فرماندهی پولیس طالبان در غزنی اعلام کرد که در پی انفجار یک سرگلوله باقی مانده از جنگ دو کودک جان باختند و سه کودک دیگر زخمی شدند.
مقامات محلی طالبان گفتند در انفجار مشابه در ولسوالی جاغوری این ولایت یک دختر ۱۲ ساله زخمی شده است.
فرماندهی پولیس طالبان در غزنی در خبرنامهای نوشت انفجار سرگلوله در منطقه نوغی، از مربوطات حوزه چهارم عصر شنبه، ۱۷ اسد رخ داده است. بربنیاد خبرنامه این انفجار هنگام بازی پنج کودک با یک سرگلوله به جا مانده از جگ اتفاق افتاده است.
به گزارش فرماندهی پولیس محلی طالبان، زخمیهای این رویداد به کمک مردم محل و نیروهای امنیتی برای درمان به شفاخانه مرکزی غزنی منتقل شدهاند. طالبان درباره وضعیت زخمیها جزئیات نداده است.
فرماندهی پولیس طالبان در غزنی علت این رویداد را بیاحتیاطی کودکان عنوان کرده است.
به گزارش سازمانهای بینالمللی، افغانستان همچنان یکی از آلودهترین کشورها به مهمات منفجر نشده است.
اولگا چریفکو، یکی از کارمندان اوچا در افغانستان در دهم سرطان گفت در پنج ماه اول سال روان میلادی ۱۷۵ مورد تلفات ناشی از انفجار ماین و مهمات در این کشور گزارش شده است.
نمایندگی سازمان ملل در افغانستان در ۱۵ حمل به مناسبت روز جهانی آگاهیدهی درباره ماینها، هشدار داد که هر ماه حدود ۵۰ نفر در افغانستان در پی انفجار ماین کشته میشوند. بر اساس آمار یوناما، ۸۰ درصد قربانیان انفجار ماین و مواد منفجره در افغانستان، کودکاناند.
خیرالله خیرخواه، از چهرههای نزدیک به هسته اولیه طالبان، در طول فعالیت خود سمتهای مختلفی از جمله ولسوال سپینبولدک، نخستین سخنگوی طالبان، فرمانده جنگی در شمال افغانستان، وزیر داخله، والی هرات، عضو هیئت مذاکرهکننده طالبان و وزیر اطلاعات و فرهنگ را بر عهده داشته است.
او پس از بازداشت در سال ۲۰۰۲ به زندان گوانتانامو منتقل شد، اما در چارچوب تبادل زندانیان آزاد شد و پس از بازگشت طالبان به قدرت، وزیر اطلاعات و فرهنگ شد. او اکنون والی میدان وردک است.
خیرالله خیرخواه که اصالتاً از ولسوالی سیدکرم ولایت پکتیا است، در سال ۱۹۶۷ در ولسوالی ارغستان ولایت قندهار به دنیا آمد. او در دوران حکومت کمونیستی همراه با خانوادهاش در شهر کویته بلوچستان زندگی میکرد و در مدارس دینی مختلف آموزش دید.
او علاوه بر زبان مادریاش پشتو، به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و اردو نیز آشنایی دارد.
خیرخواه تنها چند روز پس از تأسیس طالبان به رهبری ملا محمد عمر در جون ۱۹۹۴ به این گروه پیوست.
پس از تصرف ولسوالی سپینبولدک در چهاردهمین روز عملیات نظامی طالبان، به عنوان ولسوال این منطقه منصوب شد و پیش از سقوط کابل به دست طالبان، نخستین سخنگوی این گروه شد.
او پس از دوره سخنگویی، از سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ وزیر داخله طالبان بود. سپس از این سمت کنار گذاشته شد و تا پایان حکومت نخست طالبان، رئیس تنظیم حوزه جنوبغرب و والی هرات بود.
تماس با القاعده
بر بنیاد اطلاعات «پروژه مقابله با افراطگرایی» در امریکا، در دوران ولایت خیرخواه در هرات، ابومصعب الزرقاوی، رهبر وقت القاعده در عراق، یک پایگاه آموزشی در این ولایت داشت. به این ترتیب، خیرخواه با رهبران القاعده نیز در تماس بود.
او پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تلاش کرد برای مقابله با ائتلاف تحت رهبری امریکا و جبهه شمال، حمایت مقامهای ایرانی را جلب کند، اما به دستاورد قابل توجهی نرسید.
خیرخواه پس از سقوط حکومت نخست طالبان، در فبروری ۲۰۰۲ در منطقه مرزی میان سپینبولدک و بلوچستان بازداشت شد و در اول می همان سال به زندان گوانتانامو انتقال یافت.
