اتحادیه اروپا: در کنار مردم افغانستان هستیم و به طالبان مشروعیت نمیدهیم
اتحادیه اروپا اعلام کرد که همچنان در کنار مردم افغانستان ایستاده است، طالبان را به رسمیت نمیشناسد و به آنها مشروعیت نمیبخشد.
همزمان دفتر هماهنگی امور بشردوستانه ملل متحد اعلام کرد که اتحادیه اروپا ۱۰ میلیون یورو به صندوق بشردوستانه کمک به افغانستان اعطا کرده است.
اوچا روز پنجشنبه، ۲۲ اسد، از اتحادیه اروپا بهدلیل کمکهایش به افغانستان قدردانی کرد.
اوچا در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «با هم، بر انسانیت سرمایهگذاری میکنیم.» این نهاد افزود که حمایت اتحادیه اروپا به ادامه کمکهای بشردوستانه به میلیونها نیازمند در سراسر افغانستان کمک میکند.
همزمان، اتحادیه اروپا اعلام کرد که پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، همچنان در کنار مردم افغانستان ایستاده است و در بخشهای صحت، آموزش، کمکهای بشردوستانه و دیگر خدمات ضروری فعالیت میکند.
براساس بیانیه این اتحادیه، در پنج سال گذشته بیش از دو میلیارد یورو به افغانستان کمک شده است. این کمکها شامل کمکهای بشردوستانه، تأمین نیازهای اساسی و حمایت از معیشت مردم بوده است.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت: «اتحادیه اروپا یکی از بزرگترین کمککنندگان به افغانستان و تنها حضور دیپلوماتیک غربی در این کشور است. تعامل با طالبان به معنای مشروعیتبخشی یا بهرسمیت شناختن آنها نیست.»
او افزود که تحقق معیارهای تعیینشده از سوی شورای امنیت سازمان ملل، روشنترین مسیر برای دستیابی به افغانستانی باثبات و صلحآمیز است. کالاس همچنین پایان دادن به نقض حقوق زنان و دختران در افغانستان را ضروری خواند.
اتحادیه اروپا گفته است که هرگونه حرکت بهسوی بهرسمیت شناختن طالبان به پیشرفت ملموس در زمینه معیارهای مشخص نیاز دارد. پایبندی به تعهدات بینالمللی افغانستان، جلوگیری از استفاده گروههای تروریستی از خاک این کشور و ایجاد حکومت فراگیر از جمله این معیارهاست.
در بیانیه اتحادیه اروپا آمده است: «افغانستان در منطقهای قرار دارد که با خطرات جدی بیثباتی ناشی از تروریسم، مواد مخدر، تغییرات اقلیمی و جریانهای کنترولنشده مهاجرت روبهروست و همچنان شاهد حضور سازمانهای شبهنظامی و تروریستی است.»
این اتحادیه افزوده است که تماس و تعامل عملی با طالبان را در زمینههایی مرتبط با منافع و ارزشهای اساسی خود، از جمله حقوق زنان و دختران، ادامه خواهد داد.
اتحادیه اروپا همچنین نسبت به وخامت وضعیت افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است که در پی فروپاشی اقتصاد، نیمی از جمعیت کشور به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و محدودیتهای سیستماتیک علیه حقوق بشر همچنان پابرجاست.
روزنامه نیویارک تایمز در گزارشی نوشت که طالبان پنج سال پس از بازگشت به قدرت با مجموعهای از چالشهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی مواجهاند و با جدیترین تهدیدها از زمان تسلط دوباره بر افغانستان روبهرو شدهاند.
الیان پلتیه، خبرنگار نیویارک تایمز، نوشته است که طالبان در آستانه پنجمین سالگرد حاکمیت خود با تنش با پاکستان، حملات تازه گروههای مخالف مسلح، بیکاری گسترده، انزوای بینالمللی و افزایش نارضایتی داخلی دستوپنجه نرم میکنند.
به نوشته این روزنامه، هنوز روشن نیست که این چالشها تا چه اندازه میتوانند بقای حاکمیت طالبان را تهدید کنند، اما این تحولات تصویری را که طالبان از امنیت و ثبات در افغانستان ارائه میکنند، زیر سوال برده است.
