گروه طالبان در اقدام تازه‌ای تقویم هجری قمری را جایگزین تقویم خورشیدی کرده است. اگرچه این تغییر ظاهراً در محدوده مکاتبات اداری اعلام شده، ولی باور بر این است که امر محدود به حوزه اداری نخواهد ماند.

این احتمال مطرح است که‌ این تغییر در حوزه مالی و آموزشی و سراسر امور رسمی کشیده شود – چیزی که می‌تواند جنجال‌هایی را برانگیزد.

این گمانه از آن جا ناشی می‌شود که طالبان در ۱۳۷۸ در مناطق تحت کنترل خود، با فرمان ملا محمدعمر، رهبر پیشین خود، تقویم خورشیدی را به صورت رسمی حذف و تقویم قمری را جایگزین آن کرد. در آن زمان، این امر به دلیل ادامه جنگ و محدودیت رسانه‌ها، واکنش چندانی به‌دنبال نداشت؛ ولی این بار وضعیت متفاوت خواهد بود.

چنانکه تابش فروغ فعال سیاسی و قنبرعلی تابش، شاعر و استاد دانشگاه باور دارند، اقدام تازه طالبان در ادامه حذف نوروز، حذف واژه دانشگاه و محدود کردن زبان فارسی در مکاتبات رسمی صورت گرفته است. این اقدامات بیشتر به عنوان رفتار تهاجمی طالبان در حوزه فرهنگی فارسی‌ز‌بان نکوهش شده است. این اقدامات طالبان، که در میان فارسی‌زبان‌ها پایگاهی ندارند، به نفرت بیشتری دامن خواهد زد.

این گروه احتمالا برای فروکاستن سطح واکنش‌های منفی، به صدور یک نامه ساده اداری با امضای یک مقام ناشناخته رده چندمی اکتفا کرده است – نه فرمانی صادر کرده، نه حکمی داده و نه سند رسمی به امضای رهبرانش به دست مخالفان داده است. در پای این نامه شیخ نورالحق انور، معاون انسجام امور دولت و سرپرست اداره امور طالبان امضا کرده است. برای بالا بردن قدرت اجرایی محتوای این نامه، از دستور «شفاهی» منسوب به ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، و نشانی دفتر اداره امور، که زیر نظر مستقیم ملا حسن آخند، رئیس‌الوزای این گروه کار می‌کند، استفاده شده است.

با این حال، هدف طالبان در تغییر تقویم رسمی افغانستان می‌تواند بسیار مهم باشد. هدف این امر محدوده راهبردی و اجرایی آن را تعیین می‌کند. سرپرست اداره امور طالبان در نامه خود هیچ دلیلی در این زمینه مطرح نکرده و به عبارت «حسب هدایت شفاهی مقام امارت اسلامی» اکتفا کرده است. در نامه او محدوده استفاده از تقویم هجری قمری «تمام مکاتیب و مراسلات اداری» تعیین شده است.

مخالفت با تمدن خراسانی؟

مخالفان تغییر تقویم رسمی نسبت به هدف طالبان تردید دارند. نظیف شهرانی استاد مردمشناسی دانشگاه اندیانا باور دارد که طالبان ظاهراً با این عنوان که تقویم قمری اسلامی‌تر از تقویم خورشیدی است، دست به این کار زده، در حالی که به گفته او، این موضوع ربط چندانی به اسلام ندارد. اما تابش فروغ معتقد است که مبنای هر دو تقویم یکی است، ولی طالبان می‌کوشند تقویم قمری بخشی از نمادگرایی دینی قلمداد کنند.

با این حال، قنبرعلی تابش به این باور است که «هدف طالبان از حذف تقویم جلالی از تقویم افغانستان ادامه مبارزه شان با مظاهر زبان فارسی دری و تمدن خراسانی است.» به گفته او، «آنان فشارهای خود را در دو بعد حذف فرهنگی و حذف فیزیکی بر فارسی‌زبانان ادامه خوهند داد و هیچ حد و مرزی در این مسیر برای خود، قایل نخواهند شد.»

به باور شماری از منتقدان، این اقدام طالبان مانند شماری دیگر از کارهای این گروه در حوزه فرهنگی، بیشتر حوزه فرهنگی زبان فارسی را هدف حمله قرار داده است. یکی از این منتقدان آقای تابش است. او هشدار می‌دهد که «صبر و تحمل فارسی‌زبانان کشور روزی به سر خواهد رسید.» به گفته او، «طالبان با این چنین اقدامات فارسی‌زبانان را مجبور به مقاومت خواهند کرد.»

