با گسترش دامنه اعتراضهای مردمی در سراسر ایران و تداوم آن در هفدهمین روز، انستیتوت هادسن میگوید «جمهوری اسلامی در حال مرگ است.»
به نقل از این انستیتوت، جمهوری اسلامی بنیادیترین ویژگی یک دولت کارآمد را که کنترول بر درآمد ملی است، از دست داده است.
ریال دیگر عملا کارکرد پول را ندارد، پساندازها بیمعنا شده، قراردادها اعتبار خود را از دست دادهاند و برنامهریزی اقتصادی فروپاشیده است.
انستیتوت هادسن به دو نوع سیاست اقتصادی جمهوری اسلامی اشاره کرده است؛ یکی با ریالِ در حال سقوط که بروکراسی رسمی را سرپا نگه میدارد و دیگری مبتنی بر مبادله نفتی و ارزهای سخت که فقط در دسترس افراد وابسته به رژیم است.
این شکنندگی اقتصادی بیش از پیش بر زندگی روزمره مردم ایران تأثیر منفی گذاشته است؛ چنانچه آب در شهرهای بزرگ بهطور مقطعی قطع میشود، برق و سوخت سهمیهبندی است، قیمت مواد غذایی از دستمزدها پیشی گرفته و خانوادهها ناچارند مصرف را کاهش دهند و پساندازها را تمام کنند.
در مورد هزینه سوخت نیز انستیتوت هادسن بدین باور است که دلالان وابسته به جمهوری اسلامی آن را ارزان میخرند، بهگونه غیرقانونی صادر میکنند و مازاد سود را به جیب میزنند.
بهرغم چالشهای فوق، انستیتوت هادسن معتقد است که ایران هنوز دارای نیروی قابلتوجه موشکهای بالستیک، توان هستهایِ باقیمانده، و تعهد ایدئولوژیک برای نابودی اسرائیل و بیرون راندن ایالات متحده از خاورمیانه است.
این انستیتوت افزوده است که ایران اکنون بسیاری از پیششرطهای انقلاب را دارد، اما از رهبری سازمانیافته انقلابی بیبهره است.
به باور انستیتوت هادسن، حکومت ایران بهطور سیستماتیک رهبران بالقوه را حذف میکند. آنچه باقی مانده، مردمی خشمگیناند که میتوانند به خیابانها بیایند، اما نمیتوانند قدرت را بهدست بگیرند.
بهرغم هشدار ترامپ مبنی بر مداخله نظامی در ایران، جمهوری اسلامی وارد مرحله آشکارتر از سرکوب شده است.
تهران آماده است خطوط قرمز ترامپ را بیازماید. اگر سرکوب، معترضان را پراکنده و متفرق کند، رژیم شاید هنوز بهسختی دوام بیاورد.
اما اگر خشونت واکنش امریکا یا اسرائیل را برانگیزد، یا مشارکت را گستردهتر کرده و ناآرامی را به سراسر کشور بکشاند، آنگاه حتا بقای فلجگونه نیز ممکن نخواهد بود.