نیویارک تایمز نوشته است که طالبان کنترول سختگیرانهای بر جامعه افغانستان اعمال میکنند. دختران و زنان با محدودیتهایی روبهرو هستند که در هیچ کشور دیگری مشابه آن دیده نمیشود، اقلیتهای مذهبی شاهد بسته شدن اجباری عبادتگاههای خود هستند و منتقدان سرکوب میشوند.
در عین حال، این گزارش میافزاید که طالبان همچنان مالیات جمعآوری میکنند، پروژههای زیربنایی از جمله جادهها، بندها و کانالها را پیش میبرند و پس از بسته شدن مرز پاکستان در سال گذشته، تجارت خود را بیش از پیش به ایران، هند و کشورهای آسیای مرکزی از جمله اوزبیکستان گسترش دادهاند.
به نوشته نیویارک تایمز، در ماههای اخیر نشانههای بحران بیش از پیش آشکار شده است. این روزنامه گزارش داده که پاکستان که زمانی حامی طالبان به شمار میرفت، در ماههای اخیر دهها حمله هوایی در افغانستان انجام داده و طالبان را به پناه دادن به شبهنظامیان مسئول حملات در خاک پاکستان متهم کرده است.
بر پایه این گزارش، سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از ماه اکتبر تاکنون ۵۰۰ غیرنظامی در نتیجه این حملات کشته شدهاند.
در مقابل، طالبان نیز پاکستان را به حمایت از گروههای مسلح مخالف خود متهم کردهاند؛ گروههایی که به گفته طالبان به مواضع این گروه در ولایت بدخشان حمله کردهاند و برای یک عملیات گسترده آماده میشوند.
نیویارک تایمز نوشته است که مشخص نیست پاکستان تا چه اندازه از گروههای ضد طالبان حمایت میکند، اما سطح بیاعتمادی میان دو طرف به اندازهای افزایش یافته که یک دیپلومات ارشد غربی به این روزنامه گفته است: «این منطقه به یک جنگ نیابتی دیگر نیاز ندارد.»
این روزنامه همچنین به بحران انسانی و اقتصادی افغانستان اشاره کرده و نوشته است که از جنوری ۲۰۲۵ تاکنون نزدیک به چهار میلیون افغان از ایران و پاکستان بهگونه اجباری بازگردانده شدهاند؛ رویدادی که از آن به عنوان یکی از بزرگترین موارد بازگشت معکوس مهاجران در دهههای اخیر یاد شده است.
به نوشته نیویارک تایمز، کاهش کمکهای بشردوستانه میلیونها افغان را با ناامنی غذایی بیشتر مواجه کرده است.
این گزارش همچنین به آمار یونسکو اشاره میکند که بر اساس آن، طالبان ۲.۴ میلیون دختر افغان را از آموزش متوسطه محروم کردهاند.
تحلیلگران به نیویارک تایمز گفتهاند که افزایش تنش با پاکستان، جمعیت گسترده جوانان بیکار و نبود فرصتهای اقتصادی میتواند زمینه افراطگرایی و بیثباتی بیشتر را در افغانستان فراهم کند.
نیویارک تایمز در پایان نوشته است که هرچند طالبان در پنج سال گذشته به حدود دو دهه جنگ در افغانستان پایان داده، اما صلحی که پس از بازگشت طالبان به قدرت شکل گرفته، همچنان شکننده است و اکنون با خطرهای جدی روبهرو شده است.
چند روز مانده به سالگرد پنجسالگی حکومت طالبان، ناوقت ظهر آرزو از خانه خود در قندهار بیرون شد.
او میخواست از بازار چند قلم جنس ضروری برای خانه بخرد و دوباره برگردد، اما راهی که او باید طی کند پر از مخاطره است و هراس او را فرا گرفته است.
او برای چند راننده ریکشا و تاکسی دست بلند کرد، اما هیچکدام حاضر نشدند او را سوار کنند. آرزو میگوید: «هر بار که میگفتم میخواهم به بازار بروم، جواب میدادند که بدون محرم نمیتوانیم زنان را انتقال بدهیم. میگفتند اگر مأموران امر به معروف ما را ببینند، برایمان دردسر ایجاد میشود.»
