• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نیولاینز مگزین؛ ناکارامدی حکومت طالبان مانع از رسیدگی به بحران اعتیاد و مشکلات روانی است

۵ ثور ۱۴۰۲، ۰۱:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

شماری از روان پزشکان افغان به وبسایت نیولاینز مگزین گفتند که حکومت طالبان توانایی فنی و مالی برای رسیدگی به بحران مشکلات روانی و اعتیاد روز افزون به موادمخدر در افغانستان را ندارد. به گفته این پزشکان، با آمدن طالبان مشکلات روانی، به خصوص در میان زنان و دختران بیشتر شده است.

موسسه صحی هیلت‌نت پی‌تی‌او می‌گوید که حدود نیمی از جمعیت چهل‌میلیونی افغانستان از اضطراب روانی رنج می‌برند.

به گزارش نیولاینز از افغانستان، مشکلات روانی به عنوان یک بحران عمیق با جنگ، فقر، استفاده خودسرانه از داروهای روان‌گردان، مصرف مواد مخدر، نبود مشاوران و روان‌پزشکان در افغانستان رابطه دارد.

به گفته روان‌پزشکان افغان، شفاخانه‌ها و مراکز صحی منابع کمی برای رسیدگی به بیماری‌های روانی و اعتیاد بیماران دارند. حکومت طالبان هم مشکلات را بیشتر کرده است. زیرا، کشورهای خارجی با قدرت گرفتن این گروه، کمک‌های خود را به بخش صحی افغانستان کاهش داده اند.

نیولاینز به نقل از آمار وزارت صحت افغانستان می‌نویسد که در سال ۱۴۰۱ بیش از ۲۰۰ هزار بیمار روانی به مراکز درمانی مراجعه کردند.

این وبسایت در گزارش تحقیقی خود می‌نویسد که بازگشت طالبان به قدرت، سلامت روانی زنان و دختران در افغانستان را بیشتر به خطر انداخته است.

موسسه نجات کودکان سال گذشته در گزارشی خبر داد که یک چهارم دختران افغان از افسردگی و اضطراب رنج می‌برند.

ممنوعیت کار زنان دسترسی زنان به مشاوران و روان پزشکان را محدود ساخته است. یک روان پزشک زن در ولایت هرات به نیولاینز گفت که طالبان بر او و همکارانش فشار آورده است که از شغل خود دست بکشند.

او که حالا با از دست دادن کارش می‌خواهد از افغانستان بیرون شود، به نیولاینز گفت: «در اینجا آینده‌ای ندارم. وقتی حق کار ندارم، به بیمارانم نیز رسیدگی نمی‌توانم.»

به نوشته نیولاینز، ناکارآمدی حکومت طالبان در رسیدگی به بیماری‌های روانی، زمینه را برای گسترش بحران اعتیاد فراهم کرده است.

مراکز درمانی به ویژه مراکز درمان معتادان، با کمبود بودجه و نیروی متخصص روبه‌رو است. براساس این گزارش، در حال حاضر تنها سه درصد مراجعه‌کنندگان موفق به دریافت خدمات روان‌درمانی می‌شوند.

رهبر طالبان در ۱۴ حمل ۱۴۰۱ در فرمانی کشت و تولید و خرید و فروش مواد مخدر را ممنوع اعلام کرد.

با این حال، براساس گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل، از زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان، کشت خشخاش در افغانستان بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته و درآمد محصولات آن هم سه برابر شده است.

وزارت صحت حکومت طالبان اعلام کرده است که ۳.۵ میلیون نفر در افغانستان به موادمخدر معتاد است. شیوه این گروه برای درمان اعتیاد، جمع آوری معتادان برای ترک اجباری اعتیاد است.

اما چنانچه یکی از معتادان افغان به نیولاینز گفت، مشکلات اقتصادی باعث شده است که او پس از ترک اعتیاد، دو باره به مواد مخدر روی بیاورد.

پربازدیدترین‌ها

سویدن لغو اقامت دایمی برای پناهجویان را تصویب کرد
۱

سویدن لغو اقامت دایمی برای پناهجویان را تصویب کرد

۲

جوانی در بامیان در پی مقاومت برای جلوگیری از ربودن خواهر ۱۲ ساله خود کشته شد

۳

برادر یک مقام طالبان در هرات کشته شد

۴

«سه عضو طالبان»‌ در حمله جبهه آزادی به ریاست امر به معروف هرات کشته شدند

۵

جبهه آزادی محتسبان امر به‌معروف طالبان را «هدف مشروع» حملات خود خواند

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا جهان نمی‌تواند طالبان را به رسمیت بشناسد؟

۳۱ حمل ۱۴۰۲، ۱۵:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
جواد عزیز
چرا جهان نمی‌تواند طالبان را به رسمیت بشناسد؟
100%

طالبان و حامیان داخلی و خارجی‌اش به «جایزه بزرگ» رسمیت بین‌المللی و عضویت در سازمان ملل متحد چشم دوخته‌اند. طالبان رسانه‌های هوادار خود را بسیج کرده‌اند تا نشان دهند که تفاوت زیادی بین دیدگاه این گروه و جامعه جهانی وجود ندارد.

از منظر طالبان، با تصرف قلمروی افغانستان و نبود یک نیروی حاکم مخالف در خاک کشور، دیگر دلیلی برای به رسمیت شناخته نشدن اداره حاکم باقی نمانده است.

در بیست و یک ماه گذشته هیچ کشوری طالبان را به رسمیت نشناخته و ملل متحد تصمیمش درباره عضویت طالبان و سپردن صندلی افغانستان در این سازمان را به تعویق انداخته است. امری که دیگر بدون شک به یکی از ابزارهای مؤثر کمیته اعتبارسنجی برای جلوگیری از انتخاب‌های شتاب‌زده در شرایط بغرنج و پیچیده‌ی سیاسی افغانستان است.

