رئیسوزرای طالبان از روند ساخت خط دوم جاده کابل–جلالآباد بازدید کرد
محمد حسن آخند، رئیسوزرای طالبان، روز پنجشنبه از روند ساخت خط دوم جاده کابل–جلالآباد واقع در ولسوالی سروبی ولایت کابل، بازدید کرد. این اولین بار است که رئیسوزرای طالبان از پروژه جادهسازی بازدید میکند.
براساس خبرنامه ارگ طالبان که روز پنجشنبه، ۱۱ سرطان منتشر شد، حسن آخند در جریان این بازدید گفته است که با تکمیل این پروژه در زمینه ترانسپورت و تقویت اقتصاد مناطق تسهیلات بوجود خواهد آمد.
رئیسوزرای طالبان کمتر با مقامهای طالبان دیدار می کند و سفرهای خارجی و ولایتی ندارد.
مقامهای طالبان در عقرب سال ۱۴۰۳ از آغاز پروژه ساخت خط دوم شاهراه کابل-جلالآباد خبر داده و گفته بودند که این جاده با هزینه حقالعبور تکمیل میشود.
طالبان میگوید کار ساختمانی بخش دوم این پروژه به طول ۳۲ کیلومتر از سمت کابل آغاز شده و حدود ۲۰ درصد پیشرفت داشته است.
به گفته طالبان کار اجرایی بخش اول این جاده نیز به طول ۲۲ کیلومتر از سمت ننگرهار در حال انجام است.
روز پنجشنبه، پیکر یک نویسنده و کنشگر جوان که هنگام کار در یک معدن طلا جان باخته بود، در ولسوالی شکی بدخشان به خاک سپرده شد.
ناجی بیگزاد پس از بازگشت طالبان به قدرت، به تنهایی به ایران مهاجرت کرد. اندکی بعد، همسر و فرزاندنش نیز پس از آنکه نتوانستند هزینه ویزای ایران را تهیه کنند، از راه قاچاق به او پیوستند.
این خانواده پس از نزدیک به چهار سال زندگی دشوار در ایران، ناچار شدند به افغانستان بازگردند.
بیگزاد در یادداشتهایی که در حساب کاربری خود در فیسبوک منتشر کرده بود، تجربه زندگی بهعنوان یک مهاجر در ایران را روایت کرده است.
او در یکی از یادداشتهایش در ماه سرطان سال گذشته نوشته بود که مهاجران افغان در ایران با میزانی از «حقارت و نفرت» روبهرو هستند که پیش از مهاجرت هرگز تصورش را نمیکرد: «نگاه از بالا به پایین و تحقیرآمیز، اینجا وحشتناک است و وصفناپذیر، متأسفانه.»
او همچنین نوشته بود که در اعتراض به بدرفتاری با مهاجران و «زندگی خفتبار در ایران»، ترجیح میدهد به «جهنم طالبانی» بازگردد: «چون اگر در آن جهنم (افغانستان) جسم آدمی در خطر باشد، اینجا روح آدمی صدمه میبیند.»
«به کودکانم میگویم فریب فرهنگ و زبان مشترک را نخورند»
ناجی بیگزاد در ادامه این یادداشت از بدرفتاری با خود و فرزندانش در ایران نوشته است. او افزوده بود که نمیتواند درباره بدرفتاریها و تحقیر مهاجران افغان سکوت کند، زیرا «مجال سکوت نیست و ساده گذشتن از کنار آن به معنای تعطیل وجدان است.»
او گفته است در حالی با تبعیض و بدرفتاری در ایران روبهرو بوده که مدرک اقامت قانونی در این کشور را داشته است.
او همچنین نوشته بود که به فرزندانش «نصیحت خواهم کرد که هیچگاه فریب شعارهای دروغینی چون "حوزه مشترک تمدنی"، "فرهنگ مشترک" و "زبان مشترک" را نخورند و ایرانیان را بیگانهترین مردمان ببینند.»
