پنج سال قبل در ۲۱ اسد ۱۴۰۰، مراکز ولایتهای غزنی، هرات و بادغیس، بهدست طالبان سقوط کردند. آن زمان، طالبان دروازههای زندانها در چندین ولایت را نیز شکستند و هزاران زندانی را آزاد کردند.
با سقوط این سه ولایت دامنه پیشروی طالبان گستردش و فشارها بر کابل افزایش یافته بود.
طالبان پس از پنج سال، روز چهارشنبه ۲۱ اسد در شبکههای اجتماعی خود پیامهای تبریک به مناسبت آنچه «فتح» غزنی و چند ولایت دیگر مینامند، منتشر کردند و از طرفداران خود خواستند که از پیروزی این گروه تجلیل کنند.
لحظات سقوط ولایت غزنی
غزنی؛ شهر استراتژیک در نزدیکی کابل
شهر غزنی در ۱۲ آگست ۲۰۲۱ پس از چند روز درگیری شدید به دست طالبان افتاد. غزنی در حدود ۱۵۰ کیلومتری کابل واقع شده و بر مسیر شاهراه مهمی قرار دارد که کابل را به ولایتهای جنوبی افغانستان وصل میکند.
سقوط غزنی از آن جهت اهمیت داشت که حرکت و حضور طالبان به سوی کابل، پایتخت کشور را تقویت کرد و بر کنترول شاهراه مواصلاتی مهم میان کابل و جنوب کشور تاثیر گذاشت. رویترز در آن زمان گزارش داده بود که با تصرف غزنی، طالبان به ۱۵۰ کیلومتری کابل نزدیک شده بودند.
در جریان نبرد در این شهر، درگیریهای شدیدی میان نیروهای امنیتی افغان و طالبان رخ داد. در نهایت، نیروهای حکومتی مجبور به عقبنشینی از تاسیسات مهم دولتی شدند و طالبان بر بخشهای کلیدی شهر مسلط گردیدند.
هرات در کنترول طالبان
هرات؛ یکی دیگر از شهرهای بزرگ افغانستان
در همین روز، شهر هرات نیز به دست طالبان افتاد. هرات از شهرهای بزرگ افغانستان و یکی از مراکز مهم اقتصادی، تجاری و استراتژیک در غرب کشور به شمار میرفت.
پیش از سقوط هرات، این شهر برای چند روز تحت فشار شدید طالبان قرار داشت. در شهر و مناطق اطراف آن، درگیریها میان طالبان و نیروهای امنیتی افغان، خیزشهای مردمی و نیروهای تحت امر اسماعیل خان، فرمانده پیشین جهادی جریان داشت.
بر اساس گزارشها، پس از پیشروی گسترده طالبان، خطوط دفاعی نیروهای حکومتی تضعیف شد. طالبان بیشتر بخشهای شهر را تصرف کردند و اسماعیل خان که فرماندهی نیروهای محلی را در برابر طالبان بر عهده داشت نیز به دست طالبان اسیر شد.
همزمان با سقوط هرات، برخی از باشندگان شهر مجبور به ترک خانههای خود شدند و در برخی مناطق، مردم از ترس جنگ در خانههایشان محبوس ماندند.
طالبان پس از تصرف هرات ۳ هزار زندانی را رها کردند. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان در آن زمان گفت که آنان مرکز هرات، قوماندانی امنیه، محبس و مقام ولایت را تصرف کردهاند. جنگجویان طالبان وارد مسجد جامع هرات نیز شدند و تیراندازیهای پراکنده در سطح شهر ادامه داشت.
بازداشت اسماعیل خان بدست طالبان
همزمان با سقوط هرات، اسماعیل خان نیز به طالبان تسلیم شد.
به گفته مقامات محلی، اسماعیل خان بر اساس توافقی همراه با والی هرات و چند تن از مقامات امنیتی به طالبان تسلیم شد. یکی از سخنگویان اسماعیل خان گفت که پس از گفتگو با طالبان، به او اجازه داده شد تا به خانه خود بازگردد؛ اما او پس از آن هرات را ترک کرد و به ایران رفت.
روز سقوط قلعه نو، مرکز بادغیس
سقوط قلعهنو، مرکز ولایت بادغیس
در ۲۱ اسد ۱۴۰۰، قلعهنو مرکز ولایت بادغیس نیز به دست طالبان افتاد. طالبان پیش از این نیز حملاتی را بر قلعهنو انجام داده بودند. در ماه جولای ۲۰۲۱ و در جریان حمله طالبان، برخی مراکز مهم امنیتی شهر برای مدت کوتاهی به دست آنان افتاد؛ اما نیروهای ویژه افغان دوباره کنترول شهر را به دست گرفتند. با این حال، در هفته دوم اگست و در جریان عملیات گسترده طالبان، وضعیت قلعهنو بار دیگر تغییر کرد و شهر تحت کنترول طالبان درآمد.
