آتشسوزی در هرات یک کشته و میلیونها افغانی خسارت برجای گذاشت
وزارت داخله طالبان میگوید که بر اثر آتشسوزی در فاز دوم شهرک صنعتی هرات یک نفر کشته شده و این حادثه ۲۰ میلیون افغانی خسارت وارد کرده است.
طالبان گفته آتشنشانها به ارزش ۶۵۰ میلیون افغانی اموال تاجران را نجات دادهاند.
عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان در خبرنامهای نوشت این آتشسوزی حوالی ساعت ۳:۰۰ بامداد شنبه، ۳۰ جوزا در کارخانه نور آریا در فاز دوم شهرک صنعتی هرات رخ داده است. او افزود که این کارخانه در زمینه تولید کاغذ و مقوا فعالیت دارد.
طالبان درباره علت این آتشسوزی ابرازنظر نکرده است. باشندگان هرات پیشتر از بلند شدن ستون دود در شهرک صنعتی خبر داده بودند.
وزارت داخله طالبان همزمان از وقوع یک آتشسوزی دیگر در ناحیه اول شهر جلالآباد خبر داده است. این وزارت گفته آتشنشانها در ننگرهار اموال مردم به ارزش یک میلیون افغانی را از فرو رفتن به کام آتش نجات دادند.
سیریک ژومانگارین، معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد قزاقستان که در رأس یک هیئت بلندپایه وارد کابل شد، روز شنبه (۳۰ جوزا) با محمدحسن آخند، رئیسوزرای طالبان در ارگ دیدار و گفتوگو کرد.
معاون صدراعظم قزاقستان گفته است که کشورش به دنبال افزایش سطح واردات از افغانستان است.
او همچنین از ورود محموله جدید کمکهای بشردوستانه قزاقستان شامل ۸ واگن قطار (حاوی خیمه، دارو و اقلام ضروری) برای حمایت از مهاجران عودتکننده و آسیبدیدگان حوادث طبیعی خبر داد. همزمان، یک تیم از پزشکان متخصص قزاقستانی نیز برای ارائه خدمات درمانی وارد کابل شدهاند.
به گفته طالبان، در این دیدار، ژومانگارین به نمایندگی از رئیسجمهور قزاقستان، به طور رسمی از ملا محمدحسن آخند دعوت کرد تا به آستانه سفر کند. متقابلاً رئیسوزرای طالبان نیز از رئیسجمهور قزاقستان برای سفر به کابل دعوت به عمل آورد.
همزمان با این دیدار، «مجمع اقتصادی افغان-قزاق» با حضور مقامات طالبان و نمایندگان برجسته بخش خصوصی دو کشور در کابل برگزار شد.
در این مجمع، نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت طالبان و وزیر اقتصاد ملی قزاقستان، بر اراده قوی دو طرف برای گسترش روابط اقتصادی، سرمایهگذاری متقابل و تقویت حملونقل و ترانزیت تاکید کردند.
وزیران اقتصاد قزاقستان و طالبان
نورالدین عزیزی در این مجمع اعلام کرد که حجم مبادلات تجاری میان افغانستان و قزاقستان از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ میلادی، در حدود ۱۰۰ درصد و نسبت به سال گذشته حدود ۴۱ درصد افزایش یافته است.
عزیزی با اشاره به امضای نقشهراه اقتصادی میان دو کشور گفت: «تعیین هدف برای رساندن میزان تجارت دو کشور تا سقف ۳ میلیارد دالر، یک هدف واقعبینانه و قابل دستیابی است.»
او تاکید کرد که برای رسیدن به این هدف، نیاز به ایجاد تسهیلات بیشتر، توسعه همکاریهای بانکی، تقویت ترانزیت، حملونقل و ایجاد فرصتهای بیشتر برای سرمایهگذاری متقابل است. وزیر صنعت و تجارت طالبان همچنین از بازرگانان قزاقستانی خواست تا در بخشهای زراعت، معادن، صنایع تبدیلی، لجستیک و انرژی در افغانستان سرمایهگذاری کنند.
سفر این هیئت بلندپایه به کابل و تلاش برای امضای نقشهراه تجارت ۳ میلیارد دالری در حالی صورت میگیرد که طالبان به دلیل چالشها و تنشهای مداوم مرزی و تجارتی با پاکستان، به شدت در تلاش است تا مسیرهای ترانزیتی و شرکای اقتصادی خود را به سمت کشورهای آسیای مرکزی تغییر دهد.