بیگزاد در شرح یکی از تجربههای کاری خود در ایران نوشته است که مدتی بهعنوان نگهبان در یک شرکت کار میکرد. به گفته او، صاحب شرکت یک گرگ را نیز برای نگهبانی آورده بود و روزی در حضور همسر و فرزندان خود، با اشاره به آن حیوان به بیگزاد گفت: «میدانی این گرگ رهبرت است، ازش خوب مراقبت کن.»
بیگزاد مینویسد که از شنیدن این جمله شوکه شد و پس از آن، کار خود را رها کرد.
از بیگزاد چهار فرزند به جا مانده است؛ کوچکترین آنها دختری دو ساله و بزرگترینشان پسری ۹ ساله است.
«فرزندانم در کوچه تحقیر و لتوکوب میشدند»
بیگزاد در بخش دیگری از یادداشتش از روزهای زندگی خانوادهاش در اصفهان نوشته است. او میگوید خانهای کوچک اجاره کرده بود تا شاید بتواند پسر بزرگش، بهنام، را در مکتب ثبتنام کند، اما با وجود دو سال تلاش، موفق نشد.
به نوشته او، در این مدت فرزندانش بارها از سوی کودکان محله مورد توهین، تحقیر و ضربوشتم قرار گرفتند.
او نوشته است که عبارت «کثافت افغانی» را هم کودکان و هم برخی بزرگترهای محله بارها برای خطاب قرار دادن فرزندانش به کار میبردند؛ تا جایی که روزی بهنام از او پرسید: «پدر، این "افغانی" مگر چیز بدی است؟»
بیگزاد مینویسد که تنها توانست به پسرش بگوید: «نه بچیم، اونا تربیت ندارند، این حرفا ره میگن.»
به گفته او، آزارها به مرور شدت گرفت و فرزندانش شکایت کردند که مردی در محله آنها را تهدید و تحقیر میکند. سرانجام، به نوشته بهزاد، یک روز همان مرد با موتورسایکل به دوچرخه دو پسرش برخورد کرد. بهروز موفق شد فرار کند، اما بهنام زخمی شد.
بیگزاد نوشته است که وقتی خود را به محل رساند و از آن مرد پرسید: «مگر گناه این بچهها چیست؟»، با این پاسخ روبهرو شد: «آشغالیهای کثیف افغانی حق گپ زدن ندارید. ول کنید کشور ما را و گور تان را گم کنید. یکبار دیگر ببینم بچههایت از کوچه بگذرند، پایشان را قلم میکنم.»
او مینویسد که در پاسخ گفته است: «مگر این است فرهنگ و تمدن ایران؟ شرمآور است که یک آدم بزرگ چنین برخوردی میکند.»
از کار شاقه در ایران تا مرگ در معدن بدخشان
ناجی بیگزاد مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه خاتمالنبیین در کابل دریافت کرده بود.
یکی از نزدیکان او گفت که وضعیت مالی بیگزاد خوب نبود و حتی سالها پس از فراغت از دانشگاه، هنوز هزینه کارشناسی ارشد خود را به گونه کامل پرداخت نکرده بود.
او همچنین در شبکههای اجتماعی فعالیت گستردهای داشت و درباره موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی واکنش نشان میداد. بیگزاد همچنین در حکومت پیشین مدتی به عنوان کارمند در ریاست اجرائیه کار کرده بود.
او در ایران به نگهبانی و انجام کارهای شاقه روی آورد تا هزینههای زندگی خانوادهاش را تأمین کند. پس از بازگشت به افغانستان نیز به کارگری در معدن مشغول شد و پیش از ظهر روز پنجشنبه، ۱۱ سرطان، بر اثر فروریختن دیوار در یک معدن طلا جان باخت. او حدود ۳۹ سال داشت.
خانواده و نزدیکان آقای بیگزاد، پیکر او را همان روز در ولسوالی شکی بدخشان به خاک سپردند.