تا ۲۱ اسد ۱۴۰۰، طالبان مراکز ۱۰ ولایت افغانستان را تصرف کرده بودند.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، خانه گِلی بیبی ناز در ولسوالی کامه ولایت ننگرهار خالی است. هنوز پردهها، تشکها، ظرفها و دیگر آسبابآلات خانه او در جایشان هست ولی خود بیبیناز نیست.
بیبی ناز در آپارتمان اجارهای در اسلامآباد روزهایش را با ترس پولیس و چشمبهراه آیندهای نامعلوم سپری میکند.
او هنوز هم در خانهاش را از یاد نبرده است؛ همان دروازهای که طالبان آنرا مهر و لاک کردند.
بیبی ناز از همسایههایش درخواست کمک کرد، اما هیچکس جرأت همکاری با او را نداشت، زیرا خانه با مهر و قفل طالبانی بسته شده بود که همسایگان را با اسلحه تهدید کرده بودند.
بیبی ناز به افغانستان اینترنشنال گفت: «یکی از دخترانم ازدواج کرده بود، اما به دلیل خشونت خانوادگی او را دوباره به خانه خودم آوردم. داماد سابقم از جنگجویان طالبان بود و تلاش میکرد دخترم را دوباره با زور با خود ببرد.»
تهدیدها زمانی شدت گرفت که داماد سابقش به یکی از دوستان خود گفت قصد دارد دختر مجرد خانواده - خواهر کوچک همسرش- را به عقد نکاح او درآورد. پس راهی جز فرار برای بیبی ناز و دخترانش باقی نمانده بود.
این زن اکنون در اسلامآباد است و با خیاطی هزینه زندگی فرزندانش را تامین میکند.
او اما به دلیل بازداشت مهاجران، کاهش فرصتهای کاری و فقر، با مشکلات تازهای روبهرو شده است.
بیبی ناز که هر لحظه از ترس آمدن پولیس از کلکین به کوچه نگاه میکند، میگوید: «دخترانم نمیتوانند به مکتب بروند. پسرم هفت ساله است. گاهی در طول ۲۴ ساعت فقط یک وعده غذا میخوریم، آن هم زمانی که پولیس از منطقه دور شده باشد.»
این زن افغان پرونده خود را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ارائه کرده اما در پروندهشان هیچ پیشرفتی نیامده است.
پروندههای بلاتکلیف و انتظارهای طولانی
داستان بیبی ناز تصویری تلخ از زندگی هزاران زن افغان است که به دلیل تحولات سیاسی، تهدیدها و ناامنی افغانستان را ترک کردهاند اما در پاکستان نیز به دلیل نداشتن مدارک قانونی، مشکلات کار، آموزش، وضعیت اقتصادی و ترس از اخراج، با دشواریهای تازهای روبهرو هستند.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، دهها هزار افغان به دلیل نگرانیهای امنیتی، ترس از سوابق شغلی و ارتباطات گذشته و همچنین برای فراهم کردن آیندهای امن و امکان تحصیل دخترانشان، به پاکستان پناه بردند.
بر اساس اطلاعات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، پاکستان همچنان میزبان میلیونها شهروند افغانستان است.
این افراد شامل پناهندگان ثبتشده، دارندگان کارت شهروندی افغان (ایسیسی) و افراد بدون وضعیت قانونی مشخص در این کشور هستند.
اسلامآباد طی پنج سال گذشته به انتظارگاه هزاران خانوادهای تبدیل شده است که در انتظار اسکان مجدد در کشور ثالث، دریافت ویزا یا مشخص شدن نتیجه پروندههای خود هستند.
بخشی از این مهاجران پروندههایی در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل یا برنامههای کشورهای دیگر دارند، اما به دلیل روندهای اداری، محدود بودن ظرفیتها و افزایش درخواستها، بسیاری از این پروندهها سالهاست که بلاتکلیف ماندهاند.
بسیاری از افغانها به دلیل محدودیتهای کاری، ترس از بازداشت توسط پولیس و احتمال اخراج، ناچارند بیشتر وقت خود را در خانه بگذرانند. کودکان بسیاری از خانوادهها از تحصیل بازماندهاند و جوانان نیز فرصتهای شغلی خود را از دست دادهاند.
بیبی ناز در اسلامآباد
مادر کودکان دارای معلولیت که دو بار اخراج شد و دوباره بازگشت
ورانگی، مادر سه کودک دارای معلولیت که در دوران جمهوریت در افغانستان معلم بود به افغانستان اینترنشنال گفت همسرش در حمله انتحاری مقابل ساختمان پارلمان در کابل کشته شد.
