• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شاخص جهانی فساد؛ افغانستان همچنان در جمع فاسدترین کشورها باقی ماند

۲۱ دلو ۱۴۰۴، ۱۰:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

شفافیت بین‌الملل گزارش سالانه شاخص مبارزه با فساد را منتشر کرد که نشان می‌دهد افغانستان تحت کنترول طالبان در سال ۲۰۲۵، جزء فاسدترین کشورهای جهان است و نسبت به سال پیش‌تر یک پله سقوط کرده است. افغانستان امسال از صد، ۱۶ امتیاز گرفته و از میان ۱۸۲ کشور در جایگاه ۱۶۹ قرار دارد.

افغانستان سال ۲۰۲۴ با ۱۷ امتیاز از میان ۱۸۰ کشور در جایگاه ۱۶۵ بود.

سازمان شفافیت بین‌الملل میزان شاخص مبارزه با فساد را از صفر تا ۱۰۰ در نظر گرفته است. صفر بالاترین درجه فساد و ۱۰۰ برای کشورهای عاری از هر‌گونه فساد در نظر گرفته شده است.

دنمارک، فنلند، سنگاپور، نیوزلند و ناروی با کسب بالاترین امتیاز، پاکترین کشورها از نظر شاخص فساد معرفی شده‌اند.

سودان جنوبی، سومالیا، ونزوئلا، یمن و لیبیا پنج کشور فاسد جهان هستند که در رتبه‌های آخر قرار دارند.

افغانستان در سال ۲۰۲۳ از صد ۲۰ امتیاز گرفته بود و از میان ۱۸۰ کشور در جایگاه ۱۶۲ قرار داشت. همچنین در سال ۲۰۲۲، افغانستان از صد ۲۴ امتیاز گرفته بود و از میان ۱۸۰ کشور در جایگاه ۱۵۰ بود.

امسال، برای نخستین بار در بیش از یک دهه، میانگین جهانی شاخص ادراک فساد، از ۱۰۰ به ۴۲ کاهش یافته است. شاخص ادراک فساد (CPI) معیاری جهانی است که میزان برداشت و تصور از فساد در بخش عمومی کشورها را بر اساس ارزیابی کارشناسان و نهادهای بین‌المللی اندازه‌گیری می‌کند.

طبق این گزارش، اکثریت قاطع کشورها در مهار فساد ناکام مانده‌اند؛ به گونه‌ای که ۱۲۲ کشور از ۱۸۲ کشور در این شاخص امتیازی کمتر از ۵۰ دارند که نشان‌دهنده شیوع گسترده فساد در بخش عمومی است.

در مقایسه با ۱۲ کشور در یک دهه گذشته، اکنون تنها پنج کشور امتیازی بالاتر از ۸۰ دارند. شفافیت بین‌الملل گفته است که افت اخیر در دموکراسی‌هایی با امتیاز بالا نشان می‌دهد که حتی جایی که نهادها زمانی امن به نظر می‌رسیدند نیز خطر فساد می‌تواند افزایش یابد.

طبق این گزارش که روز سه‌شنبه منتشر شد، کشورهایی که فضای مدنی را محدود می‌کنند، اغلب کنترول خود بر فساد را از دست می‌دهند. ۳۶ مورد از ۵۰ کشور با بیشترین سقوط در شاخص ادراک فساد، آزادی‌ها را محدود کرده‌اند و بیش از ۹۰ درصد روزنامه‌نگارانی که به‌دلیل تحقیق درباره فساد به قتل رسیده‌اند، در کشورهای با امتیاز پایین رخ داده است.

دولت‌های شکننده‌ای مانند افغانستان تحت کنترول اداره طالبان که ۱۶ امتیاز دارد همچنان در پایین‌ترین رتبه‌های این شاخص قرار دارند.

شفافیت بین‌الملل می‌گوید که محدود بودن فضای مدنی، نظام‌های غیرشفاف تأمین مالی سیاسی و نبود سازوکارهای دموکراتیک نظارت و توازن قوا و همچنین دستگاه قضایی مستقل، همچنان این کشورها را به‌طور ویژه در برابر فساد آسیب‌پذیر نگه داشته است.

همزمان، تعداد کشورهایی که امتیازی بالاتر از ۸۰ دارند، از ۱۲ کشور در یک دهه پیش به تنها پنج کشور در سال جاری کاهش یافته است.

شفافیت بین‌الملل تاکید کرده است که روند نگران‌کننده‌ای از بدتر شدن ادراک فساد در دموکراسی‌ها مشاهده می‌شود؛ از ایالات متحده (۶۴)، کانادا (۷۵) و نیوزیلند (۸۱) گرفته تا بخش‌هایی از اروپا مانند بریتانیا (۷۰)، فرانسه (۶۶) و سویدن (۸۰).

کشورهایی با دموکراسی کامل معمولاً در شاخص ادراک فساد امتیاز بالاتری گرفته‌اند، در حالی‌که رژیم‌های غیردموکراتیک عمدتاً بدترین عملکرد را دارند.

در بیشتر حکومت‌های کاملاً اقتدارگرا در جهان، مانند ونزوئلا (۱۰) و جمهوری آذربایجان (۳۰)، فساد ساختاری است و در همه سطوح نمود پیدا کرده است.

سازمان شفافیت بین‌الملل از رهبران جهان خواسته است دستگاه قضایی مستقل و نهادهای نظارتی را تقویت کنند، تأمین مالی سیاسی را شفاف سازند، از آزادی رسانه‌ها محافظت کنند و با جریان‌های فرامرزی «پول‌های کثیف» به‌طور قاطع مقابله کنند.

