ادامه درگیریها در بدخشان؛ شنیدهشدن شلیکهای پراکنده در ولسوالی نسی

با تشدید درگیریها میان نیروهای طالبان و افراد جمعهخان فاتح در بدخشان، منابع محلی میگویند از صبح پنجشنبه ۲۲ اسد، صدای شلیکهای پراکنده در مرکز ولسوالی نسی شنیده میشود.

با تشدید درگیریها میان نیروهای طالبان و افراد جمعهخان فاتح در بدخشان، منابع محلی میگویند از صبح پنجشنبه ۲۲ اسد، صدای شلیکهای پراکنده در مرکز ولسوالی نسی شنیده میشود.
همزمان، باشندگان شهر تالقان از حرکت یک کاروان بزرگ نیروهای استخبارات طالبان به سوی بدخشان خبر دادهاند.
گزارشها حاکی از آن است که نیروهای کمکی دیگر طالبان از قندوز، بلخ و کابل نیز به بدخشان اعزام شدهاند.
تداوم جنگ در منطقه شرایط زندگی را برای باشندگان محلی سختتر کرده است. گزارشها حاکی از آن است که راههای مواصلاتی میان روستاهای نسی و مرکز این ولسوالی به دلیل شدت درگیریها بهطور کامل مسدود شده و مردم محلی نمیتوانند رفتوآمد کنند.
نبردها از شامگاه سهشنبه ۲۰ اسد پس از حمله طالبان به مواضع جمعهخان فاتح، از فرماندهان ناراضی این گروه، در ولسوالی نسی آغاز شد.
در پی این حملات، فاتح با نشر یک پیام صوتی از نیروهای خود و مردم خواست تا علیه طالبان دست به جنگ بزنند.
اختلافات او با طالبان که پیشتر معاونت ولایت زابل را بر عهده داشت و سپس برکنار شد، بر سر استخراج معادن در بدخشان بالا گرفته است.
بر اساس گزارشهای میدانی، مناطق مختلفی از جمله خوغز، دوآبگی، خنیس و ایل رمه شاهد درگیریهای شدید بودهاند.
نیروهای وابسته به فاتح موفق شدهاند دو پاسگاه طالبان را در مناطق دوآبی و سرکوه تصرف کنند. همچنین مناطق شوریان، جویدره و شاخدره به همراه بخشهای گستردهای از مناطق روستایی نسی از کنترول طالبان خارج شده، اما مرکز ولسوالی همچنان در اختیار نیروهای این گروه قرار دارد.
در جریان این درگیریها تلفات سنگینی به هر دو طرف وارد شده است. برخی منابع به افغانستان اینترنشنال خبر دادهاند که بیش از هفت عضو قطعات ویژه طالبان کشته و ۱۱ تن دیگر زخمی شدهاند. در سمت مقابل نیز دستکم دو تن از جمله یک نیروی وابسته به فاتح و یک کارگر معدن کشته و چند تن دیگر زخمی شدهاند.
به دلیل افزایش شمار تلفات، طالبان تمامی مراکز بهداشتی و کلینیک ولسوالی نسی را در اختیار گرفته و بیماران ملکی را بیرون کردهاند تا زخمیهای خود را درمان کنند. تیمهای صحی استخبارات طالبان همراه با پنج آمبولانس و چرخبالها مشغول انتقال کشتهها و زخمیان هستند و شفاخانه فیضآباد نیز در حالت آمادهباش قرار گرفته است.
همزمان با ادامه پرواز چرخبالها و پهپادها بر فراز منطقه، طالبان دسترسی به اینترنت وایفای و خطوط ارتباطی را در بخشهای وسیعی از ولسوالی نسی قطع کردهاند.
سردار احمدجان شکیب، سفیر طالبان در پاکستان، از مولانا فضلالرحمان، رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان، برای شرکت در مراسم پنجمین سالروز بازگشت طالبان به قدرت دعوت کرده است.
دفتر مولانا فضلالرحمان روز چهارشنبه اعلام کرد که سفیر طالبان با حضور در اقامتگاه وی، این دعوت را بهصورت رسمی ارائه کرده و دو طرف درباره وضعیت سیاسی و امنیتی منطقه نیز گفتوگو کردهاند.
این دعوت در شرایطی انجام میشود که روابط طالبان و پاکستان در یکی از پرتنشترین دورههای خود قرار دارد.
نخستین دعوت از یک چهره خارجی
دعوت از مولانا فضلالرحمان از این جهت اهمیت دارد که به نظر میرسد طالبان برای نخستین بار یک چهره سیاسی خارجی را برای شرکت در برنامههای رسمی سالگرد بازگشت خود به قدرت دعوت کردهاند.
طالبان در پنجمین سالگرد بازگشت به قدرت، برنامههای گستردهای در کابل و برخی مناطق دیگر افغانستان تدارک دیدهاند و مقامهای این گروه از این مناسبت بهعنوان «پیروزی» و پایان حضور نیروهای خارجی در افغانستان یاد میکنند.