این زن پس از مرگ شوهرش با تدریس هزینه زندگی فرزندانش را تامین میکرد اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، خانه نشین شد.
او مدارک خود را برای مهاجرت به نهادهای مربوطه کشور کانادا ارائه کرده، اما در پاکستان با مشکلات فراوانی روبهرو شده است. پولیس یک بار دروازه آپارتمان اجارهای او را شکست، زیرا به دلیل داشتن فرزندان دارای معلولیت امکان فرار نداشت.
به گفته این زن، پولیس پاکستان او را به اردوگاه منتقل و به افغانستان اخراج کرد، اما برای پیگیری پروندهاش دوباره به پاکستان بازگشت.
ورانگی گفت: «به محض رسیدن به پشاور، پولیس دوباره مرا بازداشت کرد و به اردوگاه برد. در اردوگاه هیچ امکاناتی برای زندگی وجود نداشت و شرایط بسیار سخت بود.»
او برای بار دوم نیز به افغانستان اخراج شد، اما از طریق اسپین بولدک دوباره وارد پاکستان شد. این زن که طالبان را مسئول وضعیت خود میداند، گفت: «از کدام درد زندگی بگویم؟ یکی از دخترانم معلول است، دیگری بیماری قلبی دارد و سومی ناشنواست.»
او از جامعه جهانی و نهادهای حامی زنان خواست مسیرهای امن و امکان دریافت ویزا را برای زنان افغان فراهم کنند.c
پاسپورت پاره شده یک مهاجر افغان در ایران - میلیونها مهاجر افغان در ایران نیز زیر فشار جمهوری اسلامی و دشواریهای مهاجرت زندگی میکنند.
۹۰ هزار پرونده بررسیشده
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و سازمان بینالمللی مهاجرت در تازهترین گزارش مشترک خود اعلام کردهاند که پس از اجرای طرح «بازگرداندن اتباع خارجی غیرقانونی» در پاکستان، روند بازداشت و اخراج اجباری افغانهای مقیم این کشور گسترش یافته است.
این سازمانها نسبت به وضعیت افغانهایی که پرونده اسکان مجدد یا پناهندگی در کشورهای ثالث دارند نیز ابراز نگرانی کردهاند.
از ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳ تا ۱۶ می ۲۰۲۶، در مجموع ۲.۳۹ میلیون افغان از پاکستان به افغانستان رانده شدهاند.
از این تعداد، حدود ۲۴۷ هزار نفر به صورت اجباری اخراج شدهاند، ۳۱۹ هزار نفر با همکاری سازمانهای بینالمللی بازگشتهاند و بقیه یا داوطلبانه یا تحت فشار به افغانستان بازگشتهاند.
این گزارش نشان میدهد که تنها بین ۱۰ تا ۱۶ می ۲۰۲۶، تعداد ۴۱ هزار و ۶۷۲ نفر به افغانستان بازگشتهاند که از میان آنان، یکهزار و ۲۸۳ نفر به صورت اجباری اخراج شده بودند.
حکومت پاکستان در سال ۲۰۲۵ چندین مرحله از اخراج افغانها را اجرا کرد.
ابتدا مهاجران فاقد مدرک، سپس دارندگان کارت شهروندی افغان و در ادامه حتی دارندگان کارت ثبت پناهندگی (پیاوآر) نیز با خطر اخراج مواجه شدند.
بسیاری از افغانهای بازگشته گفتهاند که به دلیل ترس از بازداشت، زندانی شدن و اخراج، ناچار به ترک پاکستان شدهاند.
سازمان ملل، سازمان بینالمللی مهاجرت و سازمان عفو بینالملل بارها از پاکستان خواستهاند افرادی را که نیازمند حمایت بینالمللی هستند، دارندگان پرونده اسکان مجدد در کشورهای ثالث و دیگر افغانهای آسیبپذیر را از اخراج نکنند و به اصول بینالمللی حقوق بشر و حقوق پناهندگان احترام بگذارد.
وزارت خارجه پاکستان پیش از این در پاسخ به این نگرانیها اعلام کرده بود که در زمینه اقامت قانونی شهروندان افغانستان و انتقال آنان به کشورهای ثالث همکاری میکند.
به گفته این وزارتخانه، اسلامآباد تاکنون در انتقال بیش از ۹۰ هزار شهروند افغانستان به کشورهای ثالث همکاری کرده است.
سلطانه که سرپرستی چند نفر را بر عهده دارد و در انتظار انتقال به کشور ثالث است، چندین بار توسط پولیس پاکستان بازداشت شده و هر بار با پرداخت پول آزاد شده است.
