گزارش تازه مؤسسه اقتصاد و صلح نشان میدهد که افغانستان در شاخص «صلح مثبت» در میان ۱۶۳ کشور جهان در رتبه ۱۵۷ قرار گرفته و هفتمین کشور از آخر شده است.
افغانستان امتیاز ۴.۱۹ از پنج را در این شاخص به دست آورده است.
پس از افغانستان در جدول، به ترتیب جمهوری دموکراتیک کنگو، یمن، چاد، جمهوری افریقای مرکزی، سودان جنوبی و سومالیا قرار گرفتهاند.
در صدر جدول، دنمارک با امتیاز ۱.۲۱۳ در رتبه نخست قرار دارد. فنلند با ۱.۲۴۵ و سویدن با ۱.۲۸۰ بهترتیب رتبههای دوم و سوم را گرفتهاند.
بر اساس این گزارش، افغانستان تنها کشور جنوب آسیاست که در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ در شاخص «صلح مثبت» عقبگرد داشته است. امتیاز افغانستان در سال ۲۰۱۵، ۴.۰۵۵ بود و تا سال ۲۰۲۴ به ۴.۱۹ رسید؛ یعنی وضعیت این کشور در این شاخص ۳.۳ درصد بدتر شده است.
افت افغانستان عمدتاً به کاهش شدید شاخصهای مرتبط با آزادی سیاسی و جریان گردش اطلاعات نسبت داده شده است. بر اساس یافتههای گزارش، آزادی مطبوعات در افغانستان ۷۸.۸ درصد کاهش یافته که بزرگترین افت یک شاخص در میان کشورهای منطقه است.
همچنین، کیفیت اطلاعات ۲۳.۴ درصد و قوانین حامی برابری میان گروههای مختلف جمعیت ۲۵ درصد کاهش یافته است. محرومیت بر اساس گروههای اجتماعی-اقتصادی نیز ۲۰.۴ درصد و اثربخشی حکومت ۱۳.۲ درصد بدتر شده است.
افغانستان در میان ۱۶۳ کشور جهان در رتبه ۱۵۷ قرار دارد
گزارش میگوید آزادی مطبوعات در بیشتر کشورهای دیگر جنوب آسیا نیز کاهش یافته است؛ از جمله ۶۰ درصد در بوتان و ۴۵.۴ درصد در هند. با این حال، افغانستان تنها کشور منطقه بوده که در مجموع امتیاز «صلح مثبت» آن در فاصله ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ کاهش یافته است.
در مقابل، جنوب آسیا در این دوره بهطور میانگین ۲.۹ درصد بهبود داشته است. سریلانکا با ۶.۳ درصد و هند با ۶ درصد بیشترین بهبود را ثبت کردهاند. پس از آنها نپال با ۴.۷ درصد، بوتان با ۴.۱ درصد، بنگلادش با ۳.۵ درصد و پاکستان با ۰.۹ درصد بهبود داشتهاند.
مؤسسه اقتصاد و صلح میگوید «صلح مثبت» تنها به نبود جنگ و درگیری محدود نمیشود، بلکه شرایط و ساختارهایی را بررسی میکند که زمینه ایجاد و حفظ جوامع صلحآمیز را فراهم میکنند. این شاخص عواملی از جمله حکومت کارآمد، جریان آزاد اطلاعات، سرمایه انسانی، روابط خوب با همسایگان، پذیرش حقوق دیگران و سطح پایین فساد را دربر میگیرد.
این گزارش بر پایه بررسی بیش از ۲۰ هزار مجموعه داده و شاخص در ۱۶۳ کشور تهیه شده و دادههای مورد استفاده در رتبهبندی آن تا سال ۲۰۲۴ را پوشش میدهد.
مؤسسه اقتصاد و صلح، تهیهکننده این گزارش، یک نهاد مستقل و غیرانتفاعی است که شاخص جهانی صلح را نیز منتشر میکند. با این حال، «شاخص صلح مثبت» با شاخص جهانی صلح متفاوت است؛ شاخص صلح مثبت بر عوامل و ساختارهای مؤثر بر ایجاد صلح تمرکز دارد، در حالی که شاخص جهانی صلح میزان صلحآمیز بودن کشورها را بر اساس سطح خشونت، درگیری و ناامنی میسنجد.
وزارت اطلاعات و رسانههای پاکستان روز دوشنبه ۳۰ سنبله اعلام کرد که در حملات هوایی ارتش این کشور در مناطق مرزی با افغانستان، ۲۸ شبهنظامی کشته شدهاند.
