• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

یک زندانی پیشین: «در زندان موقت کابل شکنجه شدم و فریاد زندانیان را شنیدم»

۱۳ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

«۱۳ روز در زندان موقت کابل که در مقام ولایت کابل موقعیت دارد، زندانی بودم. روز اول که وارد شدم، وضعیت آن‌جا بسیار وحشت‌ناک‌تر از چیزی بود که تصور می‌کردم. شخصی را که بعدا شناختم، آمر نظارت‌خانه بود.

هنگام ورود، باید از مقابل او عبور می‌کردیم. او پایپی در دست داشت که درون آن قطعات کوچک آهن یا سرب جا داده شده بود. با آن شلاق، به گردن، دست‌ها و پاهای زندانیان می‌کوبید. من شخصا به‌دلیل کم‌بودن ریش، سه ضربه آن را تحمل کردم.

کسانی که خال‌کوبی داشتند، با خشونت لت‌وکوب می‌شدند تا سر و صورت‌شان کبود شود.

در کنار زندان مردانه، زندان زنانه نیز بود. پس از ساعت ۱۱ شب، فریاد و ناله‌های زنی را می‌شنیدم که می‌گفت: «کمک، کمک کنید. او مسلمان‌ها!»

او با چنان ترس و وحشتی فریاد می‌زد که انگار با صحنه‌ای هول‌ناک روبه‌رو شده و بر او تجاوز می‌شد. این وضعیت تا ساعت ۳ شب ادامه داشت و پس از آن صداها خاموش می‌شد، گویا روح از تن آنان جدا شده بود.

آن‌جا بود که احساس کردم افغانستان به‌سوی آبادی نمی‌رود، بلکه به‌سوی انزوا روان است. از وطن خود ناامید شدم و از آن پس، همیشه با اشک‌های جاری دعا می‌کنم که خداوند هیچ انسانی را به آن‌جا نبرد.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

وزارت امنیت داخلی امریکا می‌گوید میرزا کتوازی بر اساس قانون مهاجرت قابل اخراج است
۱

وزارت امنیت داخلی امریکا می‌گوید میرزا کتوازی بر اساس قانون مهاجرت قابل اخراج است

۲

وزیر خارجه امریکا می‌گوید پناهجویان افغان در قطر به امریکا منتقل نمی‌شوند

۳

وزیران داخله طالبان و سوریه در عربستان سعودی دیدار کردند

۴

نماینده پارلمان اروپا: دعوت از طالبان به بروکسل، اعتبار و امنیت اروپا را تضعیف می‌کند

۵

یک مرد افغان به ظن قتل همسر سابقش در آلمان بازداشت شد

•
•
•

مطالب بیشتر

یک بازگشت‌کننده از ایران: «کسی صدای ما را نمی‌شنود»

۱۳ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
یک بازگشت‌کننده از ایران: «کسی صدای ما را نمی‌شنود»
100%

«من همراه با پنج عضو خانواده‌ام، یک سال پیش از ایران به افغانستان برگشتم، اما تاکنون هیچ نهادی، نه کارمندان امدادرسان و نه اداره‌های دولتی، حتا یک‌بار هم وضعیت ما را سروی نکرده‌اند.

چندین بار به ریاست مهاجرین ولایت خود مراجعه کردیم، اما هیچ‌کس به صدای ما گوش نکرد. درخواست ما حتا به بخش مربوطه فرستاده نشد و هر بار به ما گفتند که منتظر امر بعدی باشید.

در حالی که در ولسوالی‌های تگاب، نجراب و اله‌سای ولایت کاپیسا، به شماری از بازگشت‌کنندگان چندین بار کمک شده است، به ما همیشه پاسخ رد داده شده است.

ما در ایران زندگی بهتری داشتیم. با تفاهم سفارت افغانستان در ایران، از مهاجرین خواسته شد که به کشور برگردند، اما پس از بازگشت، نه در کمپ مهاجرین و نه در ولایت ما، هیچ کمکی به ما صورت نگرفت.

زندگی زیر حاکمیت طالبان برای ما سخت و دشوار شده است. هیچ‌کس و هیچ نهادی صدای ما را نمی‌شنود.

من لیسانس انجینری برق دارم و چهارده پاس کمپیوتر هستم. در یک سال گذشته، پنج بار امتحان داده‌ام، اما به‌دلیل قوم‌گرایی و خویشاوندی در اداره‌ها، کامیاب نشده‌ام.

جز صبر و خدا، برای ما هیچ چاره‌ای نمانده است. به هر دری که می‌رویم، به‌خاطر تعصبات و خویشاوندی، به روی ما بسته است.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«کشفک در غور حاصلات مردم را از بین برده است»

۱۳ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
«کشفک در غور حاصلات مردم را از بین برده است»
100%

«امسال در افغانستان سیل‌های مدهش و ویرانگر خسارات هنگفت مالی و جانی برجا گذاشت. حالا متأسفانه در ولایت غور یک حشره خطرناک پیدا شده است که بعضی‌ها آن را کشفک و بعضی کشفک می‌گویند.»

از یک مشکل که نجات می‌یابیم، باز مشکل دیگری دامنگیر ما می‌شود. نمی‌دانم تقدیر ما چنین است یا روزگار در حق ما جفا می‌کند.

