مقام طالبان از رسانهها خواست «جنایات ۲۰ سال گذشته» را افشا کنند
در ادامه فشارهای فزاینده طالبان بر رسانهها، معین وزارت اطلاعات و فرهنگ این گروه از رسانهها خواست موضوعاتی چون «جنایات ۲۰ سال گذشته» و خروج نیروهای خارجی از افغانستان را بازتاب دهند.
طالبان در دو دهه گذشته یکی از طرفهای اصلی جنگ بود و متهم به کشتار غیرنظامیان است.
این درخواست در حالی مطرح میشود که طالبان به رسانهها اجازه نقد آزادانه از عملکرد گذشته و اداره فعلی خود را نمیدهند و بسیاری از خبرنگاران و رسانههای مستقل به دلیل نشر گزارشهای انتقادی بازداشت و بسته شدهاند.
حیاتالله مهاجر فراهی، معین وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، چهارشنبه ۱۴ اسد در نشستی با خبرنگاران و مسئولان رسانهها در ولایت پکتیا گفت: «کسانی که دستهایشان به خون مردم آلوده است و داراییهای کشور را غارت کردهاند، هنوز هم از بیرون، جوانان را به ناامنی در افغانستان تحریک میکنند.»
فراهی مدعی شد که «جنایات» دو دهه گذشته به طور کامل برای مردم روشن نشده است و از رسانهها خواست برای آنچه «آگاهیدهی درباره واقعیتهای دوران اشغال» خواند، تلاش کنند.
با این حال، او هیچ اشارهای به نقش طالبان به عنوان یکی از طرفهای اصلی جنگ دو دهه گذشته نکرد.
گروه طالبان در دو دهه گذشته علیه حکومت پیشین و نیروهای بینالمللی مستقر در افغانستان جنگید. این گروه در طول دوران جنگ مسئولیت برخی از خونینترین حملات را بر عهده گرفت، حملاتی که در آن غیرنظامیان کشته شدند.
در سالهای گذشته بارها نهادهای حقوق بشری و قربانیان جنگ خواستار تحقیقات درباره جنایتهای جنگی از جمله خواهان محاکمه طالبان در دادگاههای بینالمللی شدهاند.
در سال ۱۳۹۴ طالبان به موتر حامل خبرنگاران در کابل حمله کرد؛ رویداد خونین که به «چهارشنبه سیاه» معروف شد. در این حمله دستکم ۷ خبرنگار تلویزیون خصوصی طلوع نیوز کشته و ۲۰ تن دیگر از کارمندان این رسانه زخمی شدند. آن زمان، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.
در سالهای جنگ، طالبان بارها مسئولیت حملات انتحاری، بمبگذاریها و حمله به مراکز دولتی، آموزشی و غیرنظامی را پذیرفتند. سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بینالمللی نیز در گزارشهای متعدد، این گروه را به کشتار غیرنظامیان و نقض حقوق بشر متهم کردهاند.
پس از تسلط دوباره طالبان، این گروه هرگونه انتقاد علنی و رسانهای از اداره خود را ممنوع کرده و محدودیتهای شدید علیه رسانهها وضع کرده است. در حال حاضر رسانههای داخلی و خبرنگاران در افغانستان تحت سانسور شدید طالبان فعالیت میکنند.
دهها دانشجوی پاکستانی که در دانشگاههای پزشکی افغانستان تحصیل میکنند، روز سهشنبه به افغانستان اینترنشنال گفتند تصمیم تازه شورای پزشکی پاکستان آینده تحصیلی و شغلی آنان را به خطر انداخته است.
شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان این هفته اعلام کرد که فارغان دانشگاههای پزشکی افغانستان حق طبابت در پاکستان را نخواهند داشت. این شورا گفته است دانشگاههای پزشکی افغانستان در فهرست مراکز آموزشی مورد تأیید آن قرار ندارند و فارغان این دانشگاهها نمیتوانند جواز فعالیت پزشکی در پاکستان را دریافت کنند.
با این حال، دانشجویان میگویند هنگام ورود آنان به دانشگاههای افغانستان، این دانشگاهها در فهرست مراکز مورد تأیید شورای پزشکی پاکستان قرار داشتند و تغییر سیاست نباید شامل کسانی شود که بر اساس مقررات پیشین ثبتنام کردهاند.
