نهادهای مدنی خواستار آتشبس فوری طالبان و پاکستان شدند
شماری از نهادهای مدنی و حقوق بشری در اعلامیهای مشترک روز چهارشنبه از افزایش تنش میان پاکستان و طالبان ابراز نگرانی کرده و خواستار آتشبس فوری، حفاظت از غیرنظامیان و آغاز گفتوگوی سیاسی برای پایان دادن به درگیریها شدهاند.
این اعلامیه مشترک از سوی مجمع مدافعان حقوق بشر، شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر، سازمان جهانی منع شکنجه، موسسه دموکراسی و توسعه افغانستان، روزنه امید و کانون گفتوگو برای زمینههای مشترک منتشر شده است.
در این اعلامیه آمده است که افزایش درگیریهای فرامرزی در هفتههای اخیر جان غیرنظامیان، ثبات منطقه و روابط اقتصادی دیرینه میان دو طرف را با تهدید جدی روبهرو کرده است.
در اعلامیه یادآوری شده است که افغانستان نزدیک به پنج دهه جنگ، آوارگی، بازگشتهای اجباری و چرخههای مکرر خشونت را تجربه کرده و میلیونها خانواده در وضعیت شکننده اقتصادی قرار دارند. به باور امضاکنندگان این اعلامیه، تشدید درگیریها خطر بدتر شدن شرایط برای جوامع دو سوی مرز، از جمله خانوادههای پناهنده، بیجاشدگان داخلی، تاجران و کارگران وابسته به تجارت فرامرزی را افزایش میدهد.
امضاکنندگان اعلامیه از طالبان خواستهاند مسیرهای تجاری امن، از جمله با پاکستان، را تضمین کند تا فشارهای اقتصادی بر مردم کاهش یابد.
این نهادها افزودهاند که صلح پایدار نیازمند گفتوگوی فراگیر است و پاسخهای نظامی نمیتواند جایگزین روندهای سیاسی شود.
پس از حملات امریکا و اسرائیل به ایران و بسته شدن حریم هوایی این کشور، شمار پروازهای عبوری از آسمان افغانستان افزایش یافته است.
وزارت هوانوردی طالبان اعلام کرد که در روزهای اخیر شرکتهای هواپیمایی بیشتری مسیر خود را از فراز افغانستان انتخاب کردهاند.
حکمتالله آصفی، سخنگوی وزارت ترانسپورت و هوانوردی طالبان گفت که بسته شدن حریم هوایی ایران باعث شده برخی شرکتهای هواپیمایی مسیر افغانستان را جایگزین کنند.
مقام طالبان درباره شمار این پروازها جزئیات نداده است.
بررسی دادههای وبسایت «فلایترادار۲۴» که تردد پروازها را بهصورت لحظهای رصد میکند نیز نشان میدهد که تراکم پروازها بر فراز افغانستان بیشتر شده است.
به نظر میرسد که با حملات مشترک اسرائیل و امریکا به ایران، شرکتهای هواپیمایی رویکرد خودداری از آسمان این کشور و جایگزینی افغانستان را مانند جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و ایران را در پیش گرفتهاند.
در یک سال گذشته، با گسترش درگیریها در خاورمیانه و نرمتر شدن موضع نهادهای نظارتی هوانوردی درباره استفاده از آسمان افغانستان، شرکتهای بیشتری از این مسیر برای پروازهای خود استفاده کردهاند.
خبرگزاری رویترز نیز پیشتر گزارش داده بود که در پی تنشهای منطقهای و نگرانیهای امنیتی در برخی مسیرهای خاورمیانه، تعدادی از شرکتهای هواپیمایی بینالمللی مسیر افغانستان را برای پرواز به جنوب و شرق آسیا گزینهای امنتر ارزیابی کردهاند.
بر اساس دادههای وبسایت ردیابی فلایت رادار ۲۴، میانگین پروازهای عبوری روزانه از افغانستان که در ماه می سال گذشته ۵۰ پرواز بود، پس از آغاز جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل به حدود ۲۸۰ پرواز افزایش یافت.