این وزارت گفت در این حملات سه موضع متعلق به طالبان پاکستانی و گروههای وابسته به آن هدف قرار داده شده و چند «بمبگذار انتحاری» نیز شامل کشتهشدگاناند.
با این حال طالبان افغان میگوید این حملات سه غیرنظامی را در ولایت کنر کشت و چهار نفر دیگر را زخمی کرد.
جنگندههای پاکستانی بامداد دوشنبه، ۳۰ سنبله، مواضعی را که وزارت اطلاعات و رسانههای پاکستان «پناهگاههای شبهنظامیان» توصیف کرده، در شرق افغانستان هدف قرار دادند.
وزارت اطلاعات و رسانههای پاکستان در بیانیهای گفت یکی از اهداف، یک مرکز آموزشی بمبگذاران انتحاری بوده و مقدار زیادی سلاح و مهمات نیز در این حملات از بین رفته است.
بر اساس این بیانیه، حملات هوایی پس از یک عملیات زمینی مبتنی بر اطلاعات استخباراتی در مناطق کوهات، هنگو و تهال در خیبرپختونخوا انجام شده است.
وزارت اطلاعات پاکستان میگوید در عملیات زمینی ۲۰ سپتامبر در خیبپختونخوا نیز ۹ عضو «فتنهالخوارج» کشته و شماری دیگر زخمی شدند. مقامها و ادارات دولتی پاکستان از گروه تیتیپی بهعنوان «فتنهالخوارج» یاد میکنند.
این وزارتخانه مدعی شده است که حملات بهگونهای دقیق انجام شده و تدابیر لازم برای جلوگیری از خسارات جانبی در نظر گرفته شده بود.
وزارت اطلاعات پاکستان افغانستان را «مرکز تروریسم» خوانده و ادعا کرده است که تهدیدهای علیه پاکستان از خاک افغانستان سرچشمه میگیرد.
این وزارتخانه اعلام کرده است که عملیات مبارزه با تروریسم این کشور با عنوان «غضبالحق» در چارچوب برنامه «عزم استحکام» ادامه خواهد یافت.
این حملات پس از آن انجام شد که پاکستان در پی دو حمله مرگبار اخیر علیه نیروهای امنیتی این کشور در نزدیکی مرز، هشدار داده بود که ممکن است مواضع افراد مسلح در داخل افغانستان را هدف قرار دهد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در پیامی در ایکس حملات هوایی پاکستان را محکوم کرد و گفت طالبان به آن پاسخ خواهد داد.
حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان، گفت حملات حدود ساعت ۳ بامداد در ولسوالی نورگل ولایت کنر و ولسوالی برمل ولایت پکتیکا انجام شد.
فطرت با استناد به اطلاعات اولیه گفت خانهای متعلق به فردی به نام نوراحمد هدف قرار گرفته و دو عضو خانوادهاش کشته و چهار عضو دیگر زخمی شدهاند.
فطرت افزود که در ولسوالی برمل پکتیکا نیز یک دکان و یک خانه خالی هدف قرار گرفته، اما در این حملات تلفاتی گزارش نشده است.
حمله به پولیس پاکستان در کوهات
حملات هوایی پاکستان به شرق افغانستان پس از حمله مرگبار روز جمعه در شهر کوهات پاکستان انجام شد؛ جایی که یک مهاجم انتحاری در یک مجتمع پولیس حمله کرد و افراد مسلح نیز به این مجتمع یورش بردند.
درگیری میان مهاجمان و نیروهای امنیتی حدود ۲۰ ساعت ادامه یافت و دستکم ۳۱ نفر کشته و بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شدند.
منابع در افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفتند که عامل انتحاری، باشنده ولسوالی سنگین ولایت هلمند بود.
به گفته منابع، این فرد حدود دو سال پیش خانهاش را ترک کرده و پس از آن به تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) پیوسته بود.
یکی از دوستان نزدیک بستگان او نیز پیشینه و وابستگیاش به این گروه را تایید کرده است. منابع همچنین مدعیاند فردی که مشخصاتش را در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند، همان عامل انتحاری حمله به کوهات است.
