روایت شما: «طالبان جلو من و برادرم را گرفتند و تحقیق کردند»

میخواهم اطلاع بدهم که متأسفانه در هرات، افراد امر به معروف جلو موترها را میگیرند. واقعاً ما خسته شدیم از بس که جلو موترهای شخصی را میگیرند و میپرسند که با هم چه نسبتی دارید.

میخواهم اطلاع بدهم که متأسفانه در هرات، افراد امر به معروف جلو موترها را میگیرند. واقعاً ما خسته شدیم از بس که جلو موترهای شخصی را میگیرند و میپرسند که با هم چه نسبتی دارید.
من و برادرم با هم به خانه یکی از فامیلها میرفتیم. نزدیک اداره معارف هرات، طالبان جلو ما را گرفتند.
اینقدر ناراحت شده بودیم که بقیه موترها هم همه به ما نگاه میکردند. من که در عقب موتر نشسته بودم، طالبان از برادرم سوال و جواب میکردند، صرفا به این دلیل که خواهرش را به مهمانی میبرد، اشکهایم جاری شده بود.
هیچ کجای افغانستان اینقدر قیودات نیست، ولی در هرات هر روز شاهد این اتفاقات هستیم، بخدا قسم خسته شدیم
آنها شک داشتند که ما شاید خواهر و برادر نباشیم. خوشبختانه تذکرههایمان همراهمان بود و وقتی نشان دادیم مشکل حل شد.
این مطلب برای بخش «روایت شما» ارسال شده است. این بخش به مطالب فرستادهشده از سوی مخاطبان افغانستان اینترنشنال میپردازد.
مطالب این بخش بدون ویرایش محتوایی و با حفظ دیدگاه نویسنده منتشر میشود.