کانورسیشن در مطلبی، به تحلیل بازیهای المپیک ۲۰۲۴ پاریس پرداخت که بیش از رویدادی صرفا ورزشی، به صحنهای از نمایش مناسبات پیچیده ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده است. این دوره بازتابدهنده تنشها و چالشهای عمیق موجود در عرصه بینالملل است.
کانورسیشن در این گزارش یادآور شد که امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه از المپیک پاریس بهعنوان فرصتی برای ارائه تصویری از فرانسه مدرن، متنوع و جهانوطن بهره برده است.
او با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی با عنوان«اینجا فرانسه است!» کوشید تا دیدگاه شخصی خود را از کشورش به جهانیان عرضه کند.
کانورسیشن نوشت مراسم افتتاحیه المپیک پاریس، تجسم جاهطلبیهای ماکرون بود؛ ترکیبی هنرمندانه و در عین حال بحثبرانگیز از نمادهای سنتی فرانسه مانند برج ایفل و شخصیتهای تاریخی چون ماری آنتوانت در کنار جلوههایی از فرهنگ مدرن فرانسوی شامل موجسواران، رپرها و نمایندگان جامعه اِلجیبیتیکیو پلاس.
این نمایش با واکنشهای متفاوت و گاه متضادی در داخل و خارج از فرانسه روبهرو شد.
در داخل فرانسه، جریانهای چپ افراطی با آنچه گرایشهای جهانیگرایانه مکرون میخوانند، به شدت مخالفت کردند.
آنها معتقدند این رویکرد، هویت ملی فرانسه را تضعیف میکند.
راست افراطی نیز از دیدگاه پاریسمحور و تاکید بیش از حد بر تنوع و مدرنیته ناراضی است.
این نارضایتی به ویژه در واکنش به بخشی از مراسم افتتاحیه که تابلوی مشهور «شام آخر» لئوناردو داوینچی را با حضور درگکوئینها، یک مدل ترنسجندر و یک خواننده برهنه بازآفرینی کرد، به اوج خود رسید.
کلیسای کاتولیک فرانسه این صحنه را «به مسخره گرفتن مسیحیت» خواند و آن را محکوم کرد.
در سطح بینالمللی نیز، این نمایش با انتقادات گستردهای روبهرو شد.
برخی جوامع مسلمان، بخشهایی از مراسم را «مزخرف» و «منزجرکننده» توصیف کردند و آن را تلاشی آشکار برای تحمیل ارزشهای غربی به سایر فرهنگها دانستند.
در چین، پخشکننده دولتی در بخشهایی که اعضای جامعه اِلجیبیتیکیو پلاس حضور داشتند، سکوت اختیار کرد.
چین در زمینه تلاش برای سرکوب جوامع اِلجیبیتیکیو سابقه دارد.
برای بسیاری از مسلمانان فرانسوی، نمایش صحنهای مذهبی در مراسمی که از سوی یک نهاد دولتی فرانسه برگزار میشد، مایه دلسردی بود.
این موضوع زمانی حساستر میشود که به یاد بیاوریم اواخر سال گذشته میلادی، مقامات فرانسوی اعلام کردند زنان مسلمان اجازه پوشیدن حجاب در رقابتهای المپیک را نخواهند داشت.
استدلال پشت این تصمیم، پایبندی به اصول سکولاریسم فرانسه بود که بر جدایی کامل دین از دولت تاکید دارد.
این تصمیم در برههای حساس، درست پس از حملات هفتم اکتبر به رهبری حماس و در پی اقدام امانوئل مکرون در دعوت از خاخام اعظم فرانسه برای روشن کردن شمع هانوکا در کاخ الیزه اتخاذ شد.
جنگ غزه نیز به شکلی چشمگیر بر فضای المپیک سایه افکنده است.
شایعاتی مبنی بر آمادگی برخی ورزشکاران برای کنارهگیری از رقابتها در صورت رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی وجود دارد.
این مساله زمانی برجستهتر شد که در یک مسابقه فوتبال بین مالی و اسرائیل، تماشاگران بنرهایی در محکومیت اسرائیل و حمایت از فلسطین به نمایش گذاشتند.
اکثریت قریب به اتفاق (۹۵ درصد) مردم مالی مسلمان هستند و ۱۲۰ هزار نفر از آنان در فرانسه زندگی میکنند.
