ترامپ تهدید کرد که نیروهای امریکایی را در آلمان کاهش میدهد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، پس از انتقاد فریدریش مرتس از عملکرد امریکا در جنگ ایران، میگوید واشنگتن کاهش نیروهای امریکایی در آلمان را بررسی میکند.
صدراعظم آلمان پیشتر گفته بود حکومت امریکا بدون راهبرد روشن وارد جنگ با ایران شده است.
ترامپ روز پنجشنبه در تروث سوشال نوشت که تصمیم درباره کاهش احتمالی نیروهای امریکایی در آلمان بهزودی گرفته میشود.
این موضعگیری چند ساعت پس از دیدار کارستن برویر، بازرس کل ارتش آلمان، با البریج کولبی، معاون وزیر دفاع امریکا، در واشنگتن مطرح شد. دو طرف در این دیدار درباره راهبرد تازه نظامی آلمان گفتوگو کرده بودند.
کولبی پس از این دیدار در شبکه اکس از استراتژی نظامی آلمان ستایش کرد و نوشت که آلمان اکنون نقش رهبری را به عهده میگیرد.
با این حال، اختلاف سیاسی میان واشنگتن و برلین پس از انتقاد مرتس از جنگ ایران شدت گرفته است.
ترامپ از سخنان صدراعظم آلمان بهشدت خشمگین شد و روز سهشنبه درباره او نوشت: «او نمیداند درباره چه چیزی حرف میزند.»
رئیسجمهور امریکا همچنین نوشت که وضعیت بد آلمان از نظر اقتصادی و در بخشهای دیگر تعجبآور نیست.
او مرتس را متهم کرد که با دستیابی ایران به سلاح هستهای موافق است.
مرتس اما روز چهارشنبه کوشید از شدت این اختلاف بکاهد. او گفت روابط شخصیاش با ترامپ، از نگاه خودش، همچنان خوب است و دو طرف همچنان گفتوگوهای خوبی با هم دارند.
مرتس قبلا درباره جنگ ایران گفته بود که زمان ورود جنگها باید راهی برای بیرونشدن از آن نیز در نظر گرفته شود. مرتس در همین زمینه از تجربه افغانستان و عراق یاد کرد و گفت آلمان در این دو جنگ هزینههای سنگین چنین تصمیمهایی را دیده است.
مرتس همچنین گفت ایرانیها یا بسیار ماهرانه مذاکره میکنند یا بسیار ماهرانه از مذاکره خودداری میکنند.
او افزود که رهبری جمهوری اسلامی، امریکا را تحقیر میکند.
آلمان یکی از مهمترین مراکز حضور نظامی امریکا در اروپا است.
بر اساس آخرین آمار ارتش امریکا، حدود ۸۶ هزار سرباز امریکایی در اروپا مستقر اند که حدود ۳۹ هزار نفر آنان در آلمان حضور دارند.
این شمار همیشه ثابت نیست و به دلیل جابهجایی نیروها و تمرینهای نظامی تغییر میکند.
امریکا در آلمان چند مرکز مهم نظامی دارد. فرماندهی اروپایی امریکا در اشتوتگارت و پایگاه هوایی رامشتاین در راینلند-فالتس از مهمترین این مراکز است.
این پایگاهها در عملیاتهای جهانی امریکا، از جمله در خاورمیانه، نقش مهم دارند. از این مراکز برای استقرار نیرو، انتقال تجهیزات، پروازها، هدایت پهپادها و درمان زخمیها استفاده میشود.
ترامپ پیش از این نیز، در دوره نخست ریاستجمهوری خود، تهدید کرده بود که شمار نیروهای امریکایی در آلمان را کاهش میدهد.
با این حال، کاهش گسترده نیروهای امریکا در اروپا محدودیتهایی دارد. کانگرس امریکا در پایان سال ۲۰۲۵ سازوکاری تصویب کرد که بر اساس آن، شمار نیروهای دایمی امریکا در حوزه فرماندهی اروپا نباید برای بیش از ۴۵ روز به کمتر از ۷۶ هزار نفر برسد.
طرح جنجالی حکومت هند برای جلوگیری از ورود مهاجران بنگلادش خبرساز شده است. طبق این طرح، هند موضوع رهاسازی «شکارچیان طبیعی» مانند تمساحها و مارهای سمی در رودخانه مرزی را برای جلوگیری از ورود مهاجران بنگلادشی بررسی میکند.