پربازدیدترین‌ها

طالبان اصولنامه جدایی زن و شوهر را منتشر کرد
۱

طالبان اصولنامه جدایی زن و شوهر را منتشر کرد

۲

پاکستان اظهارات طالبان درباره حمله مرگبار بنو را رد کرد

۳

نگرانی کشاورزان از هجوم حشرات به مزارع گندم در هرات و بادغیس

۴

زن متاهل در دایکندی می‌گوید طالبان می‌خواهد او را «به مرد دیگری نکاح کند»

۵

نظامی بلندپایه امریکایی: رصد کردن تهدیدهای تروریستی در افغانستان اهمیت ویژه دارد

•
•
•

مطالب بیشتر

سازمان ملل: جاده‌های افغانستان مرگبار شده‌اند

۲۱ دلو ۱۴۰۴، ۰۹:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

برنامه توسعه سازمان ملل هشدار داده است که جاده‌های فرسوده و ناایمن افغانستان، به‌ویژه در مناطق دورافتاده، باعث حوادث مکرر غالبا مرگبار می‌شوند. به گفته سازمان ملل، خرابی جاده‌ها دسترسی مردم به بازارها، مکاتب و مراکز صحی را به‌شدت دشوار و محدود ساخته است.

برنامه توسعه سازمان ملل روز سه‌شنبه، ۲۱ دلو با اشاره به چالش‌های ناشی از جاده‌های ناهموار و ناایمن در افغانستان، گفته است که زلزله‌های مرگبار اخیر نیز، بسیاری از راه‌های مواصلاتی را به‌طور کامل تخریب کرده است.

این برنامه به‌طور ویژه از جاده‌های ولسوالی نورگل ولایت کنر یاد کرده است که در پی زلزله سال گذشته به‌طور کامل تخریب شده و راه مواصلاتی چندین قریه را بسته است.

سازمان ملل در حالی نسبت به «مرگبار» شدن جاده‌های افغانستان هشدار داده است که در اواخر ماه میزان سال جاری منابع آگاه در ریاست ترافیک وزارت داخله طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتند که رویدادهای ترافیکی در کشور حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است.

به گفته منابع، در شش ماه گذشته دست‌کم هزار و ۲۰۰ نفر در رویدادهای ترافیکی در سراسر کشور جان باخته‌اند.

جاده‌های غیرمعیاری، بی‌احتیاطی رانندگان، نبود علائم ترافیکی، استفاده برخی رانندگان بس‌های مسافربری از مواد مخدر و نبود نظارت جدی، از عوامل اساسی افزایش رویدادهای ترافیکی در کشور به شمار می‌روند.

اعترافات تاریخی پاکستان: هر دو جنگ افغانستان نه جهاد بود نه برای اسلام

۲۱ دلو ۱۴۰۴، ۰۹:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

وزیر دفاع پاکستان می‌گوید که حضور شوروی در افغانستان «اشغال» نبود و پاکستان در جنگ‌های مرتبط با این کشور نه به‌خاطر اسلام، بلکه برای تامین منافع سیاسی و نیاز به حمایت ابرقدرت‌ها وارد عمل شد. او گفت حکومت وقت افغانستان شوروی را دعوت کرد و «اشغال» این کشور، یک روایت امریکایی بود.

وزیر دفاع پاکستان که روز دوشنبه، بیستم دلو در نشست مجلس ملی این کشور سخنرانی می‌کرد، گفت که پاکستان در دو جنگی که در خاک افغانستان رخ داد، به‌هیچ‌وجه از سر عشق به دین یا دفاع از اسلام شرکت نکرد.

او تاکید کرد که هر دو طرف حاکم در آن دوره‌ها به مشروعیت سیاسی و حمایت یک قدرت بزرگ نیاز داشتند و همین موضوع دلیل اصلی ورود پاکستان به این جنگ‌ها بود.

خواجه آصف همچنان گفت که پاکستان برای این جنگ‌ها حتا نصاب تعلیمی خود را تغییر داد و این تغییرات تا امروز نیز جبران نشده است. او افزود که برای پیشبرد این سیاست‌ها، تاریخ بازنویسی شد تا با روایت رسمی جنگ هم‌خوانی پیدا کند.

پاکستان هم هزینه داد و هم کنار گذاشته شد

به گفته خواجه آصف، پاکستان پس از سال ۱۹۹۹ نیز دوباره برای جلب حمایت امریکا وارد جنگ شد و این کشور به خط مقدم جنگی کشانده شد که به گفته او ماهیت «اجاره‌ای» داشت.

آقای آصف از تصمیم جنرال ضیاءالحق و جنرال پرویز مشرف، رهبران پیشین پاکستان، برای مشارکت در جنگ‌های افغانستان انتقاد کرد. او گفت که پاکستان در این جنگ هم هزینه داد و هم در نهایت کنار گذاشته شد. «ما را مثل دستمال کاغذی استفاده کردند؛ حتی بدتر از دستمال تشناب، و بعد رها کردند.»

وزیر دفاع پاکستان گفت که این «تصمیم اشتباه» باعث شد پاکستان به خط مقدم جنگ تبدیل شود و در نقش کشوری عمل کند که جنگ را به نیابت از دیگران پیش می‌برد.

پاکستان در دو دهه جنگ علیه طالبان و القاعده در افغانستان، یکی از مسیرهای اصلی عبور نیروها و تجهیزات ائتلاف بین‌المللی بود. استفاده از بندر کراچی و مسیرهای زمینی و هوایی برای انتقال محموله‌ها به افغانستان، یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده پاکستان در این جنگ محسوب می‌شد.