حضور محدود روسیه و بلاروس در این دوره از بازیها، نتیجه مستقیم تحریمهای اعمال شده پس از حمله روسیه به اوکراین است.
تنها تعداد اندکی از ورزشکاران این دو کشور به صورت بیطرف و بدون نمایندگی رسمی کشورشان در این مسابقات شرکت میکنند.
استفاده از پرچم، سرود و سایر نمادهای ملی آنها ممنوع شده و از هیچ مقام دولتی این کشورها دعوت صورت نگرفته است.
این محدودیتها منجر به گمانهزنیهایی درباره دست داشتن احتمالی روسیه در اختلالات ایجاد شده در سیستم حمل و نقل پاریس در روز افتتاحیه شده است.
اگرچه این حوادث تلفات جانی در پی نداشت، اما پیامدهای منفی آن غیرقابل انکار است.
به نظر میرسد این اقدامات، تلاشی آشکار برای لطمه زدن به وجهه و اعتبار فرانسه در عرصه بینالمللی باشد.
فرانسه که سابقهای طولانی و درخشان در برگزاری موفق رویدادهای بزرگ بینالمللی دارد، اینبار با چالشهای جدی و غیرمنتظرهای روبهروست.
خاطره تلخ حوادث فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۲۲ در پاریس که با اختلال، هرج و مرج و درگیریهای خشونتآمیز همراه بود، هنوز در اذهان عمومی و مسئولان امنیتی زنده است.
این تجربه، نگرانیهایی را درباره توانایی فرانسه در تامین امنیت کامل بازیهای المپیک از روز ابتدایی آن تاکنون ایجاد کرده است.
در همین حال، روسیه در واکنش به محدودیتهای اعمال شده، در حال برنامهریزی برای میزبانی رویدادی موازی با عنوان «بازیهای جهانی دوستی» است که کمی پس از پایان المپیک پاریس برگزار خواهد شد.
این رویداد که ممکن است به سال ۲۰۲۵ موکول شود، با ادعای مشارکت بیش از ۱۰۰ کشور، میتواند چالشی جدی برای جنبش المپیک مدرن و نفوذ جهانی آن باشد.
برخی تحلیلگران این اقدام را تلاشی از سوی روسیه برای ایجاد یک نظم ورزشی جایگزین میدانند که میتواند موازنه قدرت در ورزش جهانی را تغییر دهد.
کمیته بینالمللی المپیک (IOC) که معمولا کنترل دقیق و همه جانبهای بر فضای بازیها اعمال میکند، اینبار با چالشهای متعدد و پیچیدهای روبهروست.
از مدیریت نمایشهای سیاسی و اعتراضات احتمالی ورزشکاران گرفته تا جلوگیری از اقدامات احتمالی تروریستی و حتی محدود کردن نفوذ تجاری برندهای غیرمجاز، همگی مسائلی هستند که کمیته بینالمللی المپیک باید با دقت و حساسیت بالا آنها را مدیریت کند.
با توجه به پیچیدگیهای ژئوپلیتیک کنونی و تنشهای فزاینده در عرصه بینالملل، انتظار میرود که تا پایان المپیک پاریس، شاهد رویدادها و جنجالهای بیشتری باشیم.
این دوره از بازیها، بیش از هر زمان دیگری، آینهای از وضعیت پیچیده روابط بینالملل و چالشهای جهانی معاصر است.
رسانههای پاکستان گزارش دادند که پولیس اسلامآباد، علی وزیر، یکی از بنیانگذاران جنبش تحفظ پشتونها را بازداشت کرده است.
طبق گزارشها، او در پی تصادف موترش با یک نفر و انتقال فرد زخمی به شفاخانه در روز جمعه (۱۲ اسد) بازداشت شد.
جنبش تحفظ پشتونها در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «علی وزیر که صدای قوی حقوق بشر و پشتونهاست، بدون هیچ دلیلی در اسلامآباد بازداشت شده است. در حالی که قاتلان پشتونها توسط اسلامآباد محافظت میشوند.»
شاخه امریکایی این جنبش نیز با محکوم کردن بازداشت علی وزیر گفت: «بازداشت زورگویانه علی وزیر توسط پولیس اسلامآباد از شفاخانه، عمل ناپسند و غیرانسانی است.»