خیرالله خیرخواه در بازداشت امریکاییها
او در سخنرانی خود به مناسبت نخستین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، درباره انتقالش به گوانتانامو گفت که در طول پرواز، آرزوی مرگ کرده بود. به گفته او، شدت محدودیتها و شرایط انتقال به اندازهای دشوار بود که آرزو میکرد هواپیما سقوط کند تا پیش از رسیدن به مقصد در «محکمه الهی» حاضر شود.
خیرخواه حدود ۱۲ سال را در زندان گوانتانامو سپری کرد. او سرانجام همراه با چهار مقام ارشد دیگر طالبان؛ محمد فاضل مظلوم، عبدالحق وثیق، نورالله نوری و محمد نبی عمری، در چارچوب توافق تبادل زندانیان میان طالبان و امریکا و با میانجیگری قطر، در اول جون ۲۰۱۴ آزاد و به قطر منتقل شد.
پس از انتقال به قطر، او و چهار عضو دیگر طالبان اجازه سفر و دیدار آزادانه با مردم را نداشتند.
زندگی در قطر
این پنج عضو طالبان در امریکا با عنوان «طالبان پنجگانه» یا Taliban Five شناخته میشدند. در میان آنان، خیرالله خیرخواه شخصیتی تلقی میشد که احتمال بازگشتش به فعالیتهای نظامی اندک بود و تصور میشد که در صورت پیوستن دوباره به طالبان، بیشتر در نقش یک چهره سیاسی ظاهر شود.
اگرچه جزئیات توافق تبادل زندانیان میان امریکا و قطر همچنان محرمانه باقی مانده است، اما کمیته خدمات مسلح مجلس نمایندگان امریکا در آن زمان اعلام کرده بود که در این توافق، بر نظارت قطر بر این افراد و همچنین ممنوعیت سفر آنان به خارج از قطر، جمعآوری پول برای اهداف ممنوعه و تهدید منافع امریکا تأکید شده بود.
این کمیته در دسامبر ۲۰۱۵ اعلام کرد که اعضای «طالبان پنجگانه» پس از انتقال به قطر در فعالیتهایی مشارکت داشتند که از نظر ماهیت، مشابه اقدامات آنان پیش از بازداشت بود.
با وجود این محدودیتها، این پنج مقام طالبان در یکی از مناطق مرفه و لوکس دوحه زندگی میکردند و از امکاناتی چون موترهای گرانقیمت، خدمات درمانی رایگان و مواد غذایی تازه برخوردار بودند.
روند تبادله سرباز امریکایی و پنج عضو طالبان
بو برگدال، سرباز امریکایی، در سال ۱۹۸۶ متولد شد و در سال ۲۰۰۸ به ارتش امریکا پیوست. او در نخستین مأموریت خارجی خود به یکی از پایگاههای نیروهای امریکایی در ولایت پکتیکا اعزام شد.
در آن زمان، مولوی سنگین، از اعضای شبکه حقانی، مسئول نظامی طالبان در پکتیکا بود.
برگدال در ۳۰ جون ۲۰۰۹ پس از خروج از پایگاه خود، در ولسوالی یوسفخیل پکتیکا توسط افراد وابسته به قاری اسماعیل بازداشت و سپس به مولوی سنگین تحویل داده شد.
سراجالدین حقانی، وزیر داخله کنونی طالبان، در یک مصاحبه گفت که پس از بازداشت برگدال، نیروهای امریکایی برای یافتن او فشار زیادی وارد کردند. او نیروهای امریکایی را متهم کرد که خانههای شماری از طالبان را تخریب کرده و تعدادی از «مردم» را کشته یا بازداشت کردهاند. به گفته او، مولوی سنگین برای مدت طولانی شخصاً از برگدال نگهداری میکرد.
قاری رحیمالله عمری، مسئول ارتباطات ملا سنگین، نیز گفته است که در آن زمان فضای منطقه به شدت امنیتی بود و روزانه چندین هواپیمای بدون سرنشین بر فراز منطقه پرواز میکردند و تقریباً هر روز بمباران انجام میدادند.
سرانجام در ۳۱ می ۲۰۱۴، بو برگدال در ولایت خوست و در چارچوب تبادل زندانیان میان امریکا و طالبان آزاد شد. در مقابل، خیرالله خیرخواه و چهار مقام دیگر طالبان از گوانتانامو به قطر منتقل شدند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده امریکا که در آن زمان نامزد انتخابات بود، برگدال را «خاین» خواند و گفت: «ما یک سرباز را گرفتیم، اما طالبان پنج قاتل را به دست آوردند؛ افرادی که بیش از هر کس دیگر نمیخواستیم آزاد شوند.»