با این حال، ایالات متحده در دوره‌های مختلف به‌صورت علنی یا غیرعلنی، پاکستان را متهم می‌کرد که به برخی شبکه‌های شورشی (به‌ویژه شبکه حقانی) پناه داده است. مایک مولن، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش امریکا، شبکه حقانی را «بازوی استخباراتی» پاکستان خوانده بود.

خواجه آصف گفت تا زمانی که پاکستان به اشتباهات گذشته خود اعتراف نکند، امکان عبور از پیامدهای این سیاست‌ها وجود ندارد. او افزود که جامعه پاکستان نیازی به اثبات هویت دینی خود ندارد و باید به جای جستجوی مشروعیت در بیرون از کشور، بر پیوند با سرزمین و جامعه خود تمرکز کند.

عامل حمله انتحاری اسلام‌آباد در افغانستان آموزش دیده بود

در همین نشست، طارق فضل چودری، وزیر امور پارلمانی پاکستان اظهار داشت که عامل حمله انتحاری اخیر در اسلام‌آباد، باشنده شهر پشاور بود اما در افغانستان آموزش دیده بود. او ادعا کرد که این آموزش‌ها با حمایت هند صورت گرفته و دهلی در تمام این عملیات نقش مستقیم داشته است.

وزیر امور پارلمانی پاکستان تشریح کرد که مهاجم ابتدا بر محافظان امنیتی تیراندازی کرده و سپس با ورود به «امام‌بارگاه»، خود را در داخل مسجد منفجر کرده است. در نتیجه این رویداد ۳۳ نمازگزار کشته شدند که به گفته آقای چودری، بیشتر آنان جوانان بودند.

بر اساس آمار مقامات پاکستان، در این رویداد ۱۵۰ تن دیگر نیز زخم برداشته‌اند. وزیر امور پارلمانی، هویت مهاجم را «یاسر خان» عنوان کرد و افزود که چهار تن دیگر نیز به اتهام همدستی با او بازداشت شده‌اند.

سازمان بهداشت جهانی نسبت به مصرف نادرست آنتی‌بیوتیک‌ها در افغانستان هشدار داد

۲۱ دلو ۱۴۰۴، ۰۹:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

نمایندگی سازمان بهداشت جهانی در افغانستان از مصرف خودسرانه آنتی‌بیوتیک‌ها هشدار داد. این سازمان می‌گوید که مصرف بدون تجویز و نادرست آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند پیامدهای جدی برای سلامت عمومی داشته باشد.

این نهاد در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت آنتی‌بیوتیک‌ها برای درمان بیماری‌های ویروسی مانند زکام و آنفلوانزا مؤثر نیستند و استفاده از آن‌ها در چنین مواردی نادرست است.

در پیام این سازمان آمده است، زکام و آنفلوانزا عمدتا توسط ویروس‌ها ایجاد می‌شوند، در حالی که آنتی‌بیوتیک‌ها تنها در برابر عفونت‌های باکتریایی کارایی دارند.

سازمان بهداشت جهانی هشدار داده است که مصرف بی‌رویه و بدون نسخه آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند منجر به مقاومت آنتی‌بیوتیکی شود.

این سازمان می‌گوید که مقاومت آنتی‌بیوتیکی درمان عفونت‌های باکتریایی را در آینده دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌کند.

این سازمان از شهروندان افغانستان خواسته است که آنتی‌بیوتیک‌ها را تنها با تجویز پزشک مصرف کنند و از خوددرمانی پرهیز نمایند، زیرا ادامه این روند می‌تواند سلامت فردی و عمومی را به‌طور جدی تهدید کند.

این در حالی است که سه ماه پس از دستور طالبان برای قطع تجارت دارو با پاکستان، قیمت دارو در بازار کابل تا ۴۰ درصد افزایش یافته است. تجارت رسمی دارو متوقف شده و اکنون بسیاری از داروها از مسیرهای قاچاق وارد بازار می‌شوند.

درگیری‌های مرگبار در پاکستان؛ درباره جدایی‌طلبان بلوچ چه می‌دانیم

۲۱ دلو ۱۴۰۴، ۰۹:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

بلوچستان بزرگ‌ترین ایالت جنوب پاکستان است و حدود ۴۴ درصد از خاک کشور را شامل می‌شود. جمعیت آن کمتر از ۱۵ میلیون نفر است.

این منطقه منابع طبیعی زیادی دارد، از جمله طلا، مس، گاز، زغال‌سنگ و دیگر معادن ارزشمند، اما با وجود این ثروت‌ها، مانند بسیاری از مناطق دیگر پاکستان، مردم آن در فقر و سختی زندگی می‌کنند.

شورشیان بلوچ با حملات مرگبار و خونین به دردسری برای ارتش پاکستان بدل شده است. هفته گذشته، حملات جدایی‌طلبان بلوچ ده‌ها کشته برجای گذاشت و از نظامیان و غیرنظامیان قربانی گرفت.

در این مقاله بخوانید که جدایی‌طلبان بلوچستان چه کسانی‌اند، نارضایتی‌ها چگونه شکل گرفت، چند گروه‌اند، رهبران‌شان کی‌هایند، چه نوع تشکیلاتی دارند و اهداف و آرمان‌هایشان چیست.

نخستین شورش در بلوچستان

پیش از تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷، این منطقه دولتی مستقل به نام «کلات» داشت که حاکم آن خان احمد یار خان بود.

پس از خروج بریتانیا از هند، خان احمد یار خان اعلام استقلال کرد و کلات یک سال به‌صورت مستقل اداره شد.

