
فرمانده امنیه پیشین ولسوالی قرهباغ غزنی به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان پسر ۱۵ سالهاش را برای چندمینبار بازداشت کرده است. رمضان زیرک گفت پسرش هفته گذشته بازداشت شد و در زندان طالبان به 'شدت شکنجه شدهاست.'
آقای زیرک به بخش پشتوی افغانستان اینترنشنال گفت که عبدالعزیز، پسر کوچکاش، پیش از این نیز چندینبار به زندان افتاده و باتلاش بزرگان قومی آزاد شده بود.
به گفته این مقام دولت پیشین، طالبان پسرش را زیر فشار قرار داده تا اسلحه و موتر متعلق به او را به این گروه تحویل دهد.
فرمانده امنیه پیشین قرهباغ گفت که هیچ اسلحهای در اختیار ندارد. او پس از تسلط مجدد طالبان مجبور به ترک کشور شد.
زیرک که در حکومت پیشین با نیروهای طالبان جنگیده بود، گفت که ادعای عفو عمومی طالبان واقعیت ندارد و اعضای طالبان آن را نادیده میگیرند.
طالبان تاکنون درباره اظهارات آقای زیرک اظهار نظری نکرده است.
سخنگوی طالبان در واکنش به اظهارات اخیر عبدالحمید خراسانی درباره ایران، گفت که «این فرد هیچ سمت و مقامی در افغانستان ندارد و خانه بهدوش است.» ذبیحالله مجاهد به خبرگزاری تسنیم گفت اظهارات اخیر خراسانی شخصی است و به طالبان ارتباطی ندارد.
این فرمانده تاجیکتبار طالبان اخیراً در واکنش به موج افغانستیزی در ایران گفت که ماموران 'رژیم خامنهای' یکی از مهاجران افغان را ضرب و شتم و شکنجه کردهاست.
خراسانی افزود که «ایران فقط دست بالا در اخراج و ظلم و شکنجه مهاجران افغان دارد.»
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان روز یکشنبه به خبرگزاری تسنیم، رسانه وابسته به سپاه پاسداران، درباره اظهارات خراسانی گفت که چنین «اظهارات تفرقهانگیز» شخصی است و موضع اداره طالبان را منعکس نمیکند. او افزود که خراسانی نماینده هیچ ارگان و نهاد طالبان در افغانستان نیست.
حمید خراسانی که خود را فرمانده قطعه بدری طالبان توصیف میکرد، در ۲۲ ثور گفت که او و محافظانش تصمیم گرفتهاند تجهیزات نظامی خود را تحویل دهند و از صفوف این گروه خارج شوند.
خراسانی به دلیل حمایت از اعتراضات ضدطالبان در بدخشان زیر فشار این گروه بود. او بارها از قومگرایی فرماندهان طالبان ابراز نارضایتی کرده بود.
زلمی رسول، سفیر افغانستان در بریتانیا در گفتوگو با روزنامه سندی تایمز گفت وقتی میپرسند «شما نماینده کی هستید؟» میگویم «نماینده مردم افغانستان هستم». او گفت که تلاش میکند سفارت همچنان به ارایه خدمات قنسولی به افغانها ادامه دهد.
زلمی رسول، سفیر حکومت پیشین در بریتانیا در این گفتوگو که روز یکشنبه بیست و یکم اسد نشر شد، گفت: «رفتن به دعوتهای رسمی برایم سخت است، وقتی دولت یا کشور ندارید، باید چه بگویید؟»
سفیر افغانستان افزود شاید در دنیای دیپلوماسی چنین اتفاقی هرگز نیفتاده باشد که یک سفیر از دولتی نمایندگی نکند. او اضافه کرد که معمولاً وقتی یک کشور یا رژیمی را به رسمیت نمیشناسند، دولتی در تبعید باید وجود داشته باشد، اما در حال حاضر چنین چیزی برای افغانستان وجود ندارد.