سرانجام یکی از رانندگان ریکشا در بدل کرایهای بیشتر از معمول پذیرفت او را به بازار ببرد؛ اما به گفته آرزو، حتی آن راننده نیز تا پایان مسیر احساس امنیت نداشت.
او میگوید: «چند بار پشت سرش را نگاه کرد و میگفت خدا کند با گشتهای امر به معروف روبهرو نشویم.»
آرزو میگوید در تمام مسیر تا بازار فقط چهار زن را دید که همراه محرم خود سوار بر موترسایکل بودند و در جایی رفتوآمد میکردند؛ در غیر آن، چنین به نظر میرسید که در این شهر هیچ زنی حضور ندارد.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «چند زن که حجاب سیاه عربی پوشیده بودند، از سوی کارمندان امر به معروف متوقف شده بودند و از آنان پرسیده میشد که چرا محرم همراه خود ندارند. زنان آنقدر ترسیده بودند که حتی جرأت صحبت کردن هم نداشتند.»
به گفته او، به ویژه در بازارهایی که اجناس مربوط به زنان در آن به فروش میرسد، حضور مأموران امر به معروف گستردهتر است و زنان بیشتر مورد بازخواست قرار میگیرند.
آرزو میافزاید بسیاری از زنان یا محرم ندارند یا مردان خانواده به دلیل اشتغال نمیتوانند آنان را همراهی کنند؛ اما با وجود این، هنگام رفتوآمد با مشکلات جدی روبهرو میشوند.
او میگوید: «اگر نزدیک عصر یا شب شود، دیگر به سختی میتوان تاکسی یا ریکشا پیدا کرد. رانندهها میگویند برای ما مشکل ایجاد میشود.»
چهره دگرگونشده شهر
تجربه روزانه آرزو از خانه تا بازار، بخشی از زندگی روزمره بسیاری از زنان قندهار است. محدودیتهای طالبان بر ابعاد مختلف زندگی زنان، از حضور اجتماعی گرفته تا صحت، کار، آموزش و وضعیت اقتصادی، تأثیر گذاشته است.
به گفته منابع صحی، در دوران نظام جمهوری حدود ۵۰۰ زن در بخشهای صحی و پرستاری در قندهار مشغول کار بودند، اما اکنون این رقم به نزدیک ۱۰۰ نفر کاهش یافته است.
جمیله که پیشتر در یک مرکز صحی در ولسوالی دند قندهار به عنوان قابله کار میکرد، اکنون بیکار است.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «سالها کار کردم، اما حالا نه تنها از حرفه خود دور ماندهام، بلکه تأمین هزینههای زندگی خانواده نیز برایم دشوار شده است.»
شفاخانه حوزوی میرویس قندهار هر روز میزبان صدها بیمار است؛ اما منابع صحی میگویند کمبود پزشکان متخصص زن، گزینههای درمانی زنان را به شدت محدود کرده است.
به گفته این منابع، از میان سه پزشک متخصص زن که پیشتر در این شفاخانه فعالیت میکردند، اکنون تنها یک متخصص زن باقی مانده است.
یافتههای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که محتسبان وزارت امر به معروف طالبان هر روز از مراکز صحی خصوصی و کلینیکهای این شهر بازدید میکنند و به پزشکان توصیه میکنند زنان را بدون حضور محرم معاینه و درمان نکنند.
طالبان به پزشکان هشدار دادهاند که اگر زنی بدون محرم شرعی به کلینیک مراجعه کند، باید یا بازگردانده شود و یا تا حضور محرم منتظر بماند.
یکی از پزشکان که به دلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت: «تقریباً هر روز محتسبان میآیند و درباره معاینه زنان، کار پزشکان مرد و حتی درباره ریش و پوشش پرسش میکنند.»