این منطقه در سال ۱۹۴۸ به پاکستان ملحق شد. مخالفان حکومت پاکستان این الحاق را اجباری می‌دانند و می‌گویند خان کلات تحت فشار ارتش مجبور به امضای تفاهم‌نامه شد. حکومت پاکستان اما می‌گوید این الحاق داوطلبانه بود و پس از مذاکرات با محمد علی جناح انجام شد.

میر احمد خان، خان کلات با محمد علی جناح، بنیانگذار پاکستان در سال ۱۹۴۸
100%
میر احمد خان، خان کلات با محمد علی جناح، بنیانگذار پاکستان در سال ۱۹۴۸

شاهزاده عبدالکریم، برادر کوچک خان کلات، توافق برادر خود را نپذیرفت و به کوهستان رفت. او مبارزه مسلحانه را آغاز کرد و این نخستین قیام مسلحانه بلوچ‌ها علیه پاکستان بود. عبدالکریم در سال ۱۹۵۰ تسلیم شد.

در سال ۱۹۷۰، پاکستان مناطق کلات و پشتون‌نشین بلوچستان را در یک ایالت واحد ادغام کرد.

نارضایتی سیاسی و اجتماعی در بلوچستان از همان ابتدا وجود داشت و در دهه‌های بعد به شکل نافرمانی مدنی ادامه یافت. طی چند دهه اخیر، این نارضایتی به شورش‌های مسلحانه و شکل‌گیری گروه‌های جدایی‌طلب منجر شده است.

چرخش مبارزه بلوچ‌ها از سیاست به نبرد مسلحانه

بلوچ‌ها در قرن بیستم بیشتر مسیر سیاسی و مسالمت‌آمیز را دنبال می‌کردند. بسیاری از سیاستمداران بلوچ عضو حزب عوامی ملی بودند؛ ائتلافی ملی‌گرا و چپ‌گرا که بلوچ‌ها و پشتون‌ها در آن حضور داشتند.

چهره‌هایی مانند میرغوث‌بخش بزنجو، سردار عطاالله مینگل، نواب خیر‌بخش مری، گل‌خان نصیر، عبدالواحد کُرد و عبدالحی بلوچ در این حزب فعال بودند.

میرغوث‌بخش بزنجو در حال سخنرانی در حزب عوامی ملی پاکستان
100%
میرغوث‌بخش بزنجو در حال سخنرانی در حزب عوامی ملی پاکستان

در سال ۲۰۰۶، نواب اکبر بگتی، رهبر ملی‌گرای بلوچ، در عملیاتی ارتش پاکستان کشته شد. او پیش‌تر در مناصب دولتی فعالیت می‌کرد، اما در سال‌های پایانی عمرش با دولت مخالف بود. مرگ او به گفته تحلیلگران باعث تشدید شورش‌ها و افزایش خشونت‌ها شد. در همان سال، بالاچ مری، فرزند خیر‌بخش مری، نیز توسط ارتش پاکستان کشته شد. این رویدادها، آغاز مرحله‌ای جدید از مقاومت مسلحانه بلوچ‌ها را رقم زد.

افراسیاب ختک، سناتور پیشین و تحلیلگر مسائل منطقه‌ای، معتقد است نفوذ ارتش در ساختار دولت پاکستان و آنچه او «پنجابی‌شدن» نظام سیاسی می‌نامد، باعث گرایش برخی بلوچ‌ها به فعالیت مسلحانه شده است. به گفته او، ارتش پاکستان ملی‌گرایان بلوچ و پشتون را تهدید می‌داند و تلاش می‌کند نفوذ آنان را محدود کند.

از سوی دیگر، دولت و ارتش پاکستان اتهام سرکوب قومی یا دخالت ارتش در سیاست به نفع گروه خاصی را رد می‌کنند. مقام‌های رسمی می‌گویند فعالیت‌های مسلحانه بلوچ‌ها و گروه‌هایی مانند تحریک طالبان پاکستان تهدید امنیتی برای کشور هستند و دولت اقدامات قانونی و امنیتی علیه آن‌ها انجام می‌دهد.

به طور کلی، گرچه دیدگاه تحلیلگران بلوچ و منابع رسمی پاکستان متفاوت است، واقعیت این است که حرکت بلوچ‌ها از فعالیت سیاسی به شورش مسلحانه تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله سیاست داخلی، امنیت و تحولات محلی شکل گرفته است.

100%

چندپارچگی گروه‌های سیاسی و نظامی

بلوچ‌ها یک گروه واحد و یکپارچه مخالف مسلح حکومت پاکستان نیستند. ساختار نیروهای مسلح آنان پیچیده و پویاست و با گذشت زمان گروه‌های مختلف ظهور، ادغام و گاه فروپاشی کرده‌اند.
برخی تحلیلگران که وضعیت بلوچستان را از نزدیک دنبال می‌کنند، می‌گویند شورشیان بلوچ به شش دسته تقسیم می‌شوند.

این گروه‌ها عمدتا اهداف مشابهی دارند و از ادبیات مشابهی برای توجیه فعالیت‌های مسلحانه خود استفاده می‌کنند: «به دست آوردن استقلال و کنترل منابع و سرزمین خود».

افراسیاب ختک، تحلیلگر مسائل منطقه، می‌گوید: «از مهم‌ترین گروه‌های مسلح فعال می‌توان به ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (بی‌ال‌ای)، جبهه آزادی‌بخش بلوچستان (بی‌ال‌اف) و گاردهای جمهوری‌خواه اشاره کرد.»