آقای رسول گفت: «ما تلاش میکنیم تا نام و پرچم افغانستان را برافراشته نگهداریم و خدمات قنسولی را به افغانها،ارایه کنیم».
زلمی رسول تنها سفیر افغانستان نیست که در بلاتکلیفی دیپلوماتیک قرار دارد. بلکه وضعیت دستکم ۱۹ سفیر دیگر در کشورهای اروپایی، کانادا، جاپان و استرالیا همینگونه است.
سندی تایمز نوشت که بسیاری از دولتها نام سفیرهای افغانستان را از فهرست دعوتهای رسمی خود بیرون کردهاند، اما زلمی رسول هنوز در بسیاری مراسم دیپلوماتیک در لندن دعوت میشود.
تا کنون هیچ کشوری حاکمیت طالبان را به رسمیت نشناخته و نمایندگان سیاسی این گروه را در سطح سفیر نپذیرفته اند.
اما سهیل شاهین، نماینده سیاسی طالبان در قطر و سفیر پیشنهادی این گروه برای نمایندگی افغانستان در سازمان ملل گفته است که طالبان در حال حاضر در ۳۸ کشور نمایندگی دیپلوماتیک دارند.
طالبان اعلام کرده است که خدمات نمایندگیهایی که با وزارت خارجه این گروه همکاری ندارند، فاقد اعتبار است. سفیر افغانستان در تاجیکستان گفت که این تصمیم طالبان مشکلات دسترسی مهاجران و شهروندان افغانستان در خارج از کشور را دشوار میکند.
در سه سال پسین که طالبان قدرت سیاسی را مصادره کردند، روشنفکران و روشنگران افغانستان روزگار تلخی را پشت سر گذاشتند. غم نان از یکسو و غم آوارگی از سوی دیگر زندگی بر روشنگران افغانستان را تیره و تار گردانید.
طالبان با صدور فرمانهای پی در پی آزادیهای شهروندی را که نفس یک روشنگر است مقید کردند. تحقیر، زندان و شکنجه در هر قدم روشنگر کشور را تهدید میکرد.
پیش روی روشنگران دو گزینه دردناک قرار گرفت. اگر میخواستند در کشور باقی مانند باید زندگی حقارتبار طالبان را که همراه بود با پیگرد فکری متحمل میشدند. گزینه دوم فرار از کشور بود تا حیات خود و خانواده را نجات دهند.
سال نخست دوران طالبانیسم دوم برای همه دشوار بود. گروهی که به ابتکار خود و یا به حمایت جامعه جهانی کشور را ترک کردند، قسما توانستند زندگی تازهای را در بیرون از کشور شروع کنند. اما آنانیکه باقی ماندند، با افسردگی و نارساییهای روانی مواجه شدند.
در چهل سال پسین کمیت وسیعی از شخصیتهای روشنفکر و روشنگر افغانستان در جهان زندگی نسبتا آرامی را تجربه میکنند که از دسترسی به اطلاعات، اینترنت و امکانات بهتر اقتصادی و فرهنگی بهرهمند هستند.
پرسش کلیدی این است که آیا این گروه بزرگ که ادعای روشنگری و روشنفکری دارند، در سه سال پسین توانستهاند روایتی خلق کنند تا مردم را به آینده افغانستان امیدوار کند؟
برای پرداختن به این پرسش نیاز است شاخصههای اصلی روشنفکر برجسته شوند. معیارهای روشنفکری شامل تفکر منطقی و قابل اعتماد، انتقاد سازنده، اهمیت به آزادی بیان و اطلاعات، توجه به ترقی و پیشرفت علمی و فکری، توجه به انصاف و برابری اجتماعی، و پایبندی به اصول کثرتگرایی و حقوق بشر است.
بنابراین اینکه بگوییم روشنفکر یا روشنگر کسی است که دارای تحصیلات بالا و مدارک معتبر علمی است، عقلانی به نظر نمیرسد. روشنفکر به معنای متخصص نیست. یک متخصص میتواند دارای تحصیلات و مدارک بالای علمی باشد، اما اصلا روشنفکر نباشد. در مقابل یک انسان که الزاما دارای تخصص نیست میتواند با داشتن معیار های بالا، روشنفکر و روشنگر باشد.
