مسعود از طالبان «صلحطلب» خواست وارد عمل شوند

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان با اشاره به «زمزمههایی» درباره وجود دو گروه «صلحطلب» و «جنگطلب» در میان طالبان گفت اگر طالبان «صلحطلب» واقعاً وجود دارند، باید ابتکار عمل را به دست بگیرند.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان با اشاره به «زمزمههایی» درباره وجود دو گروه «صلحطلب» و «جنگطلب» در میان طالبان گفت اگر طالبان «صلحطلب» واقعاً وجود دارند، باید ابتکار عمل را به دست بگیرند.
احمد مسعود گفت نخستین پیام رهبران افغانستان، از حمد شاه مسعود تا برهانالدین ربانی، «پیام جنگ نبوده، بلکه پیام صلح بوده است.»
او افزود که با این حال، به نظر میرسد در حال حاضر کنترول، ابتکار عمل و سیاستگذاری در اداره طالبان در اختیار «طالبان جنگطلب» است.
احمد مسعود گفت هرچند تاکنون طالبان «صلحطلب» را ندیده و درباره وجود داشتن چنین مجموعهای تردید دارد، اما اگر آنان واقعاً وجود دارند، باید به اراده مردم تن بدهند و مشروعیت را از داخل افغانستان به دست بیاورند.
رهبر جبهه مقاومت ملی تأکید کرد که باور دارد جنگ راهحل مسئله افغانستان نیست و بارها این موضوع را تکرار کرده است.
رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان افزود که جریانهای مخالف بر سر آینده افغانستان به توافق رسیدهاند و هدف آنان، دستیابی به نقشه مشترک و ایجاد زمینه برای مشروعیت کشور است. احمد مسعود گفت خواست مخالفان، نابودی کامل طالبان نیست بلکه ایجاد نظامی مشروع و مبتنی بر اراده مردم افغانستان است.
رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان روز شنبه، بیستم سرطان در گفتوگویی با تلویزیون ایراف گفت مخالفان طالبان در تلاش هستند موضع مشترکی در قبال آینده سیاسی کشور شکل دهند.
او با اشاره به تحولات سیاسی افغانستان گفت که هدف این جریانها تصاحب قدرت از سوی یک فرد یا گروه مشخص نیست بلکه باید زمینهای فراهم شود تا مردم درباره نوع نظام سیاسی آینده تصمیم بگیرند.
آقای مسعود افزود که تا زمان شکلگیری چنین نظامی، جریانهای مخالف طالبان در یک صف واحد خواهند ایستاد.
او همچنین طالبان را به انتخاب میان مذاکره و ادامه تقابل با مردم فراخواند و گفت این گروه باید بپذیرد که بر سر میز مذاکره بنشیند و برای ایجاد یک حکومت همهشمول وارد گفتوگو شود.
به گفته او، در غیر این صورت طالبان در برابر اراده و خشم مردم افغانستان قرار خواهد گرفت.
رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان همچنین گفت «مخالفان خواهان افغانستان آزاد، آباد و مستقل هستند که در آن حاکمیت از مشروعیت برخوردار باشد و این مشروعیت از اراده مردم سرچشمه بگیرد.»
او وجود اختلاف میان جریانهای مخالف طالبان را رد کرد و گفت هدف مشترک، ایجاد زمینه برای تعیین آینده افغانستان از سوی مردم است.
احمد مسعود در این گفتوگو همچنین تاکید کرد که حضور طالبان در قدرت وضعیت دائمی نیست و افزود: «طالبان پایان تاریخ افغانستان نیستند.»
رهبر جبهه مقاومت ملی گفت: «طالبان یا به واسطه مردم، یا با فشار میدانی و از یا با فشار منطقهای و جهانی باید اراده مردم را بپذیرند و یا هم باید کنار بروند.»

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، خواستار بررسی مستقلانه کشتهشدن ۱۱ نفر در تیراندازی نیروهای امنیتی طالبان در کابل شد. او گفت که استفاده از نیروی مرگبار باید با قوانین بینالمللی مطابقت داشته باشد.
طالبان در ۱۰ اسد از کشتهشدن هفت نفر در حوزه هشتم امنیتی کابل خبر داد و آنان را «دزدان مسلح» معرفی کرد.
آقای بنت روز دوشنبه در اکس نوشت: «گزارشها از کشتهشدن افراد در عملیات امنیتی طالبان در کابل، از جمله تیراندازی به چهار نفر در روز دوشنبه و کشتهشدن هفت نفر دیگر در روزهای اخیر در حوزه هشتم، نگرانکننده است. این رویدادها باید فوری و بیطرفانه بررسی شوند.»
او افزود: «استفاده از نیروی مرگبار باید با قوانین بینالمللی حقوق بشر و اصول ضرورت و تناسب مطابقت داشته باشد.»
پولیس طالبان روز دوشنبه، ۱۹ اسد، اعلام کرد که چهار نفر در مربوطات حوزه هجدهم امنیتی کابل کشته شدند. خالد زدران، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در کابل، گفت که این افراد «مسلح» بودند و برای سرقت وارد یک خانه شده بودند.
