• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چرا رهبر طالبان در مراسم فاتحه خلیل حقانی شرکت نکرد؟

جمشید یما امیری
جمشید یما امیری

روزنامه‌نگار

۲۶ قوس ۱۴۰۳، ۰۲:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

مراسم فاتحه خلیل‌الرحمان حقانی، وزیر مهاجرین طالبان و از رهبران شبکه حقانی، با حضور گسترده حامیانش، به‌ویژه مقامات طالبان برگزار شد.

درحالی‌که انتظار می‌رفت هبت‌الله آخندزاده در تشییع جنازه و فاتحه حقانی شرکت کند، از این کار خودداری کرد. حسن آخند، رئیس الوزرای بیمار و در حاشیه، در کنار هبت‌الله غایب دیگر این مراسم بود.

هبت الله هیچ پیامی برای ابراز تاسف یا همدردی با خانواده حقانی نشر نکرد. همچنین بنا به رسم رایج کشورها، وقتی مقام بلندپایه یک کشور در نتیجه رویدادی کشته می‌شود، حاکم آنجا در مراسم جنازه و فاتحه شرکت می‌کند و ابراز سوگواری می‌کند. چنانچه، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی که هبت‌الله خود را همتای او می‌داند، در مراسم تشییع جنازه فرماندهان سپاه پاسداران شرکت کرده است.

همچنین، نخست‌وزیر و رئیس ارتش پاکستان، جنازه سربازان کشورشان را به دوش می‌کشند و در مراسم تشییع و تدفین آنان شرکت می‌کنند.

در هفته‌های پسین، اختلافات میان شبکه حقانی و جناح قندهار بیشتر از هر زمانی آفتابی شده است. به همین دلیل، وقتی خلیل حقانی کشته شد، منتقدان بدبین، شاید هم توطئه اندیش، انگشت اتهام را به سوی هبت‌الله دراز کردند. البته، مقام‌های طالبان «توطئه داخلی» در ترور حقانی را رد کرده‌اند.

عدم واکنش رهبر طالبان به کشته شدن مهمترین عضو گروه او، بدبینی منتقدانش را تقویت کرده و آن را به پای نارضایتی رهبر مخفی و منزوی طالبان از رفتار و گفتار خلیل الرحمان و سراج الدین حقانی گذاشته اند.

با این حال، مقام‌های طالبان از جمله خانواده حقانی بار دیگر تلاش کردند که همبستگی گروهی خود را به نمایش بگذارند. چنانچه، مقام‌های ارشد طالبان به پکتیا رفتند و در وصف خلیل حقانی سخنرانی کردند. حضور عبدالغنی برادر نیز در مراسم تشییع معنادار بود. زیرا، پیش از این اطلاعاتی درباره درگیری فزیکی او با خلیل حقانی منتشر شده بود.

احتمالا، برادر و دیگر مقام‌های طالبان نشان می‌دهند که به رغم اختلاف‌های سیاسی در پایان روز بخشی از گروه طالبان اند. این حرکت سیاسی آنها متوجه ناظران داخلی و خارجی‌ای است که به اختلاف‌های داخلی طالبان چشم دوخته اند و حتا انتظار برآمدن تغییراتی در این گروه از دل این اختلاف‌های سیاسی دارند.

فراتر ظن اختلافات داخلی، نوع برخورد هبت‌الله با ترور حقانی و نادیده گرفتن او، وجه شخصیت دیگر رهبر طالبان را نیز به نمایش می‌گذارد: هبت‌الله به طور غیرمعمولی در پرده بودن، فاصله گرفتن از هواداران و مقاماتش و قایل شدن جایگاه ویژه و دست نیافتنی برای خود تاکید دارد.

محصور در قندهار

ملا هبت‌الله تمایل چندانی به سفر و دیدار با مقام‌هایش در ولایت‌های دیگر ندارد. شیوه مورد علاقه‌اش به سبک سلاطین، فراخواندن مقام‌ها به دربارش است.

او کمتر از قندهار خارج می‌شود و به ندرت با مقام‌های خود در ولایت‌های دیگر می‌بیند. او در سه سال گذشته، یکبار در ماه ثور به کابل رفت، شهری که پایتخت افغانستان و مرکز حکومت طالبان است. او همچنین، چند ماه بعد، در سنبله به هشت ولایت شمالی و شمال شرقی افغانستان رفت.

سفرهایش بیشتر به ولسوالی‌های قندهار و ولایت هلمند خلاصه می‌شود. گاهی در نقش والی قندهار ظاهر می‌شود. بیشتر تغیر و تبدیل‌های وی نیز به ولایت قندهار و هلمند خلاصه شده است.

این رویه تا حدی می‌تواند توضیح دهد که چرا هبت‌الله به پکتیا نرفت. آیا او اهمیتی به حضور در جنازه خلیل حقانی قایل نیست یا به شدت نگران جان خود یا افشا شدن هویتش است؟ آیا ترس از کشته شدن، او را به قندهار محصور کرده است؟

طبیعی است که ناظران عدم حضور او را به پای اختلافات با شبکه حقانی می‌گذارند یا این که در شرق افغانستان احساس امنیت نمی‌کند. به نظر می‌رسد که بودن در قندهار و در میان حلقه محافظان بیشمار، بیشتر به هبت‌الله احساس امنیت می‌دهد.

با این که طالبان بر توانایی خود برای تامین کامل امنیت در افغانستان تاکید دارد و برخی مقام‌های این گروه برای نمایش، شبانه با موتر سایکل به خیابان‌های کابل می‌روند، اما افغانستان برای هبت‌الله یا مقام حساس دیگر طالبان امن نیست.

سرنوشت رهبر القاعده یک نمونه خوب است.ایمن الظواهری، رهبر القاعده با این که از محافظت شبکه حقانی برخودار بود، ولی از چشم تیزبین استخبارات امریکا دور نبود. پهپادهای امریکایی او را در مهمانخانه سراج‌الدین حقانی در وزیر اکبرخان کابل هلاک کردند.

