نصیر فایق: افزایش قتل و آدمربایی در افغانستان نتیجه نبود حاکمیت قانون است
نصیر فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل، میگوید افزایش قتلهای مرموز، تجاوز جنسی، آدمربایی، اعدامهای فراقانونی، ازدواجهای اجباری و دیگر جرایم خشونتآمیز در افغانستان، نتیجه نبود حاکمیت قانون است.
او تضعیف نظام عدلی و گسترش فرهنگ معافیت از مجازات در حاکمیت طالبان را از عوامل اصلی افزایش این خشونتها دانست.
فایق روز دوشنبه در حساب کاربری خود در اکس نوشت که امنیت واقعی تنها به معنای نبود جنگ نیست.
او گفت مردم باید در سایه قانون، عدالت و پاسخگویی، بدون ترس از قتل، تجاوز جنسی، آدمربایی و دیگر اشکال خشونت زندگی کنند.
به گفته او، افغانستان اکنون بیش از هر زمان دیگری از چنین امنیتی محروم است و زنان، کودکان و دیگر غیرنظامیان آسیبپذیر، بیشتر از هر کسی بهای سنگین این وضعیت را میپردازند.
در ماههای اخیر، گزارشها از افزایش قتل، سرقتهای مسلحانه و ناامنیهای اجتماعی در افغانستان حکایت داشته است.
آمار اداره احصائیه طالبان نیز نشان میدهد که شمار جرایم جنایی ثبتشده در افغانستان از ۱۰ هزار و ۸۳۴ مورد در سال ۱۴۰۰ به ۱۷ هزار و ۳۲۰ مورد در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته است.
بر اساس این آمار، در این دوره شمار موارد قتل و سرقت نیز افزایش یافته است.
منابع میگویند که دزدان مسلح با ورود به مرکز تجارتی بهار در منطقه درب ملک شهر هرات، نگهبان آن را کشتند، پسرش را زخمی کردند و اموال شش دکان را دزدیدند.
این رویداد در ساعات اولیه بامداد دوشنبه ۲۲ سرطان رخ داده است.
به گفته منابع، پنج مرد مسلح با لباس شخصی هنگام ورود به یک مارکت، خود را نیروهای استخبارات معرفی کردند.
این افراد ابتدا نگهبان مرکز تجارتی را با ضربات چاقو زخمی کردند و سپس دست و پای او را با ریسمان بستند. منابع میگویند نگهبان بر اثر خونریزی شدید جان باخته است.
این رویداد در حالی رخ داده که گزارشها از افزایش سرقتهای مسلحانه در هرات حکایت دارد.
در ۳۱ ثور نیز دزدان مسلح وارد مرکز تجارتی خواجه محمد تاکی در مرکز شهر هرات شدند و اموال هشت دکان را سرقت کردند. این مرکز تجارتی در نزدیکی فرماندهی امنیه طالبان قرار دارد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت: «تنگه هرمز باز است و چه با ایران و چه بدون ایران، این تنگه باز خواهد ماند. امریکا محاصره بنادر ایران را بار دیگر اعمال خواهد کرد.»
ترامپ افزود: «این محاصره مانع ورود و خروج کشتیها و مشتریان ایران خواهد شد، اما سایر کشورها همچنان از حق استفاده آزاد و منصفانه از تنگه هرمز برخوردار خواهند بود.»
او همچنین گفت امریکا از این پس با عنوان «نگهبان تنگه هرمز» شناخته خواهد شد و در ازای تامین امنیت این منطقه پرتنش، ۲۰ درصد از هزینه حملونقل تمامی محمولههای عبوری را دریافت خواهد کرد.
در همین حال، رئیسجمهور امریکا، روز دوشنبه، ۲۲ سرطان، در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز گفت ایالات متحده احتمالاً کنترول و اداره تنگه هرمز را بر عهده خواهد گرفت و در ازای حفاظت از این آبراه راهبردی، از کشورهای دیگر هزینه دریافت خواهد کرد.