گرچه سهیل شاهین، نماینده تعیین شده طالبان برای سازمان ملل متحد گفته است که رسمیت اداره طالبان به اعتبار سازمان ملل کمک می‌کند، اما واقعیت موجود حاکی از آن است که کمیته‌ اعتبارسنجی متشکل از اعضای مهم سازمان ملل که قرار است تا سپتامبر سال جاری بار دیگر جلسه برگزار کند، ممکن است از مسئله‌ پذیرش عضویت طالبان، به‌عنوان یک برگ برنده‌ مذاکراتی در راستای حصول اطمینان از رعایت حداقل‌های حقوق بشری استفاده کند.

سابقه‌ طالبان و پرستیژ سیاسی سازمان ملل متحد به دشواری اجازه می‌دهد که جامعه جهانی به انتظارات مردم افغانستان پا بگذارد حتی اگر هدفش هم ایجاد مسئولیت‌پذیری بیشتر طالبان در قبال عملکرد باشد.

بررسی گذرا بر کارنامه بیستماهه حاکمیت دوباره طالبان بر افغانستان، نشان می‌دهد که از حکومت مسئول که بتواند از تمامی عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه متکثر و متنوع افغانستان نمایندگی کند خبری نیست و جهان در دنیای اطلاعات نمی‌تواند نقض قوانین ملی و بین‌المللی طالبان را نادیده بگیرد و حاکمیت طالبان را رسمی کند.

بیایید بار دیگر چند نمونه از تخطی‌های جدی در بیست و یک ماه گذشته را مرور کنیم.

یک: ارتکاب جنایات جنگی، تیرباران ده‌ها اسیر جنگی در پنجشیر، اندراب‌ها، بدخشان و بلخاب در ولایت سرپل، در ماه‌های سپتامبر و اکتوبر ۲۰۲۲که با راه‌اندازی عملیات‌های متواتر طالبان انجام شد، پیش گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد ثبت است.

واقعیت این است که هرچند بین دو طرف توازن قوا وجود نداشت و هزاران طالب مسلح علیه چند صد نفر نیروهای جبهه مقاومت ملی به جنگ رفتند، در‌ این نبردها ‌دست‌کم نزدیک به ۲۰۰تن از نیروهای مقاومت به دست طالبان اسیر یا تسلیم شدند، اما طالبان در چند مرحله و در مکان‌های مشخص به دستور ملاقیوم ذاکر، ملا شرین و ملافاضل معاونان وزارت دفاع طالبان و قاری فصیح‌الدین، رییس ستاد ارتش و مولوی امان‌الدین، والی بدخشان اسرا و افراد تسلیم شده را تیرباران و کشتار دسته‌جمعی‌ کردند.

‏دو: از موردی دیگری که طالبان در میدان‌های جنگ مرتکب شدند، مثله کردن جسدها، تمسخر به اجساد، فخر به کشتار و دشنام ناموسی به اجساد و مجازات دسته‌جمعی ورثه قربانیان بوده است. مثلا طالبان هفته پیش با نشر شدن خبرهای ضدونقیض در مورد حیات و ممات اکمل امیر، قوماندان ارشد جبهه آزادی، عملیاتی را در ولایت کابل، پروان و کاپیسا راه انداخت و نزدیک به صد تن از اقارب او را بازداشت و شکنجه کردند. هر چند کشته شدن اکمل امیر سرانجام تایید شد، طالبان هفت روز به هیچ جنازه‌ای اجازه نداد به خانه برگردد و مراسم اسلامی تشیع جنازه هم برگزار نشد.

‏سه: بی‌احترامی و توهین به زنان و دختران توسط طالبان از نمونه‌های نادر در جهان امروزی می‌باشد. طالبان ضمن آنکه زنان را از کار و دختران را از آموزش و‌ تحصیل به طور مطلق منع کردند، صدها زن و دختر را در مراحل مختلف به زندان انداخته‌اند و از آنها اعتراف اجباری و ضمانت گرفته‌اند. همزمان، صدها زن فعال دیگر تحت تعقیب استخبارات طالبان قرار دارند. بازداشت سه ماهه و بعد رهایی نرگس سادات، نمونه‌ای از نقض حقوق بشری می باشد که منحیث وسیله امتیازگیری از جامعه جهانی، به شمار می‌رود.

‏چهار: بدتر اینکه، مجازات دختران به دلیل نپذیرفتن همسری اعضای طالبان، از دیگر موارد شکنجه روانی زنان افغانستان شمرده می‌شود. نمونه‌های زیادی وجود دارد اما برجسته‌ترین آن، مسئله الهه دلاورزی است. اطلاعات متعددی از سراسر افغانستان وجود دارد که طالبان به دلیل خودداری دختران از همسری با آنها، دختران و اعضای فامیل شانرا به مرگ تهدید کرده‌اند.

‏پنج: بی‌احترامی به قبرها و آرامگاه‌های رهبران اقوام در ۲۰ماه حاکمیت طالبان خلاف اصول افغانی و اسلامی است. افراد این گروه بارها به آرامگاه‌های کسانی مانند امیر حبیب‌الله کلکانی در کابل، احمد شاه مسعود در پنجشیر، عبدالعلی مزاری در بلخ ، مولوی نقیب‌الله، جنرال رازق در قندهار توهین و بی‌احترامی و برخی را ویران کرده‌اند.

شش: کشتار نیروهای پیشین امنیتی، نیروهایی‌که به فرمان عفو عمومی رهبر طالبان اعتماد کردند، همچنان قربانی می‌دهند. براساس اطلاعات، تاکنون بیش از چهار هزار تن قربانی فریب عفو عمومی طالبان شده‌اند. در حالیکه طالبان به فرماندهان پیشین نظامی مهمانی می‌دهند، کمیسیونی برای بازگشت آنها فعال کردند، و به کسانی که فرمان جنگ ۲۰ساله را علیه طالبان دادند، ظاهرا کاری ندارند، اما سربازانی که در گذشته جز اطاعت فرماندهانشان گناهی نکرده‌اند، به تدریج و با القاب و مهرهای مختلف کشته و نابود می‌شوند.