آیا هبت‌الله نیز بیمناک است که اگر از انزوای خود خواسته‌اش در قندهار بیرون شود شکار پهپادهای امریکایی یا انتحاری‌های داعشی می‌شود؟

داعش با کشتن خلیل حقانی نشان داد که توانایی نفوذ در تجمعات طالبان را دارد. این توانایی اگر امروز جان کاکای سراج الدین حقانی را گرفت، فردا می‌تواند جان هبت‌الله آخندزاده را نیز بگیرد.

هراس و اختلاف با شبکه حقانی

طالبان به پنهان‌کاری معروف اند. آنها فکر می‌کنند که با مخفی کردن اختلافات از چنددستگی و نزاع داخلی جلوگیری می‌کنند. اما، برخی حرکات از چشم ناظران دور نمی‌ماند. مثلا، چرا هبت‌الله صلاحیت وزارت داخله را برای توزیع سلاح محدود کرد؟

هبت‌الله با محدود کردن صلاحیت‌های عادی ادارات امنیتی نشان می‌دهد که به آنها اعتماد چندانی ندارد.اما فراتر از آن، این حرکت به عنوان نگرانی هبت‌الله از دسترسی نامشروط سراج الدین حقانی و دیگر مقام‌های کلیدی امنیتی به ذخایر تسلیحات تفسیر شده است.

برغم اینکه هبت‌الله بارها از مقامات این گروه خواسته است از انتقاد علنی از سیاست‌هایش و حکومت او در کابل پرهیز کنند، اما اعضای شبکه حقانی، بارها از ملا هبت‌الله در سخنرانی‌های عمومی و کنفرانس‌ها تلویحا انتقاد کرده‌اند. به جز شبکه حقانی، هیچ مقام طالبان جرات انتقاد غیرمستقیم از رهبر و اداره طالبان را نداشته است.

سراج الدین حقانی تنها مقام ارشدی است که درباره پیامدهای انحصارطلبی هشدار داده است. به نقل از مقامات طالبان، خلیل‌الرحمان حقانی در آخرین نشست مقامات طالبان با حضور ملا هبت‌الله در قندهار، انتقادهایی از وضعیت داشته است.

ملا عبدالکبیر، معاون سیاسی رئیس‌الوزرای طالبان در مراسم جنازه حقانی گفت که «خلیل حقانی در نشست اخیر در قندهار بسیار با جرات حرف زد.» یک نکته مهم دیگر در حرف‌های عبدالکبیر این بود که خلیل با وجود اینکه وزیر مهاجرین بود، «در کارهای صلح و خیر» در همه جا حضور داشت.

در نظام‌های دیکتاتوری، انتقاد از رهبر منتقد را از چشم او می‌اندازد و منزوی می‌کند. هبت‌الله بارها انتقاد علنی را مصداق چنددستگی توصیف کرده است. اما، هشدارهای او حقانی‌ها را از شکایت کردن و انتقاد کردن باز نداشته است.

شاید هبت‌الله در حال حاضر و برخلاف آیت‌الله خامنه‌ای، امیر المومنین جمهوری اسلامی ایران، در موقعیتی نیست که دهان رقبا و منتقدان خود را ببندد. ولی دستکم می‌تواند آنها را نادیده بگیرد، کاری که او با بی توجهی عمدی به مرگ خلیل حقانی و ابراز همدردی نکردن با سراج الدین حقانی و خانواده حقانی انجام داد.

ترس هبت‌الله از حقانی‌ها از زوایه دیگر نیز مورد توجه است. کشورهای غربی به شبکه حقانی به عنوان جناح عملگرای طالبان می‌بینند. این شبکه قدرتمند بیش از هر جناح دیگر به پاکستان نیز نزدیک است.

شبکه حقانی مسئول مرگبارترین حملات انتحاری در افغانستان است اما عین حال، از نظر دیپلومات‌های غربی، عملگراترین جناح طالبان نیز است. غربی‌ها به نیروهای عملگرا در درون طالبان نیاز دارند تا تعامل با این گروه را توجیه بتوانند.

امریکا و کشورهای اروپایی خیلی سریع با هیئت تحریر شام، متحد پیشین پیشین القاعده و داعش روابط برقرار کردند. این پیام خوبی برای جناح عملگرای طالبان است اما در عین حال، ترس هبت‌الله و ملاهای محافظه‌کار وفادار به او را تقویت می‌کند. این جناح بیش از سیاست به آرمان‌ها و اخلاص ایدیولوژیک خود اهمیت می‌دهد.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

۵

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

اختلاف حقانی‌ها با هبت‌الله؛ آیا رهبر طالبان کلید وزارت مهاجرین را به پسر حقانی می‌دهد

۲۵ قوس ۱۴۰۳، ۱۵:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
اسماعیل شهامت

به‌دنبال کشته شدن خلیل‌‌‌الرحمن حقانی، وزیر مهاجرین طالبان، اولین گام در راستای ارتقای جایگاه احمد حقانی، پسر ارشد او در پکتیا برداشته شد. احمد حقانی برای انجام «مسئولیت‌های قومی» جانشین پدرش معرفی شد. آیا ملا هبت‌الله او را به رهبری وزارت مهاجرین برمی‌گزیند؟

خلیل‌الرحمان حقانی، وزیر مهاجرین طالبان روز چهارشنبه هفته گذشته در حمله مهاجم انتحاری در ساختمان این وزارت در کابل کشته شد. داعش خراسان مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.

روز پنجشنبه، ۲۲ قوس در مراسم تشییع جنازه حقانی در پکتیا در حضور شماری از رهبران طالبان از جمله مولوی عبدالکبیر، معاون سیاسی رئیس‌الوزرا و امیرخان متقی، وزیر خارجه این گروه، سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان، پسر ارشد خلیل حقانی را به‌عنوان جانشین پدرش معرفی کرد.

ظاهراً، آن طور که شماری از اعضای طالبان در اکس نوشتند احمد حقانی «طبق آداب و رسوم» رایج در پکتیا جای پدرش را گرفته است.

محمد جلال، از نزدیکان سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان در صحفه اکس نوشت: « حافظ احمد حقانی، پسر ارشد خلیل‌الرحمان حقانی، برای انجام مسئولیت‌های قومی پدرش در پکتیا انتخاب شد.»

سعد عمر (حقانی) از نزدیکان طالبان نیز در واکنش به جانشینی احمد حقانی نوشت: «او در زمان حل منازعات قومی در کنار پدرش بود.»

