• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چه کسی جانشین حسن نصرالله خواهد شد؟

۸ میزان ۱۴۰۳، ۱۰:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، رهبری این حزب را با یک خلای بی‌سابقه مواجه کرده است. به خصوص با توجه به این‌که در ماه‌های گذشته، اسرائیل تعداد زیادی از رهبران و فرماندهان ارشد حزب‌الله را ترور کرده است.

حسن نصرلله در سال ۱۹۹۲، در دهه سی‌ عمرش دبیرکل حزب‌الله شد و بیشتر عمر این حزب از زمان تأسیس، تحت رهبری او سپری شده است.

آقای نصرالله در این مدت، به تاثیرگذارترین چهره حزب‌الله بدل شد و حالا انتصاب جانشینی با اهمیت و تاثیرگذاری مشابه برای این حزب دشوار به نظر می‌رسد. هم‌زمان،حزب‌الله هم‌چنان با حملات مداوم اسرائيل مواجه است و حتی حمله زمینی به جنوب لبنان نیز قابل انتظار است.

آقای نصرالله که سال‌ها در انظار عمومی ظاهر نشد، روز جمعه در حمله ارتش اسرائيل به بیروت کشته شد.

100%

شبکه الجزیره نوشته است که گمان می‌رود دو چهره برجسته حزب‌الله لبنان برای جانشینی حسن نصرالله مطرح شده‌اند: هاشم صفی‌الدین و نعیم قاسم.

هاشم صفی‌الدین

هاشم صفی‌الدین، رئيس شورای اجرایی حزب‌الله و پسرکاکای حسن نصرالله است. او به طور گسترده به عنوان کسی که در موقعیت برتری برای کسب رهبری حزب‌الله قرار دارد، شناخته می‌شود.

صفی‌الدین در سال ۱۹۶۴ در شهر صور در جنوب لبنان به دنیا آمد و هم‌درس حسن نصرالله در فرا گرفتن علوم دینی در نجف عراق و قم ایران بوده است.

او همچنین رئيس «شورای جهادی» حزب‌الله است که عمدتا مسئولیت مدیریت و راه‌اندزای عملیات‌های نظامی این حزب را به عهده دارد.

امریکا و عربستان سعودی هاشم صفی‌الدین را «تروریست» معرفی و دارایی‌های او را مسدود کرده‌اند.

او روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی دارد. رضا، پسرش، با دختر قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران ازدواج کرده و عبدالله، برادرش،‌ نماینده حزب‌الله در ایران است.

100%

نعیم قاسم

نعیم قاسم، معاون حسن نصرالله است و از او اغلب به عنوان «نفر دوم» حزب‌الله یاد شده است.

آقای قاسم ۷۲ ساله است و در شهر نبطیه در جنوب لبنان تولد شده است.

او سابقه طولانی فعالیت سیاسی در میان شیعیان لبنان دارد. نعیم قاسم در دهه ۸۰ میلادی به تأسیس حزب‌الله لبنان کمک کرد و تبدیل به یکی از روحانیون بنیان‌گذار این حزب شد.

فعالیت عمده رهبران حزب‌الله ماهیت مخفیانه دارد و بنابراین، همه نقش‌هایی که نعیم قاسم در این حزب ایفا کرده، روشن نیست. او در مقطعی، بر فعالیت شبکه‌های آموزشی حزب‌الله و فعالیت‌های پارلمانی این حزب نظارت داشته است.

آقای قاسم در سال ۱۹۹۱، زمانی که عباس موسوی دبیرکل حزب‌الله بود، در سمت معاون حزب گماشته شد. او همچنین عضو «شورای» حزب‌الله لبنان است.

قاسم نعیم در سال ۲۰۰۵ کتابی تحت عنوان «حزب‌الله؛ داستانی از درون» منتشر کرد که به زبان‌های مختلف ترجمه شده است.

100%

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

۵

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

کوریای شمالی کمک نظامی امریکا به اوکراین را «اشتباهی باورنکردنی» خواند

۸ میزان ۱۴۰۳، ۰۴:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

کیم یو جونگ، خواهر رهبر کوریای شمالی در بیانیه‌ای کمک نظامی هشت میلیارد دالری امریکا به اوکراین را «اشتباهی باورنکردنی» و بی‌اعتنایی به هشدارهای جدی روسیه، به عنوان یک قدرت هسته‌ای خواند. امریکا اما می‌گوید کوریای شمالی به روسیه سلاح می‌فرستد.

