• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طالبان و عشق به استفاده از نام زنان در حساب‌های توییتری

تاج‌الدین سروش

خبرنگار افغانستان اینترشنال

۳۰ ثور ۱۴۰۲، ۱۰:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

نشر و پخش تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی بخش عمده‌ای از کارزار گروه رسانه‌ای طالبان را تشکیل می‌دهد. بررسی شبکه‌های اجتماعی طرفداران طالبان نشان می‌دهد که تیم تبلیغاتی این گروه برای نشر پروپاگندا و ترویج دیدگاه‌های طالبانی حساب‌های جعلی فراوانی با نام و تصویر زنان ایجاد کرده است.

افراد این گروه می‌دانند که حساب‌های کاربری با نام و عکس‌ زنان در افغانستان توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد و پیام را سریع‌تر منتقل خواهد کرد.

گروه طالبان در دو سال حاکمیت خود بر افغانستان به اعمال آپارتاید جنسیتی علیه زنان متهم شده‌اند. این گروه مجموعه از قوانینی را وضع کرده است که حقوق اساسی و ابتدایی زنان را نقض می‌کند. ادارات رسمی این گروه به گستردگی حق آموزش، کار و دیگر فعالیت‌های اجتماعی را از زنان گرفته‌اند.

با این حال افراد طالبان برای پیش‌برد اهداف‌شان از سوءاستفاده نام‌ و تصویر زنان عار ندارند. افراد طالبان در حساب‌های کاربری مستعاری که ساخته‌اند از عکس‌های زنانی استفاده می‌کنند که حجاب مورد نظر این گروه را رعایت نمی‌کنند.

به طور نمونه، پروفایلی در توییتر به نام «مستوره سنجر» ساخته شده که ۲۶ هزار دنبال‌کننده دارد. در عکسی که برای این پروفایل انتخاب شده، زنی دیده می‌شود که روسری/ چادر به سر ندارد.

مبین‌ خان، فعال رسانه‌ای طالبان، با بازنشر یک پست توییتری حساب مستعار مستوره سنجر در مورد نخست‌وزیر موقت طالبان نوشته است: «جواب دندان‌شکن از خواهر افغان.»

100%

برای مخاطبانی که زیاد کنجکاو نیستند و نمی‌دانند این حساب مربوط طالبان است، دریافت پیام از آدرس یک زن با محتوای تمجید و تایید طالبان، ممکن است تاثیرگذار باشد. این پیام در ذهن گیرنده نوآشنا با طالبان این پیام را تداعی می‌کند که با وجود اعمال آپارتاید جنسیتی، باز هم زنان از این گروه حمایت می‌کنند.

حساب توییتری دیگری به اسم «عایشه» با ۳۳ هزار دنبال‌کننده به نفع طالبان فعالیت می‌کند. تمام فعالیتش تبلیغ برای طالبان است. در پست اخیر توییتری‌اش عکسی از ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان همراه با متنی در ستایش او منتشر شده است. همین‌گونه حساب‌ کاربری دیگر با نام «راضیه خوستی»، حساب مستعاری که با بیست هزار دنبال‌کننده به نفع طالبان تبلیغ می‌کند.

100%

حساب‌های مستعار طالبان در توییتر کم نیستند، اما آمار دقیقی از شمار صفحات مستعاری که این گروه به نام زنان ساخته‌اند، در دست نیست. با این حال، یک مسئله مشخص است: اینکه افراد طالبان در دو سال گذشته با استفاده از این تکنیک، تبلیغ گسترده‌ای به نفع گروه خود به راه انداخته‌اند.

پیشتر فاش شده بود که هدایت‌الله هدایت، معاون رادیو تلویزیون طالبان، به نام یک خبرنگار زن برای خود حساب توییتری ساخته و از این طریق بیش از صد هزار دنبال‌کننده یافته است. بعدها فاش شد که در عقب حساب این خبرنگار زن هدایت‌الله هدایت، یک کمپینر طالبان بوده است.

پیش از برگشت طالبان به قدرت، اداره امنیت ملی افغانستان اعلام کرده بود که صدها هزار حساب مستعار که بیشتر آنها از پاکستان فعالیت می‌کنند، تبلیغ گسترده‌ای علیه دولت وقت افغانستان انجام می‌دهند. برخی هم باور دارند که تبلیغ گسترده رسانه‌ای در سقوط دولت پیشین افغانستان بی‌تاثیر نبوده است.

ترفند استفاده از نام مستعار در شبکه‌های اجتماعی برای ترویج نفرت قومی و له کردن حریف هم تا حال خیلی کارساز بوده است. در سال‌های اخیر که مردم بیشتر به شبکه‌های اجتماعی روی آورده‌اند، نفرت قومی هم در میان مردم افغانستان بیشتر شده است.