نقش خیرخواه در مذاکرات دوحه میان طالبان و امریکا
دفتر سیاسی طالبان در قطر در جولای ۲۰۱۳ و کمتر از دو ماه پیش از اعلام رسمی مرگ ملا محمد عمر، توسط طیب آغا افتتاح شد.
طیب آغا در آن زمان رئیس کمیسیون سیاسی طالبان بود.
دفتر سیاسی طالبان در دوحه
پس از برافراشتهشدن پرچم طالبان بر ساختمان این دفتر، حامد کرزی، رئیسجمهور وقت افغانستان، واکنش تندی نشان داد. در نتیجه، پرچم پایین آورده شد و فعالیت دفتر به شکل قابل توجهی محدود شد.
مذاکرات صلح میان طالبان و امریکا در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۸ در دوحه آغاز شد. خیرالله خیرخواه عضو هیئت مذاکرهکننده طالبان در ۱۰ دور گفتوگو طی ۱۸ ماه بود.
او در آن زمان در گفتوگو با رسانهها، موضوع ساختار نظام آینده افغانستان، انتخابات و حقوق زنان را «مسائل فرعی» توصیف کرده و مذاکره با دولت جمهوری به رهبری محمد اشرف غنی را رد کرد.
خیرخواه گفت: «ما از قبل گفته بودیم که با اداره کابل گفتوگو نمیکنیم، زیرا میدانستیم که آنها در مذاکرات برای ما مشکل ایجاد میکنند و سپس به خارجیها میگویند که با طالبان به توافق نمیرسند.»
در نهایت، توافق صلح میان ایالات متحده و طالبان در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ پس از ۱۸ ماه مذاکره در هتل شیراتون دوحه امضا شد. این توافق میان زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان، و عبدالغنی برادر، معاون سیاسی طالبان، امضا شد.
در آن زمان حدود ۱۳ هزار نیروی امریکایی در افغانستان حضور داشتند و براساس توافق قرار بود شمار آنها به ۸۶۰۰ نفر کاهش یابد. سرانجام در ۱۵ اگست ۲۰۲۱ نظام جمهوری سقوط کرد، طالبان وارد ارگ ریاستجمهوری شدند. در ۳۱ اگست همان سال آخرین نیروی امریکایی و ائتلاف از افغانستان خارج شد.
خیرخواه پس از بازگشت به قدرت
طالبان در ششم اگست ۲۰۲۱ شهر زرنج، مرکز ولایت نیمروز، را بهعنوان نخستین شهر افغانستان تصرف کردند. پس از خروج اشرف غنی از افغانستان در ۱۵ اگست، نیروهای این گروه وارد ارگ شدند و ظرف ۱۱ روز تقریباً کنترول سراسر کشور را به دست گرفتند.
این گروه در هفتم سپتامبر ۲۰۲۱ کابینه سرپرست خود را معرفی کرد. در این کابینه هیچ زن حضور نداشت و نقش اقوام نادیده گرفته شده بود.
در این کابینه، خیرالله خیرخواه به عنوان سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ تعیین شد.
این کابینه که بعداً به دستور هبتالله آخندزاده رسمیت یافت، عمدتاً میان مقامهای ارشد و میانی حکومت نخست طالبان تقسیم شده بود.
خیرالله خیرخواه پس از چهار سال حضور در وزارت اطلاعات و فرهنگ، در اول سپتامبر ۲۰۲۵ با حکم هبتالله آخندزاده از وزارت برکنار و به عنوان والی منصوب شد.
او نخستین وزیری طالبان بود که در دوره دوم حاکمیت این گروه از مقام وزارت، به مقام ولایت تنزل مییابد.
خیرالله خیرخواه، در ۲۵ جنوری ۲۰۰۱ زمانی که والی هرات بود، در فهرست تحریمهای کمیته تحریمهای سازمان ملل متحد قرار گرفت. او همچنان در فهرست تحریمهای ملل متحد باقی مانده است.
در پی انتشار بیانیه اعتراضی رهبران هزاره و شیعه در کابل به اقدامات وزیر عدلیه طالبان، عبدالحکیم شرعی از آنها خواست برای پاسخگویی به دفتر او حاضر شوند.
منابع معتبر به افغانستان اینترنشنال گفتند که رهبران هزاره و شیعه در یک نشست فوقالعاده، از حضور به دفتر شرعی خودداری کردند.