امریکا و غرب بارها کوریای شمالی را به ارسال سلاح به روسیه در جنگ علیه اوکراین متهم کرده‌اند.

رئیس‌جمهور امریکا چند روز پیش در دیدار با همتای اوکراینی خود اعلام کرد که بیش از هشت میلیارد دالر کمک نظامی به این کشور ارائه می‌شود تا به پیروزی کی‌یف در جنگ علیه روسیه کمک کند. این کمک‌ها شامل اولین محموله یک بمب هدایت شونده دقیق با برد ۱۳۰ کیلومتر است.

ین موشک میان‌برد، سلاح‌های مورد استفاده اوکراینی‌ها را برای حمله به نیروهای روسیه به شکل قابل‌توجهی ارتقا و به آن‌ها اجازه می‌دهد از فواصل امن‌تری حملاتشان را انجام دهند.

این بمب که توانایی حمله به اهداف با دقت بالا را دارد، از هواپیماهای جنگنده رها می‌شود.

پیش از این نیز امریکا از ارائه یک بسته کمک نظامی ۱۲۵ میلیون دالری به اوکراین خبر داده بود.

پیش‌تر یک مقام امریکایی گفت بایدن تصمیم ندارد اجازه استفاده از موشک‌های امریکایی را برای حمله به اهدافی در عمق خاک روسیه به اوکراین بدهد.

ناظران تحریمی سازمان ملل متحد ماه ثور امسال در گزارشی به کمیته شورای امنیت گفتند که روسیه با موشک ساخت کوریای شمالی به اوکراین حمله کرده است.

کوریای شمالی از سال ۲۰۰۶ به دلیل برنامه‌های موشکی بالستیک و هسته‌ای خود تحت تحریم‌های سازمان ملل بوده است.






وزیر خارجه هند می‌گوید تولیدات و صادرات پاکستان براساس رادیکالیزم و تروریسم محاسبه شود

۷ میزان ۱۴۰۳، ۲۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

سوبرامانیام جی‌شنکر، وزیر خارجه هند در مجمع عمومی سازمان ملل تأکید کرد که سیاست تروریسم فرامرزی پاکستان موفق نخواهد بود. او گفت «تولید ناخالص داخلی پاکستان اکنون باید بر اساس رادیکالیزه شدن و صادرات آن به شکل تروریسم محاسبه شود.»

جی‌شنکر در سخنرانی‌اش در سازمان ملل گفت که بسیاری از کشورها به دلیل شرایطی خارج از کنترو‌ل‌شان عقب می‌مانند اما برخی انتخاب‌های آگاهانه با پیامدهای فاجعه‌بار انجام می‌دهند.

جی‌شنکر افزود: «نمونه بارز همسایه ما، پاکستان است. متأسفانه، اعمال نادرست آن‌ها بر دیگران نیز تأثیر می‌گذارد، به‌ویژه بر همسایگان. وقتی این نظام چنین افراط‌گرایی را در میان مردم خود نهادینه می‌کند، تولید ناخالص داخلی آن تنها می‌تواند بر اساس رادیکالیزه شدن و صادراتش به شکل تروریسم سنجیده شود.»

او همچنین تأکید کرد: «امروز، ما می‌بینیم که مشکلاتی که پاکستان تلاش کرده بر دیگران تحمیل کند، جامعه خودش را می‌خورد. نمی‌تواند دنیا را سرزنش کند؛ این تنها نتیجه کار خودشان است.»

اشاره وزیر خارجه هند به حملات شبه نظامیان تی‌تی‌پی بر ارتش پاکستان و بحران اقتصادی در این کشور است.

حملات تحریک طالبان پاکستان هفتاد درصد افزایش یافته است. پاکستان طالبان افغانستان را متهم به پناه‌دادن به مخالفانش می‌کند. نماینده پیشین پاکستان در افغانستان اخیراً گفت که هند از طریق طالبان افغانستان، تی‌تی‌پی را حمایت می‌کند.

جی‌شنکر تأکید کرد که «سیاست تروریسم فرامرزی پاکستان» هرگز موفق نخواهد شد و نباید انتظار مصونیت داشته باشد. او همچنین گفت که همه اشکال و مظاهر تروریسم باید قاطعانه مورد مخالفت قرار گیرند و تحریم تروریست‌های جهانی توسط سازمان ملل نباید به دلایل سیاسی متوقف شود.

شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان دیروز در نشست سازمان ملل، هند را به اسلام‌هراسی و تلاش برای زدودن میراث تاریخی و تمدن اسلامی متهم کرد و خواستار پایان اشغال کشمیر توسط هند شد.

چگونه امکان حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران افزایش یافته‌است؟

۷ میزان ۱۴۰۳، ۱۴:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
رحمت‌الله نبیل

مرگ حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان و یکی از مهم‌ترین نیروهای نیابتی ایران در خاورمیانه، وضعیت امنیتی و سیاسی منطقه را به مرحله‌ای حساس و غیرقابل پیش‌بینی رسانده است.

این تغییر ناگهانی در ساختار رهبری حزب‌الله، که همواره نقش کلیدی در معادلات قدرت میان ایران و اسرائیل ایفا می‌کرد، پیامدهایی فراتر از لبنان داشته و تأثیرات مستقیمی بر سیاست‌های منطقه‌ای ایران خواهد داشت.

در این شرایط، احتمال حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران به طور جدی افزایش یافته است.

با توجه به وضعیت پرتنش خاورمیانه و دشمنی ریشه‌دار میان اسرائیل و ایران، احتمال وقوع حمله پیشگیرانه از سوی اسرائیل علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، به‌ویژه در دوره انتقال قدرت ریاست‌جمهوری امریکا (بین زمان انتخابات و مراسم تحلیف)، افزایش یافته است. این دوره که معمولاً با خلای تصمیم‌گیری و ضعف رهبری در ایالات متحده همراه است، می‌تواند فرصتی برای اسرائیل ایجاد کند تا با انجام حمله‌ای استراتژیک، امریکا را به ورود به درگیری وادار سازد. چنین سناریویی می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای را در منطقه و جهان به دنبال داشته باشد.

تضعیف حزب‌الله و خلای رهبری

حزب‌الله، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نیروهای نیابتی ایران در منطقه، با مرگ حسن نصرالله وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی و ضعف رهبری خواهد شد.

نصرالله که یکی از چهره‌های کلیدی در شبکه نیابتی ایران بود، نقش مهمی در ایجاد توازن قدرت در برابر اسرائیل و حمایت از رژیم بشار اسد در سوریه ایفا کرده بود. تضعیف حزب‌الله پس از مرگ نصرالله می‌تواند توانایی ایران را برای مقابله با تهدیدات نظامی اسرائیل به‌شدت کاهش دهد. این وضعیت، برای اسرائیل یک فرصت استراتژیک محسوب می‌شود، زیرا با تضعیف یکی از مهم‌ترین عوامل نیابتی ایران، می‌تواند فشار بیشتری بر برنامه هسته‌ای این کشور وارد کند.

واکنش‌های احتمالی ایران و نیروهای نیابتی

با وجود تضعیف حزب‌الله، ایران همچنان نیروهای نیابتی دیگری مانند حماس، حوثی‌ها و حشد شعبی را در اختیار دارد. در صورت وقوع حمله احتمالی اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، این گروه‌ها، از جمله حزب‌الله، می‌توانند با انجام حملات تلافی‌جویانه علیه اسرائیل و منافع امریکا در منطقه واکنش نشان دهند. این شرایط ممکن است جنگ محدود موردنظر اسرائیل را به یک درگیری گسترده منطقه‌ای تبدیل کند و دیگر بازیگران کلیدی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی را نیز درگیر سازد.

گسترش این درگیری، علاوه بر منافع منطقه‌ای، پای قدرت‌های جهانی نظیر امریکا، روسیه و چین را نیز به معادلات جدید خواهد کشاند. امریکا به‌عنوان متحد اصلی اسرائیل احتمالاً مجبور به دخالت مستقیم خواهد شد. روسیه و چین، با توجه به بحران‌های کنونی در اوکراین و تایوان، ممکن است از این وضعیت برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود بهره‌برداری کنند.

در این میان، اتحادیه اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز نقشی مهم ایفا خواهند کرد. اتحادیه اروپا ممکن است به دنبال میانجی‌گری و کاهش تنش‌ها باشد، درحالی‌که کشورهای خلیج فارس، مانند عربستان و امارات، که نگران افزایش نفوذ ایران در منطقه هستند، ممکن است از افزایش فشار بر ایران استقبال کنند.


