• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

پنج سال آواره‌گی 'بی‌وطن‌‌ها'؛ نه راه برگشت نه جای ماندن

خاطره اسحاقزی

خبرنگار

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۴:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، خانه گِلی بی‌بی ناز در ولسوالی کامه ولایت ننگرهار خالی است. هنوز پرده‌ها، تشک‌ها، ظرف‌ها و دیگر آسباب‌آلات خانه او در جایشان هست ولی خود بی‌بی‌ناز نیست.

بی‌بی‌ ناز در آپارتمان اجاره‌ای در اسلام‌آباد روزهایش را با ترس پولیس و چشم‌به‌راه آینده‌ای نامعلوم سپری می‌کند.

او هنوز هم در خانه‌اش را از یاد نبرده است؛ همان دروازه‌ای که طالبان آنرا مهر و لاک کردند.

بی‌بی ناز از همسایه‌هایش درخواست کمک کرد، اما هیچ‌کس جرأت همکاری با او را نداشت، زیرا خانه با مهر و قفل طالبانی بسته شده بود که همسایگان را با اسلحه تهدید کرده بودند.

بی‌بی ناز به افغانستان اینترنشنال گفت: «یکی از دخترانم ازدواج کرده بود، اما به دلیل خشونت خانوادگی او را دوباره به خانه خودم آوردم. داماد سابقم از جنگجویان طالبان بود و تلاش می‌کرد دخترم را دوباره با زور با خود ببرد.»

تهدیدها زمانی شدت گرفت که داماد سابقش به یکی از دوستان خود گفت قصد دارد دختر مجرد خانواده - خواهر کوچک همسرش- را به عقد نکاح او درآورد. پس راهی جز فرار برای بی‌بی ناز و دخترانش باقی نمانده بود.

این زن اکنون در اسلام‌آباد است و با خیاطی هزینه زندگی فرزندانش را تامین می‌کند.

او اما به دلیل بازداشت مهاجران، کاهش فرصت‌های کاری و فقر، با مشکلات تازه‌ای روبه‌رو شده است. 

بی‌بی ناز که هر لحظه از ترس آمدن پولیس از کلکین به کوچه نگاه می‌کند، می‌گوید: «دخترانم نمی‌توانند به مکتب بروند. پسرم هفت ساله است. گاهی در طول ۲۴ ساعت فقط یک وعده غذا می‌خوریم، آن هم زمانی که پولیس از منطقه دور شده باشد.»

این زن افغان پرونده خود را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ارائه کرده اما در پرونده‌شان هیچ پیشرفتی نیامده است.

پرونده‌های بلاتکلیف و انتظارهای طولانی

داستان بی‌بی ناز تصویری تلخ از زندگی هزاران زن افغان است که به دلیل تحولات سیاسی، تهدیدها و ناامنی افغانستان را ترک کرده‌اند اما در پاکستان نیز به دلیل نداشتن مدارک قانونی، مشکلات کار، آموزش، وضعیت اقتصادی و ترس از اخراج، با دشواری‌های تازه‌ای روبه‌رو هستند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، ده‌ها هزار افغان به دلیل نگرانی‌های امنیتی، ترس از سوابق شغلی و ارتباطات گذشته و همچنین برای فراهم کردن آینده‌ای امن و امکان تحصیل دخترانشان، به پاکستان پناه بردند.

بر اساس اطلاعات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، پاکستان همچنان میزبان میلیون‌ها شهروند افغانستان است.

این افراد شامل پناهندگان ثبت‌شده، دارندگان کارت شهروندی افغان (‌ای‌سی‌سی) و افراد بدون وضعیت قانونی مشخص در این کشور هستند.

اسلام‌آباد طی پنج سال گذشته به انتظارگاه هزاران خانواده‌ای تبدیل شده است که در انتظار اسکان مجدد در کشور ثالث، دریافت ویزا یا مشخص شدن نتیجه پرونده‌های خود هستند.

بخشی از این مهاجران پرونده‌هایی در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل یا برنامه‌های کشورهای دیگر دارند، اما به دلیل روندهای اداری، محدود بودن ظرفیت‌ها و افزایش درخواست‌ها، بسیاری از این پرونده‌ها سال‌هاست که بلاتکلیف مانده‌اند.

بسیاری از افغان‌ها به دلیل محدودیت‌های کاری، ترس از بازداشت توسط پولیس و احتمال اخراج، ناچارند بیشتر وقت خود را در خانه بگذرانند. کودکان بسیاری از خانواده‌ها از تحصیل بازمانده‌اند و جوانان نیز فرصت‌های شغلی خود را از دست داده‌اند.

100%
بی‌بی ناز در اسلام‌آباد

مادر کودکان دارای معلولیت که دو بار اخراج شد و دوباره بازگشت

ورانگی، مادر سه کودک دارای معلولیت که در دوران جمهوریت در افغانستان معلم بود به افغانستان اینترنشنال گفت همسرش در حمله انتحاری مقابل ساختمان پارلمان در کابل کشته شد.

این زن پس از مرگ شوهرش با تدریس هزینه زندگی فرزندانش را تامین می‌کرد اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، خانه نشین شد.

او مدارک خود را برای مهاجرت به نهادهای مربوطه کشور کانادا ارائه کرده، اما در پاکستان با مشکلات فراوانی روبه‌رو شده است. پولیس یک بار دروازه آپارتمان اجاره‌ای او را شکست، زیرا به دلیل داشتن فرزندان دارای معلولیت امکان فرار نداشت.

به گفته این زن، پولیس پاکستان او را به اردوگاه منتقل و به افغانستان اخراج کرد، اما برای پیگیری پرونده‌اش دوباره به پاکستان بازگشت.

ورانگی گفت: «به محض رسیدن به پشاور، پولیس دوباره مرا بازداشت کرد و به اردوگاه برد. در اردوگاه هیچ امکاناتی برای زندگی وجود نداشت و شرایط بسیار سخت بود.»

او برای بار دوم نیز به افغانستان اخراج شد، اما از طریق اسپین بولدک دوباره وارد پاکستان شد. این زن که طالبان را مسئول وضعیت خود می‌داند، گفت: «از کدام درد زندگی بگویم؟ یکی از دخترانم معلول است، دیگری بیماری قلبی دارد و سومی ناشنواست.»

