• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

معاون سابق وزارت دفاع روسیه به اتهام فساد دستگیر شد

۵ اسد ۱۴۰۳، ۱۴:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

سرویس امنیت روسیه (اف‌اس‌بی) جمعه پنجم اسد اعلام کرد که دمیتری بولگاکوف، معاون سابق وزیر دفاع، به اتهام فساد دستگیر شده است. سرویس امنیت روسیه گفت که تحقیقات برای اثبات ادعای مطرح شده مبنی بر «فعالیت‌های غیرقانونی» بولگاکوف در جریان است.

خبرگزاری روسی «ریا» می‌گوید که این مقام نظامی پیش از برگزاری محکمه به بازداشتگاهی در مسکو فرستاده شده است.

بولگاکوف تا زمان برکناری در اواخر سال ۲۰۲۲ میلادی مسئولیت تدارکات نظامی را بر عهده داشت. به گزارش رسانه‌های روسیه، پیش از دمیتری بولگاکوف نیز برخی از چهره‌های برجسته وزارت دفاع این کشور به فساد متهم شده‌اند.

کارشناسان در روسیه دستگیری‌های اخیر نظامیان را «بزرگترین رسوایی ارتش» روسیه در سال‌های اخیر توصیف کرده‌اند. این کارشناسان می‌گویند دستگیری مقامات نظامی در حالی اتفاق می‌افتد که اخیراً یک اقتصاددان بی‌تجربه نظامی در راس وزارت دفاع قرار گرفته است.

به گزارش رسانه‌های روسیه، اندری بلوسوف، وزیر دفاع جدید روسیه مسئولیت پاکسازی ارتش از فساد و ساده‌سازی امور مالی آن را به عهده گرفته است.

گفته می‌شود که مبارزه با فساد در سطوح عالی در روسیه از نزدیک به سه ماه با دستگیری تیمور ایوانف، معاون وزیر دفاع و از متحدان نزدیک سرگئی شویگو، وزیر دفاع سابق آغاز شد. به گزارش رسانه‌های روسیه از آن زمان تاکنون حداقل پنج مقام نظامی و دفاعی بازداشت شده‌اند.

در همین حال، مقامات کرملین دستگیری‌های قبلی را کم‌اهمیت جلوه داده و گفته‌اند که سایر سازمان‌های دولتی روسیه نیز در امر مبارزه با فساد شرکت دارند.

به گزارش رسانه‌های روسیه، بولگاکوف، ۶۹ ساله، فارغ التحصیل آکادمی نظامی روسیه است که موقعیت‌های مختلف لوجستیکی ارتش این کشور کار کرده است. او تا سال ۲۰۲۲ معاون وزیر دفاع بود و چندین جایزه عالی نظامی، از جمله جایزه «قهرمان روسیه» را دریافت کرده است.

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۳

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

۴

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۵

رهبر یهودی که برای مسلمانان بریتانیا می‌رزمد کیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

اوباما از نامزدی کامالا هریس در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا حمایت کرد

۵ اسد ۱۴۰۳، ۱۳:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

بارک و میشل اوباما، رئیس‌جمهور پیشین امریکا و همسرش، از نامزدی کامالا هریس برای نامزدی از حزب دموکرات در انتخابات ایالات متحده حمایت کردند. آنها در یک تماس تلفنی به خانم هریس گفتند تمام تلاش خود را برای کمک به بیروزی‌اش در انتخابات خواهند کرد.

روز جمعه ویدیویی از اوباماها منتشر شد که به هریس تبریک گفتند و برای کمپینش آرزوی موفقیت کردند.

بارک و میشل اوباما در این ویدیو گفتند تمام تلاش خود را برای کمک به هریس به منظور پیروزی در انتخابات و ورود به کاخ سفید خواهند کرد.

میشل اوباما خطاب به هریس گفت که «به او افتخار می‌کند» و این انتخابات قرار است تاریخی باشد.

بارک اوباما بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ رئيس‌جمهور ایالات متحده بود و پیش‌تر نیز در رویدادهای مربوط به جمع‌آوری کمک‎‌های مالی برای کارزار انتخاباتی جو بایدن شرکت و از او حمایت کرده بود.

بایدن ۸۱ ساله روز ۳۱ سرطان از نامزدی حزب دموکرات در انتخابات آتی کناره‌گیری کرد.