هفت:جالب‌تر آنکه، طالبان در مقابله با مخالفان مسلح از تاکتیک تروریسم علیه تروریسم استفاده می‌کنند. آنها به دلیل دستگیری یک فرد متهم همه اعضای خانواده او را از بین می‌برند و ساختمان خانه آنان را با بشکه‌های زرد منهدم می‌کنند. نمونه‌هایی از این نوع عملیات در نهرشاهی مزارشریف، حومه‌های شهر زرنج، نواحی ۸، ۱۱و ۱۷شهر کابل، نواحی ۱۱و ۹شهر هرات و ولسوالی خیرکوت پکتیکا رخ داد که دها کشته و زخمی برجا گذاشته است.

بنای پذیرش نمایندگان نظامی که در بیست و یک ماه نتوانسته اعتماد مردم و مشروعیت داخلی را به دست آورد و رفتارهای خشونت‌آمیزی داشته‌اند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از جدی‌ترین چالش‌های این ارگان در تمام طول تاریخ سازمان ملل متحد به شمار می‌رود.

پول می‌گیرند و "خدمات نمی‌دهند"؛ درآمد حکومت طالبان از کجا می‌آید؟

۳۱ حمل ۱۴۰۲، ۱۲:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
ناهید باقی
پول می‌گیرند و "خدمات نمی‌دهند"؛ درآمد حکومت طالبان از کجا می‌آید؟
100%

رهبران طالبان به صراحت گفته‌اند وعده رزق به مردم نداده‌اند و رساندن روزی مردم کار خداست. آنچه وضعیت را برای مردم دشوارتر می‌کند این است که نه تنها طالبان برای آنها خدمات ارائه نمی‌کنند، بلکه از مردم توقع دارند برای تحکیم نظام طالبانی، آنها را کمک کنند، آنهم در سایه فقر شدید.

برخی از منتقدان طالبان می‌گویند بعید است که حکومت‌های حامی طالبان به یکبار دست از حمایت مالی این گروه کشیده باشند، آن‌هم وقتی این گروه بر اریکه قدرت تکیه زده و در تامین منافع کشورهای حامی دست بازتری دارد.

نکته دیگر اینکه طالبان برای نمایش استقلال و نشان دادن موثریت خود نیاز دارند درآمدهای داخلی را افزایش دهد. از طرف دیگر می‌تواند با حفظ منابع پنهانی حکومت متمرکز نظامی خود را بچرخاند.

مالیات

یکی از مواردی که در دو سال گذشته همیشه در صدر خبرهای مردمی بود، مالیات است. طالبان با خوشحالی در پشت میکروفون‌ها از افزایش مالیات خبر داده‌اند. در حالیکه هیچ نهاد مستقلی آمار و ارقام طالبان را تایید نکرده است، مردم اما از افزایش بی‌رویه مالیات شاکی‌اند.

وزارت مالیه طالبان می‌گوید در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۹۳ میلیارد و ۹۱۲ میلیون افغانی عواید جمع‌آوری کرده که نسبت به سال قبل ۳۷ درصد افزایش را نشان می‌دهد.

عبدالمتین سعید، رئیس گمرکات وزارت مالیه طالبان در حوت ۱۴۰۱ گفت بودجه عادی و انکشافی این وزارت حدود ۲۳۹میلیارد و ۳۷ میلیون افغانی بوده که از این میان ۸۱.۶۸ درصد آن مصرف شده است.

مولوی سعید افزوده که این وزارت با «رعایت اصل پس‌انداز»، از حدود ۴۳ میلیارد و ۷۸۹ میلیون افغانی کسر بودجه، جلوگیری کرده است.

روایت مردم

در دو سال گذشته مخاطبان افغانستان اینترنشنال مرتبا گزارش کرده‌اند که افراد طالبان مالیات را در دوره دوم حکومت خود به شدت بالا برده‌اند.

در مواردی، طالبان از مالیه‌دهندگان دو بار مالیات گرفته‌اند. اعتراضات معترضان با خشم و خشونت پاسخ داده شد.

در ویدیوهایی که دراین مدت به این رسانه فرستاده شده، از پکتیکا گرفته تا نیمروز و بلخ و غزنی و دایکندی، هرازگاهی دکانداران و مغازه‌داران به رسم اعتراض دکان‌های خود را بسته‌اند. البته ناچاری و غم نان آنها را وادار به فروخوردن این خشم و بازکردن مغازه‌ها کرده است. یک نمونه از این اعتراض‌ها، اعتصاب مغازه‌داران «بازار بوش» کابل بود که از افزایش مالیات شکایت داشتند و می‌گفتند که قبلا حساب‌ مالی خود را با شهرداری تسویه کرده‌اند، ولی باز هم از آنها مالیات خواسته شده است.

صرفیه برق، میتر جدید و صفایی خانه

در حالیکه مردم زمستان را در تاریکی سر کردند و گاهی طی چند روز فقط چند ساعت برق نداشتند، پول‌ هنگفتی به شرکت برشنا پرداختند. مردم از تسویه صفایی خانه و دکان و نصب میتر جدید شکایت کردند.

عبدالرحمن رحمانی، رئیس تجارتی شرکت برشنا در ماه حوت در نشستی در لوگر گفت که پس از آمدن طالبان این شرکت ۴۵.۸ میلیارد افغانی درآمد داشته است.

شهروندی از کابل می‌گفت در کمتر از نصف سال دو بار وادار به تعویض میتر خانه خود شده است و نه تنها تعویض میتر شرط بوده بلکه مغازه خاصی هم برای مردم معرفی شده بود که باید از آنجا میتر بخرند.