محمد نعمان، دانشجوی سمستر یازدهم پزشکی دانشگاه روشان جلالآباد و باشنده ولسوالی بونیر ایالت خیبرپختونخوا، به افغانستان اینترنشنال گفت که در حال حاضر تنها در دانشگاه روشان دهها دانشجو از خیبرپختونخوا در رشته پزشکی مشغول تحصیلاند.
او افزود که در مجموع نزدیک به چهار هزار دانشجوی پاکستانی در حدود ۱۵ دانشگاه پزشکی افغانستان درس میخوانند. به گفته او، بیشتر این دانشجویان در دانشگاههای کابل و جلالآباد تحصیل میکنند و شماری از دانشجویان ایالت بلوچستان نیز در دانشگاههای قندهار مشغول آموزش هستند.
پیشتر روزنامه پاکستانی دان به نقل از نمایندگان دانشجویان پاکستانی گزارش داده بود که بیش از یکهزار دانشجوی پاکستانی در دانشکدههای طب افغانستان تحصیل میکنند.
نعمان با انتقاد از تصمیم اخیر شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان گفت این تصمیم موجی از نگرانی و بلاتکلیفی را در میان دانشجویان پاکستانی در افغانستان ایجاد کرده است.
او تأکید کرد که دانشگاههای پزشکی افغانستان در آغاز تحصیل شان در فهرست مراکز مورد تأیید شورای پزشکی پاکستان قرار داشت و آنان با اتکا به همین اعتبار، افغانستان را برای ادامه تحصیل انتخاب کردند.
به گفته او، روند پذیرش این دانشجویان کاملا رسمی و با هماهنگی نهادهای دولتی دو کشور انجام شده است.
شورای پزشکی پاکستان از دانشجویان خواسته است که در دانشگاههای خارجیای که در فهرست مورد تایید پاکستان نیست، تحصیل نکنند.
اسناد دانشجویان پاکستانی ابتدا از سوی وزارت خارجه پاکستان تأیید، سپس از سوی وزارت تحصیلات عالی افغانستان بررسی و تأیید شده و پس از آن وزارت امور قبایل پاکستان برای دانشجویان خیبرپختونخوا و بلوچستان کارتهای قبایلی صادر کرده است.
این دانشجویان نیز پس از سپری کردن آزمون ورودی، در دانشگاههای دولتی و خصوصی افغانستان پذیرفته شدند.
نعمان گفت: «اگر امروز روابط افغانستان و پاکستان تغییر کرده و اسلامآباد سیاست خود را عوض کرده است، نباید هزینه این تغییرات را دانشجویانی بپردازند که مطابق قوانین و مقررات موجود وارد دانشگاههای افغانستان شدهاند.»
کاشف احمد، دانشجوی سال چهارم پزشکی دانشگاه بایزید روشان کابل و باشنده منطقه میدان در دیر پایین خیبرپختونخوا، نیز به افغانستان اینترنشنال گفت که حذف دانشگاههای پزشکی افغانستان از فهرست مراکز مورد تأیید شورای پزشکی پاکستان برای آنان قابل درک نیست.
سرتاج خان، پدر یکی از دانشجویان پاکستانی، نیز به افغانستان اینترنشنال گفت تصمیم شورای پزشکی پاکستان خانوادهها را بهشدت نگران کرده و آینده تحصیلی و شغلی فرزندان شان را در هالهای از ابهام قرار داده است.
چرا دانشجویان افغانستان را برای تحصیل انتخاب کردند؟
دانشجویان و خانوادههای آنان میگویند افغانستان را به دلیل همجواری با خیبرپختونخوا، هزینه پایین رفتوآمد، شهریه ارزانتر دانشگاهها نسبت به سایر کشورها و همچنین اشتراکات زبانی و فرهنگی برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی انتخاب کردهاند.
به گفته آنان، هزینه سفر به افغانستان حدود ۱۰ هزار روپیه پاکستانی، معادل حدود دو هزار و ۴۰۰ افغانی، است، در حالی که تنها بهای تکت هواپیما به چین یا دیگر کشورها بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار روپیه پاکستانی (۲۳ تا ۳۵ هزار افغانی) است.