او از جامعه جهانی و نهادهای حامی زنان خواست مسیرهای امن و امکان دریافت ویزا را برای زنان افغان فراهم کنند.c

100%
پاسپورت پاره شده یک مهاجر افغان در ایران - میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران نیز زیر فشار جمهوری اسلامی و دشواری‌های مهاجرت زندگی می‌کنند.

۹۰ هزار پرونده بررسی‌شده

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین گزارش مشترک خود اعلام کرده‌اند که پس از اجرای طرح «بازگرداندن اتباع خارجی غیرقانونی» در پاکستان، روند بازداشت و اخراج اجباری افغان‌های مقیم این کشور گسترش یافته است.

این سازمان‌ها نسبت به وضعیت افغان‌هایی که پرونده اسکان مجدد یا پناهندگی در کشورهای ثالث دارند نیز ابراز نگرانی کرده‌اند.

از ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳ تا ۱۶ می ۲۰۲۶، در مجموع ۲.۳۹ میلیون افغان از پاکستان به افغانستان رانده شده‌اند.

از این تعداد، حدود ۲۴۷ هزار نفر به صورت اجباری اخراج شده‌اند، ۳۱۹ هزار نفر با همکاری سازمان‌های بین‌المللی بازگشته‌اند و بقیه یا داوطلبانه یا تحت فشار به افغانستان بازگشته‌اند.

این گزارش نشان می‌دهد که تنها بین ۱۰ تا ۱۶ می ۲۰۲۶، تعداد ۴۱ هزار و ۶۷۲ نفر به افغانستان بازگشته‌اند که از میان آنان، یک‌هزار و ۲۸۳ نفر به صورت اجباری اخراج شده بودند.

حکومت پاکستان در سال ۲۰۲۵ چندین مرحله از اخراج افغان‌ها را اجرا کرد.

ابتدا مهاجران فاقد مدرک، سپس دارندگان کارت شهروندی افغان و در ادامه حتی دارندگان کارت ثبت پناهندگی (پی‌او‌آر) نیز با خطر اخراج مواجه شدند.

بسیاری از افغان‌های بازگشته گفته‌اند که به دلیل ترس از بازداشت، زندانی شدن و اخراج، ناچار به ترک پاکستان شده‌اند.

سازمان ملل، سازمان بین‌المللی مهاجرت و سازمان عفو بین‌الملل بارها از پاکستان خواسته‌اند افرادی را که نیازمند حمایت بین‌المللی هستند، دارندگان پرونده اسکان مجدد در کشورهای ثالث و دیگر افغان‌های آسیب‌پذیر را از اخراج نکنند و به اصول بین‌المللی حقوق بشر و حقوق پناهندگان احترام بگذارد.

وزارت خارجه پاکستان پیش از این در پاسخ به این نگرانی‌ها اعلام کرده بود که در زمینه اقامت قانونی شهروندان افغانستان و انتقال آنان به کشورهای ثالث همکاری می‌کند.

به گفته این وزارتخانه، اسلام‌آباد تاکنون در انتقال بیش از ۹۰ هزار شهروند افغانستان به کشورهای ثالث همکاری کرده است.

سلطانه که سرپرستی چند نفر را بر عهده دارد و در انتظار انتقال به کشور ثالث است، چندین بار توسط پولیس پاکستان بازداشت شده و هر بار با پرداخت پول آزاد شده است.

او می‌گوید پرونده‌اش را نیز نزد سازمان ملل ثبت کرده و امیدوار است یکی از سفارتخانه‌ها امکان خروج امن او را فراهم کند.

او ننگرهار را ترک کرده، زیرا به گفته خودش، یکی از فرماندهان محلی طالبان قصد داشت دختر ۱۱ ساله و خواهر ۱۲ ساله‌اش را به اجبار به ازدواج پسران خود درآورد.

الله‌محمد حسن‌زی، که در اسلام‌آباد زندگی می‌کند، ابتدا به فروش جواری مشغول شد، اما این کار فصلی بود و دوباره بیکار شد.

او سپس با کمک یکی از دوستانش کار روی سنگ‌های قیمتی را آموخت، اما به دلیل گم شدن اموال مشتریان، متحمل زیان ۹۵ هزار روپیه شد و اعتبارش نیز در بازار از بین رفت.

بازداشت مهاجران، مشکلات مربوط به مدارک و محدودیت‌های کاری، زندگی او را بیش از پیش دشوار کرده است.

او می‌گوید: «نمی‌دانم آینده‌ام به کجا خواهد رسید. فقط این را می‌دانم که مهاجرت با سرنوشت ما گره خورده است.»

در پشاور و اسلام‌آباد، شمار افغان‌هایی که پس از جنگ‌ها و ناامنی‌ها دومین موج مهاجرت خود را به پاکستان تجربه کرده‌اند کم نیست.

آنان به امید دستیابی به آینده‌ای امن و باثبات، شب و روز در انتظار برنامه‌های مهاجرت و اسکان مجدد کشورهای خارجی به سر می‌برند.

پربازدیدترین‌ها

منابع آگاه: نیروهای طالبان و جمعه‌خان فاتح درگیر شدند
۱

منابع آگاه: نیروهای طالبان و جمعه‌خان فاتح درگیر شدند

۲

گزارشگر سازمان ملل می‌گوید به رگبار بستن چند نفر به دست طالبان بررسی شود

۳

مسعود از طالبان «صلح‌طلب» خواست وارد عمل شوند

۴

مقام امر به معروف که به اتهام روابط جنسی بازداشت شده بود آزاد شد

۵

جمعه‌ فاتح از افراد خود خواست جنگ علیه طالبان را آغاز کنند

•
•
•

مطالب بیشتر

نهاد نی می‌گوید بیش از ۷۰۰ مورد خشونت طالبان علیه خبرنگاران را مستند کرده است

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان نی گزارش داده است که در پنج سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، بیش از ۷۰۰ مورد خشونت علیه خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای را مستند کرده است. بر اساس این گزارش، در این مدت دست‌کم ۶ خبرنگار کشته و حدود ۴۰۰ خبرنگار و کارمند رسانه‌ای بازداشت شده‌اند.

این نهاد روز چهارشنبه، ۲۱ اسد در آستانه پنجمین سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، گزارش خود درباره وضعیت خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای در افغانستان را منتشر کرد.

طبق این گزارش، موارد خشونت علیه خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای از جمله سلب آزادی، شکنجه، ضرب‌وشتم، تهدید، قتل، بیکاری و حذف زنان از رسانه‌ها، ثبت شده است.

