی سه دهه در انتظار مانده است.
پاریس، پایتخت فرانسه در آستانه میزبانی بازیهای المپیک ۲۰۲۴ با فرصتها و چالشهای متعددی روبروست.
این رویداد بزرگ میتواند فرصتی استثنایی باشد برای کاهش شکاف بین مرکز ثروتمند شهر و حومههای کمدرآمد آن اما مشکلات لجستیکی و امنیتی جدی نیز برای دست و پنجه نرم کردن، بر سر راهاند.
بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۲۴ پاریس از روز جمعه ۲۶ جولای تا ۱۱ آگست (پنج تا ۲۱ اسد) برگزار خواهد شد.
به گزارش بلومبرگ، آن هیدالگو، شهردار پاریس در سالهای اخیر با اقداماتی چون افزایش فضاهای پیادهروی و کاهش ترافیک خودروها، گامهایی در جهت بهبود کیفیت زندگی شهروندان برداشته است اما این سیاستها با وجود همراه داشتن نتایج مثبت، او را به چهرهای بحثبرانگیز تبدیل کردهاند.
چالش اصلی پاریس، شکاف فزاینده میان دو میلیون ساکن مرکز شهر و ۱۰ میلیون ساکن در حومههاست. این تفاوت در درآمد و دسترسی به خدمات، نگرانیهای جدی را برای مسئولان شهری ایجاد کرده است.
پروژه «گرند پاریس اکسپرس» با هدف ایجاد چهار خط جدید مترو، گامی مهم در جهت اتصال بهتر حومهها به مرکز شهر است.
این طرح میتواند به توزیع عادلانهتر مشاغل و مسکن کمک کند اما کارشناسان معتقدند حمل و نقل به تنهایی کافی نیست و یکپارچگی سیاسی و تصمیمگیری مشترک برای کل منطقه پاریس بزرگ ضروری است.
بهبود انسجام اجتماعی و اقتصادی میتواند از بروز ناآرامیهایی مانند شورشهای سال گذشته در شهرهای حاشیهای جلوگیری کند.
با توجه به وابستگی پاریس به نیروی کار ساکن در حومهها، این اقدامات میتواند به کاهش اعتصابها و بهبود شرایط کاری نیز منجر شود.
مقامات شهری امیدوارند المپیک ۲۰۲۴ نقطه عطفی در مسیر ایجاد شهری منسجمتر و عادلانهتر باشد.
شعار «پاریس در میان امواج غرق نمیشود» نشاندهنده عزم این شهر برای غلبه بر چالشهای پیشِ رو است.
با این حال، برگزاری المپیک در پاریس با چالشهای امنیتی و لجستیکی نیز همراه است.
استفاده از فنآوریهای نوین مانند کیو.آر کُدها برای کنترل جمعیت، واکنشهای متفاوتی را در میان شهروندان و گردشگران برانگیخته است.
تدابیر امنیتی شدید از جمله ممنوعیت تردد در شعاع ۱۰۰ متری رود سن و استقرار دوربینهای هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی، برخی علاقهمندان را دلسرد کرده است.
مشکلات حمل و نقل نیز چالشبرانگیز بودهاند.
بسته شدن بسیاری از جادهها، ایجاد خطوط ویژه «پاریس ۲۰۲۴» در بزرگراهها و تعطیلی برخی ایستگاههای مترو، تردد در شهر را دشوار کرده است.
این مساله به ویژه برای افراد کمتوان مشکلساز شده و نارضایتیهایی را به همراه داشته است.
علاوه بر این، نارضایتی برخی ساکنان پاریس از میزبانی بازیها، به دلیل مسایل مالی و اجتماعی، احتمال اعتراضات را افزایش داده است.
بسیاری از پاریسیها احساس میکنند برای برگزاری این رویداد از شهر خود رانده شدهاند.
بر اساس گزارش نشریه مترو، در کنار این چالشها، مساله فروش بلیطها نیز مطرح شده است.
دو روز مانده به برگزاری بازیها، بیش از ۵۰۰ هزار بلیط همچنان به فروش نرفتهاند.
