واشنگتنپست: اوکراین به نیروهای مخالف اسد پهپاد داده بود


واشنگتنپست به نقل از منابع مطلع از فعالیتهای نظامی اوکراین گزارش داد که مخالفان مسلح بشار اسد در ماه گذشته حدود ۱۵۰ پهپاد و ۲۰ اپراتور پهپاد، و همچنین پشتیبانیهای مخفیانه دیگری، از عوامل اطلاعاتی اوکراین دریافت کردند.
این منابع آگاه گفتند سرویس اطلاعاتی اوکراین حدود چهار یا پنج هفته پیش با هدف کمک به گروه تحریر شام، ۲۰ اپراتور ماهر کار با پهپاد و ۱۵۰ پهپاد نمایشدهنده نما از راه دور را به مراکز فرماندهی مخالفان مسلح اسد در ادلب ارسال کرده بود.
پیشتر در ۱۴ جوزا، روزنامه اوکراینی کییف پست به نقل از یک منبع آگاه در اطلاعات ارتش اوکراین گزارش د اده بود که از آغاز سال ۲۰۲۴ مخالفان مسلح بشار اسد با حمایت ماموران اوکراینی حملههای متعددی را علیه تاسیسات نظامی روسیه در منطقه انجام دادهاند.

لوید آستین، وزیر دفاع امریکا در تماس با همتای اسرائیلی بر اهمیت رایزنی نزدیک بین امریکا و اسرائیل در مورد تحولات سوریه تاکید کرد.
پنتاگون روز چهارشنبه اعلام کرد آستین در گفتوگو با اسرائیل کاتز با اشاره به «اهمیت رایزنی نزدیک» بین دو کشور گفت واشنگتن تحولات سوریه را زیر نظر دارد و از انتقال سیاسی صلحآمیز و فراگیر حمایت میکند.»
بریتانیا، فرانسه و آلمان به شورای امنیت سازمان ملل گفتهاند که در صورت لزوم آماده اند برای جلوگیری جمهوری اسلامی از دستیابی به سلاح هستهای، تحریمهای سازمان ملل علیه ایران موسوم به مکانیسم ماشه را برگردانند.
توافق اتمی میان قدرتهای غربی به شمول چین و روسیه و جمهوری اسلامی موسوم به برجام ۱۸ اکتبر سال آینده به پایان میرسد و دست سه قدرت اروپایی را در بازگرداندن تحریمهای قبلی ایران یا مکانیسم ماشه باز میگذارد.
این قطعنامه که بعدا دونالد ترامپ در دور اول ریاست جمهوریاش از آن خارج شد، تحریمهای ایران را در بدل محدود سازی فعالیت اتمی جمهوری اسلامی لغو میکند.
اما در ماههای گذشته و با افزایش برنامه غنیسازی جمهوری اسلامی تا خلوص نزدیک به ۶۰ درصد که خلوص نزدیک به ۹۰ درصد آن برای ساخت سلاح اتمی کافیست، قدرتهای غربی را نگران کرده است.
هفته گذشته رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفت: «آژانس اعلام میکند که ظرفیت تولید (اورانیوم) ایران با غنای ۶۰ درصد به طور چشمگیری در حال افزایش است.»
او در مصاحبهای با رویترز در بحرین گفت ایران تا کنون اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد را با نرخ تقریبی ۵ تا ۷ کیلوگرم در ماه تولید میکرده، اما اکنون انتظار میرود این میزان به طور قابل توجهی افزایش یابد، «شاید هفت یا هشت برابر یا حتی بیشتر.»
هفته گذشته هم یک گزارش اطلاعاتی امریکا که در ماه نوامبر منتشر شد، فاش کرد جمهوری اسلامی در صورت تصمیم برای ساخت سلاح هستهای، میتواند خیلی سریع آن را تولید کند.
در گزارش دفتر مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده آمده است: «جامعه اطلاعاتی همچنان ارزیابی میکند که تا تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۴، ایران در حال ساخت سلاح هستهای نیست. با این حال، تهران اقداماتی انجام داده که موقعیت آن را برای تولید چنین سلاحی، در صورتی که بخواهد، بهبود میبخشد.»
دولتهای غربی میگویند که جمهوری اسلامی برای برنامه غیرنظامی هستهای اش به غنیسازی اورانیوم به این سطح نیازی ندارد. تهران همیشه برنامههای هستهای اش را صلحآمیز خوانده است.