در گزارش آمده است که طالبان و گروه داعش مسئول قتل خبرنگاران در این مدت بوده‌اند. نی می‌گوید طالبان به‌طور میانگین، هر ۹ روز دو خبرنگار یا کارمند رسانه‌ای در افغانستان بازداشت کرده‌اند.

این سازمان همچنین از شکنجه و بدرفتاری با خبرنگاران در جریان بازداشت و زندان به‌عنوان یکی از موارد جدی نقض حقوق خبرنگاران یاد کرده است.

همزمان، سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان (امسو) با انتشار گزارشی به مناسبت پنجمین سال حاکمیت طالبان، اعلام کرد که در پی سرکوب شدید، سانسور ساختاری و فشارهای امنیتی، افغانستان به «مرکز جهانی تبعید اجباری خبرنگاران» تبدیل شده است و آزادی بیان به پایین‌ترین سطح خود رسیده است.

  • سازمان حامی رسانه‌ها: افغانستان به مرکز تبعید اجباری خبرنگاران بدل شده است

    سازمان حامی رسانه‌ها: افغانستان به مرکز تبعید اجباری خبرنگاران بدل شده است

گزارش نی نشان می‌دهد که زنان خبرنگار و کارمندام رسانه‌ای نیز با محدودیت‌ها و فشارهای گسترده روبه‌رو بوده‌اند و شمار زیادی از آنان از کار در رسانه‌ها کنار گذاشته شده‌اند.

نی همچنین بیکاری خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای را یکی دیگر از پیامدهای وضعیت موجود و محدودیت‌های اعمال‌شده بر رسانه‌ها در افغانستان عنوان کرده است.

در پنج سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، حدود ۳۰۰ مورد ضرب‌وشتم خبرنگاران، بیکار شدن نزدیک به پنج هزار خبرنگار و کارمند رسانه‌ای و توقف فعالیت حدود ۵۰۰ رسانه، از دیگر موارد مستندشده در این گزارش است.

نی افزوده است که اکنون هیچ رسانه‌ای در افغانستان بدون اجازه طالبان نمی‌تواند محتوایی را نشر یا پخش کند و برای فعالیت رسانه‌ها نیز قانون مشخص و قابل اتکایی وجود ندارد.

طبق گزارش این سازمان، طالبان بیش از ۲۵ حکم مستقیم و سراسری و ده‌ها حکم محلی و غیرمستقیم درباره فعالیت رسانه‌ها و خبرنگاران صادر کرده‌اند که محدودیت‌های گسترده‌ای را بر رسانه‌ها در افغانستان وضع کرده است.

طبق گزارش نی، وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت عدلیه و استخبارات طالبان نقش مستقیمی در اعمال محدودیت‌ها و فشار بر رسانه‌ها و خبرنگاران در افغانستان دارند.

این سازمان افغانستان را «زندان بزرگ و مخوف برای خبرنگاران و گورستانی برای آزادی بیان» توصیف کرده است.

سازمان حامی رسانه‌ها: افغانستان به مرکز تبعید اجباری خبرنگاران بدل شده است

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان (امسو) با انتشار گزارشی به مناسبت پنجمین سال حاکمیت طالبان، اعلام کرد که در پی سرکوب شدید، سانسور ساختاری و فشارهای امنیتی، افغانستان به «مرکز جهانی تبعید اجباری خبرنگاران» تبدیل شده است و آزادی بیان به پایین‌ترین سطح خود رسیده است.

این نهاد چهارشنبه ۲۱ اسد گزارش خود را به مناسب پنجمین سال تسلط دوباره طالبان منتشر کرد.
بر اساس یافته‌های این نهاد، موقعیت افغانستان در شاخص جهانی آزادی مطبوعات سازمان گزارشگران بدون مرز، با ۵۶ پله سقوط از رتبه ۱۲۲ به ۱۷۸ در میان ۱۸۰ کشور جهان تنزل یافته است.

همچنین در پنج سال گذشته بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از رسانه‌های چاپی، صوتی و تصویری تعطیل شده‌اند و بیش از ۸۰ درصد از زنان خبرنگار و فعال رسانه‌ای از صحنه کار رسمی حذف شده‌اند.

سهم ۴۶ درصدی افغان‌ها از کل خبرنگاران پناهنده در جهان

در گزارش سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان آمده است که تنها از طریق برنامه‌های حمایتی سازمان گزارشگران بدون مرز در فاصله سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ میلادی، تعداد ۶۷۷ خبرنگار افغان ناگزیر به فرار از کشور شده‌اند. این رقم دقیقاً ۴۶ درصد از کل هزار و ۴۶۸ خبرنگاری را تشکیل می‌دهد که در سراسر جهان تحت پوشش کمک‌های اضطراری این سازمان بین‌المللی قرار گرفته‌اند.
همچنین بر اساس آمارهای دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، سالانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۵ مورد بازداشت، تهدید و برخورد خشونت‌آمیز علیه خبرنگاران توسط نهادهای امنیتی و بازرسان امر به معروف طالبان به ثبت رسیده است.
این نهاد حامی رسانه‌ها گفت که این گزارش با بررسی چالش‌های ساختاری ایجادشده در طول پنج سال گذشته حاکمیت طالبان آغاز می‌شود و داده‌های میدانی یک ماه گذشته، از ۱۰ جولای تا ۱۰ آگست، را به‌عنوان یک مطالعهٔ موردی ارزیابی کرده است.

این گزارش میدانی رویدادها در ولایت‌های کابل، قندهار، ننگرهار، بدخشان، زابل، هلمند، ارزگان و نورستان را بررسی کرده است. در کابل و ننگرهار، استخبارات طالبان مسئولان رسانه‌ها و خبرنگاران را تحت فشار قرار داده‌اند تا حمایت علنی خود را از نظام این گروه اعلام کرده و همکاران مرتبط با رسانه‌های خارجی و در تبعید را لو بدهند.

هم‌زمان در زابل، هلمند و قندهار، پوشش خبری حوادث ترافیکی مرگبار، جان‌باختن شهروندان بر اثر تشنگی و اعتراضات تاجران مطلقاً ممنوع شده است. علاوه بر این، در بدخشان پس از درگیری‌های مسلحانه اخیر، نظارت‌های شدید امنیتی بر خبرنگاران اعمال شده تا از افشای تلفات و اخبار واقعی جنگ جلوگیری شود.

