گذر به کچلاغ، خاستگاه رهبر مرموز طالبان

در کوچههای کچلاغ، در شمال شهر کویته، روشنترین نشانه از زندگی گذشته هبتالله آخندزاده، صدای شنیدهشده او از محراب مسجد است. اما سالها بعد، همین صدا به یکی از بزرگترین پرسشها درباره هویت او بدل شده است.

در کوچههای کچلاغ، در شمال شهر کویته، روشنترین نشانه از زندگی گذشته هبتالله آخندزاده، صدای شنیدهشده او از محراب مسجد است. اما سالها بعد، همین صدا به یکی از بزرگترین پرسشها درباره هویت او بدل شده است.
مجید کاکر، از رهبران قومی کچلاغ که ۱۳ سال ملا هبتالله را از نزدیک میشناخته، میگوید صدای او را آنقدر شنیده که از حافظهاش پاک نمیشود. از همین رو، پیامهای صوتی ضبطشدهای که از سوی طالبان منتشر میشود، او را به این نتیجه رسانده که «این صدای اصلی ملا هبتالله نیست.»
کاکر به افغانستان اینترنشنال گفته است که میان صدای ضبطشده کنونی منسوب به هبتالله و صدایی که او از نزدیک میشنیده، تفاوت زیادی وجود دارد.
رهبر طالبان حتی پنج سال پس از قدرتگیری این گروه در افغانستان در انظار عمومی دیده نشده است. اداره طالبان و رسانههای این گروه، هرازگاهی فایلهای صوتی منتسب به سخنرانیهای او را به ویژه در مناسبتهایی مثل نماز عید منتشر میکنند اما هیچ تصویر تازهای از هبتالله منتشر نشده است.
ملا هبتالله آخندزاده، رهبر کنونی طالبان، حدود ۱۵ سال در روستای قاسمخانِ منطقه کچلاغ در شهر کویته ایالات بلوچستان پاکستان زندگی کرد. او در کنار «مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس»، در «مسجد الحاج» مستقر بود؛ مسجدی که به «مسجد بلوچها» نیز معروف است.
این مسجد به نام یک بازرگان محلی کویته نامگذاری شده است. مردم محل میگویند این بازرگان روابط نزدیکی با ملا هبتالله آخندزاده داشت. اما در ۱۴ آگست ۲۰۱۹، روزی که مصادف با سالروز استقلال پاکستان بود، پس از نماز جمعه انفجار مهیبی این مسجد را لرزاند و بخشهایی از سقف آن فرو ریخت.
در این انفجار ۴ نفر کشته و ۱۱ نفر دیگر زخمی شدند. پس از این رویداد، ملا هبتالله آخندزاده از انظار عمومی ناپدید شد و به دنبال آن، دو روایت متفاوت شکل گرفت.
یک روایت در میان مردم کچلاغ این است که ملا هبتالله در همان انفجار کشته شده است، اما روایت دوم او را زنده میداند و میگوید پس از انفجار به یک مکان امن منتقل شده است.
طرفداران هر دو روایت برای ادعاهای خود دلایل گوناگونی ارائه میدهند. برای روشن شدن این موضوع، افغانستان اینترنشنال با برخی از افرادی که ملا هبتالله را از نزدیک میشناختند، گفتوگو کرده است. شمار دیگری از افراد نیز به دلیل نگرانیهای امنیتی، به شرط فاش نشدن نامشان سخن گفتهاند.
ملک مجید کاکر، از متنفذین قومی کچلاغ، به افغانستان اینترنشنال گفت که ملا هبتالله امام مسجد الحاج بود، اما بیشتر اوقات برادرش، احمدالله، امامت میکرد. او بر این باور است که در روز انفجار ۱۴ آگست ۲۰۱۹، ملا هبتالله در کچلاغ حضور نداشت و برادرش در آن حادثه کشته شد.
«صدایش تغییرکرده به نظر میرسد»
کاکر تصویری را که در رسانهها به عنوان ملا هبتالله منتشر میشود، تصویر اصلی او میداند، اما درباره صدای پخششده در پیامهای او ابراز تردید میکند. به باور او: «این صدای اصلی ملا هبتالله نیست و بسیار تغییرکرده به نظر میرسد. من صدای ملا هبتالله را از نزدیک شنیده بودم و میان صدای او و پیامهای صوتی کنونی تفاوت آشکاری وجود دارد.»
