• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آیا طالبان ظرفیت و استقلال لازم برای مذاکره با مخالفان و واشنگتن را دارد؟

۹ حوت ۱۴۰۳، ۲۰:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۰:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)

طالبان یک گروه فکری و عقیدتی است که برای حفظ ایدئولوژی خود، به مدت بیست سال با مردم افغانستان و جامعه جهانی جنگید. در طول این مدت، استدلال طالبان این بود که جنگ به آن‌ها تحمیل شده، زیرا از آن‌ها خواسته می‌شد چیزی را بپذیرند که برایشان غیرقابل قبول بود.

طالبان ادعا می‌کنند که از همان ابتدا آگاه بودند که سختی‌ها، مشکلات و رنج‌های زیادی در انتظارشان است، اما برای حفظ عقاید و باورهایشان، این مشکلات را پذیرفتند. مقامات طالبان در سخنرانی‌های علنی خود گفته‌اند که تمام این اقدامات را با اراده و اختیار خود انجام داده‌اند. همچنین، نحوه مذاکرات آن‌ها با امریکا و شرایطی که پذیرفتند، نشان می‌دهد که این گروه در میز مذاکره مستقل عمل می‌کند و ظرفیت گفت‌وگو را دارد.

حمایت و پناه دادن طالبان به گروه تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) نیز نشان می‌دهد که این گروه تمایلی به اقدام علیه تی‌تی‌پی ندارد و حضور آن را به نفع خود می‌داند. این امر بیانگر آن است که طالبان توانایی تصمیم‌گیری مستقل دارد. اگر این گروه بخواهد از طریق مذاکره با مخالفان داخلی و جامعه جهانی به تفاهم برسد، این امکان برای آن‌ها وجود دارد. اما به نظر می‌رسد که طالبان تمایلی به حل مشکلات با مخالفان داخلی خود ندارد و از وضعیت کنونی رضایت دارد. با این حال، طالبان برای مذاکره با کشورهای خارجی، از جمله امریکا، آمادگی خود را نشان داده و همچنان به گفت‌وگو درباره برخی مسائل امنیتی با واشنگتن ادامه می‌دهد.

گریم اسمیت، تحلیل‌گر ارشد گروه بین‌المللی بحران، با اشاره به مذاکرات گذشته طالبان می‌گوید: «اگر طالبان بخواهد مذاکره کند، قطعاً ظرفیت و استقلال لازم برای انجام آن را دارد. نمونه بارز این موضوع، توافق دوحه در سال ۲۰۲۰ با ایالات متحده است. اگرچه این توافق به‌طور کامل اجرا نشده، اما نشانه‌ای از مهارت دیپلماتیک طالبان محسوب می‌شود.»

او همچنین تأکید می‌کند: «استقلال طالبان از سوی تمامی دیپلمات‌های خارجی در کابل، به‌ویژه مقامات پاکستانی که سعی داشتند طالبان را برای اقدام علیه تی‌تی‌پی متقاعد کنند، مورد توجه قرار گرفته است.»

محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان و سراج‌الدین حقانی، وزیر امور داخله این گروه.
100%
محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان و سراج‌الدین حقانی، وزیر امور داخله این گروه.

اگر طالبان سرنگون شود، آیا پاکستان بار دیگر پناهگاه امنی برای این گروه خواهد شد؟

پاکستان با بسیاری از سیاستمداران افغانستان روابط نزدیکی داشته و همچنان با برخی از آن‌ها در ارتباط است. در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، پاکستان با اکثر گروه‌های جهادی روابط بسیار نزدیکی داشت. با ظهور جنبش طالبان، پاکستان به‌سرعت روابط خود را با این گروه برقرار کرد که این امر باعث شد روابط آن با برخی گروه‌های جهادی دیگر تیره شود.

پس از ورود ائتلاف به رهبری امریکا به افغانستان، پاکستان به دلایل مختلف روابط خود را با طالبان حفظ کرد. برخی از اعضای طالبان روابط نزدیکی با پاکستان داشتند، در حالی که برخی دیگر در زندان‌های این کشور بازداشت شدند یا حتی به امریکا تحویل داده شدند. با این حال، پاکستان به‌طور کلی روابط نزدیکی با طالبان داشت و از بازگشت مجدد آن‌ها به کابل بسیار خرسند بود. اما پس از تسلط طالبان بر افغانستان، ناامنی‌ها در پاکستان افزایش یافت.

