کاهش نفوذ اسلامآباد بر طالبان؛ آیا پاکستان به آخر خط رسیده است؟

با تشدید حملات شبهنظامیان در مناطق قبایلی، نظامیان پاکستانی نیز حملات لفظی بر طالبان در افغانستان را افزایش دادهاند. ارتش پاکستان گفت که صبرش به پایان رسیده است.

با تشدید حملات شبهنظامیان در مناطق قبایلی، نظامیان پاکستانی نیز حملات لفظی بر طالبان در افغانستان را افزایش دادهاند. ارتش پاکستان گفت که صبرش به پایان رسیده است.
وزیر دفاع تاکید کرد که خاک افغانستان را آماج قرار خواهند داد. وزارت خارجه پاکستان ابراز داشت که همه گزینهها در برابر طالبان روی میز است. این موضعگیریها تازه نیست. از دو سال بدینسو شاهد چنین درگیریهای رسانهای بین طالبان و پاکستان هستم. اما در عمل پاکستان با یک بنبست کامل در افغانستان روبرو شده است. حکومت پاکستان هنوز نتوانسته است یک استراتژی آشکار درباره روابط با افغانستان تحت کنترول طالبان تعریف کند. این سردرگمی در سیاست پاکستان در چهار دهه اخیر بیسابقه است. پاکستان نه توانسته از طالبان عبور کند و نه به تفاهم و تعامل با طالبان باور داد. در این مقاله بررسی می کنیم که روابط طالبان و پاکستان در چه شرایطی قرار دارد و آیا چشم اندازی برای بهبود روابط وجود دارد و یا خیر.
از اظهارات مقامهای پاکستانی برمیآید که آنان در مواجهه با طالبان افغانستان دچار نوعی سردرگمی و دوگانگی شدهاند. گروهی از مسئولان بر از سرگیری روابط، بازگشایی گذرگاهها، تداوم گفتوگوهای دیپلوماتیک و تعامل با طالبان تأکید دارند. در مقابل، شماری دیگر خواهان حملات هوایی و بمباران خاک افغانستاناند. سال گذشته بمباران کابل و ولایات مشرقی به درگیری مستقیم نظامی میان دو طرف انجامید.
در جریان ماههای پسین، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان بارها گفته است که اگر طالبان به تعهدات خود عمل نکند، دست به حملات هوایی در خاک افغانستان خواهند زد. اما اکنون، حتی وزارت خارجه پاکستان با خواجه آصف همراه شده و تهدید کرده است که «تمام گزینهها [در مقابل طالبان] روی دست است.»
برخی نیز پیشنهاد میکنند بهجای حملات گسترده هوایی، عملیاتهای هدفمند در خاک افغانستان انجام شود. منظور از عملیات هدفمند ترور فرماندهان شبهنظامیان بلوچ و رهبران تحریک طالبان پاکستان در داخل افغانستان است. پاکستان در سالهای اخیر چنین حملاتی را سازماندهی و اجرا کرده است. برخی فرماندهان تحریک طالبان و جداییطلبان بلوچ در حملاتی در کابل، قندهار، ننگرهار، کنر و خوست کشته شدهاند. پاکستان رسما مسوولیت این حملات را برعهده نگرفته است. اما برداشت غالب این است که این حملات توسط استخبارات پاکستان انجام شده است.
بازتعریف روابط با افغانستان
پس از کنار زدن عمرانخان، نخستوزیر پیشین پاکستان در سال ۲۰۲۲، نشانهها حاکی است که اسلامآباد در پی بازنگری سیاست خود در قبال افغانستان بوده است. در اسلامآباد اکنون تقریباً نوعی اجماع شکل گرفته که سیاست چهار دهه و اندی گذشته، بهویژه پیگیری راهبرد «عمق استراتژیک»، دستاورد مطلوبی نداشته است.
پاکستان در راهبرد عمق استراتژیک در افغانستان در پی شکلگیری یک «حکومت اسلامگرا، مخالف دهلینو و همسو با اسلامآباد» بوده است. اما بارها ثابت شده است که این سیاست در عمل نتیجه معکوس داشته است. دولتهای اسلامگرا در کابل نهتنها به تقویت جایگاه پاکستان کمک نکرده، بلکه در مواردی در برابر آن قرار گرفته است. تجربه حکومت مجاهدین و دور دوم حاکمیت طالبان به خوبی نشان داد که عمق استراتژیک پاکستان معیوب است. چنانچه حاکمان کنونی افغانستان بر این باورند که مردم پاکستان نیز سزاوار برپایی نظام اسلامیاند. همانطور که افغانها به چنین نظامی دست یافتهاند.
عمق استراتژیک پاکستان با نفوذ هند در افغانستان نیز گره خورده است. اسد درانی، رئیس سابق آیاسآی گفت که «ما مجبور شدیم در افغانستان در برابر برتری جغرافیایی هند به عمق استراتژیک دست پیدا کنیم.»
انتظار میرفت طالبان با برگشت به قدرت همانند دور اول حاکمیت خود در تقابل با هند قرار گیرند، اما این بار راه حکومتهای حامد کرزی و اشرفغنی را در پیش گرفتند. تا اینجای کار، کاهش تدریجی روابط با پاکستان، گسترش روابط با آسیای مرکزی و اعتمادسازی با دهلی جدید بخشی از راهبرد سیاست خارجی طالبان بوده است.
همچنین تصور «حکومت دستنشانده» نیز تحقق نیافت. محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان تلویحا گفت که پاکستان در پی تسلط بر آنان است. او گفت که چنین هدفی تحقق نخواهد یافت.