براساس اطلاعات کارمندان ریاست معارف قندهار، در دوران نظام جمهوری شمار معلمان و کارمندان زن در این ولایت به حدود دو هزار نفر میرسید، اما اکنون بسیاری از آنان از وظایفشان کنار گذاشته شدهاند و شمارشان به چند صد نفر کاهش یافته است.
طالبان محدودیتها علیه زنان را گسترش دادند
پوشیدن چادری؛ شرط بیرون شدن از خانه در قندهار و بسیاری از شهرهای دیگر، زنان اکنون برای جلوگیری از بازخواست و محدودیتها، چادری میپوشند و تلاش میکنند دستکم دو یا سه نفره رفتوآمد کنند.
آرزو که خود تجربه استفاده از چادری را داشته، میگوید: «پوشیدن چادری کار آسانی نیست. از یک سو میدان دید را محدود میکند و از سوی دیگر در بسیاری موارد باعث تنگی نفس میشود. اگر چادری را با دست نگه نداریم، دیدن دشوارتر میشود و اگر با دست نگه داریم، احساس خفگی بیشتر میشود.»
با وجود محدودیتهای گسترده بر زنان در قندهار، نیازهای اقتصادی آنان را وادار میکند تا برای دریافت کمکها در برابر ریاست اقتصاد، ریاست امور مهاجرین، دفتر هلال احمر و نهادهای دیگر تجمع کنند.
در بسیاری موارد این زنان ساعتها در صف میایستند؛ زیرا نیازهای زندگی راه دیگری برای آنان باقی نگذاشته است.
آرزو میگوید طالبان از یک سو زنان را از کار منع کردهاند، اما از سوی دیگر برای زنانی که در خیابانها یا در مقابل مراکز توزیع کمکها به تکدیگری روی آوردهاند، راهحل و زمینه کار فراهم نکردهاند.
او همچنین از یک کارگاه تولیدی زنان در بخشی دیگر از شهر قندهار دیدن کرده و روند کار آنان را از نزدیک مشاهده کرده است.
شماری از زنانی که در خانههای خود صنایع دستی و محصولات مختلف تولید میکنند، میگویند رساندن کالاهایشان به بازار دیگر کار آسانی نیست. انتقال اجناس از طریق واسطهها یا فروش چندباره، معمولاً باعث میشود محصولات آنان با قیمت پایینتر به فروش برسد.
آرزو میگوید پس از گفتوگو با این زنان دریافت که بسیاری از آنان به همین دلیل اکنون در کارگاههای دیگران کار میکنند و با وجود محدودیتهای طالبان، از این طریق بخشی از هزینههای خانواده خود را تأمین میکنند.
برخی دیگر از زنان تنها با فرزندانشان زندگی میکنند و مسئولیت تأمین مخارج خانواده نیز بر دوش آنان است.
این زنان میگویند نه درآمد ثابت دارند و نه میتوانند نیازهای اولیه زندگی را به آسانی فراهم کنند.
شماری از زنانی که پیش از این برای دهها زن دیگر زمینه کار فراهم کرده بودند و در بخشهای خیاطی، صنایع دستی و حرفههای مختلف آموزش میدادند، میگویند محلهای کارشان اکنون بسته شده است.
به گفته آنان، این وضعیت نه تنها کسبوکار خودشان را متوقف کرده، بلکه زنان بسیاری را نیز بیکار ساخته است.
با این حال، برخی زنان با وجود همه محدودیتها تلاش کردهاند در خانههای خود کار قالینبافی، خامکدوزی و سایر حرفهها را زنده نگه دارند و همسایههای خود را نیز مصروف کار سازند.
اما نبود بازار، محدودیتهای موجود و وضعیت دشوار اقتصادی مردم باعث شده است که این تلاشهای کوچک خانوادگی نیز با خطر از بین رفتن روبهرو شود.
این زنان یادآوری میکنند که در گذشته در نمایشگاهها شرکت میکردند، محصولات خود را به فروش میرساندند و با مشتریان ارتباط مستقیم داشتند؛ اما اکنون حتی برای مراجعه به داکتر نیز نمیتوانند به تنهایی از خانه خارج شوند.
