سابقه درگیریهای مرزی اسرائيل و لبنان؛ دستکم ۱۱ درگیری در مدت ۷۶ سال
درگیریهای کنونی اسرائيل و لبنان که نگرانیها از حمله زمینی ارتش اسرائيل به لبنان را افزایش داده، سابقه طولانی دارد. خبرگزاری رویترز در گزارشی به تاریخچه این درگیریها پرداخته که نشان میدهد دو کشور در مدت ۷۶سال دستکم ۱۱ بار درگیر شدهاند.
در حملات هوایی کنونی ارتش اسرائيل به لبنان، در چند روز گذشته صدها نفر کشته شدند که بالاترین رقم تلفات در لبنان پس از جنگ داخلی عنوان شده است.
در این مطلب، به ترتیب تاریچه درگیریهای مرز اسرائیل و لبنان را بخوانید:
۱۹۴۸
پس از ختم سلطه بریتانیا بر فلسطین، اسرائيل در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک کشور جدید مستقل اعلام موجودیت کرد. پس از استقلال اسرائيل، کشورهای عربی چون مصر، عراق، سوریه و اردن با اسرائيل وارد شدند. لبنان هم در کنار کشورهای عربی با اسرائیل وارد جنگ شد. در پی این درگیریها، حدود ۱۰۰ هزار آواره فلسطینی که از زیر سلطه بریتانیا گریخته بودند و یا هم از منطقهشان رانده شده بودند، به عنوان پناهنده وارد لبنان شدند. این درگیری با توافقنامه آتشبس در سال ۱۹۴۹ میلادی پایان یافت.
بیشترین تعداد نیروهای حزب الله در جنوب لبنان مستقر اند
۱۹۸۶
جنگ سال ۱۹۸۶ میلادی میان اسرائيل و لبنان پس از آن آغاز شد که کماندوهای اسرائیلی در پاسخ به حمله چریکهای فلسطینی به هواپیمای مسافربری اسرائیل، ده هواپیمای مسافربری لبنان را در فرودگاه بیروت منهدم کردند. سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) دو سال بعد پس از اخراج از اردن به لبنان نقل مکان کرد که منجر به شعلهور تنشهای مرزی شد.
۱۹۷۳
این درگیری در پی قتل وزرشکاران اسرائيلی در بازیهای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ آغاز شد. نیروهای ویژه اسرائیلی برای تلافی قتل ورزشکاران، سه رهبر چریکهای فلسطینی را در بیروت به ضرب گلوله کشتند.
در دهه ۱۹۷۰ میلادی حملات چریکهای فلسطینی به اسرائيل و حملات انتقامجویانه اسرائیل به اهدافی در لبنان شدت گرفت. در نتیجه این درگیریها شماری زیادی از باشندگان جنوب لبنان آواره شدند. این درگیری در نهایت تبدیل به جنگ فرقهای شد که سرآغاز جنگ داخلی در این کشور بود.
۱۹۷۸
در این سال چریکهای فلسطینی یک عملیات را در نزدیکی تلآویو انجام دادند. در پی این حلمات ارتش اسرائيل به جنوب لبنان حمله کرده و یک منطقه اشغالی ایجاد گرد. در این درگیری، اسرائیل از یک گروه شبهنظامی مسیحی محلی به نام ارتش لبنان جنوبی حمایت کرد.
بیشتر حملات متقابل لبنان و اسرائيل موشکی و هوایی بوده است
۱۹۸۲
در نتیجه درگیریهای مرزی، ارتش اسرائیل در سال ۱۹۸۲ به جنوب شهر بیروت پایتخت لبنان حمله کرد.
هزاران جنگجوی فلسطینی پس از محاصره خونین ۱۰ هفتهای پایتخت لبنان که شامل بمباران شدید غرب بیروت توسط اسرائیل میشد، از طریق دریا تخلیه شدند.