شهروند دیگری که قبض برق ماه‌های زمستان را برای افغانستان اینترنشنال فرستاده، می‌گوید در حالیکه در تمام زمستان برق نداشته، ولی حداقل چهار برابر تابستان قبض برق آمده است.

طالبان از طریق شرکت برشنا نه تنها برای مردم افغانستان برق تامین نکردند، بلکه قبض برق این شرکت و کتابچه صفایی یکی از راه‌های درامد این گروه بود.


عشر و زکات

از شروع حکومت طالبان یکی از موضوعات اساسی که این گروه برای کار در آن آستین بالا زده‌اند، جمع‌آوری عشر و زکات است. از طرح قانون گرفته تا فیصله در نشست سه روزه طالبان در قندهار، عشر و زکات در محور توجه حکومت طالبان بوده است. تا جایی که رهبر طالبان از مردم خواست با پرداخت «عشر و زکات» به آنان کمک کنند.

طالبان در مورد این‌که از جمع‌آوری عشر و زکات چه مقدار درآمد داشته‌اند، هنوز آمار رسمی ارائه نکرده‌اند، اما مخاطبان افغانستان اینترنشنال می‌گویند که مجبورند پول مشخصی به طالبان زکات بدهند. حداقل در ولایت بغلان و جوزجان از مقدار زکات انتقاد شده است.

شماری از افراد طالبان نه تنها از حاصل کشت مردم عشر اجباری گرفته‌اند، بلکه زمین‌های دولتی را به مزرعه شخصی تبدیل کرده‌اند.


بانک‌داری و مشکل پول‌ فرسوده

یکی مسایل اصلی و چالش‌‌برانگیز برای طالبان بحران بانکی بوده است. طالبان برای فرار از بحران مالی شدید در ابتدای تسلط خود بر بیرون کردن پول از بانک محدودیت وضع کردند. مردم شب‌ها تا صبح برای پس‌گرفتن سپرده‌های خود، پشت دروازه‌های بانک‌ها صف کشیدند تا اینکه وضعیت نسبتا کنترول شد.

مقام‌های بانک مرکزی افغانستان تحت کنترول طالبان در نشستی گفتند که این بانک در سال گذشته بیش از هشت میلیارد افغانی عواید جمع‌آوری کرده است که نسبت به سال ۱۴۰۰، ۵۹.۵ در صد افزایش را نشان می‌دهد.

رئیس سیاست‌ پولی بانک مرکزی افغانستان افزود در یک سال اخیر، بیشتر از سه میلیارد بانک نوت‌های جدید چاپ و توزیع شده و بانک‌نوت‌های مندرس نیز جمع‌آوری شده است.

اما روایات مردم به گفته‌های مقام‌های طالبان هماهنگ نیست. مردم از دریافت اجباری پول‌های فرسوده از طریق بانک‌ها شاکی‌اند. آنها می‌گویند که پول فرسوده اصلا از بازار جمع نمی‌شود و به عنوان بخشی از معاش مجبور می‌شوند آن را دریافت کنند.

پاسپورت

گرفتن پاسپورت در هیچ دوره برای مردم افغانستان این همه چالش‌برانگیز نبوده است. بعد از به قدرت رسیدن دوباره طالبان، مردم در بحبوبه فرار نیاز شدیدتر به پاسپورت داشتند اما عدم چاپ و توزیع دشواری را بیشتر کرد.

شیرشاه قریشی، معاون ریاست عمومی پاسپورت وزارت داخله طالبان گفت که چهار میلیارد و ۵۵۰ میلیون افغانی از این ناحیه درآمد جمع‌آوری شده است.

اما یافته‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که این سند ۱۲۰ دالری در بازار سیاه به قیمت دو تا چهار هزار دالر فروخته می‌شود و بخشی از این پول هم به جیب مقام‌های طالبان می‌رود.

هفته‌ چهل میلیون دالر

هر چند که سازمان ملل تصریح کرده است که مهم‌ترین دلیل ارسال پول نقد به افغانستان اختلال در نقل و انتقالات بانکی بین‌المللی و مسائل نقدینگی است، اما مسئله این همه ساده نیست.

یوناما پیشتر گفته بود که از دسامبر سال ۲۰۲۱، تقریبا ۱.۸ میلیارد دالر پول نقد برای انجام فعالیت این سازمان و شرکای آن، به افغانستان منتقل شده است.

شماری از منتقدان و جریان‌های سیاسی مخالف طالبان می‌گویند که ارسال پول نقد به کابل منجر به تقویت طالبان می‌شود و این گروه از کمک‌های نقدی جامعه جهانی سوءاستفاده می‌کند. موضوعی که یوناما آن را رد کرده است.

طالبان نزدیک به دو سال گذشته از یک طرف تلاش کرده است با منابع خود را افزایش بدهد و از سوی دیگر به شدت درگیر هدایت مردم به سوی اسلام مورد نظر خود بوده و نیازهای روزانه مردم از جمله فقیر و بیکاری گسترده شهروندان را نادیده گرفته است.

نیروهای طالبان روزانه مصروف دخالت امور شخصی شهروندان‌اند و رهبران طالبان هم اولویت را بر تطبیق فرمان‌های ادراه امر به معروف این گروه اختصاص داده‌اند.

یک بخش عمده اعضای گروه طالبان افراد بی‌کار و غیرمسلکی بودند که به امید پول و مقام پس از قدرت گرفتن این گروه جذب حکومت‌شان شدند و طبق گزارش‌ها آنها با زورگویی از مردم رشوت می‌گیرند.

پیام منسوب به رهبر طالبان به ما چه می‌گوید؟

۲۹ حمل ۱۴۰۲، ۱۲:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان
پیام منسوب به رهبر طالبان به ما چه می‌گوید؟
100%

از سر تا پای پیام ۲۵۰۰ کلمه‌ای منسوب به رهبر طالبان که در دومین عید فطر پیروزی آنها صادر می‌شود، یک چیز می‌بارد: این گروه می‌کوشد که برای بقا، نگرانی‌های اصلی جامعه جهانی را پاسخ دهد و خود را در چارچوب اولویت آنها هماهنگ کند تا قدرتی به دنبال براندازی طالبان نباشد.