این حشره شباهت زیادی به ملخ دارد.

متاسفانه کشاورزان غور که وضعیت مناسبی هم ندارند حالا باید بار ضرر ناشی از این حشره را به دوش بکشند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«پس از بسته‌شدن دوکان خیاطی‌ام، نانی برای خوردن ندارم»

۱۳ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
«پس از بسته‌شدن دوکان خیاطی‌ام، نانی برای خوردن ندارم»
100%

«من یک مادر از هرات هستم و فرزان بیماری دارم که در خانه نیاز به نان و دوا دارند. من یک دوکان کوچک خیاطی داشتم، اما دوکانم از سوی امر به معروف بسته شد. از سوی امر به معروف به من گفته شد که زن حق کار در بیرون و دکانداری را ندارد.

خیلی تلاش کردم با آنها گفت‌وگو کنم، بسیار گریه کردم و بسیار اصرار کردم اما قبول نکردند و حتا خشونت کردند.

حالا شما قضاوت کنید که من باید چه کار کنم. من یک مادر تنها هستم که جز خدا دیگر راهی ندارم. خودم از تشویش زیاد مریض شده‌ام و فشار عصبی پیدا کرده‌ام.

لطفا صدای مرا به گوش مسئولان برسانید.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

خانواده‌ای در فاریاب: «چهار روز است جسد عزیز ما از آب بیرون آورده نشده است»

۱۳ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
خانواده‌ای در فاریاب: «چهار روز است جسد عزیز ما از آب بیرون آورده نشده است»
100%

«یک عضو خانواده ما در ولایت فاریاب، ولسوالی پشتونکوت، قریه سرحوض، در آب‌بند غرق شده است. امروز روز چهارم است، اما جسد عزیز ما هنوز از آب بیرون آورده نشده است.

ما این موضوع را به مقام‌های بلندپایه کشور و اداره‌های مربوط در ولایت گزارش داده‌ایم، اما متأسفانه با بی‌توجهی روبه‌رو شده‌ایم. از تیم‌های دولتی شناوری و نجات نیز درخواست کمک کرده‌ایم، اما آن‌ها هم پاسخ مثبتی نداده‌اند.

چهار روز است که با هزینه شخصی خود نیرو و تجهیزات مختلف، از جمله دوربین‌های ضدآب و هر وسیله‌ای را که در توان و فکر ما بوده، تهیه و استفاده کرده‌ایم، اما تاکنون هیچ نتیجه‌ای به دست نیامده است.

حق انسانی و بشری ما نادیده گرفته شده و خانواده ما در وضعیت بسیار دشوار و دردناکی قرار دارد.

از مردم افغانستان می‌خواهیم صدای ما را بشنوند و این پیام را به گوش مسئولان و مردم برسانند تا هرچه زودتر برای یافتن و بیرون آوردن این جسد همکاری و اقدام لازم صورت گیرد.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک زندانی پیشین: «پس از سه سال آزادی هنوز درد و آثار شکنجه با من است»

۱۱ جوزا ۱۴۰۵، ۲۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
یک زندانی پیشین: «پس از سه سال آزادی هنوز درد و آثار شکنجه با من است»
100%

«من چهار ماه در زندان طالبان بودم، به جرم این‌که حق آموزش را برای دختران افغانستان می‌خواستم. طالبان نه‌تنها در زندان‌هایش سخت‌ترین شکنجه‌ها را دارد، بلکه بیشتر شبیه یک باند اختطاف‌گری برخورد می‌کند. وقتی افراد را دستگیر می‌کند، حتی به‌آسانی اجازه تماس با خانواده را نمی‌دهد.

وقتی توسط استخبارات طالبان در کابل 'ربوده شدم' ۴۵ روز درباره زنده بودن و محل نگهداری من به خانواده‌ام هیچ اطلاعاتی داده نشد.

حتی خانواده من فکر می‌کرد که شاید قبر من بی‌نشان باشد و از زنده بودن من کاملاً ناامید شده بود.
طالبان برای ۴۵ روز به من اجازه تماس نداد و این برایم شبیه این بود که گویا ربوده شده‌ام.
ملاقات حضوری من بعد از دو ماه اجازه داده شد و توانستم خانواده‌ام را پشت شیشه‌های زرهی ملاقات کنم.
طالبان می‌گوید در زندان‌هایش شکنجه نیست، اما من خودم شاهد عینی شکنجه بودم.

دیدم که چگونه با چشم‌های بسته و دست‌های بسته مرا شکنجه می‌کرد. افراد طالبان چنان مرا شکنجه کردند که پس از سه سال آزادی، هنوز درد و آثار این شکنجه با من است و در هر جایی باشد، می‌توانم از شکنجه‌های وحشیانه آن‌ها سخن بگویم.
من حتی افرادی را دیدم که زخم‌های بدن‌شان در بدترین حالت بود، اما در زندان نگهداری می‌شدند. فردی را دیدم که استخوان انگشت خود را با دست دیگرش از میان زخم‌ها بیرون کشید.
فردی را دیدم که پایش تازه جراحی شده بود، چون زخمی شده بود. او را با ابزار و لباس شفاخانه در زندان انداخته بودند و حتی توان رفتن به تشناب را نداشت.»


«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»