نقش روشنفکران و روشنگران، به ویژه در سه سال اخیر بسان هر حوزه دیگر از جمله سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قابل تحلیل و نقد است. این نقد را میتوان در موارد زیر به بررسی گرفت.
نبود گفتمان روشنفکری در میان روشنگران نخستین ضعف در فضای دیگراندیشی افغانستان ست. اینجا منظور از گفتمان، گفتوشنود نیست بلکه به کارگیری حوزهها و مفاهیم فکری بسان دولت معاصر، حاکمیت قانون، حقوق بشر، جامعه مدنی و مردمسالاری بهعنوان یک روند پویای پژوهشی است.
هر یک از این مؤلفهها نیاز به کار دارد تا به اجندای قابل تأمل تبدیل شده و شامل گفتوشنود سازنده شود. این فرصت زمانی میسر است که کارهای عمیق پژوهشی و دانشگاهی در این زمینهها راهاندازی شده و ماحصل آن به اجندای یک گفتوشنود ارزشمدار مبدل شود که متاسفانه در سه سال گذشته این کارزار به شکست روبهرو بوده است.
دومین نقد بر روشنگران را تنبلی میسازد. روشنگران کمتر مقاله نوشتند، کمتر سخن گفتند و کمتر از تجارب سایر کشور ها آموختند. مردم حق دارند از آنها بپرسند که شما چه کردید تا ما را دلگرم سازد. راستش این است که این نقد را در باب نقش روشنگران، بسیار موجه و مشروع است. یک روشنگر وقتی نتواند برای نقد، راه برونرفتی را پیشکش کند، روشنگر نیست. نقد سازنده زمانی معنا پیدا میکند که روشنگر بتواند راهحل منطقی و خردگرایانه پیشکش کند. اما واقعیت این است که روشنگران که بیشتر از طریق رسانهها سخن گفتهاند، منتقدینِ بدون راهحل بودهاند. این رویکرد سبب شده است مردم از شنیدن سخنهای تکراری خسته شوند.
فرصتطلبی، ویژگی دیگری است که روشنگران افغانستان را منحرف ساخته است. کانت فیلسوف معروف یکی از ویژگیهای یک روشنفکر را شجاعت در بیان واقعیتها میدانست. مدعیان روشنفکری و روشنگری در افغانستان به جای بیان شجاعانه حقیقت، به کتمان آن میبرایند تا باشد جای پایی برای خود جستجو کنند. این گروه که تعداد شان کم نیست در سه سال پسین بر همه ارزشهای روشنگری پا گذاشتند و خود را سپاهیان قدرت، پول وسیاست ساختند.
نارسایی کلان دیگر بر روشنگری نبود تعهد به ارزشهای روشنفکری است. دکارت که یکی از برجستهترین روشنفکران است ارزشهای روشنفکری را تعهد به عدالت، آزادی و حس بشردوستی میدانست. اما جامعه درددیده افغانستان با برخی از کسانی که ادعای روشنفکری میکنند برخورده است که بنا بر تعلقات اتنیکی، مذهبی و محلی، عدالت، آزادی و بشردوستی را قربانی کردهاند. این رویکرد سبب شده است مردم به آنها نقد کنند که آنها چه فرقی با سیاستزدههای بدنام دارند؟
یک واقعیت تلخ دیگر ایدیولوژیزدگی تندروانه است که بر روشنگران افغانستان اثر بدی گذاشته است. هر روشنگر میتواند ایدیولوژیی را برای خود برگزیند. اما اگر در ترویج آن تساهل و مدارا را از دست داد و به تندرویی گرایید، آنگاه نقش روشنگرانهاش را از دست داده است. از همینروست که یکی از ویژگیهای مهم روشنگری را به قول ادوارد سعید روشنفکر و منتقد مطرح، حرمت به کثرتگرایی میسازد. ادبیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روشنگران افغانستان هنور در حیطهی ایدیولوژیهای چپ و راست دوران جنگ سرد محصور ماندهاند.