اما همان‌قدر که بوی خاطرجمعی و اطمینان به قدرت‌های خارجی از این پیام می‌آید، یکدندگی و قاطعیت در مسایل «داخلی افغان‌ها» نیز در آن دیده می‌شود.

پیام منسوب به رهبر طالبان در میان لفاظی‌های فراوان، به دو نگرانی اصلی جامعه جهانی اشاره می‌کند: تروریسم بین‌المللی و قاچاق مواد مخدر. چنانکه در نشست اخیر سمرقند، دیدارهای دیپلومات‌ها در قطر، سخنان سخنگویان کاخ سفید و کرملین دیده می‌شود، جهان از این دو تهدید از افغانستان تحت کنترول طالبان نگران است.

کارگزاران طالبان از این پیام استفاده می‌کنند و به جهان می‌گویند: «افغانستان با تمام کشورهای همسایه، کشورهای اسلامی و تمام جهان در چارچوب اصول اسلامی مناسبات مثبت و مؤثر استوار بر تعامل خوب و متقابل می‌خواهد.»

در این بیانیه هیچ قدرتی استثنا نیست، از جمله امریکا، روسیه و اسراییل.

از نام ملا‌هبت‌الله اضافه می‌شود: «همان‌گونه که افغانستان نمی‌خواهد در امور داخلی هیچ کشوری مداخله کند، تأکید می‌کند که دیگر کشورها نیز در مسایل و امور داخلی ما مداخله نداشته باشند که انجام این کار هم به نفع جهان و هم به نفع افغانستان است.»

باز هم در بخش دیگر این پیام، رهبری طالبان، به دومین دغدغه بزرگ جهان می‌کوشد پاسخ دهد: «امارت اسلامی بر اساس مکلفیت اسلامی و شرعی خویش، ممنوعیت کشت مواد مخدر و تطبیق فرمانی را در این خصوص توسط هموطنان، دستاورد بزرگ می‌داند. انجام این کار بزرگ عزم و تصمیم امارت اسلامی و حمایت قاطع مردم از امارت اسلامی را نشان می‌دهد و این را واضح می‌سازد که افغانستان دیگر عاری از مواد مخدر می‌شود.»

باز هم بیانیه چنان نگاشته شده است که گویا مشاوران طالبان می‌دانند چه چیزی می‌تواند به اقدام عملی جهان علیه طالبان منجر شود.

در حالی‌که جهان به ظاهر به مسایل مهمی مانند ایجاد حکومت فراگیر، باز کردن درهای مکاتب دخترانه و بازگشت زنان به کار، آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی برای حل بحران افغانستان و رسیدن به صلح و ثبات پایدار می‌پردازند، اما چیزی که خواب جهانیان را از ناحیه افغانستان به هم می‌زند، تروریسم بین‌المللی و قاچاق مواد مخدر است، نه چگونگی تغییر اوضاع به نفع مردم افغانستان. دقیقا از این رو است که پیام عیدی ملا هبت‌الله هیچ اشاره‌ای به این مسایل ندارد و حتی نامی از گفت‌وگوهای بین‌الافغانی، حکومت فراگیر، بازگشیایی مکتب دخترانه یا حق کار زنان نمی‌برد.

برعکس انعطافی که ملا هبت‌الله در تعامل به جهان نشان می‌دهد، موضع‌گیری او در قبال مسایل داخلی افغانستان تند است.

در بخش دیگری از همین پیام آمده است: «در برابر دشمنان دین و کشور، تخریب‌کنندگان امنیت، دزدان و مجرمین جنایی قاطعانه عمل کنید... امنیت، نعمت بزرگ الله جل‌جلاله است، بیایید باز هم به خاطر تامین ثبات و امنیت کشور خود در کنار نظام قاطعانه ایستاده شویم تا مردم و ملت دیگر آسیب نبینند و قربانی ناامنی نگردند. اگرچه بعضی از حلقات دشمن در این رابطه کوشش شوم می‌کنند که کشور ما را ناامن و ارگان‌های امارت اسلامی را ضعیف نشان دهند، مگر ما باور داریم که نصرت‌ الله جل‌جلاله و حمایت ملت همراه ماست و امنیت بیشتر تحکیم می‌یابد و مردم بیشتر به آسایش می‌رسند.»

او باز هم در زمینه رشد اقتصادی، ایجاد کار، درآمد مردم، رفاه و توسعه اقتصادی هیچ نکته‌ای ندارد و فقط در این حد اکتفا می‌کند که بازرگانان به فقرا کمک کنند.

به‌نظر می‌رسد کارگردانان طالبان بار دیگر از این فرصت استفاده کرده‌اند که به جهانیان اطمینان خاطر بدهند که اداره طالبان تهدیدی برای امنیت جهانی و منافع قدرت‌ها نیست و کسی نباید به فکر براندازی رژیم طالبان باشد.

بازخوانی واکنش مردم افغانستان به جان باختن مبارزان جبهه آزادی

۲۶ حمل ۱۴۰۲، ۱۱:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
داوود ناجی
بازخوانی واکنش مردم افغانستان به جان باختن مبارزان جبهه آزادی
100%

به دنبال جان باختن پنج‌ تن از چریک‌های جبهه آزادی در سالنگ جنوبی، مردم افغانستان شاهد موج گسترده‌ای از واکنش در رابطه به کشته شدن این مبارزان بودند.