او میگوید پروندهاش را نیز نزد سازمان ملل ثبت کرده و امیدوار است یکی از سفارتخانهها امکان خروج امن او را فراهم کند.
او ننگرهار را ترک کرده، زیرا به گفته خودش، یکی از فرماندهان محلی طالبان قصد داشت دختر ۱۱ ساله و خواهر ۱۲ سالهاش را به اجبار به ازدواج پسران خود درآورد.
اللهمحمد حسنزی، که در اسلامآباد زندگی میکند، ابتدا به فروش جواری مشغول شد، اما این کار فصلی بود و دوباره بیکار شد.
او سپس با کمک یکی از دوستانش کار روی سنگهای قیمتی را آموخت، اما به دلیل گم شدن اموال مشتریان، متحمل زیان ۹۵ هزار روپیه شد و اعتبارش نیز در بازار از بین رفت.
بازداشت مهاجران، مشکلات مربوط به مدارک و محدودیتهای کاری، زندگی او را بیش از پیش دشوار کرده است.
او میگوید: «نمیدانم آیندهام به کجا خواهد رسید. فقط این را میدانم که مهاجرت با سرنوشت ما گره خورده است.»
در پشاور و اسلامآباد، شمار افغانهایی که پس از جنگها و ناامنیها دومین موج مهاجرت خود را به پاکستان تجربه کردهاند کم نیست.
آنان به امید دستیابی به آیندهای امن و باثبات، شب و روز در انتظار برنامههای مهاجرت و اسکان مجدد کشورهای خارجی به سر میبرند.
سازمان نی گزارش داده است که در پنج سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، بیش از ۷۰۰ مورد خشونت علیه خبرنگاران و کارکنان رسانهای را مستند کرده است.
بر اساس این گزارش، در این مدت دستکم ۶ خبرنگار کشته و حدود ۴۰۰ خبرنگار و کارمند رسانهای بازداشت شدهاند.
این نهاد روز چهارشنبه، ۲۱ اسد در آستانه پنجمین سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، گزارش خود درباره وضعیت خبرنگاران و کارکنان رسانهای در افغانستان را منتشر کرد.
طبق این گزارش، موارد خشونت علیه خبرنگاران و کارکنان رسانهای از جمله سلب آزادی، شکنجه، ضربوشتم، تهدید، قتل، بیکاری و حذف زنان از رسانهها، ثبت شده است.
در گزارش آمده است که طالبان و گروه داعش مسئول قتل خبرنگاران در این مدت بودهاند. نی میگوید طالبان بهطور میانگین، هر ۹ روز دو خبرنگار یا کارمند رسانهای در افغانستان بازداشت کردهاند.
این سازمان همچنین از شکنجه و بدرفتاری با خبرنگاران در جریان بازداشت و زندان بهعنوان یکی از موارد جدی نقض حقوق خبرنگاران یاد کرده است.
همزمان، سازمان حمایت از رسانههای افغانستان (امسو) با انتشار گزارشی به مناسبت پنجمین سال حاکمیت طالبان، اعلام کرد که در پی سرکوب شدید، سانسور ساختاری و فشارهای امنیتی، افغانستان به «مرکز جهانی تبعید اجباری خبرنگاران» تبدیل شده است و آزادی بیان به پایینترین سطح خود رسیده است.
گزارش نی نشان میدهد که زنان خبرنگار و کارمندام رسانهای نیز با محدودیتها و فشارهای گسترده روبهرو بودهاند و شمار زیادی از آنان از کار در رسانهها کنار گذاشته شدهاند.
نی همچنین بیکاری خبرنگاران و کارکنان رسانهای را یکی دیگر از پیامدهای وضعیت موجود و محدودیتهای اعمالشده بر رسانهها در افغانستان عنوان کرده است.
در پنج سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، حدود ۳۰۰ مورد ضربوشتم خبرنگاران، بیکار شدن نزدیک به پنج هزار خبرنگار و کارمند رسانهای و توقف فعالیت حدود ۵۰۰ رسانه، از دیگر موارد مستندشده در این گزارش است.
نی افزوده است که اکنون هیچ رسانهای در افغانستان بدون اجازه طالبان نمیتواند محتوایی را نشر یا پخش کند و برای فعالیت رسانهها نیز قانون مشخص و قابل اتکایی وجود ندارد.
طبق گزارش این سازمان، طالبان بیش از ۲۵ حکم مستقیم و سراسری و دهها حکم محلی و غیرمستقیم درباره فعالیت رسانهها و خبرنگاران صادر کردهاند که محدودیتهای گستردهای را بر رسانهها در افغانستان وضع کرده است.
طبق گزارش نی، وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت عدلیه و استخبارات طالبان نقش مستقیمی در اعمال محدودیتها و فشار بر رسانهها و خبرنگاران در افغانستان دارند.
