• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

افغان‌ها در صدر متقاضیان پناهندگی آلمان قرار گرفتند

۱۳ سرطان ۱۴۰۵، ۱۸:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

آمار تازه آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که شهروندان افغانستان همچنان بزرگ‌ترین گروه متقاضیان پناهندگی در اروپا هستند. بر اساس این آمار، از هر ۱۰ شهروند افغان که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا درخواست پناهندگی می‌دهند، چهار نفر آلمان را به‌عنوان مقصد خود انتخاب می‌کنند.

این گزارش نشان می‌دهد که شمار درخواست‌های پناهندگی در آلمان نسبت به سال گذشته میلادی کاهش یافته و این کشور در میان کشورهای اتحادیه اروپا، همراه با ناروی و سوئیس، در جایگاه چهارم از نظر تعداد درخواست‌های پناهندگی قرار گرفته است.

در شش ماه نخست سال جاری میلادی، بیش از ۵۱ هزار درخواست پناهندگی در آلمان ثبت شده که نسبت به دوره مشابه سال گذشته، ۲۷ درصد کاهش نشان می‌دهد.

در این مدت، ۳۷ درصد از کل درخواست‌های پناهندگی در آلمان را شهروندان افغانستان ثبت کرده‌اند. شهروندان ترکیه و سوریه نیز به ترتیب ۹ درصد از کل درخواست‌ها را به خود اختصاص داده‌اند.

در نیمه نخست سال جاری، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا به ترتیب بیشترین شمار درخواست‌های پناهندگی را ثبت کرده‌اند. مجارستان، اسلواکی و لیتوانیا کمترین تعداد درخواست‌ها را داشته‌اند.

بر اساس آمار آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا، از ماه جنوری تا پایان ماه جون سال ۲۰۲۶، در مجموع بیش از ۳۲۱ هزار درخواست پناهندگی در کشورهای اتحادیه اروپا، ناروی و سوئیس ثبت شده است. این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۳۹۹ هزار درخواست بود.

این آمار شامل درخواست‌های نخست و تکراری می‌شود. شهروندان افغانستان با ثبت ۳۷ هزار و ۴۱۹ درخواست، بزرگ‌ترین گروه متقاضیان پناهندگی در اتحادیه اروپا، ناروی و سوئیس بوده‌اند.

فرانسه نیز یکی از مقاصد اصلی پناهجویان افغان به شمار می‌رود و بیش از یک‌پنجم متقاضیان افغان، درخواست پناهندگی خود را در این کشور ثبت کرده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

حدود '۲۰ دانشجو' در انفجار دانشگاه کابل زخمی شدند
۱

حدود '۲۰ دانشجو' در انفجار دانشگاه کابل زخمی شدند

۲

جمهوری اسلامی از مخالفان و طالبان برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنه‌ای دعوت کرد

۳

منابع از وقوع انفجار در خوابگاه دانشگاه کابل خبر دادند

۴

خشم هواداران طالبان از جمهوری اسلامی؛ «منافقت رژیم ایران را درک می‌کنیم»

۵

جسد همسر مقام پیشین تاجیکستان در خاک افغانستان پیدا شد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

منابع: طالبان از جوانان بدخشان خواست به ارتش این گروه بپیوندند

۱۳ سرطان ۱۴۰۵، ۱۷:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
منابع: طالبان از جوانان بدخشان خواست به ارتش این گروه بپیوندند
100%

منابع محلی روز شنبه به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که طالبان طی فراخوانی از جوانان ولسوالی‌های مرزی بدخشان خواسته است به ارتش این گروه بپیوندند. در این فراخوان، شرایط متعددی از جمله محدودیت سنی ۲۰ تا ۲۴ سال و ممنوعیت استفاده از تلفن همراه برای جذب در ارتش طالبان تعیین شده است.