این طرح فعالان حقوق بشر و محیط زیست را نگران کرده است.
رسانههای هندی براساس یک نامه داخلی نیروی امنیت مرزی هند گزارش دادهاند که این نیرو به واحدهای خود در مناطق مرزی با بنگلادش دستور داده امکان «استفاده از خزندگان» را در بخشهای رودخانهای برای جلوگیری از «نفوذ و فعالیتهای مجرمانه» بررسی کنند.
در بخشی از این نامه که در ۲۶ مارچ صادر شده، آمده است: «امکانسنجی استقرار خزندگان (مانند مارها یا تمساحها) در شکافهای آسیبپذیر رودخانهای باید از منظر عملیاتی بررسی و ارزیابی شود.»
نامه در ادامه افزوده است: «استفاده از خزندگان مطابق با دستورهای آمیت شاه، وزیر امور داخله است.»
روزنامه هندو گفته است که یک نسخه این مکاتبه را دیده است. اما نیروی امنیت مرزی هند تاکنون هیچ واکنش رسمی به این گزارشها نشان نداده است.
با این حال، یک مقام نیروی امنیت مرزی به روزنامه هندو تأیید کرد که دستوری درباره بررسی استفاده از خزندگان در بخشهای رودخانهای مرز با بنگلادش صادر شده است.
او گفت: «تاکنون دستورهای مربوط به خزندگان اجرا نشده است... چالشهایی وجود دارد. چگونه این خزندگان تهیه شوند و چه اثری ممکن است بر جمعیت محلی که در امتداد بخشهای رودخانهای زندگی میکنند، داشته باشد؟»
هند بیش از چهار هزار کیلومتر مرز مشترک با بنگلادش دارد. دهلی نو بیش از سه هزار کیلومتر این مرز را حصار کرده است، اما بخش باقیمانده آن مناطق باتلاقی و رودخانهای است که هند حصارکشی آن را دشوار و غیرممکن میخواند. در دو سمت این رودخانهها مردم محلی زندگی میکنند.
نگرانی فعالان
طرح تازه احتمالی حکومت هند، مردم محلی، فعالان حقوق بشر و حامیان حیات وحش را نگران کرده است. «استفاده از خزندگان» ممکن است خطر قابلتوجهی برای روستاییان دو سوی مرز، بهویژه هنگام سیلاب، ایجاد کند.
انگشومان چودری، پژوهشگر، به شبکه الجزیره گفت: «اگر این طرح پلید و خطرناک نبود، خندهدار میبود.» او این طرح را «مضحک» توصیف کرد.
چودری استدلال کرد اگر عینی به موضوع نگاه شود، «وقتی مارهای سمی و تمساحها را رها کنید، آنها نمیتوانند تشخیص دهند چه کسی بنگلادشی است و چه کسی هندی.»
او گفت: «این اوج بیرحمی علیه مهاجران بدون مدرک و غیرانسانیسازی آنان است. شیوهای کاملاً جدید برای تسلیح طبیعت و حیوانات علیه انسانها. این نوع تازهای از خشونت زیستسیاسی است.»
سیاست جنجالی هند در مناطق هممرز با بنگلادش
مرز هند-بنگلادش در امتداد ایالتهای بنگال غربی، تریپورا، آسام، مگالایا و میزورام هند قرار دارد.
حکومت راستگرای نرندرا مودی، نخستوزیر هند، تلاشهای گستردهای را برای سرکوب مهاجران بدون مدرک در مناطق مرزی با بنگلادش انجام داده است و استدلال میکند که این مهاجران بافت جمعیتی این مناطق را برهم میزنند.
ناظران حقوق بشر اما معتقدند که حکومت مودی از این روایت برای آزار اقلیتهای مذهبی در هند، بهویژه مسلمانان بنگالی در بخشهای شرقی و شمالشرقی کشور، استفاده کرده است.
تقسیم هند بریتانیایی در سال ۱۹۴۷ منطقه بنگال را دو پاره کرد، در حالی که مردم دو سوی مرز همچنان ریشههای فرهنگی و قومی مشترک دارند.
هیچ آمار رسمی درباره شمار مهاجران بدون مدرک در هند وجود ندارد.
مقامهای نیروی امنیت مرزی هند در چندین مورد به راندن مسلمانان هندی با زور اسلحه به داخل خاک بنگلادش متهم شدهاند.