سراج‌الدین حقانی با معرفی احمد حقانی به عنوان جانشین پدرش در تلاش است تا قدرت در شبکه حقانی را به نسل جدید این خانواده منتقل کرده و جایگاه این خاندان در قدرت و سیاست افغانستان را تقویت و ماندگار کند.

سراج‌الدین حقانی با این اقدام نشان داد که چشم به راه تعیین پسر کاکایش به رهبری وزارت مهاجرین از سوی رهبری طالبان در قندهار است. به عبارتی، خانواده حقانی انتخاب خود را کرده‌ است و منتظر تصمیم قندهار است.

اختلاف حقانی‌ها با ملا هبت‌الله

اما سوال اینجاست آیا ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان که اخیرا با انتقاد علنی سراج‌الدین حقانی از شیوه فرمانروایی‌اش،‌ اختلافات حلقه قندهار با خانواده حقانی برجسته‌تر شد، پسر خلیل حقانی را به وزارت مهاجرین منصوب خواهد کرد یا نه؟

هرچند هنوز طالبان اعلامیه رسمی درباره سرنوشت جانشینی وزارت مهاجرین منتشر نکرده است، اما اگر آن طور که برخی کارشناسان آگاه با مسایل طالبان گفته‌اند که ترور خلیل حقانی ناشی از اختلافات درون گروهی طالبان است، بعید به نظر می‌رسد، ملا هبت‌الله‌ با تعیین پسر خلیل حقانی همچنان بخواهد وزنه مخالفان خود را سنگین نگهدارد.

یافته‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که آخرین نشست رهبران طالبان در قندهار با بروز اختلاف میان ملا هبت‌الله و رهبران شبکه حقانی از جمله سراج‌الدین حقانی و خلیل حقانی همراه بوده است.

به گفته منابع،‌ در نشست قندهار، خلیل حقانی آشکارا با آخرین دستورات هبت‌الله، به ویژه آخرین فرمان او در مورد بستن انستیتوت‌های پزشکی مخالفت کرده بود.

عبدالکبیر از معاونان رئیس‌الوزرای طالبان نیز در سخنرانی در مراسم تشییع جنازه خلیل حقانی در پکتیا، موضوع مخالفت او را با فرمان اخیر ملا هبت‌الله فاش کرد و گفت که او در نشست قندهار با «جسارت» نظر خود را در برابر رهبر طالبان بیان کرد.

بسیاری بر این باورند که ملا هبت‌الله و حلقه قندهار در پی تضعیف منتقدان درونی طالبان از جمله خانواده حقانی یا به عبارتی شبکه حقانی اند و ترور خلیل حقانی را یک فرصت می‌شمارند.

در همین راستا، برخی از هواداران طالبان به جای احمد حقانی، محمد یوسف وفا، والی بلخ را که از نزدیکان ملا هبت‌الله است به عنوان جانشین خلیل حقانی تبلیغ می‌کنند، هرچند این اظهارات از سوی برخی از طالبان رد شد و برخی هم از آن انتقاد کرده اند.

سخنگویان رسمی طالبان به ویژه ذبیح الله مجاهد که در قندهار مستقر است، این گزارش‌ها را تکذیب و یا تایید نکردند.

برخی منابع طالبان می‌گویند که قندهار برای سنجش واکنش‌های شبکه حقانی این گزارش‌ها را به طور گسترده منتشر می‌کند.

منابع به عبدالحق عمری، خبرنگار افغانستان اینترنشنال گفتند که ملا هبت‌الله در تلاش است تا ابتدا فردی را به انتخاب خود به سرپرستی وزارت مهاجرین منصوب کند. به گفته منابع، اگر انتخاب او واکنش‌های زیادی برانگیخت، در گام دوم سعی خواهد کرد فردی را تعیین کند که نه انتخاب خودش باشد و نه انتخاب شبکه حقانی.

اما اگر آن طوری که داعش مسئولیت ترور بزرگ خانواده حقانی را به عهده گرفته، کشتن او کار این گروه و بزرگ شدن اختلافات شبکه حقانی با داعش باشد، احتمال تعیین پسر ارشد حقانی در راس وزارت مهاجرین بعید نیست. ملا هبت‌الله با انتصاب احمد حقانی به وزارت مهاجرین می‌تواند هم خلاء موجود در وزارت را پر می‌کند و هم از تنش به وجود آمده بین حقانی‌ها و حلقه قندهار بکاهد.

در همان حال، بعید به نظر نمی‌رسد که ملا هبت‌الله از بحث انتصاب احتمالی پسر خلیل حقانی به وزارت مهاجرین به عنوان ابزاری برای ساکت کردن خانواده حقانی و جلوگیری از انتقادهای علنی آن علیه خود و سیاست‌هایش استفاده کند.

طبق اطلاعات منابع، خلیل حقانی به عنوان مغز متفکر شبکه حقانی و بنیانگذار آن نقش مهم در بدست آوردن کرسی‌های بیشتر در مرکز و ولایات برای این شبکه داشته است. اگر هر فردی غیر از خانواده حقانی و از اعضای ارشد این شبکه به رهبری این وزارت تعیین شود، می‌تواند شکاف بین ملا هبت‌الله و حلقه اطراف او را با شبکه حقانی که پایگاه سنتی اقتدار آن در ولایات شرقی از جمله خوست و پکتیا است بیشتر کند.

احمد حقانی کیست؟

احمد حقانی آن طور که برخی از نزدیک شبکه حقانی در اکس نوشته‌اند، زمانی که خیلی جوان بود با خلیل حقانی، پدرش یک بار در سال ۲۰۰۳ و بار دیگر در سال ۲۰۰۵ در پاکستان بازداشت و زندانی شد و سپس در سال ۲۰۰۹ آزاد شد.

شبکه حقانی به‌عنوان یکی از قدرتمندترین گروه‌های شورشی نقشی محوری در حملات علیه نیروهای امنیتی افغان و بین‌المللی داشت. منابعی در طالبان می‌گویند که احمد حقانی زیر چتر شبکه حقانی در حملات این شبکه شرکت داشت. به گفته آنها، احمد حقانی معاون واحد انتحاری شبکه حقانی است.