وضعیت فردی که با این عضو جنبش تحفظ پشتونها تصادف کرده، خوب گزارش شده است.
در ویدیویی که منتشر شده، علی وزیر در حین بازداشت میگوید: «بدون دلیل مرا بازداشت میکنند. تصادف کوچکی رخ داد و این بچه را به شفاخانه آوردم. حالا وضعیت او خوب است، اما بازداشت من نادرست است.»
علی وزیر پیش از این نیز چندین بار توسط پولیس پاکستان بازداشت و آزاد شده است. او اوایل سال ۱۴۰۲ خورشیدی پس از گذراندن دو سال در زندان پاکستان آزاد شد.
بازداشت او در اسلامآباد درحالی صورت میگیرد که اخیرا گیلهمن وزیر، عضو جنبش تحفظ پشتونها، در سوءقصد افراد مسلح ناشناس در اسلامآباد کشته شد و مرگ او اعتراضات هواداران جنبش تحفظ پشتونها را در پی داشت.
حماس روز شنبه اعلام کرد که در حمله اسرائیل به یک مکتب در غزه که آوارگان در آن پناه گرفته بودند، دستکم ۱۵ نفر کشته شدند.
پیشتر در دو حمله هوایی و جداگانه اسرائيل در کرانه باختری ۹ شبهنظامی از جمله یک فرمانده محلی حماس کشته شدند.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که نخستین حمله هوایی در کرانه باختری به یک موتر در نزدیکی تولکرم صورت گرفته و هدف آن گروهی از شبهنظامیان بود که قصد حمله داشتند.
حماس گفت که یکی از کشتهشدگان فرمانده گردانهای تولکرم این گروه بود. جهاد اسلامی نیز اعلام گفته که چهار نفر دیگر از کشتهشدگان نیروی آنها بودند.
ارتش اسرائیل گفت که چند ساعت بعد، حمله هوایی دیگری در همان منطقه به گروهی از شبهنظامیان که به نیروهای اسرائیلی شلیک کرده بودند، انجام شد.
خبرگزاری فلسطینی وفا گزارش داد که در این حمله چهار نفر کشته شدند. حماس افزود که هر ۹ نفری که در دو حمله اسرائیلی در کرانه باختری کشته شدند، نیروهای جنگی بودند.
نزدیک به سه سال از تسلط دوباره طالبان به قدرت میگذرد. در آستانه سومین سال تسلط این گروه بر افغانستان، سازمان بینالمللی مهاجرت گزارش داد که هشت میلیون شهروند افغانستان در چند سال اخیر مجبور شدهاند کشور را ترک کنند.
به طور میانگین، روزانه ۷۴۰۰ نفر از زیست در زیر سایه به اصطلاح «امارت اسلامی طالبان» از خانه و کاشانه خود فرار کردهاند و متأسفانه موج مهاجرت همچنان ادامه دارد.
این آمار تکاندهنده، بازتابدهندهای شرایط وخیم و حاکی از بیثباتی در افغانستان تحت حکومت طالبان است. قدرتگیری طالبان باعث ایجاد فضای ترس و منجر به آیندهای مبهم و بیثباتی در کشور شده است. طالبان با اعمال قوانین سختگیرانه و محدودکننده، زندگی را برای بسیاری از مردم افغانستان طاقتفرسا و غیرقابل تحمل ساختهاند.
رفتارهای خشونتآمیز، شکنجه، و اعدامهای بدون محاکمه، از جمله مواردی هستند که موجب ایجاد وحشت عمومی به ویژه در میان کسانی شده است که سابقه همکاری با دولت سابق، نیروهای خارجی یا سازمانهای بینالمللی را دارند.
حذف اپوزیسیون و تشدید اختلافات قومی توسط طالبان
طالبان با انحصار قدرت و حذف هرگونه اپوزیسیون، فضای سیاسی کشور را به شدت محدود کردهاند. این انحصار نه تنها باعث سرکوب مخالفان شده، بلکه تمامی صداهای متفاوت و مخالف را نیز خاموش کرده است. عدم تحمل تنوع فکری و سیاسی، منجر به مهاجرت گسترده فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شده است.
یکی از چالشهای مهم در افغانستان، اختلافات قومی است. طالبان با ترجیح دادن قوم خاصی و نادیده گرفتن حقوق و ارزشهای دیگر اقوام، اختلافات قومی را تشدید کردهاند. این تبعیضها منجر به نارضایتی شدید اقوام مختلف شده و بسیاری از آنها را به مهاجرت وادار کرده است.