بلومبرگ در گزارشی این اعلام حمایت را به نوعی، «نماد انتقال مشعل از سوی نخستین رئيس‌جمهور سیاه‌پوست تاریخ ایالات متحده و یکی از جوان‌ترین روسای جمهور به هریس، به‌عنوان شخصیتی تاریخی» توصیف کرد که اکنون در تلاش است تا به‌عنوان نخستین زنی که آسیایی‌تبار و سیاه‌پوست نیز هست، به کاخ سفید راه یابد.

از هریس به‌عنوان اولین زن سیاه‌پوست و آسیایی‌تبار یاد می‌شود که توانسته به مقام معاونت ریاست‌جمهوری ایالات متحده برسد.

بارک و میشل اوباما هنوز هم دو نفر از محبوب‌ترین شخصیت‌های سیاسی حزب دموکرات هستند و حمایت آن‌ها به احتمال زیاد به نامزدی هریس انرژی و شتاب بیشتری می‌بخشد و شانس او را برای شکست ترامپ افزایش خواهد داد.

100%

پیش‌تر و در روز پنج‌‎شنبه چهارم اسد، وبسایت خبری پولیتیکو به نقل از دو منبع مطلع گزارش داده بود بارک اوباما قصد دارد از نامزدی کامالا هریس در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ امریکا حمایت کند.

به دنبال عملکرد ضعیف بایدن در اولین مناظره رو در رو با دونالد ترامپ در روز هشتم سرطان، انتقادها از رئیس‌جمهور کنونی امریکا شدت گرفته بود.

برخی رسانه‌ها خبر داده بودند اوباما به صورت خصوصی از بایدن خواسته از نامزدی در انتخابات انصراف دهد.

پولیتیکو در گزارش اخیرش نوشت که هریس در روزهای اخیر چندین بار با اوباما در تماس بود تا حمایت او و دیگر اعضای حزب دموکرات را برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ ایالات متحده به دست آورد.

بایدن پس از کناره‌گیری از نامزدی، حمایت خود را از هریس به عنوان گزینه حزب دموکرات برای رقابت با ترامپ اعلام کرد.

اوباما پیش از این بدون اعلام حمایت از هریس، در بیانیه‌ای تنها گفته بود: «اطمینان دارم رهبران حزب دموکرات فرآیندی را ایجاد می‌کنند که از دل آن، نامزدی برجسته بیرون بیاید.»

دموکرات‌ها باید در کمتر از یک ماه دیگر نامزد خود را برای جایگزینی بایدن انتخاب و معرفی کنند.

با توجه به حمایت بایدن، اوباما، شماری از فرماندارها، نمایندگان کانگرس و روسای ایالتی حزب دموکرات از هریس، به نظر می‌رسد او موقعیت خوبی برای نامزدی حزب دموکرات داشته باشد.

انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده قرار است روز ۱۵ عقرب سال جاری برگزار شود.

روسیه حدود هزار مهاجر را در سن‌پترزبورگ بازداشت کرد

۵ اسد ۱۴۰۳، ۱۳:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)

ریانووستی، خبرگزاری دولتی روسیه روز جمعه گزارش داد که نیروهای امنیتی این کشور حدود هزار مهاجر را در سن‌پترزبورگ بازداشت کرده‌اند. طبق این گزارش، این مهاجران بعد از بازداشت با اخراج از روسیه روبرو هستند.

ریانووستی نوشت: اکثر این افراد قوانین مربوط به مهاجرت را نقض کرده‌اند.

تاکنون اطلاعاتی درباره هویت مهاجران بازداشت‌شده منتشر نشده است.

بازداشت مهاجران در روسیه پس از حمله تروریستی به تالار کروکوس در‌حومه مسکو افزایش یافت. عوامل این حمله شهر‌وندان تاجیکستان بودند.

ریانووستی به نقل از وزارت داخله روسیه نوشت در طول دو هفته گذشته، پولیس سن‌پترزبورگ و منطقه لنینگراد بازرسی و بررسی‌های گسترده‌ای را از شهروندان خارجی انجام داده‌اند.

در گزارش این رسانه آمده است که در دو هفته پولیس حدود ۱۵۰ محل ساخت‌وساز، ده‌ها بازار، ۱۴۰ مهمان‌خانه و حدود ۲۰۰ محل اقامت مهاجران را بررسی کرده است.

