• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طالبان شامل فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی امریکا می‌شود؟

جمشید یما امیری
جمشید یما امیری

روزنامه‌نگار

۱ جوزا ۱۴۰۴، ۰۷:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، روز چهارشنبه در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان اعلام کرد که ایالات متحده در حال بررسی معرفی طالبان، به‌عنوان «سازمان تروریستی خارجی» است.

هنوز مشخص نیست که ایالات متحده واقعا به‌دنبال اعلام طالبان به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی است و یا این‌که آقای روبیو زیر فشار نمایندگان مجلس، چنین مسئله‌ای را مطرح کرده است.

سقوط طالبان در دامن منطقه

این مسئله در حالی مطرح می‌شود که اخیراً روسیه طالبان را از فهرست گروه‌های ممنوعه خود خارج کرد. پس از این اقدام، برخی از مقام‌های طالبان به روسیه سفر کردند. عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی رئیس‌الوزرای طالبان، وزرای تجارت، کار و امور اجتماعی، عدلیه، معادن و پترولیم، انرژی و آب، و رئیس اداره حفاظت محیط زیست این گروه به روسیه سفر کردند. روسیه همچنین اعلام کرده که طالبان به‌زودی سفیر خود را در مسکو معرفی خواهد کرد.

همزمان، روابط طالبان با ایران و چین نیز به‌طور چشمگیری گسترش یافته است. اخیراً امیرخان متقی، وزیر خارجه و هدایت‌الله بدری، وزیر معادن طالبان، به ایران سفر کردند. پیش‌تر، مقامات ایرانی از جمله وزیر خارجه این کشور به کابل سفر کرده بودند. جمهوری اسلامی مصمم است که روابط اقتصادی و دیپلوماتیک خود با طالبان را گسترش دهد. یک مقام طالبان گفت که دو طرف ظرفیت این را دارند که حجم روابط تجاری خود را به ده میلیارد دالر در سال افزایش دهند. در حال حاضر، حجم روابط تجاری میان دو طرف حدود چهار میلیارد دالر در سال است. اکنون، امیرخان متقی در بیجنگ به سر می‌برد.

این تحرکات نشان می‌دهد که طالبان به سمت تقویت روابط با کشورهای منطقه، به‌ویژه رقبای ایالات متحده یعنی چین، روسیه و ایران، حرکت کرده است. این موضوع برای امریکا که با این کشورها در رقابت ژئوپلیتیکی است، غیرقابل قبول تلقی می‌شود.

نگاه دوگانه

سیاست امریکا در قبال طالبان و افغانستان با ابهام و دوگانگی همراه است. اخیراً شاهد رویکردهای متفاوتی از نهادهای امریکایی بوده‌ایم. وزارت امنیت داخلی امریکا اعلام کرد که شرایط در افغانستان بهبود یافته و دیگر شهروندان این کشور شرایط لازم برای حفاظت موقت در ایالات متحده را ندارند. طالبان از بیانیه وزارت امنیت داخلی امریکا استقبال کرد و از مهاجرین افغان در امریکا خواست به کشور برگردند.

در مقابل، وزارت خارجه امریکا رویکرد تهاجمی‌تری اتخاذ کرده و پیش‌تر کمک به برنامه جهانی غذا در افغانستان را متوقف کرده بود. سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفته بود که کمک‌ها به دست «طالبان تروریست» می‌رسند.

به‌رغم ابهام در سیاست خارجی ایالات متحده در قبال طالبان، حکومت جدید این کشور افغانستان را به عنوان یک مسئله کلیدی می‌بیند. دونالد ترامپ و اعضای کلیدی دولتش هرازگاهی درباره افغانستان سخن می‌زنند. ترامپ، بحث بازپس‌گیری پایگاه بگرام را بی‌وقفه در تمام سخنرانی‌های خود مطرح می‌کند. او همزمان از بازپس‌گیری جنگ‌افزارهای امریکایی از نزد طالبان سخن زده است.

وزارت دفاع امریکا روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای از تعیین یک گروه تحقیقاتی ویژه درباره خروج نیروهای این کشور از افغانستان خبر داد و گفت که عاملان خروج فاجعه‌بار پاسخگو خواهند بود.

این‌ها نشان‌دهنده اهمیت افغانستان در سیاست خارجی حکومت جدید امریکا است. با این حال، درگیری‌های روزافزون بین‌المللی سبب شده که این کشور درباره طالبان به یک جمع‌بندی نهایی نرسد. هنوز روشن نیست که امریکا چه سیاستی را در قبال طالبان روی دست خواهد گرفت.

ناامیدی از کسب مشروعیت جهانی

اگر در نتیجه بررسی‌ها، ایالات متحده تصمیم بگیرد طالبان را شامل سازمان‌های تروریستی خارجی این کشور کند، این اقدام امیدهای گروه طالبان برای کسب مشروعیت بین‌المللی و خروج از انزوای جهانی را به ناامیدی و یاس مبدل خواهد کرد. بسیاری از کشورها در تعاملات خود با طالبان به سیاست‌های امریکا توجه دارند و این اقدام می‌تواند آن‌ها را به احتیاط بیشتر وادارد.

تبعات تصمیم امریکا

طبق گزارش شورای آتلانتیک، قرار گرفتن یک گروه در فهرست سازمان‌های تروریستی امریکا سبب می‌شود که دارایی‌های گروه مسدود شود، هرگونه حمایت از آن جرم تلقی ‌شود، اعضای گروه از ورود به ایالات متحده منع ‌شوند، و قربانیان حملات تروریستی یا بازماندگان آن‌ها بتوانند علیه گروه و حامیانش اقامه دعوی کنند.

از نظر اقتصادی، این اقدام دسترسی طالبان به منابع مالی خارجی، از جمله کمک‌های بین‌المللی و تجارت آزاد را به شدت محدود می‌کند و روابط تجاری آن‌ها با کشورهای منطقه را مختل خواهد کرد. از منظر حقوقی، افراد یا نهادهایی که به طالبان کمک مالی یا لجستیکی ارائه کنند، ممکن است تحت قوانین ضدتروریسم امریکا، حتی در خارج از این کشور، مورد پیگرد قرار گیرند.

اگر ایالات متحده به چنین نتیجه‌ای برسد، نه‌تنها فشار بر طالبان افزایش خواهد یافت، بلکه متحدان این گروه در منطقه مانند ایران، روسیه و چین نیز دیگر در تعامل با طالبان دست باز نخواهند داشت.

طالبان از سال ۲۰۲۱، پس از خروج «فاجعه‌بار» امریکا از افغانستان، قدرت را در افغانستان به دست گرفته و قوانین سخت‌گیرانه و به‌شدت عقب‌مانده خود را بر مردان و زنان این کشور اعمال کرده است. طالبان در چهار سال گذشته به‌روشنی ثابت کرد که روایت‌ها درباره تغییر این گروه، از بنیاد بی‌اساس بوده است.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۴

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۵

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

مقاله حکمتیار در افغانستان اینترنشنال: عدالت، نظامی اسلامی صالح و مورد رضایت ملت می‌خواهیم

۲۶ ثور ۱۴۰۴، ۱۰:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
گلبدین حکمتیار

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، در این مقاله که دفتر او به افغانستان اینترنشنال فرستاده است، دیدگاه‌های خود را درباره درگیری اخیر هند و پاکستان تشریح کرده است.

سلسله جنگ‌های خونین میان هند و پاکستان یک بار دیگر آغاز شده است. این دو کشور قبلاً سه جنگ بزرگ و بسیاری جنگ‌های کوچک‌ را تجربه کرده‌اند که این جنگ‌ها به مسئله کشمیر مربوط می‌شد. از روزی که انگلیسی‌ها کشمیر را به دو بخش تقسیم کردند، این منطقه و مردم مظلوم آن به طور مداوم قربانی جنگ‌های خونین شده‌اند.