در حال حاضر، روابط پاکستان با برخی از اعضای طالبان دچار تنش شده است، اما این به معنای قطع کامل روابط با تمامی اعضای طالبان نیست. اگر حکومت طالبان سقوط کند، پاکستان بر اساس منافع خود تصمیم خواهد گرفت. اگر حمایت از طالبان به سود منافع پاکستان باشد، احتمال دارد که این کشور بار دیگر به طالبان پناه دهد، زیرا برای پاکستان، منافع ملی در اولویت قرار دارد.

گریم اسمیت در این زمینه می‌گوید: «من در کوتاه‌مدت خطر جدی برای سرنگونی طالبان نمی‌بینم. سطح کلی خشونت در افغانستان طی سال‌های اخیر کاهش یافته است. بزرگ‌ترین تهدید برای ثبات، شاخه خراسان داعش (ISKP) است، اما تعداد و شدت حملات این گروه از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ کاهش یافته است.»

100%

نگرانی پاکستان درباره مخالفان طالبان چیست؟

پاکستان در افغانستان با انواع مختلفی از مخالفان روبه‌رو است. برخی از این مخالفان روابط نزدیکی با هند دارند و پاکستان نگران است که دهلی‌نو از افغانستان به‌عنوان ابزاری علیه اسلام‌آباد استفاده کند.

برخی دیگر از مخالفان، افغان‌هایی هستند که خواهان ایجاد یک «پشتونستان بزرگ» هستند. این گروه‌ها مستقیماً با موجودیت پاکستان مخالف‌اند، خط دیورند را به‌عنوان مرز رسمی نمی‌پذیرند و برای از بین بردن آن تلاش می‌کنند.

گروه‌های جهادی ضدپاکستانی که در افغانستان حضور دارند نیز تهدیدی جدی برای اسلام‌آباد محسوب می‌شوند. پاکستان در ۴۵ سال گذشته، به دلیل مداخلات گسترده در افغانستان، مخالفان زیادی برای خود ایجاد کرده است. افکار عمومی افغانستان نیز به‌شدت مخالف سیاست‌های پاکستان است. حتی برخی از اعضای طالبان نیز از سیاست‌های پاکستان ناراضی‌اند.

گریم اسمیت در این باره توضیح می‌دهد: «به‌طور صادقانه، من نمی‌شنوم که مقامات پاکستانی درباره مخالفان طالبان زیاد صحبت کنند. آن‌ها معمولاً درباره تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) یا چشم‌انداز تجارت منطقه‌ای صحبت می‌کنند. همچنین نگرانی‌هایی درباره جدایی‌طلبان بلوچستان دارند.»

سقوط طالبان تا چه حد دشوار است؟

در شرایط فعلی، طالبان کنترول کامل بر افغانستان دارد. سخنگویان طالبان می‌گویند هیچ نیرویی در داخل کشور توان مقابله با آن‌ها را ندارد. این گروه هیچ‌گونه مخالفت داخلی را نمی‌پذیرد و بسیاری از مخالفان آن در خارج از کشور زندگی می‌کنند.

افغانستان با فقر شدید مواجه است، فرصت‌های شغلی بسیار محدودند و مردم بیش از ۴۰ سال جنگ را تجربه کرده‌اند. در چنین وضعیتی، سرنگونی طالبان بسیار دشوار است، به‌ویژه زمانی که مخالفان اصلی آن‌ها همان سیاستمدارانی هستند که در دوران جمهوری ثروت زیادی به دست آوردند و اکنون در خارج از کشور زندگی می‌کنند. مردم دیگر به این چهره‌های سیاسی اعتماد ندارند و اگر رهبری مخالفت در اختیار آن‌ها باشد، سقوط طالبان سخت‌تر و زمان‌بر خواهد شد.

با این‌ حال، برخی از اقدامات طالبان نارضایتی گسترده‌ای در میان مردم ایجاد کرده است. اگر مخالفان داخلی از میان نسل جدید و جوانانی باشند که در جنگ‌های گذشته یا حکومت‌های پیشین نقشی نداشته‌اند، ممکن است یک حرکت مردمی سریعاً شرایط را تغییر دهد.