پولیس پاکستان برای جلوگیری از تظاهرات، ورودی‌های اسلام‌آباد را با کانتینر بست

۵ اسد ۱۴۰۳، ۱۰:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

رسانه‌های پاکستان گزارش دادند که دولت پس از پخش فراخوان تظاهرات حزب تحریک انصاف و جماعت اسلامی، برخی از ورودی‌های اسلام‌آباد را با کانتینر بسته است. در گزارش‌ها آمده است که نظامیان در شهر ریخته‌اند و بستن جاده‌ها باعث ترافیک سنگین شده است.

به گزارش رسانه‌های پاکستان، پولیس این کشور مسیرهای راولپندی - اسلام‌آباد را با کانتینرها بسته است.

در همین حال، حزب جماعت اسلامی از تحصن در منطقه دی‌چوک اسلام‌آباد خبر داد که سبب بسیج نیروهای پولیس در این منطقه شده است. پولیس بامداد جمعه پنجم اسد بسیاری از جاده‌های منتهی به منطقه سرخ و دی‌چوک را با کانتینر بسته است.

منابع از اسلام‌آباد می‌گویند پولیس همچنان به جاسازی کانتینرها در مسیرهای ورودی شهر ادامه می‌دهد. مقامات پولیس اسلام‌آباد برای کاهش ترافیک در جاد‌ها، برخی از مسیرهای جایگزین را برای وسایط نقلیه معرفی کرده است.

این در حالی است که حزب تحریک انصاف برای آزادی عمران خان، رهبر این حزب و دیگر مقامات حزب از زندان، فراخوان تظاهرات سراسری اعلام کرده‌ است. پیش از این مقامات حزب تحریک انصاف در پی برائت گرفتن عمران خان در پرونده ازدواج با بشرا بی بی، از دولت خواستند که او را آزاد کند. حزب تحریک انصاف ادعا کرد که با برائت گرفتن عمران خان در این پرونده، دولت هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای نگه داشتن او در زندان ندارد.

خطوط قطار تیزرو فرانسه ساعاتی پیش از افتتاح المپیک مورد حمله قرار گرفت

۵ اسد ۱۴۰۳، ۰۹:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

شبکه قطار سریع (تی‌جی‌وی) فرانسه بامداد جمعه پنجم سرطان در خطوط غرب، شمال و شرق این کشور مورد حمله آتش‌سوزی قرار گرفت. رسانه‌های فرانسه نوشتند که در پی این حمله ۸۰۰ هزار مسافر تحت تاثیر قرار گرفته و مراسم افتتاح المپیک به تعویق افتاده است.

سازمان ملی قطار فرانسه (اس‌ان‌سی‌اف) گفت شبکه قطارهای سریع در اثر «اقدامات مخرب» از جمله «حملات آتش‌سوزی» مورد هدف قرار گرفته که سیستم حمل و نقل کشور را مختل را کرده است.

این سازمان همچنان حمله به قطار سریع فرانسه را در مقیاس بزرگ و گسترده برای فلج کردن سیستم توصیف کرد و گفت بسیاری سفرهای تنظیم شده باید لغو شوند و وضعیت حداقل تا آغاز هفته آینده به حالت عادی برخواهد گشت.

سازمان ملی قطار فرانسه اذعان کرد که سیستم قطار این کشور یک شبه قربانی چندین اقدام مخرب همزمان شده است. به گفته این سازمان، حملات بر خطوط شمالی و شرقی کشور بیشترین تأثیر را گذاشته است. این سازمان گفت که یک اقدام مخرب دیگر را در خط جنوب شرقی خنثی کرده است.

سازمان ملی قطار فرانسه از مسافران خواست سفرهای خود را به تعویق بیندازند و از ایستگاه‌های قطاری دوری جویند.

این در حالی است که بازی‌های المپیک قرار است روز جمعه پنجم اسد به گونه رسمی افتتاح شود.

در این بازی‌ها دست‌کم ۷ هزار و ۵۰۰ ورزشکار از سراسر جهان شرکت خواهد کرد و حداقل ۳۰۰ هزار تماشاگر ویژه «وی‌آی‌پی» برای تماشای این بازی‌ها به پاریس خواهند آمد.

سلمان رشدی؛ یک چاقو و یک فتوا

۵ اسد ۱۴۰۳، ۰۹:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
هادی کی‌کاووسی

صبح روز دوازده آگست ۲۰۲۲ در سالن آمفی تئاتر چاتاکوا نیویارک مرد سیاه‌پوشی به سمت سلمان رشدی دوید تا دستور مرگ را به اجرا دربیاورد. این هفتمین طرح ترور او پس از فتوای قاره‌پیمای روح الله خمینی است که نویسنده ۷۵ ساله عاقبت با آن روبرو شد.