دعوت از یک سیاستمدار برجسته پاکستانی میتواند نشاندهنده تلاش طالبان برای گستردهتر برگزار کردن مراسم امسال و نمایش حمایت سیاسی منطقهای از حکومت این گروه باشد.
هنوز مشخص نیست که آیا طالبان از مقامها یا چهرههای سیاسی دیگر کشورها نیز برای شرکت در این مراسم دعوت کردهاند یا خیر.
اهمیت دعوت از فضلالرحمان
مولانا فضلالرحمان از چهرههای بانفوذ مذهبی و سیاسی پاکستان و رهبر جمعیت علمای اسلام این کشور است. او روابط دیرینهای با طالبان افغانستان دارد و در سالهای گذشته بارها از گفتوگو میان کابل و اسلامآباد و حل اختلافات دو طرف حمایت کرده است.
فضلالرحمان در میان طالبان افغانستان نیز از نفوذ و اعتبار مذهبی برخوردار است و در مقاطع مختلف تلاش کرده میان طالبان و حکومت پاکستان میانجیگری کند.
به همین دلیل، دعوت از او در شرایط کنونی میتواند برای طالبان اهمیت سیاسی و نمادین داشته باشد، بهویژه در وضعیتی که روابط این گروه با حکومت پاکستان بهشدت متشنج شده است.
این دعوت همچنین میتواند نشان دهد که طالبان در تلاشاند روابط خود را با بخشی از جریانهای مذهبی و سیاسی پاکستان، مستقل از موضع حکومت این کشور، حفظ و تقویت کنند.
هنوز مشخص نیست مولانا فضلالرحمان در این مراسم شرکت خواهد کرد یا خیر. همچنین روشن نیست که آیا طالبان در ادامه از چهرهها یا هیئتهای خارجی دیگر نیز برای حضور در مراسم پنجمین سالروز بازگشت خود به قدرت دعوت خواهند کرد یا نه.
درگیری میان نیروهای طالبان و جمعهخان فاتح، فرمانده ناراضی این گروه در نسی بدخشان، وارد دومین روز خود شده است. اگرچه نهادهای رسمی طالبان تاکنون در این باره موضعی نگرفتهاند، اما رسانهها و چهرههای نزدیک به این گروه وقوع درگیریها را تایید کرده و به آن واکنش نشان دادهاند.
یک خبرنگار نزدیک به طالبان به نقل از مقامهای ارشد این گروه گزارش داد که درگیریها از عصر روز سهشنبه، ۲۰ اسد آغاز شده است. این مقامها، جمعهخان فاتح را به غصب زمین و استخراج غیرقانونی معادن متهم کرده و گفتهاند: «همانگونه که در برابر پاکستان ایستادیم، در برابر عناصر داخلی که دست به بغاوت بزنند نیز قاطعانه میایستیم و آنان را سرکوب میکنیم.»
هشدار مقامات محلی و نگرانی از وضعیت امنیتی
ابعاد این درگیری بازتابهای متعددی داشته است. وقاص احمد مبارز، قاضی طالبان در ولسوالی بهارک بدخشان، در پیامی به جمعهخان فاتح در فیسبوک، درگیری مسلحانه او را «اشتباهی بزرگ» خوانده و هشدار داده است که از این اقدام پشیمان خواهد شد. این واکنشها نشان میدهد که رویداد نسی برای طالبان یک عملیات امنیتی ساده نیست، بلکه احتمال تبدیل آن به یک رویارویی گستردهتر میان نیروهای محلی و رهبری گروه وجود دارد.
همزمان، برخی فعالان رسانهای نزدیک به طالبان از وخامت وضعیت امنیتی بدخشان ابراز نگرانی کردهاند. منصورالافغانی، از فعالان رسانهای این گروه، با انتقاد شدید از عملکرد مسئولان محلی نوشته است که نیروهای تازهنفس وزارت دفاع به بدخشان رسیدهاند و قرار است نیروهای کماندو نیز به درواز اعزام شوند.
او مدعی شده که والی بدخشان درگیر برخی معاملات است و فرماندهان امنیتی حضور موثری ندارند. وی با اشاره به هشدارهای بینتیجه دو ماه پیش خود درباره وضعیت این ولایت، خواستار اعزام نیروهای بیشتر از مرکز یا استفاده از ظرفیتهای کندز شده است.
«جنگ طلا» و شکاف میان طالبان بومی و غیربومی
از سوی دیگر، تحلیلگران ابعاد عمیقتری برای این منازعه قائل هستند. شفیق شرق، دیپلومات پیشین افغانستان، این درگیری را نخستین نارضایتی مسلحانه و جدی درونگروهی طالبان دانسته است. به باور او، «جنگ طلا» و اختلاف بر سر تقسیم منابع محلی میان طالبان بدخشی و غیربدخشی، از دلایل اصلی این تنشهاست.