منابع آگاه در ولایت بدخشان به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که مقامات محلی طالبان روز شنبه، ۱۳ سرطان، در شماری از ولسوالی‌های مرزی این ولایت با جوانان دیدار کرده و از آنان خواسته‌اند به صفوف ارتش طالبان بپیوندند. به گفته این منابع، بخش عمده این دیدارها با جوانان اسماعیلی‌مذهب در مناطق مرزی بدخشان انجام شده است.

براساس اطلاعات دریافتی، فرماندهی جلب‌وجذب ارتش طالبان از جوانان ولسوالی‌های پامیر، واخان، اشکاشم، زیباک، کران و منجان خواسته است برای پیوستن به ارتش این گروه ثبت‌نام کنند.

همزمان، نسخه‌ای از فراخوان رسمی فرماندهی جلب‌وجذب ارتش طالبان در بدخشان به دست افغانستان اینترنشنال رسیده است. این سند نشان می‌دهد که طالبان از جوانان دست‌کم پنج ولسوالی مرزی برای عضویت در ارتش دعوت کرده و سن داوطلبان را بین ۲۰ تا ۲۴ سال تعیین کرده‌ است.

100%

در این فراخوان تاکید شده است که داوطلبان باید از سوی متنفذان قومی و ملاامام‌های مساجد تایید شوند، محل سکونت آنان در داخل افغانستان باشد و متعهد شوند دوره‌های آموزشی نظامی را به‌طور کامل سپری کنند. همچنین در این سند آمده است که استفاده از تلفن همراه در جریان آموزش‌های نظامی ممنوع است.

انتشار این فراخوان و آغاز دیدارهای مقامات طالبان با جوانان بدخشان، همزمان با افزایش تنش‌های داخلی در میان نیروهای این گروه در این ولایت صورت می‌گیرد. بر اساس گزارش‌ها، در پی ابراز نارضایتی جمعه فاتح، فرمانده تاجیک‌تبار طالبان در بدخشان، این گروه آرایش نظامی خود را در ولایت تقویت کرده و تدابیر امنیتی را افزایش داده است.

منابع محلی پیش‌تر به افغانستان اینترنشنال گفته بودند که طالبان برای بازداشت و مهار جمعه فاتح، نیروهای کمکی از کابل به بدخشان اعزام کرده‌اند. به گفته یک شاهد عینی، تنها در روز شنبه بیش از ۳۵ موتر رنجر حامل نیروهای طالبان وارد این ولایت شده است.

وحید عمر: حملات پاکستان و بدخشان تصور ثبات و امنیت اداره طالبان را به چالش کشیده است

۱۳ سرطان ۱۴۰۵، ۱۷:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
وحید عمر: حملات پاکستان و بدخشان تصور ثبات و امنیت اداره طالبان را به چالش کشیده است
100%

وحید عمر، مشاور ارشد اشرف غنی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان، می‌گوید حملات پاکستان به خاک افغانستان و تحولات بدخشان، تصور ثبات و امنیت اداره طالبان را به چالش کشیده است.

این مقام سابق روز شنبه، ۱۳ سرطان، در تحلیلی در شبکه اجتماعی فیسبوک نوشته است که اداره طالبان در ماه‌های آینده با فشارهای غیرمترقبه و فزاینده روبه‌رو خواهد شد.

آقای عمر معتقد است همکاری جمهوری اسلامی با طالبان عمدتا در چارچوب تقابل تهران با ایالات متحده شکل گرفته و با کاهش احتمال رویارویی مستقیم تهران و واشنگتن، روابط با طالبان نیز می‌تواند سردتر شود.

او نوشت: «ایران خود را حامی شیعیان و فارسی‌زبانان منطقه می‌داند و حمایت یک‌جانبه از نظامی که از نگاه بسیاری هر دو گروه را به حاشیه رانده است، با منافع درازمدت تهران سازگار نیست.»

وحید عمر افزوده است که در چنین شرایطی، ایران به‌تدریج به «متحدان سنتی» خود در افغانستان نزدیک‌تر خواهد شد. او گفت حمایت پایدار از طالبان با منافع درازمدت تهران همخوانی ندارد.

