ترکیه: حمله ایران به کشورهای منطقه استراتژی جنگی اشتباه است


هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه گفته است که راهبرد ایران در هدف قرار دادن کشورهای حوزه خلیج فارس «باور نکردنی و کاملاً اشتباه» بوده است.
او حملات ایران به این کشورها را نشاندهنده این رویکرد دانست که «اگر من سقوط کنم، منطقه را هم با خودم پایین میکشم.»
آقای فیدان روز سهشنبه در گفتوگو با شبکه تیآرتی خبر گفت بمباران بدون تفکیک کشورهای خلیج فارس از سوی ایران، خطرات منطقهای را افزایش داده و حتی از منظر منافع خود تهران نیز نتیجه معکوس داشته است.
به گفته او، بسیاری از کشورهای خلیج فارس پیش از آغاز درگیریها تلاش گستردهای برای جلوگیری از جنگ انجام داده بودند.
فیدان افزود که شخصاً شاهد این تلاشها بوده و مقامهای قطری «تا یک ساعت پیش از حمله» در حال میانجیگری بودهاند. با این حال، به گفته او، ایران حملاتی را علیه عمان، قطر، کویت، بحرین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اردن انجام داد.
فیدان گفت برخی از این کشورها نه تنها اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاههای شان علیه ایران را نداده بودند، بلکه پیشاپیش بیطرفی خود را اعلام کرده و حتی برای توقف جنگ تلاش کرده بودند. او افزود حمله به چنین کشورهایی نشان میدهد که درک تهدید در تهران به سطحی «بسیار شدید» رسیده است.
وزیر خارجه ترکیه گفت منطقه در حال تجربه یکی از بحرانیترین دورههای چند دهه اخیر است و درگیری تازه با ایران چرخه بیثباتی را که طی ۲۰ سال گذشته خاورمیانه را تحت تاثیر قرار داده، تشدید کرده است.
به گفته او، مسیر و مدت این جنگ به اهداف بازیگران اصلی بستگی دارد. از نظر فیدان امریکا و اسرائیل به دنبال تضعیف توان نظامی ایران و تلاش برای تغییر رژیم هستند. او گفت این دو رویکرد پیامدهای کاملاً متفاوتی دارند و طول و دامنه جنگ بسته به اینکه کدام هدف دنبال شود، تغییر خواهد کرد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا میگوید بعد از کشته شدن علی خامنهای، شاید بهتر باشد «کسی از داخل» ایران قدرت را به دست بگیرد.
دونالد ترامپ درباره رضا پهلوی، یکی از سرشناسترین رهبران مخالف جمهوری اسلامی گفت: «بعضیها پهلوی را دوست دارند ولی ما زیاد به این موضوع فکر نکردهایم. به نظرم، اگر کسی از داخل قدرت را به دست بگیرد، مناسبتر است.»
ترامپ درباره پهلوی افزود که «او به نظر فرد بسیار خوبی میآید»، اما احتمالاً «کسی که در آنجا(ایران) حضور دارد و محبوب است، اگر چنین فردی وجود داشته باشد» کاندیدای بهتری خواهد بود.
ترامپ روز سهشنبه در کاخ سفید در گفتوگو با خبرنگاران درباره آینده رهبری ایران گفت که «بدترین سناریو این است که یک نفر به شرارت نفر قبلی سر کار بیاید. میخواهیم کسی باشد که کشور را در اختیار مردم قرار دهد.»
دونالد ترامپ افزود از مردم ایران خواسته است فعلاً اعتراض نکنند و به جادهها برنیایند. او همچنین گفت بیشترین افرادی که میتوانستند جانشین رهبر جمهوری اسلامی شوند، کشته شدهاند.
به جز رضا پهلوی تا هنوز چهره مطرح دیگری برای رهبری ایران پس از جمهوری اسلامی مطرح نشده است. او در جریان تظاهرات خونین سراسری در ایران در ماه جدی، نشان داد که در داخل از حمایت معترضان برخوردار است.
پهلوی اعلام کرده است که آماده است رهبری دولت ایران در دوره گذار را به عهده بگیرد. شماری از مخالفان جمهوری اسلامی نگران هستند که حکومت ترامپ با چهرههای نظام جمهوری اسلامی مصالحه کند.
ترامپ امروز اعلام کرد که افرادی از داخل رژیم ایران آماده گفتگو با امریکا هستند ولی وی این درخواست را رد کرده است.
