• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

«کودک نه‌ماهه‌ام پس از رد بستری‌شدن به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد»

۳۱ سرطان ۱۴۰۵، ۲۳:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

«این نوشته را با قلبی پر از درد و نگرانی می‌نویسم. فرزند نه‌ماهه‌ام به‌شدت بیمار بود و او را به شفاخانه ملکی ولایت غزنی بردم. پس از حدود شش ساعت انتظار، وقتی نوبت ما رسید، داکتر چند پرسش کوتاه کرد و بدون معاینه کامل طفل، تنها یک قرص پاراستامول تجویز کرد.

در همان زمان دیدم افرادی که با کارمندان شفاخانه آشنا بودند یا به آنان وابستگی داشتند، با انتظار کم‌تر و رسیدگی بهتر خدمات دریافت می‌کردند، در حالی که ما ساعت‌ها منتظر ماندیم.

وضعیت فرزندم روزبه‌روز بدتر شد. پس از مراجعه به یک شفاخانه خصوصی، به ما گفته شد که او باید هرچه زودتر در شفاخانه حوزوی قلعه جوز بستری شود.

با زحمت فراوان توانستیم نوبت بگیریم. با وجود این‌که به داکتر توضیح دادم حال طفل وخیم است و داکتران دیگر نیز بستری‌شدن او را ضروری دانسته‌اند، به ما گفته شد که نیازی به بستری‌شدن نیست و تنها چند دوا تجویز شد.

پس از مصرف دواها، وضعیت فرزندم بهتر نشد و او دچار تشنج شد. اکنون پنج روز است که در بخش مراقبت‌های ویژه یکی از شفاخانه‌های خصوصی بستری است و وضعیتش همچنان نگران‌کننده است.

من این نوشته را برای انتقام یا تخریب کسی نمی‌نویسم. از مسئولان وزارت صحت عامه و ریاست صحت عامه غزنی می‌خواهم این موضوع را به‌گونه جدی بررسی کنند تا روشن شود که آیا روند رسیدگی به فرزندم مطابق اصول پزشکی بوده است یا خیر.

همچنین از مسئولان می‌خواهم به تاخیر در رسیدگی، کیفیت معاینه و برخورد یکسان با همه بیماران توجه کنند تا خانواده دیگری درد و رنجی را که ما تجربه کرده‌ایم، تحمل نکند.

از رسانه‌ها نیز می‌خواهم صدای خانواده ما و دیگر شهروندانی را که با مشکلات مشابه روبه‌رو هستند، به گوش مسئولان برسانند تا مشکلات نظام صحی ولایت غزنی بررسی و اصلاح شود.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

بزرگترین چالش‌های طالبان پنج سال پس از ورود به کابل
۱

بزرگترین چالش‌های طالبان پنج سال پس از ورود به کابل

۲

معاون حقانی به هزاره‌ها گفت 'شهرک امید سبز را ترک نکنید'

۳

اندیشکده‌ امریکایی: طالبان معادن افغانستان را به سبک شورشیان مدیریت می‌کند

۴

کرزی: اکنون زمان ندامت و مصالحه است

۵

سازمان ملل: طالبان درباره بدرفتاری نیروهایش با شهروندان آمار نمی‌دهد

•
•
•

مطالب بیشتر

یک راننده تاکسی در هرات: «با افزایش قیمت سوخت و کاهش کرایه چیزی برای ما نمی‌ماند»

۲۴ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«لطفا دردمندانه صدای ما شوید، چون به هر دری می‌زنیم، کسی نه حرف ما را می‌شنود و نه توجه می‌کند. من موتر تاکسی دارم. طوری که در جریان هستید، با آغاز دوباره جنگ ایران، قیمت مواد سوخت سر به فلک کشیده است. قیمت پترول به ۸۸ افغانی و گاز به ۸۰ افغانی رسیده است.

تا جایی که می‌دانیم، چون کشور ما فقیر است، تحریم‌ها در این بخش شامل افغانستان نمی‌شود. در جنگ نخست امریکا و ایران، قیمت سوخت اصلا تکان نخورد، اما در این جنگ فکر می‌کنم خود دولت از فرصت سوءاستفاده می‌کند.

چون می‌بینند در کشورهای دیگر قیمت‌ها بالا رفته است، حالا متوجه شده‌اند که بهانه خوبی پیدا شده است.

روند واردات مواد سوخت نیز بیشتر از گذشته ادامه دارد. مواد سوخت هم با قطار و هم با تیلرهای تانکر وارد می‌شود.

نکته دردآور این است که ریاست ترانسپورت هرات که نمی‌دانم چه کسی رییس جدید آن شده، با آمدنش قوانین تازه‌ای وضع کرده است.

از یک سو جریمه‌ها همراه با اضافه‌ستانی بالا رفته است.

از سوی دیگر، زمانی که قیمت سوخت پایین بود و پترول ۶۰ افغانی و گاز ۵۵ افغانی بود، ما حق داشتیم دو هزار افغانی بارگیری کنیم.

اما از چهار روز به این‌سو که قیمت تیل و گاز بالا رفته است، این افراد کرایه موترهای ما را از دو هزار افغانی به هزار و ۵۰۰ افغانی کاهش داده‌اند.

حتی به زور متوسل شده‌اند.

هرجا رفتیم و حتی اعتصاب کردیم، کسی به داد ما نرسید.

هیچ‌کس به حرف ما گوش نمی‌دهد و این موضوع اصلا برایشان مهم نیست.

به خدا نمی‌دانید ما چه می‌کشیم.

بیشتر وقت‌ها وقتی با نماینده و مسوولان ترانسپورت صحبت می‌کنیم، می‌گویند فارسی بلد نیستیم و پشتو صحبت کنید.

به‌نوعی با این کار ما را از سر خود باز می‌کنند.

به خدا حیران مانده‌ایم که چه کنیم. این افراد چنان با مردم بیگانه‌اند و درد مردم را احساس نمی‌کنند که آدم از زندگی، کار و همه‌چیز ناامید می‌شود. نه منطق وجود دارد و نه رحم.

پیش از این، تجارت تیل دولتی نبود و بخش خصوصی آن را وارد می‌کرد. حالا که دولتی شده است، به‌جای این‌که وضعیت بهتر شود، بدتر شده است. خون مردم را می‌مکند، خدمتی هم وجود ندارد و سفره مردم را هر روز کوچک‌تر می‌کنند.

شاید اسلام‌جار، با آن همه ادعای خدمت‌گزاری، و رییس ترانسپورت از خدا بترسند و دست‌کم اجازه دهند کرایه موترهای ما مانند یک هفته پیش باشد.

مسیری که ما می‌رویم، هزار و ۱۰۰ افغانی گاز مصرف می‌کند. ۲۱۰ افغانی نیز باید به دولت پرداخت کنیم. از هزار و ۵۰۰ افغانی چه چیزی برای ما باقی می‌ماند؟

ما بی‌تقصیر، مقصر و مجرم شناخته می‌شویم. این چه شریعت و قانون اسلامی است؟

این چه وجدانی است؟

از خدا بترسید، شما شکم‌پرورانی که درد مردم و ما هراتیان را احساس نمی‌کنید، اسلام‌جار، رییس ترانسپورت و دیگر شکم‌پروران.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»