این سازمان افغانستان را «زندان بزرگ و مخوف برای خبرنگاران و گورستانی برای آزادی بیان» توصیف کرده است.
سازمان حمایت از رسانههای افغانستان (امسو) با انتشار گزارشی به مناسبت پنجمین سال حاکمیت طالبان، اعلام کرد که در پی سرکوب شدید، سانسور ساختاری و فشارهای امنیتی، افغانستان به «مرکز جهانی تبعید اجباری خبرنگاران» تبدیل شده است و آزادی بیان به پایینترین سطح خود رسیده است.
این نهاد چهارشنبه ۲۱ اسد گزارش خود را به مناسب پنجمین سال تسلط دوباره طالبان منتشر کرد. بر اساس یافتههای این نهاد، موقعیت افغانستان در شاخص جهانی آزادی مطبوعات سازمان گزارشگران بدون مرز، با ۵۶ پله سقوط از رتبه ۱۲۲ به ۱۷۸ در میان ۱۸۰ کشور جهان تنزل یافته است.
همچنین در پنج سال گذشته بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از رسانههای چاپی، صوتی و تصویری تعطیل شدهاند و بیش از ۸۰ درصد از زنان خبرنگار و فعال رسانهای از صحنه کار رسمی حذف شدهاند.
سهم ۴۶ درصدی افغانها از کل خبرنگاران پناهنده در جهان
در گزارش سازمان حمایت از رسانههای افغانستان آمده است که تنها از طریق برنامههای حمایتی سازمان گزارشگران بدون مرز در فاصله سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ میلادی، تعداد ۶۷۷ خبرنگار افغان ناگزیر به فرار از کشور شدهاند. این رقم دقیقاً ۴۶ درصد از کل هزار و ۴۶۸ خبرنگاری را تشکیل میدهد که در سراسر جهان تحت پوشش کمکهای اضطراری این سازمان بینالمللی قرار گرفتهاند. همچنین بر اساس آمارهای دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، سالانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۵ مورد بازداشت، تهدید و برخورد خشونتآمیز علیه خبرنگاران توسط نهادهای امنیتی و بازرسان امر به معروف طالبان به ثبت رسیده است. این نهاد حامی رسانهها گفت که این گزارش با بررسی چالشهای ساختاری ایجادشده در طول پنج سال گذشته حاکمیت طالبان آغاز میشود و دادههای میدانی یک ماه گذشته، از ۱۰ جولای تا ۱۰ آگست، را بهعنوان یک مطالعهٔ موردی ارزیابی کرده است.
این گزارش میدانی رویدادها در ولایتهای کابل، قندهار، ننگرهار، بدخشان، زابل، هلمند، ارزگان و نورستان را بررسی کرده است. در کابل و ننگرهار، استخبارات طالبان مسئولان رسانهها و خبرنگاران را تحت فشار قرار دادهاند تا حمایت علنی خود را از نظام این گروه اعلام کرده و همکاران مرتبط با رسانههای خارجی و در تبعید را لو بدهند.
همزمان در زابل، هلمند و قندهار، پوشش خبری حوادث ترافیکی مرگبار، جانباختن شهروندان بر اثر تشنگی و اعتراضات تاجران مطلقاً ممنوع شده است. علاوه بر این، در بدخشان پس از درگیریهای مسلحانه اخیر، نظارتهای شدید امنیتی بر خبرنگاران اعمال شده تا از افشای تلفات و اخبار واقعی جنگ جلوگیری شود.
طبق این گزارش، اعمال فشار بر رسانهها به سانسور تصویری، باجگیریهای مالی و آزارهای شخصی کشیده شده است. نهاد امسو گفته است که در ننگرهار و هلمند، طالبان در نشستهای خبری مانع تصویربرداری شده، دوربینها را ضبط کرده و حتی خبرنگاران را به دلیل عکاسی توقیف کردهاند. به گفته این سازمان، رفتار خشونتآمیز محتسبان امر به معروف طالبان نیز ابعاد فردی یافته است؛ چنانکه نماینده ولایتی کمیته مصونیت خبرنگاران در ننگرهار به اتهام شنیدن موسیقی در منزل شخصیاش بازداشت شد.
این سازمان میگوید گزارشها نشان میدهد مقامات طالبان در پروژههای مالی و آموزشی بینالمللی مانعتراشی کرده و برای اجازه فعالیت، خواستار دریافت سهم و منافع مالی شخصی شدهاند.
بامداد یک روز پس از سقوط هرات، یک هلیکوپتر آماده بود تا اسماعیل خان، فرمانده مقاومت علیه طالبان و شماری از مقامهای ارشد سیاسی و امنیتی هرات را به منطقهای امن و از آنجا به کابل منتقل کند.
