• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

تاجیکستان؛ پاتوقی برای مخالفان طالبان

تاج‌الدین سروش

خبرنگار افغانستان اینترشنال

۱۷ قوس ۱۴۰۲، ۰۱:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

هفته گذشته هنگامی که وارد دوشنبه، پایتخت تاجیکستان شدم، گروه بزرگی از چهره‌های آشنای سیاسی و امنیتی افغان از امریکا و اروپا و منطقه همزمان با من وارد فرودگاه کشوری با جمعیت ده میلیونی در شمال افغانستان شدند.

بسیاری از این مهمانان تاجیکستان برای شرکت در نشستی آمده بودند که در آن بحث درباره سرنوشت افغانستان بود. مقام‌های تاجیکستان این بار بیش از پارسال با آغوش باز از کسانی پذیرایی کردند که هوای تغییر و حتی سرنگونی طالبان را به سر دارند. 

تاجیکستان پس از برگشت طالبان به قدرت در افغانستان در اسد ۱۴۰۰، به بازیگر مهم در قضیه افغانستان بدل شده است. این همسایه فارسی‌زبان کوچک افغانستان که در این مدت یک‌تنه و آشکارا از نیروهای ضد طالبان حمایت کرده و به جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، دفتر و دیوان داده، بیش از پیش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی علیه طالبان یارگیری می‌کند.

رئيس‌جمهور تاجیکستان در مجالس بین‌المللی هم از نقض حقوق تاجیک‌های افغانستان توسط طالبان آشکارا انتقاد کرده است. تاجیکستان بارها گفته که طالبان نمی‌تواند به نمایندگی از تمام مردم این کشور حکمرانی کند. به همین خاطر، به نظر می‌رسد بزرگترین منبع امید برای نیروهای مخالف طالبان همین کشور شده است.

تاجیکستان تقریبا تنها کشوری بود که از اول برگشت طالبان علیه این گروه ایستاد. تاجیک‌ها در ابتدا هیچ کشوری برای مخالفت با طالبان در کنارشان نداشتند و حتا روسیه، هم‌پیمان نزدیک‌شان میلی به حمایت از سیاست خارجی تاجیکستان در قبال افغانستان نشان نداد. اما، این بار که من در دوشنبه با مقام‌های تاجیک و کارشناسان امور افغانستان حرف می‌زدم، فضا اندکی تغییر کرده بود.

روسیه بعد از دو سال از حاکمیت طالبان برای اولین بار به صورت علنی میزبان نشست مخالفان طالبان در مسکو بود. این تصمیم بر فضای عمومی تاجیکستان نیز اثر گذاشته بود. به دنبال آن تاجیکستان برای دومین بار میزبان گفت‌وگوهای امنیتی هرات بود. بدون حمایت ریاست‌جمهوری و به دور از برنامه تضعیف طالبان، چنین نشست‌هایی در تاجیکستان ممکن نیست.

من که برای پوشش این نشست به تاجیکستان رفته بودم، حاشیه گفتگوهای امنیتی هرات توجه مرا بیشتر جلب کرد. در حاشیه نشست و در گفتگوهای غیر رسمی مسایلی مطرح شد که احساس کردم مهمانان و شماری از چهره‌های میزبان یا نمی‌خواستند در مورد آن حرف بزنند یا هم بنابر ملاحظاتی نمی‌توانستند به صورت علنی بیان کنند.

به طور نمونه، یکی از مهمانان ویژه این نشست توانسته بود با امام‌علی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان دیدار کند. از او پرسیدم که آقای رحمن تازه از سفر مسکو و دیدار با پوتین برگشته، دیدگاه‌ او در مورد افغانستان چه بود؟ با تبسم پاسخ داد و گفت خیلی خرسند بود. یکی دیگر از مهمانان نشست که نزدیک به دولت یکی از کشورهای منطقه بود، گفت روسیه با برگزاری نشست مخالفان طالبان در مسکو تصمیمش را در باره طالبان اعلام کرد.

100%

هرچند زود است که گفته شود روسیه از طالبان روگردانده و به دنبال قطع رابطه با اداره حاکم در کابل است، اما نفس برگزاری نشست مسکو که با هزینه مالی و سیاسی یک حزب روسی نزدیک به کرملین برگزار شده، چراغ سبزی برای حمایت مالی از جبهات مقاومت ضدطالبان است.

در این سفر مشخص بود که دیدگاه کشورهای منطقه در قبال طالبان تغییر کرده است. نگرانی از آدرس افغانستان و رشد بنیادگرایی در این کشور در چهره‌های هر یک از مسئولان و کارشناسان کشورهای منطقه دیده می‌شد و هرکدام با این بیان که با طالبان نمی‌شود همسایه خوب بود، ابراز نگرانی می‌کردند.

برخی کارشناسان، رشد مدارس دینی و افراط‌گرایی در افغانستان را به بمب اتمی تشبیه کردند. شماری دیگر نگران حضور گروه‌های تروریستی در بدنه طالبان بودند. کشورهای آسیای میانه قبلا باور داشتند که با گفت‌وگو با طالبان می‌توانند برای این مشکلات چاره‌ای پیدا کنند، اما تنش طالبان با پاکستان بر سر تی‌تی‌پی ناامیدی شدیدی را در میان کشورهای آسیای میانه برای حل این مشکل ایجاد کرده است.

در دیدارهای غیررسمی دریافتم که حتا پاکستان به دلیل مخالفت‌های اخیرش با طالبان بر سر تی‌تی‌پی با سران جبهه مقاومت تماس گرفته است. براساس گزارش‌ها، پاکستان حتی شعبه‌ای را برای تماس با جبهه مقاومت و نیروهای مسلح مخالف طالبان ایجاد کرده است. یکی از مقام‌های امنیتی پاکستان به ما گفت که این روزها به شدت دنبال آدرس نیروهای مخالف طالبان است. هرچند بسیاری از کارشناسان می‌گویند که این نیز شگرد پاکستان برای استفاده از این نیروها در بازی زرگری با طالبان است. با آن‌هم این امر نشان می‌دهد که منطقه به این باور رسیده است که نباید تمام تخم مرغ‌ها را در سبد طالبان گذاشت.