پس از فلسطین، فاجعه کشمیر زخم کهنه و عمیق در پیکر امت اسلامی است. اما این جنگ با جنگ‌های پیشین از این جهت تفاوت اساسی دارد که این بار هر دو طرف به قدرت‌های هسته‌ای تبدیل شده‌اند. اگر این جنگ مهار نشود و به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای بینجامد، چنین جنگی برنده‌ای نخواهد داشت و مسئولیت آن بر دوش کسانی خواهد بود که آن را آغاز کرده اند.

جنگی که منجر به جدایی بنگلادش از پاکستان شد نیز یکی از همین جنگ‌ها بود. هند عملاً در این جنگ دخیل بود. بنگلادش در سال ۱۹۷۱ از پاکستان غربی جدا شد. این جدایی بزرگ‌ترین پیروزی و دستاورد هند به شمار می‌رفت. در رابطه با این رویداد، تظاهرات وسیع و گسترده‌ای در بسیاری از کشورهای اسلامی برگزار شد. جدایی بنگلادش و دخالت هند در آن محکوم گردید.

در افغانستان نیز جنبش جوانان مسلمان تظاهراتی برگزار کرد و گردهمایی بزرگی در پارک زرنگار ترتیب داد. در آن گردهمایی، شهید انجنیر حبیب‌الرحمن سخنرانی تاثیرگذاری ارائه کرد. من در آن زمان در زندان بودم و از شرکت در آن اعتراضات و گردهمایی محروم شدم. آنچه امروز درباره بنگلادش می‌نویسم، بازتاب همان موضع‌گیری جنبش جوانان مسلمان در حدود ۵۴ سال پیش است، نه دیدگاه و یا سخن جدید.

از روز تاسیس بنگلادش، زمانی که شیخ مجیب‌الرحمن قدرت را به دست گرفت، و تا زمانی که جانشین سیاسی‌اش، دختر او شیخ حسینه، گریخت و به هند پناهنده شد—جز یک دوره کوتاه—تمام قدرت کشور در اختیار این خانواده بود و حکومت آن تحت تاثیر دهلی قرار داشت. شیخ حسینه، دختر او، پنج بار مقام صدارت را به دست آورد. سرانجام در سال ۲۰۲۴، بار دیگر قیامی علیه حکومت این خانواده آغاز شد که پس از خونریزی گسترده، معترضان توانستند به کاخ نخست‌وزیری برسند. حسینه موفق به فرار شد و در هند پناه گرفت. هند این قیام جوانان و سقوط حکومت طرفدار هند را به پاکستان نسبت داد. در نتیجه، رقابت میان پاکستان و هند وارد مرحله‌ای جدید و حساس شد.

اگرچه پاکستان در اشغال افغانستان توسط ایالات متحده همکاری گسترده‌ای داشت—نیروهای امریکایی از طریق راه‌های زمینی و هوایی از پاکستان وارد شدند—و از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ تمام تدارکات امریکا ابتدا از پاکستان و سپس از روسیه تامین می‌شد، با این حال ایالات متحده هند را بر پاکستان ترجیح می‌داد. دلیل آن این بود که هند شریک استراتژیک امریکا در برابر چین محسوب می‌شد، در حالی که پاکستان متحد چین باقی ماند.

در دوران حضور امریکا در افغانستان، هند این فرصت را یافت که حضور اطلاعاتی گسترده داشته و عملیات‌های امنیتی خود را در دو ایالت پاکستان- بلوچستان و خیبر پختونخوا- که احساس محرومیت و از دولت مرکزی شکایت دارند، برقرار کند. اگرچه گاه‌ ‌گاه در این مناطق مخالفت‌هایی با حکومت مرکزی به‌صورت‌های مختلف بروز می‌کرد، اما در طول ۲۰ سال اشغال امریکا، این مخالفت‌ها شکل جدی و مسلحانه به خود گرفت.

بیشتر پژوهشگران دلیل اصلی این وضعیت را در این می‌دانند که امریکا به هند اجازه داده بود تا به طور آزادانه فعالیت‌های اطلاعاتی خود را دنبال کند. همراه با امتیازات فراوان دیگر، امتیاز ویژه‌ای نیز به هند داده شده بود که ریاست اداره امنیت ملی افغانستان همیشه به افراد طرفدار هند واگذار شود و هند از طریق این نهاد علیه پاکستان اقدام کند. بخش بزرگی از بودجه فعالیت‌های اطلاعاتی اداره امنیت ملی علیه پاکستان توسط هند تامین می‌شد.

پس از بازگشت دوباره طالبان، و به‌ویژه پس از حوادث بنگلادش در سال ۲۰۲۴ و سقوط حکومت طرفدار هند، روابط میان دهلی و اسلام‌آباد پرتنش‌تر شد. نه‌تنها موج انفجارهای خونین، حملات، ترورها، یورش‌های گسترده به بس‌ها و قطارها، و کشتار روزانه ده‌ها نفر از شهروندان و کارکنان دولتی در بلوچستان و خیبر پختونخوا ادامه یافت، بلکه این وضعیت به دیگر ایالت‌های پاکستان نیز گسترش یافت. مقامات پاکستانی تمام این رویدادها را به راو، سازمان اطلاعاتی هند نسبت دادند، اما از انجام هرگونه اقدام مستقیم علیه هند خودداری کردند.

پس از چندین سال، این نخستین بار بود که حمله‌ای به گردشگران در کشمیر تحت کنترول هند انجام شد. هیچ‌کس مسئولیت آن را نپذیرفت. اگرچه این حمله در مقایسه با حملات گسترده‌ای که در سال‌های اخیر در پاکستان رخ داده بود کوچک محسوب می‌شد، اما واکنش هند بسیار شدید، سریع و تند بود—تا جایی که هر تحلیلگری چنین برداشت کرد که هند از پیش برای چنین حمله‌ای کاملاً آماده بود.

آنان شدت و گسترش رویدادهای امنیتی در پاکستان را مقدمه این حمله دانستند. وضعیت نشان می‌دهد که هند یک‌بار دیگر در حال آزمایش توان کامل خود است و قصد دارد بخش باقی‌مانده کشمیر را که در اختیار پاکستان است، به تصرف خود درآورد. وضعیت سیاسی پرتنش کشور، شدت و گستردگی حملات امنیتی و مسلحانه، مشکلات اقتصادی، و روابط تیره میان کابل و اسلام‌آباد دهلی را ترغیب کرده تا از این فرصت بهره ببرد و بخت خود را بار دیگر برای تصرف بخش باقی‌مانده کشمیر بیازماید.

در زمان نگارش این مقاله و در همین لحظه، آتش‌بس کامل و فوری در سطح وزرای خارجه دو کشور اعلام شد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که پاکستان عملیات‌های گسترده‌ای را به‌عنوان پاسخ انجام داد و هند نتوانست از این عملیات‌ها جلوگیری کند.

با اعلام آتش‌بس بسیاری چون من خرسند شده باشند که نمی‌خواهند شاهد جنگ خونین دیگری در این منطقه باشند و ریختن خون انسان‌های بی‌گناه و مظلوم آزارشان می دهد، تنها جنگی را مشروع می‌دانند که برای دفاع از خود و در برابر متجاوز باشد، جنگی که در آن به جان و مال هیچ انسان غیرمحارب آسیبی نرسد.

ما کشتار گردشگران در کشمیر تحت کنترول هند را به همان شیوه محکوم می‌کنیم که انفجارها در مساجد، گردهمایی‌های مردمی و حمله به بس‌ها و قطارها در پاکستان یا هر کشور دیگر را محکوم می‌کنیم. ما این اقدامات را کار جنگجویان اجیر و بی‌هدف می‌دانیم؛ قاتلان قراردادی، بی‌فرهنگ و بی‌هدفی که هر کسی می‌تواند آنان را برای اهداف پلید خود استخدام کند. هیچ مومن واقعی، مسلمان متعهد یا مبارز آزادی‌خواه صادق چنین راهی را انتخاب نمی‌کند.