می‌توان گفت که پس از سقوط نظام جمهوری برای نخستین بار بود که چنین واکنش فراگیر از اقوام مختلف و طیف‌های سیاسی مختلف در مورد اتفاق واحدی را شاهد بوده‌ایم. تمامی کسانی که در رابطه به مرگ این مبارزان شجاع واکنش نشان دادند، آنها را «شهدای راه آزادی» و «قهرمانان واقعی افغانستان» خواندند و از شجاعت و مبارزه مسلحانه آنها در برابر طالبان دفاع کردند.

این نکته بیشتر از این نظر حایز اهمیت است که پس از سقوط افغانستان به دست گروه طالبان، تقریبا همه طیف‌های سیاسی، بر بیزاری از جنگ و یافتن یک راه حل سیاسی برای بحران کنونی افغانستان تاکید می‌کردند. پیام‌های صریح و روشنی که در این مدت از سوی جامعه جهانی و کشورهای منطقه مخابره می‌شد نیز حاکی از این بود که دولت‌ها و نهادهای درگیر در افغانستان تنها و تنها از تلاش‌های سیاسی برای رسیدن به یک راه حل مسالمت‌آمیز از طریق گفت‌وگو حمایت می‌کنند. این پیام‌ها که گاهی به صورت واضح از سوی نمایندگان امریکا، اتحادیه اروپا و وزرای خارجه و دیپلومات‌های کشورهای منطقه و همسایه بیان می‌شدند و می‌شوند همچنان، نه تنها از مبارزات مسلحانه علیه طالبان حمایت نمی‌کردند بلکه آشکارا به نحوی دستور ایست می‌دادند و تاکید می‌کردند که مبارزات مسلحانه یا جنگ راه حل نیست.

شکی نیست که بیزاری از جنگ امر مقدس و مهمی است و نمی‌شود انسانی را در جهان یافت که از جنگ استقبال کند و یا به آغاز جنگی فردی یا جمعی شخصی یا دولتی و حزبی و گروهی، افتخار کند، اما واقعیت امر این است که سیاه و سفید کردن هر چیزی همیشه درست نیست و جنگ و صلح نیز از این قاعده مسثنی نیستند.

در تاریخ ملت‌ها نیز فقط و فقط صلح‌جویان و مصلحان تمجید نشده‌اند بلکه در تاریخ ملل و از جمله تاریخ افغانستان بی‌شمار اند. شخصیت‌هایی که به دلیل مبادرت‌شان در جنگ‌های آزادی‌خواهانه تقدیر و تمجید می‌شوند.

کما اینکه مردم افغانستان به صورت بی‌سابقه‌ای با خانواده‌های جان‌باختگان جبهه آزادی ابراز همدردی کردند و در بسیاری از شهرهای جهان افغانستانی‌های مهاجر نماز جنازه غیابی خواندند از جمله در لندن، هند، تهران و بروکسل.

100%

چنین مواردی قبلا نیز دیده شده بود. وقتی فرمانده ملک دره از فرماندهان جبهه مقاومت ملی در پنجشیر جان باخت و یا شماری دیگر که در اندراب جان‌شان را در جنگ علیه طالبان از دست دادند، نیز مردم از آنها به نیکی و شایستگی یاد کردند و آنها را «نام‌های ماندگار روزگار» نامیدند.

حالا سوال اساسی این است که چگونه می‌شود مردم مخالف جنگ با گروه طالبان باشند و آنگاه از کسانی که در جنگ کشته شده‌اند تقدیر کنند، برایشان نماز جنازه بخوانند و آنها را قهرمانان واقعی خود بدانند؟ آنهم ستایشی چنین گسترده و به اصطلاح سیاسی پر کاربرد کنونی «همه‌شمول».

در حالی که پس از تسلط مجدد گروه طالبان مردم افغانستان شاهد اقدامات متعدد سیاسی و از سوی سیاسیون کشور در این یا آن گوشه جهان بوده‌اند، از تشکیل و اعلام احزاب و تشکل‌های جدید سیاسی گرفته تا برگزاری کنفرانس‌ها و جلساتی برای گفت‌وگو و یافتن راه حل سیاسی اما واکنش و پاسخ مردم افغانستان به این اقدامات اگر نکوهشی و پرسش‌برانگیز نبوده، حداقل توام با پرسش‌های جدی بوده است. پرسش‌هایی از این قبیل که تاثیر این اقدام، مثلا تشکیل حزب جدید یا ائتلاف یا جلسه و گردهمایی چه بوده و به عبارتی دیگر، چنین اقداماتی چه دردی را دوا می‌کند؟ اما وقتی خبر درگیری شش ساعته جبهه آزادی با طالبان در سالنگ جنوبی و در نتیجه، جان باختن شماری از مبارزان این جبهه منتشر شد، به صورت خودجوش و همه‌گانی همه یک صدا همسویی و غم‌شریکی کردند و به ویژه برای زنده بودند فرمانده اکمل امیر که هنوز سرنوشتش مشخص نیست، دعا کردند. معنی این واکنش جمعی گسترده، قاطع و یک‌دست چه می‌تواند باشد؟ به بیان دیگر، افکار عمومی و باور جمعی افغانستان به بهانه این حادثه، چه پیامی را به همدیگر، سیاستمداران و جامعه جهانی مخابره کردند؟

اگر معنی این پیام با قاطعیت و جدیت حمایت از مبارزات مسلحانه علیه گروه طالبان نباشد، حداقل به ستوه آمدن مردم از ظلم رژیم طالبان و ناامیدی مردم از تغییر رویکرد طالبان در آینده است. در نزدیک به دو سال گذشته رویکردهای متقاوتی در مواجهه با طالبان وجود داشته است. عمده‌ترین و اصلی‌ترین رویکرد، فرصت دادن به طالبان و تلاش برای یافتن یک راه حل نهایی از طریق مذاکره و گفت‌وگو بوده است.