خلیل‌ حقانی، پدر احمد حقانی یکی از معماران حملات مرگبار در افغانستان شناخته می‌شد. به گفته سراج‌الدین حقانی، بیش از یک هزار انتحاری این گروه در دو دهه گذشته حمله انتحاری انجام داده‌اند.

اطلاعات بیشتری درباره نقش او در حکومت طالبان منتشر نشده است و تا کنون اطلاعات کمی درباره او موجود است.

با توجه به درز اختلافات میان شبکه حقانی و بدنه اصلی طالبان با محوریت قندهار، پر کردن خلاء در وزارت مهاجرین به یک آزمون جدی برای ملا هبت‌الله آخندزاده تبدیل شده است.

عدم حضور ملا هیت‌الله در مراسم خاکسپاری خلیل حقانی در پکتیا از دید بسیاری به عنوان اوج اختلاف میان او و شبکه حقانی مطرح شده است. هرچند ممکن است دلیل عدم شرکت او در این مراسم، مسائل امنیتی باشد که با کشته شدن دست‌کم دو مقام ارشد طالبان در سه سال گذشته، ناتوانی این گروه در تامین امنیت چهره‌های بلندپایه آن برجسته شده است.

رسانه هندی: وضع مالیات بر مناطق تحت کنترول حقانی‌ها باعث تنش بیشتر بین کابل و قندهار شد

۲۵ قوس ۱۴۰۳، ۰۹:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
جلیل بهفر

نشریه تحقیقی «د پرنت» هند نوشته که پیش از کشته شدن خلیل‌الرحمان حقانی، تصمیم طالبان برای وضع مالیات در مناطق تحت کنترول شبکه حقانی، که بیش از یک قرن از پرداخت آن معاف بودند، موجب افزایش تنش بیشتر بین طالبان در کابل و قندهار شده بود.

پراوین سوامی، سردبیر نشریه هندی «د پرینت» در مقاله پژوهشی خود به ساختار شبکه حقانی و روابط آن با پاکستان و غرب پرداخته است. او در این مقاله گفته که کشته شدن خلیل حقانی مانند حضور برادرش در دهه ۹۰ میلادی "تاثیرات جهانی" خواهد داشت.

پیشینه شبکه حقانی: از جهاد تا تروریزم جهانی

در این مقاله گفته شده که شبکه حقانی به‌عنوان یکی از قدرتمندترین گروه‌های شبه‌نظامی در افغانستان و پاکستان، نقشی محوری در تحولات سیاسی و نظامی منطقه ایفا کرده است. خلیل‌الرحمان حقانی، برادر جلال‌الدین حقانی، بنیان‌گذار این شبکه و کاکای سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله حکومت طالبان، یکی از معماران حملات مرگبار در افغانستان شناخته می‌شد.

مقاله یادآور می‌شود که شبکه حقانی مسئول بیش از هزار حمله انتحاری در افغانستان بوده و طی دهه‌های گذشته با حمایت اطلاعات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) و دریافت کمک‌های مالی و تسلیحاتی از سازمان‌های خارجی، به یک نیروی ترسناک در منطقه تبدیل شده است.

سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در سخنرانی‌ای به تاریخ ۵ حوت ۱۴۰۰ در یک گردهمایی در شهر قندهار اعلام کرد که تنها در یک و نیم دهه گذشته، ۱۰۵۰ نفر از اعضای گروه او، یعنی شبکه حقانی، حملات انتحاری انجام داده‌اند. او در این سخنرانی از طرفدارانش خواست تا مهاجمان انتحاری را فراموش نکنند.

تاریخچه همکاری با گروه‌های افراطی

بر اساس این مقاله، همکاری شبکه حقانی با گروه‌های افراطی ریشه‌ای عمیق دارد. در فبروری ۱۹۹۵ میلادی گروه افراطی حرکت‌الانصار که متشکل از جنگجویان سابق جهاد افغانستان بود، حمله‌ای مرگبار را در کراچی ترتیب داد. این گروه تحت فرماندهی جلال‌الدین حقانی رهبر این شبکه فعالیت می‌کرد و هدفش گسترش «جهاد دایمی» در منطقه بود.
امریکایی‌ها در آن زمان تلاش کردند تا جلال‌الدین حقانی را متقاعد کنند که اسامه بن‌لادن، رهبر القاعده را تحویل دهد، اما او این درخواست را با خونسردی رد کرد.

نبرد قدرت در درون طالبان

نویسنده مقاله به اختلافات داخلی طالبان پیش از کشته شدن خلیل‌الرحمان حقانی اشاره می‌کند؛ از جمله به انتقاد سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله طالبان از هبت‌الله آخندزاده رهبر این گروه که مخالفان این گروه را تکفیر کرده و آنان را «کافر» نامیده است.

همچنین، تصمیم طالبان برای وضع مالیات در مناطق تحت کنترول شبکه حقانی که بیش از یک قرن معاف بودند، تنش‌های اقتصادی و قدرت‌طلبی میان دو جناح را تشدید کرده بود. به باور نویسنده این اختلافات ایدئولوژیک و اقتصادی، به بی‌ثباتی درونی طالبان و تقویت احتمالی گروه‌های افراطی مانند داعش منجر می‌شود.

در مقاله آمده است که شبکه حقانی که زمانی توسط یک افسر ارشد استخبارات امریکا به عنوان «بازوی واقعی» سازمان استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) توصیف شده بود، اکنون به نظر می‌رسد که از کنترول اسلام‌آباد خارج شده است.

نویسنده می‌افزاید اسلام‌آباد از ناکامی شبکه حقانی در میانجیگری برای برقراری آتش‌بس میان تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) و حکومت پاکستان ناخوشنود است.

ترور خلیل حقانی: مرگ در سایه اختلافات داخلی و دشمنی‌های قدیمی

خلیل‌الرحمان حقانی در یک حمله انتحاری که گروه داعش مسئولیت آن را برعهده گرفت، کشته شد.

نویسنده مقاله اشتراک نکردن هبت‌‌الله آخندزاده، رهبر گروه طالبان، در مراسم تشییع جنازه و مراسم فاتحه‌خوانی خلیل‌الرحمان حقانی را نشان‌دهنده تضاد دیرینه و تشدید اختلافات درون‌گروهی طالبان می‌داند.