برخی از حساب‌های جعلی با نام زنانه و با تلخص قومی، علیه اقوام دیگر دشنام می‌دهند و نفرت‌پراگنی می‌کنند. در نهایت روشن می‌شود کسی که پشت این حساب‌های کاربری نشسته متعلق به هیچ یک از این قوم‌ها نبوده، ولی به هدف ایجاد شکاف قومی و تشدید منازعه و سوء تفاهم بین آن‌ها دست به انتشار مطالب نفرت‌پراگن زده است.

به طور نمونه، حساب کاربری به نام «گیتی خراسانی» مشغول نفرت‌پراگنی علیه هزاره‌های افغانستان است، اما معلوم نیست که چه کسی پشت این حساب کاربری نشسته است.

یا هم «ایکس بارکزی»، که نام یکی از قبائل پشتون را به عنوان تخلصش برگزیده، مشغول نفرت‌پراگنی علیه اقوام دیگر است. تبلیغات مشابه برای آسیب رساندن به دولت پیشین افغانستان به گستردگی به کار می‌رفت. احتمال زیادی وجود دارد که پشت حساب‌های کاربری مشابه کاربران طالبان نشسته باشند.

نفرت‌پراگنی در شبکه‌های اجتماعی به یک چالش جدی برای مردم افغانستان تبدیل شده است. در شرایطی که نه کسی می‌تواند از شبکه‌های اجتماعی دور باشد و نه هم می‌تواند آن را نادیده بگیرد.

100%

سخیداد هاتف، روزنامه‌نگار در صفحه‌ فیسبوکش نوشته است که تنها راه حل این مساله، در پیش گرفتن رفتار اصولی است. «یعنی از روی ارزش‌های مثبتی که خودتان به آن‌ها باور دارید، رفتار کنید نه به عنوان واکنش دیگران. دیگران می‌توانند فحش بدهند، توهین کنند، بکوشند اعصاب‌تان را داغ بسازند، به نمادهای قومی یا فرهنگی‌تان بتازند، سعی کنند شما را با دیگران درگیر کنند و زبان‌تان را به اهانت و فحاشی باز کنند.»

او همچنین نوشته است: «اصلا لازم نیست بدانیم که آیا "جمیله همایون‌زاده‌ تخاری" مرد است یا زن، پشتون است یا تاجیک، هزاره است یا ترکمن یا پاکستانی. هیچ لازم نیست یک ثانیه دنبال این بگردیم که هویت افراد را پیدا کنیم. هر کس می‌خواهد باشد باشد. من فرضم این است که همین آدم یک آدم واقعی است و نظرش فلان رقم. اگر همانی نباشد که اسمش نشان می‌دهد، باز برای من چه فرقی می‌کند.»؟. وقتی "جمیله‌ همایون‌زاده‌ تخاری" به قوم من فحش داد، من به قوم او فحش نمی‌دهم. فردا اگر معلوم شد که این خانم در حقیقت "عبدالقیوم خان لوگری" بوده، برای من چه فرقی می‌کند

برخی تصور می‌کنند که رسانه‌های اجتماعی در کنار اینکه فرصتی به روی کاربران افغانستان باز کرده است، همزمان چالش‌های جدی خود را نیز داشته است.

کسانی که از نشر و پخش پروپاگندا یا تبلیغات زهراگین نفع می‌برند، آن‌هایی هستند که برنامه‌های فاشیستی، دینی یا قومی را دنبال می‌کنند. با این حال، بیشتر زیان به افغانستان، به عنوان یک کشور چندقومی رسیده است؛ کشوری که فاصله میان اقوام ساکن در آن با گذشت هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود.

پربازدیدترین‌ها

جوانی در بامیان در پی مقاومت برای جلوگیری از ربودن خواهر ۱۲ ساله خود کشته شد
۱

جوانی در بامیان در پی مقاومت برای جلوگیری از ربودن خواهر ۱۲ ساله خود کشته شد

۲

برادر یک مقام طالبان در هرات کشته شد

۳

سویدن لغو اقامت دایمی برای پناهجویان را تصویب کرد

۴

امریکا گروهی از مهاجران از جمله افغان‌ها را به افریقای مرکزی منتقل می‌کند

۵

جبهه آزادی محتسبان امر به‌معروف طالبان را «هدف مشروع» حملات خود خواند

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

حقابه هلمند؛ آیا جمهوری اسلامی متوسل به زور می‌شود؟

۲۹ ثور ۱۴۰۲، ۲۳:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
اسماعیل شهامت
حقابه هلمند؛ آیا جمهوری اسلامی متوسل به زور می‌شود؟
100%

تنش‌های لفظی بین جمهوری اسلامی و طالبان بر سر حقابه هلمند ابعاد تازه‌تری بخود گرفته و با صدور هشدارها و تعیین ضرب‌الاجل از سوی مقام‌های ایران دنبال می‌شود. به نظر می‌رسید فروپاشی حکومت مورد حمایت امریکا در افغانستان،‌ دو متحد ایدئولوژیک را به هم نزدیک‌تر کند، اما چنین نشد.