رابطه همسایه دیگر افغانستان، جمهوری اسلامی ایران با طالبان نیز شاهد نشیب و فراز بوده است. از یکی از کارشناسان ایرانی که به دولت جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، پرسیدم که روابط جمهوری اسلامی با طالبان بسیار پیچیده است؛ چطور می‌توان دوست طالبان بود و همزمان از جبهه مقاومت میزبانی کرد؟ پاسخش کوتاه بود، طالبان دوست ایران نیست اما به دلایلی در شرایط فعلی نمی‌خواهد با آنها درگیر شود. این شرایط کی و چگونه تغییر خواهد کرد، مشخص نیست. 

مسئله این است که هنوز تاجیکستان و در کل منطقه درباره میزان توانمندی نیروهای ضدطالبان به ویژه جبهه مقاومت، اطمینان ندارند. چندپارچگی و نبود یک برنامه منظم برای مبارزه علیه طالبان چیزی بود که بر زبان همه کارشناسان منطقه می‌چرخید. حتی یکی از مقام‌های کشور میزبان می‌گفت کشورها حاضر اند با جبهه مقاومت همکاری کنند، اما این جبهه باید تکانی به خود بدهد.

جبهه مقاومت در دو سال گذشته در میدان نبرد حرف زیادی برای گفتن نداشته است. اما حملات پراکنده جبهه آزادی این اواخر بالا گرفته است. طالبان توانسته‌است تلفات سنگینی بر جبهه مقاومت وارد کند، چنانچه گفته می‌شود بیش از ۴۰۰ نیروی این جبهه در نبرد با طالبان کشته شده‌اند. در برخی نقاط هم که نیروهای جبهه مقاومت حضور داشتند به دلیل تلفات و سردی هوا منطقه را ترک کردند.

با این‌حال، جبهه مقاومت و مخصوصاً شخص احمد مسعود بیشتر با برگزاری کنفرانس‌ها در کشورهای مختلف تا حدی توانسته خودش را به عنوان رقیب طالبان به جهان معرفی کند.

شماری از چهره‌های جبهه مقاومت در تاجیکستان را خوشبین یافتم که با تغییر سیاست شماری از کشورهای قدرتمند منطقه نسبت به طالبان، شکی در گسترش فعالیت آنها باقی نمی‌ماند. در این معادلات سیاسی جایگاه جبهه آزادی خالی است. گروه‌های سیاسی شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان نیز در این نشست‌ها حضور فعالی دارند اما در میدان نبرد دیده نمی‌شوند. گرچه هنوز پنجره گفت‌وگو با طالبان کاملا بسته نشده است، اما امیدواری به تغییر طالبان و امکان رسیدن به آشتی ملی با ابتکار طالبان روز به روز کمرنگ‌تر می‌شود. 

پربازدیدترین‌ها

دولت ترامپ روند درخواست گرین کارت را محدود کرد
۱

دولت ترامپ روند درخواست گرین کارت را محدود کرد

۲

وزیران داخله عربستان سعودی و پاکستان درباره همکاری‌های امنیتی گفت‌وگو کردند

۳

تیراندازی نزدیک کاخ سفید؛ مظنون قبلا خود را «عیسی مسیح» خوانده بود

۴

چهار زن عضو کابینه ترامپ که کناره‌گیری کردند

۵

کمک مالی آلمان نتوانسته افغان‌ها را به بازگشت به افغانستان تشویق کند

•
•
•

مطالب بیشتر

از قلمرو طالبان تا نیروگاه چرنوبیل؛ آیا افغانستان "مقصد شماره یک جهانگردان" شده است؟

۱۵ قوس ۱۴۰۲، ۱۰:۵۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
ستار سعیدی

در روزهای اخیر خبری در برخی رسانه‌ها دست به دست می‌شود که گویا افغانستان مقصد شماره یک جهانگردان شده است. وقتی از مقاصد محبوب جهانگردی سخن می‌گوییم، نام‌‌هایی مانند ایتالیا،‌ یونان، بریتانیا، ترکیه و امارات مطرح می‌شود. گردشگری در بسیاری از این کشورها،‌ از منابع اصلی درآمد است.

به‌گونه مثال کشور ترکیه سالانه بیش از ۳۸ میلیارد دالر فقط از گردشگری درآمد دارد،‌ در حالی که مجموع درآمد داخلی افغانستان، به یک دهم این رقم هم نمی‌رسد.

پس چگونه روزنامه انگلیسی ایندیپندنت به نقل از یک شرکت جهانگردی و برخی رسانه‌های افغانستان به نقل از ایندیپندنت خبر داده‌اند که افغانستان،‌ مقصد شماره یک گردشگری جهان شده است؟

برای پاسخ این پرسش،‌ کافی است به سایت لوپاین تراول مراجعه کنیم که منبع خبر اختصاصی روزنامه اندیپندنت است.

این سایت جهانگردی نام افغانستان را در میان مقاصد یونیک یا نامعمول، در ردیف اول آورده است، جاهایی که به‌گونه عادی، مقصد گردشگران نیست و افراد ماجراجو به آن‌‌ها سفر می‌کنند.

در کنار افغانستان در این فهرست، نام‌هایی مانند آنگولا، چچن، نیروگاه اتمی منفجرشده چرنوبیل، چاد، گینه بیسائو و کامرون هم دیده می‌شود.