شماری از علما و متنفذان هزاره و شیعه افغانستان پنجشنبه، ۱۵ اسد، با انتشار بیانیهای، عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان، را به «تبعیض سیستماتیک» و تلاش برای «کوچ اجباری» هزارهها و شیعیان متهم کردند و هشدار دادند که ادامه این روند «غیرقابل تحمل» است.
روز شنبه وزیر عدلیه طالبان اعضای این نشست را که متشکل از شورای علمای شیعه افغانستان، کمیسیون عالی شیعیان، برخی از نمایندگان سابق پارلمان هستند، به دفتر خود احضار کرد.
با این حال، آنها عصر روز شنبه در نشستی در مسجد الزهرا واقع در غرب کابل، از حضور به دفتر وزیر عدلیه خودداری و تصمیم گرفتند که در صورت درخواست رهبران ارشد طالبان از جمله محمدحسن آخند، رئیسوزرای طالبان حاضر به گفتوگو هستند.
نشست روز پنجشنبه رهبران و متنفذان هزاره در دشتبرچی کابل درباره اقدامات وزیر عدلیه طالبان
احتمال بازداشتهای گسترده
منابع آگاه میگویند که احتمال بازداشتهای گسترده متنفذان توسط وزیر عدلیه طالبان وجود دارد.
وزیر عدلیه طالبان زندان شخصی دارد و در ماههای اخیر شماری از روحانیون شیعه و هزاره و همچنین عزاداران محرم، مسئولان مساجد را در زندان شخصی خود نگهداری کرده است.
بزرگان شیعه و هزاره در بیانیه روز پنجشنبه گفتند که وزیر عدلیه طالبان در ماههای اخیر چندین اقدام علیه شیعیان انجام داده است. به گفته آنان، قبرستان افشار دارالامان مسدود شده، شماری از ساکنان منطقه سناتوریم دارالامان بازداشت و به کوچ اجباری وادار شدهاند و مسجد این منطقه نیز تخریب شده است.
آنان همچنین از دستور تخلیه هزاران خانواده ساکن شهرک امید سبز، تعطیلی تلویزیون تمدن و مهر و لاک مسجد و مدرسه خاتمالنبیین انتقاد کردهاند. بستن شماری از مساجد و مراکز فرهنگی شیعیان و پایین آوردن پرچمهای محرم از مساجد و حسینیهها نیز از دیگر مواردی است که در این بیانیه به آن اشاره شده است.
رهبران هزاره و شیعیان در این بیانیه گفته بودند که تازهترین اقدام وزیر عدلیه طالبان، اعلام شهرک امید سبز بهعنوان ملک «امارتی» و صدور دستور تخلیه آن، در حالی صورت گرفته که به گفته آنان، کمیسیون تصفیه طالبان پس از بررسی اسناد، مالکیت خصوصی این شهرک را تایید کرده بود.
رهبران هزاره از رهبری طالبان خواسته بودند که به رفتارهای تبعیضآمیز وزیر عدلیه پایان دهد، دستور تخلیه شهرک امید سبز را لغو و اسناد مالکیت آن را دوباره بررسی کند، تلویزیون تمدن، مسجد و مدرسه خاتمالنبیین و دیگر مراکز مذهبی و فرهنگی شیعیان را بازگشایی کند و از آنچه «رفتار دوگانه» با شیعیان خواندهاند، دست بردارد.
شهرک امیز سبز در غرب کابل
این تحولات پس از آن روی میدهد که عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان شهرک امید سبز واقع در ناحیه ششم کابل را «امارتی» اعلام و دستور تخلیه این شهرک را صادر کرد. وزارت عدلیه طالبان به ساکنان شهرک امید سبز تا روز پنجشنبه، ۱۵ اسد، مهلت داد خانههای خود را تخلیه کنند.
پس از این مهلت، وزارت عدلیه طالبان به ساکنان این شهرک دستور داد کرایههای منازل را به این وزارت پرداخت کنند نه به مالکان آن.
محمدنبی خلیلی، مالک شهرک امید سبز، از طالبان خواسته تصمیم خود درباره مصادره و تخلیه این شهرک را بازنگری کنند. او گفت که شهرک امید سبز بر اساس اسناد شرعی، مدارک رسمی مالکیت و با مجوز قانونی ساخته شده است. آقای خلیلی تاکید کرد که پرونده این شهرک باید بیطرفانه بررسی شود.
نمایندگان این شهرک برای حل این موضوع به دیدار والی قندهار که از افراد نزدیک به رهبر طالبان است، رفتند و منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که ملا شیرین وعده داده است که این مسئله را پیگیری خواهد کرد.
