مادر افغان: «هر روز میبینم امید از چشمان دخترم کمرنگتر میشود»

«من یک مادر افغان هستم که این نامه را با قلبی شکسته برای شما مینویسم. نمیدانم صدایم به گوش چه کسی خواهد رسید، اما امیدوارم کسی درد من و دخترم را بشنود.

«من یک مادر افغان هستم که این نامه را با قلبی شکسته برای شما مینویسم. نمیدانم صدایم به گوش چه کسی خواهد رسید، اما امیدوارم کسی درد من و دخترم را بشنود.
سالهاست که با مشکلات فراوان زندگی میکنیم. دخترم آرزوهای بزرگی داشت. میخواست درس بخواند، آیندهای بسازد و برای جامعهاش مفید باشد. اما امروز او مانند هزاران دختر افغان دیگر با ناامیدی و محرومیت روبهرو است.
هر روز که میگذرد، میبینم که امید از چشمان دخترم کمرنگتر میشود و این بزرگترین درد یک مادر است.
من شبها از فکر آینده دخترم خواب ندارم. نمیدانم فردا چه خواهد شد و چگونه میتوانم او را از این همه نگرانی و سختی نجات دهم.
ما فقط یک زندگی عادی، امنیت، آموزش و فرصتی برای ساختن آینده میخواهیم.
از شما خواهش میکنم داستان ما و صدای دختران افغان را بازتاب دهید. بگذارید جهان بداند که پشت آمارها و خبرها، مادرانی هستند که هر روز با اشک زندگی میکنند و دخترانی که آرزوهایشان در حال خاموش شدن است.
من و دخترم به امید و حمایت نیاز داریم. شاید شنیده شدن صدای ما بتواند دری را به سوی آیندهای بهتر باز کند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»