از افغانستان تا چرنوبیل؛ نام برخی مقاصد نامعمول گردشگری در سایت لوپاین تراول
100%
از افغانستان تا چرنوبیل؛ نام برخی مقاصد نامعمول گردشگری در سایت لوپاین تراول

دیلن هریس،‌ مدیر سایت لوپاین تراول به ایندیپندنت گفته است: وقتی نام افغانستان را دیدم،‌ مغزم سوت کشید. انتظار نداشتم این نام را در فهرست ببینم.

افغانستان تحت‌حاکمیت طالبان، کشوری است که بسیاری از حکومت‌های غربی از جمله بریتانیا، امریکا و آسترالیا به شهروندان خود اکیداً توصیه می‌کنند که از سفر به آن خودداری کنند.

آقای هریس گفته است که پیش از سقوط جمهوریت، تقاضا برای سفر به افغانستان زیاد بوده، اما نگرانی عمده گردشگران، مساله امنیت بوده است.

اکنون گروهی در افغانستان به حکومت رسیده که عامل اصلی ناامنی‌های دو دهه اخیر شمرده می‌شود. به همین دلیل از ناامنی‌ها و حملات انتحاری،‌ به گونه چشمگیری کاسته شده است.

با این حال افغانستان تا تبدیل شدن به یک مقصد عادی گردشگری، فاصله زیادی دارد.

تنها دوره‌ای که افغانستان از مقاصد محبوب گردشگری شمرده می‌شد، دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی بود. بخش زیادی از جهانگردانی که در آن زمان به افغانستان می‌رفتند، هیپی‌هایی بودند که از اروپا،‌ و از مسیر ترکیه و ایران،‌ به افغانستان و سپس هند و دیگر کشورهای جنوب‌شرق آسیا می‌رفتند.

با انقلاب سال ۱۹۷۹ در ایران و تجاوز شوروی به افغانستان، این دو کشور از مسیر هیپی‌ها حذف شد و کم‌کم هیپی‌گری هم به تاریخ پیوست

نشست ویانا؛ چرا پیروزی بر طالبان دشوار است؟

۱۴ قوس ۱۴۰۲، ۰۸:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
الیاس کیان

طالبان از تندروترین گروه‌های حاکم در جهان است که میلیون‌ها زن یک کشور را بر اساس روایت قرون وسطایی به گروگان گرفته و نظام مطلق‌گرای سیاسی را ایجاد کرده که هیچ کشوری تاکنون آنرا به رسمیت نشناخته است.

با این وجود، روایت فراگیر جایگزین که قدرت این گروه را به چالش بکشد و امید تغییر را در دل میلیون‌ها شهروند افغان زنده کند، شکل نگرفته است.

چرا نیروهای دموکراتیک مخالف طالبان نمی‌توانند روایت بدیل خود را بسازند و آیا روش سیاست آنها برای یک جامعه به شدت سنتی ضعیف‌تر و عقب‌مانده‌تر از طالبان است؟

طالبان برای رسیدن به قدرت در کابل یک جنگ پیچیده و چند بعدی امنیتی، اطلاعاتی، تبلیغاتی و روانی راه انداختند تا بر نظام دموکراتیک مورد حمایت جهان چیره شوند. اما شاید یکی از مهم‌ترین تاکتیک‌های شورش طالبان، ایجاد روایتی بود که در میان روستاییان کشوری که بیش از ۷۰ درصد آن روستایی و غیر شهری است، مورد استقبال قرار گرفت.

روایت آنها در برابر روایت تجددگرایان ساده و فریبنده بود؛ در حالی‌که نسل نو افغان‌ها برای روستانشینان از مفاهیمی چون برابری زن و مرد، مردم‌سالاری، حقوق بشر و ارزش‌های لیبرال سخن زدند، طالبان بر ارزش‌هایی چون اسلام، جهاد و مبارزه با کفر تاکید داشتند.

آنها برای جا انداختن این روایت در مقابل روایت مساوات زن و مردم، اقوام و اقشار جامعه در برابر قانون، بر تسلط و پیروزی تاکید داشتند. برای جا انداختن چنین روایت هم از روش‌های جنگ تبلیغاتی و بازی‌های روانی گسترده استفاده می‌کردند.

ایجاد ده‌ها رسانه مانند پایگاه‌های اینترنتی «الاماره» ، «صدای جهاد»، «امارت اسلامی»، «مجله الصمود»، «رادیو شریعت»، «اسلام وب پانه»، «دارالافتاء»، «سنگر جهاد» و «مجله حقیقت»، تنها بخشی از دستگاه تبلیغاتی طالبان است که بسیاری تاکنون نشرات دارد. علاوه بر آن، آنها تا حد زیادی از رسانه‌های داخلی آزاد و بی‌باک و رسانه‌های بین‌المللی مانند الجزیره برای انتقال پیام خود کار گرفتند. رسانه‌های اجتماعی از جمله توییتر، دستگاه تبلیغاتی مساجد، منبرها، ارسال پیام سینه به سینه، پخش شبنامه‌ها و دیگر ابزار تبلیغاتی کلاسیک را هم بیفزاید. به واقع، سخنگویان طالبان که بیشتر از کشور همسایه پاکستان فعالیت می‌کردند، بیش از ادارات دولتی افغانستان رابطه گرمی با خبرنگاران داشتند.

البته تنها تبلیغات برای قدرت ‌گرفتن طالبان و حفظ نظام شان با کمک ابزارهای جنگ تبلیغاتی که اکنون به حوزه رسانه‌های رسمی و خصوصی کشور نیز گسترش یافته است، کافی نیست. طالبان نشان داده‌اند که در تاکتیک‌های روایت‌سازی نیز توانایی زیادی دارند.