به باور این مقام پیشین افغان، روابط نزدیک ایران و پاکستان نیز می‌تواند بر مناسبات تهران و طالبان اثر بگذارد. او معتقد است ایران برای حفظ مناسبات با طالبان، روابط خود با پاکستان را قربانی نخواهد.

آقای عمر افزایش حملات گروه‌های مسلح در پاکستان و حمایت دیپلوماتیک ایالات متحده از اسلام‌آباد را از نشانه‌های امنیتی‌ شدن فضای منطقه ارزیابی کرد و گفت پاکستان در مقایسه با طالبان، از قدرت سیاسی بیشتری برخوردار است.

  • جمهوری اسلامی از مخالفان و طالبان برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنه‌ای دعوت کرد

    جمهوری اسلامی از مخالفان و طالبان برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنه‌ای دعوت کرد

پیشتر تهران از مخالفان طالبان برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی دعوت کرده بود. احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی و محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در این مراسم شرکت کردند.

ایران و طالبان در سال‌های اخیر، با وجود اختلافات در برخی حوزه‌ها، روابط خود را حفظ کرده‌اند. روابط طالبان و پاکستان اما با تشدید تنش‌های مرزی، حملات هوایی و افزایش ناامنی در امتداد مرزهای دو کشور، پرتنش بوده است.

در این میان مخالفان طالبان انتظار دارند تهران و اسلام‌آباد از مواضع و مطالبات آنان در معادلات سیاسی افغانستان نیز حمایت کنند.

خاطرات مکتب؛ از نظریه تکامل داروین و چپ رادیکال تا صنف‌های خالی از دختران

۱۳ سرطان ۱۴۰۵، ۱۵:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
خاطرات مکتب؛ از نظریه تکامل داروین و چپ رادیکال تا صنف‌های خالی از دختران
100%

در افغانستان، مکتب فقط یک ساختمان نیست. گاهی فقط یک اتاق معمولی است، گاهی زیرزمینی تاریک نمدار، گاهی ساختمان نیمه‌ویرانی که هنوز دود از آن به هوا می‌رود و گاهی هم چیزی که دیگر وجود ندارد—اما در حافظه باقی مانده است.

چهاردیواری مکتب در افغانستان در یک قرن گذشته، نه فقط بازتاب تحولات سیاسی و ژئوپولیتیکی، بلکه صحنه‌ای برای آزمون یک حق بنیادین انسانی بوده است: حق آموزش.
این حق، که در اصل باید فراتر از ایدئولوژی‌ها و دولت‌ها قرار داشته باشد، بارها زیر سایه تغییر حکومت‌ها و جابه‌جایی قدرت سیاسی قرار گرفته است؛ از صنف‌هایی که در دهه ۱۳۳۰ محل بحث‌های فکری و مناظره درباره نظریه تکامل داروین بودند، تا سال‌های غلبه چپ رادیکال، سپس دوران جنگ در برابر اشغال شوروی، بعد موج‌های بنیادگرایی دینی، و سرانجام دوره‌هایی که در آن، آموزش دختران عملاً متوقف شد و صنف‌ها به سکوت کشیده شدند.

یک مجله آنلاین به نام گندمین، داستان یک قرن آموزش دختران در افغانستان را مرور کرده است؛ نه در قالب آمار و سیاست، بلکه در صدای کسانی که آن را زندگی کرده‌اند.

بهشته خرم، مدیر مسئول مجله به افغانستان اینترنشنال گفت: «هدف ما از این شماره، گردآوری روایت‌های شخصی دختران و زنانی بود که از سال‌های مکتب، هم‌صنفی‌ها، معلمان، آرزوها، موفقیت‌ها و خاطرات خود نوشته بودند؛ خاطراتی که امروز برای بسیاری از دختران افغانستان معنایی فراتر از یک یادآوری ساده دارند.»