احتمال تضعیف یا سقوط رژیم ایران

افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی ناشی از جنگ می‌تواند به تضعیف یا حتی سقوط حکومت جمهوری اسلامی ایران منجر شود. ایران که پیش از این نیز با تحریم‌های شدید اقتصادی و نارضایتی‌های داخلی مواجه بود، ممکن است در برابر این فشارهای جدید توان مقاومت نداشته باشد. تضعیف نیروهای نیابتی ایران، به‌ویژه پس از مرگ نصرالله، و کاهش حمایت‌های منطقه‌ای می‌تواند ساختار قدرت در تهران را با خطر فروپاشی روبه‌رو کند.

سقوط احتمالی رژیم ایران، علاوه بر تأثیرات مستقیم بر این کشور، پیامدهای گسترده‌ای در سطح منطقه به دنبال خواهد داشت. کشورهای همسایه، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات، ممکن است از این فرصت برای گسترش نفوذ خود استفاده کنند، درحالی‌که ایران با فروپاشی داخلی و رقابت‌های قدرت درونی روبه‌رو شود. این شرایط می‌تواند دوره‌ای از بی‌ثباتی را برای ایران به همراه داشته باشد، به‌طوری‌که گروه‌های سیاسی و نظامی مختلف برای به‌دست آوردن قدرت وارد کشمکش شوند.

تأثیرات اقتصادی بر افغانستان

یکی از مهم‌ترین پیامدهای تضعیف یا تغییر رژیم در ایران، تأثیرات اقتصادی آن بر افغانستان است. افغانستان به‌شدت به واردات کالاهای اساسی مانند سوخت، مواد غذایی و دارو از ایران وابسته است. در صورت بروز بی‌ثباتی در ایران، افغانستان با بحران اقتصادی جدی روبه‌رو خواهد شد، زیرا کاهش یا قطع واردات از ایران می‌تواند زندگی روزمره مردم افغانستان را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.

علاوه بر این، در صورت وقوع جنگ یا تضعیف و سقوط رژیم ایران، میلیون‌ها مهاجر افغان مقیم این کشور با خطر بازگشت اجباری به افغانستان مواجه خواهند شد. بازگشت انبوه این مهاجران، در شرایطی که اقتصاد افغانستان ضعیف و نرخ بیکاری بالاست، می‌تواند به افزایش فقر، بیکاری و فشار بر زیرساخت‌های ضعیف کشور منجر شود.

در چنین شرایطی، طالبان که به‌دنبال تثبیت قدرت و بهبود روابط اقتصادی با همسایگان است، با چالش‌های جدیدی روبه‌رو خواهد شد. افزایش فشارهای اقتصادی بر افغانستان می‌تواند مشروعیت طالبان را بیشتر زیر سؤال ببرد و نارضایتی‌های عمومی را افزایش دهد که به‌نوبه خود منجر به تشدید بی‌ثباتی سیاسی، امنیتی و اجتماعی در این کشور خواهد شد.

پیامدهای سیاسی و امنیتی برای افغانستان

در صورت تضعیف یا سقوط رژیم ایران، خلای قدرت در منطقه ممکن است به گسترش فعالیت گروه‌های افراطی منجر شود. در این سناریو، طالبان ممکن است با گروه‌هایی مانند القاعده و سایر شبکه‌های تروریستی، ائتلاف‌های تازه‌ای تشکیل دهند تا نفوذ خود را در منطقه تقویت کنند. طالبان که از گذشته روابط نزدیکی با القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی داشته‌اند، ممکن است به‌دنبال تحکیم این روابط برای افزایش قدرت خود در برابر فشارهای بین‌المللی و منطقه‌ای باشند.

این نزدیکی میان طالبان و گروه‌های افراطی می‌تواند پیامدهای امنیتی جدی برای منطقه و جهان به همراه داشته باشد. بازگشت القاعده به صحنه قدرت در افغانستان و همکاری‌های جدید با طالبان، امنیت بین‌المللی را تهدید کرده و می‌تواند به افزایش فعالیت‌های تروریستی در سطح جهانی منجر شود. شکل‌گیری چنین ائتلاف‌هایی میان گروه‌های افراطی، می‌تواند بستری جدید برای رشد و گسترش افراط‌گرایی در افغانستان و فراتر از آن فراهم کند.
(سناریوهای احتمالی امریکا و متحدانش علیه رژیم طالبان را در مطلبی جداگانه بررسی خواهم کرد).