شرق با نابرابر خواندن این جنگ برای جمعهخان فاتح گفت که اگرچه احتمال میانجیگری دوباره طالبان بدخشانی وجود دارد، اما بعید است راه بازگشتی برای او باقی مانده باشد.
نوررحمان اخلاقی، وزیر سابق مهاجرین گفت که بدخشان میتواند نخستین ولایتی باشد که از سلطه طالبان آزاد میشود.
این عضو شورای رهبری جمعیت اسلامی تصریح کرد که فرصت مناسبی بهوجود آمده است و باید از آن به بهترین شکل در مسیر آزادی مردم استفاده شود.
شکستهشدن سد ترس و چشمانداز پیشرو
در همین راستا، روحالیمین روحانی، فعال سیاسی، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال تاکید کرد که ترس مردم از طالبان شکسته شده و ایستادگیهای منطقهای در بدخشان، نشاندهنده تعمیق شکافهای داخلی این گروه و آشکارتر شدن نارضایتیهای محلی است.
طالبان همواره کوشیده است اختلافات داخلی خود را پنهان کرده و چهرهای منسجم ارائه دهد، اما گسیل نیروهای تازهنفس و کماندو به درواز نشان از تلاش سراسیمه برای مهار دامنه بحران دارد. با این حال، به دلیل محدودیتهای اطلاعاتی، هنوز جزئیات دقیقی از میزان تلفات، تعداد نیروهای درگیر و وضعیت کنترول مناطق مختلف ولسوالی درواز در دست نیست و ادعاهای طرفین مستقلا تایید نشده است.
یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان، میگوید این جبهه در کنار مبارزه مسلحانه، برای «فردای پس از طالبان» نیز برنامهریزی میکند و هدفش تنها سرنگونی این گروه نیست، بلکه انتقال افغانستان از «حاکمیت مسلحانه و غیرپاسخگو» به یک نظام قانونی، انتخابی و فراگیر است.
آقای ضیا در آستانه پنجمین سال حاکمیت طالبان، در مصاحبه با افغانستان اینترنشنال گفت که حملات پراکنده و چریکی مخالفان مسلح بهتنهایی نمیتواند این گروه را از قدرت کنار بزند. او میگوید اگر مقاومت نتواند از عملیات محدود نظامی عبور کند، پایگاه اجتماعی خود را گسترش دهد و به یک بدیل سیاسی معتبر تبدیل شود، راهبرد آن باید مورد بازنگری قرار گیرد.
این شاید صریحترین بخش ارزیابی ضیا از پنج سال مبارزه مسلحانه علیه طالبان باشد. مخالفان مسلح در این مدت بارها از گسترش عملیات خود خبر دادهاند، اما هنوز نه قلمروی قابل توجهی را در اختیار دارند و نه توانستهاند موازنه قدرت را در سطح کشور به نفع خود تغییر دهند.
ضیا این فاصله میان حملات نظامی و هدف نهایی مقاومت را انکار نمیکند.
او در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت: «ارزیابی که بیشتر عملیاتها تا امروز محدود و چریکی بودهاند، در مجموع درست است و ما نباید واقعیت را با تبلیغات جایگزین کنیم.»
به گفته او، یک جریان مسئول باید میان «ظرفیت امروز و هدف نهایی خود» تفاوت قائل شود.
آقای ضیا همچنین گفت که جبهه آزادی به فعالیتهای درونسازمانی، تدوین دیدگاه سیاسی، تربیت کادر و آمادگی برای حکومتداری، به اندازه مبارزه میدانی اهمیت میدهد.
او گفت: «افغانستان تنها به نیرویی نیاز ندارد که فقط توان جنگیدن داشته باشد بلکه به نیرویی نیاز دارد که بتواند پس از پایان طالبان، از فروپاشی دولت، انتقامجویی و تکرار هرجومرج جلوگیری کند.»
آقای ضیا پس از سقوط نظام جمهوری کمتر در رسانهها ظاهر شده است. مشخص نیست که او اکنون در کدام کشور زندگی میکند، اما در ماههای اخیر میان کشورهای منطقه، آسیای میانه، کشورهای خلیج فارس و اروپا در رفتوآمد بوده است.
جبهه آزادی افغانستان حدود پنج سال پیش شکل گرفت و در سالهای گذشته مسئولیت شماری از حملات علیه نیروهای طالبان را بر عهده گرفته است. سازمان ملل متحد نیز در گزارشهای خود از عملیات این جبهه نام برده است. این حملات عمدتاً محدود و چریکی بودهاند، اما در ماههای اخیر، جبهه آزادی پس از درگیریهای چندروزه با طالبان در ولسوالی زیباک بدخشان، بیشتر مطرح شد.