آرزو سرانجام به خانه بازگشت؛ اما این سفر چند کیلومتری او، تصویری از زندگی روزمره هزاران زن در قندهار است که برای رفتوآمد، کار و ادامه زندگی عادی، هر روز با محدودیتها و موانع تازه روبهرو میشوند.
در روزهای ۲۱ و ۲۲ اسد ۱۴۰۰، طالبان پیشرویهای بسیار سریعی داشتند. سقوط قندهار، دومین شهر بزرگ کشور، از نظر نظامی و سیاسی ضربهای سنگین به حکومت پیشین وارد کرد.
چندین هفته پیش از سقوط شهر، نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان در اطراف قندهار درگیر نبردهای شدید بودند. طالبان پس از تصرف شماری از ولسوالیها و مسیرهای مهم، مرکز شهر قندهار را از چند جهت محاصره کرده بودند.
شب ۲۱ اسد، پس از درگیریهای سنگین، طالبان وارد شهر شدند و بخش بزرگی از قندهار را به کنترول خود درآوردند. آن زمان تنها میدان هوایی قندهار در اختیار نیروهای دولتی باقی مانده بود. سقوط زندان قندهار و آزادی صدها زندانی نیز تأثیر بزرگی بر روحیه نیروهای حکومتی گذاشت.
روحالله خانزاده، آخرین والی حکومت پیشین در قندهار و یوسف وفا از مقامات ارشد طالبان
آخرین لحظات سقوط قندهار
روحالله خانزاده، والی وقت قندهار که در اوایل سال ۲۰۲۱ از سوی رئیسجمهور اشرف غنی تعیین شده بود، پیشتر گفته بود که قندهار را به طالبان واگذار نخواهد کرد. اما با پیشروی گسترده طالبان، بخش زیادی از نیروهای دولتی به ساختمان ولایت عقبنشینی کردند. بر اساس گزارشها، پس از مشورت با بزرگان قومی، علمای دینی و تاجران، تصمیم گرفته شد قندهار برای جلوگیری از خونریزی بیشتر به طالبان تسلیم شود.
رهبری عملیات تصرف قندهار را یوسف وفا، از چهرههای قدرتمند طالبان و والی فعلی این گروه در ولایت بلخ، بر عهده داشت. در نهایت، روحالله خانزاده شهر را به نمایندگان طالبان واگذار کرد. بخشی از نیروهای دولتی از شهر خارج شدند و شماری دیگر در برابر دریافت تضمین امنیتی، سلاحهای خود را به زمین گذاشتند.
با وجود سقوط شهر، میدان هوایی قندهار برای چند روز دیگر در اختیار نیروهای دولتی باقی ماند و بخشی از نیروهای مستقر در آن بعداً از راه هوا منتقل شدند. سقوط قندهار اهمیت ویژهای داشت، زیرا این شهر هم دومین شهر بزرگ افغانستان و هم زادگاه و مرکز طالبان محسوب میشود.
سقوط لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند
تنها چند ساعت پس از سقوط قندهار، مرحله نهایی نبرد در هلمند نیز آغاز شد. لشکرگاه که هفتهها زیر فشار طالبان قرار داشت، در ۲۲ اسد سقوط کرد و طالبان کنترول بخشهای مهم شهر را به دست گرفتند. با خروج برخی مقامهای ارشد امنیتی و فروپاشی آخرین مقاومتها، لشکرگاه نیز به دست طالبان افتاد.
سقوط هلمند از این جهت مهم بود که این ولایت در طول سالهای جنگ یکی از اصلیترین میدانهای نبرد میان طالبان، نیروهای افغان و نیروهای خارجی به شمار میرفت.
ورود جنگجویان طالبان به شهر قندهار
گستر روند سقوط ولایتها
۱۳ آگست برابر با ۲۲ اسد تنها روز سقوط قندهار و هلمند نبود بلکه در همین روز، طالبان در دیگر نقاط افغانستان نیز به پیشرویهای سریع خود ادامه دادند. بر اساس گزارشها، در این روز ولایتهای غور (شهر فیروزکوه)، لوگر، زابل و ارزگان نیز سقوط کردند و مرکز ولایت غور بدون درگیری گسترده به طالبان واگذار شد.