به گفته او، نیروهای طالبان پس از رسیدن به محل با این افراد درگیر شدند. طالبان میگوید هر چهار نفر کشته شدند و دو تفنگچه از نزد آنان به دست آمد.
نه روز پیش از آن، نیروهای طالبان هفت نفر دیگر را در منطقه بلاکهای ستانکزی در حوزه هشتم کابل کشته بودتذ. خالد زدران گفت که این افراد نیز «دزدان مسلح» بودند و ابتدا به سوی نیروهای طالبان تیراندازی کردند.
او گفت که در این درگیری یک عضو طالبان زخمی شد و یک موتر و شماری سلاح نیز به دست نیروهای این گروه افتاد.
افغانستان اینترنشنال با نزدیکان شماری از کشتهشدگان صحبت کرده است. آنان روایت طالبان را رد میکنند و میگویند عزیزانشان بدون محاکمه به رگبار بسته شدهاند.
براساس اطلاعات رسیده به افغانستان اینترنشنال، شماری از کشتهشدگان هزاره بودند.
بیاطلاعی از سرنوشت فرزندان
یک منبع آگاه به افغانستان اینترنشنال گفت که خانوادههای هفت نفری که در ۱۰ اسد کشته شدند، در ابتدا از سرنوشت فرزندان خود اطلاعی نداشتند.
به گفته این منبع، خانوادهها پس از ناپدیدشدن آنان جداگانه به حوزههای پولیس طالبان مراجعه کردند. مقامهای پولیس طالبان ابتدا گفتند که از این افراد اطلاعی ندارند. بعداً، به خانوادهها گفته شد که به حوزه هشتم امنیتی مراجعه کنند، زیرا هفت نفر به اتهام دزدی در آن حوزه کشته شدهاند.
منبع گفت که خانوادهها برای نخستینبار در همین محل با یکدیگر روبهرو شدند. آنان سپس با دیدن تصاویر اجساد در طب عدلی، هویت فرزندان خود را شناسایی کردند. پیکر کشتهشدگان پس از آن به خانوادههای شان تحویل داده شد.
یکی از نزدیکان افراد کشتهشده به افغانستان اینترنشنال گفت که خانواده او از نظر مالی در وضعیت مناسبی قرار داشت. به باور او، این جوان نیازی نداشت که دست به دزدی بزند.
واکنشها به کشتهشدن افراد متهم به دزدی
کشتهشدن این افراد در شبکههای اجتماعی نیز واکنشهایی برانگیخته است. برخی کاربران از طالبان حمایت کردهاند، اما شماری دیگر پرسیدهاند چرا این افراد بازداشت و محاکمه نشدند.
یک کاربر با اشاره به گفته طالبان درباره کشف دو تفنگچه از چهار فرد کشتهشده نوشت: «اصل گپ این است که آنان اعدام صحرایی شدهاند. بعد از دستگیری تیرباران شدهاند.»
او افزود: «حاکمان را به کشتن تشویق نکنید. آنان را در حقکشی ترغیب نکنید. ممکن است فردا نوبت شما هم برسد.»
پس از کشتهشدن هفت نفر در حوزه هشتم، فضلاحمد معنوی، وزیر عدلیه حکومت پیشین، نیز این رویداد را «محاکمه صحرایی» خواند. معنوی گفت: «در فقه اسلامی و حقوق، اصل بر برائت است و هیچکس صرف اتهام، مجرم شناخته نمیشود.»
او خواستار بررسی مستقل این رویداد شد.
این نخستین بار نیست که روایت طالبان درباره کشتهشدن افرادی که «دزد مسلح» معرفی شدهاند، از سوی منابع دیگر رد میشود.
در دلو ۱۴۰۳، طالبان سه فرد کشتهشده در نیمروز را «سارق مسلح» معرفی کرد. منابع محلی اما گفتند که آنان سارق نبودند.
در ۱۴ جوزای امسال نیز طالبان دو فرد کشتهشده در هرات را متهم به سرقت کرد. یک گروه مسلح مخالف طالبان بعدا اعلام کرد که این دو نفر اعضای آن گروه بودند و در حمله به یک ایست بازرسی طالبان کشته شدند.
یوناما: شکایتها از نیروهای طالبان بیپاسخ میماند
یوناما روز دوشنبه، ۱۹ اسد، گزارشی درباره پاسخگویی نیروهای امنیتی و کارکنان طالبان در برابر شکایتهای مردم منتشر کرد.
این نهاد گفت که دستگاههای امنیتی طالبان آماری درباره شمار شکایتها از بدرفتاری نیروهای خود و نتیجه بررسی این شکایتها ارائه نکردهاند.
یوناما همچنین گفته است که موارد متعددی از شکایت مردم بدون رسیدگی باقی مانده است.
به گفته این نهاد، برخی شهروندان به دلیل ترس از انتقام و بیاعتمادی به سازوکارهای موجود، از شکایت علیه نیروهای طالبان خودداری میکنند.
یوناما همچنین از مواردی خبر داده است که پس از ادعاهای جدی نقض حقوق بشر، هیچ تحقیق یا بازداشتی صورت نگرفته است. این نهاد درباره خودداری برخی محاکم نظامی طالبان از پذیرش شکایت مردم علیه نیروهای این گروه نیز ابراز نگرانی کرده است.