100%

آغاز سفری طولانی از یک صنف ۴۰ نفره در کابل

در سال ۱۲۹۹ خورشیدی ثریا طرزی نخستین مکتب دخترانه کابل را اساس گذاشت.

باز کردن مکتب چند ده نفره در آن زمان ظاهرا یک گام کوچک بود، اما رویای بزرگی پشت آن خفته بود: شکل‌دهی یک ملت آگاه و با سواد. در جریان یک قرن و اندی این رویا بارها فروریخت و بارها از سر ساخته شد.

100%

یک قرن بعد، این پروژه بارها ساخته شد، فرو ریخت، دوباره از نو آغاز شد و دوباره نقش بر زمین شد.

در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی -در دوره سلطنت ظاهرشاه- آموزش دختران به پدیده‌ای آشکار در شهرهای افغانستان بدل شد.

ده‌ها هزار دانش‌آموز در مکاتب حضور داشتند.

مکتب در آن دوره فقط محل درس نبود؛ محیطی فرهنگی، جایی برای مناظره، تئاتر و حتی سیاست بود.

در برخی مکاتب کابل، دانش‌آموزان مجلاتی منتشر می‌کردند که در آن نام‌هایی از ژاندارک تا چهره‌های جنبش‌های ضداستعماری دیده می‌شد—نشانه نسلی که هم‌‌‌قدم با جهان فکر می‌کرد.

«بعد از مکتب با خانواده به دیدن تئاتر می‌رفتیم»

امیلیا نجمی، یکی از شاگردان لیسه رابعه بلخی در دهه ۱۳۳۰، هنوز از روزهایی می‌گوید که مکتب برایش شبیه یک جهان کامل بود.

امیلیا عضو تیم باسکتبال مکتب بود. آموزش هنوز در سرتاسر کشور عمومی نشده بود اما یک فضای نسبتا فرهنگی در مکتب‌های شهرها حاکم بود.

با این حال آن صنف‌ها همیشه آرام نبودند.

امیلیا روزی را به یاد دارد که پرسش درباره «نظریه تکامل» در صنف دینیات، به گفت‌وگوی پرتنش ختم شد. معلم با خشونت واکنش نشان داد و دانش‌آموزان به رسم اعتراض بلند شدند و در حویلی مکتب شعار دادند.

دانش‌آموزان لیسه رابعه بلخی در دهه ۳۰ خورشیدی
100%
دانش‌آموزان لیسه رابعه بلخی در دهه ۳۰ خورشیدی

مکتب‌های دخترانه افغانستان در آن دوره، مناسبت‌های مهم تقویم ملی و بین‌المللی مثل روز حقوق بشر، روز هلال احمر و روز معلم را جشن می‌گرفتند و امیلیا در برگزاری این مناسبت‌ها نقش داشت.

او به یاد می‌آورد که در آن زمان آثار هاینر مولر، نمایشنامه‌نویس آلمانی در سالن‌های تئاتر کابل روی صحنه اجرا می‌شد.

برخی این دانش‌آموزان با خانواده‌‌های خود به سالن تئاتر پوهنی ننداری در چمن حضوری کابل می‌رفتند.

به گفته امیلیا: «نمایش‌ها در آن زمان بسیار سیاسی بودند و من به خوبی محتوای آنرا درک نمی‌کردم. اما کمک کرد از خردسالی با هنر آشنا شوم.»

گاهی پرسش‌های فلسفی و دینی در صنف به گفت‌وگو و مشاجره میان معلم و دانش‌آموز می‌انجامید. صنف، بازتابی از جامعه‌ای بود که خود در حال قطبی شدن بود.

«در مجله مکتب زندگی‌نامه زنان انقلابی جهان را منتشر می‌کردیم»

در دهه ۱۳۵۰، ثریا بها، نویسنده و دانش‌آموز سابق لیسه زرغونه، همراه هم‌صنفانش مجله‌ای دانش‌آموزی منتشر می‌کرد.

نام مجله از رمان مشهور لئو تولستوی، نویسنده بزرگ روس وام گرفته شده بود.