آنها شب را در قولاردوی ۲۰۷ ظفر سپری کرده بودند.
اما زمانی که قصد داشتند سوار هلیکوپتر شوند، سربازان مستقر در محل شروع به شلیکهای هوایی کردند.
سربازان فریاد میزدند: «یا با ما بمانید تا با هم بجنگیم، یا با هم تسلیم شویم، یا با هم بمیریم، یا با هم فرار کنیم.»
به این ترتیب، پرواز انجام نشد.
اندکی بعد طالبان وارد قولاردو شدند و اسماعیل خان و شماری از مقامهای ارشد هرات به دست این گروه افتادند.
این صحنههایی از پایان یکی از جریانهای مقاومت علیه طالبان در آخرین روزهای جمهوریت در افغانستان بود؛ مقاومت در هرات پیش از آن مورد استبال گسترده شهروندان در سرتاسر کشور قرار گرفته بود.
اسماعیل خان فرمانده جبهه مقاومت در هرات، عبدالرحمان رحمان معین وزارت داخله، عبدالصبور قانع والی هرات، فرماندهان ارتش و پولیس و شماری از مقامات محلی در جمعی حضور داشتند که به دست طالبان افتادند.
این دومین باری بود که اسماعیل خان به دست طالبان اسیر شد.
این رهبر پیشین جهادی در دوره نخست طالبان در سال ۱۳۷۶ نیز اسیر شده بود و نزدیک به سه سال زندانی بود.
گزارش سازمان ملل بر اساس گفتوگوی مستقیم با اسماعیل خان و دو همراه او میگوید که آنان در سلولهای بدون پنجره نگهداری میشدند و در تمام مدت پابند داشتند.
در حمل ۱۳۷۹، او موفق شد همراه با زندانیان دیگری از زندان قندهار فرار کند.
هرات پیش از سقوط
چند هفته پیش از اوجگیری جنگ، وضعیت هرات به سرعت در حال تغییر بود.
سید رسول موسوی، مدیرکل آسیای جنوبی وزارت خارجه ایران، به هرات آمد. در جلسهای که نویسنده این گزارش نیز حضور داشت، او به سید وحید قتالی، والی وقت هرات گفت ماموریتش جلوگیری از تکرار رویداد مزارشریف و حفاظت از دیپلوماتهای ایرانی در «روز سقوط» است.
دیدار سید رسول موسوی با والی هرات برای جلوگیری از تکرار فاجعه مزارشریف.
پس از پایان جلسه، روزنامهنگار نویسنده این گزارش از والی پرسید: «آیا اینها از چیزی خبر دارند که ما نمیدانیم؟»
والی پاسخ داد: «قول میدهم سقوطی در کار نیست.»
اما چند روز بعد، ناامنی در مناطقی از هرات شدت گرفت. طالبان فشار بر بندر اسلامقلعه را افزایش داد. بنادر کلیدی اسلامقلعه و تورغندی بسیار زود به دست طالبان سقوط کردند.
تا آن زمانی کمتر ولسوالیای از کنترول دولت در غرب افغانستان خارج شده بود.
اسماعیل خان دوباره به میدان آمد
در شبی که ارزیابیها از احتمال سقوط هرات ظرف ۲۴ ساعت خبر میداد، محمد اسماعیل خان نزدیکترین همراهان خود را فراخواند و تصمیم گرفت جبههای علیه طالبان ایجاد کند.
در ۱۵ سرطان، ولسوالیهای چشت و غوریان سقوط کردند و تا شب ۱۶ سرطان، تقریبا تمام ولسوالیهای هرات، به جز انجیل و گذره، از کنترول دولت خارج شدند.
اسماعیل خان؛ در این روز یک جبهه ضد طالبان تشکیل داد
صبح روز بعد، اسماعیل خان در یک نشست خبری از تشکیل جبهه مقاومت با حضور فرماندهان جهادی خبر داد.
ورود اسماعیل خان و نیروهای مردمی وضعیت را برای مدتی تغییر داد.
غلامحیدر شهامت، از فرماندهان اصلی طالبان در هرات، بعدتر در مصاحبهای گفت ورود نیروهای مردمی جنگ را برای طالبان فرسایشی کرد.
جیلانی فرهاد، سخنگوی والی پیشین هرات گفت بدون ورود این نیروها، هرات تقریبا سقوط کرده بود.
در کابل هم تلاش برای جلوگیری از سقوط هرات شدت گرفت.
وزیر داخله و معاونانش، رئیس و معاون امنیت ملی و معاون وزیر دفاع به هرات رفتند. قطعات تازهنفس نیز به این ولایت منتقل شدند.