همان‌گونه که ما در کشور خود خواهان عدالت، نظام اسلامی و حکومت صالح مورد رضایت ملت افغان هستیم، در همه کشورهای اسلامی نیز، از جمله کشورهای همسایه، طرفدار عدالت و مخالف ظلم هستیم. ما دفاع از حقوق را حق مسلم هر انسان می‌دانیم و دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم را وظیفه ایمانی هر مسلمان می‌شماریم.

نه باید ظلم کرد، نه باید به ظلم تن داد، و در این مبارزه دایمی میان حق و باطل باید همان روشی را به کار برد که دین و ایمان آن را تعیین کرده‌ است. ما ناامنی و جنگ در کشورهای همسایه را به همان اندازه نمی‌پسندیم که در کشور خود نمی‌خواهیم.

این جنگ نشان داد که دهلی در محاسباتش اشتباه کرده بود، و نیز همه آنانی که هند را در همه زمینه‌ها برتر و قوی‌تر از پاکستان می‌دانستند. به‌ویژه آنانی که آغاز جنگ را با شادی، کف‌زدن، اشاره‌کردن، تفسیرهای نادرست، تحلیل‌های غلط و تبلیغات دروغین در حمایت یکی از طرفین همراهی کردند، اما همه چیز برخلاف انتظار آنان پیش رفت.

ارتش پاکستان خود را در این جنگ پیروز می‌داند و پیروزی‌اش را با تظاهرات گسترده مردمی جشن گرفت. آنان مدعی‌اند که بسیاری از هواپیماهای هند را سرنگون کرده و سامانه دفاع هوایی هند، از جمله اس-۴۰۰ را به‌گونه‌ای فلج کرده‌اند که شمار زیادی از هواپیماهای پاکستانی توانسته‌ به‌طور هم‌زمان در ده‌ها شهر علیه اهداف مهم عملیات موفق انجام دهند و سالم بازگردند.

در سوی دیگر، هند این ادعا را رد می‌کند و حتی پس از آتش‌بس نیز تهدید به ادامه «عملیات سیندور» می‌کند.

ما به حال بد کسانی ابراز تاسف می‌کنیم که از آغاز این جنگ خوشحال اند. در میان آنان افراد و رسانه‌هایی هستند که روزی از تجاوز اتحاد شوروی به افغانستان شاد بودند و پایکوبی کردند، و بار دیگر از تجاوز امریکا. برخی از آنها در این درگیری نیز از یک طرف یا طرف دیگر حمایت کردند بدون ‌آنکه درک کنند آتش و دود این جنگ خونین ممکن است امروز یا فردا به افغانستان جنگ‌زده نیز برسد.

ما برادری انسانی و برابری قومی را اصول دینی می‌دانیم. احزاب و جنبش‌هایی که بر پایه قومیت یا منطقه‌گرایی بنا شده‌اند، با این اصول در تضادند. اقوام محروم حق دارند برای دستیابی به حقوق خود مبارزه کنند و هر مسلمان موظف است که از مظلوم حمایت کند، اما این مبارزه نباید با شعارها و راهبردهایی همراه باشد که موجب نفرت و دشمنی میان اقوام برادر شود و به تقسیم و تجزیه ملت‌ها و کشورها بینجامد.

حق خود را مطالبه کن و برای تحقق آن مبارزه کن—اما در صفوف فراگیر ملت و با شعار وحدت و همبستگی. مسلمان نمی‌تواند و ایمانش به او اجازه نمی‌دهد که از حزبی یا حرکتی که شعار جدایی‌طلبی و تجزیه‌طلبی می‌دهد، حمایت کند. جنبش‌ها و شعارهای قومی از سوی قدرت‌های استعماری برای تجزیه ملت‌ها در مستعمرات شان طراحی شده‌اند. اسلام ملی‌گرایی قومی، شعارهای قومی، تعصب قومی و دعوت به چنین تعصباتی را محکوم می‌کند.

قرآن می‌گوید مخالفت با هر پیامبری از سوی اقوام جاهلی صورت گرفت که به پیامبر گفتند: «ما نمی‌توانیم دین نیاکان خود را برای تو رها کنیم؛ آنچه تو می‌گویی نو و بیگانه است و ما آن را در دین پدرانمان نمی‌یابیم.»

تقسیم مردم بر پایه قومیت و منطقه‌گرایی و ترجیح یک گروه بر گروه دیگر، از نظر دینی حرام و از نظر عقلانی، ناعادلانه، غیرانسانی و زیان‌بار است. هر جنبش و مبارزه هدفمندی باید بر پایه اصول حق و باطل، ظلم و عدل، و نیکی و بدی بنا نهاده شود، نه بر تفاوت‌های قومی و منطقه‌ای.

در پاکستان، جنبش آزادی‌بخش بلوچ، جنبشی است خواهان جدایی از پاکستان و تاسیس یک کشور مستقل بلوچ است، نه جنبشی برای پیوستن به کشوری دیگر. شما حتماً می‌دانید زمانی که بریتانیا از این منطقه عقب‌نشینی کرد، بلوچ‌ها را به سه بخش (افغانستان، پاکستان و ایران) تقسیم ساخت، دقیقاً به این دلیل که آنان با بریتانیا جنگیده بودند. همان‌گونه که مسلمانان هند را به سه بخش تقسیم کردند: پاکستان شرقی، پاکستان غربی، و مسلمانانی که در هند باقی ماندند. با کشمیری‌ها هم همین کار را کردند، آنان را به دو بخش تقسیم نمودند و با پشتون‌ها نیز چنین کردند و خط دیورند را میان شان کشیدند. این کارها هم برای انتقام از مسلمانان و اقوامی بود که علیه بریتانیا جنگیده بودند، و هم برای ایجاد منازعات و درگیری‌های دایمی در منطقه.

هنگامی که بریتانیا تهاجم به هند را آغاز کرد، این کشور تحت سلطه مسلمانان بود. بیش از هفت قرن، مسلمانان این سرزمین را متحد نگه داشتند و در برابر همه تهاجمات از آن دفاع کردند. انگلیس ها به‌خوبی فهمیدند که اگر هند را بدون تقسیم ترک کنند قدرت دوباره به دست مسلمانان خواهد افتاد. امروز اگر کشوری مستقل به نام بلوچستان تشکیل شود، این امر به بازنگری در تمام نقشه منطقه منجر خواهد شد و بلوچ‌های ایران و افغانستان را نیز تشویق خواهد کرد تا به آن بپیوندند. این وضعیت نه برای پاکستان، نه برای افغانستان، و نه برای ایران قابل قبول خواهد بود. تنها کشوری که ممکن است چنین وضعیتی را به سود خود ببیند، هند است.

چه کسی آن‌قدر ساده‌لوح است که گمان کند اگر بلوچ‌ها تحت رهبری جنبش آزادی‌بخش بلوچ از پاکستان جدا شوند، به افغانستان یا ایران خواهند پیوست، یا به افغان‌ها فرصت تشکیل افغانستان بزرگ داده خواهد شد؟!

حقیقت چیزی جز این نیست که تجزیه پاکستان به تجدید نقشه منطقه منجر خواهد شد و مقدمه‌ای برای تجزیه افغانستان خواهد بود. هند تنها به اشغال پنجاب، سند و کشمیر بسنده نخواهد کرد، و بلوچستان و خیبر پختونخوا را نیز در سینی طلا به کابل تقدیم نخواهد کرد، بلکه در کابل نیز حکومت دست‌نشانده خود را بر سر کار خواهد آورد.