در ولایت لوگر، نیروهای افغان مقاومت کردند؛ اما در نهایت شهر پلعلم سقوط کرد. در زابل و ارزگان نیز نیروهای محلی پس از وخیم شدن اوضاع، عقبنشینی کردند.
مراحل پایانی سقوط نظام جمهوری
سقوط قندهار، هلمند و دیگر ولایتهای مهم، نشاندهنده فروپاشی سریع خطوط دفاعی نظام جمهوری افغانستان بود. تا ۱۳ آگست طالبان مراکز ۱۸ ولایت از ۳۴ ولایت افغانستان را تصرف کرده بودند و حضور خود را در بیش از نیمی از خاک کشور گسترش داده بودند. سقوط پیدرپی ولایتها، مسیر طالبان به سوی کابل را بیش از پیش هموار کرد.
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد (فائو) میگوید دسترسی کشاورزان به آب به مهمترین محدودیت در فصل کشت تابستانی تبدیل شده است. براساس ارزیابی این سازمان، کمبود آب، گرمای هوا و افزایش هزینههای زراعتی، فشار بر کشاورزی و امنیت غذایی افغانستان را افزایش داده است.
کاهش جریان رودخانهها، افت سطح آبهای زیرزمینی و ادامه دمای بالا، فشار بر منابع آبی را افزایش داده است.
دوسوم از جوامع کشاورزی و روستایی که فائو با آنها مصاحبه کرده، گفتهاند که آب کافی برای کشاورزی و کشت محصولات ندارند. این مشکل بهویژه در مناطق جنوبی شدیدتر است و میتواند خطر کاهش تولید محصولات را افزایش دهد.
گرمای بیشتر، نیاز بیشتر به آب
فائو پیشبینی کرده است که در آگست ۲۰۲۶، دمای هوا در بیشتر مناطق افغانستان بالاتر از میانگین بلندمدت باشد و در بسیاری از مناطق حدود یک درجه سانتیگراد بیشتر از حد معمول ثبت شود.
دمای هوا در بسیاری از مناطق کمارتفاع، بهویژه در جنوب، غرب و شمال افغانستان، ممکن است از ۳۵ درجه سانتیگراد فراتر برود.
ادامه گرمای هوا با افزایش تبخیر، نیاز محصولات به آب را بیشتر کرده و فشار مضاعفی بر سیستمهای آبیاری، بهویژه در مناطقی که منابع آب سطحی و زیرزمینی با کمبود فصلی مواجهاند، وارد میکند.
وضعیت چراگاهها نیز رو به وخامت است
فائو میگوید پیامدهای تغییرات اقلیمی، کمبود بارندگی و تداوم هوای گرم تنها به زمینهای زراعتی و محصولات محدود نمیشود، بلکه چراگاهها و منابع علوفه مورد نیاز دامها را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس گزارش فائو، چراگاههای افغانستان نیز وارد دوره خشک فصلی شدهاند و کیفیت و دسترسی به علوفه در ماههای آینده احتمالا کاهش خواهد یافت.
ادامه هوای خشک و دمای بالاتر از میانگین میتواند خشک شدن پوشش گیاهی را سرعت ببخشد و فشار بیشتری بر دامها، بهخصوص در مناطق جنوبی، غربی و شمالی افغانستان، وارد کند.
این سازمان میگوید وضعیت جسمی دامها در حال حاضر در مجموع نسبتا پایدار است، اما ادامه کاهش منابع میتواند در ماههای آینده تولیدات دامی و معیشت دامداران را تحت تأثیر قرار دهد.
افزایش قیمت کود؛ تهدید برای کشت گندم زمستانی
به گفته این سازمان، حتی اگر بارندگی در زمستان و بهار آینده افزایش یابد، قیمت بالای کود ممکن است مانع استفاده کامل کشاورزان از این فرصت شود.
دسترسی محدود به نهادههای ضروری میتواند کشاورزان را به استفاده کمتر از کود وادار کند، سرمایهگذاری آنان در کشت گندم زمستانی را کاهش دهد و در نهایت بر میزان تولید محصول و درآمد خانوارهای روستایی اثر بگذارد.