ثریا بها می‌گوید: «می‌خواستیم دنیا را بشناسیم. از ژاندارک تا لیلا خالد را معرفی می‌کردیم.»

خانم بها می‌گوید او در یک مراسم رسمی، در حضور سفیر امریکا و شاهدخت بلقیس و شاهدخت مریم درباره جنگ ویتنام صحبت کرد. در آن سال‌ها جنگ ویتنام در اوج خود قرار داشت و خانم بها از جان‌باختن مادران و کودکان در بمباران امریکا انتقاد کرد.
سکوتی کوتاه در فضا برپا شد و بعد از مراسم —به گفته خودش—خشم اداره مکتب.

اما او تنها نبود. برخی معلمان از او دفاع کردند و او می‌توانست روی حمایت معلمان خود حساب کند.
در دهه دموکراسی آزادی بیان و اندیشه در حدودیاحترام می‌شد و گروه‌های چپی نفوذ گسترده‌ای در مکتب‌ها و دانشگاه داشتند.

100%

مسموم‌کردن دختران مکتب در دهه شصت

ناجیه فرهاد در اواسط دهه ۶۰ خورشیدی وارد لیسه ملالی کابل شد.

در این دوره، در مکتب‌های کابل اندیشه‌های چپی، جای خود را به تظاهرات‌های ضد اشغال شوروی داده بود. شاگردان شعرهای ضد اشغال می‌خواندند و در اعتراضات ضدحکومتی شعار سر می‌دادند.

همزمان گروه‌های مجاهدین با حمایت کشورهای غربی در پاکستان قدرت بیشتری یافتند.

ناجیه فرهاد به یاد می‌آورد که ۱۳۶۴ خورشیدی در لیسه ملالی «دشمنان زن و مکتب، مخزن آب را مسموم کردند و بسیاری از دانش‌آموزان در دهلیزها و صنف‌ها بی‌حال افتادند و مکتب را هراس و گریه فرا گرفت.»

دانش‌آموزان لیسه ملالی در دهه شصت
100%
دانش‌آموزان لیسه ملالی در دهه شصت

«بعد، جنگ آمد… و دیگر هیچ چوکی آباد نماند»

دهه ۱۳۷۰ اما نقطه گسست بود.

نیلوفر نیک‌سیر، دانش‌آموز آن سال‌ها، تصویر دیگری دارد: «از چوکی‌ها فقط آهن‌پاره‌هایی مانده بود که ما به آن می‌گفتیم اسکلیت.»

صنف‌ها خاکی بودند، دیوارها ترک خورده، و صدای جنگ از بیرون همیشه شنیده می‌شد. اما درس هنوز ادامه داشت. «ما هنوز کودک بودیم. هنوز فکر می‌کردیم زندگی ادامه دارد.»

«ما کودکان هنوز جنگ را نمی‌شناختیم.»

«هنوز زندگی در لابلای موهای طلایی عروسکان ما بود. در لابلای نسیمی که بر درختان اکاسی می‌وزید. زندگی در عیدهایی بود که با پیراهن نو در کوچه می‌برآمدیم. زندگی در بوی حنایی بود که شب‌های عید در دستان ما رنگ می‌بست. زندگی در کوچه‌هایی جاری بود که به مکتب ختم می‌شدند.»

تا اینکه دیگر ادامه‌اش سخت‌تر شد.

اشغال شوروی و دهه‌های پس از آن، مکتب را به نهادهایی شکننده تبدیل کرد.

در دهه ۱۳۷۰، جنگ داخلی بسیاری از مکاتب را از زیرساخت‌های ابتدایی تهی کرد. چوکی‌ها شکسته بودند، صنف‌ها در ساختمان‌های نیمه‌ویران یا فضاهای موقت برگزار می‌شد. برای بسیاری از دانش‌آموزان، آموزش در کنار صدای موشک و ناامنی ادامه داشت.