رابطه پنهان با داعش: اتحادهای موقت و رقابت‌های مرگبار

در این گزارش به توافقات پنهانی شبکه حقانی با گروه داعش نیز اشاره شده است.
گفته شده است که این دو گروه در سال ۲۰۱۷ در منطقه زابل افغانستان به توافق رسیده بودند که با یکدیگر در انجام حملات انتحاری در کابل همکاری کنند.

آقای سوامی معتقد است که در سال ۲۰۱۸ شبکه حقانی میان داعش و سازمان اطلاعات نظامی پاکستان «توافقی مخفیانه» برقرار کرد که به داعش اجازه می‌داد در خاک پاکستان فعالیت کند، به شرط آنکه از انجام حملات در پاکستان خودداری کند.

پیامدهای جهانی ترور خلیل حقانی

در مقاله می‌خوانیم که کشته شدن خلیل‌الرحمان حقانی صرفاً یک انتقام‌جویی تروریستی نبود، بلکه در سایه کشمکش‌های قدرت در داخل گروه طالبان رخ داده است. این رویداد می‌تواند به تشدید اختلافات داخلی طالبان منجر شود و داعش از این فرصت برای گسترش نفوذ خود در افغانستان و فراتر از آن بهره‌برداری کند.

نویسنده مقاله معتقد است که ترور خلیل‌الرحمان حقانی، مشابه با ظهور برادرش جلال‌الدین حقانی در دهه‌های گذشته، می‌تواند پیامدهای بین‌المللی داشته باشد.
گفته شده که با توجه به سوابق طولانی شبکه حقانی در همکاری با گروه‌های تروریستی و رابطه متناقض با قدرت‌های منطقه‌ای، تحولات جدید احتمالاً تأثیر مستقیمی بر امنیت جهانی خواهد گذاشت.

نتیجه‌گیری: آینده‌ای مبهم برای افغانستان و منطقه

در مقاله آمده است که ترور خلیل‌الرحمان حقانی و افزایش تنش‌های درونی طالبان نشان‌دهنده نبرد قدرتی بی‌پایان در افغانستان است که پیامدهایش محدود به مرزهای این کشور نخواهد ماند.

مقاله هشدار می‌دهد که قدرت‌گیری دوباره شبکه‌های تروریستی در افغانستان و عدم کنترول طالبان بر گروه‌های افراطی، می‌تواند این کشور را به کانون بحران‌های جدید جهانی تبدیل کند.

در پایان نویسنده این مقاله تأکید می‌کند که کشمکش‌های داخلی طالبان، بازی‌های اطلاعاتی منطقه‌ای و رابطه پیچیده با پاکستان، همه عواملی هستند که آینده امنیتی منطقه را با ابهام و خطر مواجه می‌کنند. داعش نیز با سوءاستفاده از خلأ قدرت در افغانستان، در تلاش برای ایجاد پایگاه‌های جدید و گسترش حملات تروریستی در سطح جهانی است.

تبعات کشته‌شدن ستون اصلی شبکه حقانی

۲۱ قوس ۱۴۰۳، ۲۲:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

خلیل‌الرحمان حقانی، وزیر مهاجرین و عودت‌کنندگان طالبان، ساعت ۲ بعد از ظهر چهارشنبه در یک حمله انتحاری در کابل جان باخت. مهاجم انتحاری، پس از عبور از پاسگاه‌های امنیتی، خود را به مقر وزارت رسانده و منتظر حقانی بود.

وقتی حقانی از موتر حاملش پایین شد و با حاضران احوال‌پرسی کرد، مهاجم که ظاهرا یک دست و پایش قطع بود، خود را به او رسانده و جلیقه انتحاری جاسازی‌شده در بدنش را منفجر کرد.

در این رویداد، شماری از محافظان حقانی و کارمندان وزارت مهاجرین نیز کشته و زخمی شدند. ساعاتی بعد، داعش مسئولیت این حمله را برعهده گرفت. سخنگوی طالبان اما پیش از اعلام داعش، این حمله را کار «خوارج» خوانده بود. طالبان از گروه داعش با عنوان «خوارج» یاد می‌کنند.

خلیل‌الرحمان حقانی، دومین و بلندپایه‌ترین مقام طالبان است که طی سه سال اخیر ترور شده است. پیشتر، داوود مزمل، والی طالبان در بلخ، نیز در حمله مشابهی در مقر ولایت کشته شده بود که مسئولیت آن را نیز داعش پذیرفت.

فرد اول شبکه حقانی

گرچه به‌صورت رسمی، سراج‌الدین حقانی رهبر شبکه حقانی محسوب می‌شود، اما ستون اصلی این شبکه خلیل‌الرحمان حقانی بود. هنگامی که سراج از صحنه غایب بود، خلیل حقانی مسئولیت مدیریت ارتباطات، منابع و فعالیت‌های سیاسی و نظامی این شبکه را به عهده داشت. جایگاه ویژه او در مشرقی به ویژه در میان قوم زدران نیز به قدرت و نفوذش می‌افزود.

حقانی فردی سرزنده، جاه‌طلب و قدرت‌طلب بود. او از نخستین رهبران طالبان بود که پس از پیروزی این گروه به کابل آمد و مدیریت اوضاع را به دست گرفت. در جریان تقسیم کرسی‌های دولتی، او به‌شدت با جناح قندهار کشمکش داشت. گزارش‌هایی از درگیری فیزیکی وی با ملابرادر نیز منتشر شد.

در نتیجه این جاه‌طلبی‌ها، شبکه حقانی توانست سهم قابل توجهی را در کرسی‌های دولتی در کابل و ولایات به دست آورد.

مرگ خلیل حقانی، ضربه سنگینی به شبکه حقانی وارد کرد. این شبکه، یک عنصر کلیدی و یک چهره بانفوذ و تاثیرگذار خود را از دست داد. او به دلیل سن و سال و تجربه طولانی جنگ- چه در دوره جهاد برضد شوروی و چه در جنگ ۲۰ ساله- مهره اثرگذار قومی و نظامی بود. چنین افرادی در ساختارهای سنتی و قبیله‌ای طالبان، نقشی مهمی ایفا می‌کنند.