درگیری‌ها چگونه افزایش یافتند

دهه ۱۹۷۰ آغاز مقاومت مسلحانه محدود در بلوچستان بود. اما ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (بی‌ال‌ای) به‌عنوان تاثیرگذارترین گروه مسلح جدایی‌طلب رسما در دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت و از شاخه‌های مختلف جنبش مسلح بلوچ به وجود آمد.

«ارتش آزادی‌بخش بلوچستان» بعدها به شاخه‌های متعددی تقسیم شد. یکی از این شاخه‌ها زیر نظر هربییار مری، که در بریتانیا زندگی می‌کند، فعالیت می‌کرد. شاخه‌ای دیگر توسط اسلم اچو هدایت می‌شد که در سال ۲۰۱۸ در قندهار کشته شد.

همچنین، واحد انتحاری «بریگاد مجید» با ارتش آزادی‌بخش بلوچستان مرتبط است و به‌عنوان یکی از بخش‌های عملیاتی این گروه شناخته می‌شود.

«ارتش آزادی‌بخش بلوچ» یک چالش جدی امنیتی برای پاکستان است. ارتش آزادی‌بخش بلوچ و چند گروه مسلح بلوچ دیگر در پاکستان به‌عنوان گروه‌های تروریستی شناخته شده‌اند.

حملات هماهنگ هفته‌های گذشته که چند شهر را برای مدتی در شوک فرو برد، عمدتا کار همین گروه بود.

برخی ناظران و تحلیل‌گران می‌گویند که در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، میزان هماهنگی میان این گروه‌ها افزایش یافته است. به باور آنان، پیروزی طالبان به مبارزات بلوچ‌ها روحیه تازه‌ای بخشیده و این تصور را تقویت کرده که تغییر امکان‌پذیر است.

بالاچ مری، رهبر جدایی‌طلبان بلوچ که در سال ۲۰۰۷ کشته شد.
100%
بالاچ مری، رهبر جدایی‌طلبان بلوچ که در سال ۲۰۰۷ کشته شد.

رهبران و تشکیلات جدایی‌طلبان

بالاچ مری یکی از نخستین رهبران ارتش آزادی‌بخش بلوچستان بود که در سال ۲۰۰۷ کشته شد.

پس از او، اسلم بلوچ تا ۲۰۱۸ رهبری گروه را به‌عهده گرفت و سپس بشیر زیب رهبر آن شد.

ارتش آزادی‌بخش بلوچ در ایالت بلوچستان و مناطقی مانند کویته، گوادر، نوشکی و مکران فعال است. این گروه بارها مسئول حملات علیه نیروهای امنیتی پاکستان، خطوط راه‌آهن و پروژه‌های اقتصادی معرفی شده است.

اسلم بلوچ که پس از بالاچ مری رهبری جدایی‌طلبان را به عهده گرفت
100%
اسلم بلوچ که پس از بالاچ مری رهبری جدایی‌طلبان را به عهده گرفت
  1. بریگاد مجید: مسئول انجام حملات انتحاری است و شناخته‌شده‌ترین واحد این گروه به شمار می‌رود.
  2. واحد فاتح: برای عملیات ویژه و حملات سریع به‌کار گرفته می‌شود.
  3. واحد عملیات تاکتیکی ویژه (اس‌تی‌اواس): عملیات هدفمند و پیچیده در سطح بالا را اجرا می‌کند.
  4. واحد اطلاعاتی و رصد زِراب: فعالیت‌های اطلاعاتی و نظارتی را پیش می‌برد و در شناسایی اهداف نقش اساسی دارد.

ارتش آزادی‌بخش بلوچستان برای بسیاری از دیگر گروه‌های بلوچ، نقش یک پایه فکری و تشکیلاتی را ایفا می‌کند.
ایالات متحده امریکا و بریتانیا ارتش آزادی‌بخش بلوچ را یک گروه تروریستی می‌داند.

گروه‌های دیگر

جبهه آزادی‌بخش بلوچستان

این جبهه توسط یک پزشک به نام الله نظر بلوچ رهبری می‌شود که برای جدایی بلوچستان از پاکستان مبارزه می‌کند. الله‌نظر بلوچ این گروه را از اوایل دهه ۲۰۰۰ رهبری می‌کند. این جبهه در مناطق مکران، توربات و سایر بخش‌های جنوب بلوچستان نفوذ دارد.

این گروه عمدتا به جنگ‌های چریکی، کمین‌ها و حملات هدفمند شناخته می‌شود و در جنوب و غرب بلوچستان فعالیت دارد.

شاخه مسلحانه حزب جمهوری‌خواه بلوچ

زیر نظر برهمداغ بگتی، نواسه نواب اکبر بگتی، فعالیت می‌کند و در میان برخی اعضای قبیله بگتی حمایت دارد. این شاخه پس از کشته شدن نواب اکبر بگتی در سال ۲۰۰۶ شکل گرفت.

برهمداغ بگتی در سال‌های اخیر در سوئیس زندگی کرده و دولت سوئیس درخواست پناهندگی او را به دلیل ارتباط با فعالیت‌های مسلحانه رد کرده است.

گارد آزادی‌بخش بلوچستان (بی‌ال‌جی):
رهبری این گروه با بختیار دُنکی است. این تشکل شبکه‌ای نسبتاً کوچک اما فعال دارد و در کنار سایر گروه‌ها، در مناطق محدودی عملیات انجام می‌دهد.

ارتش متحد بلوچ (یوبی‌ای):
رهبری این گروه با مهران مری است. هدف آن گرد هم آوردن عناصر مختلف مسلح بلوچ است و عمدتاً در برخی مناطق کوهستانی فعالیت می‌کند.