پس از کشتهشدن بشیر جمیل، رئیسجمهور تازهمنتخب مسیحی لبنان در انفجار یک موتر بمگذاریشده، صدها غیرنظامی در اردوگاههای آوارگان فلسطینی صبرا و شتیلا توسط شبهنظامیان مسیحی با حمایت ارتش اسرائیل قتل عام شدند.
همزمان، گروه مسلح شیعه حزبالله با حمایت سپاه پاسداران برای مقابله با تهاجم اسرائیل تأسیس شد.
۱۹۸۵
در سال ۱۹۸۳ میلادی اسرائیل نیروهای خود را از مناطق مرکزی لبنان خارج اما بخشی از آنها را در جنوب این کشور حفظ کرد. اسرائيل بهصورت رسمی یک منطقه حدود ۱۵ کیلومتری را در جنوب لبنان در اشغال خود نگه داشت و آن را به گروه شبهنظامی متحد خود یعنی ارتش لبنان جنوبی واگذار کرد.
در این زمان، حزبالله که به حمایت ایران تشکیل شده بود، با نیروهای اسرائيلی در این منطقه وارد جنگ چریکی شد.
۱۹۹۳
در این سال اسرائیل یک عملیات نظامی یک هفتهای موسم به «عملیات پاسخگویی» را علیه لبنان آغاز کرد.
اسرائیل اعلام کرد که هدف اصلی این عملیات وارد کردن ضربه مستقیم به حزب الله است تا استفاده از جنوب لبنان به عنوان پایگاهی برای حمله به اسرائیل برای این گروه دشوار شود و دولت لبنان برای مداخله علیه این گروه تحت فشار قرار گیرد.
۱۹۹۶
در پی حملات منظم حزبالله به نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان و شلیک موشک به شمال اسرائیل، ارتش اسرائیل یک عملیات ۱۷ روزه موسوم به «خوشههای خشم» را در خاک لبنان آغاز کرد. در این عملیات بیش از ۲۰۰ لبنانی به شمول ۱۰۲ نفر که در پایگاه سازمان ملل در قانا مستقر بودند، کشته شدند.
۲۰۰۰
در پی حملات مکرر حزب الله به مواضع ارتش اسرائیل در جنوب لبنان، نیروهای اسرائیلی پس از ۲۲ سال اشغال، از جنوب لبنان خارج شدند.
۲۰۰۶
در ماه جولای سال ۲۰۰۶ میلادی نیروهای حزبالله از مرز مشترک دو کشور عبور کرده و دو سرباز اسرائیلی را ربوده و شماری دیگری از آنها کشتند. این حمله حزبالله، پنج هفته جنگ شدید را در پی داشت. در این پنج هفته، ارتش اسرائيل حملات شدیدی را به مواضع حزبالله و زیرساختهای لبنان آغاز کرد.
نیروهای زمینی اسرائیل هم به جنوب لبنان حمله کردند. در این زمان بیشتر درگیریها با حملات هوایی ارتش اسرائیل و شلیک موشک از سوی حزبالله رخ دادند. این جنگ پیش از رسیدن اسرائيل به اهدافش در لبنان، خاتمه یافت. در آن زمان حزبالله آنرا «پیروزی الهی» خواند.
در این درگیریها، دستکم یک هزار و ۲۰۰ لبنانی که بیشترشان غیرنظامیان بودند، و ۱۵۸ اسرائيلی که اکثرشان سرباز بودند، کشته شدند.
جهان نگران تبدیل شدن بیروت به غزه دوم است
جنگ سال ۲۰۲۴ میلادی
پس از حدود یک سال تنشهای مرزی میان اسرائيل و حزب الله، در تاریخ ۲۳ سپتامبر سال جاری ارتش اسرائیل همزمان با جنگ در غزه، یک عملیات نظامی موسوم به «عملیات شمال» را علیه حزب الله آغاز کرد. این حملات در حال حاضر نیز جریان دارد و صدها کشته در لبنان برجا گذاشته است.