اقدام تازه طالبان افزون بر چالش‌های سیاسی و فرهنگی، دشواری‌های فراوان دیگر هم می‌تواند در پی داشته باشد. در فرمان منسوب به رهبر طالبان تنها دو روز پس از رسانه‌ای شدن این موضوع، شیخ عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی این گروه به ریاست کمیته رویت هلال تعیین شده است.

تعیین روزهای اول و آخر هر ماه نخستین چالش تقویم قمری است. آغاز هر ماه باید به روش‌های پیچیده‌ای از جمله «استهلال» چند فرد "مومن" و حکم یک مقام باصلاحیت تثبیت شود.

هر ماه نیاز به استهلال است

هر ماه قمری یکی در میان ۲۹ و ۳۰ روز است و یک سال قمری ۳۵۴ یا ۳۵۵ روزه دارد. آغاز هر سال این گاهشماری، اول ماه محرم است. آغاز سال قمری وابسته به تغییر فصل‌های سال نیست. یعنی آغاز سال قمری با تفاوت ده روز در تغییر است. اگر آغاز سال ۱۴۴۴ در آخر اسد بیاید، آغاز هشت سال بعد هشتاد روز پیشتر اتفاق خواهد افتاد. حدود ۳۴ سال بار دیگر در اواخر ماه اسد خواهد آمد. این تفاوت باعث شده که گاهشماری خورشیدی و گاهشماری قمری تاکنون ۴۳ سال متفاوت باشد.

به دلیل عدم دقت واضح گاهشماری قمری، کشورهای اسلامی، از جمله عربستان سعودی این گاهشماری را از امور مالی، اداری و آموزشی خود کنار گذاشته‌اند. اگرچه، در عربستان تقویم رسمی قمری است، ولی در واقع، این تقویم تنها در مناسبتهای مذهبی به کاربرد دارد. در این کشور امور اجرایی عملاً بر گاهشماری میلادی استوار است که خود خورشیدی است.

چنانکه نظیف شهرانی می‌گوید، تقویم قمری دقت تقویم خورشیدی را ندارد. به دلیل عدم دقت گاهشماری قمری، این تقویم برنامه‌ریزی امور مالی، آموزشی و اداری را با چالش روبه‌رو می‌کند. تقویمی که یک سال آن ده روز تغییر کند و آغاز و انجام هر ماهش نیاز به استهلال داشته باشد، نمی‌تواند مبنای برنامه‌ریزی و محاسبات زمانی دقیق امور مالی، آموزشی و اداری شود. چرخه کارهایی را که بر روی گردش ثانیه‌ها می‌چرخد، نمی‌توان تا رویت هلال متوقف کرد.

این چالش‌های گاهشماری قمری باعث شده است که بسیاری از کشورهای اسلامی به گاهشماری‌های خورشیدی روی آورده‌اند. بیشتر این کشورها از گاهشماری میلادی استفاده می‌کنند که خود خورشیدی است. اما در حوزه فرهنگی زبان فارسی، گاهشماری هجری خورشیدی جا افتاده که از دقیقترین گاهشماری‌های جهان است.

گاهشمار هجری خورشیدی

مبنای این گاهشماری مانند گاهشماری قمری، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه در ۶۲۲ میلادی است. به گفته آقای شهرانی، این به دستور ملکشاه سلجوقی و زیر نظر گروهی از دانشمندان، از جمله عمر خیام، شاعر، اخترشناس و دانشمند مشهور خراسانی گاهشماری در سال۴۷۱ قمری تهیه شد. از آن زمان تا اکنون تغییراتی در این گاهشماری اعمال شده، ولی بنیادش بر همان محاسبات اولیه استوار است.

در ایران، این گاهشماری در سال ۱۲۸۹ به عنوان تقویم رسمی به کار رفت و در افغانستان در پی اصلاحاتی که امان‌الله خان روی دست گرفت، از سال ۱۳۰۱ به عنوان تقویم رسمی شناخته شد. این امر، در هر دو کشور بخشی از اصلاحاتی بود که در راستای نوسازی و بهسازی امور اداری، مالی و آموزشی صورت گرفت. حالا تصمیم تازه طالبان می‌تواند پایه صدساله رسمیت این تقویم را در افغانستان به لرزه درآورد.