به باور آنان، همین تفاوت هزینه باعث شده بود افغانستان برای بسیاری از خانوادههای پاکستانی به گزینهای مناسب و مقرونبهصرفه برای تحصیل پزشکی تبدیل شود.
محمد نعمان گفت شماری از دانشجویانی که پیش از این تحصیلات پزشکی خود را در افغانستان به پایان رساندهاند، پس از بازگشت به پاکستان از شرکت در آزمون شورای پزشکی این کشور محروم شدهاند و اکنون برای احقاق حقوق خود به دادگاه عالی پاکستان شکایت کردهاند.
او افزود دانشجویان فعلی نیز تصمیم گرفتهاند ابتدا یک نشست خبری برگزار کنند و سپس با برگزاری تظاهرات اعتراضی در اسلامآباد، خواستار لغو این تصمیم شوند.
سرتاج خان نیز گفت خانوادهها در صورت ادامه این وضعیت، از راههای قانونی و از طریق محاکم پاکستان این موضوع را پیگیری خواهند کرد.
کاشف احمد نیز گفت تصمیم اخیر شورای پزشکی پاکستان، آینده دانشجویان پاکستانی در افغانستان را با ابهام جدی مواجه کرده است. او از حکومت پاکستان و شورای پزشکی این کشور خواست در این تصمیم بازنگری کنند، مدارک دانشگاههای پزشکی افغانستان را دوباره به رسمیت بشناسند و این دانشگاهها را بار دیگر در فهرست مراکز مورد تأیید قرار دهند.
تصمیم شورای پزشکی پاکستان
شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان پیشتر اعلام کرد دانشجویان پاکستانی که از دانشگاههای پزشکی افغانستان فارغ میشوند، واجد شرایط دریافت ثبت رسمی یا جواز طبابت در پاکستان نخواهند بود و در نتیجه اجازه فعالیت بهعنوان پزشک در این کشور را نیز از دست خواهند داد.
این شورا اعلام کرده است دانشگاههای پزشکی افغانستان در فهرست مراکز مورد تأیید «کمیسیون بینالمللی تایید اسناد فارغان پزشکی خارجی» قرار ندارند، از همین رو، فارغان این دانشگاهها شرایط لازم برای شرکت در آزمون ملی ثبت پزشکان پاکستان را احراز نمیکنند.
«مواظب پسرانم باشید.» این بخشی از آخرین پیام حیاتالله، مهاجر افغان، بود که در واپسین لحظات زندگیاش در ریگزارهای سوزان نیمروز با تلفن همراهش ضبط کرد.
او که همراه گروهی از مهاجران در مسیر رسیدن به ایران در بیابان سرگردان شده بود، با صدایی بریده گفت: «برایم دعا کنید. مادر، در حال مردن هستم.» سپس دو بار از خانوادهاش خواست از پسرانش، بهویژه هبت، مراقبت کنند.
حیاتالله یکی از ۱۴ مهاجری بود که پس از خراب شدن موتر حامل آنان و گم شدن در بیابان، بر اثر تشنگی و گرمای شدید جان باختند.
اما با وجود چنین سرنوشتی، چرا هنوز هزاران افغان خطر عبور از این مسیر مرگبار را به جان میخرند؟
ایران این روزها با مشکلات اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و اخراج گسترده مهاجران افغان روبهرو است. در این کشور نه دریافت اقامت دایمی آسان است و نه آینده روشنی پیش روی بیشتر مهاجران قرار دارد.
با این حال، برای بسیاری از افغانها، ایران همچنان مقصدی است که ارزش خطر کردن را دارد.
یاسین صمیم، پژوهشگر مسائل حکومتداری و توسعه افغانستان، میگوید مسئله برای بسیاری از افغانها انتخاب میان امنیت و ناامنی نیست، بلکه انتخاب میان دو وضعیت دشوار است.
به گفته او، فشارهای اقتصادی، بیکاری، فقر و محدودیتهای گسترده در افغانستان چنان سنگین شده که بسیاری از مردم، با وجود آگاهی از خطرهای مسیر و دشواریهای زندگی در ایران، ناچار به ترک کشور میشوند.
