این نویسنده برای جلوگیری از بازداشت، سالها پیش از چین گریخته است. او در یادداشت خود نوشته است که نزدیک به یک دهه از دخترش در زادگاهش دور مانده و نگران است که شماری از بستگانش بازداشت شده باشند.
این شهروند ایغور، سیاستهای بیجینگ را تلاشی سازمانیافته برای همگونسازی اجباری اویغورها با جامعه چین توصیف کرده که باعث فروپاشی بسیاری از خانوادههای ایغور شده است.
او همچنین به سیاستهای هدفمند برای تضعیف بنیانهای فرهنگی و اجتماعی اویغورها اشاره کرده و به گزارشی از روزنامه فایننشل تایمز در ماه می استناد میکند.
بر اساس این گزارش، کودکان اویغور از خانوادههایشان جدا شده و به مکاتب شبانهروزی منتقل میشوند؛ جایی که استفاده از زبان مادری ممنوع است. علاوه بر این، نشرات و ادبیات به زبان اویغوری نیز بهطور گسترده حذف یا محدود شده است.
این نویسنده همچنین به واکنشهای بینالمللی اشاره کرده و یادآور شده است که گزارش سال ۲۰۲۲ سازمان ملل متحد، احتمال ارتکاب «جنایت علیه بشریت» در چین را مطرح کرده است.
به گفته او، برخی کشورها نیز این اقدامات را نسلکشی خوانده، واردات کالاهای مرتبط با کار اجباری اویغورها را ممنوع و تحریمهایی علیه چین وضع کردهاند.
با این حال، او تأکید میکند که این اقدامات تاکنون نتوانسته تغییری اساسی در سیاستهای چین ایجاد کند و جامعه جهانی در حمایت مؤثر از اویغورها ناکام مانده است.
با وجود آنکه چین به داشتن سیاستهای سختگیرانه در قبال مسلمانان، بهویژه اویغورها، متهم است این موضوع در سطح سیاسی منطقهای نیز با سکوت برخی بازیگران دیگر همراه بوده است.
در این میان، طالبان که معمولا در برابر مسائل مرتبط با جهان اسلام موضعگیری سریع و انتقادی دارند، در قبال این موضوع واکنش علنی قابل توجهی نشان ندادهاند.
روابط نزدیک و رو به گسترش میان طالبان و چین، بهویژه در حوزههای سیاسی و اقتصادی، از سوی ناظران بهعنوان یکی از عوامل این سکوت مطرح میشود.