اگر هند نتواند کشورهای مستقل و نیرومندی چون بنگلادش، سریلانکا یا پاکستان را در همسایگی خود تحمل کند، چگونه خواهد توانست افغانستان مستقل و مقتدری را بپذیرد که قرن‌ها بر دهلی حکومت کرده است؟ آیا آنان هرگز سلطه غزنویان، غوریان و ابدالیان و ویرانی سومنات به‌دست آنان را فراموش خواهند کرد؟

تا زمانی که قدرت در هند در دست گروه‌های افراطی و بنیادگرای هندو باشد، نه اقلیت‌های هند به حقوق انسانی خود خواهند رسید و نه هند در همسایگی خود حکومت اسلامی، آزاد و مستقل را خواهد پذیرفت. همان‌گونه که هند عملاً در جدایی بنگلادش نقش داشت، و همچنان در دهه ۱۹۸۰ نیز از ببرهای تامیل، یک گروه اقلیت قومی حمایت مالی و نظامی می‌کرد و از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ نیروهایش در سریلانکا حضور فعال در حمایت از یک طرف و مخالفت با طرف دیگر داشت. در جریان جهاد علیه اتحاد شوروی، هند تنها کشوری در منطقه بود که از روس‌ها و کمونیست‌ها حمایت می‌کرد و با مجاهدین مخالفت داشت.

همه—چه افغان باشند و چه همسایگان ما—باید این حقیقت را درک کنند: افغانستان امروز در موقعیتی نیست که بتواند به کسی کمک نظامی یا مالی ارائه دهد. خود این کشور به کمک دیگران نیاز دارد. وضعیت آن‌چنان است که اگر نهادهای خیریه خارجی خیمه فراهم نکنند حتی نمی‌تواند به مهاجران بازگشته کمک کند. کسی که می‌خواهد راه مبارزه مسلحانه را برگزیند، باید از تجربه افغان‌ها درس بگیرد. ما کمونیست‌ها و سپس نیروهای شوروی را شکست دادیم. نیروهای شوروی ناگزیر به عقب‌نشینی شدند. این شکست و عقب‌نشینی مایوسانه، به سقوط امپراتوری مست و مغرور شوروی انجامید.

اما زمانی که نوبت به تشکیل حکومت اسلامی توسط مجاهدین رسید، همان کشورهایی که حضور شوروی در افغانستان را تهدیدی جدی برای خود می‌دانستند و از مجاهدین حمایت می‌کردند، جبهه‌ای مشترک علیه مجاهدین تشکیل دادند. همان‌گونه که واشنگتن و مسکو علیه مجاهدین موضع مشترک گرفتند و رقابت میان خود را کنار گذاشتند، ریاض، تهران و دیگر کشورهای رقیب نیز همین کار را کردند. ائتلاف جبل‌السراج علیه حزب اسلامی نیز با میانجی‌گری و حمایت دستگاه‌های اطلاعاتی همین کشورهای رقیب تشکیل شد.

امیدواریم روزی فرا رسد که عدالت واقعی و صلح پایدار در افغانستان و سراسر منطقه حاکم شود.

ترامپ در خاورمیانه چه می‌کند؟

۲۲ ثور ۱۴۰۴، ۱۵:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
پویا هاشمی

نخستین سفر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا به سه کشور ثروتمند عربی و خودداری او از سفر به اسرائيل، از احتمال بازتعریف سیاست خارجی امریکا در خارومیانه خبر می‌دهد.

دونالد ترامپ قرار است سه‌شنبه، ۲۳ ثور سفر خود به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر را آغاز کند.

رئیس‌جمهور امریکا پیشتر تصریح کرده بود که در سفر به خاورمیانه، در اسرائيل توقف نخواهد کرد.

این در حالی است که برخی از مقام‌های اسرائیلی از جمله ران دیرمر، وزیر امور استراتژیک، تلاش کرده‌اند ترامپ را به سفر به اسرائیل تشویق کنند. دیرمر در آستانه سفر ترامپ با او در کاخ سفید دیدار و درباره موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای ایران و جنگ غزه گفت‌وگو کرده است.

سفر دونالد ترامپ به خاورمیانه با انتشار گزارش‌های متعدد از اختلاف‌نظر او با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائيل بر سر مقابله با جمهوری اسلامی و نگرانی‌های مرتبط، هم‌زمان شده است.

برخی از نزدیکان رئیس‌جمهور امریکا معتقدند که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائيل، سر راه برنامه‌های ترامپ در خاورمیانه سنگ‌اندازی می‌کند.

زمانی‌که دونالد ترامپ با حوثی‌ها به توافق رسید و رئیس‌جمهور امریکا توقف حملات بر مواضع این گروه شبه نظامی را اعلام کرد، از او پرسیده شد که آیا این توافق شامل حال اسرائیل هم می‌شود یا خیر؟ ترامپ برخلاف سنت رایج روسای جمهور امریکا که حفاظت از اسرائیل را یک وجیبه اخلاقی می‌دانستند، به صراحت پاسخ داد که این موضوع مشکل او نیست.

همزمان سخنگوی حوثی‌ها هم اعلام کرده است که توافق اخیر با ایالات متحده شامل اسرائیل نمی‌شود.

این تصمیم ترامپ، که بدون اطلاع قبلی به اسرائیل اتخاذ شد، باعث نگرانی و نارضایتی مقامات اسرائیلی شده است. آن‌ها احساس می‌کنند که در تصمیم‌گیری‌های مهم منطقه‌ای نادیده گرفته شده‌اند و این موضوع می‌تواند به تضعیف روابط استراتژیک میان دو کشور منجر شود.

بر خلاف سفر ترامپ در دور نخست ریاست جمهوری‌اش که متکی بر اجرای "توافق ابراهیم" و عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل بود؛ این بار هدف سفر او اصلی به خاورمیانه بیشتر برای تقویت برنامه‌های از قبل تعریف‌شده خودش است. برنامه‌هایی که از بطن شعار «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» بیرون شده است.

100%

با این وصف، سفر دونالد ترامپ به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر به‌عنوان نخستین سفر خارجی پس از بازگشت به کاخ سفید، حامل چه پیامی می‌تواند باشد؟

دورنمای اقتصادی و تحولات ژئوپولتیکی

از اهداف سفر دونالد ترامپ به خاورمیانه، جذب سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی قابل توجه از کشورهای حوزه خلیج فارس است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی تعهد داده‌اند تا سقف ۲ تریلیون دالر در بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی، نیمه‌رسانا و مواد معدنی کمیاب سرمایه‌گذاری کنند. از جمله قراردادهای قابل توجه می‌توان به پروژه اقامتگاه دیزنی در ابوظبی و همکاری بلک‌راک با شرکت هلدینگ بین‌المللی (IHC) اشاره کرد.

اگرچه مسائل اقتصادی در اولویت‌اند اما موضوعات ژئوپلیتیکی نیز همچنان اهمیت دارند. درگیری‌های جاری در غزه، که منجر به تلفات و آوارگی گسترده شده، تلاش‌ها برای عادی‌سازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل را پیچیده کرده است.

محمد بن سلمان هرگونه عادی‌سازی روابط با اسرائيل را منوط به آتش‌بس و پیشرفت ملموس به سوی تشکیل دولت فلسطینی کرده است.

پیش از این، ایالات متحده همکاری‌های هسته‌ای با عربستان را به عادی‌سازی روابط این کشور با اسرائیل مشروط کرده بود.

اما به نظر می‌رسد که در سفر پیش‌روی ترامپ به خاورمیانه، بحث عادی‌سازی روابط عربستان سعودی با اسرائيل در حاشیه خواهد ماند.

روزنامه جروزالم پست در همین ارتباط نوشته است که سفر ترامپ بیشتر متمرکز بر توافقات اقتصادی خواهد بود و عادی‌سازی روابط اسرائیل به بحث گرفته نخواهد شد.

همزمان هویداست که عربستان سعودی بارها قبلا خواستار کمک ایالات متحده برای توسعه برنامه هسته‌ای غیرنظامی خود شده بود. خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع گزارش داده است که ایالات متحده همکاری‌های هسته‌ای خود با عربستان را نه تنها مشروط به عادی‌سازی روابط با اسرائیل نمی‌کند، بلکه در سفر پیش‌رو درباره آن گفت‌وگو خواهد شد.