وزارت جنگ امریکا با انتشار اسناد محرمانهای فاش کرده است که شماری از خلبانان، «اشیای ناشناس» را شبهنگام در آسمان امریکا و افغانستان مشاهده کردهاند.
بر مبنای این اسناد، یک خلبان امریکایی در سال ۱۳۸۱، یک شی بزرگ مثلثیشکل بر فراز میدان هوایی بگرام در افغانستان مشاهده کرده است.
بر اساس اسنادی که پنتاگون شنبه، ۱۷ اسد، منتشر کرد، یک خلبان امریکایی در گفتوگو با مامور پنتاگون گفته در جون ۲۰۰۲ (جوزای ۱۳۸۱) هنگام حضور در پایگاه هوایی بگرام، حوالی ساعت ۴:۳۰ بامداد به وقت محلی متوجه شده بخشی از ستارههای آسمان ناگهان پوشیده میشوند.
به گفته او، یک شی بزرگ مثلثیشکل بدون نور و صدا از غرب به شرق در آسمان بگرام در حرکت بود.
بر بنیاد این سند، یک خلبان دیگر نیز همزمان این پدیده را مشاهده کرده بود. او اظهار داشت که پس از آن، این مشاهده را با شخص دیگری در میان نگذاشت و همچنین نشنید که فرد دیگری درباره این شی صحبت کرده باشد.
اسناد تازه پنتاگون در مجموع شامل ۴۱ فایل، از جمله بیش از ۱۲ ویدیو، سه تصویر و شماری سند پیدیاف است. قدیمیترین سند این مجموعه مربوط به سال ۱۹۵۳ و جدیدترین آن مربوط به سال جاری است.
پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، طی یک فرمان اجرایی در اوایل سال جاری خواستار انتشار اسناد محرمانه شد، پنتاگون صدها فایل را در یک روند پنجمرحلهای منتشر کرده است.
در میان اسناد جدید، ویدیویی از سال ۲۰۲۱ که بر فراز خلیج عمان ضبط شده، یک شی تاریک را نشان میدهد که با الگوهای نامنظم حرکت میکند. این فایل، شی مورد نظر را یک پدیده غیرعادی ناشنا (یوایپی) توصیف میکند که حدود ۱.۲ متر قُطر دارد.
ویدیوی دیگری که در سال ۲۰۲۵ توسط یک دوربین حسگر نظامی امریکا در مکانی نامعلوم در خاورمیانه ضبط شده، یک کره گرد را نشان میدهد که در خطی مستقیم بر فراز منطقهای شبیه یک منطقه مسکونی شهری حرکت میکند.
همچنین خلبانی که مشاهده شی ناشناس در آسمان بگرام را گزارش کرده در گفتوگو با مامور پنتاگون درباره مواجه شدن با اشیای نورافگن هنگام پرواز بین بوستون و دوبلین در اکتبر ۲۰۲۳ نیز سخن گفته است. او گفته بسیاری از خلبانان دیگر نیز رویدادهای مشابهی را بین نیمهشب تا ساعت سه بامداد مشاهده کردهاند.
به گفته این خلبان، نورهای سفید ابتدا کمنور میشدند، سپس بهتدریج روشنتر شده و در نهایت خاموش میشدند. برخی از نورها ثابت میماندند، در حالی که برخی دیگر در خطوط مستقیم حرکت میکردند و گاهی جهت خود را تغییر میدادند.
او گفته است که از زمان نخستین مشاهده این نورها در سال ۲۰۲۳، دستکم ۱۰ بار انواع مختلفی از این نورها را دیده است.
در ویدیویی که در سال ۲۰۱۹ بر فراز اقیانوس آرام گرفته شده، یک کره سیاه ظاهر میشود و سپس از دید ناپدید میشود. این کره پس از ظاهر شدن دوباره، میلرزد و بهآرامی از چپ به راست منحرف میشود.
در توضیحات این ویدیو آمده است که اگرچه تصاویر توسط یک حسگر ضبط شدهاند، خود نمایشگر با استفاده از یک دستگاه دستی فیلمبرداری شده و این موضوع ممکن است دلیل برخی از سوسو زدنهای قابل مشاهده در فیلم باشد.
یکی دیگر از سندها مربوط به سال ۱۹۵۳ است که در آن مرکز تفسیر عکسهای نیروی دریایی امریکا نتیجهگیریهای خود درباره دو ویدیو را شرح میدهد. این دو ویدیو بهترتیب در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۵۲ در مونتانا و یوتا در غرب امریکا ضبط شدهاند. این ویدیوها اشیایی را نشان میدهند که ویژگیهایشان «با ویژگیهای پدیدههای طبیعی ناسازگار است.»