قزاقستان اگرچه اداره طالبان را به رسمیت نمیشناسد، اما در سال گذشته نام این گروه را از فهرست سازمانهای تروریستی خود حذف کرد و در حال حاضر یکی از اصلیترین تأمینکنندگان گندم، آرد و فرآوردههای استراتژیک کشاورزی افغانستان به شمار میرود.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به مناسبت روز جهانی پناهجو اعلام کرد که وجود یک افغانستان امن، باثبات و از نظر اقتصادی تابآور، برای بازگشت با عزت و ادغام مجدد و پایدار پناهجویان افغان در کشورشان ضروری است.
شهباز شریف در پیام خود به مناسبت ۲۰ جون، روز جهانی پناهجو، گفت که پاکستان با جامعه بینالمللی در ابراز همبستگی با پناهجویان در سراسر جهان همصدا است.
نخستوزیر پاکستان تأکید کرد که در سطح جهانی، این روز برای ترویج حس همدلی با پناهجویان و افزایش آگاهی در مورد مصایب و سختیهایی که آنها متحمل میشوند، گرامی داشته میشود.
آقای شریف با اشاره به تاریخچه حضور پناهجویان افغان در کشورش گفت: «برای پاکستان، این موضوع صرفاً ابراز یک احساس در یک روز خاص نیست؛ بلکه بازتابدهنده یک تعهد بشردوستانه است که ملت ما نزدیک به نیم قرن آن را در عمل نشان داده است.»
او افزود که پس از رویدادهای سال ۱۹۷۹ میلادی، میلیونها شهروند افغانستان برای فرار از جنگ و ناامنی به پاکستان پناه آوردند و این کشور با وجود منابع محدود خود، نه تنها مرزها، بلکه آغوش خود را به روی نسلهای متوالی آنها گشود.
نخستوزیر پاکستان مدعی شد که کشورش در راستای سنتهای بشردوستانه خود، با ایجاد شهرکها و کمپها، بیش از چهار دهه به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای میزبان پناهجویان در جهان باقی مانده و چندین نسل از خانوادههای افغان با عزت در این کشور زندگی کردهاند.
اظهارات شهباز شریف در مورد «پناه دادن با عزت» به افغانها در حالی مطرح میشود که دولت پاکستان از سپتمبر ۲۰۲۳ به اینسو، روند اخراج گسترده و اجباری پناهجویان بدون مدرک افغان را آغاز کرده است؛ روندی که بر اساس آمارهای اسلامآباد، تا جون ۲۰۲۶ منجر به بازگشت بیش از ۲.۴ میلیون افغان به کشورشان شده است.
از سوی دیگر، این پیام در شرایطی صادر میشود که روابط میان اسلامآباد و اداره طالبان به دلیل مسائل امنیتی، حملات فرامرزی اخیر و حضور پناهگاههای تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، به شدت متشنج شده و آتشبس میان دو طرف عملاً فروپاشیده است.
سازمان عفو بینالملل در روز جهانی پناهندگان گفت که میلیونها افغان در سراسر جهان با اخراج مواجهاند و روند بازگرداندن اجباری آنها در حال افزایش است.
این سازمان میگوید که مهاجران افغان پس از بازگشت به افغانستان با شدیدترین بحران انسانی جهان و نقض حقوق بشر روبهرو هستند.
عفو بینالملل شنبه، ۳۰ جوزا در بیانیهای نوشت که مهاجران افغان در برخی از کشورهای میزبان با بازداشت خودسرانه، جدایی از خانواده مواجهاند. این سازمان تاکید کرد که پس از باگشت نیز، زندگی آنها را خطرات مختلف در افغانستان تهدید میکند.
فقر، بیکاری، ممنوعیت آموزش، آوارگی، نبود امکانات و خدمات ضروری در افغانستان از مشکلات سر راه بازگشتکنندگان افغان است.
سازمان عفو بینالملل از کشورهای جهان خواست اخراج غیرقانونی مهاجران افغان را متوقف کنند. این نهاد تاکید کرد که باید از افراد نیازمند طبق قوانین بینالمللی حقوق بشر محافظت شود.
بربنیاد گزارشهای ملل متحد، در حال حاضر دستکم ۲۱ میلیون افغان نیازمند کمکهای بشردوستانه هستند. ملل متحد هشدار داده که بازگشت بیرویه مهاجران افغان وضعیت بشری در این کشور را وخیمتر کرده است.
شماری از شهروندان در ولایتهای کابل، غزنی و هرات میگویند که افراد طالبان با عزاداران محرم بدرفتاری و خشونت میکنند.
آنها به افغانستان اینترنشنال گفتند که نیروهای طالبان پرچمهای محرم را پایین میکنند و پارچههای سیاه مکانهای برگزاری مراسم عزاداری را پاره میکنند.