در سال‌های اخیر، شمار گروه‌های کوچک و غیرمتمرکز جدایی‌طلب بلوچ افزایش یافته است. این گروه‌ها به‌جای فرماندهی مرکزی، از طریق واحدهای محلی فعالیت می‌کنند.

دولت پاکستان معتقد است این گروه‌ها نه تنها علیه نیروهای امنیتی حمله می‌کنند، بلکه پروژه‌های اقتصادی، خطوط راه‌آهن و زیرساخت‌های مهم را هدف می‌گیرند.

دولت پاکستان تاکید دارد که این گروه‌ها نه جنبش سیاسی مشروع، بلکه عاملان ناآرامی و مرگ‌ومیر در بلوچستان می‌شوند.

مردان در مراسم تشییع جنازه بستگانشان که در حمله شبه‌نظامیان جدایی‌طلب به قطاری کشته شدند، کنار تابوت‌ها در کویته پاکستان ایستاده‌اند؛ ۱۳ مارچ ۲۰۲۵.
100%
مردان در مراسم تشییع جنازه بستگانشان که در حمله شبه‌نظامیان جدایی‌طلب به قطاری کشته شدند، کنار تابوت‌ها در کویته پاکستان ایستاده‌اند؛ ۱۳ مارچ ۲۰۲۵.

از حملات ساده چریکی تا عملیات پیچیده و هماهنگ

جدایی‌طلبان بلوچ می‌گویند از پیروزی طالبان در افغانستان و تاکتیک‌های آن‌ها الهام گرفته‌اند. به جای حملات چریکی سریع و فرار، اکنون عملیات‌های مشترک، منظم و پیچیده انجام می‌دهند

در چند سال اخیر، گروه‌های بلوچ از حملات انتحاری نیز استفاده کرده‌اند.

حتی زنان برای انجام این حملات آموزش دیده و چندین عملیات انتحاری توسط زنان انجام شده است.
درگیری‌ها در چهار سال گذشته، بعد از تسلط طالبان بر افغانستان، شدت گرفتند.

در سال ۲۰۲۵ ارتش آزادی‌بخش بلوچستان به قطار جعفر اکسپرس در منطقه مچِ بلوچستان حمله کرد.

در این حمله، صدها مسافر ــ از جمله بیش از یک‌صد نظامی پاکستانی ــ گروگان گرفته شدند.

مردم در مراسم تشییع جنازه قربانیان حمله شبه‌نظامیان جدایی‌طلب به قطار جعفر اکسپرس، در کنار آمبولانس حامل اجساد، در کویته پاکستان گرد هم آمده‌اند؛ ۱۳ مارچ ۲۰۲۵.
100%
مردم در مراسم تشییع جنازه قربانیان حمله شبه‌نظامیان جدایی‌طلب به قطار جعفر اکسپرس، در کنار آمبولانس حامل اجساد، در کویته پاکستان گرد هم آمده‌اند؛ ۱۳ مارچ ۲۰۲۵.

این رویداد توجه نه‌تنها مردم منطقه، بلکه افکار عمومی جهان را نیز به خود جلب کرد.

حمله بیش از ۲۴ ساعت ادامه داشت. جنگجویان بلوچ در روز نخست، مردانی را که همراه زنان و کودکان بودند آزاد کردند. پس از آن، ارتش پاکستان عملیات نظامی علیه نیروهای مسلح بلوچ را با استفاده از بالگردها، پهپادها و نیروهای زمینی آغاز کرد.

منطقه، کوهستانی و دورافتاده است و دولت نیز به خبرنگاران اجازه حضور در محل را نداد. هر دو طرف مدعی کشته‌شدن شمار زیادی از نیروهای مقابل شدند، اما منابع مستقل این ادعاها را تأیید نکرده‌اند.

اقامت بلوچ‌ها در افغانستان؛ پناهجو یا تهدید امنیتی علیه پاکستان؟

به‌دلیل همسایگی افغانستان و بلوچستان، این دو منطقه همیشه با یکدیگر ارتباط و همکاری داشته‌اند.

افغانستان برای بلوچ‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. گروه‌هایی از بلوچ‌ها در دهه‌های گذشته به افغانستان رفت و آمد داشته‌اند.

حضور بلوچ‌ها در افغانستان موافقان و مخالفان خود را داشته است.

موافقان می‌گویند آنان با افزایش فشارهای نظامی در سرزمین خودشان، به افغانستان «پناه می‌آورند و مستحق پناهندگی شناخته می‌شوند.» سیاسیون پاکستان اما می‌گویند افغانستان نیروهای جدایی‌طلبی را پناه داده که برای این کشور مشکلات امنیتی خلق می‌کنند.

اتحاد فرهنگی و مذهبی میان مردمان دو سوی مرز نیز قابل چشم‌پوشی نیست.

در حال حاضر صدها خانواده بلوچ در مناطق مختلف افغانستان زندگی می‌کنند.

اسکان بلوچ‌ها در افغانستان محدود به دو دهه اخیر نیست. هرگاه عملیات نظامی ارتش پاکستان در بلوچستان افزایش یافته، بلوچ‌ها ساکن افغانستان شده‌اند.

تاریخ‌پژوهان می‌گویند حکومت داکتر نجیب‌الله در دهه شصت خورشیدی از جدایی‌طلبان بلوچ بیش از هر زمانی حمایت می‌کرد. این حمایت شامل اجازه اقامت، تسهیل رفت‌وآمد و تحمل نسبی می‌شد.