نورالله نوری، وزیر سرحدات طالبان در رأس یک هیئت و به دستور محمد حسن آخوند، رئیسالوزرای طالبان، برای بررسی درگیری میان نیروهای این گروه و مردم به ولسوالی یفتل بدخشان سفر کرده است.
در خبرنامه این وزارت که روز دوشنبه، ۱۹ اسد، منتشر شد، آمده است که رحمتالله نجیب، معاون اداری وزارت داخله، و مولوی محمدعلی جان، معاون لوژستیکی وزارت دفاع طالبان، نیز نورالله نوری را در این سفر همراهی کردهاند.
امانالدین منصور، والی هلمند و از چهرههای بدخشانی طالبان، نیز در دیدار این هیئت از بازار اتفاق ولسوالی یفتل حضور داشت.
وزارت سرحدات طالبان در بیانیه خود هدف این سفر را بررسی درگیری میان مردم و نیروهای طالبان در یفتل اعلام کرده است. این وزارت بدون ارائه آمار دقیق گفته است که در این درگیری شماری از نظامیان و غیرنظامیان کشته و زخمی شدهاند.
در خبرنامه به نقل از نورالله نوری آمده است که او در دیدار با مردم یفتل بر اتحاد و همبستگی تأکید کرده و گفته است که «قومگرایی، سمتگرایی و تبعیض» در حکومت طالبان جایی ندارد. او همچنین گفته است که طالبان مردم بدخشان را «یک ملت مجاهد» میداند.
هیئت طالبان وعده داده است که این رویداد را بررسی و عاملان آن را تحت پیگرد قرار دهد.
روز شنبه، ۱۰ اسد، باشندگان ولسوالی یفتل در بازار اتفاق با نیروهای طالبان درگیر شدند. منابع محلی گفتند که این درگیری پس از آن آغاز شد که نیروهای غیرمحلی طالبان یک زن را بازرسی بدنی کردند.
به گفته منابع، در این درگیری دستکم چهار نفر کشته و هفت نفر دیگر، از جمله یک زن، زخمی شدند. یک سرباز طالبان نیز کشته و یک تن دیگر زخمی شد.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که هیئت طالبان به ریاست وزیر سرحدات روز جمعه، ۱۶ اسد، در مسجد جامع بازار اتفاق با باشندگان محل دیدار کرد.
به گفته منابع مردمی، این هیئت وعده داد که عاملان تیراندازی تحت پیگرد قرار خواهند گرفت. با این حال، باشندگان محل به تندی از رفتار نیروهای طالبان انتقاد کردند. آنان از مقامهای طالبان خواستند که نیروهای غیرمحلی را هرچه زودتر از منطقه خارج کنند. منابع گفتند که دیدار هیئت طالبان با مردم بدون نتیجه مشخص پایان یافت.
باشندگان منطقه همچنین گفتند که نورالله نوری به خانوادههای کشتهشدگان و زخمیها، به هر خانواده ۵۰ هزار افغانی کمک کرده است.
جهانخان نوری، فرمانده امنیه طالبان در ولسوالی یفتل نیز از رفتار نیروهای غیرمحلی با مردم شکایت کرده و این موضوع را بهگونه جدی با مقامهای طالبان در میان گذاشته است. او خواستار خروج این نیروها از منطقه شده است.
یک فایل صوتی از احسانالله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در بدخشان، نیز در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته است که در آن از بازداشتنشدن عاملان تیراندازی بر غیرنظامیان در یفتل انتقاد میکند.
او در این فایل صوتی میگوید: «این نظام به خاطر مردم است و در برابر مردم مکلفیت داریم. من به عنوان مسئول روابط عامه مکلف به پاسخگویی هستم.»
او افزود: «در رابطه به اینکه خون چند نفر ریخته شده، همه میپرسند چرا کسی بازداشت نشده است. شما به من پاسخ بدهید، من به مردم پاسخ بدهم. قطعه کیست که بر مردم تیراندازی میکند؟ از آسمان نیامده که بر مردم تیراندازی کند. مکتوب معافیت از امیرالمؤمنین ندارند.»
با گذشت حدود یک هفته از این رویداد، تاکنون گزارشی از بازداشت فردی به اتهام تیراندازی بر غیرنظامیان منتشر نشده است.
پس از آنکه مرکز ولسوالی یفتل در ۲۶ سرطان سال جاری به دست نیروهای جبهه سپاهیان میهن سقوط کرد، طالبان نیروهای غیرمحلی را به این ولسوالی اعزام کرد. باشندگان محل میگویند که پس از آن محدودیتها افزایش یافته، خانهها بارها تلاشی شده و شماری از افراد ملکی بازداشت شدهاند.
باشندگان یفتل میگویند که نیروهای غیرمحلی طالبان با زبان، فرهنگ و رسوم مردم منطقه آشنایی ندارند و با باشندگان محل بدرفتاری میکنند.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، زندگی میلیونها زن و دختر افغانستان با محدودیتهای گسترده در عرصه آموزش، کار، ورزش و زندگی عمومی تغییر کرده است.