طبق این گزارش، اعمال فشار بر رسانه‌ها به سانسور تصویری، باج‌گیری‌های مالی و آزارهای شخصی کشیده شده است. نهاد امسو گفته است که در ننگرهار و هلمند، طالبان در نشست‌های خبری مانع تصویربرداری شده، دوربین‌ها را ضبط کرده و حتی خبرنگاران را به دلیل عکاسی توقیف کرده‌اند.
به گفته این سازمان، رفتار خشونت‌آمیز محتسبان امر به معروف طالبان نیز ابعاد فردی یافته است؛ چنان‌که نماینده ولایتی کمیته مصونیت خبرنگاران در ننگرهار به اتهام شنیدن موسیقی در منزل شخصی‌اش بازداشت شد.

این سازمان می‌گوید گزارش‌ها نشان می‌دهد مقامات طالبان در پروژه‌های مالی و آموزشی بین‌المللی مانع‌تراشی کرده و برای اجازه فعالیت، خواستار دریافت سهم و منافع مالی شخصی شده‌اند.

سقوط هرات: رهبری که تا آخر با طالبان جنگید و بار دیگر اسیر شد

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
وحید پیمان
100%

بامداد یک روز پس از سقوط هرات، یک هلیکوپتر آماده بود تا اسماعیل خان، فرمانده مقاومت علیه طالبان و شماری از مقام‌های ارشد سیاسی و امنیتی هرات را به منطقه‌ای امن و از آنجا به کابل منتقل کند. آن‌ها شب را در قول‌اردوی ۲۰۷ ظفر سپری کرده بودند.

اما زمانی که قصد داشتند سوار هلیکوپتر شوند، سربازان مستقر در محل شروع به شلیک‌های هوایی کردند.

سربازان فریاد می‌زدند: «یا با ما بمانید تا با هم بجنگیم، یا با هم تسلیم شویم، یا با هم بمیریم، یا با هم فرار کنیم.»

به این ترتیب، پرواز انجام نشد.

اندکی بعد طالبان وارد قول‌اردو شدند و اسماعیل خان و شماری از مقام‌های ارشد هرات به دست این گروه افتادند.

این صحنه‌هایی از پایان یکی از جریان‌های مقاومت علیه طالبان در آخرین روزهای جمهوریت در افغانستان بود؛ مقاومت در هرات پیش از آن مورد استبال گسترده شهروندان در سرتاسر کشور قرار گرفته بود.

اسماعیل خان فرمانده جبهه مقاومت در هرات، عبدالرحمان رحمان معین وزارت داخله، عبدالصبور قانع والی هرات، فرماندهان ارتش و پولیس و شماری از مقامات محلی در جمعی حضور داشتند که به دست طالبان افتادند.

این دومین باری بود که اسماعیل خان به دست طالبان اسیر شد.

این رهبر پیشین جهادی در دوره نخست طالبان در سال ۱۳۷۶ نیز اسیر شده بود و نزدیک به سه سال زندانی بود.

گزارش سازمان ملل بر اساس گفت‌وگوی مستقیم با اسماعیل خان و دو همراه او می‌گوید که آنان در سلول‌های بدون پنجره نگهداری می‌شدند و در تمام مدت پابند داشتند.

در حمل ۱۳۷۹، او موفق شد همراه با زندانیان دیگری از زندان قندهار فرار کند.

هرات پیش از سقوط

چند هفته پیش از اوج‌گیری جنگ، وضعیت هرات به سرعت در حال تغییر بود.

سید رسول موسوی، مدیرکل آسیای جنوبی وزارت خارجه ایران، به هرات آمد. در جلسه‌ای که نویسنده این گزارش نیز حضور داشت، او به سید وحید قتالی، والی وقت هرات گفت ماموریتش جلوگیری از تکرار رویداد مزارشریف و حفاظت از دیپلومات‌های ایرانی در «روز سقوط» است.

100%
دیدار سید رسول موسوی با والی هرات برای جلوگیری از تکرار فاجعه مزارشریف.

پس از پایان جلسه، روزنامه‌نگار نویسنده این گزارش از والی پرسید: «آیا این‌ها از چیزی خبر دارند که ما نمی‌دانیم؟»

والی پاسخ داد: «قول می‌دهم سقوطی در کار نیست.»

اما چند روز بعد، ناامنی در مناطقی از هرات شدت گرفت. طالبان فشار بر بندر اسلام‌قلعه را افزایش داد. بنادر کلیدی اسلام‌قلعه و تورغندی بسیار زود به دست طالبان سقوط کردند.

تا آن زمانی کمتر ولسوالی‌ای از کنترول دولت در غرب افغانستان خارج شده بود.

اسماعیل خان دوباره به میدان آمد

در شبی که ارزیابی‌ها از احتمال سقوط هرات ظرف ۲۴ ساعت خبر می‌داد، محمد اسماعیل خان نزدیک‌ترین همراهان خود را فراخواند و تصمیم گرفت جبهه‌ای علیه طالبان ایجاد کند.

در ۱۵ سرطان، ولسوالی‌های چشت و غوریان سقوط کردند و تا شب ۱۶ سرطان، تقریبا تمام ولسوالی‌های هرات، به جز انجیل و گذره، از کنترول دولت خارج شدند.

100%
اسماعیل خان؛ در این روز یک جبهه ضد طالبان تشکیل داد

صبح روز بعد، اسماعیل خان در یک نشست خبری از تشکیل جبهه مقاومت با حضور فرماندهان جهادی خبر داد.

ورود اسماعیل خان و نیروهای مردمی وضعیت را برای مدتی تغییر داد.

غلام‌حیدر شهامت، از فرماندهان اصلی طالبان در هرات، بعدتر در مصاحبه‌ای گفت ورود نیروهای مردمی جنگ را برای طالبان فرسایشی کرد.

جیلانی فرهاد، سخنگوی والی پیشین هرات گفت بدون ورود این نیروها، هرات تقریبا سقوط کرده بود.

در کابل هم تلاش برای جلوگیری از سقوط هرات شدت گرفت.

وزیر داخله و معاونانش، رئیس و معاون امنیت ملی و معاون وزیر دفاع به هرات رفتند. قطعات تازه‌نفس نیز به این ولایت منتقل شدند.

وزیر داخله شورای نظامی تشکیل داد و با سید وحید قتالی، اسماعیل خان و مولوی خداداد صالح دیدار کرد. او در یادداشتی به رئیس‌جمهور پیشنهاد داد نیروهای اسماعیل خان تقویت شوند.