مرگ کارگران معدن در افغانستان یکی از مشکلات مزمن این بخش است و عوامل متفاوت دارد. نبود استانداردهای ایمنی، ریزش تونلها، گازهای سمی و انفجار، نبود نظارت مؤثر، عدم رعایت قوانین و تجهیزات و فناوری فرسوده از دلایل عمده مرگومیر بالای کارگران معدن است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، فعالان زیادی به دلیل نگرانی از آزار و اذیت و انتقامجویی، به کشورهای همسایه از جمله ایران پناه بردند. با این حال، همزمان جمهوری اسلامی سختگیریها علیه مهاجران افغان را تشدید کرده و روزانه شمار زیادی از آنها را اخراج میکند.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان در تهران دیدار کرد.
وزیر خارجه طالبان و معاون اقتصادی اداره این گروه برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی به تهران رفتهاند.
خبرگزاری تسنیم، رسانه وابسته به سپاه پاسداران، پنجشنبه، ۱۱ سرطان نوشت که عباس عراقچی با امیرخان متقی در تهران گفتوگو و رایزنی کرده است. منابع رسمی جمهوری اسلامی و طالبان تاکنون جزئیات این گفتوگو را منتشر نکردهاند.
علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران در نهم حوت در نخستین روز حمله امریکا و اسرائیل کشته شد. مراسم تشیع جنازه او قرار است در روزهای آینده برگزار شود.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران گفت قرار است روز جمعه شماری زیادی از سیاستمداران خارجی برای برگزاری مراسم تشیع جنازه به تهران سفر کنند. او افزود که مهمانان از حدود ۱۰۰ کشور برای اشتراک در این مراسم عازم ایران میشوند.
منابع محلی در بلخ میگویند طالبان ساختمان تاریخی کتابفروشی بیهقی را در شهر مزار شریف بهدلیل ساختن مارکیت تجارتی ویران کرده است. این ساحه قبلا مربوط ریاست اطلاعات و فرهنگ بود که طالبان آن را به شهرداری واگذار کرده است.
منابع محلی در بلخ پنجشنبه، ۱۱ سرطان به افغانستان اینترنشنال گفتند شهرداری طالبان در مزار شریف ساختمان تاریخی کتابخانه بیهقی و بیش از ۲۰ دکان همجوار آن را ویران کرده است. به گفته آنها، شهرداری طالبان به دکانداران این ساحه تنها یک روز فرصت داده بود تا اموال خود را تخلیه کنند.
بربنیاد اطلاعات، شهرداری طالبان گفته در این ساحه یک مارکیت تجارتی ساخته خواهد شد. منابع گفتند طالبان پیش از آن که قرارداد ساختن مارکیت تجارتی را با شرکتهای داوطلب نهایی کند، کتابفروشی بیهقی و دیگر دکانهای این ساحه را ویران کرده است.
یکی از دکانداران گفت شهرداری طالبان دستکم ۲۲ دکان در این ساحه را تخریب کرده است. او افزود که زمین دکانها نزدیک به ۵۰۰ متر مربع مساحت دارد و از سالها به اینسو مربوط ریاست اطلاعات و فرهنگ بلخ بود.
یک منبع گفت که شهرداری طالبان تصمیم دارد ساختمان شبکه مخابراتی سلام و پستهخانه در این منطقه را نیز تخریب کند. به گفته او، شهرداری طالبان دستور تخلیه این دو دفتر را نیز صادر کرده است.
ساختان کتابفروشی بیهقی یکی از نمادهای شهر مزار شریف بود. این ساختمان دارای معماری اسلامی و همگون با ساختمان روضه مزار بود. کاشیهای آبیرنگ و نقاشی میناتوری، آن را به بخشی از ساختمان روضه تبدیل کرده بود. کارشناسان میگویند این ساختمان نزدیک به یک قرن قدامت دارد.