تلاش برای افزایش وابستگی فناوری عربستان به امریکا

نقش عربستان سعودی پسا حملات هفتم اکتبر در خاورمیانه به طور چشمگیری در حال گسترش است. در حالیکه جمهوری اسلامی ایران تحت فشارهای شدید بین المللی و درگیر پرونده‌های پر تنش درمنطقه است، عربستان با بهره‌گیری از ابزارهای دیپلیماتیک و اقتصادی در حالی تثبیت جایگاه خود به عنوان بازیگر میانه رو در خاورمیانه به ویژه در راس کشورهای عربی است.

حملات اسرائیل بر لبنان و فروپاشی شبکه نظامی حزب‌الله، فروپاشی نظام بشار الاسد درسوریه، و تلاش‌ها برای ادغام گروه‌های مسلح شیعی در ساختار نهادهای امنیتی عراق نه تنها نفوذ جمهوری اسلامی ایران را در خاورمیانه محدود نکرد، بلکه زمینه سرمایه گذاری و نفوذ نرم عربستان سعودی شد.

روزنامه تایمز اسرائیل گزارش داد که دونالد ترامپ به وساطت محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی با رهبران فلسطین، لبنان و سوریه در ریاض دیدار کوتاه خواهد داشت. عربستان سعودی توانسته لبنان پس از حزب‌الله و سوریه پس از بشار اسد را در محوریت خود آورد؛ تحولی که توجه اداره ترامپ را جلب کرده است.

هم‌زمان پیشرفت برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان سعودی با مشارکت ایالات متحده، به‌ویژه در حوزه غنی‌سازی اورانیوم و ساخت نیروگاه‌ها، می‌تواند به ضرر چین و روسیه تمام شود، زیرا این موضوع مستقیماً منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی آن‌ها را در منطقه تضعیف می‌کند.

اکنون چین بزرگ‌ترین مشتری نفت عربستان است. اگر امریکا نقش حیاتی در برنامه‌های حیاتی هسته‌ای غیرنظامی سعودی به دست بیاورد، موازنه قدرت انرژی به نفع واشنگتن تغییر می‌کند و در بلندمدت می‌تواند توان چانه‌زنی چین را در قراردادهای انرژی عربستان کاهش دهد.

مجموعه این اقدامات نشان می‌دهد که دولت ترامپ در حال بازتعریف اولویت‌های خود در خاورمیانه است. در حالی که عادی‌سازی روابط اسرائیل و عربستان در گذشته یکی از اهداف اصلی امریکا بود، اکنون تمرکز واشنگتن بر همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با کشورهای عربی خلیج فارس است. این تغییر رویکرد می‌تواند پیامدهای مهمی برای سیاست‌های منطقه‌ای امریکا و روند صلح خاورمیانه داشته باشد.

با توجه به شواهد و گزارش‌های منتشرشده، به نظر می‌سد که دولت ترامپ در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش در حال تغییر از یک حامی مطلق اسرائیل به سوی یک شریک اقتصادی-امنیتی برای کشورهای عربی خلیج فارس است.

پایان جدی‌ترین چالش ترکیه؟؛ حزب کارگران کردستان چیست و چطور از مبارزه مسلحانه دست کشید؟

۲۲ ثور ۱۴۰۴، ۰۹:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) پس از چهار دهه مبارزه مسلحانه علیه دولت ترکیه، به‌تازگی اعلام کرد که خود را منحل کرده و به شورش خود پایان داده است؛ تصمیمی که می‌تواند نقطه پایانی بر یکی از طولانی‌ترین و خونین‌ترین منازعات منطقه باشد.

در این گزارش در مورد تاریخچه، اهداف، تحولات و نقش منطقه‌ای این گروه بیشتر بخوانید:

گروه شورشی حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) که روز دوشنبه به‌طور رسمی خود را منحل کرد، بیش از چهار دهه با دولت ترکیه جنگیده است.
عبدالله اوجالان، بنیان‌گذار این حزب که در ترکیه زندانی است، در ماه فبروری از اعضای گروه خواست تا سلاح‌های خود را زمین بگذارند و حزب را منحل کنند.
انحلال این حزب می‌تواند آغاز پایان منازعه‌ای باشد که جنوب‌شرق ترکیه را ویران کرده و پیامدهای مهمی برای سوریه و عراق خواهد داشت.

پ‌ک‌ک چیست؟
پ‌ک‌ک (حزب کارگران کردستان) یک گروه شورشی است که در سال ۱۹۷۸ توسط عبدالله اوجالان در جنوب‌شرق ترکیه بنیان‌گذاری شد و ایدئولوژی آن بر پایه افکار مارکسیستی-لنینیستی استوار است.

این گروه چه می‌خواهد؟
پ‌ک‌ک در سال ۱۹۸۴ شورش مسلحانه‌ای را علیه دولت ترکیه آغاز کرد با هدف ایجاد یک دولت مستقل کردی. اما بعداً اهداف خود را تعدیل کرده و خواستار حقوق بیشتر برای کردها و خودمختاری محدود در جنوب‌شرق ترکیه شد.
در جریان این منازعه، بیش از ۴۰ هزار نفر کشته شده‌اند که بیشترشان از اعضای این گروه بوده‌اند. بیشتر درگیری‌ها در مناطق روستایی جنوب‌شرق ترکیه که عمدتاً کردنشین است، متمرکز بود، اما این گروه همچنین حملاتی را در مناطق شهری از جمله انقره و استانبول انجام داده است.
پ‌ک‌ک در فهرست سازمان‌های تروریستی از سوی انقره، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و شماری دیگر از کشورها قرار دارد.

100%

تاریخچه این گروه چیست؟
پ‌ک‌ک تا سال ۱۹۹۸ در سوریه نیز فعالیت داشت، اما با افزایش فشارهای ترکیه، عبدالله اوجالان ناچار به فرار شد.
چند ماه بعد، او توسط نیروهای ویژه ترکیه در کنیا دستگیر و در سال ۱۹۹۹ میلادی از سوی یک محکمه ترکیه به اعدام محکوم شد.
این حکم در اکتوبر ۲۰۰۲ پس از لغو مجازات اعدام در ترکیه به حبس ابد کاهش یافت و او تاکنون در یک زندان در جزیره‌ای نزدیک استانبول زندانی است.
درگیری‌ها پس از دستگیری اوجالان کاهش یافت و این امر به عقب‌نشینی جنگجویان شورشی از ترکیه انجامید.
پس از اوج‌گیری دوباره خشونت‌ها، ترکیه و پ‌ک‌ک از اواخر سال ۲۰۱۲ وارد مذاکرات صلح شدند.
این روند در جولای ۲۰۱۵ فروپاشید و خونین‌ترین دوره منازعه را به دنبال داشت که منجر به ویرانی گسترده در برخی مناطق شهری جنوب‌شرق ترکیه شد.
در اکتوبر ۲۰۲۴، دولت باغچلی، رهبر حزب حرکت ملی‌گرا (ام‌ایچ‌پی) و متحد سیاسی رجب طیب اردوغان، انقره را زمانی شوکه کرد که پیشنهاد کرد در صورت اعلام پایان شورش از سوی اوجالان، امکان آزادی او وجود دارد.
حزب حاکم عدالت و توسعه (ای‌ک‌پی) به رهبری رجب طیب اردوغان از این پیشنهاد حمایت کرد و رهبران حزب مخالف دموکراتیک خلق‌ها (دی‌ای‌ام) که خواهان حقوق بیشتر برای کردها و خودمختاری هستند، در زندان با اوجالان گفت‌وگوهایی انجام دادند.
پ‌ک‌ک پس از این فراخوان، آتش‌بس فوری اعلام کرد و گفت آماده برگزاری یک کنگره است، همان‌گونه که اوجالان خواسته بود، اما تأکید کرد که باید شرایط امنیتی لازم فراهم شود تا اوجالان بتواند «شخصاً آن را هدایت و رهبری کند».