بدگمانی میان طالبان

قتل خلیل‌الرحمان حقانی در شرایطی رخ داد که اختلافات داخلی طالبان آشکارتر شده است. رهبر شبکه حقانی بارها از «انحصار قدرت» و «تکبر» جناح قندهار انتقاد کرده‌ است. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که این دو جناح در موضوعاتی مانند تحصیل زنان نیز دچار اختلاف شده‌اند.

برخی از اعضای طالبان معتقدند که سیاست‌های رهبر این گروه، طالبان را به انزوای بیشتر کشانده و بقای آن را تهدید می‌کند. از سوی دیگر، رهبر طالبان نیز به‌مرور، اختیارات و صلاحیت‌های شبکه حقانی را محدود کرده است. چنانچه، صلاحیت سراج الدین حقانی در توزیع سلاح سلب شده است.

در چنین فضایی، این رویداد بر تنش و بی‌اعتمادی میان جناح‌های داخلی طالبان خواهد افزود. شبکه حقانی، که با نحوه اجرای حملات انتحاری آشناست، به‌خوبی می‌داند که انجام چنین حمله‌ای بدون هماهنگی داخلی بعید است.

در گذشته نیز گرچه داعش مسئولیت برخی حملات را برعهده می‌گرفت، اما اطلاعات نهادهای امنیتی حکومت پیشین نشان می‌داد که این حملات اغلب توسط شبکه حقانی طراحی و اجرا می‌گردید. اکنون نیز رهبران شبکه حقانی احتمالا با سوظن بیشتری به جناح قندهار نگاه خواهند کرد.

به نظر می‌رسد که پس از این رویداد، تنش‌ها و اختلافات و بی اعتمادی درونی بین طالبان بالا رود. رهبران طالبان پس از این از سایه خود هم می‌ترسند.

نفوذ داعش در درون طالبان

پذیرش مسئولیت این حمله از سوی داعش، نکته دیگری را نیز برجسته می‌کند: نفوذ این گروه در ساختارهای امنیتی طالبان. این حمله نشان می‌دهد که داعش موفق شده در میان طالبان نفوذ کرده و از نیروهای آن سربازگیری کند.

احتمالاً، برای یک مهاجم انتحاری دشوار است که بدون همکاری داخلی و کمک شبکه‌هایی در درون طالبان، به یکی از چهره‌های برجسته این گروه دسترسی پیدا کند. این امر، صحت گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد را که پیش‌تر از نفوذ داعش در نهادهای امنیتی طالبان هشدار داده بود، تایید می‌کند.

این در حالی است که طالبان در واکنش به نگرانی‌های بین‌المللی مدعی بودند که داعش سرکوب شده و توانایی احیای مجدد را ندارد.

تضعیف شبکه حقانی

خلیل‌الرحمان حقانی پس از پیروزی طالبان، به‌عنوان چهره‌ای مصلح و میانه‌رو ظاهر شد. او با رهبران حکومت پیشین در تماس بود و برای ختم دشمنی‌ها پیام‌هایی ارسال می‌کرد.

پس از سقوط کابل، او نخستین چهره برجسته طالبان بود که وارد پایتخت شد. حقانی به خانه عبدالله عبدالله، رئیس شورای مصالحه پیشین رفت و در جمع مقامات سابق، ازجمله حامد کرزی، اعلام کرد که جنگ پایان یافته و جان و مال‌ شما در امان است. او در شرایط پر اضطراب که برخی جناح‌های طالبان در پی انتقام‌گیری از کرزی و فرماندهان نظامی جنوب بودند، در تامین امنیت آنها نقشی پر رنگ بازی کرد.

شبکه حقانی با مرگ خلیل ‎الرحمان، یکی از چهره‌های برجسته سیاسی–نظامی خود را از دست داد؛ کسی که در جنگ و مذاکرات سیاسی پیشگام بود.

حذف خلیل حقانی، ضربه بزرگی به شبکه حقانی و شخص سراج است که در رقابت با جناح قندهار قرار دارد. بعید نیست که ترور کاکای سراج بدگمانی را نسبت به جناح قندهار بیشتر کرده و فاصله را زیادتر سازد.

طالبان کوشیده اند که وحدت درونی خود را به نمایش گذاشته اما اظهارات متناقض و کنایه‌آمیز مقام‌های ارشد این گروه، به ویژه سراج الدین حقانی، نسبت به یک دیگر گوشه‌ای از اختلاف‌های داخلی را آشکار کرده است.

رهبری طالبان تمایلی به رفتار و اطلاع رسانی شفاف ندارد. شفافیت و حسابدهی می‌تواند برای شبکه حقانی نشان دهد که در پشت ترور وزیر مهاجرین، داعش است و نه دست پیدا و پنهان حلقه قندهار. باید دید که آیا طالبان به روش دیگر حکومت‌ها کمیسیونی برای رسیدگی به این ترور تشکیل می‌دهد یا به انداختن مسئولیت قتل حقانی به دوش داعش بسنده می‌کند.

احتمالا، مخفی‌کاری به تردید و بدبینی در میان طالبان دامن زند. بدبینی حلقه حقانی به تنهایی گروه ظاهرا یک‌پارچه و منسجم طالبان را به چند دسته تقسیم نخواهد کرد اما رقابت برسر قدرت و دنبال کردن برنامه‌ها و اهداف متفاوت با این بدبینی تقویت خواهد شد.

چه کسی حقانی را ترور کرد؟

۲۱ قوس ۱۴۰۳، ۱۲:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
بسم‌الله تابان

برای دستیابی به تمامی جزئیات پیرامون نحوه ترور خلیل‌الرحمن حقانی هنوز بسیار زود است. با این حال، بر اساس داده‌های موجود و تحلیل شرایط پیش از این رویداد، می‌توان سه سناریو از دیدگاه نظری و دو تاکتیک از نظر اجرایی را مورد بررسی قرار داد.

۱. سایه هبت‌الله آخندزاده

اعضای شبکه حقانی، به‌ویژه سراج‌الدین حقانی، وزیر امور داخله طالبان، گاهی انتقادهایی به تصمیم‌های هبت‌الله آخندزاده وارد کرده‌اند. این انتقادها نشان‌دهنده اختلافات جدی در دیدگاه‌ها و حتی سرپیچی از دستورات هیبت‌الله آخندزاده بوده است.