وزارت خارجه روسیه کمک ۲۰ میلیارد دالری امریکا به اوکراین با استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه را 'سرقت محض' خواند. این وزارت تهدید کرد که مسکو در اقدام متقابل، داراییهای غرب در قلمرو روسیه را «برای تقویت ظرفیت صنعتیاش» مصادره خواهد کرد.
در بیانیهای که در وبسایت وزارت خارجه روسیه منتشر شده است، آمده است: «تخصیص ۲۰ میلیارد دالری وزارت خزانهداری ایالات متحده با استفاده از درآمد حاصل از گردش داراییهای دولتی 'مسدود شده' روسیه که اساساً توسط کشورهای گروه ۷ به یغما رفته است، صرفاً یک سرقت است.»
این وزارت افزود که حکومت بایدن تلاش دارد تا پیش از واگذاری قدرت به ترامپ در ۲۰ جنوری تا آنجا که ممکن است تحریمهایی بر ضد روسیه اعمال کند. وزارت خارجه روسیه هشداد که این اقدامات بی پاسخ نخواهد ماند.
این وزارت افزود: «روسیه دارای قابلیتها و اهرمهای کافی برای توقیف تلافیجویانه داراییهای غرب در حوزه قضایی خود است که در چنین حالتی برای تقویت ظرفیت صنعتی و اجرای پروژههای زیربنایی در مناطق روسیه استفاده میشود.»
وزارت خزانه داری امریکا روز سه شنبه اعلام کرد که این کشور ۲۰ میلیارد دالر را به عنوان بخشی از قرضه ۵۰ میلیارد دالری گروه ۷ برای کمک به اوکراین به صندوق واسطه بانک جهانی منتقل کرده است.
این وزارت گفت که به تعهداتی که ماه اکتبر برای کمک به اوکراین داد، این ۲۰ میلیارد دالر را با استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه در کنار کمکهای کوچکتر از بریتانیا، کانادا و جاپان برای کمک به اوکراین میفرستد.
پولیس نیویارک روز چهارشنبه اعلام کرد که شواهد بیشتری مانند اثر انگشت و پوچک مرمی را پیدا کرده که احتمال قتل برایان تامپسون، مدیرعامل بزرگترین بیمه صحی به دست لوئیجی منجیونه را تقویت میکند.
جسیکا تیش، رئیس پولیس نیویارک گفت که اثرانگشت متهم به تیراندازی مرگبار به تامسون با اثر انگشت کشف شده در صحنه جرم مطابقت دارد. اثرانگشت منجیونه روی یک بوتل آب و یک بسته خوراکی پروتینی در نزدیک صحنه جرم پیدا شده است.
او پس از یک تعقیب و گریز یکهفتهای، روز دوشنبه این هفته در پنسیلوانیا دستگیر شد.
این اولین مدرک جنایی قوی است که ارتباط منجیونه را با قتل برایان تامسون در بیرون یک هوتل در منهتن در هفته پیش تقویت میکند.
همچنین، خانم تیش گفت اسلحهای که هنگام دستگیری منجیونه همراه او بود، با پوچکهای کشفشده گلوله در صحنه جرم مطابقت دارد.
وکیل او در رابطه با اتهامات گفت: «من هیچ مدرکی ندیدهام که نشان دهد او همان تیرانداز مورد ادعا بوده است.»
منجیونه پس از مشاهده در یک رستوران مکدونالد در پنسیلوانیا دستگیر شد. او در حال حاضر به اتهامات مرتبط با اسلحه در پنسیلوانیا بازداشت است و با استرداد خود به نیویارک برای دادگاهی شدن به اتهام قتل مخالفت میکند.
قوانین و سیستمهای قضایی ایالات متحده در هر ایالت متفاوت است و فرآیند انتقال فراریها ممکن است چندین روز یا هفته طول بکشد.
او به همراه اسلحهای مشابه اسلحه مورد استفاده در قتل، یک صداخفهکن و یک کارت شناسایی جعلی پیدا و دستگیر شد.
یک دستنوشته سه صفحهای نیز از نزد او به دست آمده است. پولیس نیویورک اعلام کرد که بر اساس این دست نوشته، او از سیستم درمانی ایالات متحده شدیدا ناراحت بوده و به نوعی مسئولیت قتل برایان تامپسون را به عهده میگیرد.