اتحادیه فعالان حقوق بشر تخریب این سازه تاریخی را نمونه نگرانکنندهای از روند نظاممند حذف حافظه تاریخی و میراث فرهنگی افغانستان به دست طالبان عنوان کرده است. این سازمان نوشت: «ویرانی ساختمان کتابفروشی بیهقی، تنها از بین رفتن یک بنای فیزیکی نیست، بلکه به معنای حذف بخشی از حافظۀ مشترک یک شهر و قطع پیوند نسلها با تاریخ فرهنگی و فکری مزار شریف است.»
این اتحادیه در بیانیهای تاکید کرد که هدف قرار دادن نمادهای فرهنگی، تهدید جدی علیه حقوق فرهنگی، حفاظت از میراث تاریخی و هویت جمعی مردم است. این نهاد همچنین خواستار توجه فوری نهادهای بینالمللی به روند تخریب میراثهای فرهنگی افغانستان شد.
در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس موترسایکلسوار در منطقه فقیرآباد شهر پیشاور، دو زن ترنس از جمله یک شهروند افغانستان، زخمی شدند. پولیس محلی اعلام کرده است که زخمیان این رویداد برای درمان به شفاخانه منتقل شدهاند.
پولیس پاکستان هویت این دو نفر را مسکان، شهروند افغانستان و نیلم، شهروند پاکستانی اعلام کرده است. به گفته مقامهای محلی، مهاجمان پس از تیراندازی از محل گریختهاند و عملیات برای شناسایی و بازداشت آنان ادامه دارد.
انگیزه این حمله تاکنون مشخص نشده است. مسکان پیشتر به افغانستان اینترنشنال گفته بود که بازگشت به افغانستان برای او و دیگر زنان ترنس افغان به معنای مواجهه با خشونت، آزار و حتی مرگ است.
او گفته بود: «برای ما، کشور خودمان هم بیگانه شده است. اینجا در پیشاور نیز زندگی دشوار است، اما ترجیح میدهیم مشکلات را همینجا تحمل کنیم تا اینکه در افغانستان با مرگی همراه با خشونت و تحقیر روبهرو شویم.»
افراد دارای هویت جنسیتی متفاوت در افغانستان، بهویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت، با طرد اجتماعی، تهدیدهای امنیتی و نبود حمایت قانونی روبهرو هستند و بسیاری از آنان ناچار شدهاند در انزوا زندگی کنند یا کشور را ترک کنند.
پیشتر رسانه تحقیقی کورکتیف آلمان در گزارشی نوشته بود که افغانهای دارای گرایش جنسی و هویت جنسیتی متفاوت، حتی پس از فرار از افغانستان نیز در پاکستان و آلمان با بیپناهی، ترس از اخراج، خشونت خانوادگی و کمبود حمایت مواجه هستند.
در دسامبر سال ۲۰۲۳ نیز یک ترانس جندر افغان به نام «نور محمد عبیدی» در پیشاور پاکستان به دست افراد مسلح ناشناس کشته شده بود.
[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop
بشر نورزی، قاچاقبر بزرگ مواد مخدر و تمویلکننده طالبان، پس از آزادی از زندانی در امریکا، در ۲۸ سنبله ۱۴۰۱ از هواپیمایی در میدان هوایی کابل پیاده شد و نیروهای طالبان بر گردنش گل آویختند.
در آن روز نیروهای مسلح نقابدار طالبان از نورزی استقبال کردند و یک قطعه ویژه استخبارات امنیت این مراسم را گرفت.
در میان خوشآمدگویان، هدایتالله بدری، وزیر معادن و پترولیم طالبان که یار و همکار تجاری قدیمی نورزی بود، حضور داشت و برای استقبال از او تا پله هواپیما رفت.
استقبال هدایتالله بدری از بشر نورزی در میدان هوایی کابل
نورزی چند روز بعد کابل را ترک کرد. در روز دوم میزان همان سال، او به قندهار رفت تا با ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، بیعت کند. در میدان هوایی احمدشاه بابا در قندهار نیز نیروهای ویژه طالبان، امنیت مراسم استقبال از نوروزی را تأمین کردند و او سپس به قصر مندیگک رفت.