روایت امروزی آنها عمدتا دور این کلیدواژه‌ها است: ایجاد نظام خالص اسلامی، تامین امنیت سراسری، برگرداندن قدرت به اصل جامعه، پایان دادن به اشغال خارجی و مبارزه با فحشاء. ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان با درک اهمیت تبلیغاتی دفتر ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی ارشد خود را از کابل به قندهار انتقال داده است تا بلکه تمام احکام و دستورهای خود را به این وسیله توجیه کند.

در طرف دیگر، نیروهای دموکراتیک تاکنون نتوانسته‌اند که یک جبهه واحد تشکیل بدهند چه رسد به روایت واحد. آنها از توانایی جنگی چندان برخوردار نیستند و تجربه شورش علیه یک نظام را هم در کارنامه ندارند. در دو سال و اندی که از حاکمیت طالبان می‌گذرد، نخستین گام‌ها برای ایجاد صف واحد دور یک برنامه واحد برداشته شده است.

برگزاری نشست‌های دوشنبه، مسکو و ویانا نشان از حمایت منطقه‌ای برای صف‌آرایی جدید علیه طالبان دارد.

چهره‌های سیاسی مخالف طالبان اما نیاز به یک استراتژی گسترده برای ایجاد صف واحد، ارایه روایت واحد و بعد مخاطب‌شناسی و انتقال پیام خود را بر اساس ارزش‌ها و باورهای همین مخاطبان دارند.

آنها باید با شگردهای نوین اطلاع‌رسانی روایت طالبان را به چالش بکشند؛ اینکه طالبان ادامه روند جهاد مسلمانان افغانستان علیه انگلیس و شوروی و امریکا نیستند. بلکه طالبان گروه نیابتی است که بزرگترین فرصت تاریخی افغانستان برای رسیدن به یک دموکراسی محلی در منطقه را از بین برد.

گروه‌های سیاسی باید نشان بدهند که طالبان برعکس ادعای پرطمطراق بر نیروهای خارجی پیروز نشده بلکه براساس یک توافق سیاسی با امریکا به قدرت رسیده‌اند.

و البته باید نشان بدهند که برخلاف ادعای طالبان، رفتار آنها همچنان قرون وسطایی است، از حکومتداری بی‌خبرند، به مردم پاسخگو نیستند، نظام ضد ارزش‌های بشری ایجاد کرده که در دست یک نفر می‌چرخد و اکثریت مطلق مردم افغانستان در تعیین سرنوشت خود سهمی ندارند.

مهمتر از آن، در جامعه شدیدا سنتی این روایت می‌تواند جا بیفتد که اسلام مورد نظر طالبان، با اسلام مردم افغانستان که ریشه‌ای به درازای تاریخ دارد، تفاوت دارد و قرائت طالبانی متفاوت از برداشت‌های اکثریت مردم افغانستان از ارزش‌های دینی است.

آیا نیروهای دموکراتیک که خواهان براندازی و ایجاد یک نظام فراگیر اند از توانایی برای ایجاد یک جنگ تمام عیار فکری ضدطالبان برخوردار هستند یا برای سال‌های دیگر در تلاش ایجاد ائتلافی از چهره‌های هستند که روایت تازه‌ای ندارند؟

ماجرای سفارت افغانستان در هند پیام خوبی برای مخالفان طالبان ندارد

۱۴ قوس ۱۴۰۲، ۰۶:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
خالد خسرو

یک روز پیش از آن‌که حکومت هند از دو جنرال قنسول افغان بخواهد با نشر پیام ویدیویی وفاداری خود را به بیرق دولت پیشین اعلام بدارد، معاون وزیر خارجه طالبان با اطمینان کامل گفت که کنترول سفارت و دو جنرال قنسولی افغانستان در هندوستان در اختیار طالبان است.

عباس ستانکزی روز ۷ قوس به تلویزیون دولتی افغانستان گفت هند و شماری از کشورهای دیگر در عمل با طالبان رابطه دارند، اما «بنا به برخی ملاحظات سیاسی و فشار امریکا»، از برقراری روابط دیپلوماتیک با طالبان خودداری می‌کنند.

با افشاشدن همکاری حکومت هند با طالبان برای به دست‌گرفتن امور قنسولی، دهلی از سیدمحمد ابراهیم‌خیل و ذکیه وردک، جنرال قنسول‌های افغانستان در حیدرآباد و ممبای خواست که در یک پیام ویدیویی اعلام کنند به عنوان دیپلومات‌های دولت پیشین از امور قنسولی سفارت افغانستان سرپرستی خواهند کرد.

اما، آنها در این ویدیو ارتباط با طالبان را رد نکردند و هیچ اشاره‌ای به حرف‌های عباس ستانکزی نداشتند. البته، خبرنگار شبکه هندی ویان(WION) به نقل از آنها نوشت که به جمهوری اسلامی افغانستان وفادار اند.

با این حال، فرید ماموندزی، سفیر پیشین افغانستان در دهلی، در ۸ قوس فاش کرد که حکومت نرندرا مودی می‌خواهد دیپلومات‌های افغان با طالبان کار کنند؛ حتا اگر برای حفظ ظاهر، فعلا به جای بیرق سفید، پرچم سه رنگ دولت پیشین بر صحن سفارت بالا باشد.

علاقه به نیروی نیابتی پاکستان

حکومت ملی‌گرا و هندوگرای مودی متهم به ضدیت با پاکستان و شهروندان مسلمانش است. حکومت مودی مناسباتش را با اسرائیل بهبود بخشیده است و پولیس هند تظاهرات حامیان فلسطینی‌ها را اخلال و آنها را لت‌و‌کوب کرده است.

این حمایت از چشم تل آیوو دور نمانده است. سفیر اسرائیل در دهلی از «حمایت بسیار زیاد» حکومت هند در جریان جنگ غزه تشکر کرد.