هرچند نیروهای مخالف طالبان به جز موارد اندک (مانند گفت‌وگوی احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت در تهران با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان) با این گروه رو در رو ننشسته‌اند، اما جامعه جهانی و کشورهای منطقه در این راه تلاش بسیاری کرده‌اند. باری ناروی برای هیاتی از طالبان جت اختصاصی فرستاد و برای‌شان فرش قرمز پهن کرد. تام وست، نماینده امریکا در امور افغانستان بار بار به صورت غیرمستقیم از طریق قطر و حداقل یکبار به طور مستقیم با ملا یعقوب در امارات متحده عربی دیدار کرد. هیات‌های سازمان ملل در سطوح مختلف بارها در کابل و قندهار با رهبران طالبان نشستند، اما هیچ حاصلی به دست نیامد.

این نشست‌ها نه تنها ثمری نداشت، بلکه هرچه اصرار جهان بر مذاکره و گفت‌وگو و تغییر سیاست طالبان در مورد زنان و دختران از سوی جهان بیشتر شد، واکنش لجوجانه و کودکانه طالبان نیز بدتر و بدتر شد. جهان با اصرار، از طالبان خواست مکتب‌ها را به روی دختران باز کنند، طالبان دانشگاه را نیز بستند، وقتی خواهش مکرر شد، حمام و پارک و سفر بدون محرم نیز بر قدغن‌های طالبانی بر زنان افزوده شد.

زنان به شجاعت و فداکاری تمام بار بار به خیابان‌های کابل و دیگر شهرها راهپیمایی اعتراضی کردند، زنان در ده‌ها جلسه و محفل بین‌المللی از شورای امنیت سازمان ملل گرفته تا هر سکو و بلندگویی که به دست آوردند، بر طالبان فشار آوردند تا شاید به حقوق اساسی زنان تن بدهند اما چونان آب در هاون کوبیدن بی‌نتیجه بود.

طالبان به خوبی متوجه شدند که مساله زنان و مساله انحصار قومی قدرت دو عنصر مهمی است که مانع به رسمیت شناخته شدن آنها در سطح بین‌المللی شده است، اما به هیچ کدام از این دو توجه نکردند.

مردم افغانستان همه این اقدامات را شاهد بودند وچه بسا هر بار که نشستی برگزار شد و هر بار که جلسه‌ای تدویر یافت و هر بار که طالبان گفتند که تصمیم‌شان موقتی است و در آن زمینه تجدید نظر خواهند کرد، مردم آرزو کردند که نتیجه ملموس و مشخصی را ببینند اما ندیدند.

افزون بر همه اینها، طالبان با اطمینان از نبود حمایت بین‌المللی و موثر از مخالفان خود، بنا را بر انتقام گذاشتند، اعلام عفو کردند اما در عمل دمار از روزگار مردم کشیدند، هنرمندان را تحقیر کردند، نیروهای امنیتی جمهوریت را کشتند، زنان معترض را شکنجه کردند و بر ریش جهان و سازمان ملل خندیدند. حتی وقتی که یوناما گفت می‌خواهد از افغانستان خارج شود، طالبان پاسخ سربالا دادند.

همه این اتفاق‌ها و رویدادها یکی از پی دیگری، مردم افغانستان را روز به روز به این نتیجه تلخ اما ناگزیر و دشوار رساند که طالبان هیچ زبانی جز زبان زور و تفنگ را نمی‌فهمند. نه سقوط رژیم طالبان در پی حمله امریکا و متحدانش در سال ۲۰۰۱ و نه سقوط جمهوری در سال ۲۰۲۱، هیچ کدام طالبان را به این خرد و تامل سیاسی نرساند که برای باز کردن گره مشکل افغانستان باید به تفکر، تجربه تاریخی و خرد سیاسی تکیه کنند.

اگر طالبان پس از ۲۰ سال جنگیدن در زمان مذاکرات دوحه از یک گروه ایدیولوژیک و دگم به یک حزب و سازمان سیاسی بدل می‌شدند و یا پس از به قدرت رسیدن، شاید در آگست ۲۰۲۱ از یک گروه نظامی ایدیولوژیک به یک دولت تغییر می‌کردند و ساز و کار دولتی را به رسمیت می‌شناختند، بدون شک افغانستان به این بحران عظیم وچندجانبه مواجه نمی‌شد.

حالا اگر بازگردیم به سوالی که در آغاز این یادداشت مطرح شد. باور من این است که مردم افغانستان مرحله به مرحله از گروه طالبان، جامعه جهانی و آن طیف از سیاستمدارانی که مذاکره و گفت‌وگوی سیاسی را تنها راه باز کردن کورگره بحران افغانستان می‌دانند، از همه ناامید شده‌ا‌ند. با استناد به مثل معروفی که می‌گویند: «به تنگ آوردی به جنگ آوردی» طالبان مردم افغانستان را چنان به تنگ آورده که راهی جز جنگ برایشان باقی نگذاشته است.

واکنش‌های گسترده به جان‌باختن مبارزان جبهه آزادی نشان داد که مردم طاقت‌شان در تحمل ظلم بیش از حد طالب تمام شده و خواستار رهایی‌اند، رهایی و رسیدن به آزادی از هر طریقی، به هر قیمتی.

یادداشت: این صفحه برای بازتاب دیدگاه مخاطبان ما درباره مسایل مختلف افغانستان و جهان ایجاد شده است. آرا و نظریات مطرح شده در این صفحه، بازتاب‌دهنده دیدگاه افغانستان اینترنشنال نیست.

نتیجه نشست سمرقند چه بود؟

۲۵ حمل ۱۴۰۲، ۱۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان
نتیجه نشست سمرقند چه بود؟
100%

اگر بخواهید برآیند نشست وزیران خارجه چین، روسیه، ایران، پاکستان، اوزبیکستان، تاجیکستان و ترکمنستان در قبال افغانستان را در یک جمله خلاصه کنید، شاید چنین باشد: همسایگان توافق کردند که «رویکرد منطقه‌ای مشترک و واحد» در امور افغانستان اتخاذ کنند. اما این به چه معنی است؟

همسایگان افغانستان نگرانی‌های مشترک از این حوزه دارند و برای مهار آن ظاهراً هماهنگ عمل می‌کنند.