او پس از بیعت و چند روز اقامت در قندهار، از طریق اسپینبولدک به کویته رفت و اندکی بعد دوباره به افغانستان بازگشت.
یک منبع آگاه طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت که «ملا هبتالله از نورزی خواسته بود که در بخش معادن و نفت با امارت همکاری کند.»
به ادعای این منبع، ملا هبتالله بهگونه شفاهی به وزارت معادن و پترولیم دستور داده بود که قراردادهای پیشین را دوباره بررسی کند و برخی از قراردادهای مهم این وزارتخانه از طریق بشر نورزی پیش برده شود.
به گفته این منبع، بشر نورزی میان طالبان و برخی شرکتهای خارجی نقش میانجی را ایفا میکند و در این بخش سهم مالی ویژه خود را نیز دارد. در این میان، نام شرکت «افچین» نیز مطرح میشود که بشر نورزی آن را همراه با یک شرکت چینی تأسیس کرده است.
کاروان استقبال از نورزی در قندهار - میزان ۱۴۰۱
سهم در معادن طلا
یک منبع دخیل در استخراج معادن طلای بدخشان که با قندهار ارتباط دارد، گفت بشر نورزی در معادن طلای تخار و بدخشان، برخی حوزههای اقتصادی نفت در شمال و برخی قراردادهای معدنی با شرکتهای چینی دخیل است.
یک مقام طالبان که همراه با هدایتالله بدری، وزیر معادن طالبان و بشر نورزی به بدخشان سفرهای مشترک داشته است، ادعا میکند که در جریان سفرهای نورزی، ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان، برای سفر او یک چرخبال در اختیارش قرار میدهد.
به گفته او، «نورزی نه تنها در قراردادهای رسمی معادن سهم دارد، بلکه در روند واردات نفت روسیه و ترکمنستان از طریق بندر حیرتان نیز دخیل است.»
همچنین، ادعا میشود که نورزی از زمان ملا عمر، بنیانگذار طالبان با رهبران این گروه رابطه نزدیک داشته و در میان برخی حلقههای بلندپایه طالبان در کابل نفوذ دارد.
نورزی در میان مقامهای بلندپایه طالبان در کابل نفوذ گسترده دارد
نمایندگان دو شرکت خارجی در افغانستان، به شرط فاش نشدن نامشان، به افغانستان اینترنشنال گفتند: «در تخار و بدخشان، هر قرارداد معدنی که انجام شده یا در حال انجام است، بیشتر از طریق بشر نورزی صورت میگیرد.»
نورزی در حال حاضر در کویته خانهها و املاک مسکونی دارد و بر اساس گزارشها، اعضای خانواده او نیز در همانجا زندگی میکنند. یک مقام طالبان که نخواست نامش فاش شود، ادعا میکند که «در جریان سفرها، کارت هویت پاکستانی را در جیب نورزی دیده است»، اما تایید نکرد که او شناسنامه افغانستان را با خود میداشته است یا خیر.
به گفته برخی منابع، نورزی که حدود ۶۵ سال دارد، به دلیل روابط نزدیک با حلقههای استخباراتی پاکستان، مدیریت انتقال غیرقانونی طلا و شبکههای قاچاق را بر عهده دارد. به گفته این منابع، «یکی از پسران بشر نورزی در قاچاق طلا نقش دارد و طلا را با موترهای زرهی خود از طریق قندهار به پاکستان قاچاق میکند.»
این منبع گفت که نورزی پس از آزادی، سرمایه برجستهای نداشت، اما در سالهای اخیر ادعا شده است که ثروتش افزایش یافته و این افزایش با قراردادهای معادن و نفت مرتبط دانسته میشود.
سرد شدن رابطه هبتالله با نورزی
درگیریهای اخیر بر سر معادن طلا و نفت در ولایتهای شمال افغانستان، برای رهبری طالبان، بهویژه هبتالله آخندزاده، زیانبار تمام شده است. این درگیریها نه تنها شفافیت قراردادهای معدنی طالبان را زیر سوال برده، بلکه اختلافهای داخلی و کشمکش بر سر منابع درآمد را نیز در صفوف این گروه برانگیخته است.