به‌عنوان مثال، عدم رعایت دستور هیبت‌الله درباره تصویربرداری و عدم اجرای فرمان او درباره دیپوها (ذخایر مهمات) از جمله این موارد است.

در آخرین مورد، سراج‌الدین حقانی به‌طور تلویحی از هبت‌الله آخندزاده انتقاد کرد و نشان داد که قصد دارد به‌عنوان فردی مستقل در رژیم طالبان جایگاه خود را تثبیت کند.

با توجه به روحیه دیکتاتورمآبانه هیبت‌الله آخندزاده، چنین سرپیچی‌هایی از سوی حقانی برای او غیرقابل تحمل به نظر می‌رسد. بنابراین برخی از ناظران معتقدند که ممکن است هبت‌الله آخندزاده برای نشان دادن قدرت خود و هشدار جدی به سراج‌الدین حقانی، کاکای او را ترور کرده باشد تا به او نشان دهد که باید در گفتار و رفتار خود محتاط‌ باشد.


۲. داعش

شاخه خراسان داعش به‌عنوان یک گروه فعال تروریستی در افغانستان بارها مسئولیت اقدامات علیه افراد بلندپایه طالبان را برعهده گرفته است. ترور مولوی داوود مزمل، والی طالبان در بلخ، و ترور نثار احمد احمدی، معاون والی طالبان در بدخشان از نمونه‌های آن است.

در مورد خلیل‌الرحمن حقانی، با اینکه گفته می‌شود شبکه حقانی با افراد داعش رابطه حسنه‌ای دارد، اما امکان اینکه داعش اقدام به چنین عملی کرده باشد، دور از تصور نیست.

۳. رقابت خانوادگی

رقابت درونی میان اعضای خانواده حقانی برای کنترول کامل بر این شبکه قدرتمند «تروریستی»، با منابع مالی گسترده و روابط عمیق با جهادگران منطقه، همواره مطرح بوده است. بحث «مشر» بودن میان خلیل‌الرحمن و سراج‌الدین نیز یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز بوده است.

در ماه‌های پیش از سقوط جمهوری افغانستان، خلیل‌الرحمن حقانی بیشتر از گذشته فعال شده و روابط گسترده‌ای با برخی از شخصیت‌های کابل و نفوذی‌های محلی در ولایات جنوب شرقی و اطراف کابل ایجاد کرده بود.

این موضوع برای سراج‌الدین حقانی خوشایند نبود، اما به دلیل روابطی که سراج‌الدین حقانی با قندهار داشت و عنوان «خلیفه» که برای خود ساخته بود، توانست نقش جدی‌تری در رژیم طالبان به دست آورد.

سراج‌الدین حقانی همواره خلیل‌الرحمن حقانی را مزاحمی در برابر تسلط بی‌چون‌ و چرای خود بر شبکه حقانی می‌دانست. شرایط ایجاد شده ممکن است به سراج فرصت داده باشد تا با حذف کاکای خود، قدرت خود را تثبیت کند و تصمیم‌های خود را بدون مزاحمت او اجرا کند.

از منظر تاکتیکی

ترور خلیل‌الرحمن حقانی در یکی از محافظت‌شده‌ترین مکان‌ها که تحت نظارت او بود، رخ داده است. بر اساس اطلاعات موجود، تمامی محافظان وزارت و شخص خلیل‌الرحمن حقانی از قوم زدران و از افراد کاملاً مورد اعتماد او بودند.

تدابیر امنیتی جدی در ورودی و داخل وزارت برقرار بود و تمام افرادی که قصد ملاقات او را داشتند، چندین بار مورد بازرسی بدنی قرار می‌گرفتند.

خلیل حقانی نیز به دلیل رقابت‌ها و تهدیدهای امنیتی، همواره دو قبضه سلاح (یک تفنگچه کمری و یک میل گرینوف روسی و اخیرا ام ۱۶ امریکایی) همراه خود داشت.

این تدابیر امنیتی نشان می‌دهد که حمله احتمالاً توسط یکی از نزدیکان او یا با همکاری افراد حلقه نزدیکش صورت گرفته باشد. زیرا نفوذ به این سطح از امنیت بسیار دشوار بود، مگر اینکه داخل حلقه حفاظتی او رخنه‌ای وجود داشته باشد.

در نهایت، می‌توان گفت که هر اتفاقی که رخ داده باشد، چه در چارچوب سناریوهای مطرح‌شده و چه خارج از آن، بدون همکاری حلقه امنیتی نزدیک به خلیل‌الرحمن حقانی ممکن نبوده است.

بیم و امید از سرنگونی رژیم اسد؛ از خطر داعش تا درگیری‌های فرقه‌ای و جنگ قدرت

۱۹ قوس ۱۴۰۳، ۲۳:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

با وجود استقبال محتاطانه از سقوط رژیم بشار اسد، بسیاری از کشورها از بازگشت دوباره داعش، درگیری‌های فرقه‌ای میان شورشیان افراط‌گرا و شروع جنگ داخلی دیگر در این کشور نگران اند.

نیروی اصلی شورشیان که به حکومت ۵۰ ساله خاندان اسد پایان داد، هیئت تحریر شام است؛ گروه افراط‌گرای سنی که پیش‌تر با القاعده همکاری داشته است.

کشورهای غربی و عربی بیم دارند که شورشیان تحت رهبری هیئت تحریر شام، حکومتی اسلام‌گرای سخت‌گیر و ناکارآمد در جلوگیری از ظهور مجدد داعش و گروه‌های تندرو ایجاد کند.

پراکندگی و فقدان برنامه

با وجود تلاش شورشیان برای مدیریت مرحله گذار با همکاری بقایای رژیم اسد، یک دیپلومات ارشد غربی در این باره گفت که شورشیان، به دلیل پراکندگی و نبود برنامه‌ریزی، آمادگی لازم برای اداره کشور را ندارند.

او افزود: «ساختار پیچیده سوریه با اقوام و فرقه‌های مختلف و پایگاه‌های قدرت محلی، اداره کشور را به چالشی عظیم تبدیل کرده است.»