این شهروندان با فرستادن پیام و ویدیو به افغانستان اینترنشنال گفتند طالبان بار دیگر از برگزاری مراسم محرم جلوگیری میکند. آنها میگویند ماموران طالبان با عزاداران برخورد تحقیرآمیز و خشونتبار دارند.
اخیرا، شورای علمای شیعه افغانستان با انتشار بیانیهای از اداره طالبان خواست امنیت مراسم عزاداری را در سراسر کشور تأمین کند. این شورا بر فراهم شدن فضایی آرام، امن و عاری از هرگونه محدودیت برای برگزاری مراسم عاشورا تأکید کرده است.
یک باشنده دشتبرچی کابل گفت: «طالبان حقوق شیعیان را پایمال میکند و زندگی را برای آنها دشوار کرده است.» او افزود طالبان برخلاف تعهد و ادعاهایی که در رسانهها مطرح میکند، امسال نیز، برای برگزاری مراسم محرم محدودیتهای زیادی وضع کرده است.
یکی از باشندگان شهرک حاجقربان در منطقه شیدایی هرات گفت که ماموران طالبان عصر چهارشنبه ساکنان محل را وادار کردند که پرچمهای عزاداری محرم را پایین بیاورند.
همزمان یک باشنده دشتبرچی کابل گفت امر به معروف طالبان اوایل روز شنبه پرچمهای محرم را از دکانها، خانهها و مکانهای ویژه عزاداری جمعآوری کردند. او افزود که امر به معروف تمام نمادهای محرم را در برچی با زور و خشونت برچیده است.
شهروند دیگری از غزنی با فرستادن ویدیویی گفت: «ماموران طالبان جمعهشب طی گشت سیار تمامی پرچمها را پایین کشیدند سیاهپوشها را پاره کردند.»
این نخستین بار نیست که طالبان با عزاداران محرم در افغانستان بدرفتاری میکند. این گروه در نزدیک به پنج سال سلطه بر افغانستان بارها از برگزاری مراسم مذهبی شیعیان جلوگیری کرده و عزاداران را بازداشت کرده است.
پیشتر، سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در نشست رهبری وزارت داخله این گروه بر اتخاذ تدابیر لازم برای تأمین امنیت شهروندان در جریان ماه محرم تأکید کرد.
در راهروی روشن یک شفاخانه در شمال کپنهاگن، مرد جوانی از اتاق کاری بیرون میشود با قرارداد کاری که امضای آن آسان نبود.
ماه دیگر، او قرار است همینجا، در یکی از بزرگترین شفاخانههای پایتخت دنمارک، روپوش سفید پزشکی به تن کند و کارش را در بخش قلب آغاز کند.
اما پشت این موفقیت، داستان طولانی نهفته است که از راهروهای مدرن کپنهاگن آغاز نمیشود؛ از جایی بسیار دورتر شروع میشود. از میان کوههایی که زمانی حتی نامشان هم روی بسیاری از نقشهها دیده نمیشد.
درهای به نام «سیوک»
جایی در قرهباغ غزنی افغانستان؛ محلی که خانهها از گل ساخته شده بودند، زمینها کوچک بودند و کوهها بزرگتر از رؤیاهای کودکان.
در یک شب سرد ماه قوس سال ۱۳۷۱، کودکی به دنیا آمد که پدرش نامش را «فیروز» گذاشتند؛ نامی که معنای پیروزی را در خود داشت.
اما زندگی خیلی زود آزمونهایش را آغاز کرد.
افغانستان در آن سالها آرام نبود. جنگهای داخلی، بیثباتی و ترس، مثل سایهای سنگین روی خانهها افتاده بود. فیروز هنوز نوزادی بیش نبود که پدرش را از دست داد.
او بعدها پدر را فقط از روی روایت دیگران شناخت؛ «مردی چهارشانه، نسبتا قدبلند، ورزشکار، بسیار شجاع و نترس.»
فیروز اما با جای خالی پدر بزرگ شد.
یکی از ماندگارترین تصویرهای کودکی او، روزی است که همراه مادرش راه خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری را پیش گرفته بود.
بعد از تصمیمی که خودش از آن چیزی نمیدانست، قرار شد فیروز و خواهر کوچکترش به خانه پدر بازگردند. راه، جاده نبود. پنج ساعت پیادهروی بود از میان کوهها.
مادر تا نیمه راه همراهشان آمد. بعد گفت برای خداحافظی به خانه خاله میرود. رفت و دیگر برنگشت.