این وزارتخانه حمله کوهات را به افراد مسلحی نسبت داد که به گفته آن در افغانستان مستقر هستند و طالبان افغان را به پناه دادن و حمایت از گروههایی متهم کرد که در پاکستان حمله انجام میدهند. این وزارتخانه اعلام کرد پاکستان «اراده و توانایی از بین بردن تهدیدهای تروریستی را در هر جایی که باشند» دارد. وزارت اطلاعات پاکستان همچنین از طالبان خواست برای از بین بردن آنچه اسلامآباد «پناهگاههای افراد مسلح و شبکههای جذب و آموزش نیرو» در افغانستان میخواند، اقدامات «معتبر، قابل راستیآزمایی و پایدار» انجام دهد.
صالح محمد ریگستانی، فرمانده ارشد جبهه مقاومت ملی اعلام کرد که برای ادامه جنگ با طالبان به افغانستان بازگشته است.
جبهه مقاومت ملی افغانستان روز دوشنبه ویدیویی از آقای ریگستانی منتشر کرد که او را در یک منطقه کوهستانی نشان میدهد. او در این ویدیو میگوید: «بعد از وقفهای که برای ما سخت گذشت، دوباره در وطن خود، در خدمت مردم خود و در هندوکش قرار داریم.»
آقای ریگستانی گفت که «مقاومت ادامه دارد» و اکنون شماری از جبهههای دیگر نیز در سراسر افغانستان «برچم مقاومت را بلند کردهاند» و علیه طالبان میجنگند.
جبهه مقاومت ملی به افغانستان اینترنشنال تایید کرد که آقای ریگستانی به افغانستان رفته و ویدیوی منتشرشده تازه است. آقای ریگستانی در این ویدیو، تاریخ را «۲۹ سنبله ۱۴۰۵» اعلام کرده است.
صالح محمد ریگستانی که در این ویدیو لباس نظامی بر تن دارد، درباره وضعیت افغانستان، عملکرد طالبان و ادامه فعالیتهای جبهه مقاومت سخن گفته است.
ریگستانی در این پیام میگوید پس از پنج سال دوری از وطن، دوباره به سنگرهای جبهه مقاومت ملی افغانستان در هندوکش بازگشته است. او هندوکش را «نماد اقتدار، سربلندی، مقاومت و افتخار» توصیف میکند.
این فرمانده جبهه مقاومت ملی طالبان را به اعمال فشار بر شهروندان متهم کرده و گفت که این گروه در پنج سال گذشته زنان را از حقوقشان محروم ساخته و جوانان را بدون دلیل در زندانهای استخبارات بازداشت و زندانی کرده است.
او همچنین سقوط افغانستان به دست طالبان را نتیجه «یک قرارداد نامشروع» و «توطئه» توصیف کرده و گفته است که جبهه مقاومت ملی از نخستین روزهای حاکمیت طالبان فعالیت و مبارزه خود را آغاز کرده و این روند همچنان ادامه دارد.
ریگستانی به نقلقولی از احمدشاه مسعود اشاره کرد که گفته بود: «من اگر باشم یا نباشم، مقاومت ادامه پیدا خواهد کرد.»
او پنج سال حاکمیت طالبان را «سیاه و جابرانه» خوانده و این گروه را به دخالت در حریم خصوصی مردم، بازداشتهای خودسرانه، قتلهای بدون محکمه، «غارت» معادن افغانستان و فراهم کردن زمینه فعالیت برای گروههای تروریستی متهم کرده است.
این فرمانده جبهه مقاومت ملی همچنین گفت به دلیل آنچه «ماهیت طالبان» خواند، علاوه بر جبهه مقاومت ملی، جبههها و جریانهای دیگری نیز در نقاط مختلف افغانستان شکل گرفتهاند و از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور در برابر طالبان میجنگند.
ریگستانی افزود که حامیان طالبان در سالهای گذشته تلاش کردهاند برای این گروه مشروعیت کسب کنند، اما به گفته او، طالبان نه مشروعیت داخلی دارند و نه مشروعیت خارجی.
او افزوده است که تلاشهای سیاسی بسیاری برای قانع کردن طالبان به سپردن سرنوشت کشور به مردم انجام شد، اما این تلاشها نتیجهای در پی نداشت.
صالح محمد ریگستانی در ادامه تأکید کرده است که جبهه مقاومت ملی، مقاومت مسلحانه را یکی از راههای مؤثر برای «آزادسازی افغانستان» میداند و این مبارزه را در هماهنگی با سایر جبهههای مخالف طالبان ادامه خواهد داد.