پنج زن از پنج مسیر متفاوت، روایت میکنند که چگونه بخشی از آیندهای که برای خود ساخته بودند متوقف شد.
به قول این زنان، پنج سال گذشته را نمیتوان تنها به فرمانها و آمار تقلیل داد؛ پشت این اعداد، زنانی قرار دارند با احساس، عاطفه، آرزو و آیندهای که برای خود تصور کرده بودند. زنانی که پنج سال پیش برای زندگیشان نقشه داشتند، اما اکنون بخشی از همان آینده در جایی میان این پنج سال متوقف شده است.
داروسازی که خانهنشین شد
تهمینه احمدی (نام مستعار) زنی از کابل، آرزو داشت داروساز شود. شبها و روزها، هفتهها و ماهها و سالها درس خواند و زحمت کشید و اندکی پیش از سقوط جمهوریت، با نمرات کادری از رشته فارمسی در کابل فارغ شد.
برای تهمینه، فراغت آغاز راه بود؛ میخواست در رشته خودش کار کند، تجربه بیندوزد، پیشرفت کند و شاید روزی به جایگاهی در همین رشته برسد.
اما با بازگشت طالبان به قدرت، آن آینده پیش از آغاز، متوقف شد. امروز تهمینه خانهنشین است؛ سالهایی که میتوانست برای او سالهای کسب تجربه و ساختن سابقه کاری باشد، به سالهای انتظار تبدیل شده است.
تهمینه وقتی از پنج سال گذشته حرف میزند، به همصنفیهای مردش فکر میکند؛ مردانی که شماری از آنان در دانشگاه نمرات پایینتری از او داشتند، اما اکنون وارد بازار کار شدهاند، تجربه کسب کردهاند و در حرفهشان پیش رفتهاند. همان سالهایی که برای همصنفیهای مرد تهمینه سالهای کسب تجربه و سابقه شغلی بود، برای او چیزی جز انزوا و انتظار به همراه نداشت؛ سالهایی که میتوانست آغاز زندگی حرفهایاش باشد.
شهرهای خالی از زنان
در ننگرهار، در شرق افغانستان، دعا (نام مستعار) پنج سال سلطه طالبان را از زاویه دیگری میبیند. او بیشتر از آنکه نگران شغلی باشد که از دست داده، به آینده فرزندانش میاندیشد. دعا در یک نهاد بینالمللی کار میکرد، از خانوادهاش حمایت مالی میکرد و در محیط کار تجربه و مهارت به دست میآورد.
در دوره جمهوریت، وقتی دعا صبح برای رفتن به وظیفه آماده میشد، کودکانش مادری را میدیدند که کار میکند، درآمد دارد و بیرون از خانه مسئولیت میپذیرد.
برای آنان حضور زن در محیط کار بخشی عادی از زندگی بود. حالا اما تصویر پیش چشمشان تغییر کرده است؛ مردان را میبینند که صبح برای کار بیرون میروند و در ادارهها و فعالیتهای اجتماعی حضور دارند، در حالی که زنان در بسیاری از این فضاها کمتر دیده میشوند.
دعا نگران است این تصویر در ذهن فرزندانش به هنجاری طبیعی تبدیل شود؛ جامعهای که در آن مرد کار میکند و زن در خانه میماند. او میترسد دخترش روزی دنیای بیرون از خانه را سهم مردان بداند و پسرش حضور یک زن در محیط کار را غیرعادی تصور کند.
دعا که در جامعهای سنتی با کار کردن در بیرون از خانه از مرزهای معمول عبور کرده بود، با صدایی که از نگرانی میلرزد، میگوید محدودیتی که امروز نسل او با آن روبهرو است، ممکن است فردا در ذهن کودکانش به یک هنجار و اصل بنیادین تبدیل شود.
نگرانی دعا بخشی از تصویر بزرگتری است که بر زندگی زنان افغانستان سایه افکنده است. سازمان ملل میگوید ۷۸ درصد زنان جوان افغانستان نه در آموزشاند، نه شاغلاند و نه در دورههای آموزشی و مهارتی حضور دارند.
«تاوان عمر رفته ما را کی میدهد»
برای مرسل سادات، یکی دیگر از زنان این گزارش، مسئله زمان است؛ سالهایی که گذشتهاند و راهی برای بازگرداندنشان وجود ندارد.
بر اساس آمار یونیسف، حدود ۳.۸ میلیون دختر ۷ تا ۱۸ ساله در افغانستان بیرون از مکتباند. از این میان، حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان به دلیل ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، از آموزش متوسطه محروم شدهاند.
محدودیتهای طالبان به همینجا ختم نشده و بعدتر به آموزشهای پزشکی نیز رسیده است؛ زنان و دختران از دسامبر ۲۰۲۴ از حضور در انستیتوتهای آموزش پزشکی منع شدند.
مرسل یکی از دخترانی است که از ادامه آموزش بازمانده است. او نقاش است و وقتی به پنج سال گذشته نگاه میکند، یک سؤال دارد: «این پنج سالی که از دست دادیم، آیا دوباره به زندگی ما اضافه میشود؟»
مرسل با بستهشدن در مکتب، یادگیری را کنار نگذاشته است. آنلاین درس میخواند، کتاب مطالعه میکند و تلاش دارد با پیشرفتهای روز همراه بماند. میداند این راهها جای صنف و مکتب را نمیگیرد، اما نمیخواهد جهانی که هر روز جلو میرود، او را پشت سر بگذارد.
