«چند روز برای گرفتن تذکره مثنی سرگردان میشویم»

«برای گرفتن تذکره مثنی به بخش آسان خدمت در مکرویان کهنه کابل آمدهام. دو روز است که برای انجام کارم مراجعه میکنم، اما هنوز به کارم رسیدگی نشده است.

«برای گرفتن تذکره مثنی به بخش آسان خدمت در مکرویان کهنه کابل آمدهام. دو روز است که برای انجام کارم مراجعه میکنم، اما هنوز به کارم رسیدگی نشده است.
در این بخش تنها یک نفر کار میکند، در حالی که حدود ۲۰ مراجعهکننده منتظر هستند. روند کار بسیار کند است و مردم ساعتها در صف میمانند. بسیاری از مراجعهکنندگان برای انجام یک کار ساده، ناچارند چند روز پیهم به این اداره بیایند.
این وضعیت وقت مردم را ضایع میکند و باعث خستگی و سردرگمی مراجعهکنندگان شده است. از مسئولان میخواهم شمار کارمندان این بخش را بیشتر کنند و روند رسیدگی به درخواستها را سریعتر بسازند تا مردم برای گرفتن تذکره مثنی چندین روز انتظار نکشند.
لطفا این پیام مرا بازتاب دهید تا مسئولان به مشکل مراجعهکنندگان بخش آسان خدمت در مکرویان کهنه کابل رسیدگی کنند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»