تلویزیون ملی تحت کنترول طالبان روز سه شنبه گزارش داد که در نتیجه حملات نیروهای نظامی پاکستانی در ولسوالیهای جاجی میدان و علیشیرو در خوست، ۴ غیرنظامی کشته و ۱۶ نفر دیگر زخمی شدهاند.
بر اساس این گزارش، در میان قربانیان زنان و کودکان نیز وجود دارند.
در گزارش ادعا شده است که در پی این حملات دهها خانه مسکونی تخریب شده و شمار زیادی از مواشی نیز از بین رفتهاند.
پیش از این، مستغفر گربز، سخنگوی پولیس طالبان در ولایت خوست، گفته بود که طیارههای بیسرنشین (پهپاد) پاکستانی وارد فضای این ولایت شده و نیروهای طالبان به سوی آن آتش گشودند.
مستغفر گربز، سخنگوی والی طالبان در خوست، شامگاه سهشنبه اعلام کرد که «هواپیماهای بیسرنشین پاکستانی» وارد فضای این ولایت شدند.
او افزود که نیروهای طالبان با سلاحهای سنگین به سوی این هواگردها آتش گشودند.
سخنگوی والی طالبان در خوست در حالی از ورود پهپادهای پاکستانی به آسمان این ولایت خبر میدهد که درگیریها میان طالبان و نیروهای پاکستانی تا ساعاتی بعد وارد هفتمین روز خود میشود. در این مدت، هر دو طرف مدعی وارد کردن خسارات و تلفات سنگین به یکدیگر شدهاند.
پیش از این، سخنگوی وزارت دفاع طالبان نیز اعلام کرده بود که برای حفاظت از مردم در برابر حملات جنگندههای پاکستانی، نیروهای این گروه «شلیک هوایی» میکنند و مردم نگران نباشند.
درگیری بین طالبان و پاکستان از پنجشنبهشب هفته گذشته آغاز شد و بهگفته منابع مختلف، جنگندهها و پهپادهای پاکستانی بخشهایی از کابل، پنجشیر، قندهار، ننگرهار، پروان، کنر، پکتیکا، پکتیا، لغمان و نورستان را هدف قرار دادهاند.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی سازمان ملل متحد، در این حملات دستکم ۴۲ غیرنظامی جان باختهاند. طالبان شمار تلفات غیرنظامیان را ۱۱۰ کشته و ۱۲۳ زخمی اعلام کرده است.
پاکستان نیز مدعی شده است که تاکنون ۴۶۴ عضو طالبان را کشته است. در مقابل، طالبان تنها کشته شدن ۲۸ جنگجوی خود را تأیید کرده و گفتهاند که بیش از ۱۵۰ سرباز پاکستانی در این نبردها کشته شدهاند.
ایران روز سهشنبه صادرات محصولات غذایی و زراعتی را تا اطلاع بعدی ممنوع کرد. با این حال، طالبان اعلام کرده است که روند واردات کالاها از ایران همچنان ادامه دارد. طالبان از بازرگانان خواسته است که قیمت کالاهای ایرانی را بدون دلیل موجه افزایش ندهند.
همزمان با گسترش دامنه جنگ، حکومت ایران نگران تامین کالاهای اساسی مورد نیاز مردمش است. اما، ممنوعیت صدور محصولات غذایی تاثیر زیادی بر افغانستان میگذارد که از مشتریان اصلی کالاهای مصرفی ایرانی است.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز سهشنبه ۱۲ حوت اعلام کرد که ادارات گمرکی میان افغانستان و ایران بهطور عادی به فعالیت خود ادامه میدهند.
او گفت: «انتقالات اموال تجارتی از طریق خط آهن خواف-هرات بهطور عادی جریان دارد و هیچگونه تاخیری در آن بهوجود نیامده است.»
به گفته او، «همین اکنون یک قطار باربری مملو از اموال تجارتی به ایستگاه روزنک ولایت هرات رسیده است که شامل ۴۲ واگن سمنت و دو واگن تختههای [چوب] امدیاف میباشد.»
سخنگوی طالبان افزوده است که انتظار میرود امشب یک قطار باربری دیگر حامل مواد غذایی و سوخت نیز به ایستگاه روزنک برسد.
بر اساس بیانیه طالبان، به نقل از مسئولان خطآهن جمهوری اسلامی ایران، حدود ۹۰۰ واگن در قلمرو ایران به مقصد افغانستان در حرکت است و بهطور عادی وارد این کشور خواهد شد.
مجاهد از بازرگانان افغان خواست «بدون دلیل موجه، قیمت اموال تجارتی را افزایش ندهند.»
پس از بسته شدن مرزهای پاکستان، طالبان کوشیده است که واردات از ایران را افزایش دهد. اکنون، جنگ در ایران این تلاش طالبان را به خطر انداخته است.