برخی منابع نزدیک به ملا هبتالله بر این باورند که روابط او و بشر نورزی بر سر استخراج معادن و درآمدهای آن، در روزهای اخیر سرد شده است.
به گفته منابع، برخی «خودسریهای» بشر نورزی در بخش معادن طلا و استخراج نفت باعث شده است که ملا هبتالله در روزهای اخیر برخی تصمیمهای تازه درباره بخش معادن و نفت بگیرد و اختیارات او را محدود کند.
ملا هبتالله آخندزاده در روزهای گذشته فرمانی صادر کرد که در بخش استخراج و شستوشوی طلا، محدودیتهایی را وضع کرده است، اما در این محدودیتها مورد مشخصی دیده نمیشود که فعالیتهای بشر نورزی را محدود کند. یکی از مواد این فرمان، قراردادهای معادن را به وزارت معادن طالبان مرتبط میکند؛ وزارتی که وزیر آن از نزدیکترین دوستان بشر نورزی به شمار میرود.
هبتالله آخندزاده از استخراجهای غیرقانونی و انتقال سرمایه به خارج از کشور توسط گروه بشر نورزی ناراضی است.
از یک مقام طالبان پرسیدیم که چرا ملا هبتالله تا این اندازه به بشر نورزی اختیار داده بود؟ پاسخ او این بود: «بر پیشانی او نوشته نشده بود که خیانت خواهد کرد.»
به گفته این مقام طالبان، «ملا هبتالله متوجه شده است که بشر نورزی سرمایه خود را به پاکستان منتقل میکند و در مرکز ولایت بدخشان، شهر فیضآباد، افرادی را گماشته است تا طلا و دیگر سنگهای قیمتی را از استخراجکنندگان غیرقانونی خریداری کنند و سپس بهصورت غیرقانونی قاچاق کنند. همچنین سهم خزانه امارت را نیز تحویل نمیدهند.»
بشر نورزی در حکومت طالبان هیچ سمت رسمی ندارد، اما در بسیاری از نشستهای رسمی با عنوان یکی از بزرگان قومی شرکت میکند. او از نظر تحصیلات دینی مولوی یا شیخ نیست و خود را بازرگان معرفی میکند.
یک مقام پیشین افغانستان در قندهار به افغانستان اینترنشنال گفت که بشر نورزی پس از قراردادهای معادن و نفت، در مدت کوتاهی با هزینهای حدود یک میلیون دالر امریکایی، یک مدرسه دینی در ولسوالی میوند قندهار ساخته و سرپرستی این مدرسه را نیز شخصاً بر عهده دارد.
او پس از آزادی از زندان امریکا، اکنون دوباره به چهرهای ثروتمند تبدیل شده است و به افراد نزدیک و محافظان خود معاشهای بلند میپردازد و حتی هزینه ازدواج برخی از آنان را نیز پرداخت کرده است.
منابع داخلی طالبان میگویند که ملا هبتالله آزادی نورزی را در برابر یک زندانی امریکایی، یک امتیاز دانست و به او اجازه داد در معادن و نفت افغانستان سهم داشته باشد. این تصمیم همچنین بهعنوان قدردانی از خدمات گذشته او تعبیر میشود، زیرا نورزی در سالهای نخست طالبان، در روزهای دشوار، از نزدیکان ملا محمد عمر بود و با فراهم کردن سلاح، موترسایکل و کمکهای مالی، در تقویت پایههای این گروه نقش داشت.
نقش نورزی در حلقه ملا محمد عمر چه بود؟
بشر نورزی در سال ۱۹۶۱ در ولایت قندهار افغانستان به دنیا آمد. او از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ در جنگ علیه اتحاد شوروی شرکت داشت. او برای طالبان مواد منفجره، سلاح و جنگجو فراهم میکرد. نورزی در دهه ۱۹۸۰ با ملا محمد عمر آشنا شد. در آن زمان، هر دو در یکی از جبهههای حزب مولوی خالص میجنگیدند.