هارش ماندر، فعال حقوق بشر، به الجزیره گفت حتی اگر شمار مهاجران بدون مدرک در حال افزایش باشد، هند بهجای تعامل با دولت بنگلادش و پیروی از روند قضایی برای تحویل مهاجران بدون مدرک، از «روشهای فراقضایی» برای برخورد با آنان استفاده کرده است.
علاوه بر این، فعالان میگویند هند از این موضوع بهعنوان بهانهای برای رفتار ناعادلانه با اقلیتها، بهویژه مسلمانان، استفاده میکند و آنان را با مهاجران یکی میگیرد.
ماندر به الجزیره گفت: «رویکرد هند درباره آنچه آنها ‘تابعیت مورد مناقشه’ مینامند، همزمان مبتنی بر بیرحمی و سرپیچی از قانون اساسی و اصول بینالمللی است.»
این فعال حقوق بشر تلاشهای حکومت هند برای گردآوری مهاجران بدون مدرک را «در واقع راندن مسلمانان هندی به آن سوی مرز و برچسبزدن به آنان بهعنوان بنگلادشی» توصیف کرد.
نتایج یک پژوهش تازه نشان میدهد که ازدواج ممکن است به کاهش خطر ابتلا به سرطان کمک کند.
این مطالعه که در مورد بیش از چهار میلیون مورد سرطان در ایالات متحده انجام شده، نشان میدهد افراد مجرد در مقایسه با افراد متاهل بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند.
بر اساس این تحقیق که بهتازگی در نشریه ارتباطات پژوهش سرطان منتشر شده، میزان ابتلا به سرطان در میان مردانی که هرگز ازدواج نکردهاند، حدود ۶۸ درصد بیشتر از مردان متاهل است. این تفاوت در میان زنان حتی چشمگیرتر بوده و زنان مجرد حدود ۸۳ درصد بیشتر در معرض ابتلا به سرطان قرار دارند.
پژوهشگران میگویند یکی از دلایل این تفاوت میتواند برخورداری افراد متاهل از ثبات اقتصادی بیشتر و سیستمهای حمایتی قویتر باشد. همچنین، همسران معمولاً یکدیگر را به مراقبت از سلامت، مراجعه به پزشک و ادامه درمان تشویق میکنند.
این تحقیق دادههای بیش از ۱۰۰ میلیون نفر بالای ۳۰ سال را در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ در ۱۲ ایالت امریکا بررسی کرده است. حدود ۲۰ درصد از این افراد مجرد بودهاند.
یافتهها نشان میدهد برخی از بیشترین تفاوتها مربوط به سرطانهای قابل پیشگیری است؛ از جمله سرطانهایی که با عفونتها یا رفتارهایی مانند مصرف دخانیات و الکل مرتبطاند. بهطور مثال، میزان سرطان مقعد در مردان مجرد پنج برابر و سرطان دهانه رحم در زنان مجرد سه برابر بیشتر گزارش شده است. هر دو نوع سرطان با ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) مرتبط هستند.
کارشناسان میگویند افراد متاهل معمولاً سبک زندگی سالمتری دارند، کمتر سیگار و الکل مصرف میکنند و بیشتر به مراقبتهای پیشگیرانه توجه نشان میدهند.
با این حال، پژوهشگران تاکید میکنند که این ارتباط همیشگی نیست. به گفته آنها، کیفیت رابطه و وجود حمایت اجتماعی— خارج از چارچوب ازدواج—میتواند نقش مهمی در سلامت افراد داشته باشد.
روسیه اعلام کرد که با وجود خروج امارات متحده عربی از اوپک، همچنان در این سازمان کشورهای تولیدکننده نفت باقی خواهد ماند. مسکو نقش اوپک را در شرایطیکه بازار جهانی نفت بیثبات است، مهم خواند.
امارات متحده عربی روز سهشنبه، ۸ حمل اعلام کرد که از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خارج میشود. این اقدام در میانه بحران انرژی ناشی از جنگ با ایران، شکافها میان کشورهای حوزه خلیج فارس را برجستهتر کرده است.
امارات چهارمین تولیدکننده بزرگ در اوپک به شمار میرود، در حالی که روسیه پس از عربستان سعودی جایگاه دوم را در اختیار دارد.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، اظهار داشت که اوپک، بهویژه در شرایط کنونی بازارهای جهانی، همچنان یک ساختار حیاتی محسوب میشود. او تاکید کرد: «این چارچوب به گونه قابل ملاحظهای به کاهش نوسانات بازار انرژی کمک کرده و زمینه را برای ثبات بازارهای جهانی فراهم میکند.»