او میگوید: «همین که مردم هنوز حاضرند چنین خطری را برای رسیدن به ایران بپذیرند، نشان میدهد شرایط زندگی در افغانستان تا چه اندازه دشوار است. دلایلی که مردم را وادار به مهاجرت میکند، همچنان پابرجاست.»
پس از بازگشت طالبان به قدرت، گرفتن ویزای ایران برای بسیاری از افغانها دشوارتر از گذشته شده است. در نتیجه، کسانی که توان پرداخت هزینههای سنگین ویزا را ندارند، به شبکههای قاچاق انسان پناه میبرند.
صمیم میگوید ویزا عملاً به کالایی در بازار سیاه تبدیل شده و قیمت آن، بنا بر گزارشها، به هزار تا هزار و ۲۰۰ دالر رسیده است. پرداخت چنین مبلغی برای بسیاری از خانوادههای افغان ممکن نیست.
به گفته او، فقر، بیکاری و فشارهای سیاسی، بسیاری از مردم را به جایی رسانده که راه دیگری جز سپردن خود به قاچاقچیان نمیبینند.
بیشتر مهاجرانی که از راههای غیرقانونی وارد ایران میشوند، مسیر نیمروز را انتخاب میکنند. این ولایت یکی از اصلیترین گذرگاههای قاچاق انسان به ایران است و در عین حال، یکی از مرگبارترین مسیرهای مهاجرت نیز به شمار میرود.
مهاجران باید کیلومترها از میان بیابانهایی عبور کنند که دمای هوا در آنها گاه به بیش از ۴۵ درجه سانتیگراد میرسد.
در چنین شرایطی، اگر قاچاقچیان آنان را رها کنند یا موترشان از کار بیفتد، شانس زنده ماندن بسیار اندک است. تشنگی و گرمای طاقتفرسا ظرف چند ساعت میتواند جان انسان را بگیرد.
حتی کسانی که از بیابان جان سالم به در میبرند، در ادامه مسیر با خطر بازداشت، اخراج، سرقت یا سوءاستفاده قاچاقچیان روبهرو هستند.
ایران دههها میزبان میلیونها مهاجر افغان بوده است. پیش از آغاز موج گسترده اخراج مهاجران در سال ۲۰۲۵، حدود چهار میلیون افغان، شامل پناهندگان ثبتشده، مهاجران دارای مدرک و افراد فاقد مدرک، در این کشور زندگی میکردند.
با وجود این، بسیاری از آنان پس از سالها زندگی در ایران همچنان از وضعیت حقوقی مشخصی برخوردار نیستند. فرزندان مهاجران افغان که در ایران به دنیا میآیند، به طور خودکار تابعیت ایرانی دریافت نمیکنند و برای بیشتر افغانها نیز راه روشنی برای گرفتن شهروندی وجود ندارد.
امید معماریان، تحلیلگر ارشد ایران در سازمان دان (DAWN)، میگوید ایران در سالهای اخیر راههای قانونی ورود افغانها را بیش از پیش محدود کرده است.
به گفته او، هرچه این راهها بستهتر میشود، شمار بیشتری از مردم ناچار میشوند از مسیرهای قاچاق وارد ایران شوند؛ مسیری که خطر سوءاستفاده و نقض حقوق مهاجران در آن بسیار بیشتر است.
کارشناسان معتقدند سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی و اخراجهای گسترده، نتوانسته از شمار مهاجران افغان بکاهد. این سیاستها فقط آنان را به مسیرهای خطرناکتر کشانده است.
معماریان میگوید: «برای بسیاری از این افراد، مسئله پیدا کردن بهترین کشور برای زندگی نیست. آنها فقط میخواهند از شرایطی که در آن گرفتار شدهاند، نجات پیدا کنند. این تصمیم، بیش از هر چیز، برای زنده ماندن است.»
کمشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان ماه گذشته در بیانیهای هشدار داده است که افغانستان آمادگی پذیرش این حجم از بازگشتکنندگان را ندارد.
به گفته این نهاد، از سال ۲۰۲۳ تاکنون بیش از شش میلیون افغان به کشور بازگشتهاند، در حالی که نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان برای تأمین نیازهای اولیه خود به کمکهای بشردوستانه وابستهاند.