بعدتر حتی پیشنهاد شد رهبری واحد جنگ به اسماعیل خان سپرده شود و قطعات دولتی نیز زیر فرمان او قرار گیرند. اما این طرح مخالفانی در کابل و در هرات داشت.

100%
دیدار وزیر داخله با شهروندان هرات

از طرفی نیز روحیه نیروها در حال فروپاشی بود.

در میان شماری از نیروهای نظامی آوازه پیچیده بود که حکومت اشرف غنی قصد دارد هرات را به طالبان واگذار کند. وزیر داخله نیز در نامه‌ای به رئیس‌جمهور درباره تاثیر این آوازه‌ها روی روحیه نیروهای امنیتی هشدار داده بود.

تلاش برای بازپس‌گیری بنادر هم نتیجه نداد. وزیر داخله که گفته بود بدون بازپس‌گیری اسلام‌قلعه و تورغندی به کابل برنمی‌گردد، پس از ۱۶ روز هرات را ترک کرد.

جنگ به دروازه‌های شهر رسید

از ۱۰ اسد، طالبان حملات خود را در اطراف شهر افزایش داد.

نیروهای این گروه وارد بخش‌هایی از گذره و انجیل شدند. اسماعیل خان که تا آن زمان بیشتر هدایت نیروهایش را به عهده داشت، شخصا به جبهه‌ها رفت.

شهروندانی که از عملکرد دولت ناامید شده بودند، امید زیادی به او بسته بودند.

در هشتم اسد، دگروال عبدالحمید، قوماندان لوای اول قول‌اردوی ظفر، در پل مالان به دست طالبان اسیر و سپس کشته شد.

100%
دگروال عبدالحمید از مشهورترین فرماندهان ارتش در غرب افغانستان، ساعتی پیش از کشته شدن به دست طالبان

در ۱۱ اسد، هزاران نفر در هرات به حمایت از نیروهای ضد طالبان بر بام خانه‌هایشان فریاد «الله‌اکبر» سر دادند.

روحیه مقام‌های دولتی نیز بیشتر کاهش یافته بود.

با وجود این وضعیت، صبح ۱۲ آگست نشانه‌ای وجود نداشت که هرات تا چند ساعت دیگر سقوط کند.

چند ساعت تا فروپاشی

صبح دوزادهم اگست، ده‌ها تانک و خودروی زرهی ارتش همراه با حدود ۸۰۰ سرباز از شیندند به سوی هرات حرکت کردند.

این نیروها پس از روزها محاصره و درگیری توانسته بودند خود را از شیندند به مرکز ولایت برسانند.

ساعاتی بعد گزارش‌هایی از نفوذ طالبان از جبهه شرقی شهر رسید.

والی هرات از فرمانده قول‌اردوی ۲۰۷ ظفر خواست نیروهایی را که از شیندند رسیده بودند، فورا به شهر بفرستد.

به گفته جیلانی فرهاد سخنگوی والی هرات در حکومت پیشین، پاسخ فرمانده این بود که سربازان خسته‌اند و پس از روزها محاصره نمی‌توان آنان را مستقیم به میدان جنگ فرستاد.

در همان زمان، والی هرات، اسماعیل خان و مقام‌های ارشد امنیتی در مقر ولایت جلسه اضطراری داشتند.

طالبان از شرق شهر هرات وارد شهر شد و جلسه به سرعت برهم خورد.

یکی از نزدیکان اسماعیل خان که آن روز همراه او بود، بعدتر گفت: «زیر باران مرمی، نمی‌دانستیم کجا برویم. در میان وسایط و در آشفته‌ترین وضع، تصمیم گرفتیم به قول‌اردوی ظفر برویم.»

مقام‌های سیاسی و نظامی همه با هم از مقر ولایت بیرون شدند و تا شام، بیشتر آنان خود را به قول‌اردوی ظفر رساندند.

به این ترتیب هرات به دست طالبان افتاد.

آخرین شب در قول‌اردو

جیلانی فرهاد می‌گوید اسماعیل خان و مقام‌های ارشد هرات آن شب را در قول‌اردو سپری کردند.

شهر عملا از دست رفته بود و تماس‌های پی‌درپی با کابل ادامه داشت. مقام‌ها دنبال راهی برای خروج بودند.

صبح روز بعد تصمیم گرفته شد اسماعیل خان و سران امنیتی به کابل منتقل شوند.

اما زمانی که آنان قصد خروج داشتند، سربازانی که هنوز در قول‌اردو حضور داشتند، تیراندازی هوایی کردند و مانع پرواز شدند.

برای سربازانی که در محل مانده بودند، پذیرفتنی نبود که رهبران سیاسی و فرماندهان از راه هوا خارج شوند و آنان با سرنوشت نامعلوم باقی بمانند.

اندکی بعد طالبان وارد قول‌اردوی ظفر شد.

اسماعیل خان را سوار موتر کردند و در مقابل دوربین‌ها با او گفت‌وگو کردند.

100%

مرد کهن‌سالی که چند هفته پیش برای جلوگیری از سقوط هرات جبهه تشکیل داده بود، بارها به خطوط جنگ رفته بود و در آن روزها به نماد مقاومت علیه طالبان بدل شده بود، اکنون به دست طالبان افتاده بود.

مقام‌های ارشد هرات نیز دیگر راهی برای خروج نداشتند.

دو روز بعد، در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، طالبان کنترول سراسر افغانستان را به دست گرفت.

اسماعیل خان بعدا اجازه یافت هرات را به مقصد ایران ترک کند.

نهاد تحقیقاتی استرالیایی: طالبان آموزش جهادی و جاسوس‌پرور را جایگزین معارف کرده‌اند

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

انستیتوت لُوی، نهاد تحقیقاتی امور بین‌الملل استرالیا، تغییرات بنیادی در نظام معارف افغانستان را بررسی کرده و گفته است در حالی‌که جامعه جهانی منتظر بازگشایی مکاتب دخترانه است، طالبان در حال مهندسی و بازسازی کامل نظام آموزشی افغانستان بر اساس ایدئولوژی خود هستند.