اینکه روشنگران افغانستان نتوانسته با استفاده از گفتمانهای روشنگری روایت تازه برای مردم به ارمغان آورند، سزاوار نقد جدی است. روشنگران منبع مهمی برای ظهور روایتهای تابوشکن شُهره هستند. ادبیات، هنر، سیاست و دین نیاز به روشنفکران روایتساز دارد. امروز که افغانستان به دست طالبانیسم به سرنوشت تلخی مواجه شده، این نیازمندی بیشتر از همیشه حس میشود.
شورای هماهنگی نمایندگیهای سیاسی و قنسولی افغانستان با انتشار بیانیهای نسبت به بدرفتاریهای اخیر با مهاجران افغان در ایران ابراز نگرانی کرد. این شورا خواهان تحقیقات فوری و ارائه شفافیت درباره بدرفتاری با یک نوجوان کمشنوای افغان در ایران شد.
در بیانیهای که شورای هماهنگی نمایندگیهای سیاسی و قنسولی افغانستان روز یکشنبه ۲۱ اسد منتشر کرد، شکنجه این نوجوان رویداد «دلخراش» و «غیرانسانی» خوانده شده است.
دیپلوماتهای افغانستان این برخورد با مهاجرین افغان را در تناقض با ارزشهای حقوق اساسی بشری، اسلامی و اصول روابط حسن همجواری خواندهاند.
در این بیانیه آمده است: «ضمن قدردانی از میزبانی ایران از میلیونها مهاجر افغان در طی چندین دهه، از مقامات این کشور خواستار انجام تحقیقات کامل و شفاف در مورد این رویداد غمانگیز و اتخاذ اقدامات مناسب برای جلوگیری از تکرار چنین اعمالی در آینده هستیم».
نمایندگیهای سیاسی افغانستان همچنین از جمهوری اسلامی ایران خواستار حراست از حقوق و رفاه مهاجران افغان در ایران شده و بر لزوم رفتار انسانی با مهاجرین افغان در سراسر جهان تاکید کرده است.
اخیرا تصاویر و ویدیوهایی منتشر شد که نشان میدهد یک مامور انتظامی جمهوری اسلامی در روستای آبسرد شهرستان دماوند، دستوپای یک نوجوان افغان را گرفته و مامور دیگر زانوی خود را بر گردن او گذاشته است.
افغانستان اینترنشنال روز دوشنبه هفته گذشته ویدیوی شکنجه این نوجوان را پخش کرد که واکنشهای گستردهای را در میان شهروندان افغانستان و ایران به دنبال داشت.
ارتش پاکستان روز یکشنبه اعلام کرد که در جریان درگیری در سه منطقه مختلف دره تیره در خیبرپختونخوا یک سرباز پاکستانی و چهار شبهنظامی کشته شدهاند. تاکنون مسئولیت این رویداد را هیچ گروهی بر عهده نگرفته است.
روابط عمومی ارتش پاکستان روز یکشنبه، ۲۱ اسد اعلام کرد که در جریان تبادل آتش در یکی از مناطق درگیری، عزیر محمود ملک، سرباز ۲۴ ساله به شدت زخمی شد و در شفاخانه پیشاور جان باخت.
در بیانیه ارتش پاکستان آمده است که این درگیریها روز جمعه، ۱۹ اسد در ایالت خیبرپختونخوا رخ داده است.
براساس گزارش سالانه مرکز تحقیقات و مطالعات امنیتی پاکستان، خیبر پختونخوا و بلوچستان مراکز اصلی درگیریها در سال ۲۰۲۳ بوده و ۹۰ درصد از ۱۳۹ مورد تلفات و ۸۴ درصد از کل حملات در این دو ایالت ثبت شده است.