ترامپ گفت: «ما از تنگه محافظت خواهیم کرد و احتمالاً آن را اداره خواهیم کرد ما نگهبان تنگه خواهیم بود». او افزود کشورهایی که از امنیت تنگه هرمز بهرهمند میشوند، بسیار ثروتمند هستند و امریکا نباید مانند گذشته، بدون دریافت هزینه مسئولیت حفاظت از این آبراه را بر عهده بگیرد.
رئیسجمهور امریکا همچنین مدعی شد واشنگتن و تهران به توافقی دست یافته بودند، اما ایران آن را نقض کرده است. او گفت: «ما ۱۰ توافق با این افراد داشتهایم و آنها همیشه توافقها را نقض میکنند. بنابراین، پاسخ بسیار سختی خواهیم داد.»
ترامپ ادعا کرد ایران بخش عمده توان نظامی خود را از دست داده و گفت: «آنها دیگر نیروی دریایی ندارند، نیروی هوایی ندارند و سامانههای پدافند هواییشان از بین رفته است.»
خبرگزاری رویترز گزارش داد تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان، به یکی از محورهای اصلی تنش میان ایران و امریکا تبدیل شده است و هرگونه اختلال در عبور و مرور کشتیها از این آبراه میتواند بازار جهانی انرژی را با نوسان شدید و افزایش بهای نفت روبهرو کند.
در همین حال، سپاه پاسداران اعلام کرد تنها راه ازسرگیری عبور عادی کشتیها از تنگه هرمز، پایان دادن به مداخله نظامی امریکا در این آبراه است. سپاه هشدار داد ادامه این مداخله میتواند به بحران گستردهتر در بازار جهانی نفت و گاز منجر شود.
درگیریهای نظامی میان امریکا و ایران از آخر هفته تاکنون شدت گرفته است. حملات متقابل موشکی و پهپادی دو طرف، توافق موقت برای بازگشایی تنگه هرمز و توقف درگیریها در جریان مذاکرات ۶۰ روزه را با تردید جدی مواجه کرده است.
وزیر امر به معروف طالبان در سفر به هرات گفت این گروه افرادی را بازداشت کرده که به گفته او قصد ترویج «بیحجابی، ایجاد تشنج و نشر مطالب منفی» علیه امر به معروف را داشتند.
خالد حنفی افزود «جهتهای مغرض» وزارت امر به معروف طالبان را به دلیل آنچه «تطبیق احکام شریعت» خواند، هدف قرار میدهند.
ماموران امر به معروف طالبان در هرات، در میانه ماه جوزا «عملیاتی» را برای بازداشت زنانی آغاز کردند که پوشش سلیقهای این گروه را نداشتند. پس از بازداشت بیرویه دهها زن، باشندگان منطقه جبرئيل هرات در روز ۱۹ جوزا به خیابان برآمدند و علیه بازداشت زنان اعتراض کردند.
طالبان اعتراضات مردم جبرئیل هرات را سرکوب کرد و در نتیجه دستکم دو نوجوان پسر کشته شدند. به دنبال تظاهرات، طالبان بازداشت گسترده معترضان را نیز آغاز کرد.
هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) نیز بازداشت زنان در هرات را تأیید کرده و در بیانیهای اعلام کرده بود که طالبان تنها در روزهای ششم و هفتم جوزا دستکم ۳۰ زن را به اتهام رعایت نکردن حجاب بازداشت کرده و صدها زن دیگر را بهصورت شفاهی تهدید کردهاند.
این اقدامات با واکنشهای گسترده نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی، در داخل و خارج از کشور روبهور شد.
وزارت امر به معروف طالبان روز دوشنبه ۲۲ سرطان، قسمتهایی از سخنرانی خالد حنفی وزیر این گروه در هرات را به گونه پیوسته منتشر کرده است.
آقای حنفی در بخشی از صحبتهایش گفت که در شرایط کنونی باید از رسانهها به عنوان «منبر» استفاده شود و به مسئولان رسانهها توصیه کرد که قانون امر به معروف را نخست بر خود و بعدا از طریق رسانهها به مردم برسانند.