سازمان ملل تأکید کرده است که بازگشت مهاجران باید داوطلبانه، ایمن و همراه با حفظ کرامت انسانی باشد. این نهاد هشدار داده است که ادامه اخراجهای گسترده، بحران انسانی افغانستان را عمیقتر خواهد کرد.
شریف احمدزی، قهرمان بوکس، به ظن قتل الیزابت جین راس، امدادگر اسکاتلندی، در یونان بازداشت و قرار است روز چهارشنبه در دادگاهی در آتن حاضر شود.
پولیس پس از کشف جسد این امدادگر در داخل یک بکس سفری در ساختمانی متروکه در آتن، احمدزی را در پیوند به این قتل بازداشت کرد.
گزارشهای اولیه پزشکی نشان میدهد که علت مرگ الیزابت، خفگی بوده است.
مقامهای یونانی اعلام کردهاند که جسد الیزابت روز ۱۸ جولای، پس از آنکه یک مرد بیخانمان بوی نامطبوعی را از یک ساختمان متروکه در منطقه کیپسلی آتن احساس کرد، کشف شد.
به گفته پولیس، شریف احمدزی کلید آپارتمانی را که الیزابت در آن اقامت داشت، در اختیار داشت. همچنین پولیس در حال بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته است که ظاهرا احمدزی را در حال انتقال یک بکس نشان میدهد، چمدانی که گمان میرود جسد الیزابت در آن قرار داشته است
به گفته پولیس، دادههای یک برنامه اشتراکگذاری موقعیت مکانی که همسر احمدزی از آن استفاده میکرد، نشان میدهد او در روزهای پیش از حادثه در منطقهای که گمان میرود الیزابت در آن کشته شده، حضور داشته است.
گفته میشود احمدزی اعتراف کرده است که جسد الیزابت را در یک ساختمان متروکه رها کرده و پس از مرگ او، با استفاده از تلفن همراهش برای خانوادهاش پیامک فرستاده تا آنان تصور کنند که او هنوز زنده است.
پولیس همچنین اعلام کرده است که احمدزی پس از مرگ الیزابت از کارتهای بانکی او برای برداشت پول استفاده کرده است. ساختمانی که جسد الیزابت در آن پیدا شد، حدود ۲۰ دقیقه با محل اقامت او فاصله دارد.
مقامهای یونانی همچنین اعلام کردند که در جریان بازرسی خانه احمدزی، یک قبضه اسلحه ساختگی و یک چاقو کشف و ضبط شده است. تحقیقات درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.
به گزارش رسانههای بریتانیایی، احمدزی در افغانستان متولد شده، پدرش که از فرماندهان ارتش افغانستان بود، در یک حمله مسلحانه کشته شده است.
احمدزی در نوجوانی بهعنوان پناهجو از طریق ایران و ترکیه به یونان رفت. او پس از اقامت در یک اردوگاه پناهجویان، در یونان ساکن شد و اکنون همراه با همسر امریکایی و فرزندش در این کشور زندگی میکند.
احمدزی دو بار بهعنوان مشتزن حرفهای در آتن مبارزه کرده است. او نخستین مسابقه خود را در جون ۲۰۲۵ باخت، اما در مارچ ۲۰۲۶ با پیروزی در دومین مسابقه، عنوان قهرمانی ملی این وزن را به دست آورد.
گفته میشود احمدزی در اردوگاه پناهجویان با همسرش آشنا شد و پس از گرویدن به مسیحیت، همراه او یک نهاد خیریه را برای حمایت از پناهجویان تأسیس کرد.
گزارشها حاکی است که این زوج از طریق نهاد خیریه حامی پناهجویان با الیزابت، داوطلب مسیحی اهل ادینبرا، آشنا شده بودند.
برنامه جهانی غذا نسبت به تشدید سوءتغذیه کودکان در افغانستان هشدار داد و گفت که این بحران با کاهش کمکها عمیقتر شده است.
این سازمان میگوید کمبود شدید منابع مالی، برنامههای حیاتی غذایی و تغذیهای را در زمان نیاز، با محدودیت مواجه کرده و باعث کاهش خدمات نجاتبخش شده است.