وزیر داخله شورای نظامی تشکیل داد و با سید وحید قتالی، اسماعیل خان و مولوی خداداد صالح دیدار کرد. او در یادداشتی به رئیسجمهور پیشنهاد داد نیروهای اسماعیل خان تقویت شوند.
بعدتر حتی پیشنهاد شد رهبری واحد جنگ به اسماعیل خان سپرده شود و قطعات دولتی نیز زیر فرمان او قرار گیرند. اما این طرح مخالفانی در کابل و در هرات داشت.
دیدار وزیر داخله با شهروندان هرات
از طرفی نیز روحیه نیروها در حال فروپاشی بود.
در میان شماری از نیروهای نظامی آوازه پیچیده بود که حکومت اشرف غنی قصد دارد هرات را به طالبان واگذار کند. وزیر داخله نیز در نامهای به رئیسجمهور درباره تاثیر این آوازهها روی روحیه نیروهای امنیتی هشدار داده بود.
تلاش برای بازپسگیری بنادر هم نتیجه نداد. وزیر داخله که گفته بود بدون بازپسگیری اسلامقلعه و تورغندی به کابل برنمیگردد، پس از ۱۶ روز هرات را ترک کرد.
جنگ به دروازههای شهر رسید
از ۱۰ اسد، طالبان حملات خود را در اطراف شهر افزایش داد.
نیروهای این گروه وارد بخشهایی از گذره و انجیل شدند. اسماعیل خان که تا آن زمان بیشتر هدایت نیروهایش را به عهده داشت، شخصا به جبههها رفت.
شهروندانی که از عملکرد دولت ناامید شده بودند، امید زیادی به او بسته بودند.
در هشتم اسد، دگروال عبدالحمید، قوماندان لوای اول قولاردوی ظفر، در پل مالان به دست طالبان اسیر و سپس کشته شد.
دگروال عبدالحمید از مشهورترین فرماندهان ارتش در غرب افغانستان، ساعتی پیش از کشته شدن به دست طالبان
در ۱۱ اسد، هزاران نفر در هرات به حمایت از نیروهای ضد طالبان بر بام خانههایشان فریاد «اللهاکبر» سر دادند.
روحیه مقامهای دولتی نیز بیشتر کاهش یافته بود.
با وجود این وضعیت، صبح ۱۲ آگست نشانهای وجود نداشت که هرات تا چند ساعت دیگر سقوط کند.
چند ساعت تا فروپاشی
صبح دوزادهم اگست، دهها تانک و خودروی زرهی ارتش همراه با حدود ۸۰۰ سرباز از شیندند به سوی هرات حرکت کردند.
این نیروها پس از روزها محاصره و درگیری توانسته بودند خود را از شیندند به مرکز ولایت برسانند.
ساعاتی بعد گزارشهایی از نفوذ طالبان از جبهه شرقی شهر رسید.
والی هرات از فرمانده قولاردوی ۲۰۷ ظفر خواست نیروهایی را که از شیندند رسیده بودند، فورا به شهر بفرستد.
به گفته جیلانی فرهاد سخنگوی والی هرات در حکومت پیشین، پاسخ فرمانده این بود که سربازان خستهاند و پس از روزها محاصره نمیتوان آنان را مستقیم به میدان جنگ فرستاد.
در همان زمان، والی هرات، اسماعیل خان و مقامهای ارشد امنیتی در مقر ولایت جلسه اضطراری داشتند.
طالبان از شرق شهر هرات وارد شهر شد و جلسه به سرعت برهم خورد.
یکی از نزدیکان اسماعیل خان که آن روز همراه او بود، بعدتر گفت: «زیر باران مرمی، نمیدانستیم کجا برویم. در میان وسایط و در آشفتهترین وضع، تصمیم گرفتیم به قولاردوی ظفر برویم.»
مقامهای سیاسی و نظامی همه با هم از مقر ولایت بیرون شدند و تا شام، بیشتر آنان خود را به قولاردوی ظفر رساندند.
به این ترتیب هرات به دست طالبان افتاد.
آخرین شب در قولاردو
جیلانی فرهاد میگوید اسماعیل خان و مقامهای ارشد هرات آن شب را در قولاردو سپری کردند.
شهر عملا از دست رفته بود و تماسهای پیدرپی با کابل ادامه داشت. مقامها دنبال راهی برای خروج بودند.
صبح روز بعد تصمیم گرفته شد اسماعیل خان و سران امنیتی به کابل منتقل شوند.
اما زمانی که آنان قصد خروج داشتند، سربازانی که هنوز در قولاردو حضور داشتند، تیراندازی هوایی کردند و مانع پرواز شدند.
برای سربازانی که در محل مانده بودند، پذیرفتنی نبود که رهبران سیاسی و فرماندهان از راه هوا خارج شوند و آنان با سرنوشت نامعلوم باقی بمانند.