ضیا در این مصاحبه کتبی گفت که درگیریهای زیباک نشان داد که مقاومت علیه طالبان میتواند از عملیات محدود به اشکال پیچیدهتر و پایدارتر مبارزه در میدان تغییر کند. او با این حال، از نتیجهگیری بزرگتر درباره این نبرد خودداری کرد و گفت: «این تحول بهتنهایی به معنای تغییر توازن سراسری قدرت نیست.»
به باور او، اهمیت زیباک در این است که نشان میدهد مخالفان میتوانند در شرایطی از حملات کوتاه و پراکنده فراتر بروند. رهبر جبهه آزادی گفت: «این تحول نشان میدهد که حرکت از عملیات ضربتی به مقاومت پایدارتر ممکن است، مشروط بر آنکه با سنجش دقیق شرایط، حمایت مردم و حفظ جان غیرنظامیان همراه باشد.»
هنوز روشن نیست که جبهه آزادی تا چه اندازه توان تکرار چنین حملاتی را در دیگر مناطق دارد.
جنگ بدون سیاست به جایی نمیرسد
آقای ضیا گفت که امید این جبهه به سرنگونی طالبان بر «شعار یا تصورات واهی» استوار نیست، بلکه بر آنچه او «شکست سیاسی» طالبان میخواند، بنا شده است.
به گفته ضیا، طالبان با وجود در اختیار داشتن تمام امکانات حکومتی در نزدیک به پنج سال گذشته نتوانسته است مشروعیت ملی، رضایت عمومی و مقبولیت بینالمللی به دست آورد.
رهبر جبهه آزادی همچنین گفت که مبارزه مسلحانه علیه طالبان تنها به چند واحد نظامی در یک منطقه محدود نیست، بلکه از نارضایتی سیاسی، محرومیت زنان، حذف اقوام و جریانهای سیاسی، سرکوب نیروهای پیشین امنیتی و بستهشدن راههای تغییر مسالمتآمیز تغذیه میکند.
او تاکید کرد که جبهه آزادی خود را «جایگزین مردم افغانستان» نمیداند و سرنگونی طالبان را نیز صرفاً نتیجه عملیات نظامی نمیداند.
او افزود که گذار به مرحله بعد، تنها با افزایش حملات ممکن نیست. مقاومت به «گسترش سازماندهی سیاسی، پیوند با جامعه، انسجام فرماندهی، حضور در مناطق بیشتر و ایجاد یک بدیل معتبر برای آینده افغانستان» نیاز دارد.
ضیا در پاسخ به این پرسش که اگر طالبان پنج سال دیگر نیز در قدرت بمانند، آیا جبهه آزادی شکست راهبرد مقاومت نظامی را خواهد پذیرفت، گفت هر رهبری باید برای استراتژی خود معیار سنجش داشته باشد.
آقای ضیا گفت که اگر مقاومت نتواند در یک دوره معقول پایگاه اجتماعی خود را گسترش دهد، ساختار سیاسی منظم ایجاد کند، ظرفیت میدانی خود را افزایش دهد و برای انتقال قدرت چشماندازی معتبر ارائه کند، راهبرد موجود باید بازنگری شود.
ضیا پنج معیار را برای ارزیابی عملکرد جبهه آزادی برشمرد: گسترش حمایت داخلی، افزایش انسجام و ظرفیت سازمانی، پیشرفت سیاسی، تغییر در رفتار و محاسبات طالبان و جلب اعتماد عمومی.
او گفت اگر مردم جبهه آزادی را بهعنوان «عامل ادامه جنگ» ببینند، این جبهه باید در روش خود تجدیدنظر کند. به گفته ضیا، مبارزه مسلحانه برای جبهه آزادی «عقیده تغییرناپذیر یا هدف مستقل» نیست، بلکه ابزاری است که پس از بستهشدن راههای سیاسی به مردم تحمیل شده است.
او افزود اگر روزی یک مسیر واقعی، تضمینشده و قابل اعتماد برای انتقال قدرت، انتخابات آزاد، مشارکت مردم و حفظ حقوق اساسی شهروندان ایجاد شود، «هیچ نیروی مسئولی نباید جنگ را بر سیاست ترجیح دهد.»
تکیه بر نیروهای داخل افغانستان
رهبر جبهه آزادی در پاسخ به نقش کشورهای خارجی گفت که تجربه دولت پیشین و توافق دوحه نشان داد که افغانستان نباید به حمایت خارجی وابسته باشد و حکومتی که از بیرون ساخته شود، با تغییر سیاست همان حامیان خارجی نیز از میان برود.
رهبر جبهه آزادی تأکید کرد که استراتژی مخالفان نباید بر انتظار برای مداخله نظامی خارجی استوار باشد.
او نیروهای پیشین امنیتی را یکی از ظرفیتهای مهم مقاومت دانست. ضیا گفت: «هزاران افسر و سرباز مسلکی پس از سقوط نظام از ساختار دولت کنار گذاشته شدند، اما تجربه، پیوندهای محلی و ظرفیت سازمانی آنان از میان نرفته است.»