این سازمان تأکید کرده که بدون حمایت فوری، قادر نخواهد بود از سوءتغذیه شدید کودکان بیشتری جلوگیری کند و این وضعیت در ماههای آینده جان آنان را به خطر خواهد انداخت.
بر اساس گزارش تازه برنامه جهانی غذا، سطح سوءتغذیه حاد کودکان در یکسوم ولایتهای افغانستان به وضعیت بحرانی رسیده است.
براساس ارزیابی این سازمان، میزان سوءتغذیه به طور بیسابقهای افزایش یافته و پیشبینی میشود این روند دستکم تا ماه اکتبر ادامه یابد.
در حال حاضر ۱۲ ولایت شامل هلمند، دایکندی، زابل، بغلان، ارزگان، پکتیکا، نورستان، سرپل، غور، قندهار، فاریاب و لوگر در این وضعیت قرار دارند که نیاز فوری به مداخلات درمانی نجاتبخش دارند.
معمولاً اوج سوءتغذیه کودکان در افغانستان بین ماههای جولای تا اکتبر رخ میدهد؛ دورهای که با افزایش بیماریهای واگیردار، کمبود آب صحی، ضعف خدمات بهداشتی و تشدید ناامنی غذایی همراه است. با این حال، گزارش برنامه جهانی غذا نشان میدهد که امسال حتی در زمان وفور نسبی مواد غذایی نیز بسیاری از کودکان از دسترسی به غذای کافی محروم بودهاند به طوری که در سهماهه نخست سال، ناامنی غذایی کودکان به ۴۷ درصد جمعیت رسیده است.
این سازمان همچنین تأکید کرده است که سوءتغذیه در میان کودکان افغانستان معمولاً با عوامل دیگری مانند بیماری، فقر و کمبود خدمات درمانی همراه است و همین امر خطر مرگومیر را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
جان آیلیف، مدیر برنامه جهانی غذا در افغانستان، با توصیف وضعیت موجود گفته است: «صدای گریههای ضعیف نوزادان دچار سوءتغذیه در کلینیکهای افغانستان به گوش میرسید، جایی که مادران نگران که بسیاری از آنها خود نیز از گرسنگی رنج میبرند کودکانشان را برای درمان میآورند».
این مقام سازمان ملل گفت «ما شاهد قربانی شدن نسل آینده هستیم، آن هم در حالی که اکنون فصل برداشت محصولات است؛ زمانی که باید وفور نعمت باشد. این وضعیت نه تنها دلخراش، بلکه غیرقابل قبول است.»
به گفته برنامه جهانی غذا، مجموعهای از بحرانها از جمله درگیریها، بیکاری، افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش کمکهای بشردوستانه، عامل اصلی تشدید این وضعیت است. در سال ۲۰۲۵، ۱۴۲ مرکز صحی در سراسر افغانستان بسته شده و بیش از ۱۳ هزار کودک به دلیل کاهش کمکها از برنامههای درمان سوءتغذیه حذف شدهاند.
در همین حال، کمبود شدید مواد تغذیهای نیز برنامههای باقیمانده را تضعیف کرده است. این کمبود تا حدی ناشی از درگیریها در خاورمیانه و بسته بودن مرز پاکستان به مدت ۹ ماه عنوان شده که مسیرهای تأمین را مختل و هزینهها را افزایش داده است. در نتیجه این محدودیتها، نزدیک به یک میلیون مادر و کودک دچار سوءتغذیه برای مدت پنج ماه از دریافت خدمات ضروری محروم ماندهاند.
بر اساس برآوردهای نهادهای امدادی، در حال حاضر حدود ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان با سوءتغذیه حاد مواجهاند و ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده نیز در معرض سوءتغذیه قرار دارند.
سازمان ملل هشدار داده است که در صورت عدم سرمایهگذاری فوری، این ارقام افزایش خواهد یافت و بحران میتواند از تمامی پیشبینیهای قبلی فراتر رود.
برنامه جهانی غذا تأکید کرده است که گسترش خدمات درمان و بهویژه برنامههای پیشگیری، برای مهار این بحران حیاتی است، اما در حال حاضر هیچ بودجهای برای اقدامات پیشگیرانه در دسترس نیست.
این سازمان میگوید که برای ادامه فعالیتهای خود در شش ماه آینده به ۵۴۰ میلیون دالر بودجه فوری نیاز دارد.
