یک نظامی پیشین: «طالبان مرا ۲۷ روز شکنجه کرد»

«من یکی از نظامیان اردوی ملی هستم. وقتی دولت سقوط کرد، طالبان گفت عفو عمومی است. بعد از مدتی، یعنی آخر سال ۱۴۰۳، طالبان آمد و زمین ما را گرفت. گفت کسی از شما شکایت کرده است.

«من یکی از نظامیان اردوی ملی هستم. وقتی دولت سقوط کرد، طالبان گفت عفو عمومی است. بعد از مدتی، یعنی آخر سال ۱۴۰۳، طالبان آمد و زمین ما را گرفت. گفت کسی از شما شکایت کرده است.
وقتی داخل استخبارات رفتم، دیدم که گپ جای دیگری است. به من گفتند که تو در اردوی ملی بودی. گفتم بله. گفتند شما از لشکر کفر هستی.
مرا زیر شکنجه گرفتند. یکی میگفت این را بکشید و دیگری پلاستیک به سر من کشید. مدت ۲۷ روز شکنجهام کردند، ۴۵۰ هزار افغانی از من پول گرفتند و هشت ماه زندانیام کردند.
بعد از هشت ماه آزاد شدم، اما باز هم تهدیدم کردند. مجبور شدم فرار کنم و قاچاقی به ایران بیایم.
حالا جانم در خطر است و خانوادهام در افغانستان است.
من هیچ سندی ندارم. اگر رد مرز شوم، چه خواهد شد؟ لطفا به من کمک کنید.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»