او از بدخشان و ننگرهار بهعنوان مناطقی یاد کرد که در گذشته از مراکز مهم تامین نیروی انسانی ارتش و نهادهای امنیتی دولت پیشین بودند.
به باور ضیا، مسیر تغییر از «گسترش نارضایتی به سازمانیافتگی، از سازمانیافتگی به مقاومت ملی و از مقاومت ملی به ایجاد یک بدیل سیاسی معتبر» میگذرد. با این حال، او تاکید کرد که این به معنای بینیازی از جامعه جهانی نیست.
ضیا گفت که افغانستان در خلأ جغرافیایی قرار ندارد و حمایت سیاسی بینالمللی از حقوق مردم افغانستان، فشار دیپلوماتیک برای رعایت حقوق بشر، جلوگیری از مشروعیتبخشی یکجانبه به طالبان و تعامل با نیروهای دموکراتیک افغانستان اهمیت دارد.
او گفت جبهه آزادی از جامعه جهانی نمیخواهد برای این جبهه بجنگد یا حکومت افغانستان را تعیین کند، بلکه انتظار دارد طالبان را صرفاً به دلیل کنترول نظامی بر افغانستان، نماینده مشروع مردم این کشور نشناسد.
افغانستان پسا طالبان
یاسین ضیا گفت که جبهه آزادی تنها برای ساقط کردن طالبان نمیجنگد و مخالفان این گروه باید برای روز پس از تغییر قدرت نیز برنامه داشته باشند. به گفته او، نیرویی که تنها توان جنگیدن داشته باشد، برای افغانستان کافی نیست. چنین نیرویی باید بتواند مانع فروپاشی دولت، انتقامجویی و بازگشت هرجومرج شود.
او گفت: «هدف ما صرفاً ساقط کردن یک گروه نیست. هدف، انتقال افغانستان از حاکمیت مسلحانه و غیرپاسخگو به یک نظم قانونی، انتخابی و فراگیر است.» ضیا تأکید کرد که اگر آنها برای فردای طالبان برنامه نداشته باشند، حتی موفقیت نظامی نیز الزاماً به ثبات و امنیت در کشور منجر نخواهد شد.
رهبر جبهه آزادی افزود: «ما برای گرفتن جای طالبان مبارزه نمیکنیم، برای پایاندادن به نظامی مبارزه میکنیم که قدرت را ملک انحصاری یک گروه مسلح میداند.»
یاسین ضیا از مقامهای ارشد امنیتی حکومت پیشین افغانستان بود و در دوره جمهوریت، ریاست ستاد ارتش و معاونیت ریاست عمومی امنیت ملی را بر عهده داشت.
سازمان ملل متحد روز چهارشنبه گفت که رفتارهای طالبان بازنان و دختران در افغانستان، رفتوآمد و حضور آنان در جامعه را کاهش داده است. بر اساس نظرسنجی این سازمان، بیش از نیمی از زنان گفتهاند که در یک ماه یک یا دو بار از خانه خارج میشوند.
بر اساس گزارشی که روز چهارشنبه از سوی نهاد زنان سازمان ملل منتشر شد، نزدیک به سهچهارم زنان گفتهاند که بدون محرم مرد هنگام بیرون رفتن از خانه احساس امنیت نمیکنند. بیش از نیمی از آنان نیز گفتهاند که از رفتن به مکانهای عمومی، از جمله بازارها و مراکز درمانی، خودداری میکنند.
این گزارش در آستانه پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت منتشر شده است. نهاد زنان سازمان ملل میگوید افغانستان تنها کشور جهان است که دختران در آن از آموزش متوسطه و زنان از تحصیل در دانشگاه محروماند.
این نهاد در بیانیهای گفت: «پنج سال پس از تسلط طالبان، حقوق نیمی از جمعیت افغانستان بهگونه نظاممند از بین رفته و این وضعیت در جهان بیسابقه است.»
به گفته نهاد زنان سازمان ملل، طالبان از زمان بازگشت به قدرت بیش از ۱۰۰ فرمان و دستور علیه زنان و دختران صادر کرده است. این نهاد میگوید که این دستورها تبعیض علیه زنان را نهادینه کرده و بحران حقوق بشری در افغانستان را شدیدتر کرده است.
طالبان میگوید که حقوق زنان را براساس برداشت خود از شریعت اسلامی و فرهنگ افغانستان رعایت میکند. این گروه، گزارشها و توصیههای سازمان ملل را دخالت در امور داخلی افغانستان توصیف مینماید.
گزارش سازمان ملل نشان میدهد که محدودیتها و رفتار طالبان بر وضعیت روانی زنان نیز اثر گذاشته است. هفت زن از هر ۱۰ زن شرکتکننده در این بررسی، سلامت روانی خود را «بد» یا «بسیار بد» توصیف کردهاند. آنان انزوا، از دست دادن فرصتهای اجتماعی و شغلی را از عوامل اصلی وخامت وضعیت روانی خود دانستهاند.