یک فرمانده لشکر فاطمیون روز سهشنبه به افغانستان اینترنشنال گفت با صدها نیروی تحت امرش آماده است در برابر طالبان بجنگد. او گفت هر گروه از مخالفان طالبان که بتواند امکانات کافی در اختیارش قرار دهد، آماده است صدها نفر از نیروهایش را زیر پرچم آن جبهه بسیج کند و به جنگ طالبان برود.
این فرمانده لشکر فاطمیون -که به دلایل امنیتی نخواست نامش ذکر شود- گفت اظهارات سیدحسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل در مورد اینکه جمهوری اسلامی جنگ علیه طالبان را «مقاومت» نمیداند خشم نیروهای فاطمیون را برانگیخته است.
به گفته او بسیاری در صفوف فاطمیون فکر میکنند اگر جنگ علیه طالبان «مقاومت» نیست، جنگ در غزه، لبنان، سوریه و تنگه هرمز نیز بیمعناست.
این نظامی آموزشیافته توسط سپاه پاسداران معتقد است که برای بسیاری از اعضای فاطمیون که او با آنها کار میکند، رسیدگی به وضعیت افغانستان نسبت به هر جنگ دیگری در منطقه اولویت دارد.
براساس اظهارات منابع از داخل فاطمیون، برخی اعضای این لشکر هماکنون در تنگه هرمز موقعیت دارند. منبع دوم از لشکر فاطمیون گفت اظهارات معاون سفارت ایران حتی روی روحیه سربازانی که همین اکنون در تنگه هرمز در حال آمادهباش هستند تاثیر گذاشته است. زیرا آنان از نابرابری و تبعیض علیه اقوام خود در افغانستان ناراضیاند و مقاومت علیه طالبان را بالای خود «یک فریضه میدانند».
سیدحسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل اخیرا اعلام کرد که جمهوری اسلامی از هیچ جریان سیاسی و نظامی مخالف طالبان برای مقابله با این گروه حمایت نمیکند. او گفت که جمهوری اسلامی جنگ مسلحانه علیه اداره طالبان را «مقاومت» نمیداند. مرتضوی افزود در افغانستان «حکومت اسلامی» مستقر شده و همه طرفها برای حل بحران گفتوگو کنند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان از این اظهارات معاون سفارت ایران در کابل استقبال کرد. اما این اظهارات به نارضایتیها در میان نیروهای لشکر فاطمیون دامن زده است.
یک فرمانده فاطمیون برای نخستینبار اطلاعاتی محرمانهای را درباره تعامل لشکر فاطمیون با سپاه پاسداران در اختیار افغانستان اینترنشنال گذاشت.
به نقل از فرمانده لشکر فاطمیون، سپاه پاسداران در سال ۱۳۹۵ به اعضای فاطمیون وعده سپرد که از آنها حمایت خواهد کرد تا یک حزب نظامی-سیاسی قدرتمند شبیه حزبالله در لبنان، در افغانستان تشکیل دهند تا در آینده بتوانند بخشی از معادلات سیاسی در این کشور را رقم بزنند. او گفت جمهوری اسلامی سپس «هرگز وعده خود را عملی نکرد.»
در اسد ۱۴۰۰ که طالبان وارد کابل شدند، مقامات سپاه پاسداران به لشکر فاطمیون گفتند باید برای مقاومت علیه طالبان منتظر زمان مناسب بمانند. فرمانده لشکر فاطمیون گفت مقامات سپاه گفتند اگر الان وارد جنگ علیه طالبان شوید، آنها در میان شیعیان کشتار راه خواهند انداخت.
در آن زمان سپاه پاسداران وعده داد که در بهار ۱۴۰۶ خورشیدی لشکر فاطمیون - شبیه حزبالله- به یک جناح قدرتمند در معادلات افغانستان تبدیل خواهد شد.
فرمانده لشکر فاطمیون میگوید درد افغانستان برای او بیش از درد غزه و لبنان اهمیت دارد. او همچنین میگوید نیروهای فاطمیون اکثرا با انگیزههای مذهبی - اعتقادی و «وعدههای سرخوسبز» به سپاه پاسداران پیوستند، اما به مرور زمان وعده خلافی، اهمیت قایلنشدن به «جان و خون شهدای لشکر فاطمیون»، بدرفتاری و تبعیض علیه افغانها در ایران سبب شده است نیروهای فاطمیون از همکاری با جمهوری اسلامی دلسرد شوند.