پرواز عبوری به پروازی گفته میشود که بدون فرود، از حریم هوایی یک کشور عبور میکند و در مقابل، مبلغی بهعنوان حق عبور پرداخت میشود.
افزایش اخیر پروازها میتواند به منبع درآمد قابل توجهی برای طالبان تبدیل شود که با محدودیتهای مالی شدیدی روبرو هستند.
طبق گزارشها، این گروه برای هر پرواز ۷۰۰ دالر هزینه ترانزیت دریافت میکند که از طریق واسطههای شخص ثالث جمعآوری میشود.
طالبان سال گذشته اعلام کرده بود که این روند منجر به افزایش چشمگیر درآمدهای ناشی از پرداختهای عبور از آسمان شده است.
به گفته حکمتالله آصفی خدمات به شرکتهای هوایی و مسافران خدمات به صورت منظم موقع ارائه میشود و پرواز در میدانهای بینالمللی و محلی همچنان جریان دارد. او افزود: «شرکت های هوایی مسیرهای ارزان را انتخاب میکنند و ما به آنها اطمینان میدهیم که میتوانند از حریم هوایی افغانستان برای پروازهای خود استفاده کنند.»
گل حسن، سفیر طالبان در مسکو با ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان دیدار کرد. در این دیدار نماینده ویژه ولادیمیر پوتین از طالبان و پاکستان خواست برای حل تنشهای جاری وارد گفتوگو شوند.
سفارت طالبان در مسکو روز چهارشنبه، ۱۳ حوت با انتشار بیانیهای نوشت در این دیدار درباره گسترش روابط دوجانبه نیز گفتوگو شده است. براساس این خبرنامه، سفیر طالبان درباره حملات طالبان به خاک افغانستان نیز سخن گفته است.
طبق این خبرنامه، ضمیر کابلوف نسبت به تنشهای جاری میان طالبان و پاکستان ابراز نگرانی کرده و تاکید کرده است که مشکلات باید از راه دیپلوماسی و گفتوگو حل شوند.
او همچنین افزوده است که کشورش آماده میانجیگری در حل تنشها میان دو کشور است. همزمان ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه با ابراز نگرانی نسبت به تنشها میان طالبان و پاکستان از طرفها خواست از تقابل خودداری کرده و اختلافات را از طریق گفتوگو حل کنند.
عطاالله تارر، وزیر اطلاعات و رسانههای پاکستان اعلام کرد که از آغاز درگیری با طالبان تاکنون دستکم ۴۸۱ عضو این گروه کشته شدهاند.
به گفته او، در این مدت ۶۹۶ طالب زخمی و ۲۲۶ پاسگاه این گروه ویران شده است.
عطالله تارر، وزیر اطلاعات و رسانههای پاکستان در حساب کاربری اکس خود نوشت از آغاز درگیری با طالبان دستکم ۳۵ پاسگاه این گروه به تصرف نیروهای پاکستانی درآمدهاند. به گفته او، در این بازه زمانی ۱۹۸ تانک، موترهای زرهی و توپخانه طالبان منهدم شدهاند.
وزیر اطلاعات و رسانههای پاکستان افزود که تاکنون ۵۶ مکان در سراسر افغانستان هدف حملات هوایی این کشور قرار گرفتهاند.
طالبان تاکنون درباره آمار ارائه شده توسط پاکستان بهطور رسمی ابرازنظر نکرده است.
این مقام پاکستان روز سهشنبه شمار کشتههای طالبان را ۴۶۴ و زخمیهای این گروه را ۶۶۵ نفر اعلام کرده بود.
احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با خبرگزاری صدا و سیما اعلام کرد گزینههای رهبری مشخص شدهاند و این مجلس به انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی نزدیک شده است.
او با تاکید بر جنگی بودن شرایط کشور افزود اقداماتی برای انتخاب رهبر انجام شده است.
احمد خاتمی گفت: «در اولین فرصت رهبری تعیین خواهد شد اما وضعیت جنگی است. مجلس خبرگان کارهایی انجام داده است و نظرخواهیهایی از خبرگان انجام شده است.»