وقتی قلممو را به دست میگیرد، دنیای مرسل تغییر میکند. او در خانه، دختر بودن زیر حاکمیت طالبان را با رنگها روایت میکند. بیرون از بوم نقاشی، بسیاری از انتخابهای زندگیاش محدود شدهاند، اما روی بوم هنوز خودش انتخاب میکند کدام رنگ کنار کدام رنگ بنشیند و نقاشیاش چگونه شکل بگیرد.
در جزئیات نقاشی، ذهنش را از محدودیتهای اطرافش دور میکند؛ با رنگها بازی میکند و تلاش دارد روانش را تازه نگه دارد. مکتب به رویش بسته شده، اما کتاب را کنار نگذاشته است؛ فضای آزاد هنری ندارد، اما قلممو هنوز در دستش است.
پناه بردن به قلم
در همین محدودیتها، اسرا ذکی، نام مستعار زن دیگری در این گزارش، راه دیگری برای ادامه دادن پیدا کرده است. او مدیرمسئول ماهنامه فرهنگی و اجتماعی «دوشیزه» است؛ رسانهای برای بازتاب صدای زنان و دختران افغانستان، بهویژه دخترانی که از آموزش محروم ماندهاند.
در سالهایی که درهای مکتب و دانشگاه به روی دختران بسته شده، «دوشیزه» برای اسرا فضایی برای نوشتن، آموختن و روایت کردن است. او تلاش میکند تجربه دخترانی را بازتاب دهد که هنوز میآموزند، مینویسند و برای آینده خود تلاش میکنند.
درهای صنف میتواند بسته باشد، اما اسرا نمیخواهد روایت دختران نیز پشت همان درها بماند. «دوشیزه» تلاشی است برای اینکه صدای آنان شنیده شود و امید به آموزش و آینده خاموش نماند.
آخرین زن این گزارش، رؤیایش را در جایی دنبال میکند که دیگر نمیتواند آزادانه وارد آن شود؛ میدان کریکت.
رویای کریکت در میدانهای بزرگ
بصیره صدیقی «مستعار» از دختران کریکتباز در افغانستان، شیفته این ورزش است. او و شماری از همتیمیهایش هنوز مخفیانه تمرین میکنند
بصیره و همتیمیهایش نه زمینی برای بازی دارند، نه امکانات کافی و نه امنیتی که بتوانند با آسودگی تمرین کنند؛ اما کریکت را کنار نگذاشتهاند.
در همان کشوری که ورزشکاران مرد میتوانند وارد میدان شوند، تمرین کنند، مسابقه بدهند و برای افغانستان بازی کنند، بصیره و همتیمیهایش برای ادامه همان رؤیا باید دور از چشم دیگران تمرین کنند.
بصیره در نامهای از نبود زمین، امکانات و امنیت نوشته و خواسته است دختران کریکتبازی که در افغانستان ماندهاند، فراموش نشوند. رؤیای او ساده است؛ روزی بتواند بدون ترس وارد میدان شود، تمرین کند و مسابقه بدهد.
پنج سال برای این پنج زن یک معنا نداشته است. برای تهمینه، فاصلهای است میان فارغ شدن و حرفهای که نتوانست آغاز کند؛ برای دعا، نگرانی از تصویری است که در ذهن فرزندانش از زن و جامعه ساخته میشود؛ برای مرسل، سالهای مکتبی است که بازنمیگردد؛ برای اسرا، تلاشی است برای باز نگهداشتن جایی برای نوشتن و شنیده شدن؛ و برای بصیره، میدان بازی از یک فضای باز به رؤیایی پنهانی تبدیل شده است.
این پنج روایت، پنج شکل متفاوت از یک زندگی متوقفشده را نشان میدهد؛ زنی که نتوانست وارد حرفهاش شود، مادری که از آینده فرزندانش میترسد، دختری که سالهای مکتبش را از دست داده، زنی که برای شنیده شدن صدای دختران تلاش میکند و ورزشکاری که رؤیای ورود دوباره به میدان را در سر دارد.
پنج سال گذشته است؛ اما برای این زنان، زمان فقط نگذشته است. بخشی از آیندهشان نیز همراه آن گذشته است.
و شاید پرسش مرسل سادات، پرسش بسیاری از همین زنان و دختران باشد: «این پنج سالی که از دست دادیم، آیا دوباره به زندگی ما اضافه خواهد شد؟»
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، میگوید اکنون زمان ندامت و مصالحه است و افغانها باید چهار دهه رنج، مرگ و جنگ را کنار بگذارند و برای همزیستی و ساختن کشور تلاش کنند.
کرزی در گفتوگو با روزنامه ایتالیایی «کوریره دلا سرا» گفت تلاش میکند وضعیت افغانستان را از زاویه جمهوری یا «امارت» طالبان نبیند.
او گفت: «خواست من همزیستی برای ساختن خیر کشور است. افغانها حق آن را دارند.»