به گفته کاکر، پیش از انفجار کچلاغ نیز دو بار تلاشهایی برای سوءقصد به جان ملا هبتالله صورت گرفته بود و به همین دلیل، او بسیار کم با مردم دیدار میکرد و در رفتوآمدهای خود برای حفظ امنیت احتیاط زیادی به خرج میداد.
او میافزاید، روزی به ملا هبتالله گفته بود: «در افغانستان مکاتب، شفاخانهها و سرکها با انفجارها ویران میشوند، آیا این کار به نفع افغانستان است؟» و به گفته او، ملا هبتالله در پاسخ پذیرفته بود که این کار به زیان افغانستان است و اقدامی نادرست است.
یکی از ساکنان محلی کچلاغ که نخواست نامش فاش شود، به افغانستان اینترنشنال گفت پس از انفجار، نیروهای امنیتی منطقه را محاصره کردند و به هیچکس اجازه نزدیک شدن به مسجد را ندادند.
به گفته او، خبرنگاران نیز اجازه نداشتند از کشتهشدگان تصویربرداری کنند. گزارشدهی از فعالیتهای طالبان در کویته برای خبرنگاران محلی کار سادهای نبود و خبرنگاران خارجی نیز برای سفر به کویته به مجوز عدم اعتراض* (NOC) از سوی نهادهای امنیتی پاکستان نیاز داشتند.
این فرد که هبتالله آخوندزاده را از نزدیک میشناخته، ادعا کرد: «ملا هبتالله آخوندزاده هنگام انفجار در مسجد حضور داشت، کشته شد و همان شب ۱۲ نفر پیکر او را در قبرستان شهدای کچلاغ به خاک سپردند.»
با این حال، افغانستان اینترنشنال نتوانست این ادعا را از طریق منابع مستقل دیگر تأیید کند. برای ارزیابی این ادعا، افغانستان اینترنشنال با یکی از مقامهای محلی طالبان نیز گفتوگو کرده است.
او گفت در روز انفجار، ملا هبتالله آخندزاده برای شرکت در جلسه «شورای کویته» رفته بود و در کچلاغ حضور نداشت.
پیش از تسلط طالبان بر افغانستان، یک شورای رهبری مهم طالبان به نام «شورای کویته» در بلوچستان فعال بود. اعضای این شورا در مناطق مختلف کویته مانند مِیتا چوک، پشتونآباد، اسحاقآباد، بایپاس شرقی و کچلاغ زندگی میکردند.
یک منبع طالبان به افغانستان اینترنشنال پښتو گفت ملا هبتالله آخندزاده دو دارالافتا نیز در پاکستان ایجاد کرده بود. یک دارالافتا در منطقه بوسهمندییِ بایپاس شرقی کویته قرار داشت که ملا هبتالله گاهی برای تدریس به آنجا میرفت. دارالافتای دوم او در پیشاور فعال بود. به گفته این منبع، هنگامی که طالبان قدرت را در افغانستان به دست گرفتند، هر دو دارالافتا به افغانستان منتقل شدند و اکنون پنج شعبه آنها در ولایتهای مختلف فعالیت میکنند.
روایتهای گوناگون از انفجار کچلاغ و ظاهر نشدن هبتالله در میان مردم، پرسشهایی را درباره زنده بودن او ایجاد کرده است.
افغانستان اینترنشنال برای یافتن پاسخ این پرسشها با یک عضو آگاه طالبان گفتوگو کرده است. وی گفت ملا هبتالله به دلیل نگرانیهای امنیتی در برابر دیدگان مردم ظاهر نمیشود و مشاورانش نیز به او اجازه حضور در نشستهای عمومی را نمیدهند.
او افزود: «علاوه بر امنیت، این یک استراتژی برای طالبان نیز هست. طالبان تجربه رهبر قبلی خود، ملا محمد عمر، را تکرار میکنند.»
او گفت: «ملا عمر چند سال زنده نبود، اما طالبان از نام او برای حفظ یگانگی تحرک خود استفاده میکردند.» این منبع افزود اکنون نیز ناپیدا ماندن ملا هبتالله برای حفظ انسجام و یکپارچگی رهبری طالبان مهم دانسته میشود.
ایستگاه و محل استراحت طالبان
کچلاغ شهرکی است که در حدود ۲۴ کیلومتری شمال کویته، مرکز بلوچستان، واقع شده است. این منطقه در دشتی هموار میان دو کوه قرار دارد و بیشتر ساکنان آن پشتون هستند.