تمرکز اخیر درگیری‌ها کجا بوده است؟
در سال‌های اخیر، محور اصلی درگیری به شمال عراق منتقل شد؛ جایی که پ‌ک‌ک پایگاه‌هایی در مناطق کوهستانی دارد و ترکیه نیز ده‌ها پایگاه نظامی در آن‌جا ایجاد کرده است.
انقره عملیات‌هایی را علیه شورشیان در آن‌جا راه‌اندازی کرد، از جمله حملات هوایی با جنگنده‌ها و هواپیما‌های بی‌سرنشین، که بغداد آن را نقض حاکمیت خود دانسته است.
با این حال، عراق و ترکیه توافق کر‌دند همکاری ضد پ‌ک‌ک را افزایش دهند و بغداد برای نخستین‌بار این گروه را به‌عنوان یک سازمان ممنوعه اعلام کرد.
ترکیه همچنین ملیشه‌های (وای‌پی‌جی) در سوریه را هدف قرار داد و اعلام کرد آن را شاخه‌ای از پ‌ک‌ک می‌داند.
پیش از این بارها انقره عملیات‌های فرامرزی را با همکاری نیروهای متحد سوری برای عقب راندن این گروه از مرزهایش انجام داده است.
با این حال، وای‌پی‌جی نیروی پیشتاز در ائتلاف دموکراتیک سوریه است که متحد اصلی ائتلاف به رهبری ایالات متحده در جنگ با گروه داعش به شمار می‌رود.
حمایت واشنگتن از ائتلاف دیموکراتیک برای سال‌ها منبع تنش میان ایالات متحده و ترکیه بوده است.
برکناری بشار اسد، رئیس‌جمهور پیشین سوریه، در ماه دسامبر که ترکیه مدت‌ها مخالف او بود و از شورشیان سوری حمایت می‌کرد موقعیت و نفوذ انقره را در سوریه تقویت کرده است.
ترکیه خواستار انحلال وای‌پی‌جی و اخراج رهبران آن از سوریه شد و هشدار داد اگر خواسته‌هایش برآورده نشود، عملیات نظامی گسترده‌ای برای «درهم کوبیدن» این گروه راه‌اندازی خواهد کرد.
مقام‌های ترکیه، ایالات متحده، سوریه و کردها تلاش‌هایی را برای رسیدن به توافق درباره آینده جنگجویان کرد سوری انجام داده‌اند.

چرا جوانان شاد نیستند؟ دنیای آنلاین مقصر است؟

۲۲ ثور ۱۴۰۴، ۰۸:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که جوانان زمانی به شکوفایی حقیقی می‌رسند که به قول آرتور سی. بروکس، مدیر لابراتوار شادی و رهبری دانشگاه هاروارد «روابط انسانی و عشق در زندگی واقعی» را تجربه کنند. او در مقاله‌ای در نشریه آتلانتیک به این پرسش پرداخته است که چرا جوانان امروز شاد نیستند؟

بروکس مطلب را با اشاره به نتیجه جدیدترین گزارش جهانی خوشبختی و سقوط چشمگیر نارضایتی شهروندان زیر ۳۰ سال در امریکا آغاز کرده و به دنبال آن یک پرسش به‌ظاهر ساده مطرح کرده است: چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

این پژوهشگر با ابراز تردید نسبت به این رتبه‌بندی‌های جهانی خوشبختی نوشته است: نهادهای ارائه‌دهنده این گزارش‌ها همیشه با عناوین جذابی مانند «شادترین کشور جهان کدام است؟» توجه زیادی جلب می‌کنند. معمولا هم فنلاند و دنمارک در صدر فهرست‌اند و دیگر کشورهای اسکاندیناوی در رتبه‌های بعدی. این دسته‌بندی حاصل پاسخ مشارکت‌کنندگان به یک سوال خودارزیابی درباره رضایت از زندگی است. به این روش‌شناسی اعتماد چندانی ندارم چون مقایسه دقیق کشورها بر اساس چنین خودارزیابی محدودی ممکن نیست. مردم در فرهنگ‌های مختلف به شیوه‌های متفاوتی به این دست پرسش‌ها پاسخ می‌دهند.

بروکس نوشته است: «به عنوان یک محقق، چیزی که توجه و علاقه‌ام را جلب می‌کند تحولات درون کشورهاست. یک پژوهش تازه با عنوان مطالعه شکوفایی جهانی که حاصل همکاری چند نهاد و برنامه دانشگاهی از جمله همکاران من در برنامه شکوفایی بشری هاروارد، نگاهی عمیق به این موضوع و بسیاری مسائل دیگر انداخته است. مبنای این پژوهش هم خودارزیابی است اما داده‌های جامع‌تری درباره به‌زیستی گردآوری کرده است. این پژوهش طی پنج سال در ۲۲ کشور، با مشارکت بیش از ۲۰۰ هزار نفر درباره شش بُعد به‌زیستی انجام شد. از همه مهم‌تر برای من این یافته است: هرچند پریشانی عاطفی و روانی جوانان در کشورهای صنعتی و ثروتمند بیشتر است اما فقط به این کشورها محدود نمی‌شود و در سراسر جهان در حال وقوع است.»

محققان مدت‌هاست دریافته‌اند که شادی در طول عمر انسان از یک منحنی U شکل پیروی می‌کند. به این معنا که افراد در سال‌های ابتدایی زندگی شادی بیشتری گزارش می‌کنند، این روند در جوانی و میان‌سالی به‌‌تدریج کاهش می‌یابد، اما از حدود ۵۰ سالگی روندی افزایشی را در پیش می‌گیرد. دیوید جی. بلَنچ‌فلاور، اقتصاددان دانشگاه دارتموث که به همراه همکارش اندرو جِی. اُسوالد در سال ۲۰۰۸ فرضیه یو-شکل را مطرح کرد، با مطالعه ۱۴۵ کشور به این نتیجه رسید.

سمت چپ منحنیِ U نشان می‌دهد که متوسط احساس شادی در نوجوانان و جوانان به‌طور سنتی بیش از افراد میان‌سال است. اما با توجه به مستنداتی که نشان می‌دهند اختلال‌های خلقی در چند دهه گذشته میان نوجوانان و جوانان افزایش یافته، می‌توان انتظار داشت که دسته سمت چپِ منحنی در برآوردهای جدید نسبت به منحنی‌های سال‌های قبل کوتاه‌تر شود.

بروکس افزوده است: «تا حد زیادی اطمینان دارم که این دقیقا همان چیزی است که پژوهش تازه شکوفایی جهانی در ایالات متحده و سراسر جهان نشان می‌دهد: نمره شکوفایی از اوایل بزرگسالی اُفت نمی‌کند، بلکه در حال حاضر از نقطه پایین‌‌تری شروع می‌شود و همان‌طور پایین می‌ماند تا در سنین مورد انتظار افزایش یابد.»

در کنار این خبر خیلی بد، خبرهای خوبی هم هست. نظرسنجی شکوفایی یک استثنای جالب و قابل توجه در این الگوی جهانی کشف کرده است: یک انحنای U شکل متفاوت در میان جوانانی که دوستان بیشتر و روابط اجتماعی صمیمانه‌تری دارند. این منحنی به آنچه در گذشته دیده می‌شد شباهت دارد.

بروکس تاکید کرده که درباره رواج معاشرت از طریق تکنولوژی، کمبود تماس واقعی و عشق انسانی در میان جوانان عصر کنونی تحقیق کرده‌ و این یافته با نتایج پژوهش‌های او هماهنگ است؛ اینکه انسان بدون تماس و عشق واقعی به شکوفایی نمی‌رسد. این نقطه شروعی است برای درمان بیماری همه‌گیر نارضایتی میان جوانان.