اندکی بعد طالبان وارد قولاردوی ظفر شد.
اسماعیل خان را سوار موتر کردند و در مقابل دوربینها با او گفتوگو کردند.
مرد کهنسالی که چند هفته پیش برای جلوگیری از سقوط هرات جبهه تشکیل داده بود، بارها به خطوط جنگ رفته بود و در آن روزها به نماد مقاومت علیه طالبان بدل شده بود، اکنون به دست طالبان افتاده بود.
مقامهای ارشد هرات نیز دیگر راهی برای خروج نداشتند.
دو روز بعد، در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، طالبان کنترول سراسر افغانستان را به دست گرفت.
اسماعیل خان بعدا اجازه یافت هرات را به مقصد ایران ترک کند.
انستیتوت لُوی، نهاد تحقیقاتی امور بینالملل استرالیا، تغییرات بنیادی در نظام معارف افغانستان را بررسی کرده و گفته است در حالیکه جامعه جهانی منتظر بازگشایی مکاتب دخترانه است، طالبان در حال مهندسی و بازسازی کامل نظام آموزشی افغانستان بر اساس ایدئولوژی خود هستند.
با گذشت پنج سال از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دختران همچنان از رفتن به مکتب بالاتر از صنف ششم و دانشگاهها محروم هستند و زنان نیز از حق کار و حضور در عرصههای اجتماعی منع شدهاند. بر اساس گزارشی که لین اودانل، روزنامهنگار و تحلیلگر برجسته نوشته است که طالبان نظام معارف افغانستان را به نحوی تغییر دادهاند که حتی در صورت بازگشایی مجدد مکاتب دخترانه، معارف مدرن و سابق افغانستان دیگر وجود خارجی نخواهد داشت.
افزایش مدارس دینی
در این گزارش آمده است که بر اساس یافتههای نهاد جامعه مدنی «شبکه همراه»، تعداد مدارس دینی ثبتشده در افغانستان از حدود ۵ هزار مدرسه در زمان جمهوریت، اکنون به بیش از ۲۳ هزار مدرسه دینی افزایش یافته است. در حال حاضر بیش از ۳.۶ میلیون کودک و نوجوان در این مدارس مشغول آموزشهای ایدئولوژیک طالبان هستند.
این گزارش میافزاید که طالبان بسیاری از مکاتب عمومی، دانشگاهها و مراکز تربیت معلم را به مدارس دینی تبدیل کردهاند. دخترانی که در پنج سال گذشته از آموزشهای ثانویه و عالی محروم شدهاند نیز تنها گزینهای که در اختیار دارند ثبتنام در مدارس دینی زنانه است. پرورش جاسوس خانگی
تحلیلگر انستیتوت لُوی اشاره میکند که نصاب آموزشی جدید بر حفظ قرآن، احادیث، فقه محافظهکارانه حنفی و آموزشهای سیاسی مورد تایید طالبان تمرکز دارد. در برخی از این مدارس کتابی تحت عنوان دروس جهاد تدریس میشود و برخی مقامات طالبان آشکارا خواستار تزریق مفاهیم نظامی و جهادی به کودکان شدهاند.
در بخشی از گزارش آمده است که طالبان تلاش میکنند وفاداری به رژیم را بر وفاداری به خانواده ترجیح دهند. برخی از والدین به پژوهشگران گفتهاند پس از آنکه متوجه شدند پسرانشان در مدارس تشویق میشوند از اعضای خانواده خود جاسوسی و گزارشدهی کنند، آنها را از مدارس بیرون کشیدهاند. یک مقام استخباراتی طالبان نیز به یکی از ساکنان قندهار گفته است: «آگاه باشید که ما اکنون در هر یک از خانههای شما مخبر داریم.»
تغییر هدفمند نسل آینده افغانستان
این گزارش تحلیلی تاکید میکند که رژیم طالبان با فارغالتحصیل کردن میلیونها جوان از مدارس جهادی، در حال تأمین نیروی انسانی برای نهادهای دینی، قضایی و امنیتی خود است. پروژه آموزشی طالبان برخلاف کشورهای مستبدی مانند چین و ایران که بخشهای علمی و فنآوری خود را حفظ کردهاند، بهشدت رادیکال و بازگشت به گذشته است.
در این گزارش آمده است در حالی که تمرکز جامعه جهانی بیشتر بر سرکوب و محرومیت زنان معطوف بوده، طالبان به آرامی نهادهایی را بازسازی کردهاند که آینده افغانستان را رقم میزند. به گفته نویسنده این گزارشف معارف به ابزار اصلی طالبان برای کنترول افکار، اطاعتپذیری و تعیین ساختار آینده جامعه افغانستان تبدیل شده است.