ولی در همین حال، دهلی مشکلی با روابط عادی با یک گروه اسلامگرای تحت حمایت پاکستان ندارد و حتا می‌خواهد سفارت دولت پیشین را به طالبان بدهد.

برخی تحلیلگران باور دارند که هند همیشه با حاکمیت مستقر در افغانستان رابطه برقرار کرده و حالا به طالبان به چشم گروه حاکم می‌بیند. به گفته آنها، هند نمی‌خواهد طالبان را برای پاکستان رها کند.

پیام ناخوشایند

حتا اگر حکومت هند رسما تایید نکند به طالبان اجازه داده تا کنترول سفارت افغانستان را به دست بگیرد، برای مخالفان طالبان، خصوصا در جبهه مقاومت، حرکت اخیر هند نشانه خوبی نیست که فعلاً انزوای طالبان مهمترین ابزار فشار این جبهه بر این گروه و تشکیل حکومت فراگیر است.

به نظر می‌آید پس از دو سال، حتا کشورهایی که سابقاً از سیاستمداران سرشناس جبهه و شورای مقاومت ملی حمایت می‌کردند، کم و بیش به این نتیجه رسیدند که با طالبان همکاری کنند. ایران، روسیه، چین، هند، ترکیه و اوزبیکستان دیپلومات‌های طالبان را پذیرفته‌اند. تمایل هند به پیوستن به این گروه از کشورها احتمالاً نشان می‌دهد که حلقه دولت‌های خواهان رابطه در حال بزرگ شدن است.

دبیرکل سازمان ملل هم در گزارش خود به شورای امنیت از تعامل مشروط و حفظ رژیم طالبان حمایت کرده است. این درخواست در میان بخش‌هایی از سیاستمداران افغان، به خصوص در میان سیاستمداران پشتون مانند حامد کرزی، نیز حامی دارد. این سیاستمداران مقاومت در برابر طالبان را به معنای ادامه جنگ داخلی و کشته شدن مردم بیشتر می‌دانند و بر اصلاح رژیم طالبان تاکید دارند.

اما، مخالفان طالبان می‌گویند سیاستمدارانی چون حامد کرزی به دلیل قومیت بر حفظ طالبان پافشاری دارند. البته، نشانه‌های همکاری با طالبان را در میان سیاستمداران سابق جبهه ضدطالبان نیز می‌توان دید. اعضای شورای مقاومت ملی بر تشکیل حکومت فراگیر تاکید دارند که با توجه به توازن قدرت و برتری نظامی طالبان، در صورت تشکیل یک حکومت ایتلافی به رهبری طالبان خواهد بود.

دیدار دیپلومات‌های غربی با نمایندگان طالبان در ناروی در دلو ۱۴۰۰
100%
دیدار دیپلومات‌های غربی با نمایندگان طالبان در ناروی در دلو ۱۴۰۰

حباب عادی‌سازی روابط؟

به دنبال نشست سیاستمداران افغان در مسکو، طالبان بار دیگر بر بازگشت آنها به افغانستان و گفت‌و‌گو تاکید کرده‌اند. در عین‌حال، مقام‌های طالبان با لحن تهدیدآمیز صحبت کرده و قدرت نظامی خود را به رخ آنان کشیده‌اند. یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان از کسانی که در مسکو جمع شدند، خواست که‌ دست از «تبلیغات بیجا و اظهارات بی‌اثر» بردارند. چرا که پیامدی خوب نخواهد داشت و «به زیان [آنها] تمام خواهد شد.»

نشست مسکو به نگرانی از احتمال حمایت کشورهای قدرتمند همسایه از مخالفان، در میان طالبان دامن زده است. استقبال از احمد مسعود در نشست مسکو بدون اجازه کرملین ممکن نبود، به خصوص که رهبر حزب عادل روسیه، برگزارکننده نشست، روابط نزدیک با کرملین دارد.

طالبان به علت روابط با سازمان‌های تروریستی و نقض شدید حقوق بشر به خصوص حقوق زنان تا هنوز نمایندگان شان در هیچ یک از پایتخت‌های غربی پذیرفته نشده است.

با واکنش تند آلمان به سخنرانی مقام وزارت بهداشت طالبان در شهر کلن، طالبان دریافتند که بخاطر چند ملاقات با دپیلومات‌های اروپایی در دوحه نمی‌توانند روی کشورهای غربی حساب کنند. شاید آنها طالبان را به عنوان واقعیت سیاسی بپذیرند، اما با پذیرش یک سازمان تروریستی و افراطی اسلامگرا، آن طور که آلمان طالبان را اخیراً توصیف کرده است، به عنوان یک دولت عادی مشروع عمیقاً مشکل دارند.

با این حال، طالبان با درنظرداشت موفقیت‌هایی در ارتقای روابط با شماری از دولت‌های منطقه و روابط غیررسمی با دیپلومات‌های غربی، به سیاست صبر خود که روزی جهان مجبور است آن را به عنوان رژیم حاکم بپذیرد، عمیقاً امیدوار است. این گروه روابط دیپلومات‌های غربی با نمایندگان طالبان در قطر، پیام امریکا و کشورهای غربی که گزینه‌ای جز طالبان وجود ندارد و ضعیف بودن گروه‌های مخالف، تصور می‌کند که به زودی سیاست کشورهای غربی نیز در قبال آن تغییر خواهد کرد.

طالبان مطمین است که بدون تغییر سیاست‌های داخلی از سوی کشورهای جهان پذیرفته خواهند شد. روشن نیست که این محاسبه آنان تا چه زمانی ادامه خواهد یافت و چه زمانی غربی‌ها متوجه خواهند شد که پیام‌های متناقض شان این تصور طالبان را قوی ساخته است.