با گذشت پنج سال از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دختران همچنان از رفتن به مکتب‌ بالاتر از صنف ششم و دانشگاه‌ها محروم هستند و زنان نیز از حق کار و حضور در عرصه‌های اجتماعی منع شده‌اند.
بر اساس گزارشی که لین اودانل، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر برجسته نوشته است که طالبان نظام معارف افغانستان را به نحوی تغییر داده‌اند که حتی در صورت بازگشایی مجدد مکاتب دخترانه، معارف مدرن و سابق افغانستان دیگر وجود خارجی نخواهد داشت.

افزایش مدارس دینی

در این گزارش آمده است که بر اساس یافته‌های نهاد جامعه مدنی «شبکه همراه»، تعداد مدارس دینی ثبت‌شده در افغانستان از حدود ۵ هزار مدرسه در زمان جمهوریت، اکنون به بیش از ۲۳ هزار مدرسه دینی افزایش یافته است. در حال حاضر بیش از ۳.۶ میلیون کودک و نوجوان در این مدارس مشغول آموزش‌های ایدئولوژیک طالبان هستند.

  • طالبان در سه سال دستکم ۲۳ هزار مدرسه و ۲۶۹ مکتب ساخته است

    طالبان در سه سال دستکم ۲۳ هزار مدرسه و ۲۶۹ مکتب ساخته است

این گزارش می‌افزاید که طالبان بسیاری از مکاتب عمومی، دانشگاه‌ها و مراکز تربیت معلم را به مدارس دینی تبدیل کرده‌اند. دخترانی که در پنج سال گذشته از آموزش‌های ثانویه و عالی محروم شده‌اند نیز تنها گزینه‌ای که در اختیار دارند ثبت‌نام در مدارس دینی زنانه است.

پرورش جاسوس خانگی

تحلیل‌گر انستیتوت لُوی اشاره می‌کند که نصاب آموزشی جدید بر حفظ قرآن، احادیث، فقه محافظه‌کارانه حنفی و آموزش‌های سیاسی مورد تایید طالبان تمرکز دارد. در برخی از این مدارس کتابی تحت عنوان دروس جهاد تدریس می‌شود و برخی مقامات طالبان آشکارا خواستار تزریق مفاهیم نظامی و جهادی به کودکان شده‌اند.

در بخشی از گزارش آمده است که طالبان تلاش می‌کنند وفاداری به رژیم را بر وفاداری به خانواده ترجیح دهند. برخی از والدین به پژوهشگران گفته‌اند پس از آن‌که متوجه شدند پسران‌شان در مدارس تشویق می‌شوند از اعضای خانواده خود جاسوسی و گزارش‌دهی کنند، آن‌ها را از مدارس بیرون کشیده‌اند. یک مقام استخباراتی طالبان نیز به یکی از ساکنان قندهار گفته است: «آگاه باشید که ما اکنون در هر یک از خانه‌های شما مخبر داریم.»

تغییر هدفمند نسل آینده افغانستان

این گزارش تحلیلی تاکید می‌کند که رژیم طالبان با فارغ‌التحصیل کردن میلیون‌ها جوان از مدارس جهادی، در حال تأمین نیروی انسانی برای نهادهای دینی، قضایی و امنیتی خود است. پروژه آموزشی طالبان برخلاف کشورهای مستبدی مانند چین و ایران که بخش‌های علمی و فن‌آوری خود را حفظ کرده‌اند، به‌شدت رادیکال و بازگشت به گذشته است.

  • وزارت معارف طالبان: در هر ولسوالی افغانستان ۳ تا ۱۰ مدرسه دینی می‌سازیم

    وزارت معارف طالبان: در هر ولسوالی افغانستان ۳ تا ۱۰ مدرسه دینی می‌سازیم

در این گزارش آمده است در حالی که تمرکز جامعه جهانی بیشتر بر سرکوب و محرومیت زنان معطوف بوده، طالبان به آرامی نهادهایی را بازسازی کرده‌اند که آینده افغانستان را رقم می‌زند. به گفته نویسنده این گزارشف معارف به ابزار اصلی طالبان برای کنترول افکار، اطاعت‌پذیری و تعیین ساختار آینده جامعه افغانستان تبدیل شده است.

پنج سال پس از جمهوریت؛ طالبان با افغانستان چه کردند؟

۲۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
میرویس صمدی
100%

از سقوط جمهوریت تا فرسایش «سلطه نامشروع»؛ پنج سال پس از اسد ۱۴۰۰، افغانستان همچنان میان استبداد داخلی، رقابت قدرت‌‌های منطقه‌ای و بی‌تفاوتی جامعه جهانی گرفتار است.

پنج سال از روزی می‌گذرد که افغانستان یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خود را آغاز کرد. در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، نظام جمهوری اسلامی افغانستان پس از سال‌ها جنگ که عاملش طالبان بود، فساد، ضعف مدیریتی و ناکارآمدی ساختارهای سیاسی و امنیتی، در نتیجه یک فروپاشی سریع و در پی مجموعه‌ای از تعاملات پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی سقوط کرد و طالبان قدرت را به‌گونه نامشروع در اختیار گرفتند.

رهبران سیاسی افغانستان و کشورهای دخیل، در این پنج سال هر کدام روایت خود را از این شکست تاریخی ارائه کرده‌اند و بسیاری تلاش کردند که مسئولیت آن را بر دوش دیگران بیندازند. اما در میان تمام این روایت‌ها، یک حقیقت همچنان پابرجاست: بازنده اصلی مردم افغانستان بودند.

سرنوشت مردم نه در یک روند ملی، نه در یک توافق داخلی و نه در نتیجه انتخابی آزادانه، بلکه در عقب درهای بسته و در چارچوب معامله‌های سیاسی و ژیوپلیتیک تعیین شد.

قضاوت درباره مسئولان این شکست تاریخی را می‌توان به تاریخ و حافظه جمعی مردم افغانستان سپرد. اما پنج سال پس از آن روز، پرسش اصلی دیگر تنها این نیست که چه کسی افغانستان را به این نقطه رساند؛ پرسش مهم‌تر این است که طالبان در پنج سال گذشته با افغانستان چه کردند و جهان در برابر آن چه کرده است؟

پنج سال سلطه طالبان، افغانستان را وارد یکی از عمیق‌ترین بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوق بشری تاریخ معاصر کرده است.

  • گزارش تحقیقی؛ بدخشان در دست کیست؟

    گزارش تحقیقی؛ بدخشان در دست کیست؟

نظام سیاسی فراگیر و پاسخگو جای خود را به ساختاری انحصاری داده است؛ ساختاری که در آن انتخابات، مشارکت سیاسی، انتقال قدرت و پاسخگوئی عمومی جایگاه واقعی ندارند.
طالبان قدرت را در انحصار خود گرفته و هرگونه مخالفت سیاسی و اجتماعی را تهدیدی علیه تسلط نامشروع خود تلقی میدارند.