ادامه خشکسالی‌های اخیر در منطقه که به خصوص با ساخت پروژه‌های بند آب در افغانستان همراه بود، بارها تهران را وادار به واکنش کرد.

درخواست حقابه هلمند موضوع جدیدی نیست، اما پس از اظهارات روز پنجشنبه ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران در سیستان و بلوچستان که خطاب به طالبان گفته بود «حرف من را جدی بگیرید تا بعدا گلایه نکنید»، درخواست‌های حقابه لحن تندتر و تهدیدآمیزتری گرفت.

به‌ دنبال این اظهارات، طالبان بیانیه‌ای نسبتا تندی صادر کرد و از مقام‌های ایرانی خواست که از «اظهارات تحریک‌آمیز» خودداری کنند.

آیا تهران متوسل به زور می‌شود؟

جلیل رحیمی جهان‌آبادی، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران روز جمعه طالبان را دست پروده‌ سرویس‌های امنیتی غرب خواند و به این گروه هشدار داد تا دچار اشتباه نشود و صبر جمهوری اسلامی را نیازماید.

او روز جمعه با نشر تصویری از نیروهای نظامی ایران در صفحه توییترش نوشت: «ادبیات و رفتار گروهک طالبان قابل پیش‌بینی بود. تحجر، حماقت و بی‌توجهی به قوانین بین‌المللی در ذات این تربیت یافتگان سرویس‌های امنیتی غرب است.»

در همین روز، خبرگزاری ایسنا به نقل از حسن کاظمی قمی، نماینده ویژه رئیس‌جمهور ایران در افغانستان نوشت که او ضرب‌الاجل یک ماهه برای طالبان داده است.

آقای قمی گفته است «اگر ثابت شود در بند کجکی آب است و طالبان حقابه ایران را نمی‌دهد، حجت برای ایران تمام است و طالبان باید پاسخگوی کارش باشد.»

هرچند این اظهارات نشانه ناامیدی جمهوری اسلامی از طالبان است و نشان می‌دهد که تهران بدش نمی‌آید حاکمان جدید اما غیر پذیرفته شده افغانستان را به چالش بکشد.

جمهوری اسلامی قبلا در دور اول حکومت طالبان، آنهم زمانی که این گروه در سال ۱۳۷۷ هشت دیپلومات و یک خبرنگار ایرانی را در شهر مزار شریف کشت، ۷۰ هزار نیرو به مناطق مرزی با افغانستان فرستاد و تهدید کرد که از طالبان انتقام خواهد گرفت.

هرچند تهران خود را درگیر جنگ با طالبان نکرد و نیروهایش را عقب کشید.

اما آیا معضل کمبود آب در سیستان و بلوچستان و مسئله حقابه ایران از رودخانه هلمند (هیرمند) آنقدر مهم است که دو طرف را وادار به رویارویی نظامی بکند؟

رحمت‌الله نبیل، رئیس اداره امنیت ملی پیشین افغانستان می‌گوید هشدارهای مقام‌های جمهوری اسلامی مصرف داخلی دارد.

آقای نبیل در توییترش نوشت که بی‌عدالتی جمهوری اسلامی نسبت به مردم بلوچستان اکنون به چالش امنیتی برای این رژیم تبدیل شده است.

این مقام ارشد امینتی پیشین افغانستان افزود که جمهوری اسلامی در این مرحله با طالبان وارد جنگ نمی‌شود، زیرا به گفته او فعال شدن حاجی بشر و حاجی جمعه‌خان در منطقه سیستان و بلوچستان برای به چالش کشیدن جمهوری اسلامی کافیست.

حاجی بشر از قوم نورزی و از قاچاقبران مهم مواد مخدر است که سال‌ها در گوانتانامو زندانی بود و سال گذشته با یک شهروند ربوده‌شده امریکایی تبادله و آزاد شد.

علاوه بر این، در شرایطی که ایران با چالش‌های جدی اقتصادی و تورم گسترده دست به گریبان است و اعتراضات سراسری اکنون از مسئاله حجاب اجباری فراتر رفته و کل نظام را به چالش کشیده است، بعید به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی متحمل هزینه بیشتری شود.

با این حال، مقام‌های جمهوری اسلامی بد شان نمی‌آید که با برجسته کردن یک موضوع ملی (حقابه) و سر دادن شعارهای تند و داغ، به‌دنبال تحریک حس ملی‌گرایی و تقویت صف حامیان این رژیم باشد.

در این میان البته لحن برخی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی ملایم‌تر بوده است. احمد وحیدی، وزیر داخله ایران به تازگی خواهان حل مسئله حقابه ایران از طریق تفاهم شده است.