مدیرعامل ۵۰ ساله شرکت یونایتد هلت کییر توسط مردی نقابدار در بیرون یک هوتل در منهتن نیویارک به قتل رسید. پولیس این حمله را هدفمند خواندهاست.
خلیلالرحمان حقانی، وزیر مهاجرین و عودتکنندگان طالبان، ساعت ۲ بعد از ظهر چهارشنبه در یک حمله انتحاری در کابل جان باخت. مهاجم انتحاری، پس از عبور از پاسگاههای امنیتی، خود را به مقر وزارت رسانده و منتظر حقانی بود.
وقتی حقانی از موتر حاملش پایین شد و با حاضران احوالپرسی کرد، مهاجم که ظاهرا یک دست و پایش قطع بود، خود را به او رسانده و جلیقه انتحاری جاسازیشده در بدنش را منفجر کرد.
در این رویداد، شماری از محافظان حقانی و کارمندان وزارت مهاجرین نیز کشته و زخمی شدند. ساعاتی بعد، داعش مسئولیت این حمله را برعهده گرفت. سخنگوی طالبان اما پیش از اعلام داعش، این حمله را کار «خوارج» خوانده بود. طالبان از گروه داعش با عنوان «خوارج» یاد میکنند.
خلیلالرحمان حقانی، دومین و بلندپایهترین مقام طالبان است که طی سه سال اخیر ترور شده است. پیشتر، داوود مزمل، والی طالبان در بلخ، نیز در حمله مشابهی در مقر ولایت کشته شده بود که مسئولیت آن را نیز داعش پذیرفت.
فرد اول شبکه حقانی
گرچه بهصورت رسمی، سراجالدین حقانی رهبر شبکه حقانی محسوب میشود، اما ستون اصلی این شبکه خلیلالرحمان حقانی بود. هنگامی که سراج از صحنه غایب بود، خلیل حقانی مسئولیت مدیریت ارتباطات، منابع و فعالیتهای سیاسی و نظامی این شبکه را به عهده داشت. جایگاه ویژه او در مشرقی به ویژه در میان قوم زدران نیز به قدرت و نفوذش میافزود.
حقانی فردی سرزنده، جاهطلب و قدرتطلب بود. او از نخستین رهبران طالبان بود که پس از پیروزی این گروه به کابل آمد و مدیریت اوضاع را به دست گرفت. در جریان تقسیم کرسیهای دولتی، او بهشدت با جناح قندهار کشمکش داشت. گزارشهایی از درگیری فیزیکی وی با ملابرادر نیز منتشر شد.
در نتیجه این جاهطلبیها، شبکه حقانی توانست سهم قابل توجهی را در کرسیهای دولتی در کابل و ولایات به دست آورد.
مرگ خلیل حقانی، ضربه سنگینی به شبکه حقانی وارد کرد. این شبکه، یک عنصر کلیدی و یک چهره بانفوذ و تاثیرگذار خود را از دست داد. او به دلیل سن و سال و تجربه طولانی جنگ- چه در دوره جهاد برضد شوروی و چه در جنگ ۲۰ ساله- مهره اثرگذار قومی و نظامی بود. چنین افرادی در ساختارهای سنتی و قبیلهای طالبان، نقشی مهمی ایفا میکنند.
بدگمانی میان طالبان
قتل خلیلالرحمان حقانی در شرایطی رخ داد که اختلافات داخلی طالبان آشکارتر شده است. رهبر شبکه حقانی بارها از «انحصار قدرت» و «تکبر» جناح قندهار انتقاد کرده است. همچنین گزارشهایی وجود دارد که این دو جناح در موضوعاتی مانند تحصیل زنان نیز دچار اختلاف شدهاند.
برخی از اعضای طالبان معتقدند که سیاستهای رهبر این گروه، طالبان را به انزوای بیشتر کشانده و بقای آن را تهدید میکند. از سوی دیگر، رهبر طالبان نیز بهمرور، اختیارات و صلاحیتهای شبکه حقانی را محدود کرده است. چنانچه، صلاحیت سراج الدین حقانی در توزیع سلاح سلب شده است.