رئیسجمهور پیشین افغانستان گفت حتی در سال ۲۰۱۰، زمانی که برادرش را که طالبان کشته بود دفن میکرد، همچنان طالبان را «برادر» میخواند.
او گفت میخواهد همه افغانها چهار دهه رنج، مرگ و جنگهایی را که به گفته او از زمان حمله شوروی با دخالت قدرتهای خارجی ادامه داشته، کنار بگذارند.
به گفته او، طالبان نیز مانند دیگران به افغانستان تعلق دارد و حامیان و مخالفان طالبان همه هموطن هستند.
او افزود این گروهها دیر یا زود باید در کنار یکدیگر در صلح زندگی کنند و درک و احترام متقابل میتواند افغانستان را به پیش ببرد.
کرزی در پاسخ به این پرسش که چرا هنگام خروج نیروهای امریکایی در سال ۱۴۰۰ از افغانستان خارج نشد، گفت در زمان سختیها نباید خانه را ترک کرد.
کرزی افزود که بدون توجه به وضعیت شخصی خود، از بودن در افغانستان خوشحال است و میتواند برای بهتر شدن اوضاع کار کند.
آموزش دختران
حامد آموزش دختران را فوریترین هدف خود و میلیونها افغان دانست و گفت دختران باید از دوره ابتدایی تا دانشگاه حق آموزش داشته باشند و زنان نیز باید بتوانند در جامعه کار کنند.
کرزی گفت محدودیتها و مشکلاتی که گاهی با آن روبهرو میشود، برایش اهمیت ندارد و آموزش دختران هدفی است که ارزش تحمل دشواریها را دارد.
روزنامه «کوریره دلا سرا» نوشته است که کرزی از سال ۲۰۲۱ در کابل در حبس خانگی به سر میبرد. خانه او که با معیارهای افغانستان مجلل توصیف شده، به محل اقامت اجباری او تبدیل شده است.
کرزی برای بیرون رفتن از خانه باید منتظر اجازه طالبان بماند. افراد مسلح او را هنگام خروج همراهی و زیر نظر میگیرند و اجازه تغییر مسیر یا دیدارهای اتفاقی را ندارد.
در پنج سال گذشته به کرزی اجازه داده نشده به ولایت دیگری در افغانستان سفر کند. او تنها به دلیل بیماری اجازه سفر به خارج از کشور را یافته است.
تعداد بسیار کمی از افغانها اجازه ورود به محل اقامت او را دارند و دیپلوماتها یا سیاستمداران خارجی نیز نمیتوانند با او دیدار حضوری داشته باشند.
به نوشته این روزنامه، برای گرفتن اجازه انجام همین مصاحبه آنلاین میان کابل و میلان نیز شش ماه انتظار کشیده شد.
کرزی در جریان مصاحبه گفت خانهای که در آن زندگی میکند یک اقامتگاه دولتی است که طالبان اجازه داده در اختیار او باقی بماند.
گزارش میگوید طالبان سالها کرزی را به مرگ تهدید کرده و او را خاین، همکار امریکاییها و فاسد خوانده بود. با این حال، کرزی در سال ۲۰۲۱ و با ورود طالبان به کابل تصمیم گرفت افغانستان را ترک نکند.
در مقابل، اشرف غنی، جانشین او در ریاستجمهوری، از افغانستان فرار کرد. نویسنده گزارش میگوید غنی سوار هواپیمایی شد که گفته میشد پر از دالر بوده است.
گزارش همچنین به سرنوشت داکتر نجیبالله یکی از روسایجمهور پیشین همسو با شوروی اشاره کرده که از مقر سازمان ملل بیرون کشیده شد، شکنجه و توسط طالبان کشته شد و جسدش به یک پایه چراغ آویخته شد.
نویسنده با اشاره به این پیشینه نوشته است که تصمیم کرزی برای ماندن در افغانستان با خطر همراه بود.
کرزی در بخش دیگری از مصاحبه درباره بسته بودن مکاتب به روی دختران گفت آموزش یک موضوع سیاسی نیست.
او گفت صرفنظر از اینکه انتخابات وجود داشته باشد یا نه، مکاتب باید باز باشند و پرسید در کجای جهان آموزش زنان نتیجه رایگیری بوده است.
در پاسخ به این دیدگاه که ممنوعیت آموزش دختران بخشی از هویت طالبان شده است، کرزی گفت این دیدگاه متعلق به همه اعضای طالبان نیست و بهطور قطع با هویت افغانستان نیز سازگار نیست.
او برای توضیح دیدگاه خود از رابعه بلخی، شاعر دفنشده در مزارشریف نام برد و گفت شعرهای او پس از قرنها هنوز در سراسر منطقه محبوب است.
کرزی همچنین از گوهرشاد بیگم، حاکم هرات در قرن پانزدهم، نازو انا در قندهار در قرن هفدهم و عایشه درانی نام برد.
کرزی عایشه درانی را شاعری معرفی کرد که در «قرن بیستوسوم» نخستین مکتب دخترانه را بنیان گذاشت.