اما نباید فراموش کرد که طالبان یک گروه ایدئولوژیک است. سرنگونی این گروه بسیار دشوار خواهد بود و اگر قرار باشد از طریق جنگ کنار گذاشته شود، طالبان نیز برای جنگیدن آماده است.

آیا هزینه سرنگونی طالبان برای واشنگتن در مقایسه با ۲۰۰۱ متفاوت است؟

در سال ۲۰۰۱ مشکل اصلی امریکا با طالبان، حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان بود. طالبان ده‌ها گروه جهادی را پناه داده و به آن‌ها اجازه فعالیت داده بود. دلیل اصلی ورود امریکا به افغانستان نیز همین گروه‌های جهادی بودند که حملات مرگباری در خاک امریکا انجام دادند.

گریم اسمیت در این‌باره می‌گوید: «ترامپ غیرقابل پیش‌بینی است، اما انتظار ندارم که واشنگتن در این دوره از دولت خود منابعی را برای تغییر رژیم در افغانستان اختصاص دهد. دولت امریکا دلایلی برای همکاری با طالبان دارد، مانند مبارزه مشترک علیه داعش خراسان و تهدیدهای فراملیتی دیگر.»

عباس استانکزی، معین ناراضی وزارت امور خارجه در کنار دیگر رهبران طالبان
100%
عباس استانکزی، معین ناراضی وزارت امور خارجه در کنار دیگر رهبران طالبان

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

افغان‌های خارج

۹ حوت ۱۴۰۳، ۲۰:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
عارف عمار

با سقوط کابل به دست طالبان در اگست ۲۰۲۱، یکی از بی‌سابقه‌ترین موج‌های مهاجرت نخبگان سیاسی، فعالان مدنی، خبرنگاران و نیروهای دانشگاهی به کشورهای خارجی رخ داد. در پی این رویداد، عرصه سیاسی و اجتماعی افغانستان به‌یک‌باره از حضور کادرهای متخصص و نیروهای فعال خالی شد.

طالبان از این وضعیت بیشترین بهره را بردند و تاکنون توانسته‌اند بیش از سه سال در قدرت باقی بمانند.

یاسین صمیم، عضو گروه دادخواهی هزاره‌های کانادا، درباره نقش‌آفرینی افغان‌های مهاجر در کشور میزبان می‌گوید: «جامعه مهاجران افغان در کانادا ظرفیت بالایی برای فعالیت‌های مدنی و دادخواهی دارد.» حضور گسترده فعالان زن، نمایندگان پیشین پارلمان، و کنشگران جامعه مدنی و حقوق بشر در کانادا باعث شده است که در سه سال گذشته، وضعیت زنان و دختران در افغانستان به‌طور واقعی در مجامع و محافل کانادا بازتاب یابد.

برای نمونه، سازمان‌دهی تظاهرات در اعتراض به بازداشت زنان، درخواست پایان دادن به آپارتاید جنسیتی، و کمپین‌های دادخواهی برای توقف نسل‌کشی هزاره‌ها از جمله اقداماتی بوده است که در سطوح مختلف دولت کانادا مطرح شده‌اند. بااین‌حال، تعامل مهاجران بیشتر بر احزاب و نهادهای غیردولتی حقوق بشری متمرکز بوده است. این امر باعث شده که برقراری ارتباط با نهادهای قدرت محلی، از جمله شوراهای شهر و شهرداری‌ها، کمتر مورد توجه قرار گیرد و مهاجران به‌خوبی با ساختارهای قدرت محلی آشنا نشوند.

100%

چالش خلق روایت مشترک

دیاسپورای افغان در سه سال گذشته نقش اساسی در برجسته‌سازی مشکلات مردم و بازتاب اوضاع افغانستان داشته است. این ظرفیت، درعین‌حال که یک فرصت مهم است، اما در صورت عدم تغییر در اوضاع سیاسی داخل کشور، ممکن است به‌تدریج تحلیل رود. یکی از تهدیدهای جدی، سرخوردگی و نارضایتی از شرایط زندگی و معیشتی در جامعه میزبان است.

خلق یک روایت مشترک در افغانستان همواره چالش‌برانگیز بوده است. در بیست سال اخیر، مناسبات قومی گرچه عادلانه نبود، اما چترهایی وجود داشت که وحدت نسبی را حفظ می‌کرد. با سقوط جمهوریت، این چترها فروپاشیده و گفتمان‌های قومی و نژادی بار دیگر برجسته شده‌اند.