احسان صالحی، دبیر شورای اطلاع‌رسانی جمهوری اسلامی هم گفته است که طالبان در بیانیه خود سه بار تاکید کرده‌اند که به توافقنامه آب متعهدند. آقای صالحی افزود که ادعای کمبود آب از سوی طالبان، بیشتر توجیهی برای نقض تعهدات در گذشته است.

او بااشاره به بیانیه اخیر طالبان گفت که «پیام اخطار قاطع رئیس‌جمهور ایران مبنی بر اینکه حق مردم‌مان را هر جا باشد می‌گیریم، دریافت شده است.»

آیا طالبان توان وارد شدن در یک جنگ بزرگتر را دارد؟

پس از نزدیک به دو سال از حاکمیت طالبان بر افغانستان،‌ رژیم این گروه را هیچ کشور به‌رسمیت نشناخته است. اصرار طالبان بر ادامه محدودیت‌های که بر زنان و دختران وضع کرده، نقض گسترده حقوق بشر، ادامه سرکوب و کشتار مخالفان، به خصوص اعضای نهادهای امنیتی حکومت پیشین و حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان باعث شده است که کمک‌های بشردوستانه جامعه بین‌المللی به افغانستان به پایین‌ترین سطح برسد.

علاوه بر این، قطع کمک‌های توسعه‌ای بین‌المللی و مسدود شدن دارایی‌های افغانستان در بانک‌های خارجی، این کشور را با یکی از بزگترین‌های بحران‌های انسانی رو به رو کرده است.

در حال حاضر طالبان به سختی از پس برخورد با مخالفان خود از جمله داعش و جبهه مقاومت برمی‌آید. هرچند طالبان مقدار زیاد مهمات و سلاح‌های به جا مانده از نیروهای حکومت پیشین و امریکایی‌ها را به‌دست آورده است، اما این سلاح‌ها برای جنگ با کشوری که خود اسلحه صادر می‌کند کافی نیست.

از این رو، بعید به نظر می رسد، جمهوری اسلامی و طالبان به خاطر مسئله آب وارد جنگ شوند و شرایط را بیش از پیش بر خود سخت کنند.

آیا کوشش طالبان برای گرفتن سفارت افغانستان در دهلی ناکام ماند؟

۲۹ ثور ۱۴۰۲، ۰۸:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان
آیا کوشش طالبان برای گرفتن سفارت افغانستان در دهلی ناکام ماند؟
100%

یک هفته از تعیین نماینده وزارت خارجه طالبان برای کارداری سفارت افغانستان در دهلی نو می‌گذرد، او همچنان در هند به سر می‌برد تا کلید سفارت را دریافت کند، سفیر دوران جمهوریت همچنان بر جایگاهش پافشاری دارد و دهلی نو همچنان سکوت اختیار کرده است.

هرچند هند تا اکنون نگذاشته است که مدیریت سفارت افغانستان از دیپلومات‌های نظام جمهوریت به اداره طالبان انتقال داده شود، روشن نیست این سیاست تا چند وقت دیگر ادامه خواهد یافت.

کشمکش بین دیپلومات‌های افغانستان در دهلی نو به رسانه‌ها درز کرده و منازعه قدرت بر سر تصاحب این سفارتخانه مهم تاکنون یکسره نشده است.

جنجال‌ها از زمانی شروع شد که امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، قادرشاه، مستشار تجاری افغانستان در هند را به عنوان سرپرست سفارت افغانستان در هند پس از آن منصوب کرد که گزارش‌های مبنی بر سوءمدیریت و فساد اداری و مالی فرید ماموندزی، سفیر دولت ساقط شده اشرف غنی، منتشر شد. به نظر می‌رسد این گزارش‌ها که تایید نشده است بسترسازی برای کنار زدن سفیر اشرف غنی و جایگزینی او با نماینده طالبان است.

امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان در دو مکتوب رسمی، ابتدا خواهان بازگشت فرید ماموندزی به کابل شده و سپس خواستار واگذاری مدیریت سفارت به قادر شاه، به عنوان دیپلومات همکار این سفارت شده است که هم اکنون در دهلی نو است، تا ظاهرا به این ترتیب، از میان خود دیپلومات‌ها نماینده‌ای بالا بکشد تا اداره سفارت افغانستان در هند را در هماهنگی با اداره طالبان به دست بگیرد.

هیچ تردیدی وجود ندارد که این حرکت از چشم وزارت خارجه و اداره اطلاعات هند پنهان نمانده است.

اما تلاش برای بازگرداندن ماموندزی به کابل که تابیعت بریتانیا را هم دارد، تا اینجا ناکام مانده است. او برعکس، سر کارش به سفارت بازگشته و ادعاهای فساد اداری و مالی را تکذیب کرده و علیه تلاش‌های طالبان برای تصاحب سفارتخانه افغانستان در هند افشاگری کرده است تا به کمک افکار عامه، دهلی نو را وادار کند به خواسته‌های طالبان گردن نگذارد تا آنجا پیش نرود که کلید سفارت افغانستان را به دست نماینده طالبان بسپارد.