با روی کار آمدن طالبان در دهه ۱۳۷۰، آموزش دختران در بسیاری مناطق متوقف شد. در برخی جاها مکتب‌ها بسته شدند؛ در جاهای دیگر، آموزش به خانه‌ها منتقل شد—جایی که مادران در سکوت به دختران خود خواندن و نوشتن می‌آموختند.

100%

«مادر خودش به ما درس می‌داد»

فرنگیس سوگند، شاعر، دوره اول طالبان را اینگونه به یاد می‌آورد: «ما دختران از رفتن به مکتب محروم شده بودیم. پسران حق داشتند مکتب بروند و من هر روز برادرم را می‌دیدم که با دستار سیاه یا سفید به مکتب می‌رفت.»

فرنگیس افزود: «من و خواهرانم در کنج خانه می‌ماندیم. تا اینکه مادر خودش به من و چند دختر دیگر خواندن و نوشتن آموخت. او کتاب‌های مختلف مثل ریاضی، انگلیسی، بیولوژی و ادبیات را تهیه کرده بود و برای دخترانش درس می‌داد.»

در سال‌های ممنوعیت آموزش دختران در دهه ۱۳۷۰، برخی خانواده‌ها آموزش را به خانه منتقل کردند.

فرنگیس سوگند می‌گوید: «مادرم برای ما ریاضی و انگلیسی درس می‌داد. ما در خانه مکتب داشتیم.»

او تعریف می‌کند که روزی یکی از اعضای طالبان وارد خانه شد.

روزی مادر فرنگیس در خانه خود مشغول درس دادن به جمعی از دختران بود که یک طالب وارد شد. طالب از مردم محله بود. همه وحشت‌زده شدند. فرنگیس می‌گوید «مادر نمی‌دانست چگونه توضیح دهد که ما مجرم نیستیم.» اما اتفاق باورنکردنی رخ داد. عضو طالبان به زبان پشتو به پرستار ۳۵ ساله گفت می‌خواهد دختران خود را نیز برای آموزش به خانه او بفرستد. اما از او خواهش کرد که قمندانش خبر نشود.

در این تناقض، آموزش ادامه یافت؛ پنهان بود اما هنوز زنده.

100%

پس از ۲۰۰۱، دروازه مکاتب دوباره گشوده شد. آموزش به یکی از نمادهای اصلی بازسازی افغانستان بدل شد. میلیون‌ها دختر وارد مکتب و دانشگاه شدند. برای یک نسل، آینده دوباره قابل تصور شد.

مدینه عمر در سال ۱۳۸۵ با لباس سیاه، چادر سفید دور گردن، گل مو و بیک سرخ پشتی شامل مکتب شد.

در لیسه فاطمه بلخی مزار شریف. صنف بزرگ و تمیز، میز و چفره سفیدرنگ و دیوارهای مزین شده با الفبا و خطوط، صف‌های دو نفره صبح‌گاهی، پکوره، بولانی و شیریخ پیش مکتب هنوز در ذهنش مانده‌اند.

«دختران با لباس سیاه و چادرهای سفید مانند کبوتران ابلق صحن حویلی مکتب را قشنگ کرده‌اند.»

«دلم می‌خواست بهترین رنگه‌ها و توش‌ها مال من باشد. کتابچه‌های صد برگ را برای مضامینی انتخاب می‌کردیم که دوستش داشتیم و با تاپه‌های پرنسیس دیزنی آن‌ها را زیباتر می‌کردیم». «کم کم نوجوان شدیم. کتابچه خاطرات ساختیم و مدتی همه در سر سودای داستان‌نویس شدن داشتیم.»

اما این گشایش نیز پایدار نماند.

از سال ۱۴۰۰ خورشیدی، محدودیت‌های گسترده دوباره آموزش دختران را در بسیاری مناطق متوقف کرد و دروازه‌های مکاتب متوسطه و لیسه بار دیگر بسته شد.

کوثر عثمانی در ۱۴۰۴ با سیاست منع آموزش طالبان روبه‌رو شد.

کوثر می‌گوید «آخرین روز مکتب را تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد.»