این دیپلومات همچنین ابراز نگرانی کرد که هرج‌ومرج در سوریه می‌تواند زمینه را برای بازگشت گروه‌های افراط‌گرا مانند داعش فراهم کند.

داعش در سال ۲۰۱۴ بخش‌های وسیعی از سوریه و عراق را تصرف کرده و خلافتی خودخوانده تشکیل داد، اما در سال ۲۰۱۹ توسط ائتلاف به رهبری امریکا شکست خورد و از این مناطق اخراج شد.

جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا، روز یکشنبه از سقوط رژیم بشار اسد استقبال کرد اما هشدار داد که این رویداد، لحظه‌ای «سرشار از خطر و عدم اطمینان» است.

رقابت میان شورشیان

اپوزیسیون سوریه طیف وسیعی از گروه‌ها، از جمله گروه‌های میانه‌رو مانند ارتش ملی سوریه تا عناصر جهادی در هیئت تحریر شام را شامل می‌شود که هرکدام دیدگاه خاص خود را برای آینده سوریه دارند؛ برخی از دموکراسی سکولار سخن می‌گویند و برخی دیگر حکمرانی اسلامی را ترجیح می‌دهند.

عبدالعزیز الساجر، رئیس مرکز پژوهش‌های خلیج فارس، گفت: «هرکدام از این گروه‌های شورشی تلاش می‌کنند برتری پیدا کنند و قدرت را به‌دست گیرند. همه فکر می‌کنند می‌توانند بشار اسد دیگری باشند و هرکدام وفاداری خود را به کشورهای خارجی تامین‌کننده منابع مالی‌شان نشان می‌دهند.»

او افزود: «اگر تلاش‌های سازمان ملل یا کشورهای منطقه برای متحد کردن این گروه‌ها صورت نگیرد، آن‌ها درگیری‌های شدیدی خواهند داشت.»

نیروهای تحت حمایت ترکیه در شمال سوریه تسلط دارند، در حالی که گروه‌های کرد همسو با ایالات متحده، مانند نیروهای دموکراتیک سوریه، بر مناطق شمال شرقی حاکم اند.

در نشانه‌ای از تنش میان این گروه‌ها، ارتش ملی سوریه تحت حمایت ترکیه، مناطقی از جمله شهر تل‌رفعت را در جریان حمله اخیر از نیروهای کرد تصرف کرد. یک منبع امنیتی ترکیه روز یکشنبه اعلام کرد که شورشیان وارد شهر منبج شده و نیروهای کرد را به عقب رانده‌اند.

انتقالی منظم یا هرج‌ومرج

با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که انتقالی منظم همچنان ممکن است. آن‌ها به نهادهای دولتی منظم در دمشق اشاره می‌کنند که همچنان توانایی انجام وظایف خود را دارند.

همچنین، تجربه شورشیان در اداره مناطقی که طی بیش از یک دهه در اختیار داشته‌اند، نشان می‌دهد که آن‌ها می‌توانند حکومت کنند. ائتلاف شورشی به رهبری هیئت تحریر شام هنگام تصرف حلب، دومین شهر بزرگ سوریه، به‌طور خاص تلاش کرد اعضای نیروهای امنیتی را مورد عفو قرار دهد و وعده داد که اقلیت‌ها در این مناطق مصون خواهند بود.

حسن حسن، کارشناس گروه‌های اسلام‌گرا در خاورمیانه، گفت: «در میان اقلیت‌ها نگرانی‌هایی وجود دارد که اکنون شورشیان دمشق را تصرف کرده‌اند.»

او افزود: «هنوز مشخص نیست چه اتفاقی خواهد افتاد، به‌ویژه در زمینه تاثیرات دینی و نحوه تحول قوانین اسلامی.»

تحقیر ایران و روسیه

ایران و روسیه که طی ۱۳ سال با حمایت‌های نظامی و مالی رژیم اسد را سرپا نگه داشته بودند، اکنون با پیامدهای گسترده سقوط ناگهانی او مواجه‌اند.

مسکو که به اسد و خانواده‌اش پناه داده است، دو پایگاه نظامی اصلی در سوریه دارد که مهم‌ترین جای پای روسیه در خاورمیانه محسوب می‌شود. پایگاه دریایی طرطوس، در دریای مدیترانه، نقطه‌ای کلیدی برای انتقال پیمانکاران نظامی به افریقا و بازگشت از آن به‌شمار می‌رود.

ناکامی کرملین در جلوگیری از سقوط سریع اسد، محدودیت‌های قدرت روسیه در بحبوحه جنگ اوکراین را نمایان کرد و نفوذ بین‌المللی این کشور را کاهش داد.

اسوشیتدپرس نوشت که سقوط سریع اسد، ضربه سنگینی به پوتین وارد کرد، آن هم در شرایطی که او آماده تعامل با حکومت جدید امریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراین می‌شد. بسیاری از ناظران معتقدند که از دست دادن تنها متحد روسیه در خاورمیانه، اعتبار جهانی کرملین را تضعیف کرده و ممکن است موضع پوتین را در مذاکرات احتمالی بر سر اوکراین ضعیف‌تر کند.

برای تهران، اتحاد با اسد که از اقلیت شیعه علوی بود، اهرمی استراتژیک در خاورمیانه‌ای عمدتا سنی‌مذهب و بدبین به ایران به‌شمار می‌رفت.

فروپاشی رژیم اسد، «محور مقاومت» را متلاشی کرد و توانایی تهران در حفظ ارتباط با گروه‌های نیابتی خود به‌ویژه حزب‌الله در لبنان را تضعیف کرد. یک مقام ارشد ایرانی روز دوشنبه به رویترز گفت که تهران تماس‌های مستقیم با شورشیان برقرار کرده است تا از «اقدمات خصمانه» جلوگیری کند.

جاناتان پانیکاف، معاون سابق اطلاعات ملی امریکا برای خاورمیانه گفت که سقوط بشار می‌تواند بازسازی تسلیحات حزب‌الله را دشوارتر کند و احتمال حفظ آتش‌بسی را که ماه گذشته با اسرائیل توافق شد، افزایش دهد.