طی ۲۷ ثانیه ضربات مرگباری به او وارد می‌شود که در نتیجه آن یک چشم خود را از دست می‌دهد و تا پای مرگ می‌رود. این میزبانی از مرگ دو سال بعد موضوع «چاقو»، بیست و دومین کتاب رشدی شد.

کتابی که آن‌طور که رشدی می‌گوید زبانی مانند چاقو دارد. چاقویی نه برای انتقام از جوان سیاهپوش افراط‌گرا، که برای نشان دادن آنچه که در این سی و سه سال پس از انتشار رمان آیات شیطانی بر او گذشته است.

100%

رشدی که به قول خودش تقریبا کشته شده بود، زنده ماند تا از ریشه‌های این افراط‌گرایی بنویسد. افراط‌گرایی‌هایی که پس از انتشار کتاب چهارم او «آیات شیطانی» در سال ۱۹۸۸ موجب ناآرامی‌هایی شد و واکنش‌هایی را در بر داشت. در شهر برادفورد انگلستان کتاب او را آتش زدند و در تهران و در روز ولنتاین سال ۱۹۸۸ فتوای قتل او اعلام شد. دولت راجیو گاندی، نخست‌وزیر وقت هند، کتاب را حمله‌ای مستقیم به اسلام و خطری برای صلح مدنی نامید.

رمان ادبی سلمان رشدی در حالی از متن به رویداد تقلیل یافت که بنا به گفته دکتر صادق العظم استاد دانشگاه دمشق، «بسیاری کتاب را نخوانده بودند». رشدی که در طول دهه هشتاد پس از انتشار رمان‌های «بچه‌های نیمه شب» و «شرم» مورد تحسین و توجه واقع شده بود و در ایران جایزه هم گرفته بود، ناگهان از مقام فرشته به شیطان تنزل می‌یابد و طرد می‌شود. کارزارهایی علیه او و رمانش آغاز می‌شود.

در دوصدمین سالگرد آزادی زندان باستیل که در غرب نماد آزادی‌ است او متهم به سوءاستفاده از آزادی می‌شود. واکنش کارتل‌های انحصارطلب معنوی به انتشار آیات شیطانی، کلیسا را نیز وادار به محکومیت رمان می‌کند. کاردینال اوکونر اسقف نیویارک و برجسته‌ترین شخصیت کاتولیک در سراسر ایالات متحده و اسقف کانتربری و روزنامه رسمی واتیکان ضمن محکومیت این رمان، اعلامیه‌هایی در مورد اهمیت تساهل و مدارا و احترام به ادیان منتشر می‌کنند. عبارت کفرگویی یک‌بار دیگر سر از متون کهن قرون وسطی سر برمی‌آورد، بدون آنکه هیچ اشاره‌ای به خطر مرگی که نویسنده را تهدید می‌کند بشود.

اتحاد ارتجاعی علیه رمان و نویسنده باعث شد تا مرور زمان نیز باعث کمرنگ شدن و از یاد بردن وقایع اواخر دهه هشتاد میلادی نشود و الف، جوانی که سلمان رشدی او را در این رمان بدین نام نامیده است از دل چنین قضاوتی با چاقویش به سراغ نویسنده خاطی برود.

چاقو از چه می‌گوید؟

کتاب چاقو به دو بخش فرشته مرگ و فرشته زندگی تقسیم شده است. دو پارگی خیر و شری که ریشه‌اش را باید در وقایع سال ۱۹۸۹ جست. سالی که مردم دنیا در انتظار شکل تازه‌ای از جهان بودند. روند سقوط اتحاد جماهیر شوروی شدت گرفته بود و عناوین «سال صفر» و «پایان تاریخ» زیاد به گوش می‌رسید. در سوی دیگر این انتظار دلهره‌آور به راستی دنیای جدیدی آغاز شده بود. شورش‌های متحجران علیه رمان آیات شیطانی همراه با مراسم کتاب‌سوزان و درخواست کشتن نویسنده خاطی دنیای جدید قرون وسطایی را متصور ساخت. رشدی در پیشانی کتابش با عبارتی از ساموئل بکت نویسنده ایرلندی بر این آغاز دنیای جدید تاکید دارد: «ما دیگر همانند قبل از فاجعه دیروز نیستیم.»