پسکوف افزود که روسیه به تصمیم امارات احترام میگذارد، اما ابراز امیدواری کرد که گفتوگوهای مسکو و ابوظبی درباره همکاریها در حوزه انرژی همچنان ادامه یابد. او همچنین خاطرنشان کرد که امارات پیش از اعلام این تصمیم، روسیه را در جریان نگذاشته بود.
در همین حال، آنتون سیلوانوف، وزیر مالیه روسیه، هشدار داد که خروج امارات ممکن است هماهنگی میان تولیدکنندگان نفت را تضعیف کند. به گفته او، اگر کشورهای عضو اوپک بدون هماهنگی تولید خود را افزایش دهند، احتمال سقوط قیمتهای جهانی نفت وجود دارد.
سیلوانوف افزود که در حال حاضر، قیمت نفت به دلیل مسدود شدن تنگه هرمز در سطح بالایی قرار دارد، اما در صورت بازگشایی این مسیر، خطر مازاد عرضه در بازار افزایش خواهد یافت.
ائتلاف اوپکپلاس که روسیه در سال ۲۰۱۶ به آن پیوست، بر بنیاد برآوردها، نزدیک به نیمی از تولید نفت جهان را مدیریت میکند.
دو پناهجوی افغان و یک شهروند هند در بریتانیا که به دستداشتن در یک شبکه بزرگ سرقت موبایل اعتراف کردند، قرار است در دادگاه حاضر شوند. آنها متهماند که بیش از ۶۲ هزار تلفن دزدی را به ارزش ۱۸۱ میلیون پوند به چین و دبی فرستادند.
رهبر این شبکه یک شهروند ۳۵ ساله افغانستان بود.
او در رأس شبکهای از صدها جیببر قرار داشت که عمدتا در لندن فعالیت میکردند.
به گزارش تایمز، امیر خادیخیل، در کمتر از یک سال، تلفنهای دزدی را به خارج از بریتانیا منتقل میکرد.
بر اساس این گزارش، جیببرها برای مدلهای تازه تلفن تا ۷۵۰ پوند دریافت میکردند. پولیس گفته است که این شبکه فقط گوشیهای شرکت اپل را میدزدید و احتمالا حدود ۴۰ درصد تمام موبایلهای دزدیشده در لندن به این گروه مربوط بوده است.
پولیس متروپولیتن لندن گفته است بخشی از این سرقتها از سوی یک گروه کاملا زنانه متشکل از ۲۵ جیببر انجام میشد. سن اعضای این گروه از ۱۴ سال تا حدود ۲۵ سال بود و آنان بیشتر در مناطق وستاند و سوهو فعالیت میکردند و اغلب گردشگران را هدف میگرفتند.
گوشیهای دزدی ابتدا به شبکهای حدودا ۵۰ نفری از واسطهها سپرده میشد. این واسطهها گوشیها را به امیر خادیخیل و عصمت میاخیل، ۳۳ ساله، که او نیز افغان است، منتقل میکردند.
زمانی که خادیخیل و میاخیل بازداشت شدند، پولیس دریافت که آنان گردنبندهایی با سوزن مخصوص بیرونکردن سیمکارت موبایل به گردن داشتند.
به نوشته تایمز، این شبکه پس از آن شناسایی شد که یکی از قربانیان در دسامبر ۲۰۲۴ با استفاده از برنامه ردیابی گوشی، آیفون دزدیشده خود را در انبار شرکت پستی دیاچال در نزدیکی هیترو پیدا کرد.
یک کارمند دیاچال این آیفون را در بستهای پیدا کرد که نزدیک به هزار گوشی در آن قرار داشت و قرار بود به هنگکنگ فرستاده شود. ماموران سپس دریافتند که خادیخیل هر هفته دو محموله از طریق پست ارسال میکرد.
سپس پولیس مخفی خادیخیل و میاخیل را زیر نظر گرفت که در یک خرید، ۲.۵ کیلومتر زرورق یا فویل خریدند. آنان از فویل برای پیچاندن گوشیها استفاده میکردند تا هنگام انتقال، سیگنال مکانیابی آنها متوقف شود. در تصویری که پولیس منتشر کرده، این دو نفر هنگام خرید فویل در یک فروشگاه دیده میشوند.