آیا سقوط رژیم ایران می‌تواند فشارها بر طالبان را افزایش دهد؟

اگر رژیم جمهوری اسلامی ایران سقوط کند و یک دولت «دموکراتیک» و «باثبات» که دارای روابط گسترده با منطقه و جهان باشد جایگزین آن شود، این تحول می‌تواند تأثیرات چشمگیری بر وضعیت داخلی و بین‌المللی افغانستان، به‌ویژه بر رژیم طالبان داشته باشد. ایران دموکراتیک و باثبات احتمالاً سیاست‌های خارجی و امنیتی خود را بازبینی خواهد کرد و ممکن است از حمایت نیروهای نیابتی و افراط‌گرا در منطقه دست بکشد.

در این صورت، طالبان که به برخی از کشورها و شبکه‌های نیابتی برای حمایت مالی و نظامی وابسته است، ممکن است منزوی‌تر از گذشته شود. یک ایران دموکراتیک می‌تواند نمادی از تحول و پیشرفت برای دیگر کشورهای منطقه باشد و هم‌زمان روابط خود را با جامعه جهانی بهبود بخشد. این مسئله نه تنها می‌تواند فشارهای دیپلماتیک بیشتری بر طالبان وارد کند، بلکه ممکن است به تغییر افکار عمومی مردم افغانستان و تحریک نارضایتی‌های داخلی علیه طالبان منجر شود.

هرچند این تحولات به‌طور قطعی به سقوط رژیم طالبان منجر نخواهد شد، اما در صورت افزایش فشارهای داخلی و بین‌المللی، این رژیم با چالش‌های جدی‌تری برای حفظ قدرت خود روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، سقوط رژیم ایران می‌تواند روند منزوی شدن طالبان را تسریع کند، اما عوامل دیگری مانند واکنش جامعه بین‌المللی، همسایگان افغانستان و تحولات داخلی این کشور نیز در شکل‌دهی به آینده طالبان نقش کلیدی خواهند داشت.

نتیجه‌گیری

حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران می‌تواند زنجیره‌ای از تحولات پیش‌بینی‌نشده و غیرقابل‌مهار را به‌دنبال داشته باشد. از گسترش جنگ و درگیری‌های منطقه‌ای تا تغییرات ساختاری در رژیم ایران، پیامدهای این اقدام فراتر از مرزهای ایران خواهد بود. در کوتاه‌مدت، خاورمیانه وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی شدید خواهد شد و بازیگران جهانی ممکن است وارد رقابت‌های جدید ژئوپلیتیکی شوند. در میان‌مدت، تغییر رژیم در ایران و پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن برای افغانستان و سایر کشورهای منطقه می‌تواند به بی‌ثباتی‌های گسترده‌تری منجر شود. در بلندمدت، نزدیکی بیشتر طالبان به گروه‌های افراطی و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید تروریستی، تهدیدات امنیتی جهانی را افزایش خواهد داد.
در نهایت، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران می‌تواند تغییرات ساختاری عمیقی در نظم جهانی و امنیت منطقه‌ای ایجاد کند و تأثیرات گسترده‌ای بر کشورهایی مانند افغانستان خواهد داشت.

سقوط هلیکوپتر حامل ۱۴ سرنشین در وزیرستان شمالی پاکستان دستکم ۶ کشته برجای گذاشت

۷ میزان ۱۴۰۳، ۱۱:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

در پی سقوط هلیکوپتر شرکت ماری پترولیم در وزیرستان شمالی، شش نفر کشته و هشت نفر دیگر زخمی شدند. منابع امنیتی پاکستان، «نقض فنی» را عامل سقوط هلیکوپتر اعلام کرده‌اند. این چرخبال حامل ۱۴ سرنشین، شامل سه خلبان و خدمه روسی بوده است.

منابع امنیتی پاکستان تأیید کردند که این هلیکوپتر از سوی شرکت ماری پترولیم اجاره شده بود و در شهر شیوا، واقع در منطقه وزیرستان شمالی خیبرپختونخوا سقوط کرده است.