این عملیات در پی انفجارهای زنجیرهای پیجرها و مخابرههای واکیتاکی حزبالله صورت گرفت. حزبالله اسرائیل را مسئول این انفجارها اعلام کرد.
درگیریها میان دو طرف تاحال شامل حملات هوایی و موشکی بوده است. افزایش درگیری نگرانیها را در مورد حمله زمینی اسرائیل به لبنان هم افزایش داده است. با وجود فشارهای جهانی، اسرائيل هنوز این حملات را متوقف نکرده است.
تلآویو میگوید توقف حملاتش به بازگشت مصون باشندگان شمال اسرائیل به خانههای شان بستگی دارد. این خواست اسرائیل به نحوی متوقف شدن حملات موشکی حزبالله است. اما حزبالله میگوید تا زمان آتشبس در غزه حملات موشکی خود به خاک اسرائیل را متوقف نمیکند.
درگیری میان اسرائيل و حزبالله هم پس از آغاز جنگ غزه از سر گرفته شد.
رویترز روز پنجشنبه به نقل از یک مقام ارشد دفاعی امریکا که نامش را اعلام نکرد، گزارش داد که جدیدترین زیردریایی تهاجمی هستهای چین در اوایل سال جاری در یک لنگرگاه غرق شده است. او گفت مشخص نیست چه چیزی باعث غرق شدن این زیردریایی هستهای شده است.
این مقام ارشد دفاعی ایالات متحده این رویداد را باعث شرمساری بالقوه برای بیجینگ آن هم در حالی دانست که بهدنبال گسترش تواناییهای نظامی خود است.
چین در حال حاضر با بیش از ۳۷۰ کشتی بزرگترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد و تولید نسل جدیدی از زیردریایی های مجهز به سلاح هسته ای را آغاز کرده است.
این مقام ارشد دفاعی ایالات متحده گفت که زیردریایی تهاجمی هستهای جدید چین بین ماه مه و جون در کنار لنگرگاه غرق شد.
سخنگوی سفارت چین در واشنگتن گفت که آنها هیچ اطلاعاتی برای ارائه در این زمینه ندارند.
او گفت: «ما از وضعیتی که شما به آن اشاره کردید مطلع نیستیم و در حال حاضر هیچ اطلاعاتی برای ارائه نداریم.»
مقام ارشد دفاعی امریکا به خبرگزاری رویترز گفت که مشخص نیست چه چیزی باعث غرق شدن این زیردریایی هستهای شده است.
او افزود: «همچنین مشخص نیست که آیا زیردریایی در زمان غرق شدن سوخت هستهای داشته است.»
او گفت: «علاوه بر سؤالات آشکار در مورد استانداردهای آموزشی و کیفیت تجهیزات، این حادثه سؤالات جدیتری را در مورد پاسخگویی داخلی ارتش آزادیبخش خلق چین و نظارت بر صنایع دفاعی چین، که مدتها گرفتار فساد بوده است، ایجاد میکند.»
این مقام ارشد دفاعی امریکا افزود: «جای تعجب نیست که نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین سعی کند غرق شدن را پنهان کند.»
این خبر را اولین بار والاستریتژورنال منتشر کرده بود.
بهنظر میرسد مجموعهای از تصاویر ماهوارهای Planet Labs در ماه جون، جرثقیلها را در کارخانه کشتیسازی ووچانگ Wuchang نشان میدهد، جایی که زیردریایی باید در آن لنگر انداخته باشد.
بر اساس گزارش پنتاگون در مورد ارتش چین، چین تا سال ۱۴۰۱ شش زیردریایی مجهز به موشک بالستیک هستهای، شش زیردریایی تهاجمی هستهای و ۴۸ زیردریایی تهاجمی دیزلی داشت.
وزارت دفاع ایالات متحده گفته است که انتظار میرود این نیروی زیردریایی تا سال ۲۰۲۵ به ۶۵ و تا سال ۲۰۳۵ به ۸۰ نفر افزایش یابد.