در این مدت، آزادی‌های مدنی و سیاسی کاملا سلب شده، فضای رسانه‌ای به‌شدت تنگ شده و فعالان سیاسی، مدنی و حقوق بشری با تهدید، بازداشت و فشار مواجه شده‌اند.

گزارش‌های متعدد و معتبر از بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه، قتل‌های فراقانونی، کوچ اجباری و سرکوب مخالفان، تصویری روشن از فضای حاکم بر افغانستان ارائه می‌کند.

همزمان، فقر و بیکاری بخش بزرگی از جامعه را درگیر کرده و میلیون‌ها افغان برای نجات جان و آینده خود کشور را ترک کردند.

افغانستان در پنج سال گذشته تنها شاهد مهاجرت نخبگان و فعالان سیاسی نبوده است؛ بلکه بخش بزرگی از نیروی جوان و متخصص کشور نیز راه مهاجرت را در پیش گرفتند. این روند، در کنار محدودیت‌های داخلی، سرمایه انسانی افغانستان را به ‌شدت تضعیف کرده است.

  • حسن آخند؛ ملایی که زندگی روستایی خود را به ارگ کابل آورده است

    حسن آخند؛ ملایی که زندگی روستایی خود را به ارگ کابل آورده است

زنان بزرگترین قربانی

در میان تمام اقشار جامعه، زنان و دختران افغانستان سنگین‌ترین بهای سلطه طالبان را پرداخته‌اند. دختران از ادامه تحصیل محروم شده‌، زنان از بخش بزرگی از بازار کار کنار گذاشته شده‌اند و حضور آنان در عرصه‌های عمومی روزبه‌روز محدودتر شده است.

محدودیت‌ها به مکتب، دانشگاه و کار خلاصه نمی‌شود. آزادی رفت‌وآمد، فعالیت اجتماعی، حضور مدنی و بسیاری از ابتدایی‌ترین حقوق زنان نیز تحت محدودیت جدی قرار گرفته است.

صدور پی‌درپی فرامین و مقررات علیه زنان نشان می‌دهد که حذف آنان از زندگی عمومی یک تصمیم مقطعی نیست؛ بلکه به یک سیاست سیستماتیک تبدیل شده است. به همین دلیل، جامعه بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری این وضعیت را فراتر از یک «محدودیت اجتماعی» و به‌عنوان نمونه‌ای از تبعیض سیستماتیک و آپارتاید جنسیتی مورد انتقاد قرار داده‌اند.

افغانستان امروز تنها کشوری است که محرومیت زنان از بخش بزرگی از زندگی عمومی، به یک سیاست رسمی و ساختاری بدل شده است.

افغانستان؛ میدان رقابت منافع قدرت‌ها

در پنج سال گذشته، افغانستان همزمان به میدان بحران داخلی و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. تقریبا همه کشورهای دخیل در افغانستان در مواضع رسمی خود بر حکومت فراگیر، حقوق بشر و مبارزه با تروریزم تأکید می‌کنند؛ اما در عمل، سیاست اکثر آنان بر اساس منافع امنیتی، اقتصادی و ژیوپلیتیک خود شان شکل گرفته است.

امریکا به تروریسم و رقابت‌های جهانی می‌اندیشد؛ روسیه نگران امنیت آسیای میانه است؛ چین به امنیت، تجارت و منابع طبیعی افغانستان نگاه می‌کند؛ هند نگران نفوذ پاکستان و چین و فعالیت گروه‌های افراطی است؛ پاکستان به امنیت مرزها و نفوذ منطقه‌ای خود می‌اندیشد؛ ایران به امنیت مرزی، مهاجرت و موازنه منطقه‌ای توجه دارد و کشورهای عربی و ترکیه نیز در پی حفظ و گسترش نفوذ خود هستند.

در چنین معادله‌ای، منافع مردم افغانستان بار دیگر در حاشیه قرار گرفته است.

مشکل اصلی در سیاست جهانی در قبال طالبان این نیست که کشورها با افغانستان تعامل می‌کنند؛ تعامل دیپلوماتیک در شرایط بحران اجتناب‌ناپذیر است. مشکل آنجاست که تعامل بدون شروط روشن و فشار مؤثر، به امتیازدهی تبدیل شود.

اگر جامعه جهانی بدون تغییر بنیادی در رفتار طالبان، روابط را عادی کند، این پیام به طالبان داده می‌شود که برای حفظ قدرت نیازی به اصلاح ساختار سیاسی، رعایت حقوق شهروندان یا ایجاد حکومت فراگیر ندارند.

پیامد چنین سیاستی فراتر از افغانستان است، به این معنی که اگر گروهی بتواند از طریق جنگ و خشونت قدرت را تصاحب کند و سپس با گذشت زمان، به دلیل منافع کشورهای مختلف، به یک طرف عادی در روابط بین‌المللی تبدیل شود، این می‌تواند برای گروه‌های افراطی در دیگر نقاط جهان نیز یک الگوی خطرناک ایجاد کند. بناً قدرت‌گیری از طریق زور نباید به مسیر مشروعیت سیاسی تبدیل شود.

پس از خروج نیروهای امریکایی، واشنگتن سیاست خود در قبال افغانستان را بیشتر بر مبارزه با تروریسم، مدیریت تهدیدهای امنیتی، کمک‌های بشردوستانه و فشار دیپلوماتیک متمرکز کرده است. اما افغانستان دیگر جایگاه گذشته را در سیاست خارجی امریکا ندارد.

رقابت با چین، جنگ اوکراین، بحران ایران و خاورمیانه و دیگر چالش‌های جهانی، افغانستان را به حاشیه سیاست خارجی امریکا رانده است.

روسیه در پنج سال گذشته تعامل با طالبان را بر تقابل ترجیح داده است و در همین راستا این گروه را به رسمیت شناخته است. نگرانی اصلی مسکو گسترش تروریسم، افراط‌گرایی، قاچاق مواد مخدر و سرایت ناامنی به آسیای میانه است. از نگاه روسیه، افغانستان بخشی از معادله امنیتی و ژیوپلیتیک منطقه است.