علت این حادثه، از کار افتادن موتور هلیکوپتر عنوان شده است. منابع امنیتی پاکستان می‌گویند که هیچ نشانه‌ای از خرابکاری مشاهده نشده است.

این منابع کشته شدن شش نفر را تأیید کردند، اما تاکنون جزئیاتی درباره هویت کشته‌شدگان ارائه نشده است.

مقامات پاکستانی اعلام کردند که عملیات نجات در حال انجام است و پس از تکمیل تحقیقات، جزئیات بیشتری ارائه خواهد شد.

ماموریت ائتلاف امریکا در عراق سال آینده به پایان می‌رسد

۷ میزان ۱۴۰۳، ۰۷:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

امریکا و عراق در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند که ماموریت نظامی ائتلاف به رهبری ایالات متحده در عراق تا ماه سنبله ۱۴۰۴ به پایان خواهد رسید. یک مقام امریکا اما گفته این به معنای خروج نیست و هر دو کشور به همکاری‌های امنیتی دوجانبه روی خواهند آورد.

بیانیه ایالات متحده و عراق روز جمعه ششم میزان منتشر شده است. در این بیانیه جزییات کمی از جمله در این مورد که چه تعداد سرباز امریکایی، چه پایگاه‌هایی را در عراق ترک خواهند کرد، ارائه شده است.

ایالات متحده حدود ۲۵۰۰ سرباز در عراق و ۹۰۰ سرباز در سوریه دارد. این نیروها به‌عنوان بخشی از ائتلافی که در سال ۲۰۱۴ برای مبارزه با داعش تشکیل شد، در این دو کشور حضور دارند.

هنوز مشخص نیست که آیا سربازان امریکایی اساسا عراق را ترک خواهند کرد یا خیر.

یک مقام ارشد امریکایی که نامش اعلام نشده، گفته است: «من فقط می‌خواهم این واقعیت را بگویم که این یک عقب‌نشینی نیست. این یک انتقال است. این یک گذار از یک ماموریت نظامی ائتلاف به روابط امنیتی دوجانبه گسترده بین ایالات متحده و عراق است.»

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، در ماه جنوری مذاکرات در این زمینه را با واشنگتن آغاز کرد.

او گفته است که در حالی که از کمک نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا قدردانی می‌کند، اما حضور سربازان امریکایی در عراق به آهن‌ربایی برای بی‌ثباتی تبدیل شده است، آنها اغلب هدف قرار می‌گیرند و با اقداماتی که اغلب با دولت عراق هماهنگ نشده‌اند، به این حملات پاسخ می دهند.

به گزارش رویترز بر اساس این توافق، صدها سرباز تا سپتامبر ۲۰۲۵ از عراق خارج خواهند شد و بقیه سربازان نیز تا پایان سال ۲۰۲۶ این کشور را ترک خواهند کرد.

بر اساس این طرح، همه نیروهای ائتلاف، پایگاه هوایی عین الاسد در غرب استان انبار را ترک خواهند کرد و تا ماه سنبله ۱۴۰۴ حضور خود را در بغداد به میزان قابل توجهی کاهش خواهند داد.

انتظار می‌رود نیروهای امریکایی و سایر نیروهای ائتلاف در اربیل باقی بمانند. کشورهای دیگر از جمله آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا نیز صدها سرباز در این ائتلاف دارند.

در همین حال، مقامات به خبرنگاران گفتند که ماموریت ایالات متحده در سوریه ادامه خواهد یافت.

خروج از عراق نشان دهنده تغییر قابل توجهی در موضع نظامی واشنگتن در خاورمیانه خواهد بود.

در حالی که مقامات امریکایی در درجه اول بر مقابله با داعش متمرکز هستند، اذعان می‌کنند که حضور ایالات متحده در عراق همچون عاملی بازدارنده و استراتژیک در مقابل جمهوری اسلامی عمل می‌کند.

به گفته مقامات امریکایی، این موضع با تشدید رویارویی منطقه ای اسرائیل و جمهوری اسلامی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا نیروهای امریکایی در عراق در ماه‌های اخیر راکت‌ها و پهپادهایی را که نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل شلیک کرده‌اند، سرنگون ساخته‌اند.

این توافق احتمالا یک پیروزی سیاسی برای السودانی نیز به شمار خواهد بود زیرا او به این ترتیب می‌تواند موقعیت عراق را به عنوان متحد هم‌زمان واشنگتن و تهران را متعادل کند.