وزیر امر به معروف طالبان همچنین ادعا کرد که حقوق بشر در افغانستان بر اساس اصول اسلامی تأمین میشود و جامعه جهانی باید بر وضعیت کشورهایی تمرکز کند که به گفته او در آنها حقوق بشر نقض شده و مردم حتی از ابتداییترین حقوق، از جمله حق زندگی، محروم هستند.
خالد حنفی، با بیاهمیت جلوه دادن بازداشت زنان و دختران در هرات گفت چرا کشتار عمدی هزاران زن و کودک و ظلمی که بر آنان روا میشود، به اندازه اجرای حجاب در افغانستان مطرح نمیشود؛ در حالی که به گفته او، موضوع حجاب برای اهداف سیاسی تحریف و تبلیغ میشود.
باشگاه فوتبال بارسلونای اسپانیا با حضور ۱۰بازیکن در مرحله نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶، رکورد تازهای در تاریخ این رقابتها به ثبت رساند و به پرافتخارترین باشگاه از نظر تعداد نمایندگان در جمع چهار تیم پایانی جام جهانی تبدیل شد.
به گزارش باشگاه بارسلونا، در میان این ۱۰ بازیکن، هشت نفر در ترکیب تیم ملی اسپانیا حضور دارند؛ خوان گارسیا، پائو کوبارسی، اریک گارسیا، گاوی، پدری، دنی اولمو، فران تورس و لامین یامال. همچنین ژول کونده با فرانسه و آنتونی گوردون، خرید جدید بارسلونا، با تیم ملی انگلستان در نیمهنهایی حضور دارند.
این آمار، رکورد پیشین بارسلونا را که با حضور هشت بازیکن در نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸ ثبت شده بود، پشت سر گذاشت.
پس از بارسلونا، اتلتیکو مادرید با ۹بازیکن در جایگاه دوم قرار دارد و آرسنال نیز با هشت بازیکن، سومین باشگاه دارای بیشترین نماینده در مرحله نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶ است.
پس از درافتادن طالبان با پاکستان، نزدیکی بیسابقه این گروه به هند، حمله پهپادی طالبان به عمق خاک پاکستان، تداوم حملات مرگبار شبهنظامیان در بلوچستان و خیبرپختونخوا و ناکامی گفتوگوهای منطقهای، اسلامآباد اکنون بهشدت به دنبال تغییر شرایط کنونی در افغانستان است.
تحمل وضعیت موجود برای پاکستان ناممکن شده است؛ چرا که این کشور بیش از هر زمان دیگری در برابر حملات شبهنظامیان آسیبپذیر جلوه میکند. شبهنظامیان با استفاده از عقبههای اجتماعی، سیاسی و امنیتی خود، به نیرویی غیرقابل مهار تبدیل شدهاند. عملیاتهای ارتش پاکستان مانند عملیات عزم استحکام و غضبللحق نه تنها کمکی به کاهش این تهدیدها نکرده، بلکه حملات را پیچیدهتر، گستردهتر و مرگبارتر ساخته است.
امروز بلوچستان به کانون بحران و منازعه تبدیل شده و جغرافیای فعالیت شبهنظامیان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان گسترش یافته است. از سوی دیگر، فعالیتهای داعش نیز سیر صعودی به خود گرفته که کشتهشدن دو کریکتباز مسیحی نمونهای از آن است. ابعاد حملات و اهداف این گروهها بزرگتر شده و در برخی مناطق، هماهنگیهای عملیاتی میان آنها دیده میشود. در نتیجه این تحولات، نفوذ اسلامآباد در خیبرپختونخوا کاهش یافته و کنترول نهادهای مجری قانون بهشدت تضعیف شده است.