کتاب والی طالبان در هرات که شیعیان را "تکفیر" کرده و "همدست کفار" می‌داند

۱۳ قوس ۱۴۰۲، ۱۰:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

همزمان با اعتراض‌ها به «کشتار هدفمند هزاره‌ها» در هرات، والی طالبان به بزرگان و متنفذین شیعه در این ولایت گفت که «در نظام امارت اسلامی تعصب و تبعیض نیست». اما پیش از این نورمحمد اسلام‌جار در کتابی به زبان عربی شیعیان را «فرقه تکفیری» و «در طول تاریخ همدست کفار» توصیف کرده بود.

معمولاً حملات بر شیعیان به خصوص هزاره‌ها به افراط‌گرایانی چون داعش نسبت داده می‌شود که شیعیان را تکفیر کرده و به آنان حمله می‌کنند.

والی طالبان روز ۱۱ قوس به بزرگان شیعه و هزاره قول داد که این گروه از «همه افغان‌ها محافظت می‌کند». او این خشونت‌ها را حاصل «تفرقه‌اندازی دشمنان» توصیف کرد.

نویسنده کتابی در رد شیعیان

نوراحمد اسلام‌جار در ثور ۱۴۰۰ کتابی با عنوان «مباحث في العقيدة الماتريدية المسمى معتمد ماتريد من معتقد ماتريد» به زبان عربی نوشته است. بخشی از این کتاب به شیعیان اختصاص دارد. نگاه نویسنده این کتاب به شیعیان،‌ خصمانه و انکارکننده مذهب آن‌هاست.

نثاراحمد الیاس، سخنگوی والی هرات روز دوشنبه، ۱۳ قوس، به افغانستان اینترنشنال تایید کرد که «معتمد ماترید من معتقد ماترید» از تالیفات نوراحمد اسلام‌جار، والی طالبان در هرات است.

آقای اسلام‌جار در صفحه ۱۷۴ این کتاب «تشیع» را «فرقه قبوریه و تکفیریه» معرفی کرده که به نوشته او «بنیاد آن را عبدالله بن سبا یهودی» گذاشته است. از دید نویسنده، «اعتقاد به امامت» که از اصول پنجگانه مذهب شیعیان است،‌ مستلزم «انکار پایان نبوت حتی توحید و اعتقاد به تحریف قرآن» است.

100%

برآورد می‌شود که شمار پیروان این مذهب اسلامی در جهان از ۱۵۴ میلیون تا ۲۰۰ میلیون نفر است.

آن‌ها در عراق، ایران، بحرین، آذربایجان و یمن دارای اکثریت‌اند. در افغانستان نیز یک جمعیت قابل توجه شیعیان زندگی می‌کنند. در پی اوج گرفتن حملات داعش در افغانستان، این گروه مذهبی-قومی به‌طور پیوسته مورد حملات خونین قرار گرفته است.

والی طالبان در هرات، که خود را «شیخ الحدیث» و «مدرس حدیث» توصیف می‌کند، در کتابش شیعیان را به «ناسزا گفتن به صحابه» متهم کرده است. او باور دارد که شیعیان «ابزار دست کفار در میان مسلمانان در طول تاریخ» بوده‌اند.

مشخص نیست که این کتاب تا چه حد بیانگر دیدگاه‌های سایر مقام‌های طالبان در مورد شیعیان است، اما یک منبع به افغانستان اینترنشنال گفت که «این کتاب در برخی مدارس طالبان تدریس می‌شود.»

در ولایت هرات که هم‌مرز با ایران است،‌ جمعیت بزرگی از شیعیان و هزاره‌ها زندگی می‌کنند. جمهوری اسلامی ایران به‌رغم اختلاف‌های مذهبی و سیاسی با طالبان، با این گروه اسلامگرای سنی رابطه خوبی دارد.

نگاه تکفیری به شیعیان

والی طالبان در هرات، در کتاب خود شیعیان را "کافر" می‌خواند و آن‌ها را به ناسزاگویی به یاران پیامبر اسلام متهم می‌کند.

100%

با این حال، او نوشته است: «در تکفیر همه شیعیان باید احتیاط کرد، چرا که ممکن است در میان آن‌ها افرادی باشند که از روی نادانی به این مذهب باور پیدا کرده‌اند.»

شیعیان در کشورهایی مانند افغانستان خود را قربانی تبعیض و سرکوب می‌دانند. آن‌ها در افغانستان،‌ داعش و طالبان را به نسل‌کشی متهم می‌کنند.

در کشورهایی چون افغانستان و پاکستان، گروه‌های افراطی سنی بارها شیعیان را «مشرک و ملحد» خوانده و به آن‌ها و عبادت‌گاه‌های آن‌ها حمله کرده‌اند.

با این که والی طالبان در هرات در این کتاب خشونت علیه شیعیان را تجویز نکرده، اما با گروه‌های افراطی‌ای که در پاکستان و افغانستان شیعیان را می‌کشند، در کافر خواندن‌شان هم‌عقیده است.

100%

در دو روز گذشته، شهر هرات شاهد تظاهرات هزاره‌ها به دلیل تیرباران دو روحانی و چهار زن هزاره شیعه بود.

به دنبال این رویداد، باشندگان هرات عصر جمعه، دهم قوس، با حمل جنازه تیرباران‌شدگان در منطقه جبرئيل، به کشتار هزاره‌ها و شیعیان اعتراض کردند.

هرات در ماه‌های گذشته شاهد ترورهای زنجیره‌ای روحانیون شیعه بوده که عمدتا به «مردان مسلح ناشناس» ربط داده شده است.

پس از وقوع ترورهای زنجیره‌ای روحانیون شیعه در هرات، بسیاری انگشت اتهام را در کنار داعش به سوی طالبان نیز نشانه رفته‌اند.