در فضای دیاسپورا، قطب‌بندی‌هایی همچون طرفداران و مخالفان جمهوریت یا طالبان محسوس است. این شکاف‌ها تأثیر منفی بر فعالیت‌های دیاسپورا گذاشته و بی‌اعتمادی میان اقوام مختلف را افزایش داده است. این مسئله توانایی دیاسپورا را برای خلق یک روایت جمعی و ملی با چالش مواجه کرده است.

شاه‌محمود میاخیل، والی سابق ننگرهار و عضو رهبری حرکت جمهوری‌خواهان افغانستان، باور دارد که دیاسپورای افغان در شرایط امروزی به‌مثابه «نیمه پر لیوان» است. او معتقد است که اگر حکومت طالبان تاکنون به رسمیت شناخته نشده، ناشی از فعالیت و مبارزات افغان‌های خارج از کشور است. ازاین‌رو، او تأکید دارد که دیاسپورای افغان باید به‌عنوان یک ظرفیت بالقوه در نظر گرفته شود.

میاخیل از پراکندگی و نبود اولویت‌بندی در میان جامعه مهاجر انتقاد دارد. به گفته او، فقدان یک چتر سیاسی کلان، بزرگ‌ترین چالش افغان‌های خارج از کشور است. علاوه بر این، او معتقد است که رسانه‌ها نیز نتوانسته‌اند یک روایت سازنده و مشترک خلق کنند. این کاستی در میان همه اقشار جوامع مهاجر افغان مشهود است.

100%

وضعیت موجود

در حال حاضر، مسیر برای همه نامشخص است. افغان‌های مهاجر میان ایده‌آلیسم و رئالیسم گرفتار شده‌اند. از یک‌سو، خواهان فعال ماندن جامعه بین‌المللی در قضیه افغانستان هستند و از سوی دیگر، هر فردی که اقدامی انجام دهد، ممکن است با اتهام «جاسوسی» مواجه شود.

میاخیل تصریح می‌کند که «هر سیاست خارجی که مشکل ما را در افغانستان حل نکند، سیاست مؤثری نیست. اگر فشار بر طالبان نتیجه ندهد، باید گزینه‌های دیگری روی میز قرار گیرد.»

زهرا جویا، مدیرمسئول رخشانه‌میدیا در بریتانیا، می‌گوید که روایت اصلی و مشترک در داخل و خارج افغانستان، آزادی، حق آموزش و امنیت است. بااین‌حال، برای اینکه این روایت به یک اهرم فشار مؤثر تبدیل شود، فعالیت‌ها و اقدامات باید از رنگ و بوی قومی فاصله بگیرد. او معتقد است که نگاه‌های قومی مانع از ایجاد تفاهم و خلق یک روایت مشترک شده است.

دیاسپورا می‌تواند نقش مؤثری ایفا کند، اما این امر مستلزم عبور از روایت‌های قومی و کنار گذاشتن نسل رهبران سیاسی کهنه است. حضور معنادار زنان در تمامی عرصه‌ها باید تقویت شود.

نسل جدید و نیروی مجرب ۲۰ سال اخیر، بیشترین ضربه را از سقوط جمهوریت متحمل شده است. اگر قرار باشد آینده افغانستان ساخته شود، باید بر همین نیروها تکیه کرد. به باور جویا، اگر جامعه مهاجر افغانستان بخواهد از بحران کنونی عبور کند، ظرفیت‌های بالقوه‌ای در میان آن وجود دارد. این امر مستلزم ایجاد مکانیزم‌هایی برای انسجام و هماهنگی است.

وی تأکید دارد که برای تحقق این هدف، ممکن است نیاز به یک فرد یا نهاد محوری باشد که بتواند جریان‌های مختلف را هماهنگ کند. همچنین، او معتقد است که باورمندی به نسل جدید باید تقویت شود، چراکه در عرصه سیاست، نسل پسین قطعاً کمتر از نسل پیشین درگیر فساد خواهد شد.

سفیر افغانستان: جهان در برابر نقض حقوق‌بشر در افغانستان بی‌تفاوت و نظاره‌گر است

۹ حوت ۱۴۰۳، ۱۹:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

سفیر افغانستان در سوئیس روز پنجشنبه در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل گفت جامعه جهانی در برابر بدتر شدن وضعیت حقوق‌بشر «بی‌تفاوت و نظاره‌گر» است. نصیر اندیشه گفت که طالبان با مصئونیت کامل به آزار و اذیت زنان ادامه می‌دهد.