فیروز کوچک، بارها پشت سرش را نگاه کرد؛ منتظر بود مادر دوباره از پشت پیچ کوهها ظاهر شود. اما آن روز، کودکی چیزی را از دست داد که بعدها سالها دنبالش گشت: یک آغوش.
سالها بعد، وقتی درباره آن روزها حرف میزند، نمیخواهد کسی را مقصر بداند. میگوید کودکی او نتیجهٔ مجموعهای از شرایط بود؛ جنگ، نابسامانی، فقر، سنتها و تصمیمهایی که بزرگترها در زمانهای سخت گرفتند.
راه دره سیوک
چوپانی که رؤیا میبافت
سالها گذشت. فیروز در همان کوهها بزرگ شد و در آستانهٔ ۱۱ سالگی مسئولیت چوپانی گلهای از گوسفندان بر دوشش نهاده شد.
هر صبح زود، کودک چوپان راه کوه را پیش میگرفت؛ مراقب حیوانات، مراقب خطر گرگها و مراقب تنهایی خودش. او هر ماه در بدل مراقبت از رمه، خریطهای گندم میگرفت.
روزهایش با نان ساده، کوههای بلند و شبهایش با آسمانی پر از ستاره میگذشت.
اما در میان طنین صدای گوسفندان در سکوت درهها، چیزی در ذهنش ساخته میشد: یک رؤیا.
او نمیدانست این رؤیا او را تا کجا خواهد برد؛ فقط میدانست که این دره، هرچقدر زیبا باشد، برای تمام آرزوهایش کافی نیست.
فیروز سال بعد از آغاز چوپانی توانست به مکتب برود. بهدلیل سنش درس را از صنف دو شروع کرد. اما مکتبرفتن هرگز به معنای رهایی از دست کار نبود. بعد از مکتب او دوباره به دنبال گوسفندان و بزها میرفت یا به پدربزرگ در کشاورزی کمک میکرد.
او صنف دوم، سوم و چهارم را همراه با مالداری و کشاورزی گذراند. هنوز هم بعضی از مردم روستا او را اینگونه به یاد دارند: پسربچهای که با کتابی در آغوش از پشت گوسفندان و بزها راه میافتاد. روی سنگهای دره مینشست و مشق مینوشت.
در ۱۴ سالگی صنف پنجم را در زادگاهش شروع کرد، اما صنف پنج هرگز تمام نشد. چون حجم کارها بیشتر شده بودند. کارهای مزرعه و جمع کردن علف و آذوقه حیوانات برای زمستان، جمع کردن هیزم برای زمستان، و جمع کردن هیزم برای فروش و تأمین معیشت.
۱۱ سالگی فیروز. روزی که مادربزرگ او را به مراسم ازدواج یکی از بستگان برد. چهره او از یک عکس دستهجمعی عروسی گرفته شده است.
در ۱۵ سالگی تصمیم گرفت برود.
سفری نه از روی ماجراجویی، بلکه از روی ضرورت. روستا درگیر جنجالهایی بود که فیروز نمیخواست گریبانگیر او نیز شود.
افغانستان را ترک کرد و راه ایران را در پیش گرفت؛ سفری غیررسمی، پر از ترس، بدهکاری و مواجهه با آدمهای ناشناس.
آخرین بار در غزنی اما به دیدار مادر رفت. او آنروز پس از ۱۰ و نیم سال مادر را میدید، اما فرصت دیدار طولانی نبود. دیدار نیمساعته عطش او را ننشاند.
در ایران، در شهر یزد، زندگی تازهای آغاز شد. اما این زندگی آسان نبود. در ایران او هر کاری کرد و به هر شغلی دست زد. ماهها کار ساختمانی، آجرچینی و کارهای سخت. روزهایی طولانی در کارخانه.
در ایران دستیافتن به رؤیاهای فیروز سخت بود. او حس میکرد سالهاست پشت یک در بسته منتظر نشسته است. دستانش خسته بودند، اما ذهنش هنوز آماده نبود از رؤیای خود دست بردارد.
وقتی دیگران بعد از کار استراحت میکردند، فیروز به کلاس زبان میرفت. کمپیوتر یاد میگرفت. تلاش میکرد چیزی بسازد که هنوز وجود نداشت. یک آیندهٔ متفاوت.
چهار سال انتظار پشت درهای بسته
بعدتر مسیر فیروز به اروپا رسید. از راه دشوار مسافرت غیررسمی.
او در ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹ در ۱۷ سالگی وارد دنمارک شد؛ کشوری با زبان ناشناخته، سیستم تازه و آیندهای نامعلوم.