او گفته است که نیروهای مخالف طالبان در این مسیر صدها قربانی دادهاند، هزاران نفر زندانی شدهاند و صدها تن دیگر شکنجه شدهاند.
ریگستانی در پایان ابراز اطمینان کرده که «امارت ظلم، فساد و بیعدالتی» به گفته او، از درون و بیرون فرو خواهد پاشید و مبارزه مخالفان طالبان به نتیجه خواهد رسید.
طالبان تا حال واکنشی به سخنان ریگستانی نشان نداده است.
زهرا رضایی وقتی در محوطه دانشگاه اقتصاد تاشکند قدم میزند، میگوید به مسیری فکر میکند که زمانی رسیدن به آن برایش بیشتر شبیه یک رویا بود.
چهار سال است که او در اوزبیکستان زندگی و تحصیل میکند. اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بینالملل است و در کنار درس با یکی از نهادهای بینالمللی کار هم میکند.
او فارغ تحصیل ادبیات انگلیسی از دانشگاه کابل است و لیسانس دوم خود را در اقتصاد زراعتی از دانشگاه تاشکند به دست آورده است.
زهرا میگوید: «وقتی در این دانشگاه قدم میزنم، احساس غرور میکنم از اینکه توانستم؛ از اینکه محرومیتهای مالی و محدودیتهای فامیلی و اجتماعی نتوانست مرا متوقف کند.»
اما آن سوی دریای آمو، میلیونها دختر افغان برای بازگشایی دروازههای دانشگاه لحظهشماری میکنند.
پنج سال از زمانی میگذرد که آموزش برای دختران بالاتر از صنف ششم به رویایی دستنیافتی تبدیل شده و حدود چهار سال میشود که دروازههای دانشگاهها به روی دختران و زنان نیز بسته شد.
براساس گزارش یونیسف بیش از ۲.۶ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروماند. افغانستان اکنون تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی به روی دختران و زنان بسته است.
برای زهرا، این ارقام تنها آمار نیست.
او در صحبت با من از از دوستان، همصنفیهایش یاد میکند که مسیر زندگی شان پس از بازگشت طالبان تغییر کرده است.
«همه ما این راه را با هم شروع کرده بودیم؛ راه درس خواندن، راه تحصیل. من همکارهایی داشتم که بسیار موفق بودند، ولی متأسفانه دیگر زمینه کار برایشان فراهم نیست، زمینه تحصیل برایشان فراهم نیست.»
بعد از مکثی، از خواهرش یاد میکند: «وقتی آنها را میبینم، مثلاً خواهرم، ناراحت میشوم. یعنی هیچ کاری کرده نمیتوانم برای آنها.»
مسیری که از افغانستان بیرون رفت
زهرا برخلاف میلیونها دختر که خانهنشین شدند در سال ۲۰۲۲ با بورسیه تحصیلی راه اوزبیکستان را در پیش گرفت.
اما رسیدن به تاشکند آسان نبود.
او میگوید محدودیتهای سفر زنان، نداشتن پاسپورت یکی از اعضای خانواده و مسئله محرم، او را در برابر انتخاب دشواری قرار داده بود.
سرانجام مسیر طولانیتری را انتخاب کرد؛ نخست به ایران رفت و از آنجا خود را به اوزبیکستان رساند.
امروز، چهار سال بعد، زندگی او میان دانشگاه و کار میگذرد.
اما محرومیت آموزشی برای زهرا تنها به پنج سال گذشته محدود نمیشود. او میگوید از خانواده و محیطی آمده که فرصت تحصیل، بهویژه برای دختران، محدود بوده است.
«برای تمام دخترهای قومم، برای تمام دخترهای فامیل ما که حق نداشتند درس بخوانند، من خواستم که به جای تمام اینها درس بخوانم.»
زهرا از خاطرهای میگوید که برای بسیاری از اقلیتهای قومی بسیار آشناست. میگوید: « پدر من کشاورز بود. من مکتب را در ده سال تمام کردم. چون امتحان لیاقت دادم. وقتی درس میخواندم، پدرم میگفت که برای ما مردم کدام چوکی دولت نیست.
ولی من هیچ وقت تسلیم نشدم. یک انرژی در وجودم بود؛ شاید دعای مادرم بود، شاید هم تمام این محرومیتهایی که سالهاست در خون و رگ ما ذخیره شده. شاید همه اینها دست به دست هم دادند و باعث شدند که من تسلیم نشوم؛ من باید ادامه بدهم.»