از این رو، سرنوشت سفارت افغانستان در هند دهلی نو را با تصمیم دشواری روبه‌رو کرده است و ماجرا همچنان دنباله دارد. هند طالبان را گروه نیابتی پاکستان و در تماس نزدیک با سایر گروه‌های تندروی اسلامی مانند لشکر طیبه و جیش محمد می‌داند که بارها در شهرهای مهم هند دهشت‌افکنی کرده‌اند. طالبان نیز سابقه حمله مرگبار سال 2008 به سفارت هند در کابل را در کارنامه دارد. در دوران اول طالبان نیز هواپیماربایان اسلامگرای نزدیک به پاکستان، یک هواپیمای مسافربری هند را ربودند و در تنها جای که اجازه نشست یافتند، قندهار بود.

تاریخ خونین و جنجالی هند و افراطیت اسلامی فراموش نشده است. سیاست ضدتروریسم هند نیز بر مبنی تقبیح فعالیت‌های این گروه‌ها و از جمله طالبان بنا شده که از راه‌های مختلف از جمله بالیوود به خورد افکار عامه این کشور پرنفوس داده شده است و از این جهت هر نوع چرخش در سیاست خارجی هند در قبال طالبان می‌تواند واکنش‌های داخلی در پی داشته باشد.

بنابرین، هر گونه حرکت برای برافراشتن پرچم طالبان در خاک هند برای دهلی نو دشوار است. اما واقعیت این است که هند نیز مانند بسیاری از کشورهای عملگرای دیگر مجبور است با واقعیت امروز افغانستان کنار بیاید و این کشور را کامل برای همسایه رقیب رها نکند. از این رو، دولت هند با اداره طالبان وارد تعامل شده است. یکی از اقدامات هند گشایش بخشی از سفارتش در کابل است که آنرا «ماموریت تکنیکی» خوانده است.

مقام‌های وزارت خارجه هند نیز چند بار به کابل سفر کرده و با طالبان دیدار داشته‌اند. دولت هند در زمینه تامین دارو و مواد خوراکی و آموزش مقام‌های طالبان با رژیم کابل همکاری دارد و پذیرش خواست طالبان مبنی بر تغییر دیپلومات سفارتخانه دهلی نو گام دیگری در راستای تقویت روابط بین دو طرف خواهد بود.

گروه طالبان تاکنون هیچ رسمیت بین‌المللی نیافته است اما با توسل به روش‌های مختلف توانسته است دست‌کم در ۱۴ کشور مانند پاکستان، چین، روسیه، ایران، قطر و ترکمنستان نماینده بگمارد یا از میان دیپلومات‌ها نماینده برگزیند و اداره سفارتخانه را به دست گیرد. افغانستان بیش از ۴۰ سفارت‌خانه و ۲۰ قسنلگری در سطح جهان دارد و بسیاری از این نهادهای دیپلوماتیک در بلاتکلیفی به سر می‌برند.

سفارت هند از مهمترین اهداف اداره طالبان برای رفتن به سمت حضور بین‌المللی است. به نظر می‌رسد تلاش برای حفظ قادر شاه، مستشار تجاری و مذاکره پشت پرده با مقام‌های هند برای دریافت کلید سفارت هدفی است که طالبان به این زودی از آن دست برنخواهد داشت.

پاکستان بار دیگر نشان داد که همه‌کاره حکومت طالبان است

۲۷ ثور ۱۴۰۲، ۱۱:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
جواد عزیز
پاکستان بار دیگر نشان داد که همه‌کاره حکومت طالبان است
100%

انتصاب مولوی عبدالکبیر به عنوان سرپرست ارگ کابل نشان می‌دهد که بازی سیاست در کابل به دست راولپندی است و رهبران طالبان نمی‌توانند حتی در اعتراض به چنین تصمیم‌ها صدا بلند کنند. مولوی کبیر از مهره‌های شناخته شده سازمان آی‌اس‌آی است که به‌جای ملاحسن بابر به ریاست‌الوزرا گماشته شد.

براساس منابع اطلاعاتی، چهار روز قبل ملاحسن بابر مراسم تودیعی خود را با حضور نخست‌وزیر و رئیس استخبارات قطر در قندهار برگزار کرد تا سرانجام خبر کناره‌گیریش دیروز رسانه‌ای شد.

در چند ماه گذشته، ملا حسن آخند کمتر در مجالس رسمی طالبان ظاهر می‌شد و بیشتر مولوی عبدالکبیر، معاون سیاسی او با مقامات خارجی و مردم دیدار می‌کرد.