پاکستان نه تنها نتوانست بر طالبان تسلط یابد، حتی میتوان گفت میزان بیاعتمادی و کینه طالبان نسبت به پاکستان، در مواردی از تکنوکراتهای ملیگرای حکومت پیشین نیز عمیقتر است.
عبدالغنی برادر معاون اقتصادی طالبان یکشنبه ۱۹ دلو با اشاره به پاکستان گفت: «تاریخ گواه است که افغانستان لقمه چرب نه بلکه درخت زقوم است.»
برخی چهرههای برجسته طالبان در خاطرات و اظهارات خود به تجربههای تلخشان از برخورد پاکستان اشاره کردهاند؛ از جمله روایتهایی درباره بازداشت، تحقیر و تحویل دادن به امریکا.
سلام ضعیف سفیر پیشین طالبان در پاکستان اخیرا در مصاحبهای داستان تسلیمی خود توسط پاکستان به امریکا را رویت کرد و گفت که برخی خاطرات خود را نتوانسته بنویسد، زیرا پاکستانیها کاری با وی کردند که قادر به بیان آن نیست. این احساسات محدود به یک یا دو نفر نیست. عبدالغنی برادر، معاون اداره طالبان، خیرالله خیرخواه، وزیر سابق اطلاعات و فرهنگ، نورالله نوری، وزیر سرحدات و حتی ملا یعقوب وزیر دفاع طالبان در برابر پاکستان کینه دارند.
انتظار اینکه این چهرهها برای خشنودی پاکستان با متحدان دیرینه خود مقابله کنند، سادهلوحانه است.
کاهش نفوذ
پاکستان طی دههها اثرگذارترین بازیگر خارجی در افغانستان بوده است، اما این نفوذ بهتدریج کاهش یافته است. اغراق نخواهد بود که پاکستان و ایران را تاثیرگذارترین بازیگران میدان افغانستان در چند دهه گذشته بدانیم. با این حال، اخیرا خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان اذعان کرد که نفوذ کشورش در افغانستان کاهش یافته است. او گفت که کشورهایی چون عربستان سعودی، قطر، ترکیه و امارات متحده عربی امروز نفوذ بیشتری در کابل دارند. این در حالی است که پس از بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری گمان میکردند افغانستان عملاً به «ایالت پنجم» پاکستان تبدیل شده است.
بازبینی رویکرد ناکام
با این همه، پاکستان ناگزیر از بازبینی جدی سیاستهای خود در قبال افغانستان است. صرف نقد گذشته کافی نیست. اخراج گسترده و گاه خشن مهاجران افغان، پیوندهای اجتماعی و تاریخی دو ملت را آسیب میزند. روایتهای دردناکی از نحوه برخورد با مهاجران شنیده میشود که با مناسبات همسایگی و اشتراکات فرهنگی سازگار نیست.
در عین حال، هنوز راهبرد تازه و منسجمی در قبال افغانستان شکل نگرفته است. تعلیق روابط تجاری و ترانزیتی، کاهش تعاملات سیاسی و تشدید تنشهای لفظی نهتنها به کاهش ناامنی در پاکستان کمک نکرده، بلکه وضعیت را پیچیدهتر ساخته است. حملات پیچیده اخیر در وزیرستان شمالی و باجور خاطرات جنگ افغانستان را در خاطرهها زنده میکند.
تلاش اسلامآباد برای جلب حمایت قدرتهای غربی نیز ظاهراً با استقبال چندانی در واشنگتن، لندن یا برلین روبهرو نشده است.
واقعیت این است که پاکستان نمیتواند از مسیر طالبان، علیه طالبان اقدام کند. انتظار اقدام قاطع طالبان افغانستان علیه طالبان پاکستانی، با توجه به پیوندهای قومی، اجتماعی، سه دهه همکاری مشترک و اشتراکات ایدئولوژیک، چندان واقعبینانه نیست.
روابط پاکستان با برخی جریانهای مخالف طالبان نیز کمرنگ شده است. نه اسلامآباد به توانایی این جریانها برای تغییر معادله باور دارد و نه آنان به تغییر رویکرد پاکستان اعتماد کردهاند. بیاعتمادی متقابل بر فضا حاکم است. حتی برخی نشستهای مربوط به فعالان مدنی، زنان و رهبران جوان افغان در پاکستان نیز لغو شده که خود نشانهای از همین ابهام در سیاستگذاری است. سال گذشته دور اول این نشست در اسلامآباد تدویر یافت، اما دور دوم به طور اعلام ناشدهای لغو شده است.
افغانستان در سیاست خارجی پاکستان جایگاهی ویژه دارد. امنیت افغانستان و مستقیماً با امنیت ملی آن کشور گره خورده است. افزون بر این، افغانستان مسیر اتصال پاکستان به آسیای مرکزی است؛ منطقهای که به توسعه تجارت با پاکستان علاقهمند است. بنادر کراچی و گوادر در چارچوب پروژههای منطقهای برای کشورهایی چون قزاقستان، ترکمنستان و اوزبیکستان اهمیت حیاتی دارند.
در نتیجه، راهحل بحران کنونی نه در حملات هوایی است، نه در عملیاتهای مخفی مبتنی بر اطلاعات، و نه در قطع روابط تجاری و مردمی. پاکستان ناگزیر است در رویکرد خود نسبت به افراطگرایی و سیاستهای منطقهای بازنگری جدی کند، برای شکلگیری نظامی مشروع و فراگیر در افغانستان تلاش ورزد. توقعات خود از طالبان برای مبارزه با طالبان پاکستانی و جداییطلبان بلوچ را از سر به دور کند.