او به دوربین نگاه میکند و خطاب به دختران میگوید: « من توانستم، شما هم میتوانید.»
خالده؛ از کارشناسی تا دکترا
چند کیلومتر آنطرفتر در تاشکند، مسیر تحصیلی یک دختر افغان دیگر حتی پیش از بازگشت طالبان آغاز شده بود.
خالده ظاهر سادات ۲۴ سال دارد.
او در سال ۲۰۱۹، در چارچوب برنامهای میان دولتهای وقت افغانستان و اوزبیکستان، همراه با مجموعاً ۱۳۴ دانشجوی افغان برای تحصیل به اوزبیکستان آمد.
از این دانشجویان شماری از آنها به دلایل اقتصادی و اتمام بورسیه به افغانستان بازگشتهاند.
طبق گزارشها تنها حدود ۶۰ دانشجوی افغان در رشتههای مختلف در اوزبیکستان تحصیل آموزش فرا میگیرند.
برای خالده اما سال ۲۰۱۹ آغاز راه بود. اکنون لیسانس و ماستری را پشت سر گذاشته و سال اول دکترایش را در دانشگاه اقتصاد تاشکند میگذراند.
بخش زیادی از وقت خالده در کتابخانه میگذرد. میان قفسههای کتاب قدم میزند، مطالعه میکند و با لپتاپش کار میکند. میگوید آخر هفتهها هم به اینجا میآید.
اما مسیر هفتساله تحصیل او بدون وقفه نبوده است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، رفتوآمد میان تاشکند و افغانستان برای او دشوارتر شد.
خالده میگوید در آگست ۲۰۲۲، زمانی که میخواست از افغانستان به اوزبیکستان برگردد، در مرز حیرتان با مانع روبهرو شد.
به گفته او، به دانشجویان مرد اجازه عبور داده شد، اما دانشجویان زن نتوانستند از مرز عبور کنند.
«در سرحد حیرتان ما دخترخانمها را نگذاشتند که وارد اوزبیکستان شویم و تمامی پسرها وارد شدند.»
خالده میگوید به خانه برگشتن و رها کردن تحصیل یکی از گزینههایش بود؛ اما آن را نپذیرفت.
«من میتوانستم که رفته خانه بنشینم، لیکن من اصلاً این پدیده را قبول نکردم.»
او میگوید با هزینه زیاد ویزای کشور دیگری را گرفت و از مسیری طولانیتر دوباره خود را به تاشکند رساند.
«فرصت خوب ساختنی است»
پنج سال محدودیت آموزشی، تنها به بسته ماندن دروازه مکتبها خلاصه نمیشود.
یونیسف در تازهترین ارزیابی خود هشدار داده که ادامه محدودیت بر آموزش دختران و اشتغال زنان میتواند تا سال ۲۰۳۰ افغانستان را با کمبود تا ۲۰ هزار آموزگار زن و ۵۴۰۰ کارمند زن بخش سلامت مواجه کند. این نهاد همچنین زیان اقتصادی محدودیت بر آموزش و اشتغال زنان را دستکم ۸۴ میلیون دالر در سال برآورد کرده است.
خالده اما وقتی درباره دخترانی صحبت میکند که اکنون در افغانستان هستند، بیشتر از آینده حرف میزند.
او از آموزش آنلاین، یادگیری زبان، مهارتهای دیجیتال و استفاده از فناوری به عنوان راههایی برای ادامه یادگیری در شرایط فعلی نام میبرد؛ هرچند آموزش از راه دور جای دسترسی کامل به نظام رسمی آموزشی را نمیگیرد. یونسکو و یونیسف نیز آموزش دیجیتال و از راه دور را تنها یک مسیر مکمل دانستهاند، نه جایگزینی برای حضور در فضای امن و رسمی آموزشی.
جملهای که خالده چند بار به شکلهای مختلف در گفتوگو تکرار میکند، شاید خلاصه تجربه خودش باشد:
«منتظر این نباشیم که همیشه فرصت خوب میآید. فرصت خوب اصلاً ساختنی است.»
دو مسیر، یک فاصله
زهرا و خالده در زمانهای متفاوت و از مسیرهای متفاوت به تاشکند رسیدهاند.
یکی اکنون در مقطع ماستری درس میخواند؛ دیگری پس از پایان کارشناسی و کارشناس ارشد، وارد دوره دکترا شده است.
