طنز سیاسی؛ نقش طالبان در نوبل ادبیات سالهای بعد

۱۴۰۰/۸/۱۴

طنزی از موسا ظفر

از صدوهجده نفری که تا هنوز جایزه نوبل ادبیات گرفته فقط اورهان پاموک و عبدالرزاق گورنه را برداریم، می‌ماند یک مشت آدم‌های ابله که نه به دین مبین اعتقاد دارند و نه هم بوی از انسانیت برده‌اند. البته آقایان پاموک و گورنه هم مسلمان چندانی نیستند...

...و اگر در افغانستان بودند قطعاً تا حال با پلاستیک شراب گندمی در گردن‌شان سوژه فیسبوک نعیم وردک شده بودند. مخصوصاً این پاموک‌شان که خودش را مسلمان فرهنگی می‌داند و راست راست می‌گوید که به خدا اعتقاد ندارد. ولی بهررو، از این که این دو در کشور اسلامی متولد شده و جایزه نوبل گرفته تاج سر ما هستند و برای ما افتخار شمرده می‌شوند.

می‌بینید که تعداد مسلمان‌هایی که نوبل ادبیات گرفته چقدر کم است؟ متوجه هستید که نویسندگان مسلمان نتوانسته‌اند چیزی بنویسند که قابل جایزه نوبل باشد؟ چرا؟ دلیلش این نیست که نویسندگان مسلمان قلم خوب ندارند و نمی‌توانند داستان بنویسند. دلیل اصلی‌اش این است که این بدبخت‌ها سوژه خوب ندارند. نوبل ادبیات به کسی داده می‌شود که داستان‌های جگرسوز بنویسد. داستانی که قلب یک انسان شقی را مثل مسکه در تنور آب کند.

طالبان اگر هیچ خدمت دیگری به اسلام نکند، از لحاظ سوژه نویسندگان مسلمان را غنی خواهد کرد. مثلاً در دو ماهی که طالبان قدرت را در دست گرفته هزاران نفر در افغانستان مجبور شده گرسنگی بکشند، اولادشان را بفروشند، از راه قاچاق به کشورهای همسایه فرار کنند و یا دست به خودکشی بزنند. این‌ها برای آدم عادی خبر ناگوار است اما برای یک نویسنده خوراک داستان است. اگر یک نویسنده بنشیند و فکر کند که بر دختر نه ساله که می‌خواسته معلم شود اما به مرد 55 ساله فروخته شده چه گذشته است و وضعیت او را به رشته تحریر درآورد، قطعاً داستان واجب‌النوبل را نوشته است. یا مثلاً نویسنده دیگری روایت خودکشی زنی را که نتوانسته نان پیدا کند و بالاخره در مقابل کودکانش جانش را گرفته بنویسد حتماً جایزه‌ای می‌رسد.

کافیست سی میلیون نفوس افغانستان داستان‌شان در سیطره حکومت طالبان را بنویسند و به جهان عرضه کنند، حداقل بیست-سی تا نوبل ادبیات فقط به کشور ما می‌رسد. تازه ممکن است خیلی از این داستان‌ها تبدیل به فیلم شوند و اسکار بگیرند. آنوقت ما رکورد فرانسه و انگلیس و آمریکا را در نوبل و اسکار شکسته‌ایم و صدرنشین جوایز می‌شویم.

ما که بدبختیم. در عرصه‌های دیگر نتوانستیم به اسلام و جهان خدمت کنیم. حداقل با داستان‌های مان دست نویسندگان مسلمان را بگیریم. این داستان‌ها نمی‌توانستند خلق شوند مگر با آمدن طالبان کرام. پس قدر این بزرگان را بدانیم. سراج‌الدین حقانی و ملا برادر در ظاهر انسان‌های بی‌کمال به نظر می‌رسند اما در حقیقت خالق خیلی از داستان‌های هستند که در آینده نوبل می‌گیرند.