از نام ملا‌هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، حکمی اعلام شد که بر مبنای آن ملا حسن آخند، رئیس‌الوزرای طالبان، بدون سر و صدا جایش را به مولوی عبدالکبیر، معاونش، واگذار کرد.

براساس این حکم، ملا حسن آخند به دلیل بیماری از مقام ریاست‌الوزرا کنار رفته و مولوی عبدالکبیر سرپرست ریاست کابینه طالبان در کابل شده است.

در حالی‌که چه طالبان و چه قدرت‌های خارجی مانند امریکا ملا عبدالغنی برادر، از بنیانگذاران جنبش طالبان و فرد شماره اول ملا عمر، رهبر سابق طالبان را جانشین شایسته رهبری طالبان می‌دانند، آقای برادر همچنان در حاشیه مانده و باز هم به ریاست کابینه نرسید.

معاون دیگر رئیس‌الوزرای طالبان عبدالسلام حنفی است که نقش نمادین دارد.

در واقع، ملا برادر بار دیگر قربانی تنش سابقه با پاکستان و رابطه نزدیک با مقام‌های سابق و کنونی امریکا مانند زلمی خلیلزاد، توماس وست و رینا امیری شده است.

قرار گرفتن ملا برادر تحت امر مولوی کبیر تحول جالبی است که باید به دقت دنبال شود.

احتمالا در روزهای آینده شاهد تغییراتی در کابینه سرپرست طالبان نیز خواهیم بود که بر مبنای آن مهره‌های نزدیک به پاکستان و متحد القاعده در سمت‌های مهمی قرار خواهند گرفت.

مولوی عبدالکبیر از ولایت پکتیکا است و گفته می‌شود که مانند سراج‌الدین حقانی مربوط به قوم زدران است. او اما برخلاف آقای حقانی، دارای نیروهای مسلح یا توان عملیاتی نیست و بیشتر در نقش سیاسی حضور یافته است.

آقای کبیر بیشتر دیدارهای سیاسی با نیروهای مخالف طالبان، نمایندگان جامعه جهانی و سازمان ملل متحد را در قصر سپیدار پیش می‌برد و موضع‌گیری‌های منعطف‌تر نسبت به ملا حسن و حلقه تندرو قندهار دارد.

او قبلا در حاکمیت سابق طالبان در دهه هفتاد خورشیدی والی ننگرهار بود. گفته می‌شود که پس از سقوط رژیم طالبان در ۲۰۰۱، ریاست شورای پیشاور را به عهده داشت.

آقای کبیر بعداً جزء تیم مذاکره‌کننده طالبان در قطر بود و بعد از سقوط حکومت غنی، در آغاز دستیار معاون اقتصادی ملاحسن و بعداً معاون سیاسی رئیس‌الوزرای طالبان شد.

نام مولوی کبیر در فهرست سیاه سازمان ملل متحد قرار دارد و او نیز مانند بیش از ده عضو دیگر طالبان اجازه سفر به خارج از افغانستان را ندارد.

براساس گزارش سازمان ملل متحد، او به فعالیت‌های تروریستی و قاچاق مواد مخدر دست داشته است.

او اصلا از ولایت پکتیکا در شرق افغانستان است، اما سال‌ها در ولایت شمالی بغلان زندگی کرده است. زمین فراوانی در بغلان دارد و از عوامل اصلی حمله بمبگذاری در سال ۱۳۸۶ در بغلان بود که به کشته شدن بسیاری از نمایندگان مجلس افغانستان از جمله مصطفی کاظمی انجامید.

عمران‌خان و سنت سیاسی پاکستان؛ رهبرانی که به خط پایان نمی‌رسند

۲۵ ثور ۱۴۰۲، ۱۴:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
مصطفی مدثر
عمران‌خان و سنت سیاسی پاکستان؛ رهبرانی که به خط پایان نمی‌رسند
100%

عمران‌خان نخست‌وزیر پیشین پاکستان، در ۹ می از سوی پولیس دستگیر شد و به زندان افتاد، اما پس از اعتراض‌های گسترده، دادگاه عالی پاکستان بازداشت او را غیرقانونی خواند. رهبر تحریک انصاف، تنها نخست‌وزیر پاکستان نیست که نتوانسته دوره رهبری خود را تکمیل کند. اسلافش همه مثل او بوده‌اند.

در تاریخ ۷۵ ساله پاکستان، این به یک سنت سیاسی نانوشته تبدیل شده است که هیچ نخست‌وزیری تا هنوز دوره پنج‌ساله‌اش را تکمیل نکرده است.

چرا نخست‌وزیران منتخب نمی‌توانند دوره کاری خود را تکمیل کنند؟ معمولاً پنج دلیل باعث می‌شود که نخست‌وزیران از هر جناح و حزبی که باشد نتوانند دوره کاری خود را به پایان برسانند. کودتای نظامی، رد صلاحیت از طرف پارلمان، حکم‌ دادگاه عالی پاکستان، برکناری نخست‌وزیر، لغو پارلمان توسط رئیس‌جمهور و استعفا، پنج موردی است که ۲۳ نخست‌وزیر پاکستان تا هنوز نتوانسته‌اند که دوره کاری پنج ساله‌ خود را تکمیل کنند.