اما هر دو وقتی از دانشگاه و آینده حرف میزنند، نگاهشان دوباره به افغانستان برمیگردد.
خالده میگوید یکی از آرزوهایش تغییر نظام آموزشی افغانستان است؛ نظامی که به باور او باید به دختران و پسران کمک کند از سن پایینتر استعداد و مسیر آینده خود را بشناسند.
زهرا نیز میگوید آرزو دارد روزی به افغانستان برگردد و برای زنان دیگر فرصت ایجاد کند.
پنج سال پس از بستهشدن دروازه آموزش متوسطه به روی دختران، زندگی این دو دانشجوی افغان در تاشکند تصویری از مسیری است که برای میلیونها دختر دیگر در داخل افغانستان قطع شده است.
زهرا وقتی میان ساختمانهای دانشگاه قدم میزند، آن فاصله را در یک جمله خلاصه میکند:
«من توانستم همه آن رویاها را به واقعیت تبدیل کنم و مطمئن هستم که تمام دخترهای سرزمین من این قدرت را دارند که رویاهایشان را زندگی کنند.»
۱۵ سال پیش، در ۲۹ سنبله ۱۳۹۰، مهاجمی که خود را فرستاده طالبان و پیامآور صلح معرفی کرده بود، به خانه برهانالدین ربانی، رئیس وقت شورای عالی صلح افغانستان، در کابل رفت. او مواد منفجره را در عمامهاش پنهان کرده بود و هنگام در آغوش گرفتن آقای ربانی، آن را منفجر کرد.
در این حمله آقای ربانی کشته و چند نفر دیگر زخمی شدند.
برهانالدین ربانی از نخستین نسل اسلامگرایان دانشگاهی افغانستان بود. او استاد شرعیات دانشگاه کابل بود، در الازهر مصر درس خواند، با اندیشههای اخوانالمسلمین آشنا شد و آثار سید قطب را به فارسی ترجمه کرد.
اسلامگرایی ربانی در افغانستان با محیط فارسیزبان، تصوف، دانشگاه و سنتهای محلی آمیخته شد. او شعر میخواند، به ادبیات علاقه داشت و تصاویر باقیمانده از او، حضورش در محافل موسیقی را نیز نشان میدهد.
ربانی پیش از آنکه رهبر مجاهدین و رئیسجمهور شود، معلم بود. او در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل تحصیل کرد و سپس در همان دانشگاه تدریس کرد.
پیش از رفتن به مصر، فعالیت ربانی در دانشگاه سازماندهی دانشجویان اسلامگرا بود. کابل در آن سالها یکی از مراکز اصلی رقابت فکری میان دانشجویان چپ و اسلامگرا بود.
دیوید بی. ادواردز در کتاب «پیش از طالبان: تبارشناسی جهاد افغانستان» توضیح میدهد که ربانی پس از تصویب قانون اساسی ۱۳۴۳ با غلاممحمد نیازی از پایهگذاران نخستین حلقههای اسلامگرایی همکاری نزدیک داشت.
او در میان دانشجویان به تبلیغ دیدگاههای اسلامی و مقابله فکری با جریانهای مارکسیستی میپرداخت. منابعی مانند «گاردین» از او در این دوره بهعنوان یکی از سخنگویان، جذبکنندگان و نظریهپردازان جریان اسلامگرا در دانشگاه کابل یاد کردهاند.
جمعیت اسلامی و تحریک اسلامی طالبان
جمعیت اسلامی به رهبری برهانالدین ربانی و تحریک اسلامی طالبان هر دو جریانهای اسلامگرا بودند/هستند اما ریشههای فکری طالبان عمدتا به مکاتب دینی جنوب آسیا و شبکه مدارس دینی پاکستان میرسد.
اسلامگرایی ربانی اگر چه در نهایت در مصر رشد یافت اما دستکم پایههای آن در افغانستان و در کابل گذاشته شد.
دوره حکومت ربانی نیز سیاستهای مذهبی محدودکننده داشت.
امین صیقل در کتاب «افغانستان مدرن» نوشته است که در دوره ربانی، مقامهای مذهبی دستورهایی درباره پوشش و رفتار زنان صادر کردند. با این حال، این منبع میگوید زنان همچنان در مکاتب، رادیو و تلویزیون کار میکردند و حتی دیوان عالی در سال ۱۳۷۲ از ادامه این وضعیت شکایت کرده بود.