جان اچکزی، وزیر پیشین اطلاعات بلوچستان پاکستان به افغانستان اینترنشنال گفت در دوران ریاست‌جمهوری حامد کرزی، برهمداغ بگتی، رهبر جدایی‌طلب بلوچ، آزادانه در کابل و قندهار فعالیت می‌کرد. به گفته آقای اچکزی «کرزی این موضوع را به مقامات امریکایی اذعان کرد، اما اقدامی علیه او انجام نداد.»

پاکستان می‌گوید هند و طالبان افغان از جدایی‌طلبان حمایت می‌کنند

پاکستان بارها طالبان را متهم کرده است که به گروه‌هایی مثل جدایی‌طلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستانی که از خاک افغانستان به پاکستان حمله می‌کنند، پناهگاه امن داده است.

پاکستان معتقد است که طالبان در مهار این گروه‌ها «اقدامات مؤثر و قابل راستی‌آزمایی» انجام نداده است و این مسأله امنیت پاکستان را تهدید می‌کند.

جنبش‌های بلوچ اما می‌گویند طالبان با آن‌ها همکاری نمی‌کند.

پس از گروگان‌گیری حدود ۴۰۰ نفر در یک قطار مسافری و کشته‌شدن تعدادی از نیروهای امنیتی پاکستان، سخنگوی ارتش پاکستان رسما طالبان افغانستان را به حمایت از شبه‌نظامیان بلوچ متهم کرد و گفت که به آن‌ها پناهگاه امن داده می‌شود. طالبان این اتهامات را رد کرده و اعلام کرده که هیچ عضو مسلح بلوچ در افغانستان حضور ندارد و ارتباطی با طالبان نداشته است.

پاکستان همچنین هند را به حمایت از ارتش آزادی‌بخش بلوچ متهم می‌کند، اما هند این ادعا را رد کرده است.

نقض حقوق بشر

براساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر در ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹، عبدالغفار لانگو، ۳۹ ساله، فعال ملی‌گرای بلوچ و همسرش از شفاخانه‌ای در کراچی بیرون شدند اما با دو موتر وانت تویوتای سفید روبرو شدند.

حدود ۱۰ مرد لباس شخصی به آن‌ها نزدیک شدند. یکی از آن‌ها با تفنگچه‌ای لانگو را زد و او بی‌هوش شد.

سپس او را داخل موتر کشیدند و با خود بردند.

خانواده عبدالغفار برای ثبت شکایت نزد پولیس رفتند. پولیس گفت لانگو به‌دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش بازداشت شده اما توضیح ندادند اتهامش دقیقا چیست یا در کجا زندانی است.

در اول جولای ۲۰۱۱، جسد لانگو در هتلی متروکه در بلوچستان پیدا شد. پولیس محلی اعلام کرد که آثار متعدد شکنجه وحشیانه در جسد دیده می‌شود.

این پرونده نمونه‌ای از یک پدیده شوم و رایج در بلوچستان است: ناپدیدسازی اجباری.

دیده‌بان حقوق بشر گزارش داد که مقام‌های دولتی یا نمایندگان آن‌ها افرادی را بازداشت می‌کنند سپس از آگاهی درباره سرنوشت آنان انکار می‌کنند.

ناپدیدسازی‌های اجباری بازماندگان قربانیان را سال‌ها یا دهه‌ها در رنج نگه می‌دارد. براساس قوانین بین‌المللی، «ناپدیدسازی‌ها» تا زمانی که اطلاعات به خانواده‌ها داده نشود یک «جرم ادامه‌دار» است.

سعیده بلوچ برای شوهر کشته‌شده‌اش فیصل بلوچ، و برادر و برادرزاده ناپدید شده‌اش دادخواهی می‌کند. منبع: ماهرنگ بلوچ
100%
سعیده بلوچ برای شوهر کشته‌شده‌اش فیصل بلوچ، و برادر و برادرزاده ناپدید شده‌اش دادخواهی می‌کند. منبع: ماهرنگ بلوچ

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی نوشت گروه‌های مسلح بلوچ مسئول بسیاری از قتل‌های هدفمند، از جمله قتل معلمان و سایر فعالان آموزشی بوده‌اند.

این سازمان بین‌المللی حقوق بشر گفته گروه‌های مسلح در سال‌های اخیر به غیرنظامیان و کسب‌وکارهای غیربلوچ، و همچنین زیرساخت‌های گاز و انرژی حمله کرده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ ده‌ها مورد از ناپدیدسازی اجباری را مستند کرد که تاکنون ادامه دارد. این سازمان در آن زمان نوشت نیروهای امنیتی پاکستان، به‌ویژه آی‌اس‌آی نیز بلوچ‌های قومی مشکوک به مشارکت در جنبش ملی‌گرای بلوچ را برای ناپدیدشدن اجباری هدف قرار داده‌اند.

بنابراین هم آی‌اس‌آی و هم جدایی‌طلبان بلوچ به نقض حقوق بشر در بلوچستان متهم‌اند.

در واکنش به شورش جدایی‌طلبان بلوچ، جوخه‌های مرگی در منطقه ایجاد شده که صدها بلوچ را بازداشت و سپس کشته‌اند؛ روشی که گروه‌های حقوق بشری آن را تاکتیک «بکش و رها کن» می‌نامند. فعالان بلوچ، آی‌اس‌آی را متهم می‌کنند که در سازمان‌دهی این جوخه مرگ دست دارد.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی در سال ۲۰۱۱ گفت: «این مقابله با شورش نیست؛ این بربریت است.»