حجم روابط تجاری میان دو کشور حدود چهار میلیارد دالر برآورد شده است.
اخیراً، مرکز ملی مبارزه با تروریسم امریکا هشدار داد که القاعده بار دیگر خواستار حمله به امریکا و کشورهای غربی است. با این حال، القاعده امروز همان سازمانی نیست که حملات ۱۱ سپتامبر را در نیویارک انجام داد. رهبری، راهبرد و شیوه جنگی این گروه به طور بنیادین تغییر کرده است.
سارا هارموش، مدیرعامل شرکت اچ ناین دفنس، در مقالهای برای نشریه موسسه «مدرن وار» نوشت که اسامه بنلادن القاعده را بهعنوان سازمانی کاریزماتیک شکل داد که هدفش وارد کردن شوکی بزرگ به امریکا و واداشتن آن به عقبنشینی بود.
ایمن الظواهری آن ساختار را به شبکهای پراکنده تبدیل کرد که اولویت اصلیاش بقا در شرایط سخت و تحت فشار شدید بود. اکنون، تحت رهبری سیفالعدل، القاعده وارد مرحله سوم شده است: تمرکز بر بازسازی سازمانی و ایجاد ساختاری منظم، سیستممحور و حرفهای که نه بر پایه شخصیت یا خطابه، بلکه بر ساختار، مدیریت و انضباط سازمانی استوار است.
بهنوشته هارموش، این گذار از «کاریزما» به «ایدئولوژی» و سپس به «سازمان»، جنبشی کمسروصداتر اما منسجمتر ایجاد کرده است. القاعده امروز کمتر به اقدامات نمایشی متوسل میشود، اما بهگونهای بالقوه خطرناکتر عمل میکند. زیرا، عمداً از جلب توجه پرهیز دارد و در عین حال ظرفیت آغاز حملات را پیدا کرده است.
بنلادن؛ شوک و تمرکزگرایی
بر بنیاد این مقاله، القاعده در دوره بنلادن بر جذبه فردی و جاهطلبی بزرگ استوار بود. او تاجر ثروتمند سعودی بود که به رهبر انقلابی اسلامگرا بدل شد و با تلفیق ایدههای مذهبی و کاریزمای شخصی، جنگجویان عرب را به جهاد جهانی فراخواند. اقتدار در سازمان از شخصیت او، نقش مالیاش و تواناییاش در نمادسازی سرچشمه میگرفت.
در آن دوره، ساختار القاعده متمرکز و بسته بود. حلقهای کوچک و وفادار تصمیم میگرفت و عملیاتها نیازمند تایید شخص بنلادن بود. با این حال، او سازوکارهایی برای ایجاد شاخهها، ارتباط میان فرماندهان و حتی طرحهای ابتدایی جانشینی ایجاد کرد تا شبکه بتواند فراتر از پایگاهش در افغانستان گسترش یابد.
منطق راهبردی بنلادن ساده توصیف شده است: حمله به «دشمن دور» شامل امریکا، اسرائیل و رژیمهای همپیمان آنان در خاورمیانه، میتواند نظم منطقهای را فروبپاشد. حملاتی چون یازدهم سپتمبر تبلور این رویکرد بود. با وجود هشدار برخی فرماندهان درباره پیامدهای چنین حملاتی و احتمال از دست رفتن پناهگاه طالبان، بنلادن بر تصمیم خود پافشاری کرد.
الظواهری؛ بقا و جنگ فرسایشی
پس از کشته شدن بنلادن در سال ۲۰۱۱، ایمن الظواهری رهبری سازمانی را بر عهده گرفت که زیر فشار شدید قرار داشت، اما به شبکهای جهانی تبدیل شده بود. او فاقد کاریزمای بنلادن بود و بیشتر از طریق دکترین و دستورالعمل رهبری میکرد.
ظواهری در سال ۲۰۱۳، «رهنمودهای عمومی جهاد» را صادر کرد و از شاخههای القاعده خواست از حملات با تلفات گسترده، خشونت فرقهای و آسیب زدن به غیرنظامیان پرهیز کنند و جلب حمایت محلی را در اولویت قرار دهند. در این چارچوب، مبارزه به عنوان جنگی فرسایشی و بلندمدت بازتعریف شد.