گوشیهای دزدی به کارگاههایی در خاورمیانه و چین فرستاده میشد. در آنجا گوشیها دوباره تنظیم میشدند تا قابل ردیابی نباشند و سپس فروخته میشدند. پولیس گفته است برخی از این گوشیها در چین تا ۵ هزار دالر قیمت داشتند، چون محدودیتهای دولتی بر استفاده از اینترنت در آنها وجود نداشت.
مارک گاوین، بازرس پولیس، گفته است کشف نخستین محموله گوشیهای دزدی، تحقیقاتی پیچیده را آغاز کرد که در نهایت به فروپاشی یک شبکه بینالمللی قاچاق انجامید.
این شهروندان افغان اتهامات خود را پذیرفتهاند.
منصور محمد یک شهروند هند نیز اتهام واسطهگری برای جیببُرها را پذیرفته است
قرار است هر سه نفر روز ۱۲ می در دادگاهی در لندن محاکمه شوند.
پولیس در جریان یورش به این شبکه در سپتامبر سال گذشته، چند صد گوشی و ۲۵ هزار پوند پول نقد را از صندوق عقب یک موتر ضبط کرد. همچنان حدود دو هزار دستگاه دیگر و ۵۰ هزار پوند پول نقد از مکانهای مرتبط با این افراد به دست آمد.
پولیس تاکنون بیش از ۱۰ هزار آیفون دزدی را بازیابی کرده و بیش از ۲۵۰ هزار پوند پول غیرقانونی را ضبط کرده است. بیش از هزار قربانی نیز گوشیهای دزدیشده خود را پس گرفتهاند.
در یک انبار پولیس که گوشیهای بازیابیشده نگهداری میشود، چهار هزار آیفون و تنها یک گوشی اندروید وجود دارد.
پولیس گفته است برخی از گروههای سازمانیافته جیببری که برای شبکه خادیخیل گوشی تهیه میکردند، در پاریس و برلین نیز فعالیت دارند.
شاه بریتانیا در سخنرانی خود در کانگرس امریکا، با اشاراتی ظریف، طنزآمیز و گاهی گزنده، جاهطلبیهای «شاهانه» رئیسجمهور ایالات متحده را نقد کرد و به اعضای مجلسی که نیمی از آنها پشتیبان دونالد ترامپاند، یادآوری کرد که در یک دولت دموکراتیک، بر قدرت رئیسجمهور باید نظارت شود.
ماه مارچ سال گذشته، زمانی که دونالد ترامپ برای سخنرانی سالانه به کانگرس رفت، شماری از نمایندگان حزب دموکرات از تالار بیرون شدند و آنها که ماندند، با در دست گرفتن نوشتههای اعتراضی مانند «دروغ» و «اشتباه»، با سخنان رئيسجمهور مخالفت کردند؛ از جمله یک نماینده دموکرات که پشت به ترامپ کرده بود و روی تیشرت او نوشته بود: «اینجا شاه ندارد»
در طول ماههای بعد، اعتراضهای گستردهای با شعار «شاه نمیخواهیم» (No King) در شهرهای گوناگون ایالات متحده، از جمله پایتخت برگزار شد که هدفش اعتراض به «قدرت بیحد و حصر» رئيسجمهور بود.
اما شام سهشنبه ۲۸ اپریل امسال، زمانی که یک شاه برای سخنرانی به کانگرس رفت، نه تنها کسی تالار را ترک نکرد، بلکه تقریباً همه حاضران بارها برای او بهپا خاستند و کف زدند، حتی آنها که شعار «شاه نمیخواهیم» سر داده بودند.
رسانههای راستگرا و کاربران حامی این جریان در شبکههای اجتماعی، ایستادن و کف زدن نمایندگان دموکرات، از ایلهان عمر گرفته تا ننسی پلوسی برای چارلز سوم، شاه بریتانیا را، نشانه دو رویی آنها شمردند.
اما سخنرانی شاه بریتانیا در جمع نمایندگان دولت جمهوری امریکا، علاوه بر درسهای تاریخی و اشارات حقوقبشری و محیط زیستی، دارای سفارشهای سیاسی هم بود؛ سخنانی که نهتنها جمهوریخواهان یارای مخالفت با آن را نداشتند، بلکه دقیقاً حرف دل دموکراتها هم بود.