قتل‌های هدفمند و خشونت‌های مسلحانه، شکنجه و بدرفتاری در بازداشتگاه‌ها، محدودیت آزادی بیان و فعالیت سیاسی، تجاوز به حقوق اقتصادی و اجتماعی، آزار و اذیت قبیله‌ای و تبعیض نژادی و بازداشت‌های خودسرانه از دیگر مشکلات حقوق بشری در بلوچستان است.

بازماندگان گم‌گشتگان زیر باران اسلام‌آباد
100%
بازماندگان گم‌گشتگان زیر باران اسلام‌آباد

زنان و رهبری جنبش‌های مدنی

جنبش‌های مدنی بلوچ‌های پاکستان عمدتا حول حقوق سیاسی، حقوق فرهنگی و اجتماعی، و عدالت برای قربانیان ناپدیدسازی‌های اجباری و خشونت‌های دولتی شکل گرفته‌اند. این جنبش‌ها به‌طور عمومی غیرمسلح و مدنی هستند و اهدافی مثل اصلاحات سیاسی، شفافیت در مدیریت منابع و پایان دادن به سرکوب سیاسی را دنبال می‌کنند.

کمیته همبستگی بلوچ، جنبش‌های حقوق بشر و مدنی و جنبش‌های دانشجویی و جوانان از مهم‌ترین حرکت‌های مدنی در بلوچستان هستند.

افراسیاب ختک، آگاه مسایل منطقه‌ای، می‌گوید که به‌دلیل برخورد نابرابر دولت پاکستان، مادران، خواهران و زنان جوانان ناپدیدشده در بلوچستان به صحنه آمده‌اند.

کمیته همبستگی بلوچ‌ها
100%
کمیته همبستگی بلوچ‌ها

هزاران زن در سازمانی به نام «کمیته همبستگی بلوچ» تحت رهبری ماهرنگ بلوچ با شجاعت در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کنند و صدها هزار بلوچ در این حرکت حضور دارند.

این «بزرگ‌ترین قیام مردمی» در تاریخ بلوچ‌ها خوانده می‌شود. مانند کردها، زنان بلوچ نیز به‌طور گسترده در مبارزات ملی و مردمی مشارکت دارند.

جنبش مدنی بلوچستان چهره‌هایی نیز دارند که در منطقه شناخته شده هستند. ماهرنگ بلوچ، فعال حقوق بشر و عضو برجستهٔ جنبش‌های مدنی بلوچ در پاکستان است که به‌ویژه در زمینه دفاع از حقوق خانواده‌های قربانیان ناپدیدسازی‌های اجباری و خشونت‌های دولتی شناخته می‌شود.

گزارش‌های عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر او را به‌عنوان یکی از رهبران اعتراضات صلح‌آمیز بلوچ‌ها معرفی می‌کنند، از جمله در سازماندهی راهپیمایی طولانی بلوچ که هدفش جلب توجه به قتل‌ها و ناپدیدسازی‌های خودسرانه در بلوچستان بود.

اعتراض مدنی بلوچ‌ها تحت رهبری ماهرنگ بلوچ
100%
اعتراض مدنی بلوچ‌ها تحت رهبری ماهرنگ بلوچ

نیروی قطعه خاص سابق افغانستان در ناروی ترور شد

۲۱ دلو ۱۴۰۴، ۰۷:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)

یک شهروند افغانستان شام یکشبنه، ۱۹ دلو، در شهر برگین ناروی به‌دست افراد ناشناس کشته و همسرش زخمی شد. دو عضو خانواده مقتول به افغانستان اینترنشنال گفتند او عضو قطعه ۲۲۲ سابق افغانستان بود.

ناروی در ماه حمل سال جاری سفارت افغانستان را به طالبان داد و از آن زمان شهروندان افغان ساکن این کشور اروپایی نگران اطلاعات محرمانه و امنیت خود شده‌اند.

تاکنون روشن نیست ترور این افسر دولت سابق افغانستان کار کی بوده است.

پولیس ناروی روز دوشنبه تایید کرد که یک شهروند افغان در یک رویداد خشونت‌آمیز در شهر برگین این کشور کشته شده و همسر او نیز در این حادثه زخم برداشته است.

اقارب مقتول به افغانستان اینترنشنال گفتند که این فرد و همسرش پس از سقوط دولت پیشین افغانستان به ناروی پناه برده بودند.

به گفته پولیس ناروی، شام یکشنبه، ۱۹ دلو، مرد جوانی در بیرون از محل سکونت خود در منطقه «آرنا» هدف حمله فیزیکی و خشونت‌بار قرار گرفت. او به دلیل شدت جراحات، در مسیر انتقال به شفاخانه جان باخته است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که عامل این حمله پیش از رسیدن نیروهای امنیتی از صحنه فرار کرده است.

پولیس ناروی برای شناسایی و بازداشت ضارب، عملیات گسترده‌ای را با استفاده از سگ‌های پولیس و پهپادها آغاز کرده و در بخش‌های مختلف شهر برگین ایست‌های بازرسی نیز ایجاد کرده است.

تا این لحظه هیچ فردی در پیوند به این رویداد بازداشت نشده است. پولیس با «عمدی» خواندن این قتل، اعلام کرد که جسد مقتول روز سه‌شنبه جهت بررسی‌های بیشتر به طب عدلی منتقل خواهد شد.

در همین حال یکی از اقارب این خانواده گفت که تا اکنون هیچ‌گونه اطلاعاتی در مورد هویت ضارب یا انگیزه این قتل از سوی پولیس در اختیارشان قرار نگرفته است.