نهاد زنان سازمان ملل همچنین میگوید که فرمانهای تازه طالبان حمایتهای حقوقی از زنان را بیش از پیش کاهش داده است. به گفته این نهاد، مقرراتی که امسال وضع شده، برابری زنان و مردان در برابر قانون را از میان برده، اختیار مردان را در زندگی زناشویی افزایش داده و طلاق گرفتن را برای زنان دشوارتر کرده است.
زنان در بازار کار نیز حضور بسیار محدودی دارند. بر اساس این گزارش، تنها هفت درصد زنان شاغلاند، در حالی که این رقم در میان مردان به ۸۴ درصد میرسد.
یونسکو نیز روز سهشنبه اعلام کرد که از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، حدود ۲.۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم شدهاند.
نهاد زنان سازمان ملل گفته است که یافتههای این گزارش بر پایه نظرسنجی خانهبهخانه از دو هزار و ۱۹۰ نفر در ماههای فبروری و مارچ ۲۰۲۵ و نظرسنجی تلفنی از دو هزار و ۸۱۱ نفر در ماههای اپریل و می ۲۰۲۶ تهیه شده است.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، تازهترین گزارش تیم تحلیل و نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل هشدار میدهد که افغانستان بار دیگر به پناهگاهی برای گروههای تروریستی تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، تهدیدهای تروریستی ناشی از افغانستان در مجموع تقریباً بدون تغییر باقی مانده و گروههای مختلف در این کشور همچنان امنیت پاکستان، چین و کشورهای آسیای مرکزی را تهدید میکنند.
گزارش سیوهشتم تیم نظارت بر تحریمهای شورای امنیت که در چارچوب قطعنامههای ۱۲۶۷، ۱۹۸۹ و ۲۲۵۳ تهیه شده، میگوید که گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان، القاعده و جنبش اسلامی ترکستان شرقی در افغانستان حضور دارند و از خاک این کشور برای آموزش، تجهیز و ارتقای تواناییهای خود استفاده میکنند.
در همین حال، اداره طالبان عملیات خود علیه داعش خراسان را ادامه داده است، گروهی که سازمان ملل آن را بزرگترین تهدید تروریستی برای طالبان و منطقه میداند.
داعش خراسان؛ بزرگترین تهدید
بر اساس گزارش سازمان ملل، عملیات طالبان در کابل و شمال افغانستان تواناییهای داعش خراسان را کاهش داده است، اما این گروه از بین نرفته و وارد مرحله بازسازی تواناییهای خود شده است.
حملات داعش خراسان در داخل افغانستان کاهش یافته، اما فعالیت این گروه در پاکستان افزایش پیدا کرده است. این گروه همچنان توانایی انجام حملات گسترده و پرتلفات را، هرچند بهصورت پراکنده، حفظ کرده و قصد انجام عملیات در خارج از افغانستان را نیز کنار نگذاشته است.
کشورهای عضو سازمان ملل گفتهاند که داعش خراسان به تجهیزات پیشرفتهای از جمله پهپاد و دوربینهای دید در شب دسترسی دارد. اعضای این گروه همچنین در زمینه جنگ شهری و استفاده از پهپاد آموزش دیدهاند.
یکی از کشورهای عضو سازمان ملل نیز گفته است که داعش خراسان و ارتش آزادیبخش بلوچستان از برخی شبکههای مشترک برای تسهیل امور و پشتیبانی لجستیکی استفاده میکنند.
تغییر جغرافیای فعالیت داعش خراسان
گزارش سازمان ملل از تغییر جغرافیای فعالیت داعش خراسان نیز خبر میدهد.
بر اساس این ارزیابی، این گروه بخشی از فعالیتهای خود را به شمال افغانستان منتقل کرده و آموزشهایش را در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان، از جمله خیبرپختونخوا، انجام میدهد.
داعش خراسان در عین حال همچنان در اطراف کابل حضور دارد.
این تحول در حالی رخ داده که طالبان طی سالهای گذشته بارها از عملیات گسترده علیه داعش خراسان خبر داده و مدعی شدهاند که این گروه را در افغانستان سرکوب کردهاند.
اما گزارش سازمان ملل میگوید کاهش حملات داعش خراسان به معنای نابودی این گروه نیست و این گروه همچنان ظرفیت بازسازی و انجام حملات مرگبار را دارد.
جابجایی تحریک طالبان پاکستان
یکی از مهمترین بخشهای گزارش سازمان ملل به روابط طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان اختصاص دارد.
بر اساس این گزارش، حملات تحریک طالبان علیه پاکستان افزایش یافته و این گروه همچنان از خاک افغانستان برای فعالیتهای خود استفاده میکند. کشورهای عضو سازمان ملل نسبت به ادامه این وضعیت و پیامدهای آن برای امنیت منطقه ابراز نگرانی کردهاند.