طالبان با تحمیل تفکرات و ارزشهای خاص خود، بسیاری از ارزشها و فرهنگهای دیگر گروههای اجتماعی را نادیده گرفتهاند. این رویکرد باعث شده است تا بسیاری از شهروندان افغانستان احساس کنند که هویت فرهنگی و اجتماعی آنها در معرض تهدید قرار گرفته و مجبور به ترک وطن شوند.
بحران اقتصادی و مهاجرت اقتصاد افغانستان پس از به قدرت رسیدن طالبان دچار بحران شدید شده است. تحریمهای بینالمللی، قطع کمکهای خارجی، و تعطیلی بسیاری از کسبوکارها و پروژههای توسعهای، منجر به افزایش بیکاری و فقر گسترده در کشور شده است. بحران اقتصادی نیز یکی از عوامل اصلی مهاجرت اجباری افغانها به خارج از کشور است.
فرار نخبگان و محدودیت بر زنان
بخش قابل توجهی از افرادی که مجبور به ترک افغانستان شدهاند، نخبگان علمی، فرهنگی، و اقتصادی کشور هستند. این افراد که به دلیل توانمندیها و دانش خود در دوران حکومت سابق نقشهای مهمی ایفا کرده بودند، اکنون در معرض تهدیدات مستقیم و غیرمستقیم قرار دارند. بسیاری از آنها به دنبال حفظ جان خود و خانوادههایشان، ناچار به ترک کشور شدهاند.
طالبان با اعمال سیاستهای محدودکننده و سختگیرانه در برابر زنان و دختران، حقوق اساسی آنها را به شدت نقض کردهاند. بستن مکاتب و دانشگاهها به روی دختران و محدودیتهای شدید در زمینه فعالیتهای اجتماعی و شغلی زنان، از جمله اقدامات قرون وسطایی طالبان است که زنان افغانستان را به حاشیه رانده و فرصتهای تحصیلی و حرفهای آنها را از آنها گرفته است.
این سیاستها نه تنها آینده زنان و دختران را به خطر انداخته بلکه جامعه افغانستان را نیز از نیمی از تواناییها و استعدادهایش محروم کرده است.
مهاجرت گسترده افراد باسواد و نخبگان، پیامدهای بزرگی برای جامعه افغانستان به همراه دارد. این امر موجب کاهش ظرفیتهای علمی، فرهنگی، و اقتصادی کشور شده و روند توسعه و پیشرفت افغانستان را با چالشهای بیشتری مواجه کرده است. همچنین، این مهاجرت گسترده باعث شده است تا بسیاری از خانوادهها از هم بپاشند و جوامع محلی به شدت تحت تاثیر قرار گیرند.
قیام علیه طالبان
دوام حکومت طالبان بهطور قطع افغانستان را به سوی قهقرای برگشتناپذیر میبرد. با ادامه وضعیت کنونی، تمام دستاوردهای گذشته در حوزههای حقوق بشر، توسعه اقتصادی، و پیشرفتهای اجتماعی در معرض خطر قرار گرفته است.
طالبان با سیاستهای انحصار و محدودکننده خود، جامعه افغانستان را از هر گونه فرصت برای ترقی و توسعه محروم کردهاند. این مسیر نه تنها منجر به از دست رفتن سرمایههای انسانی و اقتصادی کشور میشود، بلکه امنیت و ثبات منطقهای و بینالمللی را نیز به خطر میاندازد.
در این شرایط، یگانه راه نجات افغانستان قیام عمومی علیه طالبان است. تنها با یک حرکت گسترده و هماهنگ از سوی تمامی اقشار جامعه، اعم از اقوام مختلف، زنان، جوانان، و نخبگان میتوان به مقابله با حکومت سرکوبگر طالبان پرداخت.
متنفذین قومی و علمای وطندوست میتوانند نقش بسیار مهمی در این قیام عمومی ایفا کنند. با توجه به نفوذ و اعتبار بالایی که این افراد در جامعه سنتی ما دارند، میتوانند به عنوان نیرویی متحدکننده عمل کرده و مردم را برای قیام علیه طالبان بسیج کنند.