اولیویه روا، پژوهشگر فرانسوی که سالها درباره اسلام سیاسی افغانستان تحقیق کرده، نوشته است جمعیت اسلامی که ربانی رهبر آن بود در میان تحصیلکردگان مکاتب دولتی، عالمان دینی شمال و شبکههای نقشبندی پایگاه داشت.
ربانی در سال ۱۳۸۰ در مصاحبهای درباره برداشت خود از حکومت اسلامی از آزادی، برابری، عدالت، حاکمیت قانون، شورا، فعالیت احزاب و آزادی مطبوعات برداشت طالبان از اسلام را رد کرد.
سیاستمداری که شعر میخواند و شعر میشنید
ربانی در گفتوگوهایش بارها از شعر فارسی برای توضیح نظر و حتی ویژگیهای شخصی خود استفاده میکرد.
در یک مصاحبه که متن آن پس از مرگش بازنشر شد، وقتی خبرنگار از او پرسید چرا برخلاف شماری از رهبران سیاسی چهره «عبوس و ترشرو» ندارد، ربانی به جای پاسخ طولانی بیتی از سعدی خواند: «قضا به تلخی و شیرینی ای پسر رفته ست / تو گر ترش بنشینی قضا چه غم دارد».
او افزود که انسان باید با مردم با تبسم برخورد کند.
کمی بعد، وقتی درباره رابطهاش با سیاستمداران مختلف صحبت میکرد، دوباره به مولانا رجوع کرد و ابیات «من به هر جمعیتی نالان شدم / جفت خوشحالان و بدحالان شدم» را خواند.
ربانی دو روز پیش از ترورش برای شرکت در اجلاس بیداری اسلامی در تهران بود.
خبرنگار شبکه سوم تلویزیون ایران در حاشیه نخستین اجلاس «بیداری اسلامی» در تهران از او خواست شعری بخواند.
ربانی این بیت مشهور محمد اسحاق نگارگر مشهور به «مضطرب باختری» را خواند:
«تو شاهینی، قفس بشکن، به پرواز آی و مستی کن / که بر آزادگان داغ اسارت سخت ننگین است.»
تصاویر آرشیفی مربوط به سفر ربانی و احمدشاه مسعود به دره کیان در ولسوالی دوشی بغلان نشان میدهد که هر دو در یک مجلس موسیقی محلی نشستهاند و به اجرای آوازخوانی گوش میدهند که آهنگ «جانان خرابات» را میخواند.
در مقابل، طالبان که آقای ربانی و دیگر رهبران ائتلاف شمال علیه این گروه مبارزه کردند، موسیقی را «حرام» میداند و شعر را نیز تنها در صورت پرداختن به جهاد و مضامین مورد نظر این گروه، میپذیرد.
از جمعیت اسلامی تا ترور
ربانی در سال ۱۳۵۱ رهبری جمعیت اسلامی را به دست گرفت و بعدها یکی از رهبران اصلی جهاد علیه شوروی شد. پس از سقوط حکومت محمد نجیبالله، در سال ۱۳۷۱ به ریاست دولت رسید.
دوره ریاست او با جنگهای خونین کابل همراه بود و دولت مرکزی نتوانست بر تمام گروههای مسلح مسلط شود. طالبان در سال ۱۳۷۵ کابل را تصرف کرد و ربانی پایتخت را ترک کرد، اما همچنان رهبر جبهه مخالف طالبان باقی ماند.
پس از سقوط دور نخست حاکمیت طالبان، ربانی دوباره به کابل برگشت. توافق بن در ۱۴ قوس ۱۳۸۰ زمینه تشکیل اداره موقت را فراهم کرد و ربانی در ۱ جدی همان سال قدرت را به اداره موقت به ریاست حامد کرزی سپرد. سند رسمی توافق بن چارچوب این انتقال را تعیین کرده بود.
حدود ۹ سال بعد، او ریاست شورای عالی صلح را پذیرفت. صلاحالدین ربانی، پسرش، بعدها به استیو کول خبرنگار امریکایی گفت پدرش چند سال پیش از مرگ به این نتیجه رسیده بود که جنگ افغانستان راهحل نظامی ندارد و باید برای آن راهحل سیاسی پیدا شود.
در ۲۹ سنبله ۱۳۹۰، مردی که خود را حامل پیام طالبان معرفی کرده بود به خانه ربانی در وزیر اکبرخان کابل رفت.