فشار امریکا، رهبران القاعده را به سوی پنهانکاری عمیق سوق داد و به این ترتیب، شاخههای القاعده در کشورهای مختلف اجازه یافتند که ابتکار عمل را به دست گیرند. این شاخهها در کشورهایی که فعالیت میکردند، با مردم محلی عجین شدند. القاعده پس از عملیاتهای ضدتروریستی امریکا زنده ماند و در برخی مناطق گسترش یافت، اما از صحنه بینالمللی عقب نشست. اقتدار رهبری بیشتر جنبه اخلاقی و فکری پیدا کرد تا عملیاتی. نهایتاً، الظواهری در سال ۲۰۲۲ در چند کیلومتری ارگ کابل کشته شد.
سیفالعدل؛ نهادسازی و حرفهایسازی
در این مقاله آمده است که سیفالعدل، افسر پیشین ارتش مصر و رهبر کنونی القاعده، رویکردی مبتنی بر سازماندهی نظامی، کار اطلاعاتی و برنامهریزی بلندمدت دارد. او در دهه ۱۹۹۰ یکی از مربیان اصلی نظامی القاعده بود و در حرفهایسازی بازوی عملیاتی این گروه نقش داشت.
به نوشته هارموش، او جهاد را برنامهای چند مرحلهای و طولانیمدت توصیف میکند که جنگ تنها یکی از ابزارهای آن است. وی پنج شرط موفقیت را برمیشمارد: رهبری، اقتصاد، سازمان، راهبرد و کنترول.
از دید او، سازمان زیربنای پیروزی است. برای نهادینهسازی یک سیستم نظامی، باید ساختار مناسب ایجاد و افراد شایسته در جای درست گماشته شوند. رهبری باید نهادی و قابل تکثیر باشد، نه وابسته به فرد. فرماندهان باید متخصص و باتجربه باشند، نه صرفاً وفادار. آمادگی در دورههای آرامش اهمیت دارد و ارزیابی دقیق پس از هر عملیات ضروری است. به باور او، پیروزی نباید مانع خودانتقادی شود.
در این مدل، تمرکززدایی بهصورت ساختاریافته انجام میشود: واحدهای کوچک و خودکفا که میتوانند پراکنده شوند یا در زمان مناسب با یک دیگر کار کنند. فریب نیز بهعنوان ابزار راهبردی مطرح است؛ از جمله مدیریت ادراک، تقویت تصورات موجود دشمن و پنهان نگهداشتن نیت واقعی.
هارموش مینویسد سیفالعدل بر بهروزرسانی دانش نظامی القاعده، مانند استفاده از پهپادها، حملات سایبری و حتی ابزارهای دریایی بدونسرنشین، تاکید دارد. او باور دارد که این فناوریها میتواند هزینه انسانی عملیات را کاهش دهد.
همچنین، او بر خودکفایی مالی تاکید دارد تا وابستگی به منابع خارجی محدود شود. شاخههای القاعده در مناطقی چون آفریقا، منابع مالی قابل توجهی ایجاد کردهاند. همزمان، هماهنگی میان شاخهها از تبادل نیرو و تخصص گرفته تا همکاری رسانهای افزایش یافته است.
تهدیدی کمصدا اما ماندگار
بهنوشته هارموش، القاعده در محیطی فعالیت میکند که رقابت قدرتهای بزرگ، کاهش تمرکز جهانی بر ضدتروریسم و درگیریهایی مانند جنگ حماس و اسرائیل، شرایط را برای تحرک این گروه مساعدتر کرده است. سیفالعدل نهتنها سازمانیافتهتر از پیشینیان توصیف میشود، بلکه در زمانی به قدرت رسیده که زمینه برای اجرای راهبرد او فراهمتر است.
در راهبرد او، حملات بزرگ کنار گذاشته نشده، بلکه به تعویق افتاده است تا در زمان مناسب اجرا شود. حملات آینده القاعده ممکن است کمتر، اما پیچیدهتر و مرگبارتر باشد.
همزمان، شاخههای القاعده در مناطق تحت کنترول خود حاکمیت میکنند که به این ترتیب، مرز میان شورش و اداره را کمرنگ میکنند و میکوشند مشروعیت اجتماعی به دست آورند.
آنچه بنلادن با اقدامات نمایشی دنبال میکرد و الظواهری با تمرکز بر بقا حفظ کرد، سیفالعدل میکوشد از طریق سازمانسازی حرفهای دنبال کند. القاعده امروز زیاد نمایش نمیدهد، بلکه منظمتر، صبورتر و ساختارمندتر عمل میکند.
در پایان این مقاله آمده است که سکوت کنونی القاعده نشانه افول نیست، بلکه بخشی از استراتژی سازمان است. نسل جدید القاعده ناپدید نشده است، بلکه در حال بازسازی و انتظار بهسر میبرد.