نگرانی‌های کشورهای همسایه

اولین نگرانی تروریسم است. ایران از جندالله و جیش‌العدل، پاکستانی از تحریک طالبان پاکستانی و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان، اوزبیکستان از جنبش اسلامی اوزبیکستان، چین از جنبش اسلامی ترکستان شرقی، تاجیکستان از جماعت‌الانصار، ترکمنستان و روسیه از داعش و القاعده می‌ترسند.

همه این‌ها در افغانستان آزادانه تحت نظر طالبان که آنرا برادران دینی خود می‌خوانند، فعالیت دارند. طالبان علی رقم درخواست‌های مکرر هیچ اقدامی علیه آنها نکرده و ظاهراً از آنها می‌تواند به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کند. این گروه‌های تروریستی ظرفیت بالقوه تخریب‌کاری در منطقه دارد و خیلی روشن نیست که منابع مالی هر یکی از کجا تامین می‌شود.

این ترس و نگرانی در بیانیه مشترک وزیران که در سایت وزارت خارجه چین منتشر شده، به وضوح مشهود است.

به نظر می‌رسد قدرت‌ها نگرانند که دست بیرونی به دنبال برهم زدن امنیت آنها از طریق استفاده از این گروه‌ها است.

اما نگرانی دوم همسایگان افغانستان، قاچاق مواد مخدر از این کشور است. افغانستان با وجود دستور رهبر طالبان مبنی بر حرام دانستن کشت مواد مخدر، بزرگترین تولید کننده مواد مخدر دنیا است. سازمان ملل متحد می‌گوید که به رغم این دستور، کشت مواد مخدر در این کشور در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۲ درصد افزایش داشت. پس این خطر را هم نباید نادیده گرفت.

چنانچه در بیانیه مشترک آمده است طرف‌ها گفت‌وگوهای رک و در فضای اعتماد درباره اوضاع افغانستان داشتند که تمرکز آن بر «ابعاد امنیتی و تقویت هماهنگی تلاش‌های منطقه‌ای برای مبارزه با تهدیدهای تروریسم و قاچاق مواد مخدر افغانستان» بوده است.

به نظر می‌رسد منظور از رویکرد مشترک قدرت‌های نزدیک افغانستان، در وهله اول مبارزه با گروه‌های تروریسی و قاچاق مواد مخدر است.

اما هر دو پدیده به ثبات داخلی سیاسی در افغانستان نیز ارتباط دارد.

اگر اوضاع افغانستان از این بدتر شود و طالبان بخشی از خاک کشور را به گروه یاغی‌تر مانند داعش ببازد و یا شکنندگی اوضاع در افغانستان بیشتر از آنچه شود که جاری است، تهدیدهای بزرگتری گریبانگیر منطقه خواهد شد که می‌تواند فروپاشی اقتصادی کشور و سیل از مهاجرت‌های اجباری را بر آن دو تهدید بالا افزود.

تعامل با طالبان

این است که براساس اعلامیه مشترک، طرف‌ها توافق کردند که با اتخاذ رویکرد واحد با حکومت طالبان تعامل کنند تا «ثبات سیاسی داخلی افغانستان» را حفظ کرده و مانع یک بحران بشری شوند.

اینها در واقع منافع مستقیم قدرت‌ها در افغانستان تحت کنترول طالبان است. اگر طالبان بتوانند این نگرانی‌های همسایگان را رفع کنند، تا حد زیادی توانسته حمایت پایتخت‌های منطقه را حفظ کنند و مسایل دیگر ممکن است در اولویت‌های بعدی قرار گیرد.

نکات مانند ایجاد حکومت فراگیر که در سخنان امیر عبداللهیان، وزیر خارجه ایران حین دیدار با امیرخان متقی، همتای طالبانش مطرح شد و حق آموزش و کار زنان در مقایسه با نگرانی‌های جدی قدرت‌ها، در رده‌های پایین‌تر قرار می‌گیرد.

طالبان به این نکته پی برده است و حضور آقای متقی که برای شنیدن نگرانی‌های همسایگان مهمان خارج از نشست سمرقند بود، نیز با این هدف بود. او بدون اشاره به حقوق زنان، حکومت فراگیر یا گفت‌وگوهای بین‌الافغانی که خواست بسیاری از طرف‌های سیاسی افغانستان است، اقدامات طالبان را برشمرد و گفت: «افغانستان بر تعهدش قویاً پایبند است که به هیچ فرد و یا گروه اجازه ندهد که خاک افغانستان را ضد کدام کشور منطقه و یا جهان استفاده کند و یا در افغانستان کشت و یا قاچاق مواد مخدر کند. این تنها به یک تعهد لفظی خلاصه نمی‌شود بلکه ما عملاً در افغانستان برای امنیت و ثبات سرگرم مبارزه جدی هستیم.»

هرچند حرف‌های طالبان را باید با عملکرد آنها سنجید، اما حسن خطاب نشست سمرقند را می‌توان در سخنان حنا ربانی، معاون وزیر خارجه پاکستان سنجید.

نگرانی از کاهش کمک‌ها

او گفت: «در زمانی‌که مردم افغانستان بیش از پیش به جامعه جهانی نیاز دارند، جهان با بستن درش به روی افغانستان از این مردم فاصله می‌گیرد. نشانه‌های واضحی وجود دارد که حمایت بین‌المللی از مردم افغانستان امسال کاهش چشمگیری داشته است. برخی حتی تعامل با حکومت موقت افغانستان را زیر سوال می‌برند.»

او هشدار داد که ترک افغانستان در این شرایط تکرار اشتباه گذشته است که جهان تاوان سنگینی داد.