او گفت افغانستان از نخستین کشورهای مسلمان بود که دختران را برای آموزش به اروپا و ترکیه فرستاد و همچنین از نخستین کشورهایی بود که دانشگاه تاسیس کرد.
کرزی از دانشگاه کابل نام برد که به گفته او در سال ۱۹۳۲ ایجاد شد و افزود اکثریت آموزگاران در نظام آموزشی افغانستان زن بودند.
در ادامه مصاحبه، این دیدگاه مطرح شد که طالبان از محیطهای روستایی با ساختار مردسالار و جدایی زنان و مردان آمده و ممکن است خواهان بازگشت به همان جامعه باشد.
کرزی گفت این میتواند دیدگاه طالبان باشد، اما پرسید آیا طالبان عقبماندگی اقتصادی را هم میخواهد؟
او پاسخ خود را منفی دانست و گفت به همین دلیل به آینده امیدوار است.
کرزی گفت به طالبان پیشنهاد میکند افغانستان را به سوی آیندهای با حقوق اجتماعی و سیاسی ببرد. او این آینده را راهی برای بهتر شدن زندگی همه و جلوگیری از بازگشت خشونت دانست.
او افزود صدای خود را با میلیونها افغان که خواهان آموزش هستند همراه میکند.
او همچنین گفت سه دخترش همراه او در کابل زندگی میکنند.
کرزی گفت هر پدر خوبی باید بهترین آموزش را برای فرزندان خود، چه پسر و چه دختر، فراهم کند و او همین خواست را برای دختران خود و دیگر دختران افغانستان دارد.
کرزی گفت تاکنون با هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، صحبت نکرده است، اما با مقامهای طالبان دیدار میکند.
او گفت برخی از این افراد را از زمانی میشناسد که در مقاومت علیه شوروی در کنار هم بودند.
به گفته کرزی، این مقامها افراد معقولی هستند و درباره باز شدن مکاتب دخترانه دقیقا مانند او فکر میکنند. او افزود آنان نیز خواهان ادامه همیشگی جنگ نیستند.
کرزی در پاسخ به این پرسش که اگر طالبان را «برادر» میداند، آیا یک برادر باید برادر دیگر را زندانی کند، گفت: «نه، اما در میان آنان کسانی هستند که با من موافقند.»
رئیسجمهور پیشین افغانستان در پاسخ به پرسشی درباره دلایل پیروزی طالبان با وجود حضور ارتش امریکا گفت امریکاییها اشتباههای زیادی مرتکب شدند و او زمانی که نیروهای امریکایی هنوز در افغانستان حضور داشتند نیز درباره این اشتباهها صحبت میکرد.
کرزی گفت برخورد امریکاییها با مردم افغانستان بیش از حد خشن بود.
او از بمباران خانهها و روستاها بدون تفکیک و همچنین شلیک اشتباهی به نیروهای افغان نام برد و این اقدامات را غیرقابل قبول و دارای نتیجه معکوس توصیف کرد.
پاکستان
کرزی همچنین پاکستان را یکی دیگر از عوامل دانست و گفت این کشور در پشت پرده برای شکست نیروهای امریکایی و جمهوری افغانستان کار میکرد.
به گفته او، امریکاییها از این موضوع آگاه بودند، اما هیچگاه مستقیما با پاکستان برخورد نکردند.
کرزی گفت وقتی درباره دلیل این وضعیت از مقامهای امریکایی میپرسید، آنان پاسخ میدادند که به دلیل عبور خطوط اکمالاتی از پاکستان نمیتوانند مستقیما با اسلامآباد مقابله کنند.
او گفت در همان زمان که نیروهای دریایی امریکا به دلیل سیاستهای پاکستان کشته میشدند، واشنگتن همچنان میلیاردها دالر به اسلامآباد میپرداخت.
کرزی این وضعیت را «غیرمنطقی» خواند و گفت دلیل آن را باید از کاخ سفید پرسید.
کرزی در پاسخ به پرسشی درباره دلایل «دشمنی پاکستان با افغانستان» گفت عوامل مقطعی زیادی وجود دارد، اما به باور او در اساس یک مسئله فرهنگی مطرح است.
او گفت پاکستان که از هند جدا شده هنوز نتوانسته هویت خاص خود را ایجاد کند و از عمق تاریخ افغانستان هراس دارد.
کرزی افزود کابل برای قرنها بر سرزمینی که اکنون پاکستان است تسلط داشته و به گفته او، همین مسئله باعث شده اسلامآباد بخواهد افغانستان را به عنوان یک کشور کارآمد از هم بپاشد و آن را به کشوری بدون فرهنگ تبدیل کند.
کرزی در مورد ایتالیا نیز گفت روم میزبان دو تن از پادشاهان محبوب افغانستان بوده و برای کمک به افغانستان هر کاری از دستش برآمده انجام داده است.
«جمهوری من باخت، من باختم»
در پاسخ به این پرسش که آیا خود را شکستخورده میداند، کرزی گفت «البته جمهوری من شکست خورد. من شکست خوردم. اما افغانستان هنوز پابرجاست و پیروز خواهد شد.»
او گفت دشواریهای شخصی خودش اهمیتی ندارد و تنها گفتوگو میان همه افغانها و جامعهای آموزشدیده میتواند افغانستان را به سوی پیشرفت ببرد.