اما او درباره اینکه چه افرادی بهعنوان گزینههای رهبری جدید جمهوری اسلامی مطرح شدهاند، جزئیاتی ارائه نکرد.
ایران اینترنشنال میگوید مجتبی خامنهای با فشار سپاه بر مجلس خبرگان، رهبر آینده نظام جمهوری اسلامی ایران و جانشین علی خامنهای شده است. پیش از این نیز در میان سناریوهای جانشینی علی خامنهای، نام پسر او مجتبی بیش از هر کس دیگری مطرح میشد.
مجتبی خامنهای سالهاست هر چند در سایه قدرت حضور دارد اما بسیاری از ناظران او را یکی از بانفوذترین چهرههای پشتپرده نظام میدانند.
این نوشته، زندگی، مسیر قدرت و شبکه نفوذ او بررسی کرده است.
تولد و سالهای نخست زندگی
مجتبی خامنهای متولد سال ۱۳۴۸ در مشهد ایران است. او وقتی پدرش، علی خامنهای زمانی که در سال ۱۳۶۸ رهبر ایران شد، ۲۰ ساله بود.
رسانههای حامی جمهوری اسلامی میگویند که او در ۱۷ سالگی در جنگ ایران و عراق هم شرکت کرده است.
مجتبی خامنهای فرزند دوم علی خامنهای است. برادر بزرگتر او مصطفی که چهار سال از خودش بزرگتر است، تقریبا هیچ حضور سیاسی یا رسانهای ندارد و بیشتر به عنوان روحانی و مدرس حوزه علمیه در قم شناخته میشود.
مجتبی هم مانند برادر بزرگش، تحصیلات دینی دارد و در قم درس خوانده است.
یکی از پیوندهای مهم خانوادگی مجتبی خامنهای، ازدواج او با زهرا حداد عادل، دختر غلامعلی حداد عادل است. پدر خانم مجتبی، پیش از این رئیس مجلس و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. او در چهار دهه رهبری خامنهای، از نزدیکترین چهرهها به رهبر جمهوری اسلامی بود.
زهرا حدادعادل همسر مجتبی خامنهای، روز ۹ حوت امسال در نخستین دقایق حمله مشترک امریکا و اسرائیل به ایران کشته شد. مجتبی از او دو فرزند پسر و یک دختر دارد.
برخی اسناد منتشر شده در ویکیلیکس میگویند مجتبی خامنهای و همسرش برای درمان ناباروری چند بار به لندن سفر کردهاند و یکی از فرزندانشان در این شهر به دنیا آمده است.
پدر خانم مجتبی خامنهای میگوید که این گزارش درست نیست.
برخی رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران میگویند مجتبی خامنهای در این عکس که به سالهای جنگ ایران و عراق برمیگردد، نفر سوم از سمت راست است.
ورود به عرصه سیاست و میزان نفوذ
مجتبی خامنهای تا اکنون هیچ سمت رسمی در نظام جمهوری اسلامی نداشته است. اما به گفته برخی گزارشها در دفتر رهبری و در کنار پدرش نقش تاثیرگذاری در سیاستهای کلان جمهوری اسلامی داشته است.
بیت رهبری او را به چهرهای پر نفوذ در فضای سیاسی ایران بدل کرد، تا آنجا که وزارت خزانهداری امریکا نیز در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که او با وجود نداشتن سمت دولتی، در مواردی به نمایندگی از رهبر عمل میکرد.
او ارتباط نزدیکی با سپاه پاسداران، بسیج و شماری از فرماندهان سابق جنگ دارد.
مجتبی خامنهای و قاسم سلیمانی
زمانی که در سال ۱۳۸۴ انتخابات ریاست جمهوری ایران جنجالی شد، رویترز میگوید که نقش مجتبی خامنهای در پیروزی محمود احمدینژاد پررنگ بود. آن انتخابات منجر به تشکیل جنبش سبز و سپس حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی شد؛ حصری که پس از گذشت بیش از دو دهه، هنوز هم دوام دارد.