فائو تأکید میکند که شرایط مناسب آبوهوایی بهتنهایی برای افزایش تولید غذا کافی نیست و دسترسی کشاورزان به بذر، کود و سایر نهادهها نیز اهمیت دارد.
احتمال زمستان و بهار پربارشتر
در صورت تحقق پیشبینی فائو درباره افزایش بارندگی و برف در زمستان و بهار، وضعیت کشاورزی افغانستان میتواند بهبود یابد.
بارش بیشتر باعث افزایش رطوبت خاک و ذخیره برف در مناطق مرتفع میشود و با ذوب تدریجی برف، آب بیشتری وارد رودخانهها، ذخایر آبی و منابع آب زیرزمینی خواهد شد.
سازمان خوراکه و زراعت ملل متحد میگوید این امر میتواند دسترسی کشاورزان به آب کشاورزی را بهتر کرده و شرایط را برای کشت گندم للمی، بهویژه در کمربند زراعتی شمال افغانستان، مساعدتر کند.
همچنین افزایش رطوبت میتواند به بهبود پوشش گیاهی و احیای چراگاهها کمک کند و در نتیجه دسترسی دامها به علوفه و وضعیت تولیدات دامی را بهبود بخشد.
خطر سیلاب در کنار فرصت بارندگی
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد هشدار داده است که بارندگی بیشتر لزوما به معنای شرایط بهتر برای کشاورزی نیست و اگر بارندگیها شدید و غیرعادی باشند، خطر سیلابهای ناگهانی، سیلاب رودخانهای، رانش زمین و برفکوچ، بهویژه در حوزههای کوهستانی و درههای آسیبپذیر، افزایش مییابد.
بارشهای شدید همچنین میتواند باعث آبماندگی زمینهای زراعتی، فرسایش خاک، تخریب زیرساختهای آبیاری و از بین رفتن بخشی از محصولات شود.
در مناطق دامداری نیز بارش سنگین برف میتواند دسترسی دامها به چراگاهها و جابهجایی دامها را محدود کند و خطر تلفات دام را افزایش دهد.
با این حال، فعالیت بارانهای موسمی در شرق، جنوبشرق و بخشهایی از مناطق مرکزی میتواند باعث شکلگیری طوفانهای محلی و بارندگیهای کوتاه اما شدید شود.
فشار بر امنیت غذایی و معیشت روستایی
فائو میگوید تغییرات اقلیمی در افغانستان تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه مستقیما با تولید غذا، درآمد کشاورزان، دامداری و امنیت غذایی خانوارها ارتباط دارد.
از سوی دیگر، افزایش هزینه کود و محدودیت دسترسی به نهادهها میتواند توان کشاورزان برای جبران خسارتهای ناشی از شرایط اقلیمی را کاهش دهد.
در صورت کاهش تولید محصولات، درآمد خانوارهای روستایی نیز کاهش مییابد و این وضعیت میتواند توان خانوادهها برای خرید مواد غذایی و سایر نیازهای اساسی را تحت تأثیر قرار دهد.
هشدار درباره نبود سیستمهای هشدار زودهنگام
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد همچنین از ضعف سیستمهای هشدار زودهنگام در افغانستان ابراز نگرانی کرده است. به گفته این سازمان، سیستمهای هشدار زودهنگام مبتنی بر جامعه در افغانستان هنوز محدود، ناقص و در بسیاری موارد کاملاً عملیاتی نیستند.
این در حالی است که کشاورزان علاقه زیادی به دریافت پیشبینیهای هواشناسی و توصیههای عملی درباره کشاورزی دارند.
فائو میگوید گسترش خدمات اطلاعات اقلیمی که بهموقع، قابل دسترس و قابل استفاده برای کشاورزان باشند، برای کاهش خطرات، آمادگی در برابر النینو و کمک به کشاورزان برای تصمیمگیری درباره زمان کشت، آبیاری و برداشت ضروری است.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان میگوید که جریانهای مخالف این گروه متحد نیستند و هرکدام اهداف مختلفی دارند.