«یکی از اساسیترین نیازهای ما در کابل، مسکن مناسب و قابل دسترس است. بسیاری از خانوادهها به دلیل گرانی زمین و خانه و نبود برنامههای حمایتی، توان خرید یا تهیه خانه مناسب را ندارند.
از مسئولان میخواهیم برای خانهدار شدن شهروندان، برنامههای عملی مانند ساخت شهرکهای مسکونی، واگذاری زمین با شرایط مناسب و حمایت از خانوادههای کمدرآمد را در اولویت قرار دهند. داشتن مسکن مناسب حق هر شهروند است و رسیدگی به این مشکل میتواند وضعیت زندگی مردم را بهتر کند.
ما شهروندان کابل با کمبود خدمات اساسی مانند آب آشامیدنی، فرصتهای کاری و برق پایدار نیز روبهرو هستیم. با وجود آنکه تامین این نیازها از مسئولیتهای اصلی مسئولان است، مشکلات جدی در این بخشها همچنان ادامه دارد و زندگی مردم را دشوار کرده است.
از مسئولان میخواهیم برای تامین آب آشامیدنی، ایجاد فرصتهای کاری و بهبود وضعیت برق، اقدامهای عملی و موثر انجام دهند و به خواستههای شهروندان رسیدگی کنند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من یکی از مهاجران افغان در پاکستان هستم و میخواهم نگرانی عمیق خود را درباره وضعیت روزبهروز وخیم مهاجران افغان در پاکستان با افکار عمومی در میان بگذارم.
نزدیک به یک ماه است که کاکایم توسط پولیس پاکستان بازداشت شده است. تا امروز نه آزاد شده و نه به افغانستان بازگردانده شده است تا در کنار خانوادهاش باشد. این بلاتکلیفی، خانواده ما را در نگرانی و رنج شدید فرو برده است.
کاکایم از مشکلات روحی و روانی نیز رنج میبرد و ادامه بازداشت، بدون اطلاع از وضعیت او و بدون امکان تماس با خانواده، سلامت و آینده او را با خطر جدی روبهرو کرده است. متاسفانه تاکنون هیچگونه اطلاعاتی درباره وضعیت او در اختیار ما قرار نگرفته و ارتباط ما با او کاملا قطع است.
متاسفانه این تنها مشکل خانواده ما نیست. هزاران مهاجر افغان دیگر نیز در مراکز و کمپهای نگهداری در پاکستان، در شرایط دشوار و با امکانات محدود زندگی میکنند و خانوادههای آنان نیز با نگرانی، اضطراب و بیخبری دستوپنجه نرم میکنند.
از رسانهها میخواهم صدای مهاجران افغان را به گوش مسئولان و جامعه جهانی برسانند و از نهادهای مربوط بخواهند هرچه سریعتر به وضعیت بازداشتشدگان رسیدگی کنند، سرنوشت آنان را مشخص سازند و برای رعایت کرامت انسانی و حقوق اساسی آنان اقدامهای فوری و موثر انجام دهند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«فرزند ۹ ماههام بهشدت بیمار بود و او را به شفاخانه ملکی ولایت غزنی بردم. پس از حدود شش ساعت انتظار، وقتی نوبت ما رسید، داکتر فقط چند پرسش کوتاه مطرح کرد و بدون معاینه کامل طفل، تنها یک قرص پاراستامول تجویز کرد.
در همان زمان مشاهده کردم افرادی که آشنا یا وابسته به کارکنان شفاخانه بودند، با انتظار کمتر و رسیدگی بهتر خدمات دریافت میکردند، در حالی که ما ساعتها منتظر ماندیم.
متاسفانه وضعیت فرزندم روزبهروز بدتر شد. پس از مراجعه به یک شفاخانه خصوصی، به ما گفته شد که باید هرچه زودتر در شفاخانه حوزوی قلعه جوز بستری شود.
با زحمت فراوان توانستیم نوبت بگیریم. با وجود اینکه به داکتر توضیح دادم حال طفل وخیم است و داکتران دیگر نیز بستریشدن او را ضروری دانسته بودند، به ما گفته شد که نیازی به بستریشدن نیست
و فقط چند دوا تجویز شد.
پس از مصرف دواها، وضعیت فرزندم بهتر نشد و دچار تشنج شد. اکنون او در بخش مراقبتهای ویژه یکی از شفاخانههای خصوصی بستری است و با گذشت پنج روز، هنوز وضعیتش نگرانکننده است.
من این نوشته را برای انتقام یا تخریب کسی
نمینویسم. از مسئولان وزارت صحت عامه و ریاست صحت عامه ولایت غزنی میخواهم این موضوع را بهگونه جدی بررسی کنند تا مشخص شود آیا روند رسیدگی به بیماران مطابق اصول پزشکی بوده است یا خیر.
همچنین از مسئولان میخواهم به مشکلاتی مانند تاخیر در رسیدگی، کیفیت معاینهها و برخورد یکسان با همه بیماران توجه کنند تا خانواده دیگری درد و رنجی را که ما تجربه کردهایم، متحمل نشود.
از رسانهها نیز میخواهم صدای خانواده ما و دیگر شهروندانی را که با مشکلات مشابه روبهرو هستند، به گوش مسئولان برسانند تا اصلاحات لازم در نظام صحی ولایت غزنی انجام شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من یکی از باشندگان ناحیه پنجم شهر کابل هستم. بسیاری از مردم از جمله ما، نزدیک به پنجاه سال است که در این منطقه زندگی میکنیم.
اکنون شهرداری کابل و ناحیه پنجم تصمیم گرفتهاند که عرض کوچهها را به شش تا هشت متر افزایش دهند، اما مردم محل با این تصمیم موافق نیستند، زیرا اجرای این پروژه مشکلات زیادی برای خانوادههای ساکن این منطقه ایجاد میکند.
تصمیم شهرداری کابل برای بزرگکردن کوچهها بر اساس یک نقشه بنیادی و پلانی، مانند خوشحالخان، نیست. این طرح نه تطبیق سرک است و نه بخشی از یک نقشه پلانی مشخص.
کوچههای ناحیه پنجم نزدیک به پنجاه سال است که به همین شکل مورد استفاده مردم قرار دارد.
بزرگکردن این کوچهها مانند بزرگکردن خانه گوسفند است و معنایی ندارد. چه کوچک باشد و چه بزرگ، به همان شکل مورد استفاده قرار میگیرد.
مردم محل اکنون حتی توان ساختن دوباره یک دیوار خانه خود را ندارند. ما باور داریم که شهرداری کابل با این اقدام میخواهد بهانهای برای گرفتن پول از مردم پیدا کند.
از طریق صفحه شما میخواهیم صدای ما به گوش مسئولان برسد و مردم بیچاره این منطقه از این بحران و فلاکت نجات داده شوند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما چهار فامیل دیروز سمت قریه تریاق، سرک امام ششنور، به تفریح رفته بودیم. داخل جنگل نشسته بودیم.
دورتر از ما تقریبا دو فامیل دیگر هم بودند. اصلا تفریح و میله مجردی نبود.
افراد مسلح طالبان آمدند و با لحن بسیار تند به ما گفتند: زود از اینجا بروید، ما زنگ میزنیم، حالا افراد امر به معروف میآیند.
مردهای ما آنطرفتر توشلهبازی میکردند که به آنها بیغیرت و نامسلمان گفتند.
ما و فامیلهای دیگر ساعت ۴ عصر مجبور شدیم بهطرف خانهها حرکت کنیم.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»