به عقیده بروکس سکولاریسم فزاینده معمولا یکی از دلایل کاهش شادی در کشورهای ثروتمند غربی عنوان می‌شود. این متغیر با افزایش تعداد ناباوران یا بی‌دین‌ها -افرادی که باور یا وابستگی مذهبی ندارند- اندازه‌گیری می‌شود. در ایالات متحده جمعیتی که خود را بی‌دین می‌خوانند دو برابر شده و به ۲۹ درصد رسیده است. محققان مدت‌هاست دریافته‌اند که افراد مذهبی، به‌طور متوسط شادتر از افراد غیرمذهبی هستند.

این یعنی مردم آنچه را که سبب شادکامی‌شان می‌شود، کنار می‌گذارند. چطور می‌توان این تناقض را توضیح داد؟ محققان این فرضیه را مطرح کرده‌اند که کاهش دین‌داری تابعی از فراوانی است: با ثروتمندتر شدن جامعه، مردم کمتر مذهبی می‌شوند زیرا دیگر نیازی به آرامش و اطمینان ناشی از دین برای مقابله با مشکلاتی چون گرسنگی یا مرگ و میر زودرس ندارند.

بروکس نوشته است: «من نسبت به این روایت تردید دارم. نظرسنجی جدید، همان‌طور که انتظار می‌رفت، نشان می‌دهد افرادی که دست‌کم هر هفته در مراسم مذهبی شرکت می‌کنند هشت درصد بیشتر از افرادی که در مراسم مذهبی مشارکتی ندارند، در شاخص‌های شکوفایی نمره می‌گیرند. از سوی دیگر، یافته‌های این نظرسنجی حاکی از آن است که این تاثیر مثبت در میان ثروتمندترین و سکولارترین ملت‌ها، قوی‌تر است. این نشان می‌دهد که ثروت منبع مهمی برای آرامش معنوی نیست و اثر مثبت شرکت در مراسم مذهبی بر به‌زیستی تا حد زیادی مستقل از عوامل اقتصادی است.»

این نتیجه‌گیری بروکس را به این پرسش می‌رساند: وقتی دین در کشورهای ثروتمند رو به زوال می‌رود، مردم در این کشورها دقیقا چه چیزی را از دست می‌دهند؟ پاسخ این است: روابط اجتماعی و سرمایه اجتماعی، اما پاسخ عمیق‌تر «معنا» است؛ از مهم‌ترین ابعاد مورد اندازه‌گیری در پژوهش شکوفایی. از شرکت‌کنندگان درباره این می‌پرسیم که آیا فعالیت‌های روزانه‌شان ارزشمند می‌دانند؟ آیا هدف زندگی خود را درک می‌کنند؟ یافته‌ها نشان می‌دهند که سرانه تولید ناخالص داخلی با احساس معناداری همبستگی معکوس دارد: هر چه یک کشور ثروتمندتر می‌شود، شهروندان آن احساس بی‌معنایی بیشتری می‌کنند.

بروکس نوشته است: «پژوهشگران دیگری هم پیش‌تر این الگو را مشاهده کرده‌اند. محققانی که سال ۲۰۱۳ مقاله‌ای در مجله Psychological Science نوشتند، جامعه آماری بسیار بزرگتری شامل ۱۳۲ کشور را بررسی کرده بودند و به همان نتیجه‌ای رسیدند که ما در پژوهش شکوفایی جهانی رسیدیم. یک سوال اصلی در آن پژوهش هم این بود: «آیا هدف یا معنای مهمی در زندگی‌تان احساس می‌کنید؟» پاسخ‌دهندگان در کشورهای با درآمد بالاتر، در قیاس با کشورهای با درآمد پایین‌تر اعتقاد بسیار ضعیف‌تری درباره معناداری زندگی‌شان ابراز کردند.

100%

حالا این سوال پیش می‌آید که آیا چیزی در مورد موفقیت مادی در یک جامعه به‌طور طبیعی دین یا معنویت، و در نتیجه معنا و همچنین شکوفایی را به‌طور طبیعی تضعیف می‌کند یا خیر؟ بسیاری از نویسندگان و متفکران در طول تاریخ این موضوع را مطرح کرده‌اند.

به‌نوشته بروکس، در واقع، می‌توانیم به کتاب مقدس و داستان عهد جدید برگردیم که در آن یک مرد جوان ثروتمند از عیسی می‌پرسد که برای ورود به بهشت ​​چه باید کرد. عیسی به مرد جوان می‌گوید که هر چه دارد بفروشد، آن را به فقرا بدهد و از او پیروی کند. انجیل می‌گوید: «در این هنگام، چهره مرد در هم رفت. او با اندوه بسیار رفت چون ثروت فراوانی داشت.»

پژوهش شکوفایی جهانی الگوهای جالب بسیاری را پیش روی ما می‌گذارد و بدون شک در سال‌های آینده موتور محرک تحقیقات بیشتری خواهد شد.

بروکس معتقد است که لازم نیست تا آن زمان منتظر بمانیم. او پیشنهاد می‌کند این سه راه‌کار را به زندگی خود وارد کنید:

یکم. روابط نزدیک با خانواده و دوستان را بر هر چیز دیگری مقدم بدانید. در صورت امکان، برای ارتباط با آن‌ها از امکانات و پلتفرم‌های آنلاین استفاده نکنید و تماس حضوری داشته باشید زیرا انسان‌ها برای ارتباط حضوری ساخته شده‌اند.

دوم. به توسعه زندگی درونی خود توجه کنید. با توجه به روند فزاینده بی‌تفاوتی، این ممکن است خلاف رویه‌های فرهنگی جاری و رایج به نظر برسد. بیایید معنویت را این‌طور تعریف کنیم: باورها، کارها و تجربه‌هایی که به دین سازمان‌یافته محدود نمی‌شوند. در این تعریف یک سفر فلسفی هم قابلیت این را دارد که به شما کمک کند از روزمرگی فراتر بروید و هدف و معنای تازه‌ای بیابید.

سوم. آسایش مادی عالی است، اما جایگزینی برای آنچه درون شما عمیقا نیاز دارد نیست. پول نمی‌تواند شادی بخرد؛ فقط معنا است که می‌تواند به شما شادی ببخشد. می‌دانم که این آخری بدیهی است. اما بدیهیات این امتیاز را دارند که حقیقت دارند - و این پژوهش به ما نشان می‌دهد که چطور در معرض خطر فراموش کردن این حقایق بدیهی اما مهم هستیم. گاهی وقت‌ها داده‌های سرد و سخت همان چیزی هستند که برای یادآوری آنچه همیشه می‌دانستیم اما از آن غافل شده بودیم، به آن‌ها نیاز داریم.


برتری چین بر غرب؟؛ نبرد جنگنده‌های هند و پاکستان زیر ذره‌بین ارتش‌های جهان

۱۹ ثور ۱۴۰۴، ۰۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

نبرد جنگنده‌های پاکستانی ساخت چین و جنگنده‌های هندی ساخت فرانسه مورد توجه ارتش‌های جهان قرار گرفته است. این درگیری هوایی فرصتی نادر فراهم کرده تا آنها عملکرد خلبانان، جنگنده‌ها و موشک‌های هوا به هوا را در نبردی واقعی بررسی کنند و از آن برای آماده‌سازی نیروی هوایی خود بهره برند.

برتری چین بر غرب؟ نبرد جنگنده‌های هند و پاکستان زیر ذره‌بین ارتش‌های جهان

دو مقام امریکایی پنج‌شنبه ۱۸ ثور به رویترز گفتند که یک جنگنده پاکستانی ساخت چین روز چهارشنبه دست‌کم دو هواپیمای نظامی هند را ساقط کرده است؛ رویدادی که می‌تواند نقطه عطف مهمی برای این جنگنده پیشرفته بیجینگ باشد.

