• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

«من فقط می‌خواهم زندگی کنم»

۹ سرطان ۱۴۰۵، ۰۶:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

«من دختری از افغانستان هستم؛ دختری که مثل هزاران دختر دیگر در این کشور، میان محدودیت‌ها، درد و بی‌صدایی زندگی می‌کند. سال‌هاست که دختران افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان محروم شده‌اند؛ حق آموزش، حق کار، حق آزادی و حق ساختن آینده. اما درد من فقط به همین محدودیت‌ها ختم نمی‌شود.

من مبتلا به بیماری VSD هستم؛ بیماری‌ای که هر روز وضعیت جسمی‌ام را بدتر و زندگی‌ام را سخت‌تر می‌کند. پزشکان بارها گفته‌اند که برای درمان، باید هرچه زودتر خارج از افغانستان جراحی شوم، چون امکانات لازم برای درمانم در اینجا وجود ندارد. اما هزینه این جراحی بسیار بالاست و من توان پرداخت آن را ندارم.

هم به هلال احمر و هم به بسیاری از موسسه‌های خیریه در هرات مراجعه کردم. با تمام آزمایش‌ها و مدارک پزشکی که ثابت می‌کند بیمارم، باز هم خیلی‌ها حتی بیماری مرا باور نکردند. به جای این‌که دستم را بگیرند، بارها با توهین، تحقیر و ناامیدی روبه‌رو شدم.
در هلال احمر به من گفتند به خاطر سنم نمی‌توانند کمکم کنند، چون فکر می‌کنند اگر برای درمان از کشور خارج شوم، شاید دیگر برنگردم. نمی‌دانم چرا باید به خاطر دختر بودن، به خاطر شرایطی که هیچ اختیاری در آن نداشته‌ام، حتی حق درمان و خوب شدن هم از من گرفته شود.

آیا یک دختر در افغانستان حق ندارد زنده بماند؟ آیا ما حتی برای نجات جان خود هم باید بجنگیم؟ چرا باید حق زندگی و درمان، که ساده‌ترین حق هر انسان است، برای ما به یک آرزو تبدیل شود؟

هر روز که می‌گذرد، حال جسمی‌ام بدتر می‌شود و نیازم به جراحی فوری‌تر. اما در کنار درد جسم، درد بی‌باوری و بی‌مهری مردم هم قلبم را می‌شکند. گاهی احساس می‌کنم درد واقعی فقط بیماری نیست، بلکه این است که هیچ‌کس رنجت را نبیند و صدایت را نشنود.

راستش را بگویم، حتی حالا که این متن را می‌نویسم و می‌فرستم، باز هم می‌ترسم به جای حمایت، دوباره تحقیر و توهین شوم. چون هر دری را که زدم، با ناامیدی برگشتم. اما با تمام این ناامیدی‌ها، باز هم خواستم یک بار دیگر شانس خودم را امتحان کنم و صدایم را به شما برسانم.

از شبکه‌های خبری، رسانه‌ها، نهادهای انسانی و مردم جهان خواهش می‌کنم صدای مرا بشنوند. من فقط از شما کمک مالی نمی‌خواهم؛ من از شما می‌خواهم صدای یک دختر بیمار و فراموش‌شده باشید. شاید شنیده شدن صدایم بتواند راهی برای نجات زندگی‌ام باز کند.

من فقط می‌خواهم زندگی کنم. فقط می‌خواهم فرصت درمان داشته باشم، سالم شوم و مثل هر انسان دیگری حق داشتن آینده، امید و زندگی را از دست ندهم.

اگر صدای من شنیده شود، شاید هنوز امیدی برای نجاتم باقی مانده باشد.»


«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

بلخ چگونه سقوط کرد؟
۱

بلخ چگونه سقوط کرد؟

۲

رهبران نظامی طالبان بر سر عملیات بدخشان اختلاف نظر دارند

۳

یک گام تا سقوط پایتخت؛ روزی که ۷ ولایت به‌دست طالبان افتاد

۴

گزارش اکونومیست: طالبان میانه‌رو از هبت‌الله می‌ترسند

۵

کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران از طالبان خواست به سرکوب رسانه‌ها را پایان دهد