«شب قبل آن من بسیار هیجان‌زده بودم. لباس‌ها و همه وسایلم را آماده کردم و خوابیدم. وقتی همه مردم در خواب شیرین بودند و هنوز صبح خود را آغاز نکرده بودند، لحظه مورد علاقه‌ام بود.»

«هوا تاریک بود. هنگامی که خورشید به آرامی طلوع می‌کرد، و آسمان شکل آبی کمرنگ به خود می‌گرفت، همه‌جا ساکت بود. آرامش و روشنایی گرم سحرگاه در جریان بود. من اما نتوانستم آنروز به تماشای آسمان بنشینم چون برای مکتب آماده می‌شدم. می‌توان نام آن صبح را 'آخرین صبح مکتب' نام گذاشت.»

«دست و رویم را شستم. صبحانه‌ام را خوردم. لباس‌هایم را پوشیدم و راهی مکتب شدم. اضطراب همه وجودم را فرا گرفته بود. چون قرار بود نتایج امتحانات اعلام شود و نتیجه زحمات خود را ببینیم. وقتی به مکتب رسیدم شاگردان مثل همیشه در صحن مکتب مشغول بودند. اما این بار حس عجیبی داشت. حس اینکه آخرین بار این صحنه را می‌بینی.»

کوثر مثل تمام دختران هم‌نسلش قبل از آنکه از مکتب فارغ شود، دروازه مکتب به‌رویش بسته شد. اما او می‌گوید هرگز تسلیم نخواهد شد. او می‌خواهد خودش را ثابت کند و امیدوار است که قصه‌اش پایان خوشی داشته باشد.

100%

درانی می‌گوید پناه دادن طالبان به تروریستان خطر تکرار حملات ۱۱ سپتامبر را دارد

۱۳ سرطان ۱۴۰۵، ۱۴:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
درانی می‌گوید پناه دادن طالبان به تروریستان خطر تکرار حملات ۱۱ سپتامبر را دارد
100%

آصف درانی، نماینده سابق پاکستان در امور افغانستان می‌گوید طالبان با پناه دادن به گروه‌های تروریستی جهان را با خطر تکرار رویداد ۱۱ سپتمبر مواجه کرده است. او هشدار داد که پناه دادن به گروه‌های تروریستی در افغانستان، به کشورهای منطقه پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی دارد.

آصف درانی، فرستاده ویژه پیشین پاکستان برای افغانستان شنبه، ۱۳ سرطان در یادداشتی نوشت طالبان باید متوجه باشد که از مشروعیت بین‌المللی برخوردار نیست. او مدعی شد که طالبان افغان به ده‌ها گروه تروریستی، از جمله تحریک طالبان پاکستانی، داعش و جنبش آزادی‌بخش بلوچ در افغانستان پناه داده است.

این دیپلومات پاکستانی خاطرنشان کرد که حمایت مالی هند از تحریک طالبان پاکستانی و جنبش آزادی‌بخش بلوچ نگران‌کننده است. او هشدار داد که ادامه این سیاست‌ها برای طالبان و دهلی‌نو بازی با آتش است.

آصف درانی نوشت تاریخ بارها ثابت کرده است که نیروهای نیابتی خشونت‌آمیز در نهایت پرورش‌دهندگان خود را به خطر مواجه می‌کند. او در حالی این نکته اشاره می‌کند که پاکستان به پرورش و حمایت از طالبان در گذشته متهم است؛ گروهی که اکنون در برابر اسلام‌آباد قرار گرفته است.

نماینده سابق پاکستان در امور افغانستان روز جمعه نیز در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال هشدار داد تا زمانی که حملات شبه‌نظامیان تحریک طالبان پاکستانی از داخل خاک افغانستان علیه اسلام‌آباد ادامه یابد، حملات ارتش پاکستان به خاک افغانستان نیز متوقف نخواهد شد. آقای درانی تأکید کرد تا زمان ریشه‌کن نشدن این تهدیدها، درگیری و تنش میان طالبان افغان و دولت پاکستان ادامه خواهد یافت.