در میانه دهه ۱۹۹۰، زمانی که طالبان در افغانستان به قدرت رسیدند، نورزی با کمک استخبارات پاکستان به ملا عمر کمک کرد تا رهبری طالبان را بهدست بگیرد. پس از آن، او برای طالبان سلاحهایی از جمله کلاشنکف، راکتانداز، سلاحهای ضدتانک و موتر فراهم میکرد و همچنین بخشی از درآمد حاصل از مواد مخدر را در اختیار آنان قرار میداد.
شماری بشر نورزی را به خاطر نقش او در تجارت مواد مخدر، سلطان مواد مخدر و پابلو اسکوبار طالبان لقب داده بودند.
در سال ۲۰۰۱، هنگامی که امریکا عملیات نظامی خود را در افغانستان آغاز کرد، نورزی به درخواست ملا عمر، ۴۰۰ جنگجوی خود را در اختیار او قرار داد تا در نبرد مزار شریف علیه جبهه متحد شرکت کنند.
در مقابل، طالبان به نورزی اجازه دادند که تجارت مواد مخدر خود را بدون مانع و تأخیر ادامه دهد.
گفته میشود که نورزی پس از رویدادهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در کویته بود و اندکی بعد به افغانستان بازگشت.
در نوامبر ۲۰۰۱، او در اسپینبولدک با افرادی دیدار کرد که خود را مقامهای نظامی امریکایی معرفی کرده بودند.
به گفته وکیل سابق او، نورزی به قندهار برده شد و امریکاییها به مدت شش روز در آنجا از او بازجویی کردند. او پذیرفت که با آنان همکاری کند و آزاد شد. سپس، در پایان ماه جنوری ۲۰۰۲، او سلاحهای مخفی طالبان را که در ۱۵ موتر انتقال داده میشد و شامل حدود ۴۰۰ موشک ضد هواپیما بود، به امریکاییها تحویل داد.
به گفته منابعی که به دلیل ملاحظات امنیتی هویتشان فاش نمیشود، نیروهای امریکایی هنگام نخستین بازداشت بشر نورزی، درباره روابط او با ملا محمد عمر، محل اقامت او و قاچاق مواد مخدر از او پرسیدند، اما نورزی به این پرسشها پاسخ منفی داده بود.
همچنین، از او درباره احتمال داشتن ارتباط با شبکه القاعده نیز پرسیده شده بود. نورزی پس از سه روز بازداشت آزاد شد و به دلیل نگرانیهای امنیتی به پاکستان رفت.
بعدها، در ۲۰۰۵، از سوی حلقههای استخباراتی پاکستان و برخی نمایندگان امریکایی تلاشهایی صورت گرفت تا او را برای سفر به امریکا قانع کنند، با این باور که این سفر به بازسازی روابط او با مقامهای امریکایی کمک خواهد کرد. در نتیجه همین تلاشها، او به امریکا رفت.
یازده روز در هوتل مجلل امریکا
در اپریل ۲۰۰۵، بشر نورزی در طبقهای محافظتشده از هوتل Embassy Suites در خیابان سیوهفتم منطقه منهتن شهر نیویارک اقامت داشت.
سفر طولانی او از کابل تا نیویارک بر این باور استوار بود که واشنگتن او را بهعنوان یک همکار احتمالی و فردی که درباره وضعیت افغانستان پس از سقوط طالبان اطلاعات مهمی دارد، دعوت کرده است.
در یازده روز بعد، او از هوتل خارج نشد. مقامهای استخباراتی و عدلی امریکا هر روز با او دیدار میکردند و درباره جنگ افغانستان، محلهای احتمالی اختفای ملا محمد عمر و اسامه بن لادن و شبکههای قاچاق تریاک و هروئین از او میپرسیدند. نورزی باور داشت که اطلاعات مفیدی در اختیار امریکا قرار میدهد و این موضوع دروازه تازهای برای همکاری خواهد گشود.