در چنین فضایی، این رویداد بر تنش و بیاعتمادی میان جناحهای داخلی طالبان خواهد افزود. شبکه حقانی، که با نحوه اجرای حملات انتحاری آشناست، بهخوبی میداند که انجام چنین حملهای بدون هماهنگی داخلی بعید است.
در گذشته نیز گرچه داعش مسئولیت برخی حملات را برعهده میگرفت، اما اطلاعات نهادهای امنیتی حکومت پیشین نشان میداد که این حملات اغلب توسط شبکه حقانی طراحی و اجرا میگردید. اکنون نیز رهبران شبکه حقانی احتمالا با سوظن بیشتری به جناح قندهار نگاه خواهند کرد.
به نظر میرسد که پس از این رویداد، تنشها و اختلافات و بی اعتمادی درونی بین طالبان بالا رود. رهبران طالبان پس از این از سایه خود هم میترسند.
نفوذ داعش در درون طالبان
پذیرش مسئولیت این حمله از سوی داعش، نکته دیگری را نیز برجسته میکند: نفوذ این گروه در ساختارهای امنیتی طالبان. این حمله نشان میدهد که داعش موفق شده در میان طالبان نفوذ کرده و از نیروهای آن سربازگیری کند.
احتمالاً، برای یک مهاجم انتحاری دشوار است که بدون همکاری داخلی و کمک شبکههایی در درون طالبان، به یکی از چهرههای برجسته این گروه دسترسی پیدا کند. این امر، صحت گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد را که پیشتر از نفوذ داعش در نهادهای امنیتی طالبان هشدار داده بود، تایید میکند.
این در حالی است که طالبان در واکنش به نگرانیهای بینالمللی مدعی بودند که داعش سرکوب شده و توانایی احیای مجدد را ندارد.
تضعیف شبکه حقانی
خلیلالرحمان حقانی پس از پیروزی طالبان، بهعنوان چهرهای مصلح و میانهرو ظاهر شد. او با رهبران حکومت پیشین در تماس بود و برای ختم دشمنیها پیامهایی ارسال میکرد.
پس از سقوط کابل، او نخستین چهره برجسته طالبان بود که وارد پایتخت شد. حقانی به خانه عبدالله عبدالله، رئیس شورای مصالحه پیشین رفت و در جمع مقامات سابق، ازجمله حامد کرزی، اعلام کرد که جنگ پایان یافته و جان و مال شما در امان است. او در شرایط پر اضطراب که برخی جناحهای طالبان در پی انتقامگیری از کرزی و فرماندهان نظامی جنوب بودند، در تامین امنیت آنها نقشی پر رنگ بازی کرد.
شبکه حقانی با مرگ خلیل الرحمان، یکی از چهرههای برجسته سیاسی–نظامی خود را از دست داد؛ کسی که در جنگ و مذاکرات سیاسی پیشگام بود.
حذف خلیل حقانی، ضربه بزرگی به شبکه حقانی و شخص سراج است که در رقابت با جناح قندهار قرار دارد. بعید نیست که ترور کاکای سراج بدگمانی را نسبت به جناح قندهار بیشتر کرده و فاصله را زیادتر سازد.
طالبان کوشیده اند که وحدت درونی خود را به نمایش گذاشته اما اظهارات متناقض و کنایهآمیز مقامهای ارشد این گروه، به ویژه سراج الدین حقانی، نسبت به یک دیگر گوشهای از اختلافهای داخلی را آشکار کرده است.
رهبری طالبان تمایلی به رفتار و اطلاع رسانی شفاف ندارد. شفافیت و حسابدهی میتواند برای شبکه حقانی نشان دهد که در پشت ترور وزیر مهاجرین، داعش است و نه دست پیدا و پنهان حلقه قندهار. باید دید که آیا طالبان به روش دیگر حکومتها کمیسیونی برای رسیدگی به این ترور تشکیل میدهد یا به انداختن مسئولیت قتل حقانی به دوش داعش بسنده میکند.
احتمالا، مخفیکاری به تردید و بدبینی در میان طالبان دامن زند. بدبینی حلقه حقانی به تنهایی گروه ظاهرا یکپارچه و منسجم طالبان را به چند دسته تقسیم نخواهد کرد اما رقابت برسر قدرت و دنبال کردن برنامهها و اهداف متفاوت با این بدبینی تقویت خواهد شد.