«من یک پزشک در یکی از مراکز صحی ولایت غور هستم. این مرکز در فاصله ۲۲۰ کیلومتری مرکز ولایت و در مسیری صعبالعبور قرار دارد. مردم این منطقه تنها به همین مرکز صحی امید دارند، اما مدتهاست حتی دواهای معمولی مانند پرستامول، سیروم رینگر و دیگر دواها به ما نرسیده است.
در فصل گرما، مردم به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. مصارف ماهانه مراکز صحی نیز پرداخت نمیشود و حتی برای خرید یک متر تکه برای بخش ولادت پول وجود ندارد.
وقتی کارمندان مرکز صحی به دفتر موسسه مراجعه میکنند، با آنان مانند برده برخورد میشود.
در کنار این مشکلات، یک حلقه خاص تمام صلاحیتهای موسسه باران، تطبیقکننده پروژه صحتمندی، را در اختیار گرفته و بودجه را حیفومیل میکند.
مردم محلی غور که جغرافیا و مشکلات مردم را میفهمند هیج مسوولیتی ندارند.
مسوولان این نهاد که اکثرا از ولایتهای دیگر هستند به رخصتیهای تفریحی میروند، اما کسی از آنان بازخواست نمیکند.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«در چهار روز گذشته، افراد مسلحی که خود را کارمندان جنایی معرفی میکنند، وارد خانههای مردم در منطقه قشلاق در شهر پلخمری، مرکز ولایت بغلان، میشوند.
این افراد به بهانه جستوجوی سلاح وارد خانهها میشوند و پول، طلا و موبایل مردم را با خود میبرند.
تاکنون چهار مورد سرقت رخ داده است. سه سرقت شبهنگام و یک سرقت هنگام چاشت صورت گرفته، اما هنوز هیچ پیگیری نشده است.
این وضعیت نگرانکننده است و باید جلو این افراد گرفته شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما، شماری از باشندگان منطقه قطور در ناحیه ششم شهر میمنه، خواهان اجرای برنامه شهرسازی در منطقه خود هستیم، اما مسئولان محلی به خواست ما توجه نکردهاند و میخواهند برنامه بهسازی را اجرا کنند.
برنامه بهسازی برای ولسوالیها و قریهها در نظر گرفته شده است.
ما بارها به ادارههای مربوط مراجعه کردهایم و خواستهایم که بهجای بهسازی، برنامه شهرسازی در منطقه قطور اجرا شود، اما مقامها به درخواست ما رسیدگی نکردهاند.
به همین دلیل، امروز ناچار شدیم در اعتراض به این تصمیم تجمع کنیم.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«این نامه را میفرستم تا توضیح دهم اعمال طالبان چگونه زندگی و تحصیل همسرم را در آلمان تحت تاثیر قرار داد. طالبان ماههاست که به دختران اجازه شرکت در آزمون اگزیت را نمیدهد. به همین دلیل دخترانی که طب را تمام کردندچون کارت اگزیت اگزم ندارند از ادامه تحصیل در آلمان بازماندهاند.
خانم من قرار بود دو هفته دیگر امتحان تخصصی طب آلمان را بدهد. او دو سه مرحله نخست را تمام کرده بود و تمام اسنادش نیز تایید شده بود.
با بازگشت طالبان به قدرت، این گروه درخواست همه را رد میکند و حتی تمام مدارک تاییدشده را لغو میکنند.
بسیاریها پس از آنکه وارد دوره تخصص میشوند، پاسخ رد میگیرند و دوباره میخواهند بروند و چند سمستر درس بخوانند تا از طب فارغ شوند.
به این ترتیب، طالبان تنها ر زنانی که داخل افغانستان هستند تاثیرگذار نیستند. آنها اینجا در اروپا نیز به نوعی مانع ادامه تحصیل همسرم شدند.
خواستم شما این مشکل را مطرح کنید.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما جمعی از متقاضیان برنامه ARAP هستیم؛ نظامیان پیشین افغانستان از قطعات خاص پولیس، اردوی ملی، امنیت ملی و دیگر نیروهای امنیتی که سالها در کنار نیروهای بریتانیایی در عملیاتهای مشترک خدمت کردیم.
ما جان خود را برای انجام این ماموریتها به خطر انداختیم. در کنار نیروهای بریتانیایی جنگیدیم، در عملیاتهای مشترک حضور داشتیم و به مسئولیتهای خود عمل کردیم. امروز نیز به دلیل همان همکاریها، بسیاری از ما و خانوادههای ما با تهدیدهای جدی امنیتی روبهرو هستیم.
با وجود این، بسیاری از درخواستهای ما پس از سالها انتظار با دلایل تکراری و کلی رد شده است. برخی از ما بیش از سه سال در انتظار تصمیم ماندهایم و در پایان فقط یک نامه کوتاه و مشابه دریافت کردهایم، بدون اینکه توضیح داده شود چرا مدارک و شواهد ارائهشده کافی نبوده است.
یکی از دلیلهای رایج در نامههای رد این است که ما «استخدام مستقیم دولت بریتانیا» نبودهایم. اما ما نظامیان افغانستان بودیم، نه کارمندان غیرنظامی یا پیمانکاران خصوصی که قرارداد استخدام مستقیم با دولت بریتانیا داشته باشیم. همکاری ما در چارچوب عملیاتهای مشترک نظامی انجام میشد و این واقعیت با اسناد و مدارک قابل اثبات است.
تمام مدارک و مستندات مربوط به دوران خدمت ما، از جمله سوابق خدمتی، اسناد همکاری، شواهد حضور در ماموریتها و عملیاتهای مشترک موجود است. مدارک و نامههای رد پروندههای اعضای گروه نیز موجود است و نشان میدهد که بسیاری از متقاضیان با متنها و دلیلهای بسیار مشابه رد شدهاند.
ما آمادهایم تمام این اسناد را، با حفظ حریم خصوصی افراد، در اختیار رسانهها، نمایندگان پارلمان، نهادهای حقوق بشری و هر مرجع مستقل قرار دهیم تا روند بررسی پروندهها بهصورت بیطرفانه ارزیابی شود.
امروز زندگی ما در بلاتکلیفی و ترس میگذرد. هر روز با نگرانی از بازداشت، انتقام یا آزار از سوی طالبان زندگی میکنیم و آیندهای نامعلوم پیش روی ما و خانوادههای ما قرار دارد.
ما خواهان امتیاز ویژه نیستیم. تنها خواست ما بازبینی عادلانه، شفاف و مستقل پروندهها بر اساس واقعیتها، شواهد و مدارک موجود است.
از دولت بریتانیا، رسانهها، نمایندگان پارلمان، سازمانهای حقوق بشری و افکار عمومی میخواهیم صدای ما را بشنوند و برای روشن شدن این روند و بازبینی منصفانه پروندهها اقدام کنند.
ما در کنار نیروهای بریتانیایی ایستادیم و جان خود را به خطر انداختیم. اکنون از دولت بریتانیا انتظار داریم به تعهدات اخلاقی خود پایبند باشد و پروندههای ما را با عدالت، شفافیت و انصاف بررسی کند.
به داد ما برسید، زیرا هر روز تاخیر و هر تصمیمی که بدون بررسی منصفانه گرفته شود، میتواند جان کسانی را که سالها در کنار نیروهای بریتانیایی خدمت کردهاند، بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»