او راهحل سیاسی با جریانهای مخالف را رد کرده و گفته است که مشارکت سیاسی مخالفان در قدرت میتواند افغانستان را دوباره با شرایطی گذشته مواجه کند.
سخنگوی طالبان در گفتوگو با رسانه ایراف، تجربه گذشته را ناکام دانسته و گفته است که جریانهای مخالف طالبان قبلا «امتحان دادهاند، اگر برگردند وارد صحنه شوند و یک بخش از قدرت را در دست داشته باشند، پس همان حالتهایی را در افغانستان خواهند آورد که ما آزمودهایم.»
سخنگوی طالبان گفت: «اگر مخالفان امتحان نمیدادند و بارها آزموده نمیشدند، ما امیدوار میبودیم که آنها بخشی از افغانستان هستند، به درد کشور میخورند و واقعاً مسائل اجتماعی افغانستان با آنها ربط دارد و ما میتوانیم گفتوگو کنیم و تعامل داشته باشیم.»
آقای مجاهد درباره بازگشت مخالفان به افغانستان گفت: «ما کسی را از بازگشت به افغانستان محروم نمیکنیم، اما حضور سیاسی معنای دیگری را دارد که برای فعلاً به نفع افغانستان نیست.»
انکار درگیری در بدخشان
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان در این گفتوگو درگیریها در بدخشان را انکار کرده و گفته است: «بدخشان در آرامش است و ما مشکلی در انجا نداریم.»
این گفتوگو که پیش از درگیری جمعه فاتح در بدخشان انجام شده و ایراف پنجشنبه، ۲۲ اسد منتشر کرده است، سخنگوی طالبان گزارشها درباره این فرمانده ناراضی خود را «پروپاگندای» دشمن خوانده است.
آقای مجاهد گفته جمعه خان فاتح «یکی از فرماندهان بسیار برجسته» اداره طالبان در بدخشان است: «مدتی درباره او پروپاگندای دشمن صورت گرفت، اما واقعیت نداشت.» سخنگوی طالبان همچنین تصرف ولسوالی یفتل بهدست جبهه سپاهیان میهن را یک تهدید کوچک» توصیف کرد و گفت این مسئله در چند ساعت کنترول شد. او افزود: «کسانی که خواستند اغتشاش برپا کنند، دستگیر شدند.»
ذبیحالله مجاهد در این گفتوگو تاکید کرده که اداره طالبان با تهدید بزرگی در هیچ نقطه افغانستان مواجه نیست.
سخنگوی طالبان در حالی گزارشها درباره جمعه خان فاتح را «پروپاگندای دشمن» خوانده که از دو روز به اینسو درگیری میان نیروهای این فرمانده ناراضی و طالبان در ولسوالی نسی بدخشان عملا آغاز شده است.
همزمان، جبهات مخالف در هفتههای پسین به ویژه در چندین ولسوالی بدخشان حملات پیهم انجام دادهاند.
سخنگوی طالبان در این گفتوگو بدون نام بردن از کشور خاصی، تحولات بدخشان را به استخارات خارجی مرتبط دانسته است. او درباره بدخشان گفت «آنجا اعتراضات نبود. دستهایی از بیرون کار میکردند و بعضی از جوانان را به آشوب تحریک میکردند.»
درگیری با پاکستان
ذبیحالله مجاهد در این گفتوگو درباره درگیری طالبان با اسلامآباد گفت در حال حاضر «یک گروه کوچک نظامی حاکم است که تمام منافع پاکستان را به گروگان گرفته و میخواهند افغانستان هم در تنش باشد.» او افزود که اداره طالبان خواهان درگیری با پاکستان نیست و اجازه نخواهد داد خاک این کشور علیه کشورهای دیگر استفاده شود.
سخنگوی طالبان درباره درگیریها با پاکستان گفت: «اگر آنها گفتگو کردند، ما هم با آنها گفتوگو کردیم. اگر آنها اتهام بستند، ما پاسخ اتهامشان را دادیم و اگر آنها جنگ کردند و بر حریم افغانستان تجاوز کردند، جواب خود را همچنان گرفتند.»