سیاست کردن در پاکستان دشوار و پرهزینه است. هر چهره سیاسی که در این کشور به قدرت می‌رسد انتظار چند سرانجام را می‌کشد: ترور، زندان، تبعید یا هم عدم حضور در سیاست، مواردی اند که رهبران سیاسی پاکستان در آخر عمر سیاسی‌شان با آن مواجه می‌شوند.

لیاقت علی‌خان، نخستین نخست‌وزیر پاکستان بود که پس از چهار سال حکومت در منطقه‎‌ باغ کمپنی، در راولپندی، در هنگام سخنرانی ترور شد. ذوالفقارعلی‌ بوتو که بعد از جدایی بنگلادش از پاکستان، زمام امور را به دست‌گرفت، توسط جنرال ضیاالحق‌ اعدام شد. جنرال ضیاالحق خودش در یک سانحه‌ هوایی که تا امروز مبهم و مشکوک است،‌ به همراه سفیر امریکا در پاکستان و چند جنرال ارشد دیگر کشته شد.

بی‌نظیر بوتو پس از دو دوره نخست‌وزیری ناتمام در راولپندی و همان باغی که قبلاً لیاقت علی‌خان ترور شد، در یک حمله انتحاری و تیراندازی کشته شد و آخرین مورد هم عمران‌خان در مسیر لاهور- اسلام‌آباد در جمعی از هوادارانش صحبت می‌کرد که مورد حمله و تیراندازی قرار گرفت و زخمی شد.

زندانی شدن عمران‌خان در پاکستان چیزی تازه‌ای نیست و دوباره به قدرت رسیدن عمران‌خان هم بعید نیست. به‌خاطری که سنت‌ سیاسی در پاکستان همین گونه رقم خورده است. قدرتمندترین چهره‌های پاکستان هم پرونده‌ فساد و سوی مدیریت دارند.

حسین سهروردی، ذوالفقار‌علی بوتو، بی‌نظیر بوتو، نواز‌شریف، عمران‌خان و حتی شهباز شریف که اکنون در قدرت است، نخست‌وزیرانی هستند که تجربه‌ زندان را دارند. آصف‌علی‌ زرداری، شوهر بی‌نظیر بوتو و رئیس‌جمهور پیشین پاکستان هم تجربه‌ زندان را دارد.

سیاست در پاکستان تا پیش از عمران‌خان به دو خانواده بوتوها و شریف‌ها تعلق داشت. این دو خانواده هر کدام چهار بار به راس قدرت پاکستان رسیدند و حالا هم ائتلاف این دو خانواده یعنی حزب مردم پاکستان و حزب مسلم‌لیگ شاخه‌ی نواز حکومت فعلی را تشکل می‌دهد. هر دو خانواده از سوی دادگاه و رسانه‌های پاکستانی به فساد و سوی مدیریت متهم‌اند.

ارتش هم به عنوان یک نهاد قدرتمند باعث شده است که سنت‌ سیاسی نام‌تمام ماندن دوره نخست‌وزیر در پاکستان شکل بگیرد و شهروندان از سیاستمداران خاطره‌ خوشی نداشته باشند. کسانی که اوضاع پاکستان را از نزدیک دنبال می‌کنند باور دارند که ارتش این کشور در سمت‌سو گرفتن سیاست نقش کلیدی دارد و نمی‌شود حضور این نهاد را در وضعیت فعلی پاکستان نادیده گرفت.

چند طبقه از مردم پاکستان هوادار پرشور عمران خان اند. کسانی که از دو خانواده سیاسی خسته اند و می‌گویند که عمران‌خان خانواده سیاسی نیست بلکه میراث سیاسی دارد. افرادی که از سیاست‌های ارتش پاکستان خسته شده و عمران ‌خان را ناجی پاکستان می‌دانند.

پشتون‌های پاکستان عمران‌خان نیازی را تنها نخست‌وزیری می‌دانند که در ۷۵ سال گذشته از قوم‌ پشتون آمده است. طرفداران کریکت هنوز هم او را در ذهن‌شان قهرمان این بازی می‌داند از حامیان او هستند.

عمران‌ خان عوام‌گرایی است که زبان توده‌ مردم پاکستان را خوب بلد است؛ با آن که سه سال و ۲۳۵ روز در قدرت بود، کار بنیادین در عرصه سیاسی و اقتصادی در پاکستان انجام نداد. اما باز هم هواداران بی‌شماری در پاکستان دارد.

پیش‌بینی در سیاست پاکستان کار سختی است. اما احتمال می‌رود که عمران ‌خان در انتخابات پیش‌رو یک بار دیگر برنده میدان شود و قدرت را بگیرد.