پنجاه و هشتمین نشست شورای حقوق‌ بشر سازمان ملل امروز در ژنو برگزار شد. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان، گزارش انتقادی خود از وضعیت حقوق بشر در این کشور را ارائه کرد.

سفیر افغانستان تلاش جهان، از جمله سازمان همکاری اسلامی، برای تغییر سیاست طالبان را «بی‌نتیجه» خواند و گفت: «سازمان‌ها و کشورهای زیادی تلاش کردند که با امتیازات سیاسی و اقتصادی در سیاست‌های طالبان تغییری ایجاد کنند، اما نتیجه‌ای نداشته است.»

اندیشه به مسدود شدن موسسات آموزش صحی زنان اشاره کرد و گفت «طالبان دروازهای گفت‌وگو درباره این موضوعات را با جهان بسته است.»

او به پیامدهای ممنوعیت آموزش دختران اشاره کرد که از یک‌سو باعث افزایش ازدواج دختران خردسال شده و از دیگرسو ولادت در سنین پایین را افزایش داده است.
پیش از این یونیسف هشدار داده بود که کشورهای جنوب آسیا از جمله افغانستان بالاترین نرخ ازدواج دختران خردسال در جهان را دارد. در ماه عقرب سال گذشته نیز نهاد حقوق بشری موسوم به «رواداری» از افزایش ازدواج اجباری و سوءاستفاده جنسی از کودکان در افغانستان گزارش داد.
سفیر افغانستان در سوئیس کاهش کمک‌های امدادی را نیز باعث وخامت بیشتر وضعیت بشری در افغانستان دانسته است.

اندیشه گفت: «وقتی طالبان با مسئله حقوق‌بشر در افغانستان روبه‌رو می‌شود، پاسخ این گروه انکار و صحبت نکردن درباره این موضوعات است.»

به گفته او، طالبان انتقادات و درخواست‌ها درباره بهبود وضعیت حقوق‌بشر در افغانستان را «غیراسلامی و مداخله در امور داخلی افغانستان» توصیف می‌کند.

سرور دانش از طالبان خواست به جای انحصار قدرت، نظام فدرالی تشکیل دهد

۹ حوت ۱۴۰۳، ۱۸:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

محمد سرور دانش، معاون رئیس جمهور سابق افغانستان روز پنجشنبه در نشست مجمع فدرال‌خواهان افغانستان در ویانا از طالبان خواست برای پایان دادن به جنگ و منازعه در افغانستان، به جای حاکمیت «تک قومی، تک زبانی و تک مذهبی» نظام فدرالی را بپذیرد.

آقای دانش گفت: «از گروه طالبان می‌خواهیم اگر می‌خواهد جنگ و منازعه برای همیشه در افغانستان خاتمه پیدا کند، به جای تمرکز و انحصار قدرت و به جای انحصار و حاکمیت تک قومی، تک زبانی و تک مذهبی، نظام فدرالی را بپذیرد.»

این مقام ارشد دولت پیشین در ماه دلو سال ۱۴۰۲ نیز در زمان اعلام موجودیت این مجمع از طالبان خواسته بود که با پذیرفتن فدرالیسم «بزرگترین افتخار تاریخی را به‌دست بیاورد.»

آقای دانش افزوده بود در صورتی که طالبان نظام فدرالی را بپذیرد این مجمع «به تمام معنی و در تمام عرصه‌ها با طالبان همکاری خواهد کرد.»

او گفت که هر گروه یا نظام دیگری که با «تمرکز، استبداد و انحصار» عمل کند و فدرالیسم را نپذیرد این مجمع در مقابل آن مبارزه سیاسی خواهد کرد.

آقای دانش که از طریق مجازی در نشست مجمع فدرال خواهان در ویانا سخنرانی می‌کرد، گفت که روند دولت-ملت سازی در افغانستان بر یک مبنای «معیوب قومیت و ادغام همه ملیت‌ها در یک قومیت» بنا شده و از این رو شکست خورده است.

دانش تضادهای قومی را منشا اصلی بی‌ثباتی در افغانستان خواند.