مهدی کروبی در آن سالها در دو نامه به خامنهای نوشت و شکایت کرد که سپاه و بسیج با محوریت مجتبی در انتخابات ریاست جمهوری دخالت کردهاند.
در بسیاری از رسانههای بینالمللی، مجتبی خامنهای با تعابیری مانند «چهره سایه» یا «پسر بانفوذ رهبر» معرفی شده است.
محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیمای ایران که مجبور به استعفا شد، در کتاب «روایت یک استعفا» از نفوذ مجتبی خامنهای در این سازمان و در سازمان اطلاعات سپاه سخن گفته است. او نوشته است که مجتبی خامنهای در شکلگیری استعفای او نقش داشته است.
در رسانههای منتقد جمهوری اسلامی، او نماد انتقال موروثی قدرت و گسترش نفوذ سپاه توصیف میشود. در مقابل، رسانههای نزدیک به حاکمیت، او را روحانی کمظهور، اهل درس و دور از هیاهوی سیاسی معرفی میکنند.
شرکت در راهپیمایی؛ از محدود دفعاتی که عکسی از او در یک تجمع نسبتا بزرگ سیاسی منشتر شده است
رویترز میگوید کمظهوری مجتبی خامنهای در رسانه و سیاست ممکن است تلاشی برای اسطورهسازی از او به عنوان چهرهای مذهبی و گزینه احتمالی رهبری در ساختار ولایت فقیه بوده باشد.
فعالیتهای اقتصادی
بلومبرگ در دلو ۱۴۰۴ در گزارشی تحقیقی نوشت که مجتبی خامنهای طی بیش از یک دهه شبکهای از سرمایهگذاریها و املاک را در اروپا و خاورمیانه ایجاد کرده است. در این گزارش آمده که این داراییها از طریق شرکتهای واسطه و با عبور منابع مالی از بانکهایی در بریتانیا، سوئیس، لیختناشتاین و امارات شکل گرفته و منشأ آنها «فروش نفت ایران» عنوان شده است.
بر اساس همین گزارش، این شبکه از سرمایهگذاریها از حملونقل دریایی در خلیج فارس تا حسابهای بانکی در سوئیس و املاک لوکس در بریتانیا را در بر میگیرد و ارزش برخی از این داراییها بیش از ۱۰۰ میلیون پوند برآورد شده است. بلومبرگ در این گزارش مجتبی خامنهای را یکی از چهرههای بانفوذ خاورمیانه توصیف کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا روز ۱۳ عقرب سال ۱۳۹۸، برخی از مشاوران و اعضای دفتر آیتالله خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی را تحریم کرد. در این لیست نام مجتبی خامنهای، دومین فرزند رهبر جمهوری اسلامی هم به چشم میخورد.
سبک شخصیتی، شیوه رهبری یا مدیریتی
در برخی تحلیلها، نام مجتبی خامنهای با ادامه مسیر سختگیرانه در سیاست ایران و اتکا به نهادهایی مانند سپاه گره خورده است؛ موردی که برای بخشی از هسته قدرت، میتواند مزیت تلقی شود. چرا که او با ساختار بیت رهبری و نهادهای امنیتی آشنا است و انتقال قدرت را کمهزینهتر میسازد.
برخی تحلیلگران میگویند احتمال دارد شیوه اداره او بیشتر پشتپرده و متکی بر حلقههای امنیتی و وفادار باشد.
وزارت خزانهداری امریکا باور دارد که او با فرماندهان نیروی قدس و بسیج همکاری داشته و بخشی از مسئولیتهای واگذار شده از سوی پدرش را از این مسیر پیش برده است.
هنوز معلوم نیست که چرا علی خامنهای، مجبتی را در مسیر سیاست به برادر بزرگترش مصطفی ترجیح میداد.
با انتخاب او به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، به نظر میرسد که نامش در تاریخ سیاسی ایران با بحث جانشینی خانوادگی و حساسیت نسبت به موروثیشدن قدرت نیز گره خواهد خورد.