مجله بریتانیایی «استایلست» با استناد به نظر رواندرمانگران، متخصصان مغز و اعصاب و تجربه زنان در گزارشی نوشت که این زنان در معرض اضطراب دایمی و افسردگی قرار دارند.
جنیفر کاکس، رواندرمانگر و نویسنده کتاب «زنان عصبانی هستند»، میگوید بسیاری از زنانی که در طول سالها با آنها کار کرده، بخش بزرگی از زندگی خود را صرف جلوگیری از خشم مردان کردهاند.
به گفته او، بسیاری از زنان یاد میگیرند چگونه خبرهای بد را با احتیاط مطرح کنند، درخواستهای شان را به شکلی بیان کنند که طرف مقابل عصبانی نشود و به طور دایم مراقب رفتار و واکنشهای او باشند.
کاکس میگوید این وضعیت باعث میشود زنان همزمان نقش همسر، مادر، درمانگر و حتی مدیر برنامه زندگی شریک خود را بر عهده بگیرند و این مسئولیت به مرور زمان فرساینده است.
زنانی که با مجله استایلست گفتوگو کردهاند نیز تجربه مشابهی را توصیف میکنند. یکی از آنها میگوید همسرش ممکن است به دلیل خراب شدن موتر یا یک اتفاق کوچک، تمام روز را با عصبانیت سپری کند. دیگری میگوید هنگام بیرون رفتن همیشه نگران است که مبادا رفتار رهگذران یا رانندگان باعث انفجار خشم شریک زندگیاش شود و تمام روزشان خراب شود.
به گفته کاکس، چنین فضایی فرد را وادار میکند که دایماً مراقب باشد چه بگوید یا چه کاری انجام دهد تا خشم طرف مقابل را برنینگیزد.
تأثیر بر مغز و سیستم عصبی
دکتر فی بیگتی، متخصص مغز و عصبشناس، میگوید زندگی در چنین شرایطی سیستم عصبی را در حالت آمادهباش دایمی قرار میدهد. استرس مداوم باعث ترشح پیوسته هورمون کورتیزول میشود. این هورمون در کوتاهمدت برای مقابله با خطر مفید است، اما اگر برای مدت طولانی بالا بماند، به سلامت آسیب میزند.
به گفته او، افزایش مزمن کورتیزول میتواند خواب را مختل کند، خلقوخو را پایین بیاورد، تمرکز را کاهش دهد و خطر اضطراب و افسردگی را افزایش دهد.
بیگتی همچنین هشدار میدهد که استرس مزمن حتی میتواند بر ساختار مغز اثر بگذارد. در این شرایط، آمیگدال یا مرکز پردازش ترس و هیجان بیشفعالتر میشود، در حالی که هیپوکامپ، بخشی از مغز که در حافظه نقش دارد، عملکرد ضعیفتری پیدا میکند. به همین دلیل، بسیاری از افراد دچار فراموشی یا کاهش تمرکز میشوند.
او تأکید میکند این نوع اختلال حافظه با زوال عقل متفاوت است و معمولاً پس از کاهش استرس بهبود مییابد.
چرا برخی مردان خشم خود را اینگونه بروز میدهند؟
بر اساس این گزارش، پژوهشها نشان میدهد زنان و مردان میزان مشابهی از احساس خشم را تجربه میکنند، اما مردان بیشتر آن را به شکل پرخاشگری بیرونی بروز میدهند، در حالی که زنان معمولاً خشم را به درون خود معطوف میکنند.
کاکس معتقد است بسیاری از مردان از کودکی یاد گرفتهاند احساساتی مانند ترس، آسیبپذیری یا اضطراب را پنهان کنند و تنها راه قابل قبول برای ابراز هیجانهای شدید، خشم است. او میگوید در بسیاری از موارد، پشت عصبانیتهای مکرر، احساساتی مانند ترس، درد یا ناتوانی در مدیریت استرس قرار دارد.
دکتر بیگتی نیز توضیح میدهد که در مغز، آمیگدال مسئول پردازش هیجانها و تهدیدهاست و قشر پیشپیشانی وظیفه تنظیم این هیجانها را بر عهده دارد. هنگامی که این سیستم بهخوبی عمل نکند، فرد ممکن است برای آرام شدن به اطرافیان تکیه کند؛ وضعیتی که متخصصان آن را «تنظیم بیرونی هیجان» مینامند.
در چنین شرایطی، شریک زندگی ناچار میشود دایماً احساسات فرد عصبانی را مدیریت کند که به گفته کارشناسان، بسیار خستهکننده و فرساینده است.
چه زمانی باید کمک گرفت؟
کاکس توصیه میکند اگر فرد احساس امنیت میکند، درباره تأثیر خشم شریک زندگی خود صادقانه صحبت کند و به او بگوید که این رفتار باعث ترس، اضطراب یا خستگی او شده است.
او میگوید واکنش ایدهآل این است که فرد مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و برای تغییر آن تلاش کند. با این حال، بسیاری از افراد در ابتدا با توجیه فشارهای کاری یا مشکلات روزمره از پذیرش مسئولیت خودداری میکنند.
این گزارش توصیه میکند اگر خشم مداوم باعث اختلال در ارتباط شده است، مراجعه به رواندرمانگر، چه بهصورت فردی و چه زوجدرمانی، میتواند مفید باشد.
اما اگر خشم شریک زندگی باعث ترس، احساس تهدید یا تغییر دایمی رفتار فرد برای جلوگیری از واکنش او شده باشد، کارشناسان هشدار میدهند که این وضعیت میتواند مصداق آزار روانی یا خشونت خانگی باشد. در چنین شرایطی، اولویت باید حفظ امنیت فرد و دریافت کمک تخصصی باشد.