با این حال، انتشار این اسناد به معنای تایید منشأ فرازمینی این پدیدهها نیست و دولت امریکا این موارد را همچنان «حلنشده» توصیف میکند.
علاقه عمومی به حیات فرازمینی در سالهای اخیر در امریکا دوباره افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۲، کانگرس امریکا پس از پنج دهه نخستین جلسات رسیدگی به پرونده اشیای ناشناس را برگزار کرد و ارتش نیز متعهد شد شفافیت درباره این موضوع را افزایش دهد.
شان پارنل، سخنگوی پنتاگون، در پی پنجمین دور انتشار اسناد گفت که این وزارتخانه مدارک بیشتری را بهطور دورهای منتشر خواهد کرد.
۴۴ خانواده در شهر خوست، محمد نبی عمری، معاون وزارت داخله طالبان، را به غصب و تصرف زمینهای مسکونیشان متهم کردهاند.
شماری از باشندگان خوست به افغانستان اینترنشنال گفتند که ۴۴ قطعه زمین مسکونی مربوط به این خانوادهها در پروژه «۱۲۰۰ فامیلی» شهر خوست، پس از طی مراحل قانونی به نام آنان ثبت شده، هزینه زمینها به بانک پرداخت شده و نام و مشخصات زمینها در اسناد و نقشههای ادارات مربوط نیز ثبت است؛ اما روند خطاندازی و تحویل این زمینها هنوز تکمیل نشده است.
اسنادی که این خانوادهها در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند، نشان میدهد که شماری از ادارات طالبان، از جمله وزارتهای داخله و شهرسازی و همچنین مراجع قضایی، در مورد واگذاری این زمینها دستورهایی صادر کردهاند. با این حال، خانوادهها میگویند این دستورها در خوست عملی نشده است.
حاجی علمگل، نماینده این خانوادهها، گفت که پرونده نمرههای آنان از دفتر ملا هبتالله، رهبر طالبان، تا معاونیت اقتصادی ریاستالوزرا و دیگر ادارات مربوط پیگیری شده است. به گفته او، پس از تکمیل مراحل قانونی، پول زمینهای ۴۴ قطعه زمین نیز به بانک پرداخت شده است. این خانوادهها شماری از اسناد مربوط به زمینهایشان را به افغانستان اینترنشنال ارائه کردهاند. به گفته آنان، ۴۴ قطعه زمین در نقشهها و کتابهای ثبت شهرداری خوست و ادارات مربوط به شهرسازی و زمین، مشخص و ثبت شده است. آنان میگویند چند ماه پیش از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، مراحل قانونی دریافت این نمرهها را تکمیل کرده و نام و شماره نمرههایشان در اسناد ادارات مربوط ثبت شده بود. به گفته این خانوادهها، پس از بازگشت طالبان به قدرت، وزارتها و ادارات مربوط این گروه چندین بار به مقامهای محلی خوست نامه فرستاده و خواستار خطاندازی و تحویل این نمرهها به مالکان قانونی آن شدهاند؛ اما به گفته آنان، این دستورها در خوست اجرا نشده است.
ادعاها درباره محمد نبی عمری این افراد میگویند زمانی که محمد نبی عمری والی خوست بود، با اسناد و احکام رسمی نزد او مراجعه کردند؛ اما به گفته آنان، عمری اسناد را نزد خود نگه داشت و از آنان خواست که دیگر برای دریافت این زمینها تلاش نکنند.
آنان ادعا میکنند که پس از آن، روند خطاندازی و توزیع زمینها متوقف شد و برخی از این زمینها نیز به نام افراد دیگری فروخته شده است.
به گفته این خانوادهها، ارزش مجموعی این زمینها حدود یک میلیون دالر امریکایی است.
نامههای ادارات طالبان
در میان اسنادی که این ۴۴ خانواده با افغانستان اینترنشنال شریک کردهاند، نامهای از ریاست نظامی زون پکتیا در دادگاه عالی طالبان نیز وجود دارد که به بخش محکمه نظامی خوست فرستاده شده است. در این نامه آمده است که ۴۴ قطعه زمین مورد بحث، براساس احکام پیشین مقام ولایت خوست و از طریق کمیسیون توزیع زمین، به ۴۴ نفر واگذار شده و در کتاب ثبت شهرداری خوست نیز به نام همین افراد ثبت شده است. این خانوادهها همچنین نامهای را با امضای سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند. به گفته آنان، این نامه حدود سه سال پیش به ادارات محلی خوست فرستاده شده و در آن از مقامهای محلی خواسته شده است که نمرههای زمین را به افراد یادشده تحویل دهند. این خانوادهها میگویند با وجود آنکه دفتر رهبر طالبان، وزارت داخله و شماری دیگر از ادارات این گروه در مورد زمینهایشان نامهها و احکام صادر کردهاند، این دستورها در خوست عملی نشده است.