علمای دینی با استفاده از آموزههای اسلامی و تأکید بر عدالت و حقوق بشر، میتوانند مشروعیت حکومت طالبان را زیر سوال برده و مردم را به ایستادگی ترغیب کنند.
با توجه به وضعیت کنونی، آن روز دور نیست که مردم افغانستان با اتحاد و همبستگی، علیه ظلم و انحصار طالبان قیام کنند و به این دوره سیاه تاریخ افغانستان پایان دهند.
گروهی از باستانشناسنان سکههای طلای منتسب به دوره هخامنشیان را در کوزهای شراب در شهر نوتیون ترکیه کشف کرده است.
محققان گفتهاند این سکههای طلا متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد است و احتمالا در ساردیس، نزدیک شهر باستانی نوتیون ضرب زده شدهاند.
باستانشناسان میگویند براساس اسناد مکتوب، قدمت تاریخی شهر نوتیون به قرن ششم پیش از میلاد برمیگردد، اما آثار باقیمانده از این شهر مربوط به قرن یکم تا سوم پیش از میلاد است.
محققان میگویند روی سکههای طلایی کشفشده طرحی از کماندار زانوزده دیده میشود. این طرح از مشخصههای دَریکهای ایرانی است. دَریک، یک واحد پولی طلا بود که در دوران امپراتوری هخامنشی در ایران قدیم استفاده میشد. نام این سکه از اسم داریوش بزرگ، پادشاه هخامنشی، گرفته شده است.
باستانشناسان به این باورند که سکههای منتسب به دوره هخامنشی کشفشده در غرب ترکیه میتوانند گستره مطالعات درباره سکههای این حوزه تمدنی را افزایش دهد.
باستانشناسان همچنان اذعان میکنند که براساس گاهشمار فعلی سکههای ایرانی، دریکهای کشف شده در کوزه را متعلق به قرن چهارم پیش از میلاد میداند. محققان معتقدند که این تنها گنجینه سکه طلای ایرانی در بافت باستانشناسی آن است که تا کنون در کشورهای آسیایی کشف شده است.
این تحقیقات باستانشناسان در سال ۲۰۲۲ آغاز شده بود و این سکههای طلایی قرن پنجم پیش از میلاد در سال ۲۰۲۳ به دست آمده است. اما وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه به تازگی اجازه داده است که خبر کشف این آثار رسانهای شود.
دونالد ترامپ با پیشنهاد فاکسنیوز برای مناظره با کامالا هریس در چهارم سپتامبر موافقت کرد.
پیش از این مناظره جو بایدن و ترامپ در ۱۰ سپتامبر در شبکه ایبیسی برنامهریزی شده بود. با کنارهگیری بایدن از نامزدی، خانم هریس گفت آماده این مناظره است.
اما ترامپ گفته بود که با کنارهگیری بایدن از نامزدی، مناظره ایبیسی پایان یافته است. اکنون باید خانم هریس به پیشنهاد فاکسنیوز پاسخ دهد.
با اعلام نامزدی رسمی کاملا هریس از سوی حزب دموکرات در روز جمعه، قرار است او با ترامب، نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات هشتم نوامبر رقابت کند.
در صورتی که مناظره فاکسنیوز طبق برنامه پیش برود، این دومین مناظره نامزدان انتخابات ریاستجمهوری امریکا و اولین مناظره بین ترامپ و هریس خواهد بود.
ترامپ در شبکه اجتماعی خود تروث نوشت: «اگر به هر دلیلی کامالا نمیخواهد یا نمیتواند در آن تاریخ مناظره کند، من با فاکسنیوز توافق کردهام که در تالار بزرگ شهر در شامگاه چهارم سپتامبر حاضر شوم.»
او با اشاره به برخی نظرسنجیها ضمن تاکید بر اینکه از کاملا هریس پیش است، گفت: «چه دلیلی برای مناظره وجود دارد؟ همه مرا میشناسند، او را هم میشناسند.»
او در تازهترین مصاحبه به شبکه تلویزیونی فاکس گفت که تیم بایدن برای انجام مناظره در ماه جون اصرار داشتند که نتیجه همین مناظره باعث شد تا از او بخواهند که از رقابتهای انتخاباتی کنار برود.
بایدن پس از بالا گرفتن انتقادها از نحوه عملکرد او در نخستین مناظره با ترامپ، ۲۱ جولای پایش را از رقابتها پس کشید.