در کچلاغ عمدتاً قبایل کاکر، کاسی و خلجی سکونت دارند، اما در برخی مناطق شهر، بلوچها و مردمانی از اقوام دیگر نیز زندگی میکنند. بخش عمده این شهرک در اطراف شهر آباد شده است. هنگام ورود از کویته به کچلاغ، نخست پستهای بازرسی گمرک و نیروهای مرزی در منطقه «بلیلی» قرار دارد و پس از آن، کمپ «غزه بند» متعلق به نیروهای مرزی پاکستان واقع شده است. بافت قدیمی کچلاغ از همین نقطه آغاز میشود.
روستای ملازی، مریانیآباد، سملي، وزیرآباد و روستای قاسمخان از مناطق قدیمی کچلاغ به شمار میروند.
در منطقه سملی کچلاغ، پیشتر یک محله و بازار معروف متعلق به اوزبیکهای افغانستان وجود داشت، اما اکنون تقریباً تمامی ساکنان آن به افغانستان بازگشتهاند. در همین منطقه «مدرسه شاه صاحب» قرار دارد که در زمان جنگ از مراکز مهم طالبان به شمار میرفت.
به گفته مردم محل، رهبران طالبان بارها به این مدرسه میآمدند و نشستها و مشورتهای خود را در آنجا انجام میدادند.
پس از سملي، منطقه «هندو چینه» و سپس منطقه «روستای کتر» آغاز میشود. در این منطقه خانوارهایی از قبایل کاسی، کاکر، سلیمانخیل، ملاخیل و ساگزَی ساکن هستند. در شمال هندو چینه، یکی دیگر از پستهای امنیتی نیروهای مرزی پاکستان قرار دارد که پس از آن بخش اصلی شهر کچلاغ شروع میشود. از کچلاغ راهی به سوی شهر چمن و مرز افغانستان امتداد مییابد.
چمن حدود ۹۰ کیلومتر از کچلاغ فاصله دارد و مسیر ولسوالی پشین نیز از همین راه میگذرد. اردوگاههای معروف مهاجران افغان به نامهای «سرانان» و «سرخاب» نیز در مناطق اطراف کچلاغ واقع شدهاند.
کچلاغ سالهاست منطقهای مرتبط با «شورای کویته» و محل سکونت هبتالله شناخته میشود. پس از سال ۲۰۰۱ و شکست طالبان، برخی از مقامها و تحلیلگران افغان و غربی بر این باور بودند که رهبری طالبان به شهر کویته در بلوچستان منتقل شده است.
در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷، بازداشت برخی از رهبران این گروه از جمله ملا عبیدالله آخند، وزیر دفاع پیشین طالبان، این باور را تقویت کرد که بخشی از رهبری و شبکه تشکيلاتی طالبان در کویته، کچلاغ و مناطق پشتوننشین اطراف آن قرار دارد.
محل سکونت هبتالله در کچلاغ
محل سکونت ملا هبتالله در کوچهای میان منطقه وزیرآباد و روستای قاسمخان، در حدفاصل بخشهای مرکزی و غربی شهر کچلاغ واقع شده بود.
کوچه اصلی این منطقه حدود چهار و نیم متر عرض دارد که بخش زیادی از آن هنوز خاکی است. در این کوچه دو مسجد وجود دارد؛ یکی در وسط کوچه و دیگری مسجدی بزرگتر در انتهای کوچه. بر سردر این مسجد نام «مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس» نوشته شده و ساختمان آن دارای سه طبقه، یک گنبد سبز و یک مناره بلند است.
ملک مجید کاکر به افغانستان اینترنشنال گفت که ملا هبتالله آخندزاده در همین مدرسه ساکن بود و سالها در اینجا زندگی کرد.
مجید کاکر افزود: «ملا هبتالله در همینجا تدریس میکرد و در زمان جنگ طالبان، از همین مکان با افراد نزدیک و رهبران طالبان در ارتباط بود.»
به گفته شاگردان پیشین هبتالله، او هر روز از ساعت هشت صبح تا ظهر به طالبان درس میداد و حقوق ماهانهاش حدود ۱۰ هزار روپیه پاکستان بود. علاوه بر این، او مبالغی از اعانات، صدقات، زکات و سرسایه (فطریه) نیز دریافت میکرد.
توضیح: NOC (Non-Objection Certificate) مجوز رسمی و گواهی عدم اعتراضی است که دستگاههای امنیتی پاکستان برای ورود و فعالیت خبرنگاران در مناطق حساس مرزی و امنیتی صادر میکنند.»