ادعای تهدید
نمایندگان این ۴۴ خانواده همچنین ادعا میکنند که محمد نبی عمری چندین بار آنان را تهدید کرده است تا از زمینهایشان صرفنظر کنند.
آنان گفتند: «چندین بار تلاش کردیم موضوع خود را به سراجالدین حقانی، وزیر داخله، برسانیم، اما در این زمینه نیز با موانع روبهرو شدیم.»
این افراد همچنین ادعا کردهاند که برادر محمد نبی عمری اکنون شهردار خوست است و در حل مشکل آنان همکاری نکرده است.
به گفته این خانوادهها، آنان نامهای سرگشاده خطاب به سراجالدین حقانی نوشتهاند و در آن از محمد نبی عمری، رئیس دفتر او و جمیل مسلم، نمایندهاش در خوست شکایت کردهاند.
آنان در این نامه ادعا کردهاند که زمینهایشان تصرف و فروخته شده است.
نمایندگان این ۴۴ خانواده میگویند با وجود در اختیار داشتن اسناد قانونی و نامههای صادرشده از سوی مقامهای مختلف طالبان برای اثبات ادعاهایشان، مشکل آنان تاکنون حل نشده است.
آنان میگویند بارها به ادارات مختلف طالبان مراجعه کردهاند، اما اکنون تمام راهها به رویشان بسته شده و میخواهند از طریق رسانهها صدای خود را به رهبران طالبان برسانند.
این خانوادهها از طالبان خواستهاند اسناد مربوط به زمینهایشان را بررسی کنند، احکام صادرشده از سوی ادارات مربوط را عملی کنند و ۴۴ قطعه زمین را به مالکان قانونی آن تحویل دهند.
تا زمان نشر این گزارش، محمد نبی عمری، جمیل مسلم و مقامهای محلی خوست در مورد این ادعاها رسماً توضیح ندادهاند.
یک روز پس از امضای توافق دفاعی مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، طالبان تاکنون موضع رسمی و علنی خود را درباره این توافق اعلام نکرده است. سکوت کابل با توجه به اهمیت این پیمان و روابط پرتنش طالبان با پاکستان، قابل توجه به نظر میرسد.
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و محمد بن سلمان، ولیعهد و نخستوزیر عربستان سعودی، روز جمعه، ۱۶ اسد، در مکه توافق دفاعی مشترک سهجانبه را امضا کردند. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد و طرفها متعهد به تقویت همکاریهای دفاعی و امنیتی شدهاند.
اهمیت این توافق تنها به روابط سه کشور محدود نمیشود. عربستان سعودی یکی از مهمترین قدرتهای سیاسی و اقتصادی جهان عرب است، ترکیه یک قدرت نظامی مهم و عضو ناتو است و پاکستان تنها کشور دارای سلاح هستهای در جهان اسلام به شمار میرود. از همین رو، برخی تحلیلگران این توافق را گامی به سوی شکلگیری یک ساختار امنیتی جدید در منطقه و حتی توافقی شبیه به سازوکار دفاع جمعی ناتو توصیف کردهاند.
با این حال، آنچه این توافق را برای افغانستان مهمتر میکند، همزمانی آن با وخامت بیسابقه روابط طالبان و پاکستان است.
اسلامآباد بارها طالبان را متهم کرده است که به تحریک طالبان پاکستان اجازه فعالیت در خاک افغانستان میدهد و حملات این گروه علیه پاکستان از داخل افغانستان سازماندهی یا پشتیبانی میشود. پاکستان همچنین طالبان را به همکاری با هند در حمایت از گروههای مخالف خود متهم کرده است. اسلامآباد در بیانیههای رسمی خود حملات منتسب به گروههای مسلح مستقر در افغانستان را یکی از دلایل اقدامات نظامی خود علیه مواضع در داخل افغانستان دانسته است.