او معتقد است که اتحاد جمهوری اسلامی با طالبان، سبب خواهد شد که بسیاری از نیروهای فاطمیون به دنبال فرصتی باشند تا به جریانهای مقاومت علیه طالبان بپیوندند. این فرمانده معتقد است که اگر یکی از جبهههای ضد طالبان امکانات لازم را فراهم کند، اعضای فاطمیون آمادهاند سپاه را ترک کنند و برای آزادی کشور خود به افغانستان برگردند.
لشکر فاطمیون در سال ۱۳۹۴ با حمایت و سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و از ادغام گروهی از رزمندگان افغان، از جمله نیروهای پیشین تیپ ابوذر و مجاهدان افغان، تشکیل شد. این نیروی شبهنظامی عمدتاً از میان شیعیان و هزارههای افغانستان، بهویژه مهاجران افغان ساکن ایران، جذب نیرو کرده است.
فاطمیون بهعنوان یکی از مهمترین نیروهای همپیمان ایران در حمایت از حکومت بشار اسد، سالها در جنگ سوریه حضور داشت؛ جنگی که به کشته شدن صدها هزار نفر و آوارگی میلیونها تن انجامید.
تماس پیچیده فاطمیون با سپاه پاسداران
یکی از فرماندهان فاطمیون که در جنگ سوریه مشارکت داشت، به افغانستان اینترنشنال گفت اعضا و فرماندهان فاطمیون از طریق وبسایتی به نام «سایت درخشان» با شاخهای از سپاه که مستقیما با بیت رهبری مجتبی خامنهای وصل است در تماساند.
اعضا و فرماندهان سپاه پاسداران در صورت نیاز رمز کد و درخواست خود را وارد سایت درخشان میکنند و سپس پاسخ سپاه را از طریق یک تماس تلفنی یا قرار ملاقات دریافت میکنند.
دفتر مرکزی سایت درخشان در مشهد و نمایندگیهای آن در شهرهای مختلف ایران موقعیت دارد.
وبسایت درخشان که فاطمیون از طریق آن با سپاه پاسداران تماس میگیرند
تاکنون جمهوری اسلامی آمار دقیق لشکر فاطمیون را اعلام نکرده است.
هزارهها و شیعیان افغانستان -که بسیاری نیروهای فاطمیون را تشکیل میدهند- تحت حاکمیت طالبان همچنان با چالشهای امنیتی و حقوقی روبهرو هستند. حملات داعش خراسان علیه شیعیان و هزارهها ادامه داشته، گزارشهایی از منازعات زمین و کوچهای اجباری در برخی مناطق منتشر شده و این گروهها در ساختار اصلی قدرت طالبان حضور ندارند.
مذهب تشیع از نظام عدلی و قضایی، دانشگاهها و مکاتب حذف شده است و در مناطق هزارهنشین ارائه خدمات عمومی محدود است. طالبان این اتهامها را رد میکنند، اما سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل همچنان درباره وضعیت هزارهها و شیعیان ابراز نگرانی میکنند.
طالبان به استفاده نظامی سپاه پاسداران از مهاجران افغانستان تحت عنوان لشکر فاطمیون تاکنون واکنش نشان نداده است. با این حال دولت پیشین افغانستان از ایران خواسته بود تشکیلات سپاه پاسداران را لغو کند.
پس از منتشر شدن آمار تلفات لشکر فاطمیون در سال ۱۳۹۶ ریاست جمهوری افغانستان، از به کار گرفتن شهروندان افغانستان در جنگهای نیابتی انتقاد کرد و تلویحا خواهان لغو آن شد. ریاستجمهوری افغانستان در آن زمان گفت که «نباید از احساسات و مشکلات افغانهای مهاجر ایران برای توسعه طلبی و اهداف سیاسی کشورهای همسایه استفاده شود.»
وزارت دارایی امریکا در ماه دلو ۱۳۹۷ لشکر فاطمیون را تحریم کرد.