  • آصف درانی: حملات پاکستان به خاک افغانستان ادامه می‌یابد

    آصف درانی: حملات پاکستان به خاک افغانستان ادامه می‌یابد

آصف درانی در حالی از تکرار ۱۱ سپتمبر هشدار داده است که این رویداد یکی از مرگبارترین حملات تروریستی در تاریخ معاصر به شمار می‌رود. در ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ اعضای شبکه القاعده چهار هواپیمای مسافربری را ربودند. دو هواپیما به برج‌های دوگانه مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک برخورد کردند. در نتیجه این حملات، نزدیک به سه هزار نفر جان باختند و هزاران نفر دیگر زخمی شدند. این حملات سبب نابودی حاکمیت اول طالبان و حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان شد.

جمهوری اسلامی سه زندانی افغان را اعدام کرد

۱۳ سرطان ۱۴۰۵، ۱۳:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
جمهوری اسلامی سه زندانی افغان را اعدام کرد
100%

سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد که جمهوری اسلامی دست‌کم ۳ زندانی افغان را در زندان‌های یزد و شیراز اعدام کرده است. هویت این زندانیان افغان نورجلال مجاهد، میرویس خلیل‌زادی و ابراهیم احمدشاهی معرفی شده است.

سازمان حقوق بشر ایران شنبه، ۱۳ سرطان نوشت میرویس خلیل‌زادی و ابراهیم احمدشاهی در زندان شیراز و نورجلال مجاهد در زندان مرکزی یزد اعدام شده‌اند. این سازمان زندانیان افغان را نورجلال مجاهد ۲۷ ساله و از باشندگان ولسوالی قلعه‌نو باغیس، میرویس خلیل‌زادی ۵۵ ساله و اهل جلال‌آباد و ابراهیم احمدشاهی، حدود ۴۰ ساله از ولایت خوست معرفی کرده است.

بربنیاد اظلاعات، نورجلال مجاهد و میرویس خلیل‌زادی دو سال پیش در پرونده‌های جداگانه جرایم مرتبط با مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند. ابراهیم احمدشاهی یک سال پیش به اتهام مشابه بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب اسلامی ایران به اعدام محکوم شد.

بربنیاد اطلاعات، همزمان چهار زندانی ایرانی نیز، به اتهام‌های «قتل عمد» و جرایم مرتبط با مواد مخدر در زندان مرکزی یزد اعدام شده‌اند. سازمان حقوق بشر ایران نوشت دو نفر از زندانیان اعدام شده شهروندان بلوچ ایران بودند.

منابع رسمی و مقامات جمهوری اسلامی اعدام این زندانیان را به‌‌طور رسمی تایید نکرده‌اند.

جمهوری اسلامی ایران در ششم سرطان نیز، همایون نورزی، زندانی افغان را در استان زابل اعدام کرد. این زندانی ۷۰ ساله افغان از باشندگان ولایت قندوز بود که حدود هفت ماه پیش توسط نیروهای امنیتی ایران به‌دلیل حمل مواد مخدر در گذرگاه میلک بازداشت شده بود.

به گزارش سازمان‌های حقوق بشری بیرون از ایران، جمهوری اسلامی پس از تسلط طالبان بر افغانستان، روند اعدام زندانیان افغان را افزایش داده است. براساس آمار سازمان حقوق بشر ایران مستقر در ناروی، جمهوری اسلامی ۸۴ شهروند افغانستان را در سال ۲۰۲۵ اعدام کرده است.

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران اخیرا دست‌کم ۷۳۵ زندانی افغان را در سه مرحله به طالبان تحویل داد. میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران زندگی می‌کنند و آمار دقیق زندانیان افغان در این کشور به‌طور رسمی منتشر نشده است، اما طالبان به‌صورت دوره‌ای از انتقال شماری از این زندانیان به افغانستان خبر داده است.