فاجعه‌ای که بیش از سه دهه ادامه یافت و سرانجام دوازدهم آگست سال ۲۰۲۲ به وقوع پیوست. چاقونامه رشدی با شرحی از مقدمات سخنرانی وی در چاتاکوآ آغاز می‌شود. قرار است او درباره اهمیت حفظ امنیت نویسندگان خارجی در برابر آسیب و ایجاد فضایی امن برای آنها در امریکا صحبت کند. موضوعی که خود او به زودی تبدیل به سوژه آن خواهد شد. رشدی در هفت فصل چاقونامه زبان اول شخص را برای آن برگزیده تا درد را به شکل بهتری منتقل کند: «وقتی کسی پانزده بار به شما زخم می‌زند قطعا مثل اول شخص احساس می‌شود. این داستان من است.»

او که نام ضارب را «الف» گذاشته می‌گوید که با دیدن این سیاهپوش بی‌نام به یاد فتوا می‌افتد. سعی نمی‌کند فرار کند. می‌ایستد «اولین فکری که وقتی قاتل را دیدم که به سمتم می‌دوید این بود: پس تویی. آمدی.» و بلافاصله با خود می‌گوید چرا حالا؟ رشدی شب گذشته و روزهای پیش از آن خطر را احساس کرده. خواب‌ها و الهام‌هایی که در بیداری می‌بیند به او می‌گوید که به سخنرانی نرو. اما او مجبور به رفتن است. فرار نمی‌کند. حتی وقتی الف با چاقویش به او ضربه می‌زند باز هم می‌ایستد. «چرا مبارزه نکردم؟ چرا فرار نکردم؟ فقط آنجا ایستاده بودم و گذاشتم مرا له کند. چرا عمل نکردم؟» در حالی‌که بسیاری در تالار گمان به اجرای نمایشی از پیش تدارک دیده شده داشتند ضارب بی‌نام مشغول وارد آوردن ضربات کارد به نویسنده بود.

هنگام سقوط رشدی در استخر خونش او نگران کلیدهایش است. کلیدها که به عنوان گشاینده پناهگاهی امن برای انسان مهاجر شیء‌ای کلیدی و حیاتی است. رشدی در این سطور بی‌قرار است تا از درد بزرگ‌تری بگوید. وضعیت بغرنج پسا آیات شیطانی که علاوه بر متحجران متجددان را نیز ناخشنود کرده بود. بسیاری از آنها با ترفند زبان پیچیده٬ رمان او را نادیده گرفتند تا دچار دردسر نشوند.ایده ناخوانا بودن کتاب باعث می‌شود تا برخی بگویند خواندن آن غیرممکن است و تا صفحه پانزده جلوتر نمی‌توان رفت. محفلی به نام باشگاه صفحه پانزده راه می‌افتد: «افراد برجسته غیرمسلمان و مسلمان با حملات اسلام‌گرایان متحد شده بودند تا بگویند من چه آدم بدی هستم. از جمله جان برجر و ژرمن گریر و جیمی کارتر و رولد دال و برخی از بزرگان بریتانیایی.» نویسنده «خاطی» عاقبت توان این را دارد که در این صفحات با صدای بلند بگوید: «من به کاری که انجام داده‌ام افتخار می‌کنم و این شامل آیات شیطانی هم می‌شود. این یک رمان است نه یک سیب زمینی داغ الهیاتی.»

در فصل دوم که به نام الیزا همسر اوست، رشدی باز هم زخم دهه هشتادی خویش را فراموش نمی‌کند و می‌گوید شاعران بسیار بهتر از رمان‌نویسان هوای هم را دارند: «امکان ندارد دو نویسنده بتوانند با هم باشند مگر اینکه از آثار هم خوش‌شان بیاید». سپس از مصائبی می‌گوید که در این واقعه بر الیزا واقع شده است. در فصل سوم زمانی که به هوش آمده و همزمان با دانستن درباره نابینایی یک چشمش بیانیه جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده در دفاع از رشدی منتشر می‌شود. کلمات این بیانیه برایش دلگرم‌کننده است. او که پس از فتوا خود را تنها دیده حالا احساس می‌کند تنها نیست. در طول بیست و چهار ساعت بعدی می‌فهمد بهمنی جهانی از حمایت و تحسین به سمتش جاری شده است. جلسات حمایتی از او با حضور نویسندگانی همچون پل استر برگزار می‌شود. او بریده‌بریده تشکر می‌کند. «احساس...قدردانی کردم...متاثر شدم...که دانستم ...زندگی‌ام...اینقدر...اینقدر برای مردم اهمیت دارد. و...خوشحال شدم...که شنیدم آثارم را...می‌خوانند. در ابتدا...آن موقع...بعد از فتوا... خصومت زیادی وجود داشت، حتی از دنیای ادبیات... احساس می‌کنم...که شاید حالا... مردم مرا... کمی بیشتر دوست دارند.»