کرزی افزود به این مسئله باور دارد و برای تحقق آن به کار خود ادامه خواهد داد.
حامد کرزی پس از سقوط دور نخست طالبان، از اول جدی ۱۳۸۰ تا ۲۳ جوزای ۱۳۸۱ رئیس اداره موقت افغانستان بود. پس از آن، لویه جرگه اضطراری او را به ریاست دولت انتقالی برگزید و کرزی تا ۱۷ قوس ۱۳۸۳ در این سمت ماند. او سپس در نخستین انتخابات ریاستجمهوری افغانستان پیروز شد و از ۱۷ قوس ۱۳۸۳ تا ۷ میزان ۱۳۹۳ رئیسجمهور افغانستان بود.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، کرزی برخلاف بسیاری از مقامهای حکومت پیشین، افغانستان را ترک نکرد و در کابل ماند. او در سالهای گذشته بارها از طالبان خواسته است مکاتب و دانشگاهها را به روی دختران باز کند و از حق آموزش زنان و دختران دفاع کرده است. کرزی در سنبله ۱۴۰۱ نیز از دخترانی که در پکتیا برای بازگشایی مکاتب اعتراض کرده بودند حمایت کرد و گفت صدای آنان «صدای همه دختران و افغانستان» است.
منابع آگاه به افغانستان اینترنشنال گفتند شماری از نمایندگان هزارهها و شیعهها برای رسیدگی به مشکلات و شکایاتشان از وزیر عدلیه طالبان، به دفتر سراجالدین حقانی، وزیر داخله این گروه مراجعه کردهاند.
به گفته منابع، نمایندگان جامعه هزاره و شیعه قصد داشتند مشکلات خود را با سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در میان بگذارند. با این حال، منابع گفتند حقانی در کابل نبود و نمایندگان هزارهها و شیعهها با محمدنبی عمری، معاون اول وزارت داخله طالبان، دیدار کردند.
منابع گفتند که معین وزارت داخله طالبان به هزارهها گفت که تا زمانی که حکم تخلیه شهرک امید سبز از سوی هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، صار نشده، باشندگان این شهرک خانههای خود را ترک نکنند.
یک منبع گفت که معین وزارت داخله طالبان همچنین به هزارهها گفته است که اقدامات عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان، «باعث نارضایتی حقانی نیز شده و تلاش میکند در این زمینه مداخله کند.»
برپایه اطلاعات رسیده، بخش اصلی این گفتوگو به اقدامات عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان و نگرانیها درباره شهرک امید سبز اختصاص داشته است.
به گفته منابع، نمایندگان هزاره و شیعه از عملکرد وزیر عدلیه شکایت کردند.
در روزهای اخیر، اعتراض بزرگان، روحانیون و چهرههای سیاسی هزاره و شیعه به اقدامات عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان، افزایش یافته است.
شماری از اعضای شورای علمای شیعه، کمیسیون عالی شیعیان، نمایندگان پیشین پارلمان و مقامهای هزاره در اداره طالبان روز پنجشنبه ۱۵ اسد در نشستی در کابل، از طالبان خواستند جلو اقدامات وزیر عدلیه را بگیرد.
آنان عبدالحکیم شرعی را به «تبعیض سیستماتیک» و تلاش برای «کوچ اجباری» هزارهها و شیعیان متهم کردند و گفتند ادامه این وضعیت برای آنان «غیرقابل تحمل» شده است.
شرکتکنندگان این نشست از مصادره و دستور تخلیه شهرک امید سبز، بستهشدن تلویزیون تمدن، مسجد و مدرسه خاتمالنبیین، مسدودشدن شماری از مساجد و مراکز شیعیان، بازداشت روحانیون و عزاداران محرم و پایینکردن پرچمهای محرم انتقاد کردند.
پس از انتشار این بیانیه، عبدالحکیم شرعی اعضای این نشست را برای پاسخگویی به دفتر خود فراخواند. منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که بزرگان هزاره و شیعه در یک نشست فوقالعاده تصمیم گرفتند به دفتر وزیر عدلیه نروند و گفتند تنها در صورت درخواست مقامهای ارشد طالبان، از جمله محمدحسن آخند، حاضر به گفتوگو خواهند شد.
وزارت عدلیه طالبان در ۶ ثور امسال گفت محکمه اختصاصی رسیدگی به قضایای زمینهای غصبشده بیش از ۱۵۰۷ جریب زمین شهرک امید سبز در غرب کابل را «امارتی» تشخیص داده است.
این وزارت گفت زمینهای مورد بحث در نواحی ششم و سیزدهم کابل قرار دارد و در پنج قطعه کادستر به نام دولت ثبت شده است.
اما یک منبع آگاه همان زمان به افغانستان اینترنشنال گفت اسناد باشندگان بهدرستی بررسی نشده و مدعی شد تصمیم طالبان به دلیل هزاره و شیعهبودن بخش بزرگی از باشندگان این شهرک گرفته شده است.
حکیم شرعی به دلیل رفتار تند با شیعیان و هزارهها در افغانستان بارها خبرساز شده است.