گزارش میگوید که طالبان حدود دو هزار جنگجوی تحریک طالبان پاکستان و اعضای خانوادههای آنان را از مناطق مرزی پاکستان به داخل افغانستان منتقل کردهاند. هدف اعلامشده از این اقدام، مهار فعالیت این گروه و کاهش تنش با پاکستان بوده است.
همچنین در این گزارش آمده است که هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان به رهبران تحریک طالبان پاکستان هشدار داده است که حملات علیه پاکستان را متوقف کنند، در غیر این صورت ممکن است حمایت طالبان را از دست بدهند.
با این حال، ادامه حملات تحریک طالبان پاکستان نشان میدهد که این تلاشها تاکنون نتوانسته است فعالیت این گروه را متوقف کند.
توانایی هوایی تحریک طالبان پاکستان
گزارش سازمان ملل از تغییرات در ساختار تشکیلاتی تحریک طالبان پاکستان نیز خبر میدهد.
بر اساس این گزارش، شورای رهبری تحریک طالبان پاکستان در ۲۵ دسمبر ۲۰۲۵ ساختار جدیدی را اعلام کرد که در کنار بخشهای مربوط به بلوچستان، کشمیر و گیلگیت، بخشی با عنوان «نیروی هوایی تحریک طالبان پاکستان» نیز در آن ایجاد شده است.
این گروه در اوایل مارچ ۲۰۲۶ عملیات بهاری خود با نام «خیبر» را اعلام کرد و خواستار افزایش حملات علیه نیروهای امنیتی و غیرنظامیان در پاکستان شد.
گزارش میگوید یکی از حملات مرگبار این گروه در ۱۶ فبروری در منطقه باجور رخ داد. در این حمله، یک موتر بمبگذاریشده ۱۱ نیروی امنیتی و یک کودک را کشت. بر اساس ارزیابی گزارش، این حمله از داخل خاک افغانستان هدایت شده بود.
همکاری القاعده با تحریک طالبان پاکستان
در کنار داعش خراسان و تحریک طالبان پاکستان، القاعده نیز همچنان در افغانستان حضور دارد.
سازمان ملل میگوید وضعیت و تواناییهای القاعده در افغانستان تغییر اساسی نکرده است. این گروه همچنان از افغانستان برای فعالیتهای خود استفاده میکند و میان القاعده و تحریک طالبان پاکستان نیز ارتباط وجود دارد.
در ۲۸ اپریل ۲۰۲۶، السحاب، رسانه رسمی القاعده، بیانیهای منتشر کرد که در آن از طالبان افغانستان حمایت شده و برای نخستین بار بهصورت مستقیم از عملیاتهای تحریک طالبان پاکستان علیه پاکستان نیز پشتیبانی شده است.
گزارش سازمان ملل این موضوع را مهم میداند، زیرا القاعده علاوه بر حمایت ایدئولوژیک، در آموزش و پشتیبانی از تحریک طالبان پاکستان نیز نقش دارد.
یکی از کشورهای عضو سازمان ملل به کمیته تحریمها گفته است که جنگجویان گروه شبهنظامی ارتش آزادیبخش بلوچستان نیز در کنار اعضای تحریک طالبان پاکستان، توسط مربیان القاعده در افغانستان آموزش دیدهاند.
گزارش همچنین از حضور رهبری شاخه شبهقاره هند القاعده در کابل خبر میدهد و میگوید برای برخی از اعضای این گروه تذکره افغانی صادر شده است.
جنبش اسلامی ترکستان شرقی در بدخشان و قندوز
جنبش اسلامی ترکستان شرقی نیز از دیگر گروههایی است که سازمان ملل درباره فعالیت آن در افغانستان ابراز نگرانی کرده است. این گروه حضور خود را در شمال افغانستان، بهویژه در بدخشان و دهلیز واخان، افزایش داده است.
همچنین گزارشهایی درباره ایجاد مواضع جدید این گروه در قندوز وجود دارد.
رهبری جنبش اسلامی ترکستان شرقی دستور افزایش آمادگی رزمی و خرید سلاح و تجهیزات نظامی را صادر کرده است. یکی از کشورهای عضو سازمان ملل نیز گفته است که اعضای این گروه در یک مرکز آموزشی جدید القاعده در برگمتال نورستان آموزش میبینند.
این گروه همچنین بر توسعه و استفاده از پهپادها تمرکز کرده است.
گزارش میافزاید که جنبش اسلامی ترکستان شرقی اعضای خود در سوریه را به آمدن به افغانستان تشویق میکند و شماری از اعضای این گروه نیز به افغانستان آمدهاند.
فعالیت جنبش اسلامی ترکستان شرقی در شمال و شمالشرق افغانستان، بهویژه در بدخشان و دهلیز واخان، برای چین اهمیت ویژه دارد.