باید دید آیا او می‌تواند سنت‌ سیاسی پاکستان را تغییر دهد و یک سنت‌ سیاسی جدید در پاکستان اتمی رقم بزند یا خیر.

نتیجه یک پژوهش جدید: پوستی که با صابون شسته شده باشد بیشتر طعمه نیش پشه می‌شود

۲۵ ثور ۱۴۰۲، ۱۳:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
نتیجه یک پژوهش جدید: پوستی که با صابون شسته شده باشد بیشتر طعمه نیش پشه می‌شود
100%

تابستان کم‌کم از راه می‌رسد. فصل گرما با پشه‌هایی همراه است که بدشان نمی‌آید هر از گاهی روی پوستمان فرود بیایند تا تشنگی‌شان را با خون انسان فرو بنشانند. البته خارش و سوزش کلافه‌کننده‌ را هم باید اضافه کرد که تا چند روز پس از نیش خوردن هم دست از سر ما بر نخواهد داشت.

گاردین در مقاله‌ای به یافته‌های یک پژوهش جدید در دانشگاه ایالتی و موسسه پلی‌تکنیک ویرجینیا درباره پشه‌ها و نیششان پرداخت که در ژورنال علمی «آی‌ساینس» منتشر شده است.

شاید به گوش‌تان خورده باشد که شستن پوست با صابون، راهی برای فرار از نیش پشه است؛ با این منطق که اگر پشه نتواند پوست شما را بو بکشد، نمی‌تواند نیش‌تان هم بزند.

اما طبق یک پژوهش جدید، بوی صابون به جای این که شما را از رادار پشه دور نگه دارد، ممکن است شما را به طعمه لذیذتری برای این حشره تبدیل کند.

در این تحقیق، پشه‌ها بوی پوست و بدن داوطلبانی که خودشان را با سه صابون (از چهار صابون محبوب مشتریان در بازار) شسته بودند، ترجیح دادند.

طبق یافته‌های تیم تحقیق، ممکن است پشه‌ها پوست صابون‌زده را بیشتر دوست داشته باشند چون زمانی که از خون بقیه تغذیه نمی‌کنند، شکر مورد نیاز بدن‌شان را از شیره گیاهان تامین می‌کنند.

100%

کِلِمان وینوژه، سرپرست تیم تحقیق مذکور در در دانشگاه ایالتی و موسسه پلی‌تکنیک ویرجینیا گفت حس پشه‌ها وقتی به پوستی می‌رسند که به خاطر صابون بوی گل و گیاه و میوه می‌دهد، مثل بیدار شدن از خواب با بوی قهوه و مافین است که «خیلی می‌چسبد» و در حقیقت افراد در آن صورت، در آن واحد هم بوی آدم و هم بوی گل می‌دهند.

این پژوهش همچنین نشان داد تاثیر صابونی که به تن افراد خورده هم در جذب پشه‌ها متفاوت عمل کرده و این به دلیل ترکیب رایحه صابون با بوی خاص بدن هر فرد است.

وینوژه گفت موضوع جالب دیگر این است که اگر فردی پوستش را نشسته بود و باب دل پشه‌ها بود، پس از شست‌وشو با صابون برای آنان دلخواه‌تر هم می‌شد اما اگر همین فرد خودش را با صابون مارک دیگری می‌شست، پشه‌ها از او فراری می‌شدند.

نتیجه این پژوهش جدید نشان می‌دهد انتخاب صابونی خاص موجب می‌شود برخی افراد خوراک پشه‌ها باشند و بعضی پشه‌ها حتی سمت‌شان هم نروند.

داوطلبان شرکت‌کننده در این پژوهش، نمونه پارچه‌ای از لباسی فرستاده بودند که با بدن نشسته و شسته (با صابون) به تن کرده بودند. برند صابون‌هایی که داوطلبان از آن‌ها استفاده کردند دایِل، داو، نِیتیو و سیمپِل تروث بود.

طی تحقیق مشاهده شد پشه‌های ماده -و البته فقط پشه‌های ماده‌اند که از خون تغدیه می‌کنند- بر روی این نمونه پارچه‌ها می‌نشستند که این نشان‌دهنده تمایل این حشرات به بویی خاص (صابون و بوی پوست فرد یا آمیزه‌ای از هر دو) بود.

در این مطالعات، پوست افرادی که خودشان را با صابون داو، دایل و سیمپل تروث نشسته بودند برای پشه‌ها جذابیت بیشتری داشت اما این درباره داوطلبانی که خودشان را با صابون نیتیو شسته بودند صادق نبود که این ممکن است به دلیل بوی نارگیل این صابون باشد.

طبق تحقیقات پیشین، نمونه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند روغن نارگیل به صورت طبیعی پشه‌ها را فراری می‌دهد.