او بدون اشاره به گروه خاص گفت که برخی از «حلقات تشنه قدرت» تنوع و تکثر را تحمل نکردند و روند دولت ملت سازی را «بر مبنای تفکر سلطه‌جویانه و حاکمیت تک قومی و بر اساس تئوری تک ملت و تک دولت با شیوه ادغام و یکسان سازی تمام واقعیت‌ها بنا نهادند.»

آقای دانش گفت که بر همین اساس این روند در افغانستان ناکام بوده و نتوانسته است به ایجاد دولت ملی بیانجامد اما بر عکس محصول و برآیند آن دولت‌های قومی بوده است.

یکی از خواست‌های اصلی مخالفان طالبان و جامعه جهانی از طالبان تشکیل حکومت همه‌شمول در افغانستان است. بسیاری اداره طالبان را یک نظام تک گروهی متشکل از اعضای این گروه و همچنین تک قومی با سلطه اکثریت پشتون می‌دانند که در بیش از سه سال گذشته همه اقوام و مذاهب افغانستان را به حاشیه رانده است.

این در حالی است که طالبان نظام خود را همه شمول می‌خوانند و می‌گویند در آن نمایندگان اقوام مختلف حضور دارند.

این مقام ارشد دولت پیشین این اظهارات را در نشست مجمع فدرال‌خواهان افغانستان ایراد کرد که طبق اعلامیه آن با همکاری فدراسیون جهانی صلح کنفرانسی را تحت عنوان ”فدرالیسم؛ راهی به سوی عدالت اجتماعی، صلح و ثبات در افغانستان“ از ۲۷ تا ۲۸ فبروری در ویانا برگزار کرده است.

به گفته برگزار کنندگان این کنفرانس، نشست ویانا به‌هدف بررسی راهکارهای عملی و علمی برای حل بحران افغانستان، پایان دادن به دور باطل خشونت وبی‌عدالتی و جلوگیری از فروپاشی‌های مکرر از طریق استقرار نظام فدرالی کارآمد برگزار شده است.

دو افغان عضو داعش خراسان به جرم برنامه‌ریزی برای حمله به پارلمان سویدن محکوم شدند

۹ حوت ۱۴۰۳، ۱۸:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)

دادگاهی در آلمان روز پنجشنبه دو مرد افغان را مجموعاً به بیش از ۹ سال زندان محکوم کرد. این دو عضو داعش به‌دلیل برنامه‌ریزی برای حمله به پارلمان سویدن و کشتن قانون‌گذاران در واکنش به سوزندان نسخه‌هایی از قرآن در این کشور، مجرم شناخته شدند.

به گزارش اسوشیتدپرس، یکی از متهمان که ۳۰ سال دارد، به پنج سال و شش ماه زندان و دیگری که ۲۴ ساله است به چهار سال و دو ماه زندان محکوم شد. نام این دو نفر فاش نشده است.

پیشتر، مقامات آلمانی هویت این دو مرد را «ابراهیم م.گ.» و «رامین ن.» اعلام کرده بودند.

پیش از دستگیری، این دو مرد در شهر «گرا» واقع در ایالت تورینگن در شرق آلمان زندگی می‌کردند، با یکدیگر دوست بودند. دادستان‌های آلمانی گفتند که داعش خراسان در اواسط سال ۲۰۲۳ به مظنونان ماموریت داد تا در واکنش به سوزاندن قرآن در سویدن و سایر کشورها، حمله‌ای را در اروپا انجام دهند.

این افراد در ۲۹ حوت ۱۴۰۲، هنگام بازگشت از جمهوری چک، جایی که تلاش کرده بودند سلاح گرم برای حمله تهیه کنند، بازداشت شدند.

دادگاه اعلام کرد که این دو مظنون پیش از این حدود ۲ هزار و ۲۲۰ دالر را در آلمان به عنوان کمک‌های مالی برای داعش جمع‌آوری کرده بودند.

به گفته دادستان‌های آلمانی، این دو مظنون قصد داشتند با استفاده از اسلحه‌های گرم، افسران پولیس و دیگر افراد را در نزدیکی پارلمان سویدن در استکهلم بکشند.

آنان اظهار داشتند که این دو مرد تحقیقات آنلاین در مورد مکان حمله انجام دادند و تلاش‌های مکرری برای تهیه اسلحه انجام دادند، اما ناموفق بوده است.