تونی استنگوئت، رییس کمیته برگزاری المپیک پاریس دلیل اصلی این امر را ارائه اخیر بستههای جدید بلیط پس از نهایی شدن طرحهای صندلی عنوان کرد.
مترو به نقل از استنگوئت نوشت که تاکنون ۸/۸ میلیون بلیط فروخته شده و هنوز ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بلیط در دسترس است.
با وجود این چالشها، مسئولان برگزاری امیدوارند با نزدیک شدن به زمان افتتاحیه، استقبال از بازیها افزایش یابد.
آنها تاکید میکنند علاقهمندان هنوز میتوانند از فرصت خرید بلیطهای باقیمانده استفاده کنند تا شاهد این رویداد بزرگ ورزشی باشند.
پاریس اکنون در آستانه یک تحول تاریخی قرار دارد و نحوه مدیریت این چالشها، آینده این شهر افسانهای را رقم خواهد زد.
موفقیت واقعی المپیک پاریس نه تنها در برگزاری موفق بازیها بلکه در ایجاد میراثی پایدار برای همه ساکنان منطقه پاریس بزرگ خواهد بود.
برگزارکنندگان در تلاش برای حل مشکلات لجستیکی و امنیتی هستند اما موفقیت المپیک پاریس ۲۰۲۴ به میزان زیادی به استقبال نهایی مردم و توانایی شهر در مدیریت این رویداد عظیم بستگی خواهد داشت.
کمیسون امور اسرای فلسطینی خبر داد که مصطفی محمد ابوآرا، از رهبران حماس در کرانه باختری، در بازداشت اسرائيل درگذشته است.
این کمیسیون گفته رهبر ۶۳ ساله حماس در حالی که بیمار بود، در بازداشت اسرائيل مورد شکنجه قرار گرفت و از خدمات درمانی محروم شد.
اسرائيل مصطفی محمد ابوآرا را در اکتبر پارسال بازداشت کرده بود.
کمیسیون امور اسرای فلسطینی گفته است که او قبل از بازداشت بیمار بود و شدیدا به پیگری روند رمان خود نیاز داشت.
این رهبر حماس روز جمعه پس از انتقال از زندان رامون در جنوب اسرائیل به شفاخانه درگذشت.
مقامهای اسرائيلی تاکنون در این مورد چیزی نگفتهاند.
ماه گذشته انجمن اسرای فلسطین اعلام کرد که از زمان آغاز جنگ غزه، دستکم ۱۸ فلسطینی در زندانهای اسرائيل جان باختهاند.
وزارت دادگستری امریکا از دستگیری دو سرکرده کارتل سینالوآ، یکی از بزرگترین سازمانهای جنایی در مکسیکو، خبر داد.
به گفته این وزارت اسمائل زامبادا گارسیا و خواکین گوزمن لوپز حالا در بازداشتگاه الپاسو در تگزاس هستند.
به گزارش نیویارک تایمز، آنها در رهبری قاچاق انبوه کوکائین و فنتانیل و جریان مواد مخدر در امریکا و اروپا دست داشتند.
پولیس فدرال امریکا (افبیآی) و نهادهای مجری قانون در این کشور، که سالها به دنبال رهبران کارتل سینالوآ بودند، بازداشت این دو فرد را برای خود یک پیروزی دانستهاند.
آقای زامبادا گارسیای ۷۶ ساله یکی از بنیانگذاران کارتل سینالوآ است که به نام «ال مایو» هم شناخته میشود. او از دو دهه پیش در چندین فقره متهم بوده است.
به گفته مقامهای امریکایی، او با یک هواپیمای شخصی پرواز میکرد و پس از آن که گوزمن لوپز او را فریب داد، به امریکا منتقل شد.
گوزمن لوپز خود پسر خواکین گوزمان لوئرا معروف به ال چاپو، یکی از بدنامترین رهبران کارتل مواد مخدر مکسیکو، است که پس از استرداد پدرش به امریکا، در سطح رهبری کارتل ارتقا یافته است.
انتظار میرود که آقای گوزمن لوپز در روزهای آینده در یک دادگاه فدرال در شیکاگو محاکمه شود. به گزارش نیویارک تایمز، هنوز جزئیات محاکمه آقای زامبادا منتشر نشده است.