میراث مشترک
اعضای هر دو جناح کانگرس بارها برای سخنان چارلز سوم کف زدند
چارلز سوم به منشور مگنا کارتا اشاره کرد؛ سندی که در سال ۱۲۱۵ میلادی، میان شاه وقت انگلستان و خانهای مناطق مختلف امضا شد و هدف آن، مشروط کردن قدرت نهاد سلطنت بود. خانهای انگلستان در قدم اول به باز بودن دست شاه در بالا بردن مالیات اعتراض داشتند اما همان حرکت که هدف اولیهاش الزاماً آوردن دموکراسی، قانون اساسی و مشروطهخواهی به معنای مدرن آن نبود، پایه قانون اساسی مشروطه بریتانیا و پنج قرن بعد، الهامبخش قانون اساسی ایالات متحده امریکا شد.
شاه بریتانیا در جمع نمایندگان صد و نزدهمین کانگرس امریکا، بهگونه ماهرانهای میان آن حرکت قرن سیزدهمی در انگلستان و جنبش استقلالخواهی امریکا در قرن هژدهم پُل زد و «پدران بنیانگذار» ایالات متحده را «شورشیان جسور و خلاقی» نامید که در خیزش علیه نیای پنجم او، جورج سوم، از اصول روشنگری بریتانیا و منشور مگنا کارتا الهام گرفتند.
هنگامی که چالرز سوم گفت که دیوان عالی ایالات متحده بیش از ۱۶۰ بار به سند مگنا کارتا استناد کرده که میگوید «قدرت اجرایی باید تابع نظارت و توازن باشد»، همه حاضران، از جمله نمایندگان دموکرات، از جای خود بلند شدند و با سوت و کف، شاه را تشویق کردند؛ گویی در دل میگویند «جانا سخن از زبان ما میگویی».
این واکنش یکپارچه نشان میدهد که شعار «شاه نمیخواهیم» دموکراتها، ناظر بر شرایط کشور خودشان است. آنها با تبدیل شدن نهاد منتخب ریاستجمهوری به دستگاهی شبیه سلطنت مطلقه و بدون نظارت مشکل دارند، نه شاهی که خودش تابع قانون و قدرتش مشروط به خواست مردم باشد.
در نظام پادشاهی مشروطه بریتانیا، مقام شاه تشریفاتی است. او در امور سیاست داخلی بیطرف و در سیاست خارجی، پیرو حکومت منتخب است. سفرهای رسمی شاه هم نه به خواست خود او، بلکه تابع سیاستهای حکومت است. حتی سخنرانیهای شاه در اینگونه سفرها هم، با نظارت دقیق دفتر نخستوزیری نوشته میشود.
بنابراین آنچه شاه بریتانیا در کانگرس و حتی ضیافت شام کاخ سفید گفت، با نخستوزیر او هماهنگ شده و موضع رسمی حکومت محسوب میشود.
چارلز سوم بر نقش «مثبت» ناتو تاکید کرد، خواهان ادامه حمایت از اوکراین در جنگ با روسیه شد، از اهمیت صلح جهانی گفت و بر حفظ محیط زیست تاکید کرد. همه اینها سیاستهای رسمی حکومت بریتانیاست.
شاه جمهوری؟
پست فیسبوکی کاخ سفید که در شرح عکس چارلز و ترامپ نوشته است «دو پادشاه»
روز سهشنبه همزمان با سفر چارلز سوم به واشنگتن، حساب فیسبوکی کاخ سفید عکسی از رئیسجمهور امریکا و شاه بریتانیا منتشر کرد و در شرح آن نوشت: دو پادشاه.
درست در همان روز، نسخه ویژهای از پاسپورت امریکا به مناسبت ۲۵۰ سالگی استقلال این کشور منتشر شد که در سوی داخلی جلد آن تصویری از «پدران بنیانگذار» ایالات متحده نقش بسته و طرف دیگر، تصویر دونالد ترامپ و امضای او.
آقای ترامپ در شبکههای اجتماعی بارها خود را شاه نامیده؛ بسیار بعید است هدف او از این پستها، چیزی فراتر از شوخی یا به اصطلاح، رفتن روی اعصاب مخالفان دموکراتاش باشد. اما آنچه مخالفان را نگران کرده، همان قدرت بیحد و حصر و بدون نظارت است که به باور منتقدان، چیزی از شاه کم ندارد.