ریشههای بحران: سایه هند و «خیانت» همسنگران دیروز
پاکستان وضعیت رو به وخامت کنونی را محصول مستقیم حاکمیت طالبان در افغانستان میداند. مقامات اسلامآباد بر این باورند که طالبان از یکسو دست از حمایت همسنگران پیشین خود که سابقه همکاری، میزبانی و حمایت از آنان دارند برنمیدارند و از سوی دیگر، هند از این وضعیت سوءاستفاده کرده و به تعمیق بحران پرداخته است.
هند پس از درگیریهای هوایی سالهای گذشته، در پی انتقام از پاکستان است؛ مواجههای که در آن پاکستان پس از سرنگونی جنگندههای رافال فرانسویِ هند، مانور تبلیغاتی گستردهای به راه انداخت، خود را پیروز میدان معرفی کرد و جایگاهش را در سطح منطقه و جهان تثبیت کرد. مقامات پاکستانی تا مدتها از آن رویداد به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد میکردند؛ اما دهلینو این روایت را برنمیتابد و حاضر است با هر هزینه و ابزاری این موازنه را تغییر دهد. از آنجا که جنگ مستقیم گزینه مطلوبی نیست، جنگ غیرمستقیم (نیابتی) برای دهلینو بسیار موثر واقع شده است. در این میان، طالبان تنها ابزاری است که در حال حاضر با پاکستان در چالشی جدی قرار دارد. هند بخشی از هزینه منازعه با پاکستان را از طریق طالبان تامین میکند؛ راهبردی که برای دهلی کمهزینه و بیدردسر و برای اسلامآباد بهشدت خطرناک است.
پاکستان قطعا به دنبال تغییر این وضعیت است. نخستوزیر و فرمانده کل ستاد ارتش پاکستان در سفر اخیر خود به بلوچستان، بر تعهد خود برای مهار تروریسم و نابودی پناهگاههای آنان تاکید کردند. آنها به این نتیجه قطعی رسیدهاند که بدون تغییر در وضعیت سیاسی افغانستان، تغییر اوضاع امنیتی در پاکستان ممکن نخواهد بود.
پرسش اصلی این است: آیا پاکستان قادر به ایجاد این تغییر است؟ و اساساً چه نوع تغییری مد نظر اسلامآباد است؟
ابزارهای نفوذ پاکستان و چالشِ «افغانستانِ یکدست»
پاکستان از دهه ۵۰ خورشیدی بدین سو، بارها توانایی خود را در تغییر وضعیت سیاسی افغانستان نشان داده است. اسلامآباد حداقل در سرنگونی سه نظام سیاسی در افغانستان نقش مستقیم داشته است: حکومت دکتر نجیبالله، دولت اسلامی مجاهدین و حکومت جمهوری مورد حمایت غرب. دستگاه استخباراتی پاکستان اشراف بیمانندی بر مناسبات، جریانات و مهرههای سیاسی افغانستان دارد و به خوبی میتواند اوضاع را تحلیل و عناصر متنفذ را جذب کند. حتی در حال حاضر نیز پاکستان در درون بدنه طالبان از نفوذ چشمگیری برخوردار است و با طیف وسیعی از آنها رابطه نزدیک دارد.
با این حال، به دلیل اشتباه محاسباتی گذشته پاکستان، برای اولین بار در پنج دهه اخیر، افغانستان بهطور کامل به دست یک گروه واحد افتاده است. تمام جریانها و گروههای رقیب و با نفوذ از میدان کنار زده شدهاند و تمام قلمرو افغانستان، از واخان بدخشان تا دوردستترین نقاط نیمروز و فراه در کنترول طالبان است. در پنج سال گذشته هیچ گروه مقاومت نیرومندی که بتواند قدرت طالبان را به چالش بکشد پدید نیامده است. طالبان، حکومتی یکدست ایجاد کرده و مطابق برنامه و ایدئولوژی خود کشور را مدیریت میکند. در گذشته این فرصت برای پاکستان مهیا بود که از یک گروه در برابر گروه دیگر استفاده کند، اما اکنون این برگ برنده از دست رفته است. با این وجود، اگر پاکستان اراده قطعی برای تغییر داشته باشد، ابزارهای لازم را برای به کرسی نشاندن برنامههایش در اختیار دارد.