ریچارد بنت از کشورها خواست آپارتاید جنسیتی را به عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت بشناسند

۹ حوت ۱۴۰۳، ۱۶:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

گزارشگر ویژه سازمان ملل برای افغانستان از کشورها خواست آپارتاید جنسیتی را به‌عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت بشناسند. ریچارد بنت تاکید کرد که سرکوب نظام‌مند زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، باید در چارچوب حقوق بین‌الملل مورد رسیدگی قرار گیرد.

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان در پنجاه ‌ هشتمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل که روز پنجشنبه، نهم دلو در ژنو برگزار شد با ارائه گزارش ۲۰ صفحه‌ای در مورد افغانستان گفت که وضعیت در این کشور با گذشت هر روز به ویژه برای زنان به طور چشمگیری بدتر می‌شود.

او در این گزارش گفت که شرایط در افغانستان، به‌ویژه برای زنان، روزبه‌روز وخیم‌تر می‌شود. او هشدار داده که طالبان سیاست‌های زن‌ستیزانه خود را تشدید کرده‌اند. به گفته او، نشانه‌های بیشتری از سرکوب در افغانستان دیده می‌شود.

ریچارد بنت در این گزارش از جامعه جهانی خواسته است برای بهبود وضعیت افغانستان اقدام فوری کند.

ریچارد بنت گفت که هزاره‌های افغانستان بار حملات مرگبار داعش در این کشور را به دوش می کشند.

بنت به حادثه خونین تیراندازی داعش به مردم عادی در دایکندی در ماه سنبله اشاره کرد که بر اثر آن ۱۴ هزاره کشته شدند.

او گفت که حملات داعش «نشانه‌های یک جنایت بین المللی» را در خود دارد و خواهان تحقیقات جدی تر طالبان و پاسخگویی عاملان آن شد.

او بر مشارکت برابر افغان‌ها، به‌ویژه زنان، در مذاکرات با مقام های طالبان تاکید کرد و گفت که قربانیان جنایات گذشته در افغانستان فراموش نشوند.

بنت خواستار تدوین برنامه حقوق بشری شفاف و به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی شد.

گزارش‌گر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، در این گزارش گفته است که از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، بحران حقوق بشر در افغانستان عمیق‌تر شده و سرکوب سیستماتیک زنان در این دوره شدت گرفته و با تصویب قانون «امر به معروف و نهی از منکر طالبان »، محدودیت‌های گسترده‌ای نهادینه شده است.

او گفته است این گزارش همچنین نشان می‌دهد که طالبان محدودیت‌های شدیدی بر رسانه‌ها و جامعه مدنی اعمال کرده‌اند. به گفته بنت، خبرنگاران، فعالان، دانشگاهیان و هنرمندان در معرض بازداشت و بدرفتاری قرار دارند و اقلیت‌ها همچنان با تبعیض و نبود حمایت روبه‌رو هستند.

آقای بنت در این گزارش تاکید کرده است که در مورد آموزش، ممنوعیت تحصیل دختران بالاتر از صنف ششم همچنان ادامه دارد و روش‌های جایگزین مانند مدارس دینی یا آموزش آنلاین قادر به جبران این ممنوعیت نیستند.

بنت هشدار داد که ازدواج اجباری و کار کودکان افزایش یافته و ماموران حکومت قبلی همچنان هدف انتقام‌جویی طالبان قرار دارند.

بحران انسانی و اقتصادی نیز از دیگر نگرانی‌های اصلی این گزارش است.

بنت می‌گوید: «تحریم‌های بین‌المللی، سیاست‌های طالبان، تغییرات اقلیمی و تخریب محیط‌زیست، به‌شدت بر حقوق مردم افغانستان در زمینه غذا، بهداشت و کار تاثیر منفی گذاشته است.»

او همچنین تاکید کرد که طالبان نقض حقوق بشر را انکار کرده و آن را «مسئله داخلی» یا «ضد اسلامی» می‌خوانند. او گفته که در همین حال، قوانین به‌صورت سخت‌گیرانه و ناهماهنگ، همراه با مجازات‌های بدنی و اعدام، اجرا می‌شوند.

آقای بنت با ابراز نگرانی از وضعیت افغانستان گفته است: «با وجود این شرایط، جامعه جهانی به‌تدریج در حال پذیرش عملی حکومت طالبان است، در حالی که کمک‌های بشردوستانه کاهش یافته و میلیون‌ها افغان در معرض خطر قرار گرفته اند.»