طالبان اما این اتهامات را رد کرده و در مقابل، پاکستان را متهم میکند که به گروههای مخالف این گروه، از جمله جبهههای مسلح مخالف، پناهگاه و زمینه فعالیت داده است. بنابراین، اختلاف میان دو طرف دیگر صرفاً یک مناقشه مرزی یا سیاسی نیست؛ بلکه به یک رویارویی امنیتی و نظامی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، توافق مکه میتواند برای طالبان یک تحول مهم منطقهای باشد و محاسبات آنها درباره پاکستان را تغییر دهد.
اگرچه متن توافق بهصورت مشخص افغانستان یا طالبان را بهعنوان طرف تهدید معرفی نکرده است و نمیتوان نتیجه گرفت که عربستان سعودی و ترکیه در صورت هرگونه درگیری میان پاکستان و طالبان الزاماً وارد جنگ خواهند شد، اما از منظر راهبردی، عضویت اسلامآباد در چنین ترکیبی میتواند هزینههای هرگونه تشدید درگیری با پاکستان را افزایش دهد.
به بیان دیگر، طالبان اکنون با پاکستانی روبهرو هستند که در حال تقویت روابط دفاعی خود با دو کشور اثرگذار منطقه است؛ کشورهایی که هم روابط تاریخی و مذهبی عمیقی با افغانستان دارند و هم در محاسبات سیاسی کابل اهمیت ویژهای دارند.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت، شماری از کشورهای منطقه تلاش کردهاند روابط خود را با حکومت این گروه حفظ کنند؛ برخی برای حفظ نفوذ خود در افغانستان، برخی برای تأمین منافع اقتصادی و برخی نیز برای جلوگیری از تبدیل افغانستان به میدان رقابت قدرتهای منطقهای. اما توافق مکه میتواند بخشی از این معادله را تغییر دهد.
ترکیه و عربستان سعودی بهدلیل نفوذ سیاسی، اقتصادی و مذهبی خود از مهمترین بازیگران منطقهاند. نزدیکشدن راهبردی آنها به پاکستان میتواند به اسلامآباد امکان دهد که مناقشه خود با طالبان را در چارچوب گستردهتری از امنیت منطقهای مطرح کند.
این تحول بهویژه برای طالبان مهم است؛ زیرا پاکستان تلاش دارد مسئله حملات مسلحانه از خاک افغانستان را نه فقط یک اختلاف دوجانبه، بلکه بخشی از یک تهدید امنیتی گستردهتر معرفی کند. اسلامآباد در مواضع رسمی خود نیز بر همین روایت تأکید کرده است.
از این منظر، توافق مکه میتواند یک هشدار سیاسی برای طالبان باشد: پاکستان ممکن است در آینده تنها با ابزارهای دوجانبه و نظامی با کابل مواجه نشود، بلکه از ظرفیت روابط امنیتی و دفاعی خود با قدرتهای منطقهای نیز استفاده کند.
اما آیا عربستان و ترکیه در کنار پاکستان علیه طالبان قرار میگیرند؟
پاسخ فعلاً روشن نیست و نمیتوان گفت که ترکیه یا عربستان سعودی در صورت درگیری میان پاکستان و طالبان بهصورت خودکار وارد جنگ با طالبان خواهند شد. اما از منظر سیاسی، وضعیت متفاوت است. قرار گرفتن ترکیه و عربستان در کنار پاکستان، دستکم میتواند نشاندهنده شکلگیری یک همگرایی امنیتی جدید باشد؛ همگراییای که پاکستان را از نظر دیپلوماتیک و راهبردی در موقعیت قویتر قرار میدهد.
اگر این همکاری در سالهای آینده به تمرینهای نظامی مشترک، تبادل اطلاعات، همکاریهای دفاعی و هماهنگیهای سیاسی گستردهتر منجر شود، پاکستان میتواند از این ظرفیت برای افزایش فشار بر طالبان استفاده کند.
در چنین شرایطی، سکوت طالبان درباره توافق مکه نیز قابل توجه است. طالبان در برابر بسیاری از تحولات منطقهای، بهویژه رویدادهایی که مستقیماً بر افغانستان تأثیر میگذارند، معمولاً موضع رسمی اعلام میکنند. اما در مورد توافق سهجانبه مکه، تاکنون واکنش علنی از سوی این گروه مشاهده نشده است.
برای طالبان، این تحول میتواند به معنای کاهش فضای مانور در برابر پاکستان باشد. سکوت کابل در برابر توافق مکه شاید از همین نگرانی ناشی شود: توافقی که در ظاهر درباره دفاع مشترک سه کشور است، اما در شرایط کنونی افغانستان و پاکستان، پیامدهای آن میتواند بسیار فراتر از مکه، ریاض و اسلامآباد باشد.