پیش از آن، واسطههایی به شورای عالی صلح گفته بودند که امکان تماس با رهبری طالبان فراهم شده است. یک پیام صوتی نیز به مقامهای شورای صلح رسیده بود. حامد کرزی پس از شنیدن آن از ربانی که در ایران بود خواست به کابل برگردد.
مهاجم هنگام استقبال ربانی مواد انفجاری پنهانشده در دستارش را منفجر کرد. ربانی کشته شد و محمد معصوم استانکزی، رئیس وقت دبیرخانه شورای عالی صلح افغانستان زخم برداشت.
برهانالدین ربانی با منموهان سینگ، نخستوزیر سابق هند
در سال ۱۳۹۵ یکی از افراد محکوم در ارتباط با پرونده ربانی اعدام شد، اما خانواده و جمعیت اسلامی همچنان خواهان روشنشدن همه ابعاد پرونده بودند.
منابع در افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفتند که عامل انتحاری حمله روز جمعه به یک مجتمع پولیس در شهر کوهات پاکستان، باشنده ولسوالی سنگین ولایت هلمند بود.
به گفته منابع، این فرد حدود دو سال پیش خانهاش را ترک کرده و پس از آن به تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) پیوسته بود. یکی از دوستان نزدیک بستگان او نیز پیشینه و وابستگیاش به این گروه را تایید کرده است. منابع همچنین مدعیاند فردی که مشخصاتش را در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند، همان عامل انتحاری حمله به کوهات است.
برخی رسانههای پاکستانی، از جمله رادیو پاکستان، گزارش دادهاند که عامل انتحاری این حمله یک شهروند افغانستان به نام مطیعالله شناسایی شده است. رادیو پاکستان همچنین نوشته است که تلاشها برای شناسایی مهاجم دوم ادامه دارد.
حمله روز جمعه، ۱۸ سپتامبر، به یک مجتمع پولیس در کوهات، در ایالت خیبرپختونخوا، با انفجار یک موتر حامل مواد انفجاری در نزدیکی مسجد داخل این مجموعه آغاز شد و پس از آن افراد مسلح وارد محوطه پولیس شدند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، در این حمله دستکم ۳۱ نفر کشته و بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شدهاند. دستکم ۱۶ پولیس نیز در میان کشتهشدگان هستند.
پیشتر وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان در بیانیهای اعلام کرده بود که عاملان حمله به نمازگزاران و نیروهای پولیس در کوهات، در خیبرپختونخوا، ریشه در افغانستان دارند.
این وزارت روز شنبه، ۲۸ سنبله، در بیانیهای گفت که طالبان به جای «شانه خالی کردن از مسئولیت» باید با شبکههای تروریستی فعال در افغانستان مقابله کند.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان در این بیانیه، با اشاره به اظهارات ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفت: «در چنین شرایطی، مایه تاسف است که ذبیحالله مجاهد، در حالی که حکومت او عملا از تروریسم در پاکستان حمایت میکند، با گستاخی پاکستان را به پاسخی کوبنده تهدید میکند.»
در همین حال، منابع در افغانستان ویدیویی را در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند که به گفته آنان، متعلق به عامل حمله انتحاری مرگبار در کوهات است.
در این ویدیو که گفته میشود اندکی پیش از حمله به مجتمع پولیس در کوهات ضبط شده، مردی با کلاه و پیراهن سفید دیده میشود که به زبان پشتو صحبت میکند. او میگوید سالها در آرزوی انجام یک حمله انتحاری بوده و اکنون برای رفتن به سوی هدف آماده است.
این مرد در ویدیو میگوید که روز جمعه و حدود ساعت ۱۲ ظهر است. حمله به این مجموعه پولیس اندکی بیش از یک ساعت پس از این زمان رخ داد.
او سپس با نشان دادن یک موتر میگوید که این موتر برای «از بین بردن دشمنان خدا» استفاده خواهد شد و آنان موترهای مشابه زیادی در اختیار دارند. او همچنین میگوید نسلهای بعدی آنان را به یاد خواهند داشت.
افغانستان اینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل هویت فرد حاضر در ویدیو، زمان و محل ضبط آن یا دیگر جزئیات مطرحشده درباره این ویدیو را تایید کند.
گروه اتحادالمجاهدین، شاخه مرتبط با تحریک طالبان پاکستان، مسئولیت این حمله را برعهده گرفته است. این گروه با حافظ گلبهادر، فرمانده طالبان پاکستانی، مرتبط است.