خلأ حاکمیت و بحران مشروعیت طالبان
طالبان پس از پنج سال حاکمیت، همچنان از بحران عمیق مشروعیت رنج میبرد. این گروه نه در داخل کشور مورد قبول جریانهای متنفذ و اقوام قرار گرفته و نه در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شده است. اقدامات افراطی رهبری طالبان، آنها را بیش از پیش از به رسمیت شناخته شدن دور کرده است. تعامل کنونی برخی کشورها با آنها نیز نه از روی رضایت، بلکه از سر ناچاری و نگرانیهای امنیتی است. حتی کشوری مانند روسیه متوجه اشتباه محاسباتی خود شده و اکنون دیگر هیچ کشوری جرات به رسمیت شناختن طالبان را ندارد. تصمیمات پیشامدرن و سنتی رهبری طالبان (مانند برخی محدودیتهای تکنولوژیک) نیز نشان میدهد که آنها برای ساختار حکومتداری مدرن ساخته نشدهاند. این خلأ حقوقی و قانونی، طالبان را بهشدت آسیبپذیر کرده است؛ چرا که هیچ دولتی نمیتواند در خلأ سیاسی دوام بیاورد. این بحران مشروعیت داخلی و بینالمللی، فرصتی طلایی برای پاکستان است تا از این خلأ برای تحقق اهدافش استفاده کند.
شکست اجماع منطقهای
در گذشته، کشورهای منطقه از جنگ و ناامنی جدید در افغانستان حمایت نمیکردند و حاضر نبودند به جریانهای مخالف طالبان پناه یا اسلحه بدهند؛ تاکید منطقه بر حفظ نظم موجود بود. اما ظاهراً این اجماع منطقهای شکسته شده است. کشورها اکنون بهشدت نگران فعالیت شبهنظامیان و مخالفان خود در خاک افغانستان هستند.
امروز هیچ همسایهای بیسیاست و آسودهخاطر نیست. این نگرانی تنها محدود به پاکستان نمیشود؛ ایران بیش از هر کشور دیگری از آدرس افغانستان دغدغه امنیتی دارد؛ گروه «جیشالعدل» با استفاده از عقبه حمایتی در افغانستان بسیار فعال و نیرومند شده و خطر نفوذ داعش به خاک ایران نیز جدی است. چین از فعالیت اویغورها (جنبش اسلامی ترکستان شرقی) هراس دارد و این ترس را پنهان نمیکند. روسیه پیش از این از حمله داعش خراسان آسیب دیده و آسیای مرکزی نیز خواب آرام ندارد؛ تاجیکستان و اوزبیکستان در نگرانی مداوم به سر میبرند و تلاشهای روزافزون آنها برای استحکام مرزها گواه این مدعاست.
در سطح کلان، پاکستان موفق شده است کشورهای منطقه را متقاعد کند که افغانستانِ تحت کنترول طالبان، یک تهدید مشترک است. پاکستان کشورهای متنفذی مانند چین، ترکیه و عربستان سعودی را به عنوان متحدان استراتژیک در کنار خود دارد. این کشورها پالیسیهای خود در قبال افغانستان را در هماهنگی با اسلامآباد تنظیم میکنند و قطعاً پاکستان میتواند در جهتدهی به برنامههای آنها نقش ایفا کند. از سوی دیگر، پیمانهای دفاعی پاکستان با کشورهایی چون عربستان و ترکیه، موضع این کشور را تقویت میکند.
همسویی با غرب و استراتژی واشنگتن
پاکستان بار دیگر به امریکا و غرب نزدیک شده و تلاش دارد پای واشنگتن را به بهانه مبارزه با تروریسم به قضیه افغانستان بکشاند. امریکا رسماً اعلام کرده که از مبارزه پاکستان با تروریسم حمایت میکند و واشنگتن حق دفاع مشروع را برای اسلامآباد قائل شده است.