روز چهارشنبه، چین گفت در یک آزمایش جدید، یک موشک بالستیک قارهپیما را با موفقیت به سوی اقیانوس آرام پرتاب کرده است، اقدامی که احتمالا نگرانیهای بینالمللی را در مورد توان هستهای این کشور ایجاد میکند.
وزارت بهداشت لبنان روز جمعه اعلام کرد طی ۲۴ ساعت گذشته در حملههای اسرائیل به این کشور ۸۸ نفر کشته و ۱۵۳ نفر مجروح شدهاند.
ارتش اسرائیل گفته نیروی هوایی این کشور در ۲۴ ساعت گذشته حدود ۲۲۰ هدف حزبالله در لبنان را مورد حمله قرار دادهاند.
همزمان رسانهها گزارش دادهاند که حملات اسرائيل به لبنان همچنان ادامه دارد.
امریکا و فرانسه روز چهارشنبه در بیانیه مشترکی گفتند بیانیهای را تنظیم کردهاند که به تایید اتحادیه اروپا و ده کشور دیگر رسیده است. براساس این بیانیه از اسرائیل و لبنان خواسته شده که یک آتشبس ۲۱ روزه در مرزهای خود را رعایت کنند.
با این حال، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل روز پنجشنبه با رد این پیشنهاد گفت که حملات به حزبالله با قدرت ادامه خواهد یافت.
امانوئل مکرون روز پنجشنبه در یک نشست خبری مشترک با جستین تورودو، نخستوزیر کانادا، در مونترال گفن که کشورش مخالف تبدیل شدن لبنان به یک غزه جدید است.
مکرون همچنین از امریکا خواسته که اسرائيل را برای قبول کردن طرح آتشبس تحت فشار قرار دهد.
امانوئل مکرون، رئيس جمهور فرانسه از امریکا خواست که اسرائيل را برای پذیرش طرح برای آتشبس ۲۱ روزه با حزبالله لبنان تحت فشار قرار دهد. این طرح از سوی امریکا و فرانسه ارائه شده است. آقای مکرون تاکید کرده که حمله به لبنان «اشتباه بزرگی» خواهد بود.
امانوئل مکرون روز پنجشنبه، ۵ میزان در جریان سفرش به کانادا در گفتوگو با شبکه سیبیسی گفت: «من معتقدم که امریکا اکنون باید فشار را بر نخست وزیر اسرائیل برای انجام این کار افزایش دهد.»
آقای مکرون تاکید کرده که در صورت پاسخ منفی بنیامین نتانیاهو به این فشارها، فرانسه موضوع را در شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح خواهد کرد.
طرح آتشبس ۲۱ روزه میان اسرائیل و حزبالله لبنان از سوی فرانسه و امریکا پیشنهاد شده است. اسرائیل کاتز، وزیر خارجه اسرائيل این طرح را رد کرده و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این کشور هم گفته است که به ارتش دستور ادامه «حمله با تمام توان» را داده است.
امانوئل مکرون گفتنه نتانیاهو هنوز برای پذیرش طرح آتشبس فرصت دارد. او گفت: «اسرائيل امروز به لبنان حمله نمیتواند. جنگ در لبنان امکانپذیر نیست. این یک اشتباه و خطر بزرگی برای افزایش تنش خواهد بود.»
جومپا لاهیری، نویسنده امریکایی-هندی و برنده پولیتزر، از پذیرش جایزه موزیم نیویارک که ۳ کارمند خود را بخاطر پوشیدن چفیه (سربند نمادین فلسطینی) اخراج کرده بود، خودداری کرد.
این موزیم استفاده از نمادها و شعارهای سیاسی را برای کارکنانش منع کرده است.
موزیم نوگوچی روز چهارشنبه در بیانیهای اعلام کرد: «جومپا لاهیری تصمیم گرفته است تا در پاسخ به سیاستهای بهروزشده کد لباس ما، از پذیرش جایزه ایسامو نوگوچی ۲۰۱۴ خودداری کند.»