اما سختترین بخش مسیر، نه زبان بود و نه درس. سختترین کار برای او گرفتن مدارک رسمی اقامت بود. چهار بار جواب رد گرفت. چهار سال و چهار ماه در سیستم پناهجویی زندگی کرد. در شش مرکز مختلف.
هر نامه از اداره مهاجرت میتوانست سرنوشتش را تغییر دهد. میگوید هر بار باز کردن آن نامهها، ضربان قلبش را بالا میبرد؛ چون نمیدانست آیا یک قدم به آینده نزدیک شده یا دوباره به نقطه صفر برگشته است. اما یک چیز را رها نکرد: یادگیری.
زبان دنمارکی را آموخت؛ زبانی که کلید ورودش به جامعه جدید بود.
بعد وارد مسیر آموزشی دنمارک شد؛ دورههای معادل دبیرستان را گذراند و با نتایج عالی به دانشگاه رسید.
روزی که گذشته و آینده به هم رسیدند
در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ وارد رشته پزشکی دانشگاه کپنهاگن شد؛ یکی از معتبرترین دانشگاههای دنمارک.
برای بسیاری، ورود به دانشگاه پایان یک رقابت است. برای فیروز، شروع فصل تازهای بود.
فصلی که در آن کودک چوپان سیوک باید با دانشجویان بهترین سیستم آموزشی اروپا رقابت میکرد. فیروز میگوید: «من فقط یک درس را نمیخواندم. همزمان باید دنمارکی یاد میگرفتم. همزمان باید انگلیسی یاد میگرفتم. بخشی از درسها به دنمارکی بود. بخشی دیگر به انگلیسی. بسیاری از منابع و کتابها به انگلیسی بودند. گاهی حتی برای فهمیدن یک پاراگراف باید چند لغتنامه تخصصی پزشکی را بررسی میکردم.»
او میگوید در آن سالها فقط در حال یاد گرفتن آناتومی، بیولوژی، فیزیولوژی، بیوشیمی یا طب نبود؛ همزمان زبان میآموخت، جامعه را میشناخت، باسیستم آموزشی جدید آشنا میشد، روش امتحان دادن را بلد میشد و از همه مهمتر در پی ساختن پایههایی بود که همصنفیهایش سالها قبل در مکتب ساخته بودند.
او توانست زندگی خود را در دنمارک سر و سامان دهد و وقتی که مدارک سفر خود را به دست آورد، مادرش را پیدا کرد و دوباره او را در ایران در آغوش کشید.
روز چهارشنبه ۱۳ جوزا ۱۴۰۵، آخرین امتحان پزشکی خود را سپری کرد. و ۱۲ نمره به دست آورد. بالاترین نمره در سیستم نمرهدهی دنمارک.
اما برای فیروز، آن عدد فقط یک نمره نبود. تمام مسیرش بود. از کوههای غزنی، دوری از مادر، سالهای تنهایی، کارگری در ایران، اردوگاههای پناهندگی، شبهای پر از نگرانی و همه لحظههایی که میتوانست تسلیم شود اما نشد.
دکتر فیروز کار را در بخش قلب یکی از بزرگترین شفاخانههای کپنهاگن آغاز خواهد کرد.
حالا او منتظر مراسم سوگند پزشکی در دانشگاه کپنهاگن است.
فیروز از ماه اسد پیشرو، کار حرفهای خود را در بخش قلب یکی از بزرگترین شفاخانههای کپنهاگن آغاز خواهد کرد.
روزی که کودکی از یک دره دورافتاده، قرار است قلبهای انسانهای دیگر را درمان کند.
شاید زندگی همیشه راههای مستقیم ندارد. زندگی گاهی از میان کوهها میگذرد، گاهی از مرزها، گاهی از سالهای انتظار. اما بعضی آدمها ثابت میکنند که یک رؤیا، اگر زنده بماند، میتواند از یک دره کوچک در غزنی شروع شود و در قلب اروپا به شکوفایی برسد.
شفاخانهای که فیروز در آن کارش را شروع خواهد کرد
۳۰ جوزا که مصادف است با ۲۰ جون بهعنوان روز جهانی پناهندگان نامگذاری شده است.
این روز توسط سازمان ملل متحد برای افزایش آگاهی درباره وضعیت پناهندگان در سراسر جهان، حمایت از حقوق آنان و قدردانی از پایداری و تلاشهایشان تعیین شده است. این مناسبت از سال ۲۰۰۱ بهطور رسمی گرامی داشته میشود.
براساس آمار کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان افغانستان در میان شش کشوری است که بیشترین پناهنده را در جهان دارد.
سند فراغت فیروز حسینی از دانشکده پزشکی دانشگاه کپنهاگن