اگر اسلامآباد موفق شود پای واشنگتن را به این معرکه باز کند و آنها را ترغیب به بازگشت یا حمایت تسلیحاتی کند، معادله قدرت به سرعت عوض خواهد شد. اگرچه هنوز نشانهای از تمایل مستقیم امریکا برای ورود به یک جنگ جدید دیده نمیشود، اما پاکستان در گام نخست تنها به حمایتهای مالی و اعتباری غربیها نیاز دارد. اگر اقتصاد بحرانزده پاکستان از سوی امریکا پشتیبانی شود، اسلامآباد خود قادر خواهد بود قضیه را مدیریت کند. سابقه تاریخی نشان داده که در مسئله افغانستان، بریتانیا، امریکا و ناتو همواره با پاکستان هماهنگ بودهاند.
سناریوهای پیش رو: تغییر رژیم یا تغییر رهبری؟
هنوز مشخص نیست که پاکستان به دنبال تغییر ساختار کلان حاکمیت طالبان است یا صرفاً اصلاحات ساختاری و تغییر رهبری آن را دنبال میکند.
روابط طالبان و پاکستان از سال ۲۰۲۲ به تدریج رو به سردی گرایید تا اینکه در سال ۲۰۲۵ وارد جنگ مستقیم شدند.
پاکستان بر این باور است که در حال حاضر، عناصر ضداستخبارات پاکستان بر اداره طالبان مسلط هستند؛ چهرههایی که سابقه بازداشت در پاکستان، تسلیمدهی به امریکا و انتقال به گوانتانامو را دارند و اکنون بیشترین مواضع خصمانه را علیه اسلامآباد اتخاذ میکنند. چهرههایی چون عبدالغنی برادر، ملا یعقوب، نورالله نوری، عبدالحق وثیق و خیرالله خیرخواه از این دستهاند.
سناریوی اول؛ تغییر از درون (تغییر رهبری): در این سناریو، پاکستان تلاش خواهد کرد چهرههای تندرو و ضداسلامآباد (به شمول ملاهبتالله) را کنار بزند و از درون خودِ بدنه طالبان، مهرههای همسو را روی کار آورد؛ حلقاتی که به مطالبات پاکستان تن دهند، تحریک طالبان پاکستان را مهار کنند و از هند فاصله بگیرند. حلقات همسو با پاکستان در میان طالبان کم نیستند، اما در حال حاضر هیچ نشانه علنی از انشعاب یا چنددستگی در قندهار و کابل دیده نمیشود. ملاهبتالله قدرت حاکم است، نافرمانی تشکیلاتی وجود ندارد و خطر درگیری درونی فعلاً پایین است.
سناریوی دوم؛ تغییر کامل رژیم: سناریوی دیگر، براندازی یا تغییر کامل رژیم طالبان است. در این حالت، پاکستان باید روی یک جایگزین (بدیل) کار کند، جریانهای مخالف سیاسی و نظامی را به صحنه بازگرداند و در یک هماهنگی وسیع داخلی، منطقهای و جهانی، فصل تازهای را رقم بزند. تحقق این سناریو نیازمند زمان، هزینه سنگین و سرمایهگذاری کلان است.
شواهد نشان میدهد که در این خصوص، همکاری پاکستان با جریانهای مخالف طالبان افزایش یافته است. منابع متعدد تایید میکنند که برخی نیروهای جبهات مخالف طالبان در ایالتهای مرزی پاکستان مستقر شدهاند و هماهنگیهای اولیه آغاز شده است. با این حال، مخالفان طالبان همچنان با دیده شک و تردید به برنامههای پاکستان مینگرند؛ چرا که هنوز اعتماد لازم میان دو طرف شکل نگرفته و سایه سنگین بیاعتمادی چهار دهه گذشته، بر روابط آنها سنگینی میکند.
در هر صورت، پاکستان به این نتیجه رسیده است که بقای وضعیت فعلی به صلاح امنیت ملیاش نیست و دگرگونی اوضاع را یک ضرورت حیاتی میداند؛ اما باید منتظر ماند و دید که این تغییر با چه مکانیسمی و در چه سطحی رقم خواهد خورد.