این موزیم گفت: «ما به دیدگاه او احترام میگذاریم و میدانیم که این سیاست ممکن است با نظرات همه همسو باشد یا نباشد.»
در سراسر جهان، معترضانی که خواستار پایان دادن به جنگ اسرائیل علیه غزهاند، چفیه را که نمادی از خودمختاری فلسطینیهاست، به سر کردهاند. این سربند عربی به عنوان نماد همبستگی با فلسطینیها شناخته میشود.
حامیان اسرائیل پوشیدن این چفیه را نمایانگر حمایت از افراطگرایی میخوانند.
در ماه نوامبر، سه دانشآموز فلسطینی تبار در ایالت ورمونت امریکا در حملهای هدف گلوله قرار گرفتند که دو نفر از آنان چفیه پوشیده بودند.
به گزارش نیویورک تایمز، لاهیری و لی اوفان، نقاش، مجسمهساز و شاعر مینیمالیست کوریاییالاصل، قرار بود جایزه ایسامو نوگوچی را در مراسم جشن پاییزی موزه در ماه آینده دریافت کنند.
موزیم گفت که اوفان همچنین قرار است این جایزه را دریافت کند.
این موزیم حدود ۴۰ سال پیش توسط طراح و مجسمهساز جاپانی-امریکایی ایسامو نوگوچی تاسیس شد.
لاهیری که در سال ۲۰۰۰ جایزه پولیتزر را برای کتابش «مفسر بیماریها» دریافت کرد، یکی از هزاران محققی بود که نامهای را در ماه می با امضای نامهای در کنار روسای دانشگاههای امریکا، با اعتراضات دانشگاهی علیه جنگ اسرائیل در غزه اعلام همبستگی کرد.
انالنا بربوک، وزیر خارجه آلمان روز چهارشنبه، ۴ میزان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، در کنار وزیران خارجه هالند، استرالیا و کانادا بیانیه تندی علیه نقض حقوق زنان در افغانستان ایراد کرد.
او تعهد سپرد که طالبان را به علت نقض حقوق زنان افغان به دادگاه بینالمللی دادگستری بکشاند.
به دلیل اهمیت این سخنرانی، ترجمه متن سخنرانی خانم انالنا بربوک را میخوانید:
شما اجازه ندارید به مکتب بروید. اجازه ندارید ورزش کنید. اجازه ندارید سفر کنید. اجازه ندارید کار کنید. شما نمیتوانید سوار بس شوید. نمیتوانید با یک مرد یا پسری صحبت کنید. اجازه ندارید به تنهایی به پزشک مراجعه کنید. آنچه گفتم شبیه توصیف یک زندان است.
اما از سال ۲۰۲۱، برای زنان و دختران در افغانستان این یک واقعیت بوده است.
طالبان در افغانستان آخرین ذره آزادی را از زنان و دختران میگیرد. اکنون حتی زنان را از صحبت کردن در ملاء عام منع کردهاست.
در آلمانی برای آن اصطلاحی داریم: «مونتتوت» که در لغت به معنای دهان مرده است. به این معنی که کسی را با گرفتن صدایش، بکشید. این چیزی است که در حال حاضر اتفاق میافتد.
علاوه براین، بسیاری از احکام ظالمانه در قانون موسوم به «امر به معروف و نهی از منکر» مبهم و نامشخص است. این بدان معناست که زنان در افغانستان همچنین در معرض تفسیر غیرقابل پیشبینی و خودسرانه قانون توسط محتسبان امر به معروف قرار دارند.
همانطور که رزا اوتونبایوا، رئیس یوناما هفته گذشته در نشست شورای امنیت گفت، رفتار ظالمانه طالبان تنها زنان را از مردان جدا نمیکند، بلکه آنها را از یکدیگر نیز جدا میکند، زیرا آنها دیگر جرات انجام هیچ کاری را ندارند.