این گروه سالهاست یکی از نگرانیهای اصلی امنیتی چین محسوب میشود. افزایش حضور آن در مناطق نزدیک به مرز چین و تلاش برای دسترسی به تجهیزات و فناوریهای جدید، نگرانیها درباره استفاده احتمالی از خاک افغانستان برای فعالیت علیه چین را افزایش داده است.
گزارش سازمان ملل نشان میدهد که تهدید تروریستی از افغانستان دیگر محدود به داخل این کشور نیست و فعالیت شبکههای مختلف میتواند امنیت پاکستان، چین و کشورهای آسیای مرکزی را تحت تاثیر قرار دهد.
دسترسی گروههای تروریستی به سلاح
دسترسی گروههای تروریستی به سلاح و تجهیزات پیشرفته یکی دیگر از نگرانیهای مهم مطرحشده در گزارش کمیته نظارت بر تحریمهای سازمان ملل است.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، بخشی از تجهیزات نظامی بهجامانده از نیروهای امنیتی حکومت پیشین افغانستان و نیروهای بینالمللی همچنان در این کشور وجود دارد.
بر اساس گزارش، بخشی از این تجهیزات، از جمله سلاحهای خودکار، تجهیزات ارتباطی و وسایل دید در شب، در اختیار گروههای تروریستی قرار گرفته است.
سازمان ملل هشدار میدهد که دسترسی گروههای مسلح به چنین تجهیزاتی میتواند توان عملیاتی شبهنظامیان را افزایش داده و خطر انجام حملات پیچیدهتر را در افغانستان و کشورهای منطقه بیشتر کند.
آدمربایی تروریستان
گزارش سازمان ملل همچنین به شیوههای تامین مالی گروههای تروریستی پرداخته است.
بر اساس این گزارش، داعش خراسان بهطور گسترده از آدمربایی برای دریافت باج استفاده میکند. کارگران و شرکتهای خارجی، بهویژه در مناطق شمالی افغانستان، از اهداف این گروه هستند.
این روش علاوه بر افزایش توان مالی گروههای تروریستی میتواند فعالیت شرکتهای خارجی و حضور شهروندان خارجی در افغانستان را نیز با خطر بیشتری مواجه کند.
سربازگیری از نوجوانان در فضای مجازی
سازمان ملل در بخش دیگری از گزارش نسبت به استفاده گروههای تروریستی از فضای مجازی برای جذب نیرو هشدار داده است.
بر اساس این گزارش، گروههایی مانند داعش و القاعده از شبکههای اجتماعی، پیامرسانهای رمزگذاریشده و حتی پلتفرمهای بازیهای ویدیویی برای دسترسی به نوجوانان استفاده میکنند.
این گروهها تلاش میکنند افراد کمسنوسال را در فضای مجازی افراطی کرده و آنان را به سمت خشونت و فعالیتهای تروریستی سوق دهند.
به این ترتیب، تهدید تروریسم از میدانهای جنگ و اردوگاههای آموزشی به فضای مجازی نیز منتقل شده است، حوزهای که مقابله با آن برای دولتها دشوارتر است.
گزارش سیوهشتم تیم تحلیل و نظارت بر تحریمهای سازمان ملل تصویری پیچیده از روابط میان گروههای تروریستی در افغانستان ارائه میکند.
از یک سو، طالبان با داعش خراسان میجنگند و تلاش میکند توان عملیاتی این گروه را کاهش دهد. از سوی دیگر، گروههایی مانند القاعده، تحریک طالبان پاکستان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی همچنان در افغانستان حضور دارند.
بر اساس گزارش، برخی از این گروهها با یکدیگر ارتباط دارند و در زمینه آموزش، انتقال نیرو و پشتیبانی لجستیکی همکاری میکنند.
این وضعیت افغانستان را به محیطی تبدیل کرده است که گروههای مختلف تروریستی، با وجود تفاوت در اهداف و دشمنان خود، میتوانند از فضای موجود برای بازسازی و ادامه فعالیت استفاده کنند.
افزایش فعالیت تحریک طالبان پاکستان یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت برای کشورهای منطقه است.
اسلامآباد بارها طالبان را متهم کرده است که به تحریک طالبان پاکستان اجازه میدهد از خاک افغانستان علیه پاکستان فعالیت کند.
طالبان این اتهام را رد کرده و گفته است که اجازه نمیدهد از خاک افغانستان علیه هیچ کشوری استفاده شود.
اما گزارش سازمان ملل ارزیابی متفاوتی ارائه میکند و میگوید تحریک طالبان پاکستان همچنان از افغانستان فعالیت میکند و طالبان نیز به این گروه حمایت و پناه میدهند.
تداوم این وضعیت، اختلاف میان طالبان و پاکستان را از یک مناقشه سیاسی و مرزی فراتر برده و به یک بحران امنیتی منطقهای تبدیل کرده است.