چین نیز رویکردی عمل‌گرایانه دارد. امنیت مرزها، جلوگیری از فعالیت گروه‌های ضد چینی، منابع طبیعی افغانستان و مسیرهای تجارتی منطقه برای بیجننگ اهمیت بیشتری دارد.
در سیاست عملی هر دو کشور، حقوق بشر و حقوق زنان در مقایسه با امنیت و منافع ژیوپلیتیک، برای آنها اولویت ندارد.

پاکستان در سال ۲۰۲۱ بازگشت طالبان را پیروزی بزرگی در رقابت خود با هند می‌دانست.اما پنج سال بعد، رابطه اسلام‌آباد و طالبان بسیار پیچیده‌تر شده است. افزایش فعالیت تحریک طالبان پاکستان، حملات تروریستی، اختلافات مرزی و تنش‌های امنیتی نشان می‌دهد که طالبان دیگر صرفاً ابزار نفوذ پاکستان در افغانستان نیستند؛ بلکه بخشی از همان پدیده‌ای شده‌اند که امنیت پاکستان را نیز تهدید می‌کند.

با وجود این، پاکستان همچنان از نفوذ قابل توجه بر برخی حلقات طالبان برخوردار است و نمی‌توان نقش آن را در معادلات افغانستان نادیده گرفت.

هند نیز نمی‌تواند افغانستان را از محاسبات امنیتی و ژیوپلیتیک خود حذف کند. نگرانی دهلی از فعالیت گروه‌های افراطی و احتمال استفاده از خاک افغانستان علیه منافع هند، به‌ ویژه در کشمیر، همچنان پابرجاست.

ایران نیز با وجود به‌رسمیت ‌نشناختن طالبان، از طریق تعامل امنیتی و سیاسی تلاش کرده تهدیدهای مرزی، مهاجرت، مواد مخدر و تروریسم را مدیریت کند.

قطر همچنان یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی طالبان با جهان است و امارات متحده عربی و ترکیه نیز تلاش کرده‌اند نفوذ خود را در افغانستان حفظ و گسترش دهند.

در مجموع، کشورهای منطقه هرکدام در پی حفظ منافع خود هستند؛ اما هنوز یک سیاست مشترک منطقه‌ای برای وادارکردن طالبان به تغییر رفتار شکل نگرفته است.

  • افغانستان در لبه جنگی دیگر؛ فرصت آشتی پایان یافت؟

    افغانستان در لبه جنگی دیگر؛ فرصت آشتی پایان یافت؟

پنج سال بعد؛ طالبان در بن بست سیاسی و در لبه پرتگاه

کارنامه طالبان نشان داده است که این گروه حاضر به ایجاد یک نظام سیاسی فراگیر نیست، حقوق اساسی زنان و شهروندان را نمی‌پذیرد و حاضر نشده است ساختار قدرت را در برابر مردم پاسخگو سازد. اما در کنار این واقعیت، نشانه‌های دیگری نیز در حال شکل‌گیری است.

طالبان امروز با یک بن‌بست عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در داخل افغانستان و انزوای فزاینده سیاسی در سطح منطقه و جهان روبه‌رو هستند. نارضایتی عمومی در حال افزایش است. مقاومت‌های مدنی ادامه دارد و فعالیت جبهه‌های نظامی مخالف طالبان در نقاط مختلف کشور نیز افزایش یافته است.

این فعالیت‌ها به‌تنهایی به معنای تغییر فوری نظام نیست، اما نشان می‌دهد که فضای ترس و سکوت مطلقی که طالبان تلاش کرده بودند ایجاد کنند، دیگر مانند گذشته پایدار نیست.

افزایش نارضایتی، اختلافات داخلی، مشکلات اقتصادی و ناتوانی طالبان در ایجاد یک نظام سیاسی فراگیر می‌تواند روند فرسایش و سقوط این گروه را تسریع و تشدید کند.

طالبان ممکن است امروز کنترول بخش‌های گسترده‌ای از کشور را در اختیار داشته باشند، اما کنترول سرزمین با مشروعیت سیاسی یکسان نیست. از همین رو، کشورهای جهان نباید در مقابل طالبان میان «تعامل» و «تسلیم» تفاوت را از دست بدهند. در غیر آن، امتیازدهی بیشتر نه‌تنها طالبان را به تغییر تشویق نمی‌کند، بلکه ممکن است آنان را در ادامه سیاست های کنونی مصمم‌تر سازد.

افغانستان به یک بدیل سیاسی نیاز دارد

در نهایت، راه‌حل بحران افغانستان تنها در فشار خارجی خلاصه نمی‌شود. افغانستان بیش از هر زمان دیگری به یک بدیل سیاسی ملی، مقتدر، مشروع و فراگیر نیاز دارد. این بدیل نباید تکرار ناکامی‌های نظام گذشته و چهره‌هایی باشد که خود در فساد، ناکارآمدی، انحصار و فروپاشی جمهوریت سهم داشتند.

افغانستان به نسلی از رهبران سیاسی نیاز دارد که از شکست‌های گذشته درس گرفته باشند؛ رهبرانی که منافع ملی را بر منافع شخصی، قومی و گروهی ترجیح دهند و بتوانند میان مردم افغانستان، کشورهای منطقه و جامعه جهانی یک رابطه سیاسی موثر و متوازن ایجاد کنند.

بدیل سیاسی افغانستان باید از متن جامعه برخیزد و نماینده واقعی شهروندان باشد؛ نه محصول معامله ‌های قدرت‌های خارجی و نه ادامۀ رقابت‌های فرسوده گذشته، اگر جهان نمی‌خواهد خشونت به الگویی برای دستیابی به قدرت تبدیل شود، باید روشن سازد که تصاحب قدرت از طریق جنگ و زور، مجوزی برای مشروعیت سیاسی نیست.

افغانستان بیش از هر زمان دیگری به یک روند سیاسی واقعی، یک بدیل ملی و یک نظام مشروع و فراگیر مبتنی بر اراده مردم افغانستان نیاز دارد. پنج سال تاریکی بس است.

مقاله‌هایی که در صفحه زاویه منتشر می‌شوند، بیانگر دیدگاه نویسندگان است و لزوما نظر تحریریه افغانستان اینترنشنال را بازتاب نمی‌دهند. صفحه زاویه با انتشار دیدگاه‌های گوناگون، می‌کوشد فضای گفت‌وگوی باز بین دیدگاه‌های متفاوت را فراهم کند.