منتقدان می‌گویند با توجه به کارنامه ۲۳ ساله طالبان در تبعیض علیه هزاره‌ها و شیعیان، این گروه می‌تواند عامل ترورهای زنجیره‌ای روحانیون شیعه در هرات باشد.

طالبان متهم‌اند که پس از ورود به شهر مزارشریف در ماه اسد ۱۳۷۷ به کشتار وسیع و گسترده هزاره‌ها و شیعیان در مزارشریف دست زد.

این گروه همچنین متهم است که در جدی ۱۳۷۹ در یکاولنگ به کشتار گسترده هزاره‌ها و شیعیان پرداخت.

رنگینه حمیدی که "برای آموزش دخترش" به امریکا رفت، می‌خواهد دختران افغان به مسجد بروند

۹ قوس ۱۴۰۲، ۱۴:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
ستار سعیدی

وزیر معارف اشرف غنی که نگران از محروم ماندن دخترش از آموزش در افغانستان تحت حاکمیت طالبان،‌ به امریکا گریخت، می‌گوید دختران محروم از مکتب، به مسجد و مدرسه دینی بروند. رنگینه حمیدی پدرش را در حمله انتحاری طالبان از دست داد، ولی اکنون دلخور است که جهان با طالبان تعامل نمی‌کند.

یک زن در میان "زن‌ستیزان"

یک هفته پس از سقوط کابل، زمانی که کمیسیون آموزش طالبان، عکسی از رنگینه حمیدی، وزیر معارف حکومت اشرف غنی را در صف اول این کمیسیون و در کنار رئیس آن نشر کرد، برداشت‌ها و واکنش‌های گوناگونی ابراز شد.

گروهی فکر می‌کردند که خانم حمیدی با توجه به پیشینه کاری‌اش در وزارت معارف، از جمله طرح‌های جنجالی‌اش مانند انتقال مکتب‌ها به مسجد و همچین ممنوعیت ترانه‌خوانی دانش‌آموزان، ممکن است بتواند مقامی در وزارت معارف طالبان بگیرد. شاید خود او هم با چنین تصوری، برخلاف دیگر اعضای کابینه اشرف غنی، با تاخیر افغانستان را ترک کرد و حتی تا چند روز به وزارت معارف می‌رفت.

بعضی‌ها هم تصور می‌کردند که حضور یک زن در میان مقام‌هایی که "زن‌ستیزترین" حکومت جهان را تاسیس کرده، نشانه تغییر رویکرد طالبان نسبت به زنان است. این برداشت که طالبان این دوره،‌ با دهه ۱۹۹۰ فرق کرده‌اند، در اوایل وجود داشت و در محافل رسمی هم زیاد شنیده می‌شد. از جمله زلمی خلیلزاد، مذاکره‌کننده امریکایی که تلاش‌هایش به بازگشت طالبان به قدرت انجامید، بارها گفته بود که طالبان تغییر کرده‌اند.

خانم حمیدی ناخشنود است که چرا جامعه جهانی با طالبان تعامل نمی‌کند
100%
خانم حمیدی ناخشنود است که چرا جامعه جهانی با طالبان تعامل نمی‌کند

در همان مراسم که خانم حمیدی هم حضور داشت، عبدالحکیم همت، رئیس کمیسیون آموزش طالبان گفت این گروه می‌خواهد یک نظام آموزشی در افغانستان برپا کند که در آسیا مانند نداشته باشد.

همانطور هم شد؛ نظام آموزشی که طالبان در دو سال گذشته در افغانستان برپا کرده، نه تنها در آسیا، که در جهان مانند ندارد. از جمله اینکه افغانستان تنها کشور جهان است که دخترانش از آموزش بالاتر از صنف شش منع شده‌اند.

خانم حمیدی از آن پس دیگر در مراسم طالبان دیده نشد. نه تنها او، که دیگر هیچ زنی در محافل و مراسم طالبان و سطح رهبری این گروه دیده نشد.

رنگینه حمیدی، یک هفته پس تاریخ آن عکس، افغانستان را ترک کرد و به کشور دومش، امریکا برگشت؛ پیش از مهلت خروج نظامیان و شهروندان امریکایی در پایان آگست ۲۰۲۱.

رنگینه حمیدی با وجود تابعیت دوگانه و بدون رای اعتماد پارلمان، وزیر معارف اشرف غنی شد
100%
رنگینه حمیدی با وجود تابعیت دوگانه و بدون رای اعتماد پارلمان، وزیر معارف اشرف غنی شد

خانم حمیدی، آن‌گونه که خودش هم تایید می‌کند، تابعیت دوگانه امریکا و افغانستان را داشت؛ ولی اشرف غنی برخلاف قانون، او را برای تصدی وزارت معارف به پارلمان معرفی کرده بود و با وجود رد صلاحیت از سوی پارلمان،‌ تا پایان عمر حکومتش، او را در وزارت نگه داشت.

این تصور وجود داشت که رنگینه حمیدی به این دلیل افغانستان را ترک کرده و به امریکا بازگشته است که نتوانسته با طالبان کار کند یا طالبان او را نپذیرفته‌ بودند، همانطور که هیچ زن دیگری را نپذیرفتند.

زهرای حمیدی و زهراهای مردم

اما خانم حمیدی یک سال پس از سقوط کابل در مصاحبه‌ای با رادیوی ملی امریکا (NPR) گفت که علت اصلی بازگشتش به امریکا، مکتب رفتن دخترش زهرا بوده است.

او در این مصاحبه گفت که در زمان فرار از افغانستان، می‌دانسته که "زهرا در آن حاکمیت (طالبان) آینده‌ای نخواهد داشت". خانم حمیدی همچنین به رادیو ان‌پی‌آر گفت که دلیل مهاجرت خانواده‌اش به امریکا در سال ۱۹۸۸، این بود که پدرش (غلام‌حیدر حمیدی) می‌خواست او و سه خواهر دیگرش (که بعدها خواهر پنجم هم به آن‌ها اضافه شد) بتوانند در امریکا درس بخوانند.