جای تعجب نیست که ۹۰ درصد زنان در افغانستان میگویند که صحت روانیشان رو به وخامت گذاشته است. ۸ درصد از مردم میگویند زنی را میشناسند که اقدام به خودکشی کردهاست.
این چیزی کمتر از تلاش بیسابقه برای حذف ۵۰ درصد جمعیت افغانستان از عرصه عمومی نیست. ما درک میکنیم که این غیرقابل قبول است، این عملا زندانی شدن نیمی از جمعیت است.
میخواستم بگویم که با همکاران مان گفتهایم: اگر چنین اقداماتی را نه بر اساس جنسیت، بلکه بر اساس نژاد یا مذهب در نظر بگیریم، آنها را جنایت علیه بشریت میخوانیم.
ما امروز به این دلیل اینجا هستیم که نمیتوانیم این اتفاقات را تماشا کنیم. ما امروز به این دلیل اینجا هستیم که طالبان باید پاسخگوی این جنایات علیه زنان باشد.
از همین رو، ما این ابتکار را راهاندازی کرده و مسیر جدیدی را در پیش گرفتهایم تا پیام روشنی به زنان و دختران در افغانستان بفرستیم که ما آنها را میبینیم. همچنین، میخواهیم این پیام روشن را به طالبان ارسال کنیم که ما این گروه را مسئول این جنایات علیه زنان میدانیم.
طالبان، طبق قوانین بینالمللی مسئول نقض تعهدات متعدد بر اساس کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) است که افغانستان در سال ۲۰۰۳ آن را تصویب کرد.
بنابراین، ما همراه با استرالیا، کانادا و هالند، به مقامهای حاکم (طالبان) اعلام کردهایم که از آنها انتظار داریم به تعهدات افغانستان در چارچوب این کنوانسیون عمل کنند.
همان طور که در مفاد کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان الزامی است، ما به طور جدی تلاش میکنیم تا مقامات بالفعل را در مورد نحوه اجرای تعهدات بینالمللی حقوق بشری شان، بهویژه تعهدات مربوط به زنان و دختران، متعهد کنیم.
ما به قدرت قانون ایمان داریم.
من میخواهم در شروع برای همه تاکید کنم: با انجام این کار، ما طالبان را به عنوان دولت قانونی افغانستان به رسمیت نمیشناسیم. با این حال، ما تاکید میکنیم که مقامات حاکم مسئول حفظ و اجرای تعهدات افغانستان تحت قوانین بینالمللی هستند. چون حقوق زن حقوق بشر است و حقوق بشر حقوق زن.
همان طور که در این مسیر قدم میگذاریم، ما و همکاران مان البته میدانیم که این مسیر شامل مراحل مختلفی است. ما باید در سطح سیاسی وارد عمل شویم. اکنون بیش از دو سال است که تلاش میکنیم این کار را انجام دهیم.
چهار کشوری که این ابتکار را راه اندازی کردند، کشورهای که توسط بسیاری از کشورهای دیگر در اینجا حمایت میشوند، در بیانیه خود تصریح کردهاند که گامهای بعدی را برخواهند داشت.
ما میدانیم که همه کشورها ملزم نیستند که از تک تک گامهای ما که در نهایت به دادگاههای بینالمللی دادگستری منتهی میشود، پیروی کنند.
اما چیزی که این کشورها را متحد میکند این درک است که کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان چیزی بیش از یک برگ کاغذ است. این کنوانسیون است که کشورها را پاسخگو میکند. بنابراین من واقعاً مایلم از همه کشورهایی که از این ابتکار حمایت میکنند تشکر کنم.
من فکر میکنم این واقعاً همان چیزی است که روح مجمع عمومی سازمان ملل را میسازد.
ممکن است تفاوتهای جزیی بین کشورهای ما وجود داشته باشد، اما اگر در کنار هم باشیم تا از هسته اصلی آنچه برای ما مهم است محافظت کنیم، میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که حقوق بشر و حقوق زنان بیش از یک پاراگراف است.