اما این تصور او خیلی زود برعکس شد.
هنگامی که نورزی برای خروج از ایالات متحده آماده شد، یکی از افسران اداره مبارزه با مواد مخدر امریکا به او گفت که بازداشت میشود.
اداره مبارزه با مواد مخدر امریکا در سال ۲۰۰۵ نورزی را در هوتلی در نیویارک بازداشت کرد
دادستانهای فدرال از پیش کیفرخواستی مهر و مومشده صادر کرده بودند و نورزی اکنون در مرکز یک پرونده بزرگ قاچاق بینالمللی مواد مخدر قرار داشت.
نورزی بعداً گفت که این موضوع را جدی نگرفته بود و تصور میکرد شوخی میکنند. سپس او به یک زندان فوق امنیتی در نیویارک منتقل شد و در انتظار محاکمهای طولانی ماند.
در ۲۵ اپریل ۲۰۰۵، دیوید اِن. کلی، دادستان کل ایالات متحده برای ناحیه جنوبی نیویارک و جان پی. گیلبراید، رئیس ویژه دفتر نیویارک اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA) اعلام کردند که بشر نورزی بازداشت شده است. او متهم شده بود که به ارزش حدود ۵۰ میلیون دالر هروئین را به امریکا قاچاق کرده است.
جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت امریکا، در اول جون ۲۰۰۴، نام او را در فهرست قاچاقچیان تحت تعقیب مواد مخدر جهان قرار داده بود.
پس از بازداشت او، کارن پی. تندی، رئیس اداره مبارزه با مواد مخدر امریکا گفت: «بازداشت بشر نورزی امروز یک پیروزی بزرگ برای شهروندان افغان و امریکایی است. ما یک قاچاقچی بزرگ را بازداشت کردهایم که قاچاق صدها کیلوگرام هروئین را سازماندهی کرده بود و برای مدت طولانی افغانها را رنج داده بود.»
بر اساس کیفرخواست علنیشده در دادگاه فدرال نیویارک، بشر نورزی از سال ۱۹۹۰ ریاست یک سازمان بینالمللی قاچاق هروئین را بر عهده داشت که هروئین تولیدشده در افغانستان و پاکستان را به کشورهای دیگر، از جمله ایالات متحده، منتقل میکرد.
نورزی متهم بود که از سال ۱۹۹۰ شبکهای برای توزیع مواد مخدر در شهر نیویارک ایجاد کرده بود که هروئین تولیدشده توسط او را به فروش میرساند. در سال ۲۰۰۸، ایوان فیشر، وکیل سرشناس کیفری نیویارک، از او دفاع کرد. دادستان موقت ایالات متحده گفت که شبکه بینالمللی بشر نورزی رژیم طالبان را که افغانستان را به مرکز تروریسم بینالمللی تبدیل کرده بود، تأمین مالی میکرد و این میراث تا امروز نیز منطقه را بیثبات کرده است. دادستان گفت که این حکم به سابقه طولانی فعالیتهای مجرمانه نورزی پایان میدهد.
در سال ۲۰۰۸، بشر نورزی مجرم شناخته شد و در ۳۰ اپریل ۲۰۰۹، قاضی دنی چین او را به حبس ابد محکوم کرد.
نورزی در دادگاه گفت که او به نام همکاری اطلاعاتی، با فریب به امریکا کشانده شده بود. به گفته او، مأموران امریکایی به او وعده داده بودند که رفتوآمدش امن خواهد بود، اما هنگامی که به نیویارک رسید، ابتدا به مدت ۱۱ روز در هوتل از او بازجویی کردند و سپس او را بازداشت کردند.
پس از بازداشت او، رهبری شبکه بینالمللی مواد مخدر به فردی به نام جمعهخان رسید که او نیز در سال ۲۰۱۰ بازداشت شد.
در سال ۲۰۲۰، در جریان مذاکرات صلح ایالات متحده و طالبان، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد اداره دونالد ترامپ در حال بررسی آزادی نورزی از زندان است.