خانم حمیدی در ایالات متحده درس خواند،‌ کار کرد و بعدها که امریکا افغانستان را اشغال کرد، او به عنوان یک فعال اجتماعی، حامی حقوق زنان و یک تحصیل‌کرده غرب، در کابینه اشرف‌ غنی احمدزی، وزیر معارف شد.

او حالا، بیش از دو سال پس از سقوط حکومتی که در آن وزیر بود و فرار از افغانستان، می‌کوشد که جهان با گروه طالبان تعامل کند.

خانم حمیدی معتقد است که طالبان مانند هر گروه دیگری، یک‌دست نیست و می‌توان در داخل این گروه کسانی را پیدا کرد که موافق آموزش دختران باشند.

او به‌خوبی می‌داند که گروه طالبان مانند دیگر گروه‌های سیاسی جهان آزاد نیست که اختلاف نظر در آن جایی داشته باشد. این گروه توسط یک چهره نامرئی که عنوان امیرالمومنین به او داده شده اداره می‌شود. طالبان بارها در اطلاعیه‌ها و در منابر و همچین به نقل از ملا هبت‌الله آخندزاده گفته است که حکم امیرالمومنین حکم خداست و باید از آن پیروی کرد.

خانم حمیدی گفته است دخترش در حاکمیت طالبان،‌ آینده‌ای نخواهد داشت
100%
خانم حمیدی گفته است دخترش در حاکمیت طالبان،‌ آینده‌ای نخواهد داشت

این سخن که طالبان مثل هر گروه دیگری،‌ یک‌دست نیست و کسانی در داخل این گروه هستند که از آموزش دختران حمایت می‌کنند، درباره گروه‌های سیاسی مدنی ممکن است معنی بدهد. چنین تعریفی از طالبان برای مخاطب بیرون از افغانستان،‌ چه معنایی غیر از عیب‌پوشی (whitewashing) می‌تواند داشته باشد؟ چگونه می‌توان امیدوار بود که جامعه جهانی بتواند گروهی را در میان طالبان پیدا کند که برخلاف نظر رهبر عمل کند؟ این یعنی دو دستگی طالبان و چه بسا جنگ داخلی در میان این گروه. چیزی که به نظر نمی‌رسد دولت متبوع خانم حمیدی (امریکا) و جامعه جهانی خواهان آن باشد.

ترس از تکرار سرنوشت پدر که در حمله انتحاری طالبان کشته شد

رنگینه حمیدی در همان مصاحبه آگست ۲۰۲۲، به مخاطبان رادیوی ملی امریکا یادآوری کرده بود که پدرش غلام‌حیدر حمیدی (شهردار وقت قندهار) را در حمله انتحاری (طالبان) در سال ۲۰۱۱ از دست داده است و مادر و خواهرانش در امریکا نگران بودند که چنین تجربه‌ای تکرار شود، برای همین التماس می‌کردند که او هرچه زود برگردد.

این پرسش به گونه جدی به میان می‌آید که زنی که پدرش را در حمله انتحاری طالبان از دست داده،‌ خانواده‌اش نگران سرنوشت مشابهی برای خود او بوده‌اند، و می‌داند که میلیون‌ها زن در افغانستان از محدویت‌های طالبان رنج می‌برند،‌ چگونه حالا از غرب و جامعه جهانی می‌خواهد با این گروه وارد تعامل شوند؟

به نظر می‌رسد تنها نکته منفی در عملکرد طالبان از نگاه وزیر معارف حکومت اشرف غنی، بسته ماندن مکتب‌های دخترانه است. موضوعی که به نظر او، می‌توان با پیدا کردن چهره‌های موافق آموزش زنان، در میان رهبران طالبان، آن را حل کرد.

دختران محروم از مکتب "به مسجد بروند"

اما راه‌حلی که خانم حمیدی برای آموزش زنان پیشنهاد می‌کند، جالب و عجیب است. او اخیراً در یک گردهمایی سازمان ملل درباره آموزش زنان پیشنهاد کرده است که دختران محروم از آموزش مدرن، به مسجد و مدرسه دینی بروند.

اگر مخاطب غیرافغان در غرب نداند، خانم حمیدی به خوبی می‌داند که در مسجدها و مدارس دینی افغانستان، چیزی جز قرآن و مسائل دینی آموزش داده نمی‌شود. آیا این آموزش‌ها می‌تواند جای ریاضیات، فیزیک، کیمیا، بیالوژی، علوم پزشکی و دیگر نیازهای دنیای مدرن را بگیرد؟

مخاطب غربی و ناآشنای سخنان خانم حمیدی ممکن است تصور کند که مدرسه‌های دینی افغانستان، مانند مکتب‌های تحت کنترول کلیسا در غرب است که نه‌تنها تحت نظر دولت، دانش روز را آموزش می‌دهند، بلکه به دلیل داشتن پول و امکانات ناشی از خیریه و وقف، کیفیتی بالاتر از مکتب‌های دولتی دارند.

این نگرانی وجود دارد که جامعه جهانی، صدای رنگینه حمیدی و دیگر حامیان تعامل با طالبان را صدای کشور بی‌صدای افغانستان بداند و بر اساس آن تصمیم‌گیری کند. آن‌گاه کسی از خانم حمیدی و امثال او نخواهد پرسید که اگر دختران افغان می‌توانند به‌جای مکتب به مسجد و مدرسه بروند، چرا او دخترش زهرا را به مسجد و مدرسه دینی نفرستاد و در اولین فرصت، مردم افغانستان را با طالبان تنها گذاشت و به کشور آرام، پیشرفته و پولدار خود، ایالات متحده امریکا بازگشت؟