او همچنین افزوده است که بسیاری از افغان‌ها، به‌ویژه زنان، احساس می‌کنند که در تصمیم‌گیری‌های مربوط به آینده افغانستان نادیده گرفته شده‌اند و خواستار نقش داشتن در روندهای بین‌المللی مانند مذاکرات دوحه و برنامه زنان، صلح و امنیت هستند.

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، در گزارش خود فاش کرد که علاوه بر محدودیت‌های شدید بر رسانه‌ها، فعالیت‌های نهادهای جامعه مدنی در افغانستان نیز به‌شدت سرکوب شده است.
او گفته است که سازمان‌های غیردولتی اکنون فقط مجاز به فعالیت‌های بشردوستانه و توسعه‌ای هستند.

بنت در گزارش خود خاطرنشان کرده است که این محدودیت‌ها به‌شدت اعمال می‌شوند. او گفت که نمایندگان سازمان‌های غیردولتی گزارش داده‌اند که در برنامه‌های مرتبط با زنان با موانع جدی مواجه‌اند، اسناد امضاشده توسط زنان از سوی مقامات رد می‌شود و زنان شاغل در پست‌های مدیریتی مجبور شده‌اند جای خود را به مردان بدهند.

او همچنین تصریح کرد که در برخی مناطق، زنان کارمندان حتی اجازه حضور در دفاتر یا محل کار را ندارند و الزامات داشتن محرم آن‌ها را از کار کردن بازداشته است.

بنت تأکید می‌کند که این محدودیت‌ها ارایه خدمات بشردوستانه به زنان را با چالش‌های بزرگی روبه‌رو کرده است.

او به مواردی اشاره کرده که در آن‌ها کمک‌های بشردوستانه‌ای که برای زنان در نظر گرفته شده بود، به اعضای مرد خانواده آن‌ها تحویل داده شده است. نمایندگان سازمان‌های غیردولتی نیز از بازرسی‌های ناگهانی طالبان و فضای ترس و سرکوب در دفاتر خود ابراز نگرانی کرده‌اند.

بنت در گزارش خود از سرکوب آزادی بیان در افغانستان نیز انتقاد کرده و گفته است که طالبان جریان آزاد افکار هنرمندان، شاعران، نویسندگان و موسیقی‌دانان را محدود کرده‌ است.

او تاکید کرده است که بسیاری از این افراد مجبور به خودسانسوری شده‌اند، در حالی که طالبان آلات موسیقی را آتش زده و طیف گسترده‌ای از کتاب‌ها و نشریات، به‌ویژه درباره موضوعات سیاسی، توانمندسازی زنان و حقوق اقلیت‌ها، را سانسور کرده‌اند.

بنت اشاره کرد که بیش از ۴۰۰ عنوان کتاب ممنوعه به چشم می‌خورد که طالبان دلیل سانسور آن‌ها را «مغایرت با منافع و باورهای ملی»، «موضوعات بحث‌برانگیز»، «تحریک احساسات عمومی» و «تاثیر منفی بر افکار» عنوان کرده‌اند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در ادامه به نگرانی‌های گسترده درباره وضعیت دانشگاه‌ها پرداخته و گفته است که طالبان بسیاری از استادان و مدیران دانشگاهی را برکنار و آن‌ها را با افراد وابسته به خود جایگزین کرده‌اند که الزاماً صلاحیت علمی ندارند.

بنت در این گزارش به نقل از یکی از استادان دانشگاه می‌گوید که طالبان یک سیستم دوگانه در دانشگاه‌ها ایجاد کرده‌اند، به این معنا که کسانی که با آن‌ها همسو نباشند، با موانع شغلی روبه‌رو می‌شوند. به گفته او، برخی استادان حتی به‌دلیل اصلاح کردن ریش خود تحت فشار قرار گرفته‌اند تا استعفا دهند، و بسیاری از دانشگاهیان به همین دلیل کشور را ترک کرده‌اند.

بنت همچنین از تلاش طالبان برای محدود کردن تفسیرهای مختلف از اسلام خبر داده و گفته است که وزارت معارف آن‌ها دستور داده تمام کتاب‌هایی که با باورهای فقهی سنی و حنفی در تضاد هستند، از مدارس و کتابخانه‌ها حذف شوند.