هر دو مقام تاکید کردند که هواپیماهای اف ۱۶ پاکستان که شرکت لاکهید مارتین آنها را ساخته، در این عملیات مشارکتی نداشته‌اند.

وزیر دفاع پاکستان، خواجه محمد آصف، نیز پنج‌شنبه به رویترز گفت که جنگنده جی-۱۰ (J-10) برای ساقط‌کردن سه هواپیمای رافال ساخت فرانسه که به تازگی از سوی هند خریداری شده بودند، به کار گرفته شده است.


جنگنده رافال ساخت فرانسه با پرچم هند
100%
جنگنده رافال ساخت فرانسه با پرچم هند

پاکستان اعلام کرده است که پنج جنگنده نیروی هوایی هند از جمله سه فروند جنگنده پیشرفته رافال ساخت فرانسه، یک سوخو-۳۰ و یک میگ- ۲۹ هر دو ساخت روسیه را سرنگون کرده است.

دهلی تا کنون از دست دادن هیچ یک از جنگنده‌های خود را نپذیرفته است و در مقابل اعلام کرده که حملات موفقی را علیه آنچه «زیرساخت‌های تروریستی» در داخل خاک پاکستان توصیف کرده، انجام داده است.

رافال و مدل جی-۱۰ (J-10) مورد استفاده پاکستان هر دو جزو جنگنده‌های نسل ۴.۵ محسوب می‌شوند و در زمره پیشرفته‌ترین هواپیماهای رزمی هستند.

کارشناسان گفتند استفاده عملی از سلاح‌های پیشرفته به‌دقت در سراسر جهان تحلیل خواهد شد، از جمله در چین و ایالات متحده که هر دو خود را برای احتمال یک درگیری بر سر تایوان یا منطقه وسیع‌تر هند-اقیانوس آرام آماده می‌کنند.

یکی از مقامات امریکایی، که نخواست نامش فاش شود، به رویترز گفت: «اطمینان بالایی وجود دارد که پاکستان از جنگنده جی-۱۰ (J-10) ساخت چین برای شلیک موشک‌های هوا به هوا به سوی جنگنده‌های هندی استفاده کرده است.»

پست‌های شبکه‌های اجتماعی بر عملکرد موشک هوا به هوای پی‌ال- ۱۵(PL-15) چین در برابر موشک متیور، که گروه اروپایی ام‌بی‌دی‌ای (MBDA) آن را تولید می‌کند، متمرکز بودند. تاکنون به‌طور رسمی تایید نشده که آیا هند از این موشک استفاده کرده است یا خیر.

داگلاس بری، عضو ارشد مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک در حوزه هوافضای نظامی گفت: «جوامع هوایی در چین، ایالات متحده و شماری از کشورهای اروپایی قطعا به دنبال آن خواهند بود که تا جای ممکن اطلاعات دقیق میدانی درباره تاکتیک‌ها، تکنیک‌ها، رویه‌ها، تجهیزات مورد استفاده، موفقیت‌ها و ناکامی‌ها به دست آورند.»

او افزود: «شما عملا شاهد رویارویی قدرتمندترین سلاح چین با قدرتمندترین سلاح غرب هستید، البته اگر واقعا این موشک حمل شده و به کار گرفته شده باشند، چیزی که ما هنوز نمی‌دانیم.»

بری گفت که احتمالا فرانسوی‌ها و امریکایی‌ها نیز امیدوارند اطلاعات مشابهی از هند به دست آورند.

جنگنده رافال ساخت فرانسه
100%
جنگنده رافال ساخت فرانسه

یک مدیر اجرایی صنعت دفاعی گفت: «موشک پی‌ال- ۱۵(PL-15) یک مشکل بزرگ است. ارتش ایالات متحده توجه زیادی به آن دارد.»

رویترز گزارش داده که شرکت داسو اویاسیون، سازنده رافال، از اظهار نظر در این زمینه خودداری کرده و کنسرسیوم ام‌بی‌دی‌ای (MBDA) نیز به‌دلیل تعطیلی رسمی در فرانسه برای اظهار نظر در دسترس نبود.

جزییات اندک

تحلیلگران غربی و منابع صنعتی گفتند که جزییات کلیدی همچنان نامشخص است، از جمله اینکه آیا این جنگنده‌ها به موشک متیور مسلح شده بودند و نوع و میزان آموزش خلبانان چگونه بوده است.

کارشناسان افزودند که شرکت‌های تسلیحاتی مشتاق خواهند بود عملکرد فنی را از عوامل عملیاتی جدا کنند.

بایرون کالان، کارشناس دفاعی مستقر در واشنگتن و شریک مدیریتی شرکت کاپیتال آلفا پارتنرز (Capital Alpha Partners) به رویترز گفت: «بازبینی‌هایی درباره آنچه کارآمد بود و آنچه ناکام ماند انجام خواهد شد، اما به نظرم مسئله دیگر همان مه غلیظ جنگ است.»

او افزود شرکت‌های تسلیحاتی امریکایی به‌طور مداوم بازخوردهایی درباره عملکرد محصولاتشان در جنگ اوکراین دریافت می‌کنند.

کالان گفت: «بنابراین قطعا انتظار دارم وضعیت مشابهی برای تامین‌کنندگان اروپایی هند هم رخ دهد و پاکستان و چین احتمالا بازخوردهای مشابهی را به اشتراک می‌گذارند. اگر موشک پی‌ال-۱۵(PL-15) طبق تبلیغات یا حتی بهتر از انتظار عمل کند، چینی‌ها حتما می‌خواهند آن را بدانند.»

یک منبع صنعت دفاعی غربی که با موشک متیور کار می‌کند، گفت تصویری آنلاین از جستجوگر موشک ظاهرا نشان‌دهنده بخشی از موشکی بوده که به هدف اصابت نکرده است. گزارش‌ها درباره اینکه آیا پاکستان همان مدل از موشک PL-15 را در اختیار دارد که نیروی هوایی چین از آن استفاده می‌کند یا مدل صادراتی آن با برد کمتر را که در سال ۲۰۲۱ رونمایی شد، متناقض هستند.

بری، که مقالات متعددی درباره این موشک نوشته است، به رویترز گفت که معتقد است پاکستان به احتمال زیاد نسخه صادراتی را در اختیار دارد.

جنگنده جی-۱۰ ساخت چین با پرچم پاکستان
100%
جنگنده جی-۱۰ ساخت چین با پرچم پاکستان

موشک پی‌ال- ۱۵ (PL-15) با سوخت موشکی و موشک متیور با موتور جت کار می‌کند. برد و عملکرد موشک پی‌ال-۱۵ (PL-15) سال‌هاست که مورد توجه غرب قرار دارد. از ساخت این موشک به‌عنوان یکی از نشانه‌های حرکت چین فراتر از وابستگی به فناوری‌های مشتق از شوروی سابق یاد می‌شود.

ایالات متحده بخشی از واکنش خود به موشک پی‌ال- ۱۵(PL-15) و توانایی آن در بردهای فراتر از دید را با توسعه موشک ای‌آی‌ام- ۲۶۰ (AIM-260 Joint Advanced Tactical Missile) ساخت شرکت لاکهید مارتین دنبال می‌کند؛ تلاشی که بخشی از بازتنظیم اولویت‌های غرب در برابر چین محسوب می‌شود.

کشورهای اروپایی نیز به دنبال ارتقاء میان‌دوره‌ای موشک متیور هستند که به گفته نشریه تخصصی «جینز» ممکن است شامل بهبودهای در حوزه پیشران و هدایت باشد، اما تحلیلگران می‌گویند پیشرفت‌ها در این زمینه کند بوده است.

دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور امریکا در ماه مارچ قراردادی را به بوئینگ واگذار کرد تا پیشرفته‌ترین جنگنده نیروی هوایی ایالات متحده را بسازد؛ جنگنده‌ای که به احتمال زیاد شامل فناوری پنهانکاری، حسگرهای پیشرفته و موتورهای نوین خواهد بود.