سلمان رشدی خودش را مانند تمام قهرمانان در تمام اسطوره‌های جهان می‌بیند که باید از تعدادی آزمون جسمی و اخلاقی بگذرند. و حالا با عبور از تمام آن مصائب به قول خودش زندگی را پیدا کرده است.

با سیل احساساتی که پس از حمله به سمتش می‌آید دلداری می‌یابد و به یاد می‌آورد که بعد از فتوا از انتقادات رنجیده. اینکه این بلا را خودش سر خودش آورده.

رشدی از اینکه به مدت سه دهه مورد نفرت بسیاری واقع شد در بخش‌های مختلف کتاب صحبت می‌کند. مساله دردناک طرد شدن او از سوی مردمی که بارها درباره‌شان نوشته بود و از آنها دفاع کرده بود زخمی است که مدام سر باز می‌کند: «آن زخم تا به امروز التیام نیافته است، باید آن طرد شدن را بپذیرم، اما سخت است. در طول آن سال‌ها وارد یک سراشیبی دیگر شدم، و مدتی طول کشید تا خودم را پیدا کردم و شروع کردم به یافتن زبانی که با آن مبارزه کنم.»

هر چه جلوتر می‌رویم نشانی از خشم در او نمی‌بینیم. او آرام است. عاقبت دنیا با او به آشتی رسیده. در فصل چهارم که عنوان توانبخشی دارد مخاطب مراحل بهبود سلامتش را با سرعتی بالا مشاهده می‌کند. روح و روان عاقبت به آرامش رسیده او به بهبودی سریع وی یاری می‌رساند. امیدی تازه در دلش نشسته. «الف» نقطه عطف این تحول است و نویسنده قصد دارد با زبانی که چاقوی اوست دنیای از دست رفته‌اش را پس بگیرد. روزهای تلخ او به پایان رسیده. امیدوار است روزی کتاب بدنام شده‌اش «آیات شیطانی» هم آزاد بشود. کتابی که سوزاندن آن جامعه فرهنگی انگلستان را شوکه کرد و روزنامه‌ها آن را عملی قرون وسطایی و شبیه اعمال رایش سوم نامیدند. آتشی که شعر هاینریش هاینه را به یاد می‌آورد: «جایی که کتاب بسوزانند آدم‌سوزی هم خواهند کرد.»

زیستن در این شرایط بحرانی به قول رشدی پیروزی او بوده است. در فصول انتهایی کتاب، رشدی می‌کوشد گفت‌وگویی خیالی با الف داشته باشد و سپس به این نتیجه می‌رسد که برای بهبود یافتن زخم‌ها بهتر است چاقو را بنویسد. هم‌زمان با روایت از بازگشت به خانه از نویسندگانی یاد می‌کند که آنها نیز گرفتار چاقوی بران جهالت شده بودند. از نجیب محفوظ نویسنده مصری که به خاطر رمان «فرزندان کوچه» اسیر تروریسم فرهنگی چاقوکشان شد تا ساموئل بکت که در پاریس با چاقوی قوادی تا لبه مرگ رفت. رشدی می‌گوید هر فاجعه‌ای که از آن جان سالم به در ببری موجب ارتقای شخصیت٬ جایگاه و زندگی‌ات خواهد شد و بلافاصله می‌گوید: «آیا واقعا چنین است؟»

استاد روایت قصه‌های جادویی و اساطیری چاقونامه خود را با هوشمندی خاص خود به پایان می‌رساند. پس از گفت‌وگوی خیالی با ضاربش او به همراه همسرش به زندانی می‌رود که هادی مطر در آن زندانی است. مخاطب در انتظار ورود او و ملاقاتش با ضارب است. مانند رمان «در کمال خونسردی» ترومان کاپوتی، ما انتظار گفت‌وگویی واقعی با او را داریم. اما او و همسرش به موازات دیوارهای زندان می‌ایستند. وارد نمی‌شوند. او نیازی به روبرویی ندارد. همانند یک پیروز پشت دیوار زندان می‌